بلاگ

  • معنی کلمه Carve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Carve به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Carve به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “carve” به معنای بریدن یا شکل دادن به چیزی است. معمولاً از این فعل برای ساختن یک چیز هنری یا آماده کردن غذا استفاده می‌شود:

    – او می‌خواهد یک بوقلمون را تکه‌تکه کند.
    – آنها یک کدو تنبل را به شکل یک فانوس جک برش دادند.
    – او دارد از روی سنگ یک مجسمه می‌سازد.
    – او با چوب، چیزهای مختلفی درست می‌کند. به او منبت‌کار چوب می‌گویند.

     

    علاوه بر این، گاهی از کلمه “carve” برای بیان این استفاده می‌شود که وقت آزاد ما به خاطر انجام کارهای دیگر کم می‌شود:

    – این همه تکلیف اضافی مدرسه، وقت آزاد مرا کم کرده است.
    – بیل باید زمانی از روز را برای بودن در کنار بچه‌هایش خالی کند.
    – ارائه‌ی سخنرانی، نیم ساعت از وقت جلسه را گرفت.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Case به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Case به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Case به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Case” می‌تواند معناهای مختلفی داشته باشد.

    **Case به عنوان یک جعبه یا محفظه:**
    گاهی منظور از Case یک جعبه یا محفظه است که برای نگهداری یا حمل چیزها استفاده می‌شود.

    * من یک جعبه آبجو از فروشگاه خریدم.
    * رستوران‌ها معمولاً شراب را به صورت جعبه‌ای خریداری می‌کنند.
    * اگر توپ گلف را به صورت جعده‌ای بخرید، قیمت هر توپ بسیار کمتر می‌شود.
    * کارگران فروشگاه، میوه و سبزیجات تازه را از جعبه‌هایی که رسیده است خارج می‌کنند.
    * ریچل گیتارش را در یک جعبه گیتار جابه‌جا می‌کند.

    **Case در ترکیب با کلمات دیگر:**
    این کلمه در اسم‌های مرکب هم دیده می‌شود.

    * کتاب‌ها در قفسه کتاب (Bookcase) قرار می‌گیرند.
    * برای رفت‌وآمد بین طبقات از پلکان (Staircase) استفاده می‌کنیم.
    * در فروشگاه‌ها، محصولات لبنی مثل شیر و پنیر در قسمت مخصوص لبنیات (Dairy case) قرار دارند.
    * جعبه اسلحه (Gun case) برای نگهداری اسلحه است.
    * چارلز یک کیف‌دستی (Briefcase) با خود به سر کار می‌برد.

    **Case به معنای یک وضعیت یا پرونده:**
    Case می‌تواند به یک وضعیت خاص، یک مورد یا یک پرونده اشاره کند.

    * کارآگاهان روی یک پرونده قتل پیچیده کار می‌کنند.
    * دانشمندان در حال بررسی یک مورد غیرعادی از آنفلوانزا در جنوب شرق آسیا هستند.
    * تونی به آنفلوانزا مبتلا شده است.
    * مارتا یک پژوهش موردی (Case study) درباره دیابت کودکان انجام می‌دهد.
    * یک وکیل ممکن است ماه‌ها برای آماده شدن یک پرونده حقوقی وقت صرف کند.

    **Case برای نوع حروف:**
    از این کلمه برای اشاره به بزرگی یا کوچکی حروف نیز استفاده می‌شود.

    * همه این کلمات با حروف کوچک (Lower case) نوشته شده‌اند.
    * همه این کلمات با حروف بزرگ (Upper case) نوشته شده‌اند.
    * اول جمله و ابتدای اسم‌های خاص از حرف بزرگ استفاده می‌شود.

    **Case به عنوان فعل:**
    وقتی Case به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً به معنای زیر نظر گرفتن و بررسی یک مکان برای برنامه‌ریزی یک کار (غالباً غیرقانونی) است.

    * سارقان قبل از دستبرد، چند روز جواهرفروشی را زیر نظر گرفته بودند.
    * پلیس برای پیدا کردن سرنخ‌های قتل، در حال گشت‌زنی در محله است.

    **عبارت “In Case”:**
    وقتی حرف اضافه “In” را با “Case” ترکیب می‌کنیم، معنی آن “برای هر حالت احتمالی” یا “اگر اتفاقی افتاد” می‌شود. از این عبارت برای بیان آمادگی در برابر یک اتفاق احتمالی استفاده می‌کنیم.

    * مردم چتر همراه خود می‌برند، برای حالتی که باران ببارد.
    * در ماشینم یک لاستیک زاپاس دارم، اگر لاستیکم پنچر شود.
    * همراه داشتن تلفن همراه برای مواقع اضطراری کار خوبی است.
    * تیم مخفیانه پول در کفشش قایم می‌کند، فقط برای اینکه خیالش راحت باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cash به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cash به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Cash به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “پول نقد” به وجهی گفته می‌شود که بلافاصله قابل استفاده باشد و معمولاً به شکل اسکناس است. کلمه پول نقد در جمله‌ها و پرسش‌های زیر به صورت اسم به کار رفته است:

    پول نقدم تمام شده.
    آیا شما پول نقد همراه دارید؟
    مارتا از عابر بانک مقداری پول نقد برداشت.
    باب مبلغ زیادی پول نقد از حساب بانکی‌اش خارج کرد.
    به همراه داشتن مقدار زیادی پول نقد کار عاقلانه‌ای نیست. امکان دارد پول دزدیده شود یا گم گردد.
    پرداختتان نقدی است یا کارتی؟ (این سوال معمولاً زمانی پرسیده می‌شود که در فروشگاه قصد پرداخت دارید.)
    آنها ماشینشان را نقدی پرداخت کردند. (یعنی برای خرید ماشین از وام یا کارت اعتباری استفاده نکردند.)

    اگر بخواهید چیزی باارزش را به پول تبدیل کنید، می‌توانید از کلمه “پول نقد” به عنوان فعل استفاده کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    cash

    نقد کردن

    cashed

    نقد شده است

    cashed

    نقد شده است

    من باید یک چک را نقد کنم.
    بیل هفته گذشته چک دستمزدش را نقد کرد.
    پیش از اینکه کازینو را ترک کنید، باید ژتون‌هایتان را به پول تبدیل کنید.
    خیلی از افراد بازنشسته، قبل و بعد از بازنشستگی، سهام و اوراق سرمایه‌گذاری خود را می‌فروشند و پولش را دریافت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین، برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات رایج انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cast به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cast به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “cast” معانی و کاربردهای مختلفی دارد.

    یکی از کاربردهای رایج آن در پزشکی است. وقتی کسی استخوانش می‌شکند، برای ثابت نگه داشتن و بهبودی، از گچ استفاده می‌شود. مثلاً می‌گوییم: «دستش گچ گرفته است» یا «این پسر پایش گچ گرفته است». در این جمله‌ها، “cast” به عنوان یک اسم به کار رفته است.

    اما این کلمه معنای دیگری هم دارد که یعنی «پرتاب کردن». برای مثال، وقتی کسی در حال ماهیگیری است، می‌گوییم: «او نخ خود را به داخل آب پرتاب می‌کند» یا «او در حال انداختن تور به آب است». در اینجا “cast” نقش یک فعل را بازی می‌کند.

    در دنیای هنر و سرگرمی، “cast” به معنای گروه بازیگران یک نمایش، فیلم یا برنامه است. مثلاً بازیگران یک مجموعه تلویزیونی یا یک تئاتر، اعضای “cast” آن محسوب می‌شوند. همچنین، برنامه‌ای که از رادیو یا تلویزیون پخش می‌شود را “broadcast” می‌نامند.

    علاوه بر این‌ها، “cast” می‌تواند به عنوان صفت نیز استفاده شود، مانند عبارت “چدن” (cast iron). برای نمونه: «او برای پخت و پز از یک تابه چدنی استفاده می‌کند». جالب است بدانید که توپ‌های جنگی مورد استفاده در جنگ داخلی آمریکا نیز از جنس چدن ساخته می‌شدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Catastrophe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Catastrophe به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Catastrophe به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فاجعه” به یک وضعیت بسیار بد و مصیبت‌بار اشاره دارد که معمولاً با خرابی‌های گسترده همراه است.

    یک طوفان می‌تواند با وزش بادهای تند و باران‌های سنگین، فاجعه به بار آورد.
    مدیریت و کنترل فاجعه کار بسیار دشواری است.
    سازمان‌های دولتی زیادی هستند که مسئول رسیدگی به فجایع هستند.
    سازمان‌هایی مثل صلیب سرخ و هلال احمر به مناطقی می‌روند که فاجعه رخ داده است.
    در زمان فاجعه، مردم باید متحد شوند و به هم کمک کنند.
    نود و هشت درصد دانشمندان معتقدند که ریشه بسیاری از فجایع آب‌وهوایی اخیر، پدیده گرمایش زمین است.

     
    واژه “فاجعه‌بار” به عنوان یک صفت به کار می‌رود:

    برای کسانی که در مناطق طوفان‌خیز زندگی می‌کنند، شرایط فاجعه‌باری به وجود می‌آید.
    پیامدهای سیل می‌تواند فاجعه‌بار باشد.
    در چند دهه گذشته، سوانح فاجعه‌بار مربوط به هواپیماهای مسافربری کاهش یافته است.

     
    گاهی از کلمه “فاجعه” برای اغراق در مورد یک مشکل کوچک‌تر استفاده می‌شود.

    نداشتن برنامه‌ریزی، برای برگزارکنندگان یک مهمانی بزرگ، به یک فاجعه تبدیل شد.
    باخت غیرمنتظره تیم در فینال، برای هوادارانش فاجعه‌بار بود.
    این کیک یک فاجعه است! هم نپخته است و هم شکلش کج و معوج است.
    کارنامه ترم عمر، واقعاً فاجعه بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Catch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Catch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Catch به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده گذشته فعل ماضی
    catch

    گرفتن

    caught

    گرفتار شد

    caught

    گرفتار شد

    کلمه «catch» یک فعل پرکاربرد است که معمولاً وقتی چیزی را با دست‌هایمان می‌گیریم، از آن استفاده می‌کنیم:

    .He’s about to catch the ball
    .He’s going to catch the ball with his hands

    او در حال گرفتن توپ است.
    او می‌خواهد توپ را با دستانش بگیرد.

    اما این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد:

    اگر خود را گرم نکنید، ممکن است سرما بخورید. (سرما خوردن = بیماری همراه با عطسه، سرفه و خستگی)
    ملیسا فکر می‌کند سرما خورده است.
    متوجه شدی آن مرد چه گفت؟ (catch = شنیدن و درک کردن)
    باید بیشتر تلاش کنی تا به سطح بقیه دانش‌آموزان برسی. (catch up = رسیدن به یک سطح مشخص)
    انگشتش لای در گیر کرد. (گیر کردن = در دام افتادن یا آسیب دیدن)
    محصول جدید آن‌طور که باید بین مردم محبوب نشده است. (catch on = معروف شدن)
    همه این علف‌های خشک به راحتی آتش می‌گیرند. (catch on fire = شعله‌ور شدن)
    او با چه وسیله‌ای توانسته این همه ماهی بگیرد؟ (catch fish = گرفتن ماهی از آب با تور یا چوب ماهیگیری)

    در بعضی از جمله‌ها هم «catch» به عنوان اسم به کار رفته است:

    واو! ببین این ماهی چقدر بزرگه! چه صید خوبی!
    لیندا خوشحال بود که یکی از حسابدارانش یک اشتباه در گزارش پیدا کرد. این کار شرکت را از ضرر بزرگی نجات داد. او گفت: «چه پیدا کردن خوبی!»
    تام فکر می‌کند برای هر زنی یک شانس عالی است، اما بیشتر افراد با این نظر مخالفند. (A good catch = کسی که برای ازدواج مناسب است)
    می‌توانی این محصول را با ۵۰٪ تخفیف بخری، اما یک شرط دارد: باید قبل از ۶ صبح برسی و در صف بایستی. (a catch = یک شرط یا مشکل پنهان)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cause به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cause به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cause به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “cause” به معنای “علت” است و برای توضیح دادن دلیل رخ دادن یک اتفاق به کار می‌رود. شما می‌توانید از این کلمه هم به صورت یک فعل (کاری که انجام می‌شود) و هم به صورت یک اسم (نام یک چیز) استفاده کنید. مراقب باشید که آن را با “because” که برای connecting دو جمله می‌آید اشتباه نگیرید.

    در ادامه، مثال‌هایی می‌بینید که نشان می‌دهند چطور از “cause” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود:

    * آتش‌سوزی به خاطر بازی دو کودک با کبریت اتفاق افتاد. (آتش چطور شروع شد؟ دو بچه در حال بازی با کبریت بودند. آن‌ها باعث شدند این اتفاق بیفتد.)
    * چه چیزی رئیس ما را این قدر عصبانی می‌کند؟ (چه اتفاقی می‌افتد که او خشمگین می‌شود؟)
    * خشکسالی دارد باعث می‌شود چمن من رنگش قهوه‌ای شود. (اگر باران نبارد، این همان دلیلی است برای خشک و قهوه‌ای شدن چمن.)
    * چه چیزی باعث شد آن مردم دست به شورش بزنند؟
    * آن صدایی که از زیر ماشینم می‌شنوم، از چیست؟

    در مجموعه مثال‌های بعدی می‌بینید که چطور از “cause” به عنوان یک اسم استفاده می‌شود:

    * علت آتش‌سوزی چه بود؟ (چه چیزی آن را شروع کرد؟)
    * دلیل عصبانیت او چیست؟
    * خاک بیکیفیت و کمبود باران، دلایل اصلی خشک و قهوه‌ای شدن چمن هستند.
    * یک سوراخ در لوله اگزوز، دلیل ایجاد آن صدا است.

    یک کاربرد جالب دیگر “cause” به عنوان اسم، وقتی است که معنایی نزدیک به “خیریه” دارد:

    * آیا سازمان یا کار خیریه خوبی سراغ داری که بتوانم امسال به آن پول اهدا کنم؟
    * کمک‌های شما صرف یک هدف نیک خواهد شد. این پول به سیر کردن مردم گرسنه کمک می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Cave به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cave به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Cave به فارسی با مثالهای کاربردی

    غار یک فضای خالی و طبیعی زیرزمینی است. تشکیل یک غار به شکل کامل، هزاران سال زمان می‌برد و معمولاً در اثر فرسایش آب یا دیگر عوامل طبیعی به وجود می‌آید.

    بعضی از غارها بسیار طولانی و عمیق هستند.
    هوای درون غار اغلب خنک و مرطوب است.
    افراد زیادی دوست دارند به درون غارها بروند و آن‌ها را جستجو کنند، چون بسیار شگفت‌انگیز هستند.
    به کسی که به کاوش و مطالعه غارها می‌پردازد، غارشناس می‌گویند.
    معمولاً خفاش‌ها در غارها زندگی می‌کنند.
    در دوران پیش از تاریخ، انسان‌ها در غارها سکونت داشتند. ممکن است آن‌ها را با عنوان انسان‌های غارنشین بشناسید.

     
    واژه «cave» به عنوان یک فعل نیز به کار می‌رود و زمانی استفاده می‌شود که چیزی فرو بریزد یا شخصی از موضع خود عقب‌نشینی کند.

    سقف تونل ضعیف بود، بنابراین در نهایت فرو ریخت. (سقف تونل سقوط کرد.)
    مذاکره‌کنندگان برای آزادی گروگان‌ها، در نهایت به خواسته‌های آدم‌رباها تن دادند.
    سربازان وقتی پی به قدرت دشمن خود بردند، تسلیم شدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ceiling به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ceiling به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Ceiling به فارسی با مثالهای کاربردی

    سقف، همان سطح صافی است که وقتی در یک اتاق ایستاده‌اید، بالای سرتان قرار دارد. در آمریکا، معمولاً ارتفاع سقف‌ها هشت فوت (حدود دو متر و چهل سانتیمتر) است.

    پنکه سقفی هوا را در اتاق به جریان می‌اندازد.
    در آشپزخانه‌ها معمولاً چراغ‌ها به سقف وصل می‌شوند.
    نوعی از چراغ به نام چراغ توکار، درون خود سقف جاسازی می‌شود.
    رنگ زدن سقف کار سختی است.
    معمولاً سقف‌ها را سفید رنگ می‌کنند.
    خیلی از افراد دوست دارند خانه یا آپارتمانشان سقف بلند داشته باشد.
    سقفی با ارتفاع ده فوت (حدود سه متر) یا دوازده فوت (حدود سه متر و شصت سانتیمتر)، بلند محسوب می‌شود.
    آیا شما می‌توانید سقف جایی که زندگی می‌کنید را با دست لمس کنید؟

     
    گاهی از کلمه «سقف» به شکل غیرواقعی و برای صحبت درباره محدودیت‌ها استفاده می‌شود.

    سقف شیشه‌ای مانعی نامرئی است که نمی‌گذارد بعضی از گروه‌های اجتماعی به اهدافشان برسند.
    بعضی از زنان می‌گویند یک سقف شیشه‌ای مانع از این می‌شود که در محل کارشان ترفیع بگیرند.
    وقتی می‌گویند برای قیمت‌ها یا نرخ‌ها یک «سقف» وجود دارد، یعنی دیگر امکان افزایش بیشتر ندارند.
    وقتی قیمت یک سهام به بالاترین حد ممکن می‌رسد (به سقف می‌خورد)، بعضی از سرمایه‌گذاران آن را می‌فروشند چون فکر می‌کنند دیگر قیمتش بالاتر نخواهد رفت.

     
    عبارت «To hit the ceiling» به معنای عصبانی شدن و از کوره در رفتن است:

    وقتی قبض اینترنتم را دیدم، واقعاً از عصبانیت منفجر شدم.
    وقتی پدر و مادر آماندا بفهمند که او در بعضی از درس‌های این ترم مردود شده، واقعاً عصبانی خواهند شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Ceremony به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ceremony به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ceremony به فارسی با مثالهای کاربردی

    مراسم یک رویداد ویژه است که نشان‌دهنده آغاز یا پایان یک اتفاق مهم در زندگی است. گاهی هم در مراسمی، برای قدردانی از یک کار خوب، جایزه یا هدیه‌ای اهدا می‌شود. جشن عروسی، خاکسپاری، جشن فارغ‌التحصیلی، مراسم شروع یک رویداد، مسابقات ورزشی، جشن بازنشستگی و مناسک مذهبی، همگی می‌توانند شکلی از مراسم باشند.

    لئوناردو دی‌کاپریو شب گذشته در مراسم اسکار، جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد.
    مراسم افتتاحیه بازی‌های المپیک ۲۰۱۶ برزیل باید بسیار تماشایی باشد.
    مراسم افتتاحیه و اختتامیه بازی‌های المپیک ۲۰۰۸ پکن، بسیار چشمگیر و به‌یادماندنی بود.
    مراسم عروسی روندا و ند کمتر از یک ساعت طول کشید.
    بیل درخواست کرده بود برای بازنشستگی‌اش مراسمی برگزار نشود. او ترجیح داد به‌طور ساده و بی‌سروصدا از شرکت برود.
    مراسم کوتاهی برای گرامیداشت همسایه‌مان که به‌تازگی فوت کرده بود، برگزار شد.
    دانش‌آموزان در جشن فارغ‌التحصیلی از گرفتن مدرک خود بسیار خوشحال بودند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.