بلاگ

  • معنی کلمه Climate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Climate به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Climate به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه «اقلیم» برای توصیف میانگین شرایط جوی یک منطقه خاص استفاده می‌شود. عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، نزدیکی به دریا یا کوهستان، ارتفاع از سطح دریا و فعالیت‌های انسانی بر آب و هوا تأثیر می‌گذارند. وقتی مردم از اقلیم صحبت می‌کنند، معمولاً ابتدا به دمای هوا فکر می‌کنند، اما اقلیم علاوه بر دما، شامل میزان رطوبت، تابش خورشید و بارش نیز می‌شود.

    من در ایالت مینه‌سوتا زندگی می‌کنم. آب و هوای این ناحیه بسیار افراطی است؛ تابستان‌های گرم و زمستان‌های بسیار سردی دارد.
    مکزیک دارای آب و هوای استوایی است. در بعضی مناطق آن باران زیادی می‌بارد و در برخی دیگر هوا خشک است.
    کشورهای نزدیک به خط استوا، معمولاً آب و هوای گرم و مرطوب دارند.
    مناطقی که در عرض‌های جغرافیایی بالاتر قرار دارند، عموماً آب و هوای سردی تجربه می‌کنند.
    گاهی مردم وقتی از زندگی در مناطق سرد خسته می‌شوند، به مناطق گرم‌تر نقل مکان می‌کنند.
    آب و هوای منطقه‌ای که شما زندگی می‌کنید چگونه است؟

     
    علاوه بر این، از کلمه «اقلیم» یا «فضا» برای توصیف حال و هوا یا جو حاکم بر یک گروه نیز استفاده می‌شود.

    به دلیل ناآرامی‌های اجتماعی، فضای سیاسی در هنگ‌کنگ در حال حاضر ناپایدار است.
    تغییرات در فضای سیاسی ایالات متحده، باعث ایجاد شکاف عمیق بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان شده است.
    شرکتی که فضای مناسبی برای نوآوری و خلاقیت فراهم کند، محصولات جدید و جذابی تولید خواهد کرد.

     
    اخیراً کلمه «اقلیم» معنای تازه‌ای هم پیدا کرده و نشان‌دهنده نگرانی فزاینده درباره تغییرات آب و هوایی در سراسر جهان است.

    «منکر تغییرات اقلیمی» به کسی گفته می‌شود که تأثیر فعالیت‌های انسانی بر محیط زیست را باور ندارد.
    «فعال اقلیمی» کسی است که توجه عمومی را به تغییرات سریع محیط زیست جلب می‌کند.
    «پناهنده اقلیمی» فردی است که به دلیل رویدادهای آب و هوایی، خانه و زادگاه خود را ترک می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Climb به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Climb به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Climb به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “climb” به معنای حرکت به سمت بالا، پایین یا جلو است. در جمله‌های زیر می‌توانید کاربرد این فعل را ببینید:

    او در حال بالا رفتن از یک کوه است.
    برای چیدن آن نارگیل‌ها، تنها راه این است که از درخت بالا بروی.
    وقتی از پله‌ها بالا یا پایین می‌رود، باید خیلی مواظب باشد.
    او در شرکت پیشرفت زیادی کرده و به موفقیت بزرگی رسیده است.

    این کلمه می‌تواند به عنوان اسم هم به کار رود:

    بالا رفتن از کوه چند روز طول کشید.
    بعد از یک پرواز پرتلاطم و دشوار، هواپیما به بخش آرامی از جو رسید.
    پیشرفت او در سطوح مختلف سازمان واقعاً قابل توجه بوده است.

    نکته: حرف “b” در انتهای کلمه “climb” خوانده نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cling به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cling به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cling به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی برای حفظ امنیت، دریافت پشتیبانی یا زنده ماندن، به شیء یا فردی وابسته می‌شود و به آن می‌چسبد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    cling

    چسبیدن

    clung

    چسبیده

    clung

    چسبیده

    دختر کوچولو با تمام وجود به مادرش چسبیده است.
    کودکان برای احساس امنیت و محافظت، به پدر و مادرشان می‌چسبند.
    مرد خودش را به دیواره کوه چسبانده بود و برای نجات جانش، محکم نگه داشته بود.
    ترزا در حالی که از یک خیابان شلوغ شهر عبور می‌کردند، محکم به بازوی دوست پسرش چسبیده بود.
    نایلون آشپزخانه به ظرف غذا می‌چسبد و آن را می‌پوشاند.
    یک سنجاب به تنه درخت چسبیده است.
    دارکوب‌ها هنگام سوراخ کردن تنه درخت، محکم به آن می‌چسبند.

    گاهی کلمه “چسبیدن” به شکل غیر مستقیم استفاده می‌شود:
    دیوید برای گذراندن روزهای سخت، به ایمانش به خداوند متوسل می‌شود و به آن چنگ می‌زند.
    مردم بدون توجه به عقاید دیگران، به دین و باورهای خود پایبند می‌مانند.
    سارا به خاطرات زیبا و شاد گذشته‌اش محکم چسبیده است.
    آقای ادواردز با وجود کامپیوتر و اینترنت، همچنان به روش‌های قدیمی تدریسش پایبند است.

    وقتی از کلمه “چسبنده” به عنوان یک صفت استفاده می‌شود، یعنی یک نفر بیش از حد به فرد دیگری وابسته است و می‌خواهد همیشه در کنارش باشد.
    سوفیا دوست دختری است که خیلی وابسته است و همیشه می‌خواهد به شریک زندگی‌اش بچسبد.
    کودکان کوچک معمولاً به پدر و مادر خود وابسته هستند و دوست دارند همیشه کنارشان باشند.
    تام گله می‌کند که خواهر و برادرهای کوچکترش بیش از حد به او وابسته هستند و بعضی وقت‌ها دوست دارد تنها باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Clip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clip به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Clip به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه “clip” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، منظور بریدن یا کوتاه کردن چیزی است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    clip

    بریده شدن

    clipped

    بریده شد

    clipped

    بریده شده

    برای کوتاه کردن ناخن‌هایتان می‌توانید از ناخن‌گیر استفاده کنید.
    برای هرس کردن گیاهان و درختچه‌ها از قیچی باغبانی استفاده می‌شود.
    کسانی که موها را کوتاه می‌کنند معمولاً از قیچی یا ماشین موزن استفاده می‌کنند.

    واژه “گیره” (Clip) به عنوان یک اسم، به وسیله‌ای گفته می‌شود که چیزها را به هم متصل نگه می‌دارد:
    مثلاً یک گیره کاغذ، چند برگ کاغذ را به هم وصل می‌کند.
    بعضی از گیره‌ها آنقدر بزرگ و محکم هستند که می‌توانند تعداد زیادی صفحه را با هم نگه دارند.
    از سنجاق و کلیپس مو برای مرتب و ثابت نگه داشتن موها استفاده می‌شود.
    یک تخته‌ی زیردستی (کلیپ‌برد) کاغذ را روی خود ثابت نگه می‌دارد تا فرد بتواند در حالت ایستاده یا در حال حرکت نیز به راحتی بنویسد.

    علاوه بر این، کلمه “کلیپ” برای اشاره به سرعت نیز به کار می‌رود:
    مثلاً یک کشتی بادبانی وقتی باد خوبی می‌وزد، می‌تواند با سرعت بالایی حرکت کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Clog به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clog به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Clog به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی گیر می‌کند و راه عبور آزادانه‌ی آب، هوا، ترافیک یا چیزهای مشابه را می‌بندد، از واژه‌ی «انسداد» یا همان clog برای توصیف آن حالت استفاده می‌کنیم. این کلمه را هم می‌توان به صورت اسم به کار برد و هم به صورت فعل:

    در اینجا چند نمونه از کاربرد «clog» به عنوان فعل می‌آید:

    – چیزی لوله‌ی سینک آشپزخانه را بند آورده است.
    – یک کامیون بزرگ، چهارراه را مسدود کرده و کسی نمی‌تواند حرکت کند.
    – بینی‌ام کاملاً با خلط گرفته شده. (می‌توانید بگویید: «بینیم کیپ شده.» این جمله حتی رایج‌تر هم هست.)

    و این هم نمونه‌هایی از «clog» در نقش اسم:

    – یک گرفتگی در سینک وجود دارد.
    – گرفتگی با استفاده از لوله‌بازکن برطرف شد.

    نکته: از کلمه‌ی «clog» برای اشاره به نوعی کفش چوبی که معمولاً بانوان می‌پوشند نیز استفاده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Close به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Close به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز یک کلمه جدید انگلیسی یاد بگیریم!

     

    ترجمه کلمه Close به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه close به معنی «بستن» است و نقطه مقابل open یعنی «باز کردن» قرار می‌گیرد. از این کلمه برای بستن درها، پنجره‌ها، فروشگاه‌ها، حساب‌ها، قراردادها و چیزهای دیگر استفاده می‌شود. به تلفظ این کلمه دقت کنید: حرف «s» در پایان آن مانند صدای «z» خوانده می‌شود.

    در جمله‌های زیر، close به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    لطفاً در را ببندید.
    فروشگاه پنج دقیقه دیگر تعطیل می‌شود.
    قبل از به‌روزرسانی، باید این برنامه را در رایانه خود ببندید.
    آنها می‌خواهند کسب‌وکارشان را تعطیل کنند. (بستن = پایان دادن)
    مربی برای تمام کردن بازی، یک پرتاب‌کننده جدید آورد. (بستن = به پایان رساندن)
    ما باید راهی برای به نتیجه رساندن این معامله پیدا کنیم. (بستن = موفقیت در مذاکره)
    آنها در حال خرید خانه هستند. (یعنی در حال امضای اسناد برای خرید خانه می‌باشند.)

    همچنین می‌توان از close به عنوان اسم نیز استفاده کرد:

    خورشید در پایان روز غروب می‌کند.
    در بخش پایانی آهنگ، یک تکنوازی درام شنیده می‌شود.
    صدای زنگ روی تابلو، پایان زمان بازی بسکتبال را اعلام می‌کند.
    بخش مهمی از زندگی یک جوان با پایان دبیرستان به پایان می‌رسد.

    اگر به انتهای close یک «d» اضافه کنیم، به صفت closed می‌رسیم:

    آن مغازه بسته است.
    در آن شهر چندین کارخانه تعطیل وجود دارد.
    او در مورد مسائل مذهبی، ذهن بسیار بسته‌ای دارد. (ذهن بسته = عدم توانایی در پذیرش دیدگاه‌های دیگر)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Close به عنوان صفت

    معنی کلمه Close به عنوان صفت

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Close به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه «close» برای نشان دادن فاصله‌های کوتاه و روابط صمیمی استفاده می‌شود. دقت کنید که این کلمه را با «close» اشتباه نگیرید. (تلفظ حرف «s» در این کلمه مانند «z» است.)

    تد نسبت به مادرش احساس نزدیکی زیادی می‌کند.
    آنها با هم رابطه صمیمی دارند.
    مری در محیط کار با کسی آنقدر صمیمی نیست که بتواند درباره مشکلاتش صحبت کند.
    هنریتا با خداوند رابطه نزدیکی دارد.

     
    کلمه «close» معمولاً برای بیان نتیجه یک اتفاق یا رقابت نیز به کار می‌رود:

    بازی بسکتبال نتیجه‌اش بسیار فشرده و نزدیک بود. امتیاز نهایی ۸۹ به ۹۰ شد.
    خیلی نزدیک بود که با آن ماشین دیگر برخورد کنیم. واقعاً خطرناک بود!
    به نظر می‌رسد نتیجه انتخابات بسیار نزدیک باشد. اعلام برنده نهایی چند روز طول خواهد کشید.

     
    این واژه برای بیان نزدیکی در زمان و مکان هم کاربرد دارد:

    کتابخانه خیلی نزدیک است. فقط کمی پایین‌تر در همین خیابان است.
    داریم به مقصدمان نزدیک می‌شویم. (تقریباً رسیده‌ایم.)
    دمای هوا امروز نزدیک به ۱۰۰ درجه خواهد بود.
    ویلیام به سن بازنشستگی نزدیک شده. او الآن ۶۴ سال دارد.

     
    وقتی از فاصله کم از چیزی عکس می‌گیرید، به آن عکس «close-up» یا نمای نزدیک می‌گویند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Club به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Club به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Club به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کلاب” یا “باشگاه” در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود و معانی گوناگونی دارد.

    در ورزش گلف، بازیکن با استفاده از یک چوب گلف، به توپ ضربه می‌زند.
    این چوب‌ها معمولاً داخل یک کیف گلف قرار می‌گیرند.
    برای بازی گلف، چوب‌هایی با اندازه‌ها و طول‌های مختلف وجود دارد.
    بعضی از گلف‌بازان هم در یک باشگاه گلف عضو می‌شوند.
    هزینه عضویت در چنین باشگاه‌هایی معمولاً بسیار بالا است.
    گاهی بچه‌ها هم گروه‌های خودشان را تشکیل می‌دهند و برای خودشان کلوب‌خانه یا پایگاه می‌سازند.
    بزرگسالان هم معمولاً باشگاه‌هایی را بر اساس علایق مشترک تشکیل می‌دهند.
    علاوه بر این‌ها، کلمه “چماق” هم به وسیله‌ای گفته می‌شود که در گذشته انسان‌ها از آن به عنوان سلاح یا برای دفاع از خود استفاده می‌کردند.

     

    عبارت‌های مختلفی هم هستند که در آن‌ها از کلمه “کلاب” استفاده شده است.

    به باشگاه خوش آمدید! (یعنی شما هم حالا شرایطی را تجربه می‌کنید که دیگران قبلاً تجربه کرده‌اند.)
    به باشگاه بپیوندید. (همان معنی بالا را می‌دهد.)
    مردانی که در دفتر کار می‌کنند، بخشی از یک گروه صمیمی و مردانه هستند. (باشگاه پسران به گروهی از مردان گفته می‌شود که در یک سازمان، موقعیت و قدرت دارند.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Clue به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clue به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Clue به فارسی با مثالهای کاربردی

    سرنخ، نشانه‌ای است که از یک رویداد به جا می‌ماند. سرنخ‌ها به افراد کمک می‌کنند تا به اطلاعات و دانش تازه‌ای دست پیدا کنند.

    پلیس‌ها در محل وقوع جرم به جست‌وجوی سرنخ می‌پردازند.
    سرنخ‌ها برای حل کردن معماها بسیار مفید هستند.
    مجرم‌ها معمولاً سرنخ‌هایی از خود به جا می‌گذارند که با کمک آن‌ها می‌توان فهمید چه کسی، چه کاری را و در کجا انجام داده است.
    دانشمندان از سرنخ‌ها برای ساختن نظریه‌ها و فرضیه‌های جدید استفاده می‌کنند.
    تاریخ‌دانان نیز سرنخ‌هایی پیدا می‌کنند که از نظریه‌های آن‌ها دربارهٔ رویدادهای گذشته پشتیبانی می‌کند.

     
    واژهٔ «سرنخ» در برخی عبارت‌های روزمره هم به کار می‌رود:

    او هیچ سرنخی از محل نگهداری تلفن همراه خود ندارد. (او نمی داند تلفن همراهش کجاست.)
    من سرنخی ندارم (نمی دانم.)
    او واقعاً باید سرنخی پیدا کند. (او باید توجه بیشتری به آنچه در حال رخ دادن است داشته باشد.)
    او کاملاً بی خبر است (او چیزی را که مهم است نمی فهمد.)
    مرا راهنمایی کن. (به من بگو چه اتفاقی دارد می افتد.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Clumsy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clumsy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Clumsy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کاری که به شکلی ناهماهنگ انجام شود یا باعث اشتباه و بروز حادثه گردد، ممکن است “دست و پا چلفتی” نامیده شود.

    تاد مرد بسیار بی‌دست و پایی است. او مدام به چیزهای مختلف گیر می‌کند و زمین می‌خورد.
    سوفیا در پر کردن فرم‌های مالیاتی خود یک اشتباه ناشیانه مرتکب شد.
    درخواست ناشیانه آن پسر جوان برای بیرون بردن دختر، در کمال تعجب موفقیت‌آمیز بود.
    بازیکن فوتبالی که در زمین مرتکب یک خطای ناشیانه شد، باعث باخت تیمش شد.
    متأسفم، امروز واقعاً دست و پا چلفتی هستم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.