بلاگ

  • معنی کلمه Church به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Church به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Church به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلیسا ساختمان و محلّی است که مسیحیان برای انجام فرایض دینی خود در آن گرد هم می‌آیند.

    خیلی از افراد، روزهای یکشنبه برای عبادت به کلیسا می‌روند.
    مراسم مذهبی کلیسا در روزهای دیگر هفته هم برگزار می‌شود.
    بسیاری از زوج‌ها مراسم ازدواج خود را در کلیسا انجام می‌دهند.
    کلیساها به روی همه مردم باز هستند و از همه استقبال می‌کنند.

     
    مکان‌های عبادی مختلفی وجود دارد که هر کدام متعلق به دین خاصی هستند:

    مسیحیان معمولاً در کلیسا عبادت می‌کنند.
    یهودیان برای عبادت به کنیسه می‌روند.
    مسلمانان در مسجد گرد هم می‌آیند.
    هندوها نیز برای پرستش به معبد می‌روند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cinema به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cinema به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cinema به فارسی با مثالهای کاربردی

    در بیشتر نقاط جهان، وقتی مردم درباره فیلم‌هایی که در سالن‌های مخصوص نمایش داده می‌شوند صحبت می‌کنند، از واژه «سینما» استفاده می‌کنند. اما در آمریکا، مردم معمولاً به جای «فیلم» یا «سینما»، از کلمه «مووی» استفاده می‌کنند.

    مثلاً می‌گویند:
    بیا بریم یک فیلم ببینیم.
    بارب و دان به سینما رفتند.

     

    واژه «سینما» معمولاً برای فیلم‌هایی به کار می‌رود که جنبه هنری دارند.

    مثلاً:
    سینمای محل ما فیلم «هشت و نیم» اثر فلینی را نمایش می‌دهد.
    تایرون در دانشگاه، رشته سینما خواند.
    او در زمینه سینما تحصیل می‌کند.
    من دارم کتاب جالبی درباره تاریخ سینمای فرانسه می‌خوانم.
    کیت و ادوارد هر دو علاقه زیادی به فیلم‌های بد و کم‌کیفیت دارند.

     

    کلمه «سینما» یا شکل‌های دیگر آن، معمولاً در نام سالن‌های سینما هم دیده می‌شود:

    مثلاً:
    سینما ۱۸، هجده سالن نمایش دارد.
    ما در سینما شش، یک فیلم دیدیم.
    سینمپلکس فقط پنج دلار برای سانس‌های روز (ماتینه) دریافت می‌کند.
    سینما سیتی، ۲۴ ساعت شبانه‌روز فیلم نمایش می‌دهد.

     

    واژه «سینمایی» یک صفت است:

    مثلاً:
    صندلی‌های راحت‌تر، تجربه سینمایی را بهتر می‌کنند.
    پخش سه فیلم جدید جنگ ستارگان، نویدبخش ماجراهای تازه سینمایی است.
    تایرون تکنیک‌های زیادی درباره ساختار سینمایی از استادانش آموخته است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Claim به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Claim به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Claim به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «ادعا» در واقع یک بیان یا گفته است. بعضی افراد ممکن است ادعاهای نادرست کنند، در حالی که دیگران حقیقت را می‌گویند. بنابراین، هر ادعایی می‌تواند درست یا نادرست باشد.

    شاهد در دادگاه گفت که متهم با یک ماشین بزرگ مشکی رانندگی می‌کرد.
    شرکت سازنده این محصول می‌گوید که ضد آب است، اما در واقع اینطور نیست.
    نود و هفت درصد دانشمندان معتقدند که گرمایش زمین به دلیل فعالیت‌های انسان‌هاست.
    یک متخصص تاریخ هنر می‌گوید که این تابلو اصل نیست و یک کپی از اثر اصلی است.
    ادعاهای نادرست درباره رفتار آن پسر جوان، باعث آسیب دیدن شهرتش شد.
    این شرکت در مورد تأثیرگذاری محصولش چه ادعایی دارد؟
    آیا این ادعا درست است؟ (یعنی آیا حرفی که زده شده، واقعیت دارد؟)

     
    گاهی از کلمه «ادعا» برای اشاره به حق مالکیت یا درخواست چیزی نیز استفاده می‌شود.

    کاوشگران فرانسوی که زودتر از دیگر اروپایی‌ها به آن منطقه رسیدند، آنجا را برای فرانسه تصاحب کردند.
    مهاجران آن سرزمین را برای خودشان گرفتند، با اینکه مردم بومی هزاران سال در آنجا زندگی می‌کردند.
    برنده مسابقه، جایزه نقدی بیش از یک میلیون دلار را دریافت کرد.
    یک مادر جوان به قسمت اشیای گمشده رفت تا پسرش را که در فروشگاه از او جدا شده بود، پس بگیرد.
    پس از پیاده شدن از هواپیما، می‌توانید چمدان‌های خود را از قسمت تحویل بار بردارید.

     
    دو کلمه دیگر که شبیه «ادعا» هستند، «اعلام» و «فریاد زدن» می‌باشند.

    متهم بی‌گناهی خود را اعلام کرد.
    او با صدای بلند گفت: «من بی‌گناهم.»

     
    «بازپس‌گیری» به معنای پس گرفتن چیزی است که قبلاً از دست رفته یا گرفته شده است.

    تیم فوتبال با بردن جام جهانی، عنوان قهرمانی خود را بازپس گرفت.
    اگر ماشین شما به دلیل پارک در محل ممنوع، توسط گریدر برداشته شده باشد، می‌توانید با پرداخت جریمه آن را پس بگیرید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Clean به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clean به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Clean به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی جایی را تمیز می‌کند، یعنی کثیفی‌ها را پاک می‌نماید یا محیطی را مرتب و پاکیزه می‌سازد. این واژه‌ای بسیار پرکاربرد در زبان انگلیسی است که روزانه به‌کار می‌رود.
    در بخش نخست مثال‌ها، خواهید دید که چگونه “clean” به عنوان یک فعل مورد استفاده قرار می‌گیرد:

    ساده گذشته فعل ماضی
    clean

    تمیز کردن

    cleaned

    تمیز کرد

    cleaned

    تمیز کرده

    اسکار تقریباً هر روز اتاق خود را مرتب می‌کند.
    آلیس دیروز آشپزخانه‌اش را تمیز کرد.
    آیا شنبه و یکشنبهٔ گذشته خانه‌ات را تمیز کردی؟
    آنها همین حالا در حال تمیز کردن آپارتمانشان هستند.
    ما باید این ریخت و پاش را جمع و جور کنیم.
    آیا دانش‌آموزان کلاس را تمیز کرده‌اند؟
    اتاق هنوز تمیز نشده است.

    کلمهٔ clean به عنوان صفت هم به کار می‌رود:
    اتاق تمیز است.
    این یک اتاق بسیار تمیز است.
    این ظرف‌ها خیلی تمیز نیستند.
    آیا دست‌هایشان تمیز است؟
    مقابل کلمهٔ “تمیز”، “کثیف” است.
    او چطور بچه‌هایش را اینقدر تمیز نگه می‌دارد؟
    تمیز نگه داشتن خانه کار سختی است.
    هوای آن شهر تمیز نیست. آلوده است.
    انرژی خورشیدی و بادی در مقایسه با انرژی تولیدشده از نفت و گاز، بسیار پاک هستند.
    آنها می‌خواهند زندگی پاکی داشته باشند. (زندگی پاک به معنای رفتار خوب است.)
    خانوادهٔ نلسون یک خدمتکار برای تمیز کردن خانه‌شان استخدام کردند که هفته‌ای یکبار به خانهٔ آنها می‌آید. (خدمتکار یعنی کسی که کارهای خانه را انجام می‌دهد.)

    عبارت‌ها و اصطلاحات زیادی از کلمهٔ “clean” استفاده می‌کنند:
    خوزه دیروز به مسابقات اسب‌دوانی رفت و پول زیادی به جیب زد. (clean up = پول زیادی درآوردن)
    مامور پلیس که او را دستگیر کرد گفت که متهم سلاحی همراه نداشت. (clean = بدون سلاح)
    آن شرکت شما را استخدام نمی‌کند اگر سابقه‌تان پاک نباشد. (clean record = نداشتن سابقهٔ جرم)
    می‌توانی چند جوک تعریف کنی، اما مواظب باش شوخی‌هایت بی‌ادبانه نباشد. (clean = بی‌حیاء و زننده نبودن)
    او باید رفتارش را اصلاح کند. (clean up one’s act = زندگی خود را بهبود بخشیدن)
    رجینا در نهایت حقیقت را گفت و اعتراف کرد که پول را دزدیده است. (come clean = اعتراف کردن به حقیقت)
    این یک مبارزهٔ عادلانه نبود. (clean = منصفانه)
    همسایه‌های ما مجبور شدند همهٔ پس‌انداز زندگیشان را خرج یک عمل پزشکی پرهزینه کنند. (clean out = تمام چیزی را استفاده کردن)
    تام به نظر یک جوان مرتب و خوش‌برخورد می‌رسد. (clean cut = خوش‌ظاهر، خوش‌رفتار و آراسته)
    سعی کن از دردسر دوری کنی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Clear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clear به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Clear به فارسی با مثالهای کاربردی

    روش‌های گوناگونی برای استفاده از واژه «clear» وجود دارد.

    اگر چیزی **شفاف** باشد، می‌توان از داخل آن را دید.

    شیشه شفاف است.
    هوا می‌تواند شفاف باشد.
    آب اگر تمیز باشد، شفاف است.

    واژه «clear» زمانی به کار می‌رود که شنیدن یا فهمیدن چیزی آسان باشد.

    آیا حرفم برایتان **واضح** است؟ (می‌فهمید؟)
    آیا صدایم **شفاف** است؟ (به راحتی شنیده می‌شود؟)
    دانش‌آموزان باید از معلم خود دستورالعمل‌های **روشن** دریافت کنند.
    جلوگیری از آزادی بیان، نقض **آشکار** اصل اول قانون اساسی آمریکاست.
    صدای رادیو وقتی **مخدوش** است که نویز زیادی داشته باشد.

    وقتی چیزی از مواد اضافه پاک شده باشد، می‌توان از کلمه «clear» استفاده کرد. در این حالت، «clear» می‌تواند هم به صورت فعل و هم به صورت صفت به کار رود.

    ماشین برف‌روب، جاده‌ها را هنگام کولاک **پاک** می‌کند. (فعل)
    جاده‌ها **تمیز** است. (صفت)
    دانش‌آموزان موقع امتحان، میز خود را از کتاب و دفتر **خالی** می‌کنند. (فعل)
    میزشان **تمیز** است. (صفت)
    با اعتراف به اشتباه یا تقصیر، می‌توانید وجدان خود را **آسوده** کنید. (فعل)
    وجدان شما می‌تواند **پاک** باشد. (صفت)
    اگر شما «در وضعیت پاکی» باشید، یعنی بی‌گناه هستید یا از هر اتهامی مبرا هستید.

    واژه «clearly» که به فارسی «به وضوح» معنی می‌دهد، یک قید است:

    مردی که در جلسه بود، چیزی گفت که **واضح** بود حقیقت ندارد.
    او **مشخص** بود که اشتباه کرد.
    **بدیهی** است که افراد بسیار زیادی با عقیده او مخالفند.
    **قطعاً** غیرممکن است که بتوان حدس زد آن مرد بعداً چه خواهد گفت یا چه خواهد کرد.
    او **بی‌شک** یک فرد نادان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Clench به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clench به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Clench به فارسی با مثالهای کاربردی

    سفت گرفتن چیزی یعنی آن را محکم با دست یا دندان‌هایتان فشار دهید، یا دندان‌های بالا و پایین را به شدت به هم بچسبانید.

    جرمی شب‌ها دندان‌هایش را به هم می‌فشارد، اما خودش متوجه این کار نیست.
    بعضی آدم‌ها وقتی عصبانی هستند دندان‌هایشان را روی هم فشار می‌دهند.
    آن مرد با دندان‌های به هم فشرده گفت که با کسی که خانه‌اش را خراب کرده، تسویه حساب خواهد کرد.
    وقتی یک تمساح چیزی یا حیوان دیگری را با دندان‌هایش محکم می‌گیرد، به این راحتی‌ها رهایش نمی‌کند.
    سگ یک توپ را محکم در دندان‌هایش گرفته است.
    پسر مشت‌هایش را برای شروع یک درگیری گره کرد. (مشت یعنی وقتی انگشتان دست به صورت جمع‌شده درمی‌آیند)
    در دستان ماریا پولی بود که برای پرداخت اجاره آن ماه لازم داشت.
    بعضی راننده‌ها وقتی روی یخ و برف رانندگی می‌کنند، فرمان ماشین را خیلی سفت و محکم می‌گیرند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Clever به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clever به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Clever به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “باهوش” برای کسانی استفاده می‌شود که با ذکاوت، تیزبین یا جذاب هستند.

    بنجامین فرانکلین در حوزه‌های گوناگون، فردی بااستعداد و تیزهوش بود.
    مخترع رادیو، انسان بسیار زیرکی بود.
    آیفون یک وسیله بسیار هوشمندانه است. (واژه “باهوش” برای توصیف اشیا هم به کار می‌رود.)
    معلم ما مرد بسیار باهوشی است.
    بیل ماهر کمدینی است که لطیفه‌های هوشمندانه‌ای بیان می‌کند.
    این خیلی با‌ذکاوت است!
    چه هوشمندانه!
    این حرکت، یک حرکت زیرکانه بود. (گفته یکی از بازیکنان شطرنج.)

     
    واژه “هوشمندانه” یک قید است:

    دانش‌آموزان با همکاری هوشمندانه، مسئله را حل کردند.
    تام با زیرکی به یک توهین پاسخ داد و طرف مقابلش را مضحک کرد.
    استاد به روشی هوشمندانه راهی پیدا کرد تا دانشجویانش را زودتر به کلاس بیاورد.

     
    واژه “زیرکی” یک اسم است:

    شرکت اپل به دلیل هوشمندی و نوآوری در طراحی محصولات جدید مشهور است.
    روباه برای تأمین غذا به زیرکی خود تکیه می‌کند.
    پاملا با استفاده از زیرکی و جذابیتش به موفقیت رسید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Click به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Click به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Click به فارسی با مثالهای کاربردی

    صدای «کلیک» معمولاً از فشردن یک دکمه ایجاد می‌شود. این واژه به‌ویژه وقتی دربارهٔ کار با اینترنت صحبت می‌کنیم، بسیار شنیده می‌شود.

    شما با استفاده از ماوس روی پیوندهای موجود در یک وب‌سایت کلیک می‌کنید.
    با فشار دادن دکمه توسط انگشتتان، صدای کلیک به گوش می‌رسد.
    این وب‌سایت در طول یک روز، هزاران بار کلیک دریافت می‌کند.
    وقتی روی آن پیوند کلیک کردید، به این صفحه هدایت شدید.
    وقتی «کلیک» به‌صورت فعل به کار می‌رود، با افزودن «ed» به پایان آن، به زمان گذشته تبدیل می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    click

    کلیک کردن

    clicked

    کلیک کرد

    clicked

    کلیک کرده

    او روی پیوند کلیک کرد.
    پیوند کلیک شد، اما هیچ اتفاقی نیفتاد.
    یک بازدیدکنندهٔ وب‌سایت معمولاً برای دریافت اطلاعات بیشتر روی پیوندها کلیک می‌کند.

    علاوه بر این، کلمهٔ «کلیک» در موقعیت‌های دیگری هم به کار می‌رود:

    ایدهٔ حرکت با ماشینی که راننده ندارد، کم‌کم دارد جا می‌افتد. (یعنی این ایده در حال پذیرفته شدن است، هرچند هنوز در عمل محقق نشده.)
    از زیر ماشین صدای تق‌تق می‌آید. این نشانه خوبی نیست.
    هر بار که کسی وارد فروشگاه «تارگت» می‌شود، یک شمارندهٔ الکترونیکی، با صدای تق بازدید او را ثبت می‌کند.
    خودکار وقتی که نوک آن را بیرون می‌آوری یا داخل می‌کنی، صدای تق می‌دهد.
    جنیفر وقتی ارائه دارد، از یک کلیکر استفاده می‌کند تا اسلاید بعدی را نمایش دهد.
    بعضی از وب‌سایت‌ها پر از «کلیک‌بیت» هستند. (کلیک‌بیت یعنی یک عکس یا لینک که توجه تو را جلب می‌کند تا روی آن کلیک کنی، اما محتوای پشت آن کم‌مایه و پر از تبلیغات است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Client به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Client به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Client به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «مشتری» در دنیای کسب‌وکار و حرفه‌ای بسیار استفاده می‌شود. افرادی مانند وکلا، حسابداران، شرکت‌های نرم‌افزاری و طراحان، به شخص یا شرکتی که خدمات خود را به او ارائه می‌دهند، «مشتری» می‌گویند. اگر در زمینه تجارت فعالیت دارید، شناخت این کلمه برای شما مفید خواهد بود.

    باب امروز جلسه‌ای با یک مشتری دارد، به همین دلیل نمی‌تواند مانند روزهای عادی، لباس غیررسمی بپوشد.
    وکیل توانست حق‌وحقوق زیادی را برای موکل خود به دست آورد.
    شرکت سرمایه‌گذاری فرانکلین تمپلتون، خدمات مالی مختلفی به مشتریان خود ارائه می‌دهد.
    جان اشبکر با افرادی که نیاز به راهنمایی در امور تجاری دارند، مشورت می‌کند.

     
    کلمه «مشتریان» (clientele) نیز با «مشتری» (client) مرتبط است و به مجموعه افرادی اشاره دارد که از خدمات یک کسب‌وکار استفاده می‌کنند.

    آژانس تبلیغاتی که سارا در آن کار می‌کند، تلاش دارد از طریق فیس‌بوک و لینکدین، مشتریان جدیدی جذب کند.
    سالن زیبایی باربارا، مشتریان بسیار زیادی دارد که تعداد زیادی از آن‌ها از ثروتمندان هستند.
    بسیاری از افراد مشهور و صاحبان کسب‌وکار، در بین مشتریان ثابت این رستوران دیده می‌شوند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cliff به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cliff به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cliff به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک صخره، یک لبه طبیعی و بلند است. گاهی اوقات بسیار مرتفع و خطرناک به نظر می‌رسد، اما با این حال مردم جذب آن می‌شوند. دلیل این جذابیت، چشمانداز زیبا و دید وسیعی است که از بالای آن در اختیارشان قرار می‌گیرد.

    روی این صخره یک فانوس دریایی قرار دارد. در شب، این فانوس نوری قوی می‌تاباند تا به کشتی‌هایی که از آنجا عبور می‌کنند، در مورد سنگ‌ها و صخره‌های نزدیک ساحل هشدار دهد.
    او در حال شیرجه زدن از روی صخره و پریدن به داخل آب است.
    آنها در حالی روی صخره نشسته‌اند، از تماشای غروب آفتاب لذت می‌برند.
    اگر خودش را نگه ندارد، از روی صخره به پایین خواهد افتاد.

     
    واژه «صخره» یا «پرتگاه» می‌تواند به صورت یک تشبیه برای یک موقعیت بسیار حساس و خطرناک نیز به کار رود. اگر به این موقعیت رسیدگی نشود، ممکن است پیامدهای بسیار بدی در پی داشته باشد.

    اگر آمریکا از «پرتگاه مالی» سقوط کند، این اتفاق می‌تواند باعث بروز مشکلات اقتصادی شود.
    اعضای کنگره این آخر هفته جلسه‌ای تشکیل داده‌اند تا بتوانند از رسیدن به آن پرتگاه مالی جلوگیری کنند.
    شغل پراسترس جورج در نهایت او را تا لبه پرتگاه پیش برد و باعث یک فروپاشی روانی شد.
    اعتیاد آن زن جوان به مواد مخدر و الکل، او را تا لبه پرتگاه کشاند. خوشبختانه او در نهایت کمک مورد نیاز خود را دریافت کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.