دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Toy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Toy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Toy به فارسی با مثالهای کاربردی

    اسباب‌بازی وسیله‌ای است که بچه‌ها با آن بازی می‌کنند.

    کودکان دوست دارند با اسباب‌بازی‌ها بازی کنند.
    اسباب‌بازی‌ها به بچه‌ها کمک می‌کنند تا دنیای اطراف خود را بهتر بشناسند.
    زمانی که من یک پسر بچه بودم، یک دوربین اسباب‌بازی داشتم.
    اسباب‌بازی‌های “تیکر تویز” و “لینکلن لاگز” در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بسیار پرطرفدار بودند.
    از دیگر اسباب‌بازی‌های محبوب می‌توان به مکعب‌های خانه‌سازی، عروسک‌های شخصیت و عروسک‌های معمولی اشاره کرد.
    بعضی از پدر و مادرها به فرزندان خود اجازه نمی‌دهند با اسلحه‌های اسباب‌بازی یا هر وسیله بازی دیگری که شبیه به جنگ‌افزار است بازی کنند.
    این روزها بعضی از کودکان به جای اسباب‌بازی‌های معمولی، با دستگاه‌های الکترونیکی بازی می‌کنند.

     
    این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد. گاهی از کلمه “توی” برای اشاره به وسایل گران‌قیمتی که متعلق به بزرگسالان است استفاده می‌شود.

    اسباب‌بازی جدید جیسون یک موتورسیکلت هارلی دیویدسون است.
    زیرزمین خانه کوئنتین پر از وسایل الکترونیکی مختلف است.
    “کسی که در زمان مرگ بیشترین اسباب‌بازی‌ها را داشته باشد، برنده است.” (این یک عبارت است به این معنی که کسی که تا پایان عمرش دارایی‌های مادی ارزشمند بیشتری جمع کرده باشد، در مقایسه با دیگران برنده محسوب می‌شود.)

     
    کلمه “توی” گاهی به عنوان صفت برای توصیف چیزهای بسیار کوچک به کار می‌رود.

    سارا یک سگ پودل مینیاتوری دارد. (این نژاد از سگ پودل بسیار کوچک است.)
    نژادهای سگ‌های کوچک و مینیاتوری در بین افرادی که به دنبال یک سگ بسیار کوچک هستند محبوبیت زیادی دارند.
    سگ نژاد چیواوا نوعی سگ مینیاتوری محسوب می‌شود.

     
    وقتی از کلمه “توی” به عنوان فعل استفاده می‌شود، دو معنی اصلی دارد: می‌تواند به معنای اذیت کردن یا شوخی کردن با کسی باشد، یا به معنای بررسی کردن و فکر کردن به یک امکان:

    جو و سامانتا در حال فکر کردن درباره این هستند که یک استخر در حیاط پشتی خانه‌شان بسازند.
    باب به این فکر کرده که یک سال را در چین بگذراند، اما حالا در عوض دارد امکان یک سال اقامت در ویتنام را بررسی می‌کند.
    رئیس شرکت دوست دارد با کارمندانش بازی کند و با دادن امید افزایش حقوق، آن‌ها را سرگرم کند.
    هی، من فقط با تو شوخی می‌کنم. (حرفی که زدم جدی نبود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Trace به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trace به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Trace به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ردیابی” به معنای نشانه یا مدرکی است که ثابت می‌کرد چیزی وجود داشته است.
    وقتی چیزی را لمس می‌کنید، اثر انگشت‌تان یک نشانه از خود باقی می‌گذارد.
    پژوهشگران در سایر سیارات به دنبال نشانه‌هایی از زندگی می‌گردند.
    مقادیری آرسنیک در آب آشامیدنی مشاهده شد. (حتی مقدار کم آرسنیک هم می‌تواند مضر باشد!)
    هر فردی که در اینترنت جستجو می‌کند، نوعی رد از خود به جای می‌گذارد.
    آن مرد ناپدید شد و هیچ نشانه‌ای از خود برجا نگذاشت.
    هیچ اثری از آن زن که به شکل اسرارآمیزی محو شد، پیدا نیست. (او هیچ مدرک یا نشانه‌ای از ناپدید شدن خود باقی نگذاشته است.)

    کلمه trace نیز به عنوان فعل استفاده می شود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    trace

    ردیابی کردن

    traced

    ردیابی شد

    traced

    ردیابی شده است

    کوین می‌تواند اصل و نسب خانواده خود را تا کشورهای آلمان و هلند دنبال کند. (trace = برگشتن به گذشته برای پیدا کردن ریشه و مبدأ)
    مأموران پلیس توانستند تماس تلفنی آدم‌رباها را ردیابی کنند و آن‌ها خیلی زود دستگیر شدند.
    وقتی متوجه شدم گوشی موبایلم گم شده، سعی کردم مسیری که قبلاً رفته بودم را دوباره بررسی کنم. (retrace یعنی دوباره از جایی که قبلاً گذر کرده‌ای بازگردی.)

    علاوه بر این، trace کردن به این معنا هم هست که فرد یک کاغذ نازک را روی یک تصویر قرار دهد و سپس با دنبال کردن خطوط تصویر زیرین، طرح آن را بکشد.
    یک نفر،轮廓 سر یک مرد را کشید.
    بعد از کشیدن轮廓 سر، جزئیات صورت کامل شد.
    کارآگاهان جسد مردی را که در خیابان کشته شده بود، شناسایی کردند.
    یادگیری روش trace کردن برای کسانی که تازه می‌خواهند طراحی یاد بگیرند، مفید است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Track به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Track به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Track به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مسیر” معمولاً به یک راه ثابت اشاره دارد که جهت حرکت اشیا یا افراد را مشخص می‌کند.

    یک قطار روی ریل حرکت می‌کند.
    مردم و حیوانات در یک مسیر مشخص می‌دوند.
    رانندگان در یک پیست مسابقه با هم رقابت می‌کنند.

     
    همچنین، از کلمه “مسیر” برای اشاره به درستی یا نادرستی یک جهت یا تصمیم استفاده می‌شود:

    شرکت ما احساس می‌کند در مسیر نادرستی قرار گرفته است. (یعنی جهت کلی شرکت مناسب نیست.)
    اقتصاد یونان از مسیر اصلی خود خارج شد. (یعنی مشکل پیش آمده است.)
    پاسخ خوبی دادی. تو در مسیر درستی قرار داری.
    ردپاهای روی برف، مسیر حرکت آهو را نشان می‌داد. (منظور از ردپا، اثری است که پای حیوان روی سطوح نرمی مانند خاک، گل یا برف به جای می‌گذارد.)

     
    وقتی این کلمه به صورت فعل به کار می‌رود، معمولاً به معنای دنبال کردن چیزی یا کسی است:

    مدرسه پیشرفت دانش‌آموزان را با سیستم نمره‌دهی زیر نظر می‌گیرد.
    پلیس فردی را که مرتکب قتل شده دنبال می‌کند.
    بیل هر روز وضعیت سرمایه‌گذاری‌هایش را چک می‌کند. (keep track = زیر نظر گرفتن)
    زیر نظر گرفتن فرزندان مهم است. همیشه باید بدانید کجا هستند. (“keep track” در اینجا یک اصطلاح است.)

     
    یک کاربرد دیگر کلمه “Track” به عنوان اسم، مربوط به موسیقی و فیلم است؛ به بخشی از یک اثر صوتی در آلبوم یا فیلم گفته می‌شود.

    فیلم جنگ ستارگان یک موسیقی متن بسیار به‌یادماندنی دارد.
    ما آخر هفته چند قطعه موسیقی ضبط کردیم و در ساندکلاد قرار دادیم.
    روی آن سی‌دی چند آهنگ وجود دارد؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Trade به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trade به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Trade به فارسی با مثالهای کاربردی

    مبادله یعنی چیزی را با کس دیگری عوض کنی. تو یک چیز به من می‌دهی و من هم یک چیز دیگر به تو می‌دهم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    trade

    معامله کردن

    traded

    معامله شد

    traded

    معامله شده

    میشل همیشه سر وقت ناهار، غذایش را با یک دختر دیگر عوض می‌کند.
    آن پسرها مشغول عوض کردن کارت‌های بیسبال هستند.
    ما در جلسه، ایده‌هایمان را با هم تبادل کردیم.
    این خانم‌ها در دو ساعت گذشته، مشغول تعویض داستان‌هایشان بوده‌اند.
    تیم بیسبال قصد دارد یک بازیکن پرتاب‌کننده را با دو بازیکن دفاع بیرون عوض کند.
    بیا جایمان را با هم عوض کنیم. (تو روی صندلی من بنشین و من روی صندلی تو می‌نشینم.)

    کلمه “Trade” همچنین برای توصیف خرید و فروش کالا، پول یا مواد اولیه در اندازه‌های بزرگ به کار می‌رود.
    خرید و فروش با کشورهای دیگر برای پیشرفت اقتصاد مهم است.
    جان پول خارجی را با دلار آمریکا مبادله می‌کند.
    مارتا در وال استریت، سهام و اوراق بهادار خرید و فروش می‌کند.
    بعضی معاملات بسیار بزرگ دیروز، باعث افزایش قیمت طلا شد.
    رازهای تجاری این شرکت به خوبی نگهداری می‌شوند. (راز تجاری = روش‌های انجام کار که به صورت خصوصی نگه داشته می‌شوند و از دسترس رقبا دور هستند.)
    علامت تجاری در تهِ لامپ قرار دارد. (علامت تجاری = یک نماد یا آرم که محصولات یک شرکت را مشخص می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tragedy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tragedy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Tragedy به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک اتفاق بسیار بد و ناگوار رخ می‌دهد، به آن “تراژدی” می‌گوییم. معمولاً از این واژه زمانی استفاده می‌شود که می‌شد از آن اتفاق ناراحت‌کننده جلوگیری کرد، یا افرادی که درگیر بودند می‌توانستند کاری انجام دهند تا آن تراژدی پیش نیاید.

    خیلی غم‌انگیز است که هیچ اقدامی نشد تا از دسترسی قاتل به اسلحه جلوگیری شود.
    همه ما اخبار این فاجعه را در فضای مجازی و روزنامه‌ها خواندیم.
    همزمان با وقوع این تراژدی، خودروهای خبری پر از گزارشگر به محل آمدند.
    مردم سوریه هر روز با مصیبت جنگ داخلی روبرو هستند.

     
    صفت این کلمه “تراژیک” است.

    مرگ آن زن جوان، یک فقدان دردناک برای خانواده‌اش بود.
    واقعاً تأسف‌بار است که هیچ کاری برای نجات آن مرد جوان امکان نداشت. (این جمله از فعل کمکی «می‌توانست» برای توصیف رویدادی گذشته استفاده می‌کند.)
    پس از آنکه کشور یک شکست نظامی مصیبت‌بار را تجربه کرد، از اشتباهاتش درس گرفت و دوباره به ملتی بزرگ تبدیل شد.
    پدر و مادرهای آن کودکان، با دعا کردن و حمایت عاطفی اعضای خانواده، با فقدان دردناک خود کنار آمدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Trap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trap به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Trap به فارسی با مثالهای کاربردی

    مردم برای به دام انداختن یک حیوان یا فرد از وسایلی به نام تله استفاده می‌کنند. همچنین، وقتی کسی در شرایط سختی قرار دارد و راه فراری از آن نمی‌یابد، می‌گوییم در تله افتاده است. در این مثال‌ها، کلمه “trap” به عنوان یک فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    trap

    به دام انداختن

    trapped

    به دام افتاد

    trapped

    به دام افتاده

    یک مگس را میان دست‌هایم گرفتم و بعد رهایش کردم.
    تعدادی از بچه‌ها در پارک، یک قورباغه را گرفتند.
    آندره‌آ می‌خواهد دوست‌پسرش را طوری گیر بیندازد که با او ازدواج کند.
    وقتی آتش‌سوزی در کارخانه رخ داد، کارگران داخل ساختمان گیر افتادند. خیلی از آن‌ها جان خود را از دست دادند.

    در این جملات، کلمه trap به عنوان اسم به کار رفته است:
    دولت برای دستگیری چند قاچاقچی مواد مخدر، یک تله طراحی کرد.
    این کوچه تاریک شبیه یک تله است. بهتر است از اینجا برویم.
    برای گرفتن خرگوش‌هایی که از سبزی‌های باغچه می‌خورند، یک تله کار گذاشتم.

    کلمه “trapped” همچنین به عنوان صفت استفاده می‌شود:
    سام احساس می‌کند در شغلش گیر افتاده است.
    روندا به خاطر سفرهای زیاد، حس می‌کند تمام روز در ماشین محبوس است.
    شیری که در دام افتاده باشد، می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Treat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Treat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Treat به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه «treat» به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، معنای آن این است که از کسی مراقبت کنیم، به او توجه کنیم یا به شکل خاصی با او رفتار کنیم:

    * پزشک، بیمارش را برای یک بیماری جدی درمان کرد.
    * من برای عفونت سینوس‌هام تحت معالجه قرار گرفتم. (این جمله به شکل مجهول و در زمان گذشته نوشته شده است.)
    * آن دختر کوچک به خاطر دست شکسته‌اش در حال درمان است.
    * یک مشتری در فروشگاه احساس کرد که فروشنده با او خیلی خوب رفتار نمی‌کند، بنابراین آنجا را ترک کرد.
    * بچه‌هایتان چقدر با شما خوب رفتار می‌کنند؟ (آیا به شما احترام می‌گذارند؟ با شما مهربان هستند؟)
    * شما چطور با بدنتان رفتار می‌کنید؟ آیا از خودتان مراقبت می‌کنید؟
    * جورج برای همهی حاضرین در بار یک نوشیدنی رایگان خرید. (گاهی «treat» کردن به معنای پرداخت پول برای دیگران است.)
    * بگذار من ناهارت را مهمان کنم. (بگذار برویم ناهار بخوریم و پولش را من می‌دهم.)

    کلمه «treat» می‌تواند یک اسم هم باشد. در این حالت، به یک خوراکی خاص و خوشمزه یا یک چیز لذت‌بخش گفته می‌شود:

    * در جشن تولد، خوراکی‌های ویژه‌ای برای بچه‌ها وجود داشت.
    * دیدار دوباره دوستان قدیمی برایم یک لذت واقعی بود.
    * سیندی سعی می‌کند بعد از شام از خوردن خوراکی‌های شیرین پرهیز کند چون می‌خواهد وزن کم کند.
    * خوب نیست که به سگ خودتان خوراکی‌های زیاد بدهید.
    * بستنی یک خوراکی خوشمزه است.

    اگر پایانۀ «ment» را به «treat» اضافه کنید، کلمۀ «treatment» ساخته می‌شود که به معنای «رفتار» یا «درمان» است.

    * آن مرد برای کمردردش تحت درمان است.
    * دانش‌آموزان از رفتار ناعادلانۀ معلمشان شکایت کردند.
    * اگر با کارمندانتان به درستی رفتار کنید، احترامشان را به دست خواهید آورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Trend به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trend به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Trend به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “روند” به یک الگوی رفتاری یا مدلی گفته می‌شود که در یک زمان خاص محبوب می‌شود. وقتی چیزی بین مردم رواج پیدا می‌کند، می‌گویند جزئی از یک روند است. این روندها ممکن است در زمینه‌های مختلفی مثل مد، فرهنگ، زبان، غذا، ورزش و سرگرمی دیده شوند.

    به عنوان مثال، استفاده از توییتر برای بیان ایده‌ها، روندی است که چند سالی است شروع شده. یا پیدا کردن تاکسی از طریق اپلیکیشن اوبر، بخشی از یک روند رو به رشد است. کسانی که در حوزه تبلیغات فعالیت می‌کنند، همیشه مراقب روندهای اجتماعی هستند. همچنین در آمریکا تمایل زیادی به ساخت شهرهایی با قابلیت پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری راحت‌تر وجود دارد. معمولاً روندهای جدید ابتدا در شهرهایی مثل نیویورک یا لس‌آنجلس شکل می‌گیرند و سپس به دیگر نقاط کشور می‌رسند. پاریس هم یکی از شهرهایی است که سبک و مد جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به کسی که شروع‌کننده یک روند جدید است، “ترندستتر” می‌گویند.

    کلمه “مد روز” نیز صفتی است برای چیزهایی که مطابق روندهای جدید و محبوب هستند:

    – لباسی که او پوشیده، بسیار شیک و مد روز است.
    – بسیاری از نوجوانان دوست دارند لباس‌هایی بپوشند که مد روز باشد.
    – یک رستوران جدید و شیک در مرکز شهر باز شده که خوب است سری به آن بزنیم.
    – ریش و سبیل در بین جوانان هنوز هم مد روز است.
    – این برای سلیقه من کمی بیش از حد مد روز است. (یعنی بیش از حد شیک و مطابق مد روز است.)

    گاهی کلمه “ترند” به صورت فعل نیز به کار می‌رود، معمولاً به شکل حال استمراری:

    – الان چه موضوعاتی در توییتر ترند هستند؟
    – در یاهو چه چیزهایی در حال ترند شدن است؟ در گوگل چطور؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Trial به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trial به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Trial به فارسی با مثالهای کاربردی

    محاکمه یک جلسه رسمی در دادگاه است. در این جلسه، قاضی، هیئت منصفه و وکلا تلاش می‌کنند تا مشخص کنند فرد مورد اتهام، گناهکار است یا بی‌گناه. سپس درباره نتیجه و عواقب این تصمیم، حکم صادر می‌شود.

    در ایالات متحده، هر فرد حق دارد توسط گروهی از شهروندان عادی که همتایان او محسوب می‌شوند، محاکمه شود.
    به فردی که در دادگاه مورد قضاوت قرار می‌گیرد، متهم می‌گویند.
    اعضای هیئت منصفه از میان مردم عادی انتخاب می‌شوند.
    یکی از مسئولیت‌های هر شهروند آمریکایی این است که در صورت انتخاب شدن به عنوان عضو هیئت منصفه، این وظیفه را بپذیرد.
    بعضی از محاکمه‌ها کوتاه هستند و فقط یک یا دو روز طول می‌کشند؛ در حالی که برخی دیگر ممکن است هفته‌ها ادامه داشته باشند.
    یک قاضی بر روند محاکمه نظارت و مدیریت می‌کند.
    وکلا در دادگاه از موکلان خود دفاع می‌کنند و دلایل خود را ارائه می‌دهند.
    هدف از برگزاری محاکمه، برقراری عدالت برای همه افراد درگیر در پرونده است.

     
    علاوه بر این، کلمه «trial» در موقعیت‌های دیگری نیز به کار می‌رود؛ مانند زمانی که فرد با یک چالش سخت در زندگی روبرو می‌شود.

    تدریس در یک مدرسه سخت در مرکز شهر می‌تواند برای بیشتر معلمان جوان، یک «آزمون سخت» باشد. (عبارت «trial by fire» به موقعیتی گفته می‌شود که فرد در اثر مواجهه با شرایط دشوار، قوی‌تر و باتجربه‌تر می‌شود.)
    گاهی اختلافات آنقدر شدید می‌شوند که تنها راه حل، یک «دوئل» یا «مبارزه» است؛ طوری که هر کس در این نبرد پیروز شود، حق با اوست.
    گاهی نیز یادگیری کارها از طریق «آزمون و خطا» صورت می‌گیرد. (یعنی فرد با تلاش و اشتباه کردن، راه درست را پیدا می‌کند.)
    زندگی روزمره برای کسانی که با مشکلات بزرگی دست و پنجه نرم می‌کنند، می‌تواند خود یک «آزمون» بزرگ باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Trick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trick به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Trick به فارسی با مثالهای کاربردی

    فریب دادن یعنی کاری کنی که شخصی چیزی را باور کند که حقیقت ندارد. این کلمه معنایی نزدیک به “گول زدن” دارد. در ادامه می‌بینیم که چطور می‌توان از این کلمه به عنوان یک فعل استفاده کرد:

    ند با اینکه خودش را به خواب زده بود، دوستانش را گول زد.
    نلی طوری رفتار کرد که رئیسش فکر کند صندوقدار بسیار خوبی است.
    پلیس با یک حقه، دزد را گرفت و به سرعت دستگیرش کرد.
    هی، تو من را گول زدی! گفتی بیرون باران می‌بارد، اما هوا کاملاً آفتابی است.
    بیایید یک شوخی با معلم بکنیم و همه خودکارهایش را قایم کنیم.

     
    این مثال‌ها نیز نشان می‌دهند که چطور می‌توان از این کلمه به عنوان اسم استفاده کرد:

    بچه‌ها یک شوخی با معلمشان کردند.
    چشم‌هایم دارند من را گول می‌زنند. (این یک اصطلاح است و یعنی چیزی که می‌بینم باورکردنی نیست یا خیلی عجیب به نظر می‌رسد.)
    شعبده‌بازها انواع حقه‌ها را بلدند و به راحتی تماشاگران را شگفت‌زده می‌کنند.
    جوی روی دوچرخه‌اش کارهای نمایشی زیادی بلد است.
    سگ من هم چندین حرکت بلد است؛ می‌تواند التماس کند، بنشیند، غلت بزند و خودش را به مردن بزند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.