هم خانواده پیر
کلمههای همخانواده «پیر» شامل این موارد میشوند: پیرو، پیروز، پیرمرد، پیرامون، پیرایش، پیراهن و پیراستن. برای پیدا کردن کلمات همخانواده، باید بخش اصلی و ریشه کلمه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اول با هم مشترک هستند.
در مورد کلمههای فارسی، اگر دو کلمه بخش اصلی گذشته یا حال یکسانی داشته باشند، میتوان گفت با هم همخانواده هستند. برای شناخت بهتر واژه «پیر»، در ادامه معنی و کلمات هممعنی آن را مرور میکنیم و سپس به سراغ تعریف آن در فرهنگهای لغت میرویم.
کلمات هممعنی و مترادف «پیر» عبارتند از: پیشوا، سالخورده، مسن، سالمند، کهنسال، مرشد، فرتوت، خضر، قدیس، شیخ، قطب، اوتاد، معمر، پاتال، ناتوان، جاافتاده، قاید و مرید. همانطور که احتمالاً حدس زدهاید، متضاد این کلمه، واژههایی مانند «جوان» و «برنا» است.
پس از آشنایی با مترادف و متضادهای «پیر»، خوب است نگاهی به تعریف این واژه در لغتنامههای معتبر فارسی بیندازیم. در فرهنگ عمید، برای «پیر» معانی مختلفی ذکر شده است؛ از جمله: سالخورده، کهنسال، مرشد، رهبر، پیشوا، پیر طریقت، انسان کامل، راهنمای تصوف، عقل کل، فرد کامل، کسی که در گذشته خرابات را مدیریت میکرد، فردی با موهای سفید و سیاه، شیخ، رئیس و بزرگ مغان.
در فرهنگ معین و لغتنامه دهخدا نیز این کلمه به معانی زیر آمده است: دانا، سالخورده، خردمند، مراد، مرشد، و نیز در گذشته به کسی که رنج فراوان دیده یا کسی را به سختی آزار داده است.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه امتحان
همخانواده کلمه تقویت
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی کلمات درس دوم پنجره های شناخت کلاس ششم ✅ هم خانواده ، مخالف و خلاصه پیدا کنید.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی حکایت محبت فارسی ششم ✅ معنی کلمات، هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.
مقاله معنی بخوان و بیندیش هدهد فارسی ششم صفحه ۲۰ ✅ کلمات هم خانواده و مخالف حاوی اطلاعات جامعی است.

دیدگاهتان را بنویسید