دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Greet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Greet به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Greet به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای خوشامدگویی یا سلام کردن به کسی، معمولاً از کلمه “سلام” استفاده می‌کنیم یا به کسی که تازه به جایی رسیده است می‌گوییم “خوش آمدید”.

    مثلاً:
    * کارمندی که در قسمت پذیرش یک شرکت کار می‌کند، به افرادی که وارد می‌شوند خوشامد می‌گوید.
    * رونالد همیشه وقتی همسایه‌هایش را بیرون خانه می‌بیند، به آن‌ها سلام می‌کند.
    * وقتی مشتریان به یک نانوایی وارد می‌شوند، بوی خوش نان و شیرینی به مشام می‌رسد. (این جمله به شکل مفعولی نوشته شده است.)
    * من وقتی به درِ کارخانه رسیدم، یک بوی عجیب حس کردم.
    * سگ من همیشه وقتی به خانه برمی‌گردم، پشت در به استقبالم می‌آید.
    * دادن دست و گفتن سلام، یک رفتار محترمانه برای شروع یک گفت‌وگو است.

    همچنین، کلمه **Greeting** به عنوان یک اسم به کار می‌رود:

    * بیل از دیدار و احوالپرسی با مشتریانش لذت می‌برد.
    * وقتی جرمی از سفر برگشت، خانواده‌اش در فرودگاه با یک خوشامدگویی گرم از او استقبال کردند.
    * آمریکایی‌ها در تعطیلات بزرگی مثل شکرگزاری و کریسمس، معمولاً به یکدیگر “تبریکات فصل” می‌گویند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grief به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grief به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Grief به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یکی از عزیزانمان از دنیا میرود، احساس غم و اندوه عمیقی به سراغمان میآید. این احساس ممکن است برای از دست دادن پدر، مادر، همسر، خواهر، برادر، فرزند یا یک دوست صمیمی به وجود بیاید. حتی بسیاری از افراد پس از مرگ حیوان خانگی خود مانند سگ یا گربه نیز غمگین میشوند.

    خانواده پس از فوت دخترشان، اندوه بسیار سنگینی را تحمل کردند.
    غم آن مرد به قدری شدید بود که نمیتوانست حرف بزند.
    آندریا وقتی همسرش فوت کرد، غم چندانی احساس نکرد، چون هرگز واقعاً او را دوست نداشت.
    این خانواده به خوبی با غم خود کنار میآیند.

     

    واژهٔ “غم خوردن” نیز به صورت فعل به کار میرود:

    آنها در سوگ از دست دادن مادرشان هستند.
    کارکنان یک بیمارستان هر روز افرادی را میبینند که در حال غمگین بودن هستند.
    مری برای ماه‌ها پس از مرگ گربهٔ محبوبش، غصه میخورد.

     

    واژهٔ “غم” همچنین میتواند به صورت صفت نیز استفاده شود:

    یک مشاور سوگ پس از آن اتفاق با کودکان کار کرد.
    آن زن پس از فوت همسرش به جلسات مشاورهٔ غم نیاز پیدا کرد.

    * loved one: شخصی که دوستش دارید، معمولاً یکی از اعضای خانواده یا یک دوست بسیار نزدیک.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grin به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grin به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Grin به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “grin” به معنای “پوزخند” است و خیلی شبیه به کلمه “لبخند” می‌باشد.

    سارا بعد از برنده شدن در مسابقه آواز، یک پوزخند بزرگ (لبخند) روی صورتش دارد. (در این جمله، “grin” نقش یک اسم را بازی می‌کند.)
    ماریو وقتی فهمید شغل مورد نظرش را گرفته است، تمام مسیر تا خانه را با پوزخند (لبخند) طی کرد. (در اینجا، “grin” به عنوان یک فعل به کار رفته است.)
    مردمی که در نمایشگاه دولتی بودند، در حالی که از یک غرفه به غرفه دیگر می‌رفتند، پوزخندهای بزرگی روی صورتشان دیده می‌شد.
    بچه‌ها هم در حالی که بستنی قیفی خود را می‌خوردند، پوزخند می‌زدند.

     
    این کلمه در موقعیت‌های خاصی هم استفاده می‌شود.

    برای چی داری پوزخند می‌زنی؟ (این عبارت وقتی استفاده می‌شود که لبخند فردی، به هر دلیلی، باعث ناراحتی یا رنجش فرد دیگری شود.)
    این پوزخند را از صورتت پاک کن! (یعنی دست از لبخند زدن بردار!)
    آن مرد وقتی دو سگ را در حال جنگ می‌دید، یک پوزخند شیطانی روی صورتش داشت. (evil grin یعنی فردی در حین انجام کاری بد و شرورانه لبخند می‌زند.)
    نوازنده بانجو در حال نواختن ساز و پوزخند زدن است. (picking and grinning به معنای نواختن یک ساز زهی مانند بانجو یا گیتار است.)
    این یک موقعیت سخت است، اما چاره‌ای نداریم جز اینکه پوزخند بزنیم و تحمل کنیم. (grin and bear it یعنی با یک مشکل کنار بیاییم یا آن را مدیریت کنیم.)
    او از شدت خوشحالی دارد از گوشه به گوشه پوزخند می‌زند. (یعنی یک لبخند بسیار بزرگ روی صورتش است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Grind به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grind به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Grind به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی را به تکه‌های ریز خرد می‌کنید، می‌توانید از واژه «grind» استفاده کنید. معمولاً برای آسیاب کردن چیزها از یک وسیله یا دستگاه کمک می‌گیریم. البته گاهی هم می‌توان این کار را با دستان خود انجام داد. شکل گذشته و صفت این کلمه، «ground» نوشته و گفته می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    grind

    آسیاب کردن

    ground

    آسیاب کرد

    ground

    آسیاب کرده

    این دستگاه برای چرخ کردن گوشت گاو کاربرد دارد. همبرگر از گوشت گاوی که چرخ شده درست می‌شود. (در اینجا کلمه “ground” به صورت صفت به کار رفته است.)

    از این وسیله برای خرد و پودر کردن دانه‌های قهوه استفاده می‌کنند. دانه‌های قهوه‌ای که تازه آسیاب شده‌اند، عطر بسیار دلپذیری دارند.
    من امروز صبح، کمی قهوه با دستگاه آسیاب قهوه، پودر کردم.
    شما می‌توانید مقدار کمی از مواد غذایی را با هاون خرد کنید.
    او در حال تیز کردن تبرش است تا برنده‌تر شود.

    این کلمه معانی و کاربردهای دیگری هم دارد:
    ماشین من نزدیک چرخ جلو صدایی شبیه سایش و خراش ایجاد می‌کند.
    آندریا عادت ناپسندی دارد و شب‌ها دندان‌هایش را به هم می‌ساید.
    دانش‌آموزان سخت‌گیرانه و با پشتکار مشغول انجام تکالیفشان هستند. (grind away به معنای سخت و مداوم کار کردن است.)
    داریل از روزمرگی و کار یکنواخت روزانه خسته شده است. (“daily grind” به شغل یا روال عادی و تکراری زندگی اشاره دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grip به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Grip به فارسی با مثالهای کاربردی

    نگه داشتن و کنترل چیزی را «گِرِپ» (Grip) می‌گویند. این کلمه را می‌توان هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار برد، اما معمولاً نقش اسمی دارد.

    * قبل از این که مبل را جابجا کنیم، بگذارید یک لحظه آن را محکم بگیرم.
    * آیا آن را خوب در دستت گرفته‌ای؟
    * نحوه گرفتن‌تان را چک کنید.
    * محکم نگهش دار و رهایش نکن!
    * تام جعبه را محکم نگه نداشت و آن را انداخت.
    * مأموران پلیس، وقتی مرد را از سالن دادگاه بیرون می‌بردند، هر دو بازویش را محکم گرفته بودند.
    * اگر گوشی همراهت را به اندازه کافی محکم نگیری، ممکن است از دستت بیفتد. (در این جمله، کلمه «گِرِپ» به معنای «نگه داشتن» است و شاید استفاده از خود کلمه «هولْد» (Hold) بهتر باشد.)
    * قبل از این که توپ فوتبال را پرتاب کنی، باید آن را محکم در دستت بگیری.
    * وینس دست بسیار محکمی دارد. وقتی با او دست دادم، این را حس کردم. (این جمله معمولاً مردان پس از دست دادن با مرد دیگری می‌گویند. بعضی از مردان هنگام دست دادن، محکم فشار می‌دهند. به ندرت این حرف در مورد یک زن زده می‌شود.)

     
    کلمه «گِرِپ» در انگلیسی روزمره، اغلب برای صحبت درباره کنترل فرد بر روی یک چیز (چه فیزیکی و چه غیر فیزیکی) استفاده می‌شود:

    * باید خودت را جمع و جور کنی. (یعنی باید بر خودت مسلط شوی و رفتار نامعقول نداشته باشی)
    * باید بر احساسات و رفتارت مسلط شوی.
    * دونالد درک درست و تسلط کاملی بر واقعیت‌ها ندارد. (گِرِپ محکم به معنای درک صحیح است)
    * وقت آن است که با واقعیت آن چه در حال رخ دادن است، روبرو شوی. (یعنی واقع‌بین باش)
    * رهبر آن کشور کنترل قدرت را از دست داد و از مقامش برکنار شد. (از دست دادن گِرِپ یعنی از دست دادن کنترل)

     
    این کلمه همچنین به قسمتی از دوچرخه یا موتورسیکلت اشاره دارد که دست‌هایتان آن را می‌گیرد تا وسیله را هدایت کنید:

    * دسته‌های دوچرخه من از جنس نوعی لاستیک است.
    * سارا باید برای دوچرخه‌اش دسته‌های جدید بخرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grit به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Grit به فارسی با مثالهای کاربردی

    دو کاربرد اصلی برای کلمه “grit” وجود دارد. در کاربرد اول، این کلمه به معنای پشتکار و استقامت است. کسی که “grit” دارد، بسیار سختکوش است و حتی در شرایط دشوار نیز دست از تلاش برنمی‌دارد.

    دنیز با پشتیبانی خانواده و پشتکار فراوان توانست از دانشکده پزشکی فارغ‌التحصیل شود و به یک پزشک تبدیل گردد.
    توانایی دن در بردن مسابقه تنیس، پشتکار واقعی او را نشان داد.
    مهاجرانی که به ایالات متحده می‌روند، اغلب با باور به ارزش‌های آمریکایی و پشتکار محض به موفقیت می‌رسند.
    برای موفق شدن، به پشتکار نیاز است.
    شما می‌توانید با ترکیبی از پشتکار و کمی شانس به اهدافتان دست پیدا کنید.

     
    کاربرد دوم کلمه “grit” برای ذرات ریز شن و خاک است که ممکن است روی سطوح یا کاغذ سنباده وجود داشته باشد:

    من از کاغذ سنباده درجه ۲۰۰ برای صاف کردن میزی که رنگ زده بودم استفاده کردم.
    برای سطوح ناهموار، بهتر است از کاغذ سنباده با درجه زبری بین ۴۰ تا ۸۰ استفاده کنید.
    قبل از رنگ‌کاری یک سطح، باید از کاغذ سنباده بسیار نرم برای صاف کردن آن استفاده کنید.
    در طی یک توفان خاک، ذرات ریز خاک و شن در هوا پخش می‌شوند.
    یک توفان، انواع ذرات ریز را به هوا و به صورت مردم پرتاب کرد.
    می‌توانستید ذرات ریز شن را بین دندان‌های خود حس کنید.
    ماهی که دیشب خوردیم، کمی مزه خاک‌دادگی داشت. (کلمه “gritty” یک صفت است.)
    سوپ صدف ممکن است کمی دارای ذرات ریز شن باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Groan به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Groan به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Groan به فارسی با مثالهای کاربردی

    ناله کردن به معنی درآوردن صدا در زمان درد یا ناراحتی است. همچنین وقتی فردی از چیزی شکایت دارد، ممکن است ناله سر دهد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    ناله کردن ناله کرد ناله کرده

    شیلا از این که مجبور است این آخر هفته کار کند، شکایت می‌کند.
    کارگران وقتی زمان استراحتشان تمام شد، ناله کردند.
    مردی از شدت درد ناله می‌کرد، در حالی که روی زمین دراز کشیده بود و منتظر آمبولانس بود.
    وقتی از کنار یکی از اتاق‌های بیمارستان رد می‌شدیم، صدای ناله یک زن را می‌شنیدیم.
    همه حاضرین در بار، وقتی تیم محبوب فوتبالشان گل نزد، ناله سر دادند.
    از مردی که در مطب دندانپزشکی نشسته بود و منتوار کشیدن دندانش بود، ناله‌ای آرام شنیده شد. (کلمه “ناله” در این جمله یک اسم است.)
    داری برای چی ناله می‌کنی؟
    ناله کردن درباره چیزی که کنترلی روی آن نداری، هیچ فایده‌ای ندارد.
    لطفاً دست از غرولند و ناله کردن بردار. (کلمه “ناله کردن” در این جمله مصدر است.)
    او همیشه درباره مشکلاتش ناله و شکایت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grope به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grope به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Grope به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی فردی، فرد دیگری را به شکل ناخواسته و آزاردهنده لمس می‌کند، این عمل می‌تواند ناراحت‌کننده و در بسیاری از موارد، غیرقانونی باشد.

    در هفته‌های اخیر، چندین سیاستمدار و چهره مشهور در آمریکا به چنین اقدامی متهم شده‌اند.
    برای مثال، مت لاور، مجری برنامه «امروز» در شبکه ان‌بی‌سی، متهم شده است که همکاران زن خود را به شکل نامناسبی لمس کرده است.
    همچنین گفته می‌شود یک سناتور آمریکایی، قبل و بعد از اینکه به مقام سناتوری رسیده، چندین زن را مورد آزار فیزیکی قرار داده است. (سناتور عضو مجلس سنا در آمریکاست. این مجلس ۱۰۰ عضو دارد.)

    این نوع لمس کردن، یکی از شکل‌های آزار و اذیت است.
    به کسی که مرتکب این عمل شود، متجاوز یا آزارگر می‌گویند.
    اغلب، زنان و دختران در مکان‌های شلوغ مانند قطار، آسانسور یا گردهمایی‌های بزرگ، قربانی این رفتار می‌شوند.
    اگر کسی مورد چنین رفتاری قرار گرفت، بسیار مهم است که بتواند فرد متجاوز را شناسایی کرده و موضوع را فریاد بزند.
    لمس کردن دیگران به این شکل، کاری بسیار ناپسند و شرم‌آور است.
    هر کس که مرتکب آن شود، باید واقعاً از عمل خود شرمنده باشد.

     
    البته، همین واژه («grope») در موقعیت‌های دیگری هم به کار می‌رود؛ مثلاً وقتی کسی در حال جست‌وجو برای یافتن چیزی است یا راهش را در تاریکی پیدا می‌کند:

    مرگ ناگهانی شوهرش، رزا را در جست‌وجو برای یافتن مسیر تازه‌ای در زندگی تنها گذاشت.
    وقتی برق قطع شد، هارولد مجبور شد در تاریکی دست‌وپا بزند تا چراغ قوه‌ای پیدا کند.
    تام، وقتی از خواب بیدار شد، روی میز کنار تختش را به دنبال عینکش گشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gross به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gross به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Gross به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی حال‌تان را به هم می‌زند یا باعث می‌شود احساس ناخوشی کنید، چون همزمان هم عجیب است و هم ناخوشایند، می‌توانید از کلمه gross استفاده کنید.

    اد به همه چیزهایی که می‌خورد سس کچاپ می‌زند. به نظر من این کار چندش‌آور است.
    عکسی هست از یک زن که یک میمون را می‌بوسد. این واقعاً حال‌به‌هم‌زن است.
    چرا او باید اینقدر بی‌ملاحظه باشد؟
    دیشب یک فیلم واقعاً مشمئزکننده دیدیم. آنقدر بد بود که در نیمه‌های نمایش، سالن سینما را ترک کردیم.
    او همه جا در حال سرفه و عطسه کردن است. این واقعاً ناخوشایند است.

     
    در فصل مالیات در آمریکا، معمولاً وقتی درباره درآمد و سود صحبت می‌کنیم، از کلمه gross به معنای «ناخالص» استفاده می‌شود. مبلغ ناخالص، درآمدی است که قبل از کسر مالیات و سایر هزینه‌ها به دست می‌آورید:

    حقوق ناخالص شما سال گذشته چقدر بود؟ (در این جمله gross به صورت صفت به کار رفته است.)
    سال گذشته چقدر درآمد ناخالص داشتید؟ (در این سوال gross به عنوان فعل استفاده شده.)
    شرکت آن‌ها در یک ماه بیش از یک میلیون دلار درآمد ناخالص داشت.
    آیا تفاوت بین gross و net را می‌دانید؟ *

     
    شما همچنین می‌توانید از gross به عنوان صفت برای توصیف یک وضعیت نادرست یا شدیداً ناخوشایند استفاده کنید:

    این یک بی‌عدالتی آشکار است.
    آنها در تخمین تعداد افرادی که در رویداد حاضر می‌شوند، اشتباه بزرگی مرتکب شدند.
    این کاملاً اشتباه است. (با اضافه کردن ly به gross، قید ساخته می‌شود.)
    او به شکل قابل‌توجهی اضافه‌وزن دارد.

    *توجه: درک تفاوت بین gross و net بسیار مهم است. مثلاً وقتی درباره حقوق صحبت می‌کنید، مبلغ ناخالص رقم بزرگتری است که روی فیش حقوقی می‌بینید. اما این پولی نیست که در نهایت دریافت می‌کنید. مبلغ خالص، درآمدی است که پس از کسر مالیات و سایر هزینه‌ها برای شما باقی می‌ماند. بعضی‌ها به آن «حقوق خالص» یا «درآمد قابل‌تصرف» می‌گویند. این همان پولی است که در پایان به جیب می‌زنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ground به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ground به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Ground به فارسی با مثالهای کاربردی

    زمین سطحی است که ما روی آن راه می‌رویم یا چیزهایی می‌سازیم.

    پاهای شما روی زمین قرار دارد.
    بچه‌ها در زمین بازی، بازی می‌کنند.
    چادربازان در یک محل مخصوص چادر می‌زنند.
    یک هواپیما از آسمان افتاد و روی زمین سقوط کرد.
    ما در فصل بهار دانه‌ها را در خاک زمین می‌کاریم تا سبزیجات رشد کنند.
    یک پسر کوچک بستنی‌اش را روی زمین ریخت.
    کارگران ساختمانی وقتی روی یک پروژه کار می‌کنند، زمین را می‌کنند.
    همین حالا زمین هنوز یخ‌زده است. این یخ‌بندان در اواخر اسفند یا اوایل فروردین آب می‌شود.

     
    واژه «ground» همچنین به زمین اطراف یک ساختمان اشاره دارد.

    یک نگهبان از محوطه بیرونی یک کارخانه تولیدی محافظت می‌کند.
    محوطه یک عمارت بزرگ به احتمال زیاد با درختان و گیاهان زیبا، آراسته شده است.

     
    در مسائل قانونی یا برای بیان دلیل یک وضعیت، از واژه «ground» به معنای «دلیل» یا «اساس» استفاده می‌شود.

    شاکی بر چه اساسی از متهم شکایت کرده است؟
    پرونده حقوقی به این دلیل که مدرک کافی وجود نداشت، بسته شد.
    رفتار بد رالف که به دلیل مصرف زیاد الکل بود، باعث شد همسرش درخواست طلاق دهد.

     
    کلمه «ground» می‌تواند به عنوان یک فعل نیز به کار رود.

    سیم‌های برق برای جلوگیری از برق‌گرفتگی به زمین متصل می‌شوند. در این حالت سیم‌ها «زمین» شده‌اند.
    وقتی یک کودک رفتار بدی می‌کند، والدین ممکن است او را در خانه محبوس کنند تا تنبیه شود.
    اگر یک هواپیما به دلایل مربوط به ایمنی از پرواز منع شود، به آن گفته می‌شود هواپیما «زمین‌گیر» شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.