بلاگ

  • معنی کلمه Childish به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Childish به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Childish به فارسی با مثالهای کاربردی

    او مثل یک بچه رفتار می‌کند.
    این شیوه‌ی رفتار کردن، کودکانه است.
    اینقدر بچه‌نفسی نکن و به سنت رفتار کن!
    به نظر می‌رسد آن بازی برای آن نوجوانان کمی بچه‌گانه است.
    شیوه‌ای که او درخواستش را مطرح کرد، کمی کودکانه بود.
    بزرگسالانی که مثل بچه‌ها رفتار کنند، پدر و مادرهای خوبی نمی‌شوند.
    او به شکل کودکانه‌ای عمل می‌کند.
    طرزی که دست‌هایش را روی هم می‌اندازد، خیلی بچه‌گانه به نظر می‌رسد.

     
    کلمه‌ی childishly «کودکانه» یک قید است. قیدها چگونگی انجام یک کار را توصیف می‌کنند.

    او دارد کودکانه رفتار می‌کند.
    او با رفتار بچه‌گانه‌ای از جواب دادن به سؤال خودداری کرد.
    بزرگسالانی که مشکلات را به شیوه‌ای کودکانه حل می‌کنند، الگوی خوبی برای بچه‌ها نیستند.

     
    کلمه‌ی «childishness» یک اسم است.

    این مرد به خاطر رفتارهای کودکانه‌اش معروف است.
    بچه‌صرفتی یک ویژگی شخصیتی خوب محسوب نمی‌شود.
    لطفاً این رفتارهای بچه‌گانه را تمام کن!
    کودکانه رفتار کردن در محیط کار، روش مناسبی برای جلبتوجه همکاران و مدیران نیست.

     
    نکته: بین «childish بودن» (رفتار کودکانه داشتن) و «young at heart بودن» (جوان‌دل بودن) تفاوت وجود دارد.
    being childish
    بزرگسالی که رفتارش کودکانه است.
    being young at heart
    بزرگسالی که در دل، جوان و شاداب است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chill به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز یک کلمه جدید انگلیسی یاد بگیریم!

     

    ترجمه کلمه Chill به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “chill” شبیه به “cold” (سرد) است، اما می‌توانید از آن هم به عنوان یک اسم و هم به عنوان یک فعل استفاده کنید:

    * وقتی می‌روید بیرون به یک کت نیاز دارید، چون یک سرمای واضح در هوا هست. (در این جمله “chill” به عنوان یک اسم به کار رفته است.)
    * لطفاً این دسر را در یخچال بگذارید. باید خنک شود قبل از این که سرو کنیم. (در این جمله “chill” به شکل مصدر به کار رفته است.)
    * وقتی به سمت در رفت و دو مأمور پلیس را دید که آنجا ایستاده بودند، یک لرز سرد از پشتش پایین رفت.


    خیلی اوقات می‌شنوید که از “chill” به صورت یک صفت استفاده می‌شود. برای این کار، حرف “y” به انتهای آن اضافه می‌کنیم:

    * مینا احساس سرما می‌کرد، بنابراین یک ژاکت پوشید.
    * بیرون کمی سرد است.
    * خانه ما کمی سرد است. بهتر است دمای بخاری را بیشتر کنیم.
    * او بسیار احساس سرما می‌کند.


    این روزها کلمه “chill” به یک اصطلاح عامیانه و پرکاربرد تبدیل شده که معنای آن “آرام گرفتن” یا “استراحت کردن” است:

    * ما قصد داریم چند ساعتی در خانه استراحت کنیم قبل از این که دوباره بیرون برویم.
    * بهتر است آن پسر آرام شود. او بیش از حد درباره این موضوع ناراحت است. (chill out = آرام شدن)


    اخیراً بعضی از افراد تصمیم گرفته‌اند کلمات “relax” (آرامش داشتن) و “chill” (آرام گرفتن) را با هم ترکیب کنند و کلمه جدید “chillax” را بسازند.

    * آروم باش. لازم نیست نگران پیدا کردن جا برای نشستن باشیم. جای زیادی برای نشستن وجود خواهد داشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chip به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Chip به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “چیپ” معانی و کاربردهای مختلفی دارد.

    چیپس سیب زمینی یک خوراکی محبوب است.
    خیلی از افراد در مهمانی‌ها چیپس را همراه با دیپ به عنوان پیش‌غذا سرو می‌کنند.
    چیپس ترتیلا با سالسا هم طرفداران زیادی دارد.
    پختن کلوچه‌های چیپس شکلاتی هم آسان است و هم لذتبخش.
    تکه‌های داخل این کلوچه‌ها از جنس شکلات هستند.
    در بازی‌هایی مثل پوکر و رولت، به جای پول واقعی از ژتون استفاده می‌شود.
    در رایانه‌ها و دستگاه‌های الکترونیکی، از قطعه‌ای به نام تراشه برای پردازش اطلاعات استفاده می‌شود که به آن ریزتراشه می‌گویند.
    همچنین، “چیپ” می‌تواند به معنای یک آسیب یا نقص کوچک باشد.
    مثلاً اگر روی یک چیز سفت گاز بگیرید، ممکن است دندانتان بشکند یا ترک بردارد.
    وقتی رنگ دیوار قدیمی می‌شود، ممکن است پوسته پوسته شده و بریزد.
    رنگ این دیوار ترک خورده و قسمت‌هایی از آن کنده شده است.
    کلمه “chip” معمولاً به عنوان یک فعل استفاده می شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    chip

    تراشه کردن

    chipped

    خرد شد

    chipped

    خرد شده

    ادوارد دندانش روی یک جسم سخت، شکست.
    یک مجسمه‌ساز با چکش و قلم، تکه‌های سنگ مرمر یا سنگ را می‌تراشد تا یک مجسمه بسازد.
    اگر یک بشقاب چینی را با بی‌دقتی جابه‌جا کنید، ممکن است لبه آن بشکند.
    همه‌ی همکاران در اداره پول جمع کردند و یک هدیه عروسی برای ساندرا خریدند.
    دوست داری برای خریدن پیتزا پولت را با بقیه قاطی کنی؟

    چند عبارت دیگر که از کلمه “chip” استفاده می‌کنند:
    تانیا روی شانه‌اش یک تراشه بزرگ دارد. (یعنی رفتارش به خاطر یک اتفاق در گذشته، به شکل بدی تغییر کرده.)
    جان یک تراشه از همان تکه چوب قدیمی است. (یعنی خیلی شبیه پدرش است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chirp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chirp به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Chirp به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرندگان صداهای گوناگونی از خودشان درمی‌آورند. جغدها معمولاً صدایی شبیه “هووت” دارند، مرغ‌ها “قدقد” می‌کنند، اردک‌ها “بااص” می‌گویند و عقاب‌ها جیغ بلندی می‌کشند. بعضی از پرنده‌های کوچک هم صدای “جیک جیک” یا “چهچه” دارند.

    بیرون از پنجره، چند پرنده در حال جیک جیک کردن هستند.
    آیا صدای چهچه زدن آن‌ها را می‌شنوید؟
    من خیلی دوست دارم صدای جیرجیرک‌ها را در غروب‌های تابستانی بشنوم. (از این کلمه برای توصیف صدای بعضی حشرات دیگر هم استفاده می‌شود.)
    دخترم می‌تواند مثل یک پرنده چهچه بزند.
    به نظر شما چه حیوانات یا حشرات دیگری صدای جیرجیر یا چهچه دارند؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای مشاهده لیست تمام کلماتی که با حرف A شروع می‌شوند، به صفحه کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A مراجعه کنید. برای مشاهده فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، به صفحه کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Choke به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Choke به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Choke به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک تکه غذا یا چیزی در گلو گیر می‌کند و فرد نمی‌تواند نفس بکشد یا قورت بدهد، از کلمه “خفه شدن” استفاده می‌کنیم.

    بیل موقع خوردن هات داگ خفه شد.
    یک نفر در محل کارمان موقع ناهار خوردن، خفه شد. حالش الآن خوب است.
    یک خانم در رستوران نزدیک بود بر اثر خفگی از دنیا برود، تا اینکه یک نفر محکم به پشتش زد.
    اینقدر لقمه‌های بزرگ برندار، ممکن است خفه شوی.

     

    اگر کسی یا چیزی گردن یک نفر را فشار دهد و راه نفسش را ببندد، از فعل “خفه کردن” استفاده می‌کنیم:

    او دارد خفه می‌شود.
    کامپیوترش دارد او را خفه می‌کند.
    توی اینترنت، داستان زنی را خواندم که به خاطر خفه کردن همکارش، به زندان افتاد.
    اریک از پوشیدن کراوات خوشش نمی‌آید، چون حس می‌کند دارد خفه می‌شود.

     

    علاوه بر این، کلمه “خفه شدن” در زبان عامیانه برای توصیف زمانی به کار می‌رود که یک فرد یا تیم، در شرایطی که احتمال بردش زیاد است، ناگهان شکست می‌خورد:

    تیم ما تا آخر بازی جلو بود، ولی در پنج دقیقه پایانی خفه شد و باخت.
    دن همیشه وسط مسابقه تنیس خفه می‌شود.
    هلن کارمند خوبی است، چون تحت فشار کاری، هرگز خفه نمی‌شود.
    خب، من سه امتیاز جلوترم. امیدوارم خفه نشوم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Choose به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Choose به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Choose به فارسی با مثالهای کاربردی

    انتخاب کردن یعنی تصمیم گرفتن. این کار زمانی پیش می‌آید که شما با چندین امکان مختلف روبرو هستید و باید یکی را برگزینید. واژهٔ “انتخاب” معنایی نزدیک به “گزیدن” یا “برگزیدن” دارد. این فعل، از دسته افعال بی‌قاعده به شمار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    choose

    انتخاب کنید

    chose

    انتخاب کرد

    chosen

    انتخاب شده است

    سوفیا تصمیم گرفت در آمریکا زندگی کند.
    برنی مشغول انتخاب وسایل برای آپارتمان تازه‌اش است.
    چه رنگی برای رنگ کردن اتاق نشیمن‌تان انتخاب کردید؟
    من تصمیم گرفتم این تابستان هیچ ساعت اضافه‌ای کار نکنم.
    انتخاب دانشگاه خوب، مسئله مهمی است.
    مدرسه‌های زیادی برای انتخاب وجود دارند.
    دوست من ونسا تصمیم گرفت گیاهخوار شود.
    انتخاب شغل برای بعضی افراد کار سختی است.

    کلمه “choice” به معنای “انتخاب” یک اسم است:
    آنها انتخاب‌های خوب زیادی دارند.
    چه انتخاب‌هایی در منو وجود دارد؟
    این یک انتخاب سخت است.
    او چاره‌ای ندارد جز برگشتن به آرژانتین.
    آن ماشین مصرف بنزین خوبی دارد. انتخاب خوبی کرده‌ای.

    کلمات “choosy” و “chosen” به صورت صفت به کار می‌روند:
    در انتخاب جای غذا خوردن، اینقدر سخت‌گیر نباش.
    او در مورد خانم‌ها خیلی سخت‌گیر است. (پیدا کردن فرد مناسب برای رابطه برایش سخت است.)
    دنیز در نهایت در رشته‌ای که انتخاب کرده بود، کار پیدا کرد.
    نامزد انتخاب‌شده به انتخابات اصلی راه می‌یابد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chop به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Chop به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خرد کردن” معمولاً به معنای بریدن چیزی با چاقو یا تبر است.

    مثال‌ها:
    * او یک پیاز را از وسط نصف کرد.
    * چوب را برای درست کردن هیزم خرد می‌کنند.
    * من یک درخت را در حیاط خانه‌ام قطع کردم چون خشک شده بود. (معمولاً وقتی درباره درختان صحبت می‌کنیم، از “قطع کردن” استفاده می‌شود.)
    * چند درخت دیگر در ملک من هستند که باید قطع شوند یا شاخه‌هایشان کوتاه شود. (در این جمله، کلمه “قطع” به شکل مجهول به کار رفته است.)
    * آیا تا به حال برایتان پیش آمده که نیاز به قطع یک درخت داشته باشید؟
    * در بسیاری از دستور پخت غذاهای سرخ‌کردنی، از سبزیجات خردشده استفاده می‌شود. (کلمه “خردشده” در اینجا یک صفت است.)
    * وقتی غذا به تکه‌های بسیار بسیار کوچکی خرد شود، به آن “ریز شده” یا “چرخ‌شده” می‌گویند.
    * شما از چه نوع چاقویی برای خرد کردن مواد غذایی استفاده می‌کنید؟

    معانی دیگر کلمه “Chop”:
    * به مردی که موی بلندی در دو طرف صورتش (از گیسبند تا ریش) دارد، گفته می‌شود او “چاپ” یا سبیل‌بزرگ دارد. (این موها، ریش محسوب نمی‌شوند.)
    * اگر کسی در نواختن گیتار بسیار ماهر باشد، می‌گویند “چاپ” یا مهارت بالایی دارد. (در اینجا “چاپ” به معنای مهارت است.)
    * یک “چاپ” گوشت، معمولاً یک قطعه بزرگ گوشت است که استخوان هم دارد.
    * خوراک‌هایی مانند “دنده بره” و “دنده خوک” در ایالات متحده بسیار پرطرفدار هستند.
    * هنگام خوردن برخی غذاهای آسیایی (مانند غذاهای چینی، ویتنامی، تایلندی و…) ممکن است از “چاپ‌استیک” یا همان “چوب‌غذا” استفاده شود.
    * بعضی از افراد به هلیکوپتر، به صورت غیررسمی “چاپر” می‌گویند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chord به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chord به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Chord به فارسی با مثالهای کاربردی

    آکورد، به صدایی گفته می‌شود که از ترکیب چند نت مختلف به وجود می‌آید. معمولاً برای ساختن یک آکورد، سه نت یا بیشتر در کنار هم قرار می‌گیرند.
    برای نمونه، آکورد «C» از سه نت «C»، «E» و «G» تشکیل شده است.

    یادگیری نواختن آکوردها، بخش مهمی از فراگیری سازهایی مانند پیانو یا گیتار است.
    آکورد «G» در بسیاری از قطعات موسیقی کاربرد دارد.
    خیلی از آهنگ‌های راک اند رول فقط با سه یا چهار آکورد نواخته می‌شوند.
    آکوردهای «C»، «F» و «G» معمولاً با هم ترکیب خوبی می‌سازند.
    وقتی آکوردها به خوبی در کنار هم شنیده شوند، هارمونی یا هماهنگی صوتی ایجاد می‌کنند.

    عبارت «strike a chord» نیز در گفتار روزمره به کار می‌رود:

    The minister’s sermon really struck a chord with the congregation. (strike a chord/struck a chord = to feel a strong sense of understanding or recognition)
    Her speech struck the right chord with the audience.

    خطبه وزیر واقعاً جماعت را تحت تأثیر قرار داد. (یک وتر/ ضربه زدن به وتر = احساس قوی درک یا تشخیص)
    سخنان او به شدت مورد توجه حضار قرار گرفت. (سخنرانی با انتظارات گروهی از مردم مطابقت داشت یا برآورده شد)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chubby به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chubby به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Chubby به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی کمی تپل باشد، یعنی وزنش کمی بالا است یا قسمتی از بدنش کمی پرتر به نظر می‌رسد.

    بچه‌ها معمولاً تپل هستند.
    روندا یک نوزاد بسیار تپل اما کاملاً سالم دارد.
    نوزادش گونه‌های گرد و تپلی دارد.
    فرانک کمکم داشت تپل به نظر می‌رسید، برای همین یک رژیم غذایی گرفت و حدود ۹ کیلوگرم وزن کم کرد.
    لینا توانست مقداری از پر بودن صورتش را کم کند. (کلمه «چاقی» یک اسم است.)
    اغلب افراد در زمستان و طی تعطیلات، کمی تپل‌تر می‌شوند.
    همسر فرد کمی تپل است و او همین حالت همسرش را دوست دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Chunk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chunk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Chunk به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک تکه، بخشی از یک چیز بزرگتر است. وقتی چیزی را گاز می‌گیریم، وقتی یک وسیله می‌شکند، یا حتی بر اثر فرسایش، تکه‌هایی از چیزهای بزرگ جدا می‌شوند.

    یک تکه یخ از پل عابرپیاده افتاد و شیشه جلوی ماشینی که از زیر آن رد می‌شد را شکست.
    مردی که در دریا شنا می‌کرد، با حمله یک کوسه، بخش بزرگی از گوشت بدنش را از دست داد.
    خورشتی که با گوشت گاو پخته می‌شود، معمولاً حاوی تکه‌های درشت گوشت است.
    قورت دادن لقمه‌های بزرگ غذا کار درستی نیست. بهتر است اول آن را خوب بجویم.
    مغز انسان به مرور زمان می‌تواند حجم زیادی از اطلاعات را دریافت و تحلیل کند.
    جلسه‌ای که مجبور بودیم در آن شرکت کنیم، زمان زیادی از ما گرفت.

     
    واژه «چانکی» یا «درشت» به عنوان صفت به کار می‌رود و معمولاً برای توصیف چیزی که اندازه بزرگی دارد استفاده می‌شود.

    تد یه جورایی بچه درشته.
    لوئیز نگران است که بازوهایش درشت شوند.
    آن ژاکت بزرگ شما را درشت نشان می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.