دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه پیر + معنی مترادف و متضاد واژه پیر

    هم خانواده کلمه پیر + معنی مترادف و متضاد واژه پیر

    هم خانواده پیر

    کلمه‌های هم‌خانواده «پیر» شامل این موارد می‌شوند: پیرو، پیروز، پیرمرد، پیرامون، پیرایش، پیراهن و پیراستن. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، باید بخش اصلی و ریشه کلمه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اول با هم مشترک هستند.

    در مورد کلمه‌های فارسی، اگر دو کلمه بخش اصلی گذشته یا حال یکسانی داشته باشند، می‌توان گفت با هم هم‌خانواده هستند. برای شناخت بهتر واژه «پیر»، در ادامه معنی و کلمات هم‌معنی آن را مرور می‌کنیم و سپس به سراغ تعریف آن در فرهنگ‌های لغت می‌رویم.

    کلمات هم‌معنی و مترادف «پیر» عبارتند از: پیشوا، سالخورده، مسن، سالمند، کهنسال، مرشد، فرتوت، خضر، قدیس، شیخ، قطب، اوتاد، معمر، پاتال، ناتوان، جاافتاده، قاید و مرید. همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، متضاد این کلمه، واژه‌هایی مانند «جوان» و «برنا» است.

    پس از آشنایی با مترادف و متضادهای «پیر»، خوب است نگاهی به تعریف این واژه در لغت‌نامه‌های معتبر فارسی بیندازیم. در فرهنگ عمید، برای «پیر» معانی مختلفی ذکر شده است؛ از جمله: سالخورده، کهنسال، مرشد، رهبر، پیشوا، پیر طریقت، انسان کامل، راهنمای تصوف، عقل کل، فرد کامل، کسی که در گذشته خرابات را مدیریت می‌کرد، فردی با موهای سفید و سیاه، شیخ، رئیس و بزرگ مغان.

    در فرهنگ معین و لغت‌نامه دهخدا نیز این کلمه به معانی زیر آمده است: دانا، سالخورده، خردمند، مراد، مرشد، و نیز در گذشته به کسی که رنج فراوان دیده یا کسی را به سختی آزار داده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه امتحان
    هم‌خانواده کلمه تقویت

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی کلمات درس دوم پنجره های شناخت کلاس ششم ✅ هم خانواده ، مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی حکایت محبت فارسی ششم ✅ معنی کلمات، هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

    مقاله معنی بخوان و بیندیش هدهد فارسی ششم صفحه ۲۰ ✅ کلمات هم خانواده و مخالف حاوی اطلاعات جامعی است.

  • هم خانواده کلمه طایر + معنی و مترادف واژه طایر

    هم خانواده کلمه طایر + معنی و مترادف واژه طایر

    هم خانواده طایر

    کلمه‌های هم‌خانواده برای «طایر» شامل «طیور» و «طیار» می‌شوند. این کلمات از یک ریشه مشترک ساخته شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم یکسان هستند. در زبان عربی، به کلماتی که از یک ریشه گرفته شده‌اند و حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم می‌آیند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه تعمیر + مترادف و معنی کلمه تعمیر را از دست ندهید.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده بسیار مفید است، زیرا دایره واژگان شما را گسترش می‌دهد. در ادامه، معانی مختلف کلمه «طایر» را به شما معرفی می‌کنیم و برای درک بهتر آن توضیحاتی ارائه می‌دهیم. تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمه «طایر» عبارت‌اند از: فرشته، پروازکننده و پرنده. این واژه‌ها هم‌معنی با «طایر» هستند و می‌توانید از آن‌ها برای نوشتن متن‌های زیباتر استفاده کنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه نتیجه + مترادف و معنی کلمه نتیجه مراجعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه وزن + مترادف و معنی کلمه وزن ادامه دهید.

    برای درک دقیق‌تر این واژه، بهتر است به فرهنگ‌های لغت فارسی مراجعه کنید و معانی مختلف آن را مقایسه نمایید. فرهنگ عمید، «طایر» را به معنی پرنده‌ای که فال می‌زنند، فرشته، طایر قدس، فلک، فال، پروازکننده و پرنده معنا کرده است.

    فرهنگ معین و لغت‌نامه دهخدا نیز این کلمه را به معنی مرغ، طیور، پروازکننده و پرنده آورده‌اند. تمام این تعاریف، معنای نزدیک به هم دارند و استفاده از هرکدام می‌تواند مفهوم مورد نظر شما را برساند.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه پیر
    هم خانواده کلمه امتحان
    هم خانواده کلمه تقویت

  • هم خانواده کلمه جلا دادن + معنی و مترادف واژه جلا دادن

    هم خانواده کلمه جلا دادن + معنی و مترادف واژه جلا دادن

    هم خانواده جلا دادن

    کلماتی که با «جلا دادن» هم‌خانواده هستند، شامل «جلاء» و «جلا زدن» می‌شوند. به کلماتی که از نظر معنی نزدیک هستند و حداقل سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود. آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و بخش بزرگی از درس فارسی را تشکیل می‌دهد. این کلمات به شما کمک می‌کنند تا معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را گسترش دهید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث را مطالعه کنید.

    مترادف‌های کلمه «جلا دادن» عبارتند از: پرداخت کردن، صیقل دادن، سوهان زدن، واکس زدن، صیقلی کردن، لعاب زدن، صیقل کردن، پرداختن، براق کردن، مالیدن، پاک کردن و تجدید کردن. همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف به کلماتی گفته می‌شود که معنای یکسانی دارند. بنابراین شما می‌توانید هنگام نوشتن یک انشای زیبا و روان، از این کلمات به‌عنوان جایگزین استفاده کنید.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های «جلا دادن» آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگ‌نامه‌های معروف فارسی برویم. توضیحاتی که در این کتاب‌ها ارائه می‌شود، کمک می‌کند تا معنای یک واژه را به‌طور کامل و دقیق یاد بگیرید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید را حتماً بخوانید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر را مطالعه کنید.

    در لغت‌نامه دهخدا، معنی واژه «جلا دادن» به این صورت آمده است: صیقل دادن، پاک کردن، پاکیزه کردن، پرداخت کردن، براق کردن، نفی بلد کردن، اخراج بلد کردن، پاک و روشن ساختن و تبعید کردن. در دیگر فرهنگ‌نامه‌های فارسی نیز همین معانی برای این کلمه ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه طایر
    هم‌خانواده کلمه پیر
    هم‌خانواده کلمه امتحان
    هم‌خانواده کلمه تقویت

  • هم خانواده کلمه نزدیک + مترادف و معنی کلمه نزدیک

    هم خانواده کلمه نزدیک + مترادف و معنی کلمه نزدیک

    هم خانواده نزدیک

    واژه‌های هم‌خانواده برای “نزدیک” شامل “نزدیکان” و “نزدیکی” می‌شود. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید چند نکته اصلی را بدانید. این کلمات از نظر معنایی و ساختاری با واژه اصلی شباهت دارند. همچنین، معمولاً حروف اصلی تشکیل‌دهنده آن‌ها در همه این کلمات یکسان است. یادگیری واژه‌های جدید و مفهوم آن‌ها، قدم مهمی در تقویت زبان فارسی شما خواهد بود.

    مترادف‌های کلمه “نزدیک” عبارت‌اند از: کنار، همسایه، پهلوی، جنب، اطراف، پیش، نزد، از خودی، فامیل، هم‌زمان، قوم، محبوب، در شرف، هم‌زمان، حدود، نزدیک، در آستانه وقوع و آشنا. این واژه‌ها هم‌معنی با “نزدیک” هستند و می‌توانید به جای آن در جمله‌های خود استفاده کنید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای قوی‌تر کردن زبان فارسی در دوره دبستان، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است. با یادگیری این موارد، معنای واژه‌ها را بهتر می‌فهمید و آن‌ها برای همیشه در ذهنتان می‌مانند.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، متضاد کلمه “نزدیک”، “دور” است. حالا که با هم‌خانواده، مترادف و متضاد این واژه آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگ‌نامه‌های معروف فارسی بروید. در این فرهنگ‌نامه‌ها، واژه “نزدیک” به معنی‌های نسبت، نسبی، جلوی، پیش، پیوسته، حدودی، بدون فاصله، هم‌سایگی، خویشاوندی، و داشتن تفاوت و فاصله کم معنی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه جلا دادن
    هم خانواده کلمه طایر
    هم خانواده کلمه پیر
    هم خانواده کلمه امتحان

    3.4/5 – (5 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه آباد + معنی و مترادف کلمه آباد

    هم خانواده کلمه آباد + معنی و مترادف کلمه آباد

    هم خانواده آباد

    واژه “آباد” دارای خانواده‌ای از کلمات است که شامل آبادانی، آبادی، آبادان و آبادگر می‌شود. کلمات هم‌خانواده معمولاً حروف اصلی مشترکی دارند که در آن‌ها تکرار می‌شود. در اینجا، خود کلمه “آباد” به عنوان پایه در نظر گرفته می‌شود. با شناسایی این حروف اصلی، می‌توانید به سادگی کلمات هم‌خانواده دیگر را نیز بسازید. این کلمات از نظر معنایی و ساختاری با واژه اصلی هماهنگی دارند.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده قشنگ + دو هم خانواده برای کلمه قشنگ و مترادف و متضاد کلمه قشنگ را مطالعه کنید.

    همچنین کلماتی وجود دارند که معنی مشابهی با “آباد” دارند، مانند: توسعه‌یافته، منظم، غنی، مرفه، برپا، دایر، معمور، مترقی، تندرست، پررونق، پیشرفته، سالم و بسامان. این واژه‌ها به عنوان مترادف‌های “آباد” شناخته می‌شوند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید. یادگیری مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده، دایره لغات شما را گسترش می‌دهد و این کار، یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در مقابل، متضادهای “آباد” شامل واژه‌هایی مانند ویران، عقب‌مانده، خراب، متروک و بی‌رونق است. برای آشنایی بیشتر با معنای دقیق “آباد”، در ادامه تعریف آن را در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌آوریم.

    مقاله هم خانواده قاضی + 3 هم خانواده برای کلمه قاضی و مترادف کلمه قاضی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده عشق + معرفی 3 هم خانواده برای کلمه عشق و مترادف کلمه عشق بیابید.

    در لغتنامه دهخدا، برای “آباد” معناهایی مانند معموره، مزروع، عامر، عامره، معمور، آبادان و مسکون ثبت شده است. همچنین در فرهنگ معین، این واژه به معنی شادمان، خرم، منظم، سامان، سالم، پر، سرشار و مرفه آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه نزدیک
    هم خانواده کلمه جلا دادن
    هم خانواده کلمه طایر
    هم خانواده کلمه پیر

  • هم خانواده کلمه کوتاه + معنی و مترادف واژه کوتاه

    هم خانواده کلمه کوتاه + معنی و مترادف واژه کوتاه

    هم خانواده کوتاه

    کلماتی مانند “کوته” و “کوتاهی” با واژه “کوتاه” هم‌خانواده هستند. به عبارت دیگر، اگر دو کلمه معنی نزدیک به هم داشته باشند و حداقل سه حرف مشترک در ساختارشان دیده شود، آن‌ها را هم‌خانواده می‌نامند.
    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و بخشی اساسی از درس فارسی به شمار می‌رود. این کار به شما کمک می‌کند تا معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را گسترش دهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    برخی از مترادف‌های کلمه “کوتاه” عبارت‌اند از: مختصر، خلاصه، محدود، موجز، کوتوله، کوتاه‌قد، قصیر، ملخص، مجمل و قاصر. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید. وقتی این کلمات را به ذهن خود بسپارید، می‌توانید جملات بهتر و خلاقانه‌تری بنویسید و سرعت جمله‌سازی شما نیز افزایش می‌یابد. همچنین همان‌طور که حدس می‌زنید، متضادهای “کوتاه” معمولاً “بلند” و “دراز” هستند.

    پس از آشنایی با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های “کوتاه”، خوب است به لغت‌نامه‌های معتبر فارسی مراجعه کنید. توضیحاتی که در این فرهنگ‌ها ارائه شده، به شما کمک می‌کند تا معنی هر واژه را به طور کامل و دقیق بیاموزید.
    در لغت‌نامه‌های فارسی برای کلمه “کوتاه” معانی زیر ثبت شده است:
    کم‌طول، کوچک، کم‌ارتفاع، مختصر، اندک، کم‌زمان، قصیر و همچنین خودداری از ادامه دادن مجادله و درگیری.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی کلمات درس شانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده متضاد و خلاصه درس سر بزنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه نزدیک

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف خلاصه و پیام درس سر بزنید.

  • هم خانواده کلمه جوان + معنی و مترادف کلمه جوان

    هم خانواده کلمه جوان + معنی و مترادف کلمه جوان

    هم خانواده جوان

    کلمه‌های هم‌خانواده جوان، شامل جوانی و جوانان می‌شود. واژه‌های هم‌خانواده معمولاً ریشه یکسانی دارند و از نظر مفهومی نیز به هم نزدیک هستند. یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای تشخیص این کلمات، توجه به ریشه اصلی آنهاست.

    ریشه اصلی یک واژه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شود. شناخت واژه‌های هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و در دوران تحصیل بارها با آن روبرو خواهید شد.

    جوان در زبان فارسی واژه‌ای آشناست که شور و نشاط زندگی را در ذهن زنده می‌کند. در مورد جوانی ضرب‌المثل‌های زیادی وجود دارد که شناخته‌شده‌ترین آن این است: کجایی جوانی که یادت بخیر است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    واژه‌های مترادف جوان عبارتند از: برنا، نوباوه، نوجوان، شباب، غلام، کودک، نوچه و نورسته. این کلمات هم‌معنی با جوان هستند و می‌توانید در جمله‌ها به جای آن به کار ببرید. همانطور که می‌دانید، متضاد جوان، کلمه پیر است.

    در ادامه برای شناخت بهتر معنای جوان، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامه‌های معتبر، کم‌تجربه، کم‌سن‌وسال و برنا به عنوان معنی جوان آورده شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه کوتاه

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی کلمات بوعلی و بهمنیار فارسی ششم صفحه ۸۰ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی کلمات درس دوازدهم فارسی ششم دوستی و مشاوره ✅ متضاد و هم خانواده پیدا کنید.

    4.1/5 – (9 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه آداب + معنی و مترادف کلمه آداب

    هم خانواده کلمه آداب + معنی و مترادف کلمه آداب

    هم خانواده آداب

    واژه‌های هم‌خانواده «آداب» شامل «ادب» و «مودب» می‌شوند. واژه‌های هم‌خانواده معمولاً از نظر معنا و ساختار با کلمه اصلی شباهت دارند و حروف اصلی آن‌ها نیز یکسان است. در این مورد، حروف اصلی «الف»، «د» و «ب» در تمام واژه‌های هم‌خانواده تکرار شده‌اند.

    آداب واژه‌ای بسیار رایج در زبان فارسی است و بیشتر ما بارها آن را شنیده‌ایم یا به کار برده‌ایم. در ادامه با آوردن کلمات مترادف و معادل‌های فارسی، سعی می‌کنیم درک بهتری از معنای این واژه ارائه دهیم.

    مترادف‌های آداب عبارت‌اند از: رسوم، سنت، سنن، شعایر، مراسم، مناسک، عادات، تشریفات، رسم و قواعد. این کلمات تقریباً هم‌معنی با آداب هستند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید. یادگیری مترادف‌ها نه تنها به درک معنای واژه کمک می‌کند، بلکه دایره لغات و مهارت نوشتاری شما را نیز تقویت می‌کند. معادل‌های فارسی آداب نیز شامل این موارد است: آیین‌ها، روش‌ها، ادب‌ها، آدب‌ها و فرهنگ‌ها.

    در پایان، برای شناخت بیشتر معنای آداب، به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید اشاره می‌کنیم. در این کتاب‌ها، آداب به معنای رسوم، عادات، روش‌های پسندیده، و عادات و رسم‌های پذیرفته‌شده در یک جامعه آمده است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه جوان
    هم‌خانواده کلمه کوتاه

  • هم خانواده کلمه فقط + معنی و مترادف کلمه فقط

    هم خانواده کلمه فقط + معنی و مترادف کلمه فقط

    هم خانواده فقط

    کلمه “فقط” یکی از واژه‌های پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه عربی دارد. نکته جالب در مورد این کلمه این است که برخلاف بسیاری از واژه‌های دیگر، نمی‌توان برای آن کلمات هم‌خانواده پیدا کرد. ما در صحبت‌ها و نوشته‌های روزمره خود بسیار از این کلمه استفاده می‌کنیم. معمولاً کلمات هم‌خانواده از یک ریشه مشترک گرفته می‌شوند و حروف اصلی آن‌ها نیز در کنار هم تکرار می‌شود.

    به طور معمول، کلمات هم‌خانواده در قالب‌هایی مانند فاعل، مفعول، فعل، افعال، فعیل، تفعیل، مفاعله و موارد مشابه دیگر ساخته می‌شوند. علاوه بر این، این کلمات از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. برای اینکه بهتر با معنی “فقط” آشنا شویم، در ادامه معادل‌ها و مترادف‌های فارسی آن را بررسی می‌کنیم.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس شانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده متضاد و خلاصه درس.

    مترادف‌های کلمه “فقط” شامل این موارد است: منحصراً، بس، تنها، مگر، لاغیر، عیناً، اندکی پیش، الساعه، در همان دم و محض. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید و یادگیری آن‌ها می‌تواند دایره لغات شما را گسترده‌تر کند. با داشتن گزینه‌های بیشتر، می‌توانید جملات بهتر و خلاقانه‌تری بسازید. معادل‌های اصلی فارسی برای “فقط” نیز “تنها” و “بس” هستند.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    در پایان، برای شناخت بیشتر معنی “فقط” به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، این کلمه به معنای “تنها” و “بس” آمده است. فرهنگ‌های معین و عمید نیز آن را به “منحصراً” و “تنها” معنی کرده‌اند.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه آداب
    هم خانواده کلمه جوان

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف خلاصه و پیام درس سر بزنید.

  • هم خانواده کلمه تشکیل + معنی و مترادف کلمه تشکیل

    هم خانواده کلمه تشکیل + معنی و مترادف کلمه تشکیل

    هم خانواده تشکیل

    خانوادهٔ کلمهٔ “تشکیل” شامل واژه‌هایی مانند شکل، تشکیلات، متشکل و تشکل می‌شود. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید ابتدا ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات دارای ریشهٔ یکسان و سه حرف مشترک هستند. همچنین از نظر معنایی، کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.

    مترادف‌های کلمهٔ “تشکیل” عبارت‌اند از: برپاسازی، تأسیس، ایجاد، شکل‌دهی، تکوین و وضع. یادگیری مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده، راهی آسان برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایرهٔ واژگان شماست. با این کار می‌توانید متن‌های روان‌تر و خلاقانه‌تری بنویسید و در نوشته‌های خود موفق‌تر عمل کنید. همچنین معادل‌های فارسی این واژه شامل: برپایی، پایه‌ریزی، ساختن، پدیدآوری و سازمان‌دهی است.

    مقاله هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر را مطالعه کنید.

    پس از آشنایی با مترادف‌ها و خانوادهٔ این کلمه، خوب است معنای آن را در فرهنگ‌های معتبر فارسی نیز بدانید. در لغتنامهٔ دهخدا، “تشکیل” به معنای سازمان‌دادن، صورت‌دادن و شکل‌دادن آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معناهایی مانند سازمان‌دادن، شکل‌دادن به چیزی، درست‌کردن و ساختن برای این واژه ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ فقط
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ آداب

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.