امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Ceiling به فارسی با مثالهای کاربردی
سقف، همان سطح صافی است که وقتی در یک اتاق ایستادهاید، بالای سرتان قرار دارد. در آمریکا، معمولاً ارتفاع سقفها هشت فوت (حدود دو متر و چهل سانتیمتر) است.
پنکه سقفی هوا را در اتاق به جریان میاندازد.
در آشپزخانهها معمولاً چراغها به سقف وصل میشوند.
نوعی از چراغ به نام چراغ توکار، درون خود سقف جاسازی میشود.
رنگ زدن سقف کار سختی است.
معمولاً سقفها را سفید رنگ میکنند.
خیلی از افراد دوست دارند خانه یا آپارتمانشان سقف بلند داشته باشد.
سقفی با ارتفاع ده فوت (حدود سه متر) یا دوازده فوت (حدود سه متر و شصت سانتیمتر)، بلند محسوب میشود.
آیا شما میتوانید سقف جایی که زندگی میکنید را با دست لمس کنید؟
گاهی از کلمه «سقف» به شکل غیرواقعی و برای صحبت درباره محدودیتها استفاده میشود.
سقف شیشهای مانعی نامرئی است که نمیگذارد بعضی از گروههای اجتماعی به اهدافشان برسند.
بعضی از زنان میگویند یک سقف شیشهای مانع از این میشود که در محل کارشان ترفیع بگیرند.
وقتی میگویند برای قیمتها یا نرخها یک «سقف» وجود دارد، یعنی دیگر امکان افزایش بیشتر ندارند.
وقتی قیمت یک سهام به بالاترین حد ممکن میرسد (به سقف میخورد)، بعضی از سرمایهگذاران آن را میفروشند چون فکر میکنند دیگر قیمتش بالاتر نخواهد رفت.
عبارت «To hit the ceiling» به معنای عصبانی شدن و از کوره در رفتن است:
وقتی قبض اینترنتم را دیدم، واقعاً از عصبانیت منفجر شدم.
وقتی پدر و مادر آماندا بفهمند که او در بعضی از درسهای این ترم مردود شده، واقعاً عصبانی خواهند شد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ «واژههای کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید