دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Excess به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Excess به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Excess به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “excess” به این مفهوم اشاره دارد که چیزی بیش از اندازه لازم وجود دارد یا مقدار آن از حد معمول بیشتر است.

    خوردن بیش از حد، برای سلامتی مضر است.
    کسانی که بیش از توان مالی خود زندگی می‌کنند، خیلی زود می‌فهمند که خرج کردن بیشتر از درآمد، روشی پایدار نیست.
    تاد به دلیل وجود گاز زیاد در دستگاه گوارش خود، احساس ناراحتی می‌کند.
    تعداد افرادی که برای موقعیت‌های شغلی درخواست داده بودند، بیشتر از حد انتظار شرکت بود. برای ده شغل آزاد، ۲۰۰ نفر متقاضی وجود داشت.
    پس از بازنشستگی، جین باید تصمیم می‌گرفت که چگونه وقت اضافه‌ای را که پیدا کرده بود، سپری کند.
    واکنش نشان داده شده به وضعیت اضطراری، بیشتر از میزانی بود که لازم بود.

     

    با اضافه کردن پسوند “ive” به کلمه “excess”، صفت “excessive” ساخته می‌شود.

    برداشت نادرست از جدیت شرایط، منجر به پاسخی بیش از حد لازم شد.
    بسیاری از کسانی که جریان دادگاه را به دقت دنبال کردند، معتقد بودند مجازات آن مرد بیش از اندازه سخت بود.
    به نظرت خشم تو درباره این مسئله، کمی زیاد نیست؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Excite به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Excite به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Excite به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “excite” وقتی به کار می‌رود که کسی نسبت به اتفاقی که قرار است در آینده بیفتد، احساس شوق و خوشحالی داشته باشد.

    بچه‌ها با دیدن یک دلقک در جشن تولد، بسیار هیجان‌زده شدند.
    دلقک آنقدر بچه‌ها را به وجد آورد که آنها شروع به جیغ کشیدن کردند. حتی یکی از آنها گریه را هم شروع کرد.
    فرصت‌های یک شغل جدید، نادیا را به هیجان می‌آورد.
    موسیقی‌ای که گروه اجرا کرد، تماشاگران را هیجان‌زده کرد.

     
    کلمات “exciting” و “excited” از صفت‌های پرکاربرد هستند. یادتان باشد که معمولاً یک فرد “excited” (هیجان‌زده) است و یک چیز یا موقعیت “exciting” (هیجان‌انگیز) است.

    تماشای مسابقه فوتبال به صورت زنده، واقعاً هیجان‌انگیز است.
    مگر این اتفاق هیجان‌انگیز نیست؟
    ما برای سفرمان به اروپا خیلی هیجان‌زده هستیم.
    آیا درباره کار جدیدت احساس هیجان می‌کنی؟
    آنها برای دیدار با عمویشان برای اولین بار، بسیار هیجان‌زده هستند.
    ملاقات با پرزیدنت اوباما، یک تجربه هیجان‌انگیز بود.

     
    کلمه “excitement” (هیجان) یک اسم است.

    نوجوانان حاضر در سالن، با فریاد و تشویق، هیجانشان را نشان دادند.
    آن زن وقتی فهمید باردار است، نتوانست شوق و هیجان خود را کنترل کند.
    درباره این پروژه ساختمانی جدید، در بین جامعه تجاری شور و هیجان زیادی به وجود آمده است.
    آیا تو هم این هیجان را در خودت احساس می‌کنی؟
    هیجان در همه جا حس می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Exclude به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Exclude به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Exclude به فارسی با مثالهای کاربردی

    جلوگیری از ورود یک شخص یا چیز به یک گروه یا فعالیت را exclude می‌گویند. این کلمه نقطهٔ مقابل include است که به معنای پذیرش و وارد کردن است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    exclude

    حذف کردن

    excluded

    مستثنی شده است

    excluded

    مستثنی شده

    او را از باشگاه اخراج کردند.
    باشگاه او را اخراج کرد.
    شرکت تاکید می‌کند که افراد را بر اساس رنگ پوست یا دینشان کنار نمی‌گذارد.
    معمولاً به دختران اجازه نمی‌دهند ورزش‌های پربرخورد را همراه پسران انجام دهند.
    قیمت درج‌شده روی خودرو، مالیات و سایر هزینه‌ها را شامل نمی‌شود.
    بعضی از اطلاعات آن گزارش عمداً حذف شد تا نتیجه بهتر به نظر برسد.
    اگر شکر را از آن دستور پخت حذف کنیم، غذای سالم‌تری خواهیم داشت؛ اما ممکن است مزه آن مثل قبل خوب نباشد.

    کلمه exclusive به معنای “انحصاری” یک صفت است:
    این یک باشگاه بسیار خاص و انحصاری است. آنها به هر کسی اجازه ورود نمی‌دهند.
    آنها بچه‌های خود را به یک مدرسه خصوصی بسیار ویژه می‌فرستند.
    این شرکت دارای حقوق قانونی انحصاری برای پخش این آهنگ است. این حق باعث می‌شود شرکت‌های دیگر نتوانند از آن استفاده کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Excuse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Excuse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Excuse به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه excuse به عنوان اسم استفاده می‌شود، منظور توضیح یا دلیلی است که برای یک رفتار یا یک کار انجام‌نشده می‌آوریم. توجه کنید که حرف «s» در این کلمه بی‌صدا تلفظ می‌شود.

    او برای رفتارش بهانه آورد.
    اگر در کلاس حاضر نباشی، باید دلیل موجهی به معلم ارائه دهی.
    آیا دلیل قابل قبولی داری؟
    هیچ توجیهی برای چنین رفتاری با دیگران وجود ندارد.
    سرپرست مارتا از او خواست تا دربارهٔ طرز صحبت بی‌ادبانه‌اش با یک مشتری توضیح دهد، اما او هیچ توضیحی نداشت.
    این یک توجیه بسیار ضعیف است.
    او نمونهٔ بدی از یک انسان محسوب می‌شود.
    همش بهونه بهونه! (این جمله معمولاً در پاسخ به کسی گفته می‌شود که همیشه برای کارهایش عذر و بهانه می‌آورد.)

     

    اما وقتی excuse به صورت فعل به کار می‌رود، به معنای عذرخواهی کردن یا درخواست بخشش برای یک رفتار یا اتفاق است. در این حالت، «s» در کلمه excuse مانند «ز» تلفظ می‌شود.

    ببخشید، معذرت می‌خواهم.
    لطفاً مرا ببخشید.
    مرد از همسرش خواست که رفتارش را ببخشد.
    این نوع رفتار هیچ توجیهی ندارد.
    ببخشید، باید از اینجا عبور کنیم. (معمولاً وقتی گفته می‌شود که می‌خواهید از میان جمعیت رد شوید.)
    بینظمی ما را ببخشید، اخیراً فرصت نکرده‌ایم تمیز کنیم.
    ممکن است اجازه دهید بروم؟ (کودکان مؤدب معمولاً بعد از غذا از والدینشان می‌پرسند که آیا می‌توانند از سر میز بلند شوند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Example به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Example به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Example به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «مثال» نمونه یا مدرکی است که برای نشان دادن وجود چیزی یا کمک به درک بهتر یک موضوع به کار می‌رود. همچنین، مثال می‌تواند روش انجام یک کار را هم نشان دهد.

    معلم از دانش‌آموزان خواست تا نمونه‌هایی از موقعیت‌های ناعادلانه‌ای که به ذهنشان می‌رسد، بیان کنند.
    رادنی هنگام نوشتن انشای خود، چندین نمونه گوناگون برای اثبات نظر خود در متن آورد.
    من از معنی این واژه مطمئن نیستم. می‌شوی مثالی از نحوهٔ استفاده از آن بگویی؟
    در این محله، ساختمان‌های زیادی از معماری دههٔ ۱۹۲۰ به جای مانده که نمونه‌های خوبی هستند.
    یک هنرمند نمونه‌هایی از آثارش را به ما نشان داد.
    در شعرهای امیلی دیکنسون، نمونه‌های فراوانی از «انسان‌نمایی» دیده می‌شود.
    یک رهبر خوب، با رفتارش الگویی برای دیگران می‌شود.
    تام می‌کوشد تا برای فرزندانش الگوی خوبی باشد.
    وقتی از کسی خواسته شد مثالی از دروغ‌های آن مرد بزند، به آسانی صدها مورد پیدا شد.
    این چه رفتاری است که می‌خواهی الگوی جوانان باشی؟ (این پرسش معمولاً هنگامی پرسیده می‌شود که رفتار ناشایست یک فرد مورد نقد قرار می‌گیرد.)

     

    واژهٔ «exemplify» به صورت فعل به کار می‌رود:

    رفتار این زن، نمونهٔ کاملِ وظایف یک مادر خوب در قبال فرزندان است.
    شیوهٔ نویسندگی این نویسنده، به شکلی عالی نشان می‌دهد که چگونه می‌توان شخصیت اصلی یک رمان را پرورش داد.
    آن سرباز در شرایط سخت و زیر آتش دشمن، شجاعتِ کم‌مانندی از خود نشان داد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Exhibit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Exhibit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Exhibit به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “exhibit” به معنای نشان دادن، ارائه کردن یا به نمایش گذاشتن چیزی است. این کلمه هم می‌تواند به عنوان یک فعل (کار) و هم به عنوان یک اسم (نام) به کار رود.

    موزه‌ها آثار هنری را نمایش می‌دهند.
    ما از یک نمایشگاه هنری در یک موزه بازدید کردیم.
    این نمایشگاه، نمونه‌های جالب زیادی از هنر مدرن را در خود داشت.
    بعضی از هنرمندانی که کارهایشان را نمایش می‌دادند، حاضر بودند تا درباره نقاشی‌هایشان با بازدیدکنندگان صحبت کنند.
    یک فرد مسن که ناگهان بسیار فراموشکار می‌شود، ممکن است در حال نشان دادن علائم بیماری فراموشی باشد.
    کسی که نشانه‌های یک بیماری را در خود می‌بیند، باید به پزشک مراجعه کند.
    بارداری یک زن با بزرگ شدن شکمش مشخص می‌شود.
    کودکانی که بسیار باهوش هستند، نشانه‌های این هوش را از سنین کم بروز می‌دهند.
    اگر فرزندتان علاقه‌ای به موسیقی نشان می‌دهد، باید او را به یادگیری نواختن یک ساز تشویق کنید.
    شرکت‌ها دوست دارند محصولات خود را در نمایشگاه‌های تجاری معرفی و نمایش دهند.

     
    کلمه “exhibition” به معنای “نمایشگاه” یک اسم است.

    مردم عادی می‌توانند در یک نمایشگاه بزرگ خودرو، از ماشین‌های جدید دیدن کنند.
    در نمایشگاه‌های فناوری‌های جدید، ممکن است ابزارهای خانه مانند سیستم‌های امنیتی و لوازم خانگی هوشمند به معرض دید گذاشته شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Expand به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Expand به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Expand به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “expand” به معنای بزرگ کردن یا گسترش دادن چیزی است.

    شرکت ما در حال رشد است. (در حال بزرگ‌تر شدن است.)
    وقتی خمیر نان می‌آید، پف می‌کند و بزرگ می‌شود.
    اگر به مشکلات رسیدگی نشود، ممکن است بزرگ‌تر شوند.
    تعداد افرادی که به مناطق جنوبی نقل مکان می‌کنند، همچنان بیشتر می‌شود.
    لیگ اصلی بیسبال طی سال‌ها به ۳۰ تیم افزایش یافته است.
    هر چه افراد پیرتر می‌شوند، اندازه دور کمرشان بیشتر می‌شود.
    ساعات کاری یک فروشگاه نزدیک، برای راحتی خریدارانی که بعد از ساعت ۹ شب نیاز به خرید داشتند، افزایش یافت.
    اقتصاد آمریکا همچنان در حال رشد است.
    کلمه مخالف “expand” (گسترش)، “contract” (انقباض) است.

     
    کلمه “expansion” یک اسم است:

    رشد سریع جمعیت شهر، برنامه‌ریزان شهری را مجبور کرد تا خانه‌های بیشتری بسازند.
    نقطه مقابل expansion (گسترش)، contraction (انقباض) است.
    گسترش جهان، میلیاردها سال پیش با انفجار بزرگ شروع شد.
    منطقه دشت‌های بزرگ در آمریکا، فضای بسیار وسیعی را شامل می‌شود. (کلمه “expanse” هم یک اسم است.)
    اقیانوس آرام، فضای آبی بسیار بزرگی است که با یک قایق کوچک نمی‌توان از آن عبور کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Expect به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Expect به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Expect به فارسی با مثالهای کاربردی

    انتظار داشتن یعنی باور کنیم چیزی در آینده رخ خواهد داد یا به توانایی‌های یک فرد اعتماد داشته باشیم.

    من از دانش‌آموزانم توقع دارم که در کلاس با دقت گوش کنند.
    شما از معلم خود انتظار دارید درس‌های خوب و مفیدی ارائه دهد.
    ما فکر می‌کنیم بسته‌ای که سفارش داده‌ایم تا چند روز دیگر برسد.
    من در انتظار یک تماس تلفنی مهم درباره یک فرصت شغلی هستم.
    به نظر شما چه اتفاقی برای کسی می‌افتد که بیش از حد غذاهای ناسالم می‌خورد؟
    فکر می‌کنی در سال ۲۰۱۸ چه رویدادهایی رخ خواهد داد؟

     
    کلمه «expected» معمولاً در جملات به شکل مفعولی به کار می‌رود:

    از کارمندان توقع می‌رود کارهای روزانه خود را پیش از ترک محل کار تمام کنند.
    پیش‌بینی می‌شود تیم خانگی در این مسابقه برنده شود.
    تام و پرینا احتمالاً سال آینده ازدواج خواهند کرد.
    انتظار می‌رفت مهمانان سر وقت به جشن بیایند، اما بیشترشان دیر آمدند.
    برای فردا بارش برف پیش‌بینی شده است.
    از کسانی که در خانواده‌های ثروتمند و پرامتیاز به دنیا می‌آیند، توقع‌های زیادی وجود دارد.

     
    کلمه «expectation» به صورت اسم استفاده می‌شود:

    امسال توقع‌ها از تیم وایکینگ‌های مینه‌سوتا بسیار بالا است.
    امیدها برای موفقیت بسیار زیاد است.
    گاهی سخت است که بتوانی انتظارات دیگران را از خودت برآورده کنی.
    داوید نتوانست انتظارات بالای پدر و مادرش را برآورده کند.

     
    کلمه «expecting» معمولاً برای اشاره به زنی که باردار است به کار می‌رود:

    عیشه و علی در انتظار تولد یک دختر هستند.
    به نظر می‌رسد سارا باردار است.
    لوک و ساندرا می‌گویند احتمالاً فرزندشان در ماه مه به دنیا خواهد آمد. (لوک و ساندرا را در سطح قرمز بخوانید.)
    آنها پدر و مادر آینده‌نگر هستند. (کلمه «expectant» یک صفت است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Expense به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Expense به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Expense به فارسی با مثالهای کاربردی

    هزینه (Expense) به چیزی گفته می‌شود که برای آن پول پرداخت می‌کنیم. قبض‌ها، اجاره خانه، وام مسکن و خریدهای روزانه نمونه‌هایی از هزینه‌ها هستند.
    کلمه «Expense» با کلمه «Expensive» (یعنی گران) تفاوت دارد و معمولاً به عنوان یک اسم به کار می‌رود.

    مثال‌ها:
    – هزینه‌های ماهیانه ونسا بسیار بالاست. او باید کمتر خرج کند.
    – در کنار داشتن ماشین، هزینه‌های اضافی زیادی وجود دارد.
    – پس از کسر کردن هزینه‌ها، صاحبان شرکت فهمیدند که سود کرده‌اند.
    – خرید خانه یک هزینه بسیار بزرگ است.
    – مخارج روزانه من بسیار کم است.
    – هزینه‌های زندگی شما چطور است؟
    – ماشین هزینه‌ای است که می‌توانم از آن صرف‌نظر کنم.
    (صرف‌نظر کردن = نیاز ندارم یا تمایلی ندارم)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Experience به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Experience به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Experience به فارسی با مثالهای کاربردی

    «تجربه» به رویدادهایی گفته می‌شود که برایمان پیش می‌آید. این کلمه هم به صورت قابل شمارش و هم غیرقابل شمارش به کار می‌رود و شناخت تفاوت این دو کاربرد مهم است.
    در نمونه‌های اول، «تجربه» به عنوان یک اسم غیرقابل شمارش به کار رفته و به دانش و مهارتی اشاره دارد که در طول زمان از انجام کاری به دست می‌آید:

    چقدر تجربه دارید؟
    آیا زندگی در اروپا تجربه خوبی بود؟
    آبل به عنوان یک موزیسین تجربه زیادی دارد.
    سینتیا سابقه فعالیت در زمینه نظامی دارد.

    در این جمله‌ها و پرسش‌ها، کلمه «تجربه» به شکل یک اسم قابل شمارش استفاده شده و معنایی نزدیک به «موقعیت» یا «اتفاق» دارد:

    باب و لورن در سفر به آفریقا تجربه جالبی داشتند.
    مت در کودکی تجربه‌های ناخوشایندی در مطب دندانپزشک داشت.
    چند تجربه خوب در دوران دانش‌آموزی، جنیفر را به شغل معلمی سوق داد.
    این یک تجربه طولانی و خسته‌کننده بود.

    واژه «تجربه» همچنین به صورت یک فعل معمولی نیز به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    experience

    تجربه کردن

    experienced

    تجربه کرد

    experienced

    تجربه کرده

    مسافران در طول سفر هوایی، کمی تکان خوردند و تلاطم را حس کردند.
    بیمار گفت که در شکمش احساس درد می‌کند.
    ما در سامانه ماهواره‌ای خود با مشکل مواجه شده‌ایم.
    به رانندگان در بزرگراه هشدار داده شد که به علت کارهای راه‌سازی، احتمال دارد مسیر با کندی و تأخیر همراه باشد.

    همچنین می‌توانید از کلمه «experienced» به صورت صفتی استفاده کنید:

    او یک دندانپزشک بسیار باتجربه است.
    او در زمینه بازیگری تجربه زیادی دارد.
    گفته شد که فرد اجراکننده کار، بسیار ماهر و با سابقه است.
    یک مذاکره‌کننده کارکشته، مسئول مدیریت این وضعیت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.