دسته: آموزش های هنری

  • آشنایی با طریقه کوک کردن سیم های تار

    آشنایی با طریقه کوک کردن سیم های تار

    تار از سازهای اصیل و دوست‌داشتنی موسیقی ایران است. نواختن این ساز نیازمند تمرین و مهارت است، اما پیش از هر چیز، باید از صحیح بودن کوک سیم‌های آن اطمینان حاصل کرد. اگر می‌خواهید روش درست کوک کردن تار را بیاموزید، ادامه این نوشته را مطالعه کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب آهنگساز جنگ ستارگان کیست ؟ را حتماً بخوانید.

    طریقه کوک کردن سیم های تار

     کوک کردن سیم های تار

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه زندگینامه حسین گل‌گلاب،شاعر ترانه ای ایران.

    ابتدا دستگاه تیونر را روشن کنید. سپس به نرمی سیم‌های ساز را به ارتعاش درآورید. حالا به حرفی که روی صفحه تیونر نمایش داده می‌شود توجه کنید. برای کوک صحیح، حرف نمایش‌داده‌شده باید **C** باشد. اگر تیونر حرف پایین‌تری مثل **A** یا **B** را نشان داد، باید سیم را کمی سفت‌تر کنید تا به حرف **C** برسید. برعکس، اگر حرفی بالاتر از **C** را نشان داد، باید سیم را کمی شل‌تر کنید تا به **C** برسد.

    دو سیم اول و دو سیم آخر ساز را می‌توانید دقیقاً با همین روش به راحتی کوک کنید.

    برای دو سیم وسطی، هدف کوک کردن سیم روی نت **سل** است. روش کار مانند قبل است، با این تفاوت که این بار حرف نمایش‌داده‌شده روی تیونر باید **G** باشد. پس اگر حرفی پایین‌تر از **G** نشان داده شد، سیم را سفت‌تر کنید و اگر حرفی بالاتر از **G** ظاهر شد، سیم را شل‌تر کنید تا به **G** برسید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله تاثیر موسیقی بر درک ریاضی را مطالعه کنید.

    این مراحل را ادامه دهید تا به کوک دلخواه برسید. بهتر است سعی کنید عقربه یا نشانگر تیونر در محدوده سبزرنگ قرار گیرد. هرچند وقتی حرف درست نمایش داده شود، کوک تقریباً درست است، اما نزدیک‌تر بودن نشانگر به محدوده سبز، به معنای دقت و دقیق‌تر بودن کوک است.

    توصیه می‌شده گوشی‌های سیم را با حرکات بسیار کوچک و ملایم بچرخانید تا از پاره شدن سیم‌ها جلوگیری شود. این کار را با آرامش و گام‌های کوچک انجام دهید تا به تدریج مهارت و تجربه لازم برای کوک کردن را به دست آورید.

  • بیوگرافی لئونارد کوهن

    بیوگرافی لئونارد کوهن

    لئونارد کوهن چهره‌ای سرشناس در دنیای موسیقی و شعر است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، با زندگی و آثار این هنرمند بیشتر آشنا خواهید شد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معرفی ساز آکاردئون ،نوستالژی موسیقی خیابانی سر بزنید.

    بیوگرافی لئونارد کوهن

    لئونارد کوهن در ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۴ به دنیا آمد. او یک شاعر، نویسنده و خواننده-ترانه‌سرای اهل کانادا با ریشه‌های یهودی بود که بیشتر به خاطر کارهای موسیقایی‌اش شناخته می‌شود. او نخستین مجموعه شعر خود را در سال ۱۹۵۶ در شهر مونترال چاپ کرد و اولین رمانش نیز در سال ۱۹۶۳ وارد بازار کتاب شد.

    موضوعاتی که در شعرهایش به آنها می‌پرداخت شامل مسائل مذهبی، سیاست، تنهایی، روابط بین آدم‌ها و مسائل جنسی بود. لئونارد کوهن در تاریخ ۱۰ مارس ۲۰۰۸ به عنوان عضوی تازه وارد به تالار مشاهیر راک اند رول راه یافت.

    در دوران کودکی، او با پدربزرگش که خاخامی به نام سالامون کلینتسکی-کلاین بود، درباره‌ی تورات گفت‌وگو و گاهی بحث می‌کرد. نکته‌ی جالب این است که آهنگ مشهور او «چه کسی با آتش» (Who by Fire) نیز از یک دعای یهودی الهام گرفته شده است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب بیوگرافی استاد ابوالحسن صبا را از دست ندهید.

    او سال‌هایی از زندگی خود را نیز به تمرین ذن بودایی گذراند.

     لئونارد کوهن

    عضو تالار مشاهیر راک اند رول

    لئونارد کوهن در دهم مارس سال ۲۰۰۸ به عضویت تالار مشاهیر راک اند رول درآمد.
    پدرش که یک تاجر لباس بود، زمانی که لئونارد تنها نه سال داشت، از دنیا رفت. خود کوهن گفته که در آن زمان، برای اولین بار نیروی پنهان در واژه‌ها را درک کرد.
    بعد از مراسم تدفین پدر، او یک کراوات از کمد لباس‌های پدر برداشت، آن را پاره کرد و یک یادداشت کوتاه داخلش گذاشت با این عبارت: «چه کسی می‌گذرد؟ و -من می‌پرسم- چه کسی [او را] صدا می‌زند؟» سپس همان کراوات را به همراه یادداشت در باغ خانه دفن کرد.
    او در دانشگاه مک‌گیل در رشته زبان انگلیسی تحصیل کرد و در سال ۱۹۵۵ به خاطر آثار ادبی خلاقانه‌اش، برنده جایزه ادبی مک‌ناگتون شد. لئونارد کوهن در آغاز راه هنری خود، به عنوان یک نویسنده فعالیت می‌کرد.

    برای یادگیری پیشرفته، به آشنایی با استاد جواد معروفی مراجعه کنید.

    قدم نهادن به صحنه موسیقی

    او تا سن سی‌وسه‌سالگی وارد عرصه موسیقی نشده بود و نخستین اجراهای خود را در همین سن آغاز کرد. خیلی زود توانست به عنوان یکی از چهره‌های درخشان سبک راک اند رول در میان جامعه موسیقی کانادا و آمریکا شناخته شود.

    اولین آلبوم‌های او بین سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۱ منتشر شدند که از نظر بسیاری، هنوز هم جزو قوی‌ترین کارهای او محسوب می‌شوند. موسیقی آرام، فضای احساسی و غم‌آلود و درون‌مایه‌های عاشقانه، از شاخصه‌های آثار اوست.

    یکی از مشهورترین ترانه‌های او، «هاله‌لو یا» است که شهرتی جهانی برایش به همراه آورد.

    جایزهٔ پرنس آستوریاس

    لئونارد کوهن در سال ۲۰۱۱ جایزه شاهدخت آستوریاس را از آن خود کرد. این جایزه یکی از مهم‌ترین افتخارات ادبی کشور اسپانیا است. او این جایزه را به خاطر «آثاری که بر سه نسل در سراسر جهان اثر گذاشته‌اند» دریافت کرد.
    هیئت داوران این جایزه درباره او گفتند: «او تصویری خلق کرده که در آن، شعر و موسیقی با هم ترکیب شده‌اند و به یک چیز ارزشمند و ماندگار تبدیل شده‌اند».
    بعضی از شعرها و کتاب‌های کوهن به فارسی هم ترجمه شده‌اند و او بین فارسی‌زبانان و دوستداران موسیقی در ایران طرفداران زیادی دارد.
    ترانه‌های معروفی مثل «تا انتهای عشق با من برقص»، «سوزان»، «هله‌لویا» و «بدرود ماریان» باعث شهرت جهانی او شده‌اند. همچنین آلبوم «من مرد تو هستم» که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد، پرفروش‌ترین آلبوم اوست.
    در سال ۲۰۰۵، کوهن متوجه شد مدیر قبلی‌اش پنج میلیون دلار از پول بازنشستگی او را برداشت کرده است. به همین دلیل مجبور شد دوباره به اجرای کنسرت در نقاط مختلف جهان بپردازد.
    سال ۲۰۰۹، این خواننده در حین اجرا روی صحنه بیهوش شد و در یک بیمارستان در اسپانیا تحت درمان قرار گرفت. علت این اتفاق مسمومیت غذایی اعلام شد. چند ماه بعد، به دلیل آسیب دیدن کمرش، نیاز به فیزیوتراپی پیدا کرد و مجبور شد تور کنسرت‌های خود در اروپا را لغو کند.
    کوهن دو رمان با نام‌های «بازی مورد علاقه» و «پاک باختگان زیبا» نوشته است. هر دوی این کتاب‌ها در دهه ۶۰ میلادی چاپ شدند و کتاب دوم در تابستان امسال دوباره منتشر شد.

    مرگ لئونارد کوهن

    در هفدهم نوامبر سال ۲۰۱۶، مدیر برنامه‌های لئونارد کوهن خبری را منتشر کرد. او گفت که کوهن در شب درگذشتش، در خانه خود در لس‌آنجلس زمین خورده و پس از آن، به آرامی در خواب از دنیا رفته است. مدیرش توضیح داد که مرگ او کاملاً ناگهانی و غیرمنتظره بود، اما در کمال آرامش اتفاق افتاد.

  • بهترین آموزشگاه دف در شرق تهران

    بهترین آموزشگاه دف در شرق تهران

    سازهای قدیمی ایران دوستداران ویژه خود را دارند. دف هم که یک ساز کهن ایرانی است، از این قاعده جدا نیست. خیلی از مردم علاوه بر اینکه دوست دارند به موسیقی گوش دهند، علاقه‌مندند که خودشان هم آن را بنوازند. به همین دلیل آموزشگاه‌های زیادی برای آموزش موسیقی وجود دارند. اما برای اینکه یک هنرجو به نتیجه دلخواهش برسد، باید در انتخاب راه هنری و آموزشگاه مناسب برای یادگیری دف، با توجه و دقت عمل کند.

    دَف، یکی از سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی است که شامل حلقه‌ای چوبی است که پوست نازکی بر آن کشیده‌اند و با ضربه‌های انگشت می‌نوازند. این ساز از سازهای ضربی ایرانی شبیه به دایره ولی بزرگ‌تر از آن و با صدای بم‌تر است.
     

    ساز دف

    دف یکی از سازهای قدیمی ایران و مناطق اطراف آن است. این ساز از نوع سازهای کوبه‌ای به شمار می‌رود و با دست نواخته می‌شود. معمولاً در ساخت دف از پوست حیوانات استفاده می‌کنند. این ساز شامل یک حلقه چوبی، زنجیر و یک صفحه از جنس پوست است.

    برای آموختن هر سازی در موسیقی، چند نکته مهم وجود دارد که علاوه بر ایجاد اشتیاق و افزایش جذابیت این هنر، نیازمند آموزشگاه‌ها و استادانی در سطح مناسب و دارای امکانات و شرایط ایده‌آل است.

    آموزشگاه دف

    آموزشگاه دف

    بهترین آموزشگاه دف در شرق تهران

    آنبین با آشنایی به موازین و علم به روز موسیقی و محیط آموزشی و فرهنگی ضمن مشاوره و هدایت شما و یا کودکان شما در کشف استعداد هنری هنرجو در یک یا چند زیر مجموعه می توانند در بهره گیری از ذوق و علاقه و شکوفایی استعداد شما ؛ روش های بروز را به شما آموزش دهند.

    لازم است بدانید جذب هنر نیاز به روشهای تشویق هنری و تخصصی دارد و ممکن است به دلیل عدم آگاهی از این مهم توسط اساتید و مربیان ؛ سرکوب هنر و استعداد شما را به دنبال داشته باشد ، به همین علت هدف دراین آموزشگاه تمرکز بر کشف استعداد و آموزشهای اصولی می باشد.

    همچنین هنرجو می تواند با استفاده از خدمات مشاوره رایگاه در این آموزشگاه در انتخاب هرچه بهتر مسیر موسیقی خود عمل نماید.

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin-top:0in;
    mso-para-margin-right:0in;
    mso-para-margin-bottom:10.0pt;
    mso-para-margin-left:0in;
    line-height:115%;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,sans-serif;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

  • روحوضی یا سیاه بازی ،ترکیبی از نمایش و موسیقی

    روحوضی یا سیاه بازی ،ترکیبی از نمایش و موسیقی

    سیاه‌بازی که به آن روحوضی یا تخت‌حوضی هم می‌گویند، یک نمایش شاد و کمدی ایرانی است. در این نمایش، رقص، آواز و موسیقی هم به کار می‌رود. معمولاً یک شخصیت اصلی هست که یک خدمتکار سیاه‌پوست و شوخ دارد. این دو با هم کارهای بامزه و خنده‌دار زیادی انجام می‌دهند. گاهی حتی از واژهٔ «سیاه‌بازی» برای اشاره به یک نقشهٔ از قبل طراحی شده برای فریب دیگران هم استفاده می‌شود. این نمایش‌ها با نگاهی انتقادی و طنز، به مسائل اجتماعی، سیاسی، عاطفی و گاهی تاریخی می‌پردازند. برای آگاهی بیشتر در این زمینه، ادامهٔ این نوشته را در وبلاگ آنبین دنبال کنید.

    موسیقی روحوضی یا سیاه بازی

    سیاه‌بازی گونه‌ای از نمایش‌های شاد و مفرح است که در آن از شخصیتی به نام «سیاه» استفاده می‌شود. این شخصیت ویژه، با زبانی انتقادی و طنزآمیز به مسائل مختلف جامعه، سیاست، احساسات و حتی رویدادهای تاریخی می‌پردازد.

    در نمایش سیاه‌بازی یا روحوضی، شخصیت «سیاه» به عنوان یک چهره تابع و فرمانبردار در نظر گرفته می‌شود. دلیل این امر آن است که سیاه بودن او معمولاً زیر سؤال نمی‌رود و به عنوان یک اصل پذیرفته‌شده در نمایش عمل می‌کند.

     روحوضی یا سیاه بازی، طنز تلخ موسیقی

    سیاه در موسیقی رو حوضی

    شخصیت “سیاه” در نمایش‌های سنتی، یک نقش مستقل و بسیار تاثیرگذار است که قابلیت اجرای نمایش سیاه‌بازی را به شکلی چشمگیر افزایش می‌دهد. می‌توان با اطمینان گفت که همه‌ی درون‌مایه‌های زندگی ایرانی، با نگاه دقیق و تفسیرهای ویژه‌ی این شخصیت و با انرژی و شور فراوان، بررسی و کاویده می‌شوند.

    نقش “سیاه” بر چهار پایه‌ی موسیقی، گفتار، حرکت و رقص استوار است و از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. نمایش‌های سیاه‌بازی، فقط یک داستان خطی ساده دارند که بازیگران به صورت بداهه و بدون متن از پیش نوشته شده، آن را جلو می‌برند.

    به همین دلیل، هوشیاری و حضور ذهن بازیگری که نقش “سیاه” را بازی می‌کند، همیشه تاثیر زیادی در موفقیت گروه نمایش نزد تماشاگران دارد. “سیاه” به شکلی، به عنوان صدای مردم، از شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه انتقاد می‌کند و کارهای حاکمان و ثروتمندان را مورد نقد و گاهی تمسخر قرار می‌دهد. صراحت گفتار و بدن نرم و انعطاف‌پذیر بازیگر نقش “سیاه”، همراه با شوخی‌های تازه و گاهی تند، این شخصیت را به عنوان یک چهره‌ی دوست‌داشتنی، پایدار و همیشگی در ذهن بیننده ثبت می‌کند.

    پیشکسوت‌های هنر سیاه بازی

    مرحومان “مهدی مصری”، “ذبیح‌الله ماهری”، “رضا عرب‌زاده” و “سیدحسین موسوی” از کسانی هستند که سال‌ها در این هنر فعالیت داشتند و از پایه‌گذاران آن محسوب می‌شوند. در میان سیاه‌بازان شناخته‌شده ایران در زمان حاضر نیز می‌توان از سعدی افشار، عطا صفرپور، مجید افشار و جواد انصافی نام برد.

  • اصطلاح موومان به چه معناست؟

    اصطلاح موومان به چه معناست؟

    موومان به بخش کامل و خوداتمامی از یک قطعه موسیقی بزرگ‌تر گفته می‌شود. هر موومان مانند یک قطعه مستقل درون یک مجموعه است که شروع و پایان مشخصی دارد. در ادامه این مطلب از وبلاگ آنبین، بیشتر با مفهوم موومان در موسیقی آشنا خواهید شد.

    موومان به چه معناست؟

    معمولاً هر قطعه موسیقی از سه یا چهار بخش مستقل به نام موومان تشکیل شده است. قطعاتی مانند سمفونی، کنسرتو و سونات هر کدام چندین موومان دارند. گاهی ممکن است در یک کنسرت فقط یکی از موومان‌های یک اثر اجرا شود، اما اجرای کامل یک قطعه موسیقی زمانی است که همه موومان‌های آن پشت سر هم نواخته شوند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، آشنایی با ساز داربوکا، تنبک خارجی را از دست ندهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه تحریر در موسیقی به چه معناست؟.

    معمولاً هنگام اجرای آثار موسیقی، پس از پایان هر موومان و قبل از شروع موومان بعدی، مکث کوتاهی وجود دارد. اما گاهی بعضی آهنگسازان مشخص می‌کنند که موومان بعدی باید بلافاصله و بدون وقفه آغاز شود. برای مثال، بین موومان سوم و چهارم سمفونی شماره ۳ بتهوون که به اِروئیکا (سمفونی حماسه یا سمفونی قهرمانی) معروف است، این سکوت بسیار کوتاه و ناچیز است.

    موسیقی کلاسیک

    در موسیقی کلاسیک غربی، به جز در اپرا، معمول نیست که شنوندگان در میان اجرا یا بلافاصله پس از پایان هر «موومان» دست بزنند. تشویق معمولاً پس از پایان کل قطعه انجام می‌شود.

    توصیه می‌کنیم این مطلب شمشال مادر سازهای بادی را حتماً بخوانید.

    برای مطالعه بیشتر، به مفهوم آنسامبل در موسیقی سری سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله ۱۰ حقیقت جالب در مورد فلوت را مطالعه کنید.

    یکی از دگرگونی‌های مهم در دوره کلاسیک، تغییر در نگرش به ملودی و گسترش آن بود. در دوره باروک، روش رایج این بود که آهنگساز تم اصلی را در آغاز موومان معرفی می‌کرد و سپس آن را به صورت بافته‌شده و با تکرارهای پیاپی در سراسر قطعه گسترش می‌داد، بدون آنکه فرودهای واضح و کامل داشته باشد.

    در نتیجه، هر موومان بسیار یکدست و بدون کنتراست آشکار در ملودی یا تنالیته ساخته می‌شد. ساختار جملات موسیقی اغلب نامنظم بود و تقسیم‌بندی مشخصی به بخش‌های پرسش و پاسخ نداشت.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله مفهوم رزونانس در موسیقی به شما کمک خواهد کرد.

    آهنگسازان سده هجدهم، روش وحدت تنالیته و تم باروک را کنار گذاشتند و بیشتر بر نمایش تضاد میان بخش‌های مختلف یک موومان و حتی میان خود تم‌ها تمرکز کردند.

    حالت پیوسته و مداوم موومان‌ها و تکنیک بافتن تم‌های دوره باروک به تدریج محو شد و جای خود را به موومان‌هایی با حالات متضاد و ملودی‌های مجزا داد. این ملودی‌ها اغلب در قالب جملات جداگانه دو یا چهارمیزانی (و گاه شش یا هشت میزان) شکل گرفتند. در نهایت، ساختار دوره‌ای و جملات کامل با بخش‌های پرسش و پاسخ پدید آمد.

  • آشنایی با ساز کهن و حماسی نقاره

    آشنایی با ساز کهن و حماسی نقاره

    نقاره یک ساز کوبه‌ای است که از دو طبل با اندازه‌های متفاوت تشکیل شده‌است. یکی از این طبل‌ها کوچک‌تر از دیگری است. نوازنده با استفاده از دو چوب، هر دو طبل را همزمان می‌نوازد. در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با این ساز باستانی و حماسی آشنا خواهید شد.

    آشنایی با نقاره

    نقاره در واقع از دو طبل تشکیل شده که شکل کاسه دارند. طبل بزرگ‌تر صدایی کلفت و طبل کوچک‌تر صدایی نازک و زیر تولید می‌کند. جنس این کاسه‌ها معمولاً از مس یا سفال است و روی دهانهٔ هر دو، پوست گاو یا گوسفند کشیده می‌شود.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله تنها شاهکار شناخته شده‌ی تاریخ اپرا  اثر کیست ؟ مراجعه کنید.

    برای نواختن نقاره، معمولاً آن را روی یک پایهٔ مخصوص می‌گذارند. اما در فضاهای کوچک‌تر مثل خانه، گاهی آن را مستقیماً روی یک قطعه فرش قرار می‌دهند. نوازنده با دو چوب نازک مخصوص، بر روی پوست هر دو طبل می‌کوبد و آهنگ می‌نوازد.

    تاریخچه

    نواختن نقاره در ایران و جهان پیشینه بسیار طولانی دارد. استفاده از دو ساز اصلی در نقاره‌زنی، یعنی طبل و کرنا، به شکل ابتدایی به دوران باستان بازمی‌گردد. در آن زمان از این سازها هم در جنگ‌ها و هم در مراسم مختلف استفاده می‌شده است. به عنوان مثال، در هزاره چهارم پیش از میلاد، در منطقه بین‌النهرین از طبل‌های دارای پایه و از طبل باریکی به نام بلخ (که به خدای اِ آ نسبت داده می‌شود) در آیین‌های مذهبی بهره می‌برده‌اند.

    در گذشته، نقاره هم در جنگ کاربرد داشت و هم در زمان صلح. در میدان نبرد، سازیدی تحریک‌کننده و نشاط‌آور بود که آن را بر کوهان شتر می‌بستند. نقاره‌نوازان سوار بر شتر می‌شدند و در میان جنگ‌اوران می‌نواختند. در دوران آرامش نیز به عنوان سازی برای جشن و سرور، در مهمانی‌ها و مراسم شاد از آن استفاده می‌کردند. در این مواقع، نقاره را یا به گردن می‌آویختند یا در مکان‌های مشخصی بر روی سکو قرار داده و می‌نواختند.

    مراسم نواختن کوس، دهل، کرنا و شیپور که به تدریج شکل ویژه‌ای از آن در ایران باستان با نام نقاره‌کوبی شناخته شد و از ایران به دیگر کشورها راه یافت، از دیرباز در مناطق گوناگون رواج داشته است. این آیین در سفر و اقامت، در جنگ و صلح و هم در شادی و سوگ، بخشی از فرهنگ مردمان بوده است.

    آشنایی با ساز کهن و حماسی نقاره

    جنگ‌های صلیبی

    این سنت در سرزمین‌های شرقی تاریخ طولانی‌تری دارد. رومیان و یونانیان کاربرد این ابزار را در جنگ‌ها از مردم شرق آموختند و سپس از آن استفاده کردند. سر هنری پل آن را یک روش بسیار قدیمی در آسیا می‌داند و باور دارد که این واژه پس از جنگ‌های صلیبی به زبان‌های اروپایی راه یافته و رایج شده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه آشنایی با اجزای اصلی تشکیل دهنده ی ساز درام.

    نواختن طبل، کرنا و شیپور در میدان‌های نبرد، بیشتر برای رساندن خبر، آگاه‌سازی از ورود لشکر به منطقه‌ای جدید، تشجیع سربازان در حین جنگ، جمع‌کردن اردوگاه‌ها، رژه‌های نظامی یا رویدادهای مهمی مانند پیروزی و فتح، و نیز اعلام آغاز جنگ مرسوم بوده است. در دوران صلح و آرامش، بیشتر در جشن‌ها و عیدهای ملی و مذهبی یا مراسم سوگواری و آیین‌های درباری — مانند تاج‌گذاری پادشاه، اعلام ورود به شهر، نشستن بر تخت پادشاهی، یا رویدادهایی چون تولد و درگذشت شاهان و شاهزادگان و دیگر مناسبت‌های مهم اجتماعی — و نیز در زمان طلوع و غروب آفتاب نواخته می‌شده است.

    نقاره در مشهد

    با گذشت سال‌ها و به دلیل کم‌توجهی، این رسم کهن در دوره پهلوی به فراموشی سپرده شد و از بین رفت. امروزه تنها در مشهد و در نقاره‌خانه حضرت امام رضا علیه السلام است که این سنت به شکل رسمی، در زمان‌های مشخص و با همان شیوه قدیمی، به طور مرتب و همیشگی اجرا می‌شود.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه ساز درام کیت چیست ؟.

  • نقاره زنی چیست؟

    نقاره زنی چیست؟

    همانطور که پیش از این در وبلاگ آنبین گفته شد، نقاره یک ساز کوبه‌ای است که از دو طبل تشکیل شده؛ یکی از آن‌ها کوچکتر از دیگری است. یک نوازنده با دو چوب، هر دو طبل را همزمان می‌نوازد. این ساز قدیمی بیشتر در زمان جنگ‌ها و مراسم شادی به کار می‌رفت. اما به مرور زمان و با دگرگونی شیوه زندگی، کاربرد و رواج این ساز و آیین نقاره‌زنی کمتر شد.

    منسوخ شدن نقاره

    با گذشت سال‌ها و به دلیل کم‌توجهی، این رسم کهن در دوره پهلوی از بین رفت و دیگر اجرا نمی‌شد. امروزه تنها در مشهد و در نقاره‌خانه حضرت امام رضا علیه‌السلام است که این مراسم به‌صورت رسمی، در زمان‌های مشخص و با همان شیوه قدیمی، به‌طور منظم و همیشگی برگزار می‌شود.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب میکروفن‌ دینامیک چیست؟ را از دست ندهید.

    پیشینه اداری و ساختار نقاره‌خانه در آستان قدس رضوی
    برای آگاهی از تاریخچه و زمان شروع استفاده از نقاره در آستان قدس رضوی، باید به منابع تاریخی مراجعه کنیم. کهن‌ترین سند درباره تشکیلات اداری نقاره‌خانه در حرم مطهر رضوی، به دوران صفویه بازمی‌گردد. در آن زمان، با تغییرات بنیادین در مدیریت آستان، با انتخاب میر محمّد صادق به عنوان مهتر نقاره‌خانه در سال ۱۰۸۵ قمری، این آیین نظم تازه‌ای گرفت.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در  راه های تقویت صدای ساز ویلون  پیدا کنید.

    با وقف اموال و تعیین حقوق ثابت برای نقاره‌چیان، نقاره و نقاره‌نوازی به عنوان نهادی تثبیت‌شده در حریم رضوی شناخته شد و در دوره‌های بعد اهمیت بیشتری پیدا کرد. در طومار علیشاهی، برای دوازده نفر نقاره‌چی و یک سرپرست، در مجموع شانزده خروار گندم و یک تومان پول برای هزینه‌های جاری مانند خرید پوست گاو برای طبل‌ها در نظر گرفته شد.

    در آن دوره، علاوه بر حقوق ماهانه، در ماه رمضان هزینه سحری و افطار و در عیدهای فطر، قربان و غدیر، پول و وجهی برای شیرینی و همچنین گوسفند به عنوان هدیه به نقاره‌چیان داده می‌شد.

    نقاره زنی چیست؟

    ماه رمضان

    ماه رمضان از زمان‌های ویژه‌ای است که در آن از نقاره استفاده می‌شود. هنگام افطار، نقاره‌زنان با نواختن سازهای خود و با آهنگی مخصوص، مردم را برای باز کردن روزه فرا می‌خوانند. این سنت به یکی از نشانه‌های ماه رمضان به ویژه در شهر مشهد تبدیل شده است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله مهارت خود را در نوازندگی پیانو بالا ببرید را مطالعه کنید.

  • تاریخچه  سیاه بازی

    تاریخچه  سیاه بازی

    همانطور که پیش از این گفته شد، سیاه‌بازی یا روحوضی (که به آن تخت‌حوضی هم می‌گویند) گونه‌ای از نمایش شاد و خنده‌دار ایرانی است که همراه با رقص و آواز اجرا می‌شود. در این نمایش، شخصیت اصلی که چهره‌ای تیره‌رنگ دارد، نقش‌آفرینی می‌کند. این شوخی‌های همراه با موسیقی، داستان و پیشینه‌ی جالبی دارند. در ادامه، بیشتر با تاریخچه‌ی سیاه‌بازی آشنا خواهید شد.

    تاریخچه  سیاه بازی:

    در دوره قاجار، به ویژه در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه، گروه‌های نمایشی سازمان‌یافته‌ترین شکل خود را داشتند. هر گروه افرادی داشت که به محض شنیدن خبر مراسمی مانند عروسی، جشن تولد یا ختنه‌سوران، بدون اطلاع قبلی به آن مکان می‌رفتند و با اجازه صاحبخانه، برنامه‌های هنری خود را اجرا می‌کردند.

    در آن دوران، قهوه‌خانه‌ها محل اصلی تجمع این گروه‌های نمایشی به شمار می‌آمدند و می‌توان قهوه‌خانه را نخستین گام در شکل‌گیری تماشاخانه‌های بعدی دانست. با گذشت زمان، این گونه مراسم که اوج رونق آن در دوران ناصرالدین شاه — به دلیل علاقه زیاد او به سرگرمی‌ها و نمایش‌ها — بود، از فضای خانه‌ها و اندرونی‌ها به دربار و سپس به بیرون از آن راه یافت. این جریان، زمینه‌ساز پدید آمدن گونه‌های نمایشی بعدی مانند نقّالی و تخت‌حوضی شد.

    تاریخچه سیاه بازی

    دسته‌بندی گروه‌های روحوضی

    در زمان پاصرالدین‌شاه، گروه‌های نمایش روحوضی دسته‌بندی شدند و رهبر هر گروه را “سر‌دسته” می‌نامیدند. طی چند سال، گروه‌های مشهوری شکل گرفتند که محل اصلی گردهمایی‌شان باغ ایلچی در انتهای بازار عباس‌آباد و نیز قهوه‌خانه مشهدی صفر در محله سرپولک خیابان سیروس بود.

    اوج و رونق نمایش‌های روحوضی در دوره‌ای بود که یک سر‌دسته نامدار به نام سیداحمد مؤید، که به «باشی» شهرت داشت، فعالیت می‌کرد. او در سال ۱۳۰۰ خورشیدی به کمک دیگران یک گروه نمایشی تشکیل داد. این گروه با هزینه شخصی اعضا، در خانه‌های خود با قرار دادن تخته‌های بزرگ روی حوض و پوشاندن آن‌ها با قالی و گلیم، یک صحنه نمایش درست می‌کردند و به اجرای نمایش می‌پرداختند.

    تعداد نمایش‌ها و داستان‌هایی که اجرا می‌شد به قدری زیاد بود که همه بازیگران، نقش‌های خود را به خوبی می‌شناختند. آن‌ها هر نقش را فقط یک بار بازی می‌کردند و دیگر نیازی به تمرین دوباره نداشتند و تنها به حافظه و یادداشته‌های خود تکیه می‌کردند.

    نمایش روحوضی در دوره پهلوی اول همچنان زنده و برقرار ماند. اما در زمان پهلوی دوم و تا دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، به تدریج از زندگی مردم ایران کنار رفت و از میان رفت.

    جذابیت هنر جدیدی مانند سینما در آن روزها، تغییر ساختار اجتماعی ارباب و رعیتی در ایران، دگرگونی در سبک معماری خانه‌ها و گسترش زندگی آپارتمان‌نشینی، رواج یافتن هنرهای دیگر و پیدایش راه‌های نوین‌تر برای بیان احساسات و عقاید سیاسی، همه این عوامل دست به دست هم دادند تا این شکل زیبای هنری به کلی از بین برود.

    موسیقی برنامه‌های روحوضی

    به نظر می‌آید این سبک موسیقی ریشه در همان موسیقی مطربی دوران قاجار دارد. فرق موسیقی مطربی آن دوره با موسیقی روحوضی، عمدتاً در تعداد سازهایی است که در گروه نواخته می‌شود. در گذشته معمولاً فقط یک سنتور، یک تار و یک دایره زنگی وجود داشت، اما از حدود سال ۱۳۰۰ به بعد تغییراتی رخ داد و سازهای دیگری مانند قره‌نی، ویولن و عود نیز به گروه اضافه شدند و تقریباً ترکیب سازها کامل‌تر شد.

    مطرب

    واژه مطرب در اصل، به تدریج از دوران مشروطه به بعد، معنایی منفی پیدا کرد. دلیل این موضوع آن بود که افرادی که به عنوان موسیقی‌دانان ویژه یا برجسته شناخته می‌شدند، کم‌کم خود را از کسانی که به صورت گروهی فعالیت می‌کردند جدا کردند. کار و پیشه این گروه‌ها بیشتر با جشن‌های شادمانی مرتبط بود و معمولاً با نمایشگران، تقلیدچیان و شوخ‌طبعان همکاری داشتند.

    این دسته از موسیقی‌دانان خاص یا برتر، رفته‌رفته خود را از این قشر جدا کردند و لقب “مطرب” را به آنان واگذار نمودند. از آن پس، خودشان عنوان‌هایی مانند موسیقی‌دان، نوازنده، آهنگساز و هنرمند را برگزیدند. البته این را هم نباید فراموش کرد که امروزه حتی کسانی که مطرب نامیده می‌شوند نیز معمولاً این عنوان را نمی‌پذیرند و مدتی است ترجیح می‌دهند به آنان هنرمند گفته شود.

  • موسیقی، علم یا هنر؟!

    موسیقی، علم یا هنر؟!

    موسیقی همواره از دیدگاه دانش مورد بررسی قرار گرفته و اثرات آن در زمینه‌های گوناگون مطالعه شده است. اما خود موسیقی نیز شاخه‌ای از دانش به شمار می‌رود. به حدی که عده زیادی بر این باورند که موسیقی بیش از آن که هنر باشد، یک علم است. در ادامه این نوشته در وبلاگ آنبین، به این پرسش پرداخته می‌شود که موسیقی علم است یا هنر. همراه ما بمانید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب تاریخچه سرود ملی ایران را بخوانید.

    موسیقی، علم یا هنر ؟

    در دیدگاه دانشمندان گذشته، موسیقی یک علم به شمار می‌آمد و بخش عمده‌ی آن را دانش تشکیل می‌داد. اگرچه موسیقی یک هنر نیز هست، اما جنبه‌ی علمی آن بر جنبه‌ی هنری غلبه دارد.

    در این مقاله چند نکته مهم که باید پیش از خرید ساز هنگ درام بدانید اطلاعات مفیدی آمده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، آشنایی با طریقه کوک کردن سیم های تار را از دست ندهید.

    در دسته‌بندی علوم از نگاه پیشینیان، دانش موسیقی یکی از شاخه‌های علم ریاضی محسوب می‌شده است. اولین فردی که به ارتباط بین موسیقی و ریاضی پی برد، فیثاغورس بود که در بعضی کتاب‌ها او را پدر علم موسیقی نیز نامیده‌اند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه آشنایی با دیجیریدو ،یک ساز بادی چوبی.

    بر اساس گفته‌های ارسطو، موسیقی (همراه با حساب، هندسه و نجوم) یکی از زیرشاخه‌های ریاضیات بوده است. ارسطو هنگام صحبت درباره‌ی ریاضیات، به موسیقی نیز می‌پردازد و در مباحث مربوط به شعر و هنر نیز از موسیقی سخن می‌گوید؛ زیرا موسیقی در حیطه‌ی هنر نیز جایگاه داشته است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً پوئم سمفونی «تختی» بیانگر زندگی جهان پهلوان تختی را بخوانید.

    در این مقاله شهرام ناظری ، شوالیه آواز ایران اطلاعات مفیدی آمده است.

    موسیقی، علم یا هنر؟!

     

    موسیقی در کتاب ریاضی ابن سینا

    کتاب «شفا»ی ابن‌سینا که در زمینه ریاضیات نوشته شده، خود به چهار قسمت اصلی تقسیم می‌شود:
    قسمت اول: هندسه
    قسمت دوم: حساب
    قسمت سوم: موسیقی
    و قسمت چهارم: هیئت که منظور همان ستاره‌شناسی است.
    همان‌طور که مشخص است، ابن‌سینا نیز مانند دانشمندان بزرگ پیش از خود، موسیقی را به عنوان یکی از شاخه‌های ریاضیات بررسی کرده است.
    شایان ذکر است که آنچه نزد اندیشمندان گذشته — و حتی از نگاه برخی از صاحب‌نظران امروز — درباره موسیقی مطرح بوده، این است که موسیقی با مطربی و لهو‌ولعب تفاوت بسیاری دارد. این دانش موسیقی در آثار بزرگان‌ای مانند فارابی و ابن‌سینا مورد توجه قرار گرفته و بسیاری از شاعران نامداری چون نظامی، خاقانی و به ویژه مولوی و حافظ نیز به این دانش از دیدگاه «علمی» و ارزشمند نگاه کرده‌اند. اهمیت این دانش تا آنجاست که مولانا در یکی از شعرهایش می‌فرماید:
    این علم موسیقی بر من چون شهادت است         چون مؤمنم شهادت و ایمانم آرزوست

  • بیوگرافی بلا ویکتور یانوش بارتوک

    بیوگرافی بلا ویکتور یانوش بارتوک

    بلا بارتوک که نام کامل او بلا ویکتور یانوش بارتوک است، از مشهورترین آهنگسازان مجارستان به شمار می‌رود. او از کودکی قدم به دنیای موسیقی گذاشت و تأثیر عمیقی بر موسیقی کشورش بر جای نهاد. در ادامه این نوشته، با زندگی و آثار این هنرمند بزرگ بیشتر آشنا خواهید شد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، سه‌ تار الکتریک ،اولین ساز الکتریک ایرانی را از دست ندهید.

    بیوگرافی بلا ویکتور یانوش بارتوک

    بلا ویکتور یانوش بارتوک (به مجاری Béla Bartók) در ۲۵ مارس سال ۱۸۸۱ در یک شهر کوچک در پادشاهی مجارستان متولد شد. این شهر امروزه سننیکولئو مره نامیده می‌شود و در خاک کشور رومانی قرار دارد. او آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و نوازنده چیره‌دست پیانو از مجارستان بود. بارتوک یکی از پیشروان موسیقی نوین در جهان به شمار می‌رود و به دلیل علاقه و تلاشش در گردآوری ترانه‌های محلی مناطق شرق اروپا، از پایه‌گذاران پژوهش در موسیقی فولکلور شناخته می‌شود. نام او همراه با فرانتس لیست، به عنوان بزرگ‌ترین و مشهورترین آهنگسازان مجارستان در تاریخ ثبت شده است.

    بیوگرافی بلا ویکتور یانوش بارتوک

    زندگینامه :

    بلا بارتوک وقتی پنج سال داشت، پدرش فوت کرد. پس از آن، به همراه مادر و خواهرش در شهرهایی مثل پرسبورگ و براتیسلاوا ساکن شدند. آموزش پیانو را نیز از همان سن، نزد مادرش پائولا شروع کرد. به دلیل بیماری اگزما، بیشتر در خانه و به تنهایی وقت می‌گذراند و اغلب به صدای پیانوی مادرش گوش می‌داد.

    او از همان سال‌های اولیه کودکی، استعدادش در موسیقی را نشان داد. بر اساس نوشته‌های معتبر که از گفته‌های خود بارتوک نقل شده، او حتی در سنین بسیار کم می‌توانست تفاوت ریتم‌های مختلف پیانو را در قطعه‌های رقص تشخیص دهد.

    آغاز آهنگسازی در ۱۱ سالگی

    مادر بارتوک نواختن پیانو را در سال‌های کودکی به او آموخت. بلا بارتوک از سن یازده سالگی ساختن آهنگ را نیز آغاز کرد و در طول دو سال، یک قطعه کوتاه به نام «The Course of the Danube» را خلق نمود.

    او نوازندگی پیانو را نزد ایستوان تومان (István Thomán) — که خود شاگرد فرانز لیست بود — و آهنگسازی را نزد جانوس کسلر (János Koessler) در آکادمی موسیقی رویال بوداپست فرا گرفت.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، بیوگرافی استاد حبیب الله بدیعی را از دست ندهید.

    بارتوک بسیار تحت تأثیر زولتان کودالی (Zoltán Kodály) قرار گرفت که بعدها به دوست نزدیک او تبدیل شد. آن دو با هم در پژوهش روی موسیقی فولکلور مجارستان همکاری می‌کردند.

    سبک موسیقی بارتوک تازه و اصیل است و از نغمه‌ها و ضرب‌آهنگ‌های موسیقی مجار و دیگر گونه‌های موسیقی سنتی الهام گرفته است. او نخستین اثر ارکستری خود را با نام «کاسات» (Kossuth) ساخت که ملودی‌ای احساس‌برانگیز و برای بزرگداشت لاجوس کاستات، یکی از قهرمانان مجار در سال ۱۸۴۸، خلق شده بود.

    او حتی در همان سال‌های آغازین زندگی توانست حدود چهل قطعه موسیقی را با پیانو به زیبایی اجرا کند. از آثار مشهور او می‌توان به اپرای «کاخ ریش‌آبی»، قطعه «ساز ضربی و چلستا»، «کانتاتا پروفانا» و مجموعه موسیقی پیانویی اشاره کرد که شامل ۱۵۳ قطعه کوتاه است و «دنیای ذرات» نامیده می‌شود.

    دو رمند مهم د رموسیقی بارتوک

    بارتوک در کارهای موسیقایی خود دو روش اصلی را دنبال کرد که تأثیر زیادی بر آهنگسازان سده‌های بیستم و بیست‌ویکم گذاشت. نخست، به کارگیری روش‌های تازه برای خلق هارمونی‌های تنال و دوم، استفاده از نغمه‌های بومی در قطعاتش بود. بارتوک با الهام از موسیقی فولکلور، به ویژه موسیقی مجارستان، قالب‌های تنال نوینی را پدید آورد.

    در این مقاله آشنایی با فواصل موسیقی ایرانی اطلاعات مفیدی آمده است.

    در سال ۱۹۰۷، بلا بارتوک تدریس پیانو را در آکادمی رویال آغاز کرد. این موقعیت به او فرصت داد تا به عنوان پیانیست، سفرهای اجرایی مختلفی در اروپا داشته باشد و در مجارستان نیز به فعالیت بپردازد. از جمله شاگردان او می‌توان به فریتز ریاینر، جورج سلتی، گئورگی ساندور، ارنو بالوق و لیل کراس اشاره کرد که جایزه نوبل را دریافت کردند.

    مهاجرت به آمریکا

    پس از آن، بارتوک به آمریکا نقل مکان کرد و در آنجا به شاگردانی همچون جک بیسون و ویولت آرچر درس موسیقی می‌داد. در سال ۱۹۰۸، او همراه با کودالی به مناطق روستایی مجارستان سفر کرد تا درباره‌ی نغمه‌های قدیمی و سنتی مردم ماگیار پژوهش کنند. اشتیاق فراوان و پایان‌ناپذیر آنان به موسیقی فولکلور، با دلبستگی به فرهنگ بومی آن نواحی درآمیخته بود. دستاوردهای آنان در این زمینه بسیار چشمگیر و ارزشمند بود.

    موسیقی ماگیار در گذشته اغلب به عنوان موسیقی کولی‌ها شناخته می‌شد. آن دو دریافتند که این ملودی‌های سنتی بر اساس گام‌های پنج‌نتی (پنتاتونیک) ساخته شده‌اند که همانند موسیقی مناطق شرق آسیا، آسیای مرکزی، آناتولی و سیبری است.

    بارتوک و همکارش از این ملودی‌های محلی در ساختن قطعات خود بهره بردند و آن‌ها را با سبک شخصی خود ترکیب کردند. موسیقی بارتوک آمیزه‌ای است از عناصر موسیقی سنتی، کلاسیک و مدرن.

    ملودی‌سازی و هارمونی‌های او نیز به شدت تحت تأثیر موسیقی مجارستان، رومانی و دیگر کشورها قرار دارد. بلا بارتوک در آثار نخستین خود به‌کرات از ریتم‌های نامتقارن رقص‌های محلی و هارمونی‌های پرش‌دار موسیقی بلغارستان استفاده کرده است.

    وفات

    بارتوک در ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۴۵ در شهر نیویورک چشم از جهان فروبست. در آن لحظات، همسرش دیتا و پسرش پتر در کنارش بودند. پیکر او نخست در نیویورک به خاک سپرده شد. سال‌ها بعد، در ۱۹۸۸ و پس از تغییرات سیاسی که منجر به جدایی بلوک شرق از غرب شد، پسرش بلا جی.آر این امکان را یافت تا بقایای پدر را به زادگاهش، بوداپست، بازگرداند. امروزه تندیسی از او در مقابل دومین کلیسای بزرگ بوداپست نصب شده است.