دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Etymology به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Etymology به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Etymology به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در حال یادگیری زبان انگلیسی هستید، ممکن است معلمتان درباره “ریشه‌شناسی” کلمات با شما صحبت کند. ریشه‌شناسی به تاریخچه و منشأ یک کلمه اشاره دارد. معمولاً زبان‌آموزان سطح پیشرفته بیشتر با این موضوع آشنا می‌شوند، اما حتی زبان‌آموزان سطح مبتدی و متوسط هم می‌توانند از آن نکات مفیدی یاد بگیرند.

    چرا باید تاریخچه کلمات انگلیسی را بدانیم؟ دو دلیل مهم وجود دارد. اول اینکه متوجه می‌شوید زبان انگلیسی از زبان‌های مختلفی مثل آلمانی، لاتین، دانمارکی، عبری، فرانسوی و یونانی تشکیل شده است. آشنایی با هرکدام از این زبان‌ها می‌تواند به شما در یادگیری بهتر انگلیسی کمک کند. دوم اینکه، مطالعه ریشه‌شناسی به شما نشان می‌دهد معنی کلمات در طول زمان تغییر می‌کند و این مردم هستند که با نحوه استفاده از زبان، معانی را شکل می‌دهند. در واقع، این مردم هستند که زبان را زنده نگه می‌دارند. معلمان و متخصصان سعی می‌کنند قوانین دستور زبان را به ما بیاموزند، اما زبان واقعی از میان مردم برمی‌آید. برای یادگیری خوب انگلیسی، باید با کسانی که از این زبان استفاده می‌کنند در ارتباط باشید.

    به عنوان مثال، کلمه “prohibit” را در نظر بگیرید که یک فعل است. ریشه این کلمه به زبان لاتین (prohibitio) برمی‌گردد. استفاده از آن در انگلیسی حدود قرن ۱۴ یا ۱۵ میلادی، قبل از شکل‌گیری انگلیسی مدرن، آغاز شده است. افرادی که فرانسوی یا اسپانیایی صحبت می‌کنند، این کلمه را به راحتی می‌شناسند. در آلمانی نیز شکل مشابهی مانند “verbot” یا “verboten” وجود دارد.

    وقتی ریشه یک کلمه را بررسی می‌کنید، ممکن است ببینید که آن کلمه در شکل‌های مختلفی به کار می‌رود. مثلاً کلمه “prohibit” می‌تواند با اضافه شدن “tion” به صورت “prohibition” به یک اسم تبدیل شود. در انگلیسی آمریکایی، “prohibition” به معنای ممنوعیت یا غیرقانونی‌بودن چیزی است. این کلمه بار معنایی خاصی دارد، زیرا در آمریکا به دوره‌ای معروف به “دوران ممنوعیت” اشاره می‌کند که طی آن تولید و مصرف الکل غیرقانونی اعلام شد (از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۳).

    “Prohibit” یک کلمه رایج در انگلیسی است و سه بخش دارد (pro-hi-bit). با این حال، بسیاری از آمریکایی‌ها ترجیح می‌دهند از کلمه کوتاه‌تر “ban” که فقط یک بخش دارد، استفاده کنند. اما همچنان لازم است کلمه “prohibit” را بشناسید، چون ممکن است هرجا — در یک گفت‌وگو، گزارش خبری یا روزنامه — با آن روبرو شوید.

    هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند که مطالعه ریشه‌شناسی یک کلمه چه افق‌های تازه‌ای به روی شما باز می‌کند. اما مطمئناً این کار هم دانش شما از زبان را عمیق‌تر می‌کند و هم اطلاعات جالبی درباره تاریخ، علوم، ریاضیات، جغرافیا و فرهنگ در اختیارتان می‌گذارد.

    امروز در کلاس، دانش آموزان ریشه شناسی کلمه “خصوصی” را مطالعه کردند.
    آیا ریشه شناسی کلمه “جوهر” را می دانید؟
    مطالعه ریشه شناسی یک کلمه می تواند به شما در درک زبان انگلیسی کمک کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Even به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Even به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Even به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “even” در انگلیسی کاربردهای مختلفی دارد که در ادامه با مثال‌های ساده توضیح داده می‌شود:

    **برابری و تقسیم‌پذیری**

    * من پنج سیب دارم و شما هم پنج سیب دارید. این یعنی ما با هم برابریم. تعداد سیب‌های ما برابر است. هر دوی ما پنج تا داریم.
    * عدد چهار، یک عدد زوج است. چون می‌توان آن را به دو قسمت مساوی تقسیم کرد. بعد از تقسیم، چیزی باقی نمی‌ماند.
    * عدد سه، یک عدد زوج نیست. چون نمی‌توان آن را به دو قسمت کاملاً مساوی تقسیم کرد و همیشه یک قسمت اضافه می‌ماند.

    **برای تأکید کردن**

    * تو قول دادی در مدرسه بهتر شوی، اما حتی تلاش هم نمی‌کنی. (در اینجا “even” برای قوی‌تر کردن مفهوم به کار رفته است.)
    * چرا داری می‌خندی؟ این اصلاً خنده‌دار نیست.
    * حتی فکر ترک تحصیل را هم نکن.

    **برای بیان شرایط غیرمنتظره**

    * حتی اگر دیگر باران نبارد، سطح رودخانه‌ها همچنان بالا خواهد آمد.
    * حتی معلم ریاضی هم برای حل آن مسئله به مشکل خورد.
    * با اینکه یک ساندویچ بزرگ خوردم، اما باز هم گرسنه‌ام. (این شرایط عادی نیست. معمولاً بعد از خوردن آن ساندویچ، نباید گرسنه بمانم.)

    **به عنوان یک فعل**

    * تیم ما دو امتیاز عقب بود، تا اینکه ژوزه یک ضربه‌ی قوی زد و بازی را مساوی کرد.
    * آرایشگر با قیچی، موهای دخترک را صاف و یکسان کوتاه کرد.
    * این کار، شرایط را برای ما عادلانه و برابر می‌کند. (من و تو با هم تسویه شده‌ایم و هیچ‌کس به دیگری بدهکار نیست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Event به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Event به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Event به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «رویداد» به اتفاقی گفته می‌شود که رخ می‌دهد. بعضی از این رویدادها مهم هستند و بعضی دیگر جنبه سرگرمی دارند. برخی از آن‌ها از قبل برنامه‌ریزی شده‌اند، در حالی که برخی دیگر ناگهانی و غیرمنتظره رخ می‌دهند.

    برای هفته آینده یک برنامه ویژه تدارک دیده‌ایم.
    شهرداری در حال برگزاری رویدادی برای افراد دارای معلولیت است.
    آیا در محل زندگی شما برنامه‌های آتی دیگری در نظر گرفته شده است؟
    یک حادثه ناگوار پیش آمد که باعث شد شرکت در برنامه‌های خود تغییر ایجاد کند.
    برنامه‌ریزان رویداد به انتخاب محل برگزاری، ساعت روز یا شب، و نوع افرادی که احتمالاً در رویداد شرکت می‌کنند، توجه زیادی می‌کنند.
    در المپیک تابستانی صدها رویداد ورزشی گوناگون وجود دارد. (رویداد ورزشی = یک رشته یا زیرمجموعه در یک ورزش)
    مسابقه ۴۰۰ متر آزاد یکی از رشته‌های محبوب شنا است.
    محبوب‌ترین رویداد ورزشی از نظر شما کدام است؟
    فوتبال یک رویداد ورزشی پرطرفدار است.
    در صورت بارندگی، بازی در زمان دیگری برگزار خواهد شد. (in the event of = در صورت وقوع)
    در هر حال، این بازی بالاخره انجام خواهد شد. (in any event = تحت هر شرایطی)

     
    گاهی اوقات واژه «رویداد» به یک وضعیت جدی اشاره دارد که در آن فرد با یک مشکل جسمی مواجه می‌شود:

    رودولف یک بار دیگر دچار مشکل قلبی شد. (event = دوره یا حادثه پزشکی)
    اگر چنین اتفاقاتی زیاد تکرار شود، لازم است که او برای تحت نظر بودن در بیمارستان بستری شود.
    ما امیدواریم و دعا می‌کنیم که این رویداد دوباره تکرار نشود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Eventually به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eventually به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Eventually به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در مورد اتفاقی در آینده صحبت می‌کنیم که احتمال رخ دادن آن زیاد است، از کلمه “در نهایت” یا “بالاخره” استفاده می‌کنیم. ممکن است این اتفاق بیفتد یا نیفتد، اما شانس بسیار خوبی وجود دارد که در آخر کار، آن چیز رخ بدهد.

    در نهایت، با تمرین بیشتر، عملکرد تیم بهتر می‌شود.
    ونسا امید دارد که دخترش بالاخره روزی ازدواج کند.
    سایمون امیدوار است که روزی یک شغل بهتر پیدا کند.
    اگر دندان‌هایتان را مسواک نزنید، در آخر به پوسیدگی دندان دچار می‌شوید.
    در نهایت، هر دو طرف از جنگ خسته می‌شوند و یک توافق دائمی با هم می‌بندند.
    روزنامه امروز صبح دیرکرد دارد، اما بالاخره می‌رسد.
    این مشکل در نهایت حل خواهد شد.
    همه چیز در آخر به خوبی پیش می‌رود. (این یک اصطلاح است. وقتی می‌گوییم “همه چیز به خوبی پیش می‌رود” یعنی یک موقعیت سخت، با گذشت زمان درست می‌شود.)

     
    کلمه “نهایی” نیز یک صفت است:

    عادت بدِ دزدی از مغازه، در نهایت منجر به دستگیری تاد شد.
    کارکنان شرکت، ورشکستگی نهایی آن را پیش‌بینی کرده بودند.
    ما باور داریم که یک راه‌حل نهایی برای این مشکل وجود دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ever به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ever به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ever به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه ever برای اشاره به هر زمانی در گذشته، حال یا آینده به کار می‌رود. این کلمه معمولاً در سوالات استفاده می‌شود:

    آیا تا به حال از کسانی که برای آن شغل با تو مصاحبه کردند خبری شنیده‌ای؟
    آیا آن‌ها وقتی به نیویورک سفر کردند، فرصت دیدن مجسمه آزادی را پیدا کردند؟
    آیا تا به حال سوشی خورده‌ای؟
    آیا ماشینت تا حالا برایت مشکل ایجاد کرده است؟
    آیا هلن هیچ وقت سر موقع به محل کارش می‌رسد؟
    آیا من وقتی می‌خوابم، هرگز خروپف می‌کنم؟
    آیا در این ناحیه از کشور اصلاً برف می‌بارد؟
    آیا آنتونیو روزی از دوست‌دخترش درخواست ازدواج خواهد کرد؟
    آیا آن‌ها قصد دارند بالاخره خانه‌شان را رنگ‌آمیزی کنند؟

     
    اگر بخواهید زمان دقیق شروع یک اتفاق در گذشته را نشان دهید، می‌توانید ever را همراه با since به کار ببرید:

    از وقتی تام به دانشگاه رفت، دیگرهیچ وقت ریشش را نزده. الان یک ریش خیلی بلند دارد.
    از زمانی که ماشینشان را خریدند، همیشه با آن مشکل داشته‌اند.
    از وقتی که بچه‌ی کوچکی بود، همیشه اسفناج دوست داشته.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Every به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Every به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Every به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “every” (به معنای “هر”) شبیه به “each” است. وقتی می‌خواهید در مورد تک‌تک اعضای یک گروه، بخش‌های جداگانه یک چیز، یا دوره‌های زمانی صحبت کنید، از این کلمه استفاده می‌کنید:

    او هر روز به کلاس می‌آید.
    از همه دانش‌آموزان این کلاس انتظار می‌رود در گفت‌وگوهای کلاسی شرکت کنند.
    برای هر کارگری که به دستکش نیاز داشته باشد، دستکش فراهم شده است.
    من باید هر شنبه کار کنم. (یعنی همه شنبه‌های سال.)
    میچل باید یک شنبه در میان کار کند. (یعنی یک شنبه کار می‌کند، شنبه بعد کار نمی‌کند، دوباره شنبه بعدی کار می‌کند، و همین‌طور ادامه دارد.)
    ادنا تقریباً هر چند هفته یک‌بار بیمار می‌شود. (به نظر می‌رسد این شرایط بارها برایش پیش می‌آید.)
    همه اعضای خانواده ما هر سال در کریسمس دور هم جمع می‌شوند.
    تمام جعبه‌های روی این قفسه‌ها باید داخل کامیون بارگیری شوند.

     
    یک کاربرد دیگر و کمی پیچیده‌تر “every” برای بیان “همه امکان‌ها” یا “همه دلایل” است:

    به دان هر فرصت ممکنی برای موفقیت داده شد، اما او از این شانس‌ها استفاده نکرد.
    آنها هر دلیلی داشتند تا باور کنند پدر و مادرشان از سانحه سقوط هواپیما نجات یافته‌اند.
    ماریسا از هر فرصتی برای پیشرفت در شرکتی که کار می‌کند، استفاده کرده است.

    توجه به طرز تلفظ این کلمه مهم است! “every” تنها دو بخش دارد، نه سه بخش:
    اِو-ری

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Evidence به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Evidence به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Evidence به فارسی با مثالهای کاربردی

    شواهد و مدارک، چیزهایی هستند که ثابت می‌کنند یک رویداد رخ داده است. اگر کسی ادعا کند چیزی درست است، باید مدارکی برای اثبات آن ارائه دهد.

    وقتی وکیل‌ها می‌خواهند ثابت کنند فردی مرتکب جرم شده، از این شواهد استفاده می‌کنند.
    مثلاً یک پنجره شکسته، خودش یک مدرک است که نشان می‌دهد کسی آن را شکسته (چون پنجره خودبه‌خود نمی‌شکند).
    دانشمندان آب و هوا نیز شواهد زیادی جمع‌آوری کرده‌اند که نشان می‌دهد کره زمین در حال گرم‌تر شدن است.
    اما هنوز مدارک کافی در دست نیست که ثابت کند خودروهای بدون راننده در هر شرایطی کاملاً ایمن هستند.

     
    کلمه **evident** به صورت صفت به کار می‌رود.

    واضح است که تام در مدرسه عملکرد خوبی ندارد.
    برای همه افراد درگیر باید روشن باشد که این برنامه نتیجه‌بخش نیست.
    تفاوت بین مسکن و سطح زندگی افراد ثروتمند و فقیر به‌راحتی دیده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Evil به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Evil به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Evil به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “شر” را می‌توان برای توصیف یک شخص یا چیز به کار برد که ترس و وحشت ایجاد می‌کند یا نسبت به دیگران هیچ دلسوزی ندارد.
    این واژه معمولاً برای اشاره به افراد یا گروه‌هایی استفاده می‌شود که با ایجاد ترس و وحشت به قدرت می‌رسند:

    آدولف هیتلر نقشه‌ای شوم برای نابودی گروه‌های بزرگی از مردم در طول جنگ جهانی دوم طراحی و اجرا کرد.
    در دوران حکومت پل پوت، کامبوج بیش از دو میلیون نفر از جمعیت خود را در اواخر دهه ۱۹۷۰ از دست داد.
    مردم عراق و سوریه با رد کردن پلیدی‌های داعش، امروزه در حال بازپس‌گیری کشورشان هستند.
    چارلز منسون به عنوان رهبر یک فرقه شیطانی که در قتل افراد بی‌گناه دست داشت، به حبس ابد محکوم شد.

    گاهی نیز ممکن است کلمه “شر” را در گفتگوهای روزمره و برای بزرگ نشان دادن صفات منفی یک فرد یا چیز بشنوید:

    یولاندا فکر می‌کند رئیسش آدم بدی است چون از ضعف انگلیسی او سوءاستفاده می‌کند.
    بعضی افراد در فضای مجازی حرف‌های زشت و آزاردهنده می‌زنند، به ویژه وقتی فکر می‌کنند ناشناس باقی می‌مانند.
    حرف تو واقعاً زشت و ناپسند بود.
    گاهی ماشین داشتن یک مشکل اجتناب‌ناپذیر است.
    تصمیمی که گرفتند در واقع انتخاب بین دو گزینه بد، اما گزینه بهتر بود.
    پول را منشأ همه بدی‌ها می‌دانند. (این یک ضرب‌المثل معروف است.)

    افراد سرشناس زیادی در طول تاریخ درباره مفهوم شر سخن گفته‌اند. در ادامه چند نمونه از این جملات را می‌خوانید:

    تنها شرط پیروزی شر، بی‌عملی انسان‌های خوب است. — ادموند برک
    هر چیزی می‌تواند باعث فساد شود، اگر ذهن‌ها به سوی شر گرایش یابد. — اوید
    شر انسان‌ها را گرد هم می‌آورد. — ارسطو
    زشتی کارهای شر تنها در قضاوت گذشته آشکار می‌شود. — گلوریا استاینم

    به فردی که کارهای بد انجام می‌دهد “بدکار” می‌گویند.

    زندان‌ها جایی هستند که بدکاران در آن به اعمال خود فکر می‌کنند.
    کارهای یک انسان بدکار معمولاً با کارهای نیک یک انسان خوب جبران می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Exact به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Exact به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Exact به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی “دقیق” باشد، یعنی مقدار یا چیزی کاملاً درست و صحیح است. کلمه “دقیق” یک صفت است.

    آن تابستان یک کپی کاملاً مشابه نسخه اصلی است.
    تعداد روزهای ماه دسامبر دقیقاً ۳۱ روز است.
    آن مردی که به شما توهین کرد، عیناً چه کلماتی به کار برد؟
    برای استفاده از دستگاه فروش خودکار لازم نیست پول خرد داشته باشید. دستگاه مبلغ اضافه را به شما برمی‌گرداند.
    این همان جایی است که فیلم در آن فیلمبرداری شده است.
    این همان پاسخی است که منتظرش بودم.
    معنی واقعی کلمه “قابل اعتماد” چیست؟

    کلمه “دقیقاً” یک قید پرکاربرد است که برای بیان مقدار استفاده می‌شود، اما گاهی هم برای تأکید، شبیه کلماتی مثل “حتماً” یا “واقعاً” به کار می‌رود.

    این دقیقاً همان چیزی است که می‌خواستم.
    آن دو تکه چوب کاملاً هم‌سطح هستند.
    دو تیم فوتبال کاملاً در یک سطح قرار دارند.
    ما هر دو داریم به یک چیز فکر می‌کنیم.
    قد باب دقیقاً شش فوت است.
    دما در حال حاضر دقیقاً ۲۲ درجه فارنهایت است.
    دقیقاً. موافقم.

    استفاده از کلمه “دقیقاً” با “نه” رایج است.

    حرفش کاملاً درست نیست.
    مطمئن نیستم کلیدهایم را کجا گذاشتم.
    این کاری نیست که واقعاً دلم می‌خواست امروز انجام دهم.
    ونسا گفت مطمئن نیست بعد از فارغ‌التحصیلی چه کاری می‌خواهد انجام دهد.
    بارت خیلی از شغلش راضی نیست. (این جمله می‌تواند نوعی کتمان حقیقت باشد. وقتی می‌گوییم “دقیقاً هیجان‌زده نیست”، ممکن است منظور این باشد که او از کارش بدش می‌آید.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Except به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Except به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Except به فارسی با مثالهای کاربردی

    او از انجام تمام ورزش‌ها لذت می‌برد، اما فوتبال را دوست ندارد.

    مگر وقتی که برف می‌آید، آن‌ها بیشتر وقت خود را در فضای باز سپری می‌کنند.

    *توجه: این مثال از «به جز» به عنوان یک حرف ربط استفاده کرده است.

    معمولاً من غذای سالم می‌خورم، به استثنای دونات.

    اگر از مهارت تایپ کردنش صرف نظر کنیم، او در کار با کامپیوتر بسیار ماهر است.

    امروز یادم بود که همه چیز را به همراه بیاورم، جز کلیدهایم. آن‌ها را در خانه جا گذاشتم.

    این صندوق پست، همه‌ی روزهای هفته به غیر از یکشنبه، تخلیه می‌شود.

    او با همه به خوبی رابطه دارد، به جز همسرش. (او با همسرش رابطه خوبی ندارد.)

    او با همه کنار می‌آید، به جز شوهرش. (او با شوهرش کنار نمی‌آید.)

    این سوپ طعم خوبی دارد، فقط این که به نمک نیاز دارد. (در این سوپ نمک وجود ندارد.)

    *این مثال از «به جز» به عنوان یک حرف ربط استفاده می‌کند. یک جمله کامل به نام «به نمک نیاز دارد» بعد از «به جز» آورده شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.