دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Envy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Envy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Envy به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی فردی آرزو دارد چیزی را داشته باشد که دیگری در اختیار دارد، از کلمه envy (حسادت) استفاده می‌کنیم. این کلمه از نظر معنی شبیه jealous (حسود) است، اما تفاوت کوچکی دارد: jealous یک صفت است، در حالی که envy هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار می‌رود. (کلمه jealousy نیز یک اسم است.)

    در جمله‌های زیر envy به عنوان فعل استفاده شده است:

    – همه دخترها به موهای بلند، نرم و مشکی روندا غبطه می‌خورند. (آنها نسبت به موهای زیبایش احساس حسادت دارند.)
    – هیچ‌کس موقعیت باب را آرزو نمی‌کند. با این که ثروتمند است، باید هفته‌ای ۸۰ ساعت کار کند.
    – دانش‌آموزان دبیرستان آنقدر به ماشین جدید مت غبطه خوردند که روی آن یادگاری نوشتند.
    – قرار است به هاوایی سفر کنی؟ واقعاً به تو غبطه می‌خورم.
    – بهتر است به خوش‌شانسی دیگران حسادت نکنی.

    در جمله‌های زیر envy به عنوان اسم به کار رفته است:

    – احساس حسادت باعث شد دو دوست با هم دعوا کنند.
    – برندگان لاتاری معمولاً حسادت زیادی را از سوی دیگران تجربه می‌کنند.
    – وقتی مری دید بهترین دوستش یک ژاکت گران‌قیمت و جدید پوشیده، به سختی توانست حس حسادتش را کنترل کند.
    – بیل آدم خوش‌قلب و قانعی است. او هیچ‌گاه به کسی حسادت نکرده است.

    برای ساختن صفت این کلمه، پسوند ous را به envy اضافه کنید و y را به i تغییر دهید:

    – او به دوستانش حسادت می‌کند.
    – همسایه‌ای حسود همه گل‌های زیبای گلوریا را پاره کرد.
    – قبلاً به او حسادت می‌کردند، اما حالا فهمیده‌اند زندگی چقدر برایش سخت بوده است.

    حسادت کردن به دیگران کار خوبی نیست. با این حال، گاهی آمریکایی‌ها در گفتگوهای روزمره از این کلمه به شکل غیرواقعی استفاده می‌کنند:

    – به تو حسادت نمی‌کنم. (یعنی خوشحالم جای تو نیستم.)
    – آن شغلی که می‌خواستی را پیدا کردی؟ واقعاً به تو غبطه می‌خورم. (البته نه به معنای واقعی کلمه.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Erase به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Erase به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Erase به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای پاک کردن چیزی با پاک‌کن مداد، از کلمه “پاک کردن” استفاده می‌کنیم. همچنین این کلمه برای پاک کردن تخته سیاه و تخته سفید هم به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    erase

    پاک کردن

    erased

    پاک شد

    erased

    پاک شده

    ریتا اشتباهش را پاک کرد.
    لازم است شما هم آن را حذف کنید و دوباره از اول شروع کنید.
    اشتباهاتتان را پاک نکنید. بگذارید روی کاغذ بمانند تا بتوانید ببینید کجا اشتباه کرده‌اید.
    لطفاً کسی هست که تخته گچی را پاک کند؟
    من چیزی را که روی تخته وایت‌برد نوشته‌ام، پاک می‌کنم.

    چند مثال دیگر از کاربرد این کلمه:

    نوار ویدئویی را پاک کردم چون صحنه‌های خجالت‌آوری داشت.
    کسی ضبط‌های صوتی قدیمی مرا از روی نوار کاست پاک کرد.
    شاین آرزو می‌کند می‌توانست خاطرات دردناک آن شب را از ذهنش پاک کند.
    دن با رعایت رژیم غذایی، چندین سانت از دور کمرش کم کرد.
    آیا می‌دانید چطور چین و چروک دور چشم را از بین ببرید؟

    اسم این کلمه “پاک‌کن” است.

    به یک پاک‌کن نیاز دارم.
    از پاک‌کنت استفاده کن تا اشتباهت را درستی.
    دانش‌آموزانی که در حال پرتاب کردن پاک‌کن در کلاس بودند، به دفتر مدیر فرستاده شدند.

    توجه: در کار با اطلاعات دیجیتال، معمولاً به جای “پاک کردن” از کلمه “حذف” یا delete استفاده می‌کنیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Errand به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Errand به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Errand به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک کارِ کوچک، یک مسئولیت یا کاری سبک است که معمولاً با یک رفت‌وآمد کوتاه همراه است. این کارها لازم و ضروری هستند، اما معمولاً سخت یا وقت‌گیر نیستند.

    امروز صبح باید چند تا کار کوچک انجام بدهم.
    لیست کارهایم این است: برم اداره پست، پول واریز کنم به بانک، مایحتاج روزانه بخرم و از قنادی یک کیک بگیرم.
    سارا فردا چند کار کوچک برای انجام دادن دارد.
    تام می‌گوید از انجام این کارهای کوچک بدش می‌آید، چون به نظرش وقتش را تلف می‌کنند.
    اریکا برای انجام چند کار بیرون رفته. (کلمهٔ “run” معمولاً با “errand” به کار می‌رود.)
    دوست داری یه کار کوچک رو برای من انجام بدی؟
    جو که تازه‌کار است، می‌گوید احساس می‌کند در اداره پادو شده، چون همیشه ازش می‌خواهند از فروشگاه تارگت چیزی بخرد.
    آیا کاری هست که باید امروز انجام بشه؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Error به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Error به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Error به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خطا” به معنای یک اشتباه است.

    تینا در امتحانش سه تا اشتباه داشت.
    بانک در صورت حساب بیل یک اشتباه انجام داد.
    معلم اشتباه‌های داخل انشاها را درست کرد و آن‌ها را به دانش‌آموزان پس داد.
    یک بازیکن بیسبال که در زمین بازی زیاد خطا می‌کند، ممکن است باعث باخت تیمش شود.
    آیا شما تا به حال در هنگام خرید یک وسیله، اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اید؟
    در این وب‌سایت چند خطا وجود دارد.
    شما چند تا اشتباه می‌توانید پیدا کنید؟

     
    تلفظ کلمه «خطا» برای بعضی از زبان‌آموزان مشکل است. دلیلش این است که این کلمه دو صدای “r” دارد.
    صدای اول “r” شبیه به صدای آخر کلمه “air” است.
    هوا / خطا
    صدای دوم “r” هم شبیه به صدای آخر کلمه “her” است.
    (h)er / or
    اگر این دو صدا را پشت سر هم بگویید، تلفظ درست کلمه error به دست می‌آید.
    توجه: اگر تلفظ این کلمه برایتان خیلی دشوار است، تقریباً در همه مواقع می‌توانید به جای آن از کلمه mistake (به معنای اشتباه) استفاده کنید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Essay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Essay به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Essay به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «مقاله» یا essay، در واقع یک نوشتهٔ منظم و سازمان‌یافته است که هدف اصلی آن، بیان و گسترش یک ایدهٔ مرکزی است. دانش‌آموزان در مدارس آمریکا، معمولاً در مقطع راهنمایی و دبیرستان، روش نوشتن یک مقالهٔ استاندارد پنج‌بخشی را یاد می‌گیرند. این مقاله شامل یک بخش برای معرفی موضوع، چند بخش برای توضیح و پشتیبانی از ایده، و در نهایت یک بخش برای نتیجه‌گیری است. نویسندگان حرفه‌ای و دانشگاهیان، اغلب مقاله‌های طولانی‌تر و پیچیده‌تری می‌نویسند که در نشریات چاپی و آنلاین منتشر می‌شود. پیشینهٔ مقاله‌نویسی در ادبیات انگلیسی بسیار غنی است و به قرن شانزدهم میلادی بازمی‌گردد. اگر می‌خواهید مهارت نوشتاری و ارتباطی خود را به زبان انگلیسی تقویت کنید، تمرین مقاله‌نویسی می‌تواند بسیار مفید باشد.

    معلم به دانش‌آموزانش تکلیف داد که یک انشا بنویسند.
    آن‌ها باید در مورد این موضوع می‌نوشتند که چگونه یک علاقهٔ شخصی به یک سرگرمی یا ورزش، تأثیر خوبی بر زندگی‌شان گذاشته است.
    خیلی از دانش‌آموزان وقتی نوبت به نوشتن مقاله می‌رسد، با مشکل روبرو می‌شوند.
    بعضی از معلمان، به جای آزمون‌های عادی، امتحان به صورت انشا می‌گیرند.
    ماریا برای انشایی که نوشته بود، نمرهٔ B+ گرفت.
    مجلهٔ آتلانتیک، در هر شماره‌اش چندین مقالهٔ مختلف منتشر می‌کند.
    هنری دیوید تورو را یکی از برترین مقاله‌نویسان تاریخ آمریکا می‌دانند.
    آیا شما تا به حال مقاله یا انشایی نوشته‌اید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Essential به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Essential به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Essential به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ضروری” معنایی نزدیک به “مهم” دارد. وقتی چیزی را ضروری می‌دانید، یعنی به آن نیاز مبرم دارید و نبودش باعث ایجاد مشکل می‌شود.

    شروع روز با یک صبحانه سالم، ضروری است.
    کلارا مصمم است به فرزندانش غذایی بدهد که حاوی ویتامین‌ها و مواد معدنی ضروری باشد.
    فقط کارکنان ضروری اجازه داشتند در جلسه حاضر شوند. (کارکنان = پرسنل)
    یادگیری زمان‌های فعل در انگلیسی، ضروری است.
    یک آموزش خوب برای موفقیت در زندگی، ضروری محسوب می‌شود.
    به پناهندگان گفته شد تنها چیزهای ضروری را با خود ببرند و بقیه وسایل را جا بگذارند.

     
    قید این کلمه “اساساً” است.

    این دو چیز در اصل یکسان هستند. (اساساً = در بنیاد، عملاً)
    این مسابقات اساساً تمام شده است. همه می‌دانیم چه کسی قهرمان اعلام خواهد شد.

     
    اگر چیزی را ضروری می‌نامیم، یعنی اهمیت بسیار بالایی دارد. از این کلمه برای چیزهایی استفاده می‌کنیم که وجودشان کاملاً لازم است. تلفظ این کلمه به دو شکل امکان‌پذیر است.

    فعال بودن در کلاس برای موفقیت شما به عنوان یک دانش‌آموز، ضروری است.
    کوین یک عضو ضروری تیم ماست. بدون او، کارایی ما کمتر خواهد بود.
    میوه‌ها و سبزیجات بخشی ضروری از رژیم غذایی هر فرد هستند.
    تمام کارمندان غیرضروری امروز به دلیل قطعی برق مرخص شدند. (برای منفی کردن این کلمه، از پیشوند “غیر” استفاده می‌شود.)
    یادگیری زبان انگلیسی بخشی ضروری از آموزش شماست.

     
    قید این کلمه “اساساً” است و وقتی به کار می‌رود معنایی شبیه به “در بنیاد” یا “در اصل” دارد.

    این دو ایده اساساً یکسان هستند.
    نرم‌افزاری که برای تمام کردن پروژه نیاز داریم، اساساً رایگان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Establish به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Establish به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Establish به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “establish” معانی مشابهی با کلماتی مانند build, make و form دارد. ما از این فعل استفاده می‌کنیم تا توضیح دهیم چیزی چگونه، چرا، کجا یا چه زمانی شروع شده و پایه‌گذاری شده است:

    * با توجه به این تابلو، این کسب‌وکار در سال ۱۹۰۵ پایه‌گذاری شده است. (est. 1905)
    * این گروه در سال ۱۹۶۷ با هدف جلوگیری از نابودی این منطقه بیابانی ایجاد شد. (به کاربرد حالت مجهول در این جمله دقت کنید.)
    * ماریا سعی دارد با پرداخت به‌موقع وام‌ها و قبض‌های کارت اعتباری خود، یک سابقه مالی خوب برای خود بسازد.
    * توان خود را به عنوان یک عضو قابل احترام در جامعه‌اش تثبیت کرده است.
    * پلیس برای برقراری نظم و آرامش در محلی که دو ماه بود در آشوب و هرج و مرج بود، به آنجا آورده شد.
    * بیل و ملیندا قصد دارند یک مرکز درمانی برای کودکانی که بیماری‌های طولانی‌مدت دارند، راه‌اندازی کنند.

     

    کلمه “established” به صورت صفت به کار می‌رود و معمولاً به این معناست که یک شخص یا چیز، شناخته‌شده، معتبر و دارای جایگاه خوبی است.

    * استفن جانسون یک عضو شناخته‌شده و باسابقه در جامعه است.
    * یک نویسنده سرشناس و معتبر امروز عصر از کتابفروشی محل ما بازدید خواهد کرد.
    * دیوید تصمیم گرفت به جای اینکه یک کسب‌وکار را از اول شروع کند، یک کسب‌وکار قدیمی و جاافتاده را بخرد.

     

    برای ساختن اسم این کلمه، کافی است پسوند “ment” را به انتهای آن اضافه کنید:

    * میخانه‌ای که معمولاً به آن می‌رویم، یک مؤسسه بسیار قدیمی است. (گاهی اوقات از کلمه “establishment” به جای “business” استفاده می‌شود، مخصوصاً وقتی که آن کسب‌وکار با یک ساختمان خاص مرتبط است.)
    * تأسیس و برپایی یک دولت، سه سال طول کشید.
    * قانون اساسی ایالات متحده، ایجاد یک دین رسمی توسط دولت را در این کشور ممنوع کرده است.

    کنگره هیچ قانونی در مورد احترام به یک نهاد مذهبی، یا ممنوعیت اعمال آزادانه آن وضع نخواهد کرد. یا کوتاه کردن آزادی بیان یا مطبوعات؛ یا حق مردم برای تجمع مسالمت آمیز و درخواست از دولت برای جبران شکایات. (از اولین متمم قانون اساسی ایالات متحده.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Estate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Estate به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Estate به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در مورد دارایی‌ها، زمین و اموال صحبت می‌کنید، می‌توانید از واژه «املاک» استفاده کنید. گاهی این کلمه به دارایی‌های بسیار بزرگ اشاره دارد، اما می‌تواند برای دارایی‌های معمولی و متوسط هم به کار رود.

    This estate is surrounded by orchards.
    They live in a large estate outside of the city.
    He’s a realtor. He sells real estate for a living.
    Sometimes a person who moves from his or her house has an estate sale. At an estate sale you can buy anything that’s inside the house.

    این ملک با باغ‌های میوه احاطه شده است.
    آنها در یک ملک بزرگ در حاشیه شهر زندگی می‌کنند.
    او یک مشاور املاک است و از طریق فروش املاک، زندگی خود را می‌گذراند.
    گاهی وقتی کسی از خانه خود جابجا می‌شود، یک «فروش ملک» برگزار می‌کند. در این فروش، شما می‌توانید هر چیزی که در داخل خانه وجود دارد را بخرید.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Estimate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Estimate به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Estimate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “estimate” به معنای حدس زدن یک مقدار یا عدد است. شما می‌توانید از این کلمه به شکل‌های مختلفی مانند فعل، اسم یا صفت استفاده کنید.

    در مثال‌های زیر، “estimate” به عنوان فعل به کار رفته است:

    * مکانیک من تخمین زد که هزینه کلی تعمیر خودرویم ۳۵۰ دلار خواهد بود.
    * به نظرت پیاده‌روی تا نزدیک‌ترین فروشگاه چقدر طول می‌کشد؟
    * پزشکان حدس زدند که آن مرد فقط چند ماه دیگر زنده خواهد ماند.
    * یک کارشناس املاک، قیمت خانه افراد را مشخص می‌کند. (این ارزیابی قبل از خرید یا وام‌گیری دوباره برای خانه لازم است.)

     
    وقتی این کلمه به صورت اسم استفاده می‌شود، طرز تلفظ بخش سوم آن عوض می‌شود: estimate
    می‌توانید تفاوت را بشنوید؟ وقتی فعل است، آن را estimate تلفظ می‌کنید. وقتی اسم است، آن را estimate تلفظ می‌کنید. (صدای “i” کوتاه).

    * برآورد چقدر بود؟
    * رقم برآورد شده به ۳۵۰ دلار رسید.
    * برای برخی کارهای لوله‌کشی نیاز به یک برآورد هزینه داریم.
    * آیا می‌توانم یک برآورد هزینه دریافت کنم؟

     
    شما همچنین می‌توانید از کلمه “estimation” (تخمین) به عنوان اسم استفاده کنید. این کلمه می‌تواند معنی‌های مختلفی داشته باشد:

    * برآورد هزینه برای تعمیر خودرویم کمی بالا بود.
    * تحلیل شما از وضعیت سیاسی مصر چیست؟

     
    وقتی بخواهید از آن به عنوان صفت استفاده کنید، شکل آن به “estimated” (تخمین‌زده‌شده) تغییر می‌کند.

    * زمان پیش‌بینیشده برای رسیدن ما ۱۰:۳۰ است. (به صورت مخفف به آن “ETA” می‌گویند.)
    * هزینه‌های تخمین‌زده‌شده، خیلی بیشتر از هزینه نهایی تعمیرات بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Eternal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eternal به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Eternal به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی “ابدی” باشد، یعنی برای همیشه و بدون پایان باقی می‌ماند.

    خیلی از مردم پس از مرگ، برای زندگی جاویدان در بهشت دعا می‌کنند.
    شعله ابدی، آتشی است که هیچ وقت خاموش نمی‌شود و برای یادبود فردی که از دنیا رفته، روشن نگه داشته می‌شود.
    قبر، محل آرامش همیشگی است؛ جایی که فرد در آن به خاک سپرده می‌شود.
    عشق آن‌ها آنقدر عمیق بود که گویی همیشگی است، اما در نهایت پایدار نماند.
    کسانی که در این دنیا رنج‌ها و مصائب بسیاری را تحمل می‌کنند، ممکن است در زندگی پس از مرگ به آرامش بی‌پایان دست یابند. (از هملت)
    عشق خدا جاودانه است (مزمور ۱۳۶).

     

    کلمه “ابدی” به صورت قید نیز به کار می‌رود:

    اگر بتوانید این لطف بزرگ را در حق من بکنید، من برای همیشه سپاسگزارتان خواهم بود.
    سارا گفت که برای کمکی که پس از آتش‌سوزی به خانواده‌اش شد، همیشه قدردان است. (عبارت “همیشه سپاسگزار” معمولاً با هم به کار می‌رود.)
    روی حلقه ازدواجی که چارلز به همسرش هدیه داد، نوشته شده بود: “برای همیشه مال تو”.

     

    کلمه “ابدیت” یک اسم است و به زمان یا مکانی بی‌پایان اشاره دارد:

    انجام این پروژه دارد یک ابدیت طول می‌کشد! (این یک مثال خوب از گفتن یک جمله اغراق‌آمیز است.)
    راشل در کنار همسرش، اسکار، به خاک سپرده شد تا مطمئن شوند که همه ابدیت را در کنار یکدیگر خواهند بود.
    افراد بسیار مذهبی باور دارند که اگر در این دنیا زندگی خوبی داشته باشند، همه ابدیت را در بهشت خواهند گذراند.
    من روی زمین دراز کشیده بودم و در حالی که به ابرهای گذرای آسمان نگاه می‌کردم، در مورد ابدیت فکر می‌کردم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.