بلاگ

  • معنی کلمه Filth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Filth به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Filth به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کثیفی” وقتی به کار می‌رود که چیزی بسیار آلوده و ناپاک باشد. اما به طور کلی، دو نوع اصلی کثیفی وجود دارد. نوع اول، کثیفی فیزیکی است که شامل آلودگی‌های محیطی می‌شود و باید از روی یک شیء یا فرد شسته شود. نوع دوم، کثیفی اخلاقی یا ذهنی است که به رفتارهای بسیار ناپسند و غیراخلاقی یک فرد اشاره دارد. در هر دو حالت، کلمه “کثیفی” بیانگر شدت آلودگی است و در موقعیت‌های بسیار جدی به کار می‌رود.

    نمونه‌هایی از کثیفی فیزیکی:

    * پاک کردن آلودگی‌های خیابان‌های شهر زمان زیادی برد. (کلمه “کثیفی” در اینجا یک اسم است.)
    * خیابان‌ها بسیار آلوده بودند. (کلمه “کثیف” در اینجا یک صفت است.)
    * بازدیدکنندگان از اردوگاه از میزان کثیفی و نبود امکانات بهداشتی متعجب شدند.
    * آن اردوگاه بسیار کثیف بود.
    * آن خانه به دلیل آلودگی و کثیفی شدید داخلی، غیرقابل سکونت اعلام شد.
    * این یک خانه بسیار کثیف است.

    نمونه‌هایی از کثیفی اخلاقی و ذهنی:

    * سازندگان آن فیلم‌ها به ساخت آثار مبتذل معروف هستند.
    * آن‌ها فیلم‌های کثیف تولید می‌کنند. (فیلم‌های کثیف به معنای فیلم‌های مستهجن است.)
    * انواع پلیدی و فساد، آبروی شهر را خدشه‌دار کرده است.
    * این شهر به مرکز فساد و پلیدی معروف است.
    * آن پیرمرد فقط فیلم‌هایی را تماشا می‌کند که پر از صحنه‌های مستهجن، فحش و خشونت باشد.
    * او یک پیرمرد پلید است. او ذهنی آلوده دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Final به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Final به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Final به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نهایی” معمولاً برای توصیف چیزی به کار می‌رود که آخرین است یا پایان یک روند را نشان می‌دهد.

    امروز آخرین روز سال است. فردا سال نو است.
    رزا پس از فکر کردن زیاد در مورد شرایط، تصمیم قطعی خود را گرفت.
    آخرین مایل از مسابقه، سخت‌ترین قسمت برای دوندگان بود.
    پس از یک هفته گفت‌وگو، مدیریت پیشنهاد قطعی خود را اعلام کرد.
    آیا این پاسخ قطعی شماست؟
    این حس خیلی قطعی و تمام‌شده‌ای دارد.
    این تصمیم، تغییرناپذیر است. راه برگشتی وجود ندارد.

     
    کلمه “بالاخره” یک قید است و زمانی به کار می‌رود که چیزی پس از مدت‌ها انتظار به پایان برسد.

    مهمانی بالاخره ساعت سه صبح تمام شد.
    بالاخره روزنامه رسید. من تمام صبح منتظر آن بودم.
    رابرت پس از شش سال نامزدی، در نهایت از دوست دخترش خواستگاری کرد.
    بالاخره! کارشان تمام شد.

     
    کلمه “نهایی کردن” یک فعل است و به معنای پایان بخشیدن و تکمیل یک کار است.

    آنها با یک دستدادن، توافق را به نتیجه رساندند.
    تکمیل گزارش بر عهده گروهی از حسابداران بود.

     
    وقتی “فینال” به صورت اسم به کار می‌رود، معمولاً به آزمون پایانی یا مرحله نهایی یک رقابت اشاره دارد:

    ویکتوریا این هفته در سه درس خود امتحان پایانی دارد.
    امتحان پایانی بسیار سخت بود.
    نمره امتحان پایانی، تقریباً نیمی از نمره نهایی شما را تشکیل می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Finance به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Finance به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Finance به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “finance” که در فارسی به “مالی” ترجمه می‌شود، در دنیای کسب‌وکار بسیار پرکاربرد است. چه پول دریافت کنید و چه برای کاری پول فراهم کنید، آشنایی با این کلمه مفید خواهد بود.
    در جمله‌های زیر از “finance” به عنوان یک فعل استفاده شده است:

    * ما باید پول یک ماشین جدید را فراهم کنیم. (یعنی باید از یک مؤسسه وام‌دهنده، مثل بانک، پول قرض بگیریم.)
    * بانک قصد دارد به ما در پرداخت هزینه این خرید کمک کند.
    * پول وام مسکن با نرخ سود پنج درصدی تأمین شد.
    * شهرداری هزینه ساخت یک پارکینگ عمومی جدید را می‌پردازد. (این جمله به زمان حال استمراری اشاره دارد.)

    گاهی اوقات می‌شنوید که از کلمه “finance” به صورت جمع و به عنوان اسم استفاده می‌شود.

    * وضعیت مالیتان چطور است؟ (یعنی شرایط پولی شما چگونه است.)
    * وضعیت مالی این شرکت بسیار آشفته است. (یعنی پی بردن به این که پول چطور وارد یا خارج می‌شود، دشوار است.)
    * جیمی پس از دانشگاه امیدوار است وارد دنیای مالی بزرگ شود. (high finance به معنای بانک‌ها و مؤسسات مالی بزرگ است.)
    * یک حسابدار می‌تواند راهنمایی‌های بسیار مفیدی برای مدیریت پول و دارایی‌تان به شما ارائه دهد.

    کلمه “financial” یک صفت است و برای توصیف چیزها به کار می‌رود:

    * شرایط مالی آن‌ها چندان خوب نیست.
    * یک راهنمای مالی می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا برای پس‌انداز آینده برنامه‌ریزی کنند.
    * سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی، به نتیجه‌های مالی سه‌ماهه دوم این شرکت خوشبین نبودند. (منظور از financial world همان سرمایه‌گذاران، بانک‌ها و تصمیم‌گیرندگان است.)
    * ادنا به دلیل تردید در مورد ثبات مالی فرناندو، تصمیم گرفت با او ازدواج نکند.
    * وضعیت مالی آن‌ها مرتب نیست. (منظور از financial house همان شرایط مالی است.)

    کلمه “financially” نیز یک قید است:

    * این کشور از نظر اقتصادی با ثبات است. (یعنی وضعیت آن خوب است.)
    * آن‌ها از لحاظ مالی در موقعیت بسیار خوبی قرار دارند. (یعنی پول و دارایی زیادی دارند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Find به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Find به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Find به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از واژه “یافتن” برای چیزهایی که در جستجوی آن هستید استفاده کنید. فرد ممکن است به طور عمدی (با جستجو) یا به طور اتفاقی چیزی را “بیابد”. یافتن می‌تواند به معنای کشف یا اختراع چیزی باشد، یا زمانی که چیزی گم شده است، به معنای بازیابی آن است. کلمه “find” یک فعل بی‌قاعده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    find

    پیدا کردن

    found

    یافت

    found

    یافته

    گربه‌ات را پیدا کردی؟
    آنها یک خانه جدید برای سکونت پیدا کردند.
    ما لازم داریم که جای جدیدی برای زندگی پیدا کنیم.
    من هیچ برنامه جالبی در تلویزیون پیدا نمی‌کنم.
    لورا کار جدیدی پیدا کرد.
    مارک نتوانست آدرس را پیدا کند.
    می‌توانی بیسمارک در داکوتای شمالی را روی نقشه نشان بدهی؟
    توانستی راهت را در دانشگاه پیدا کنی؟

    گاهی کلمه “find” معنایی شبیه “فکر کردن” یا “باور داشتن” دارد.
    به نظر من این شراب خیلی شیرین است. (find = فکر کن)
    به نظر آنها فلوریدا خیلی گرم و مرطوب بود، برای همین نقل مکان کردند.
    زندگی در آمریکا را چطور می‌بینی؟ (نظرت درباره زندگی در ایالات متحده چیست؟)

    این جمله‌ها هم نشان می‌دهند که گاهی “find” به عنوان اسم به کار می‌رود:
    این یک کشف مهم است. (find = کشف)
    چندین یافته جدید از پژوهش آنها پشتیبانی می‌کند. (finding = کشف)
    مبل جدیدت را دوست دارم. چه خرید خوبی! (چه وسیله خوب و مناسبی!)
    یک کشف تازه در آفریقا برخی نظریه‌ها درباره خاستگاه انسان‌های نخستین را تأیید می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fine به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Fine به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “fine” سه معنی مختلف دارد.

    در اولین گروه از مثال‌ها، کلمه fine به معنای “خوب” یا “قابل قبول” است، درست مثل وقتی می‌گوییم حالمان خوب است.

    حالم خوبه.
    ما خوبیم و مشکلی نداریم.
    همه چیز مرتب است.
    السا از تاب افتاد، اما آسیبی ندیده و حالش خوب است.
    جو می‌گوید حالش به اندازه‌ای خوب است که می‌تواند امروز برود گلف بازی کند.

    گاهی اوقات کلمه “fine” برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که کیفیت بسیار بالایی دارند.

    جورج کلکسیونر آثار هنری ارزشمند است.
    فروشگاه جواهرات قیمتی را درون ویترین‌های شیشه‌ای نگهداری می‌کند.
    اوپال فقط شراب مرغوب می‌نوشد و از انواع ارزان‌قیمت خوشش نمی‌آید.
    رستوران‌های باکیفیت و غذاهای عالی همچنان در ایالات متحده پرطرفدار هستند.

    معنای سوم کلمه “fine” به “ریز” یا “نازک” بودن چیزی اشاره دارد.

    شن‌های این ساحل بسیار ریز هستند.
    گندم را آنقدر آسیاب می‌کنند تا به آرد نرم و لطیفی تبدیل شود.
    او برای شانه زدن موهایش از یک شانه با دندانه‌های بسیار ریز استفاده می‌کند.
    موهایش بسیار نازک و لطیف است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Finish به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Finish به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Finish به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از کلمه «پایان» برای صحبت درباره تمام شدن یک مسابقه یا یک فصل استفاده کنید:

    تیم در این فصل چه نتیجه‌ای گرفت؟
    چه کسی اول از خط پایان گذشت؟ (در این جمله کلمه «پایان» به صورت صفت به کار رفته است.)
    وقتی از مسابقه پایان یافت، زمانش چقدر بود؟

    همچنین استفاده از کلمه «پایان» برای کارهای دیگر هم رایج است:

    فیلم چه ساعتی تمام می‌شود؟
    غذایت را تمام کردی؟
    کارت تمام شد؟
    لطفاً کارت را به پایان برسان!
    لطفاً تمامش کن!
    شرکت ما سال را با سود زیادی به پایان رساند.
    ازدواج آن‌ها به پایان رسیده است.
    کار من با تو تمام است. (این جمله ممکن است از روی خشم گفته شود.)
    آن‌ها با آتش توپ‌خانه دشمن را از پای درآوردند.
    من همیشه سعی می‌کنم هر کاری را که شروع می‌کنم، به پایان برسانم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Fire به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fire به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Fire به فارسی با مثالهای کاربردی

    آتش از گازهای بسیار داغ درست شده است. این پدیده می‌تواند ویرانگر باشد…

    آن ساختمان بر اثر آتش‌سوزی کاملاً نابود شد.
    یک نفر در جنگل آتش روشن کرد و چندین هکتار از درختان سوختند.
    بیشتر لوازم خانه و لباس‌های آنان در آن حریق از بین رفت.

    … یا می‌تواند مفید باشد:

    آن‌ها در بخاری خانه آتش روشن کردند تا گرم شوند.
    بچه‌ها در اردوی تابستانی، تمام شب دور آتش نشستند و آواز خواندند.
    کشاورزان از آتش برای پاکسازی بوته‌ها و درختان اضافی استفاده می‌کنند.

     
    وقتی از کلمه “آتش” به عنوان فعل استفاده می‌شود، معانی مختلفی دارد.

    او در حال پرتاب یک موشک است.
    ماشینت را روشن کن تا ببینیم صدایش چطور است. (fire up = روشن کردن)
    پلیس چند تیر به سمت هوا شلیک کرد.
    سرباز، سلاح خود را به سوی یک سرباز دشمن نشانه گرفت.
    اعضای تیم برای پیروزی امشب بسیار پرانگیزه هستند. (در این جمله “fired up” یک اصطلاح است و به معنی هیجان‌زده و مشتاق بودن است.)

     
    همچنین از “fire” وقتی استفاده می‌شود که کسی کارش را از دست می‌دهد:

    او به خاطر تاخیر زیاد در کار، از شغلش اخراج شد.
    شرکت، دو کارمندی که از صندوق پول دزدی می‌کردند را اخراج کرد.
    جو اصلاً برایش مهم نیست که از کارش اخراج شود، چون از آن کار بدش می‌آید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه First به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه First به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه First به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اول” برای نشان دادن رتبه و ترتیب به کار می‌رود. وقتی چیزی یا کسی اول باشد، یعنی در ابتدای یک فهرست قرار دارد و بقیه بعد از آن می‌آیند.

    پاملا در صف اول است. او اول است.
    مانوئل در کلاسش اول است. (یعنی با توجه به نمره‌هایی که گرفته، بهترین دانش‌آموز است.)
    امروز دانش‌آموزان در کلاس سخنرانی می‌کنند. چه کسی اول صحبت می‌کند؟
    چه کسی دوست دارد اول برود؟
    آیا تو می‌خواهی اول باشی؟
    وقتی با ماشین دنده‌ای رانندگی می‌کنی، اولین دنده، کم‌سرعت‌ترین آن است. بعد از دنده اول، به دنده دو تغییر می‌دهی.
    این اولین باری است که دایان غذای هندی می‌خورد. او قبلاً هیچ وقت این غذا را نخورده بود.
    محمد تا به حال به تماشای بازی بیسبال نرفته بود. این اولین تجربه اوست.
    ریچارد در هر کاری که می‌کند، همیشه باید اول باشد.
    او دوست دارد اولین نفر باشد.
    دوست دارد که اول باشد.
    اولویت با کارهای مهم است. (یعنی باید قبل از هر کار دیگری، به مسئولیت‌های اصلی و ضروری رسیدگی کنیم.)
    “اصلاحیه اول” قانون اساسی آمریکا، آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی مذهب و آزادی مطبوعات را تضمین می‌کند.
    اولین کسانی که به محل یک حادثه می‌رسند، به افراد آسیب‌دیده کمک می‌کنند.
    داشتن یک جعبه کمک‌های اولیه در دسترس، فکر خوبی است؛ برای وقتی که کسی آسیب ببیند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Fish به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fish به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fish به فارسی با مثالهای کاربردی

    ماهی جانوری است که در آب زندگی می‌کند. این واژه در زبان انگلیسی بسیار رایج است.

    آیا دوست دارید ماهی بخورید؟
    یک ماهی در آب شنا می‌کند. (مفرد)
    ماهی‌ها در آب شنا می‌کنند. (جمع)
    می‌توانید ماهی را به عنوان حیوان خانگی نگه دارید.
    این ماهی در یک تنگ ماهی زندگی می‌کند.

     
    ماهیگیری یک سرگرمی و ورزش پرطرفدار است:

    مردم در دریاچه‌ها، رودها، حوضچه‌ها، اقیانوس‌ها و دریاها به ماهیگیری می‌روند.
    اگر در فصل زمستان ماهیگیری کنید، به آن ماهیگیری روی یخ می‌گویند.
    به فردی که ماهیگیری می‌کند، ماهیگر گفته می‌شود.
    ماهیگیران، ماهیگیری را فعالیتی آرامش‌بخش می‌دانند.
    بیشتر افراد برای گرفتن ماهی از یک چوب ماهیگیری استفاده می‌کنند.
    می‌توان به آن میله ماهیگیری هم گفت.
    برای گرفتن ماهی، یک طعمه همراه با قلاب به انتهای نخ وصل می‌شود.
    ماهی طعمه را می‌قاپد.
    معمولاً از کرم‌ها یا ماهی‌های ریز به عنوان طعمه استفاده می‌شود.
    ماهیگیران گاهی از طعمه مصنوعی نیز برای صید ماهی استفاده می‌کنند.
    طعمه مصنوعی، نوعی طعمه ساختگی است که برای فریب ماهی به کار می‌رود.

     
    واژهٔ fish در انگلیسی به عنوان فعل هم به کار می‌رود:

    او در حال ماهیگیری است.
    او در تابستان‌ها ماهیگیری می‌کند.
    یک نفر دارد روی یخ ماهی می‌گیرد.
    او از داخل یک کلبهٔ ماهیگیری در حال صید ماهی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Fist به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fist به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fist به فارسی با مثالهای کاربردی

    دست خود را طوری جمع کنید که تمام انگشتان و شست به سمت داخل و کف دست برگردند. این حالت را مشت می‌نامند.

    معترضان با بلند کردن مشت‌هایشان در هوا، مخالفت خود را نشان دادند.
    مردان مشت‌های خود را بالا گرفتند تا نشان دهند هر دو برای درگیری آماده هستند.
    ورن آن‌قدر عصبانی بود که مشت خود را به دیوار کوبید.
    کودکان بیرون از مدرسه، چون می‌خواستند وارد شوند، با مشت‌هایشان به در می‌کوبیدند.
    استادان کاراته می‌توانند از مشت‌های خود به عنوان سلاحی بسیار خطرناک استفاده کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.