دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Tie به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tie به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tie به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “تای” (Tie) معانی مختلفی دارد:

    مردها معمولاً برای محل کار یا مراسم رسمی، کراوات می‌بندند. آیا بلدید چطور یک کراوات را گره بزنید؟
    او یک پاپیون به گردنش بسته.
    ریل‌های راه‌آهن روی تکه‌های چوبی مخصوصی قرار می‌گیرند که به آنها تراورس می‌گویند.
    روابط خانوادگی، پیوندها و دلبستگی‌های بین اعضای یک خانواده است.
    گاهی یک نفر مجبور می‌شود شغل پشت میزی را بپذیرد و به آن وابسته شود.
    گاهی ترافیک به طور کامل قفل می‌شود.
    ممکن است کسی را با طناب یا چسب باندپیچی ببندند.
    اگر هیچ برنده مشخصی در بازی نباشد، نتیجه مساوی یا تساوی می‌شود.
    بازی آنها با تساوی تمام شد. نتیجه دو بر دو بود.
    گاهی پیش می‌آید که آدم در حرف زدن گیر می‌کند و نمی‌تواند به راحتی کلمات را ادا کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Tight به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tight به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tight به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی اندازه نیست یا وقتی که جای کافی برای حرکت و جا به جایی وجود ندارد، از کلمه “تنگ” استفاده می‌کنیم. این کلمه را برای توصیف لباس، فضا، روابط، رقابت‌ها و مسائل مالی به کار می‌بریم.

    این کفش‌ها خیلی تنگ هستند. به زوری می‌توانم پاهایم را در آن‌ها جا کنم.
    مارسیا دوست دارد لباس‌های تنگ بپوشد که فرم بدنش را نشان بدهد.
    این جای پارک واقعاً تنگ به نظر می‌رسد، اما فکر کنم بتوانیم ماشین را جا بدهیم.
    رقابت این دو نامزد برای کرسی سنا بسیار نزدیک و تنگاتنگ است.
    امتیاز بازی بسیار نزدیک است. (tight = نزدیک)
    آن دو با هم خیلی صمیمی و نزدیک هستند. (tight = نزدیک در رابطه)
    وینس خیلی خسیس است و با پولش سخت می‌گیرد. دوست ندارد برای هیچ چیزی پول خرج کند.
    آن دوچرخه خیلی جذاب و باحال است. (جوانان از “تنگ” به عنوان اصطلاحی برای “عالی” یا “باحال” استفاده می‌کنند.)

     
    اگر به انتهای کلمه “tight” عبارت “en” را اضافه کنید، فعل “tighten” ساخته می‌شود.

    باید بند کفش‌هایت را محکم ببندی وگرنه زمین می‌خوری.
    ما باید این ماه خرج و مخارجمان را کمتر کنیم تا بتوانیم از پس هزینه‌ها بربیاییم.
    مکانیک وقتی چرخ‌ها را سر جایش گذاشت، تمام پیچ‌ها را محکم بست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tile به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tile به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Tile به فارسی با مثالهای کاربردی

    کاشی یک ماده صاف و سخت است که برای پوشاندن قسمت‌های مختلف مانند دیوارها، کف اتاق‌ها و حتی نماهای بیرونی ساختمان به کار می‌رود. جنس کاشی می‌تواند از خاک رس، وینیل یا سیمان باشد. این محصول در رنگ‌های گوناگونی تولید می‌شود و به همین دلیل برای زیباسازی فضاها بسیار مناسب است.

    در مکان‌های مذهبی مثل مساجد، کلیساها و معابد نیز از کاشی استفاده می‌شود. یونانی‌ها و رومی‌های باستان هم به دلیل مقاومت و ضد آب بودن کاشی، از آن برای پوشش سطوح بهره می‌بردند. امروزه از کاشی به‌طور معمول در استخرها و ساختمان‌هایی که با آب در تماس هستند استفاده می‌شود.
    کاشی کف حمام اغلب از جنس سرامیک است. وینیل نیز یکی از مواد پرطرفدار برای ساخت کاشی به شمار می‌آید.

    کاشی کف حمام ما به رنگ صورتی است.
    کاشی داخل فضای دوش، خاکستری است.
    درز بین کاشی‌ها با دوغاب سفید پر شده است.

     
    اگر در آمریکا زندگی می‌کنید، ممکن است بتوانید به عنوان یک کاشی‌کار مشغول به کار شوید.

    کاشی‌کار فردی است که کاشی را نصب می‌کند.
    کاشی‌کاری یعنی قرار دادن کاشی روی یک سطح.
    کاشی‌ها توسط کاشی‌کار نصب می‌شوند. (این جمله به شکل مجهول بیان شده است.)
    برای کاشی‌کاری یک سطح، باید صبر و دقت به خرج داد.
    کاشی‌کار در حین کار از وسیله‌ای به نام برش‌دهنده کاشی استفاده می‌کند.

     
    واژه «کاشی» هم به صورت قابل شمارش و هم به صورت غیرقابل شمارش به کار می‌رود:

    کف و دیوارها با کاشی پوشیده شده‌اند. (اسم غیرقابل شمارش)
    چه مقدار کاشی برای پوشش کف استفاده شده است؟ (اسم غیرقابل شمارش)
    کاشی‌ها صورتی و خاکستری هستند. (اسم قابل شمارش)
    چه تعداد کاشی برای پوشش دیوارها به کار رفته است؟ (اسم قابل شمارش)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Time به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Time به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Time به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساعت چند است؟
    می‌دونی ساعت چنده؟
    میشه ساعت رو بگی؟
    ساعت چند شده؟
    میشه بهم بگی الان ساعت چنده؟
    چقدر وقت برامون باقی مونده؟

    زمان: شروع و پایان

    کلاس چه ساعتی شروع می‌شود؟
    می‌دانی کلاس از چه ساعتی آغاز می‌شود؟
    این برنامه کی شروع می‌شود؟
    چه زمانی باید در کلاس حاضر باشی؟
    تا چه ساعتی باید به کلاس برسی؟
    کلاس چه ساعتی تمام می‌شود؟
    این جلسه کی به پایان می‌رسد؟ این کلاس چه ساعتی تمام می‌شود؟
    این برنامه کی تمام می‌شود؟
    کلاس‌ات کی تمام می‌شود؟ کارت کی تمام می‌شود؟
    چه ساعتی آزاد می‌شوی؟
    چه زمانی کارت پایان می‌یابد؟
    چه ساعتی کارت را به اتمام می‌رسانی؟

    طول زمان

    چقدر ادامه پیدا می‌کند؟
    این کار چقدر زمان می‌برد؟
    چه مدت طول خواهد کشید؟
    از نظر زمانی چه انتظاری داریم؟ (به زبان عامیانه)
    از شروع تا پایان چقدر طول می‌کشد؟
    چه مدت در آنجا خواهید ماند؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Timing به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Timing به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Timing به فارسی با مثالهای کاربردی

    «زمان‌بندی» معمولاً به دو صورت خوب یا بد توصیف می‌شود. اگر زمان‌بندی شما خوب باشد، یعنی کاری را در لحظه‌ی مناسب انجام داده‌اید و نتیجه‌ی مطلوبی گرفته‌اید. اما اگر زمان‌بندی بدی داشته باشید، یعنی در زمان نامناسبی دست به کاری زده‌اید و این مسئله برایتان دردسرساز شده است. کلمهٔ «زمان‌بندی» یک اسم است و معنی آن با فعل «زمان‌گذاری» (time) تفاوت دارد.

    اگر زمان‌بندی خوبی داشته باشید، خوش‌شانس هستید.
    اگر زمان‌بندی بدی داشته باشید، بدشانس هستید.
    زمان‌بندی لورا عالی بود؛ او دقیقاً وقتی به فروشگاه رسید که در را باز می‌کردند.
    زمان‌بندی کریستوفر نامناسب بود؛ همین‌که برای رفتن به سر کار از خانه بیرون رفت، باران بسیار شدیدی شروع به باریدن کرد.
    زمان‌بندی مراسم عروسی کاملاً مناسب بود. آنها مراسم را برای تابستان برنامه‌ریزی کردند، وقتی بیشتر مردم در تعطیلات بودند و می‌توانستند در آن شرکت کنند.
    زمان‌بندی مهمانی اصلاً نمی‌توانست بدتر از این باشد؛ چون در آخر هفته‌ای تعطیل برگزار شد که بیشتر افراد مسافرت بودند.
    کسانی که زمان‌بندی خوبی داشتند، خانه‌هایی خریدند که قیمت‌های مناسبی داشتند.
    کسانی که زمان‌بندی بدی داشتند، در شرایطی خانه خریدند که بازار مسکن بسیار گران و نامتعادل بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tinker به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tinker به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Tinker به فارسی با مثالهای کاربردی

    «تینکر کردن» به معنای دستکاری یا تلاش برای تعمیر چیزی است. نتیجه این کار معمولاً تغییرات کوچکی ایجاد می‌کند. می‌توانید این واژه را برای ماشین‌ها، کامپیوترها، برنامه‌ها، سیستم‌ها، سازمان‌ها یا هر چیز دیگری که اجزای متحرک دارد به کار ببرید.

    مارک از کار کردن با ماشین‌های قدیمی لذت می‌برد.
    ونسا عاشق این است که با کامپیوترها کلنجار برود.
    دستکاری گوشی موبایل ممکن است باعث شود گارانتی آن از بین برود.
    ناظر ما همیشه مشغول تغییر دادن برنامه‌ی کاری است.
    برایان در یک مغازه عتیقه‌فروشی، یک ساعت قدیمی و خراب پیدا کرد. کمی با آن ور رفت و در نهایت توانست آن را درست کند.
    بیل در کارگاهش با موتورهای کوچک مشغول آزمایش و تعمیر است.
    اگر به اندازه کافی با یک وسیله خراب کلنجار بروید، شاید بتوانید علت مشکلش را پیدا کنید.
    دانشمندانی که با طبیعت دستکاری می‌کنند، همیشه از نتیجه کارشان راضی نیستند.
    بچه‌ها دوست دارند با اسباب‌بازی‌های ساختنی، چیزهای مختلف درست کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tiny به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tiny به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tiny به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “tiny” برای توصیف چیزی به کار می‌رود که اندازه‌اش خیلی خیلی کوچک است:

    آن‌ها در یک آپارتمان بسیار کوچک زندگی می‌کنند.
    یک خودروی اسمارت در کنار ماشین‌های دیگر، بسیار کوچک دیده می‌شود.
    روبرتو یک سگ نژاد چیواوا به اسم بروتوس دارد. او واقعاً ریزجثه است!
    ماریا و ادگار صاحب یک خانه خیلی کوچک هستند.
    او فقط مقدار بسیار کمی کار برای تمام کردن دارد.
    می‌شود فقط یک قِطع کوچولو از کیک به من بدهید؟ (کلمه “teeny” به “tiny” مربوط می‌شود. بعضی وقت‌ها این دو کلمه را با هم و پشت سر هم می‌شنوید: teeny tiny)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tip به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tip به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “tip” چندین معنی مختلف دارد. در ادامه به برخی از این معانی اشاره می‌شود:

    * **نوک یا انتها:** به قسمت باریک و انتهایی چیزی گفته می‌شود، مانند نوک بینی یا نوک قلم.
    * **پول اضافی:** مبلغی پول که علاوه بر هزینه اصلی، به عنوان تشکر و قدردانی برای خدمات داده می‌شود، مثل پولی که در رستوران به پیشخدمت می‌دهید.
    * **نکته یا راهنمایی:** یک توصیه مفید یا اطلاعاتی که به شما در انجام بهتر کاری کمک می‌کند، مانند یک نکته کاربردی برای آشپزی.
    * **کج کردن یا خم کردن:** به معنای حرکت دادن چیزی به سمتی است، مانند کج کردن یک فنجان.
    * **سرنگون کردن یا واژگون کردن:** به معنی افتادن یا انداختن چیزی است، مانند واژگون کردن یک گلدان.

    نکته: نصیحت. اطلاعات خوب

    مربی تام چند راهنمایی مفید به او ارائه داد تا بتواند در بسکتبال بهتر شود.
    او می‌تواند از چند راهنمایی ساده برای تبدیل شدن به یک پیشخدمت خوب استفاده کند.
    پیشنهاد من به شما این است: اگر می‌خواهید انگلیسی خود را تقویت کنید، سعی کنید هر روز حداقل سی دقیقه به زبان انگلیسی مطالعه کنید.

    نکته: پول برای خدمات خوب.

    پیشخدمت به خاطر خدمات عالی‌ای که به مشتریان ارائه داد، انعام قابل توجهی دریافت کرد.
    جان که شغلش پارک کردن ماشین‌هاست، فقط دیروز بیش از ۲۰۰ دلار انعام گرفت.
    بعضی از خدمتکاران هتل اگر رئیس‌شان زودتر اقدام نکند، می‌توانند پول اضافی از طریق انعام به دست آورند.
    مشتریان قبل از خارج شدن از هتل، مبلغ ۲۰ دلار به خدمتکاران انعام دادند. (در این جمله از کلمه «انعام دادن» به عنوان فعل استفاده شده است.)
    گیتاریست وقتی در ایستگاه مترو برنامه اجرا می‌کند، از طریق انعام پول درمی‌آورد.

     

    نکته: پایان چیزی; نقطه یک شی

    او می‌تواند با زبانش، نوک بینی خودش را لمس کند.

    گلندا می‌گوید به خاطر همه کارهایی که دیروز انجام داده، سر انگشتانش درد می‌کند.

    میوه‌های سیب، در انتهای شاخه‌های کوچک درخت سیب می‌رویند.

    اسمش نوک زبانم است. (نوک زبان = حافظه)

    نکته: سقوط کردن; برای اعمال مقدار کمی فشار

    پشته صندلی‌ها به خاطر بلند بودن بیش از حد، روی زمین افتاد و واژگون شد.
    قایق زیر و رو شد و در اثر وزش باد، در آستانه غرق شدن قرار گرفت.
    بازیکن بسکتبال، توپ را به آرامی به سوی تور پرتاب کرد و گل شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Toast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Toast به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Toast به فارسی با مثالهای کاربردی

    من دارم نان تست درست می‌کنم.
    خیلی از افراد دوست دارند صبحانهشان نان تست باشد.
    شما چه چیزی را روی نان تست خود می‌پسندید؟
    کره دوست دارید یا مربا؟
    اگر نان زمان زیادی در توستر بماند، می‌سوزد و سیاه می‌شود.

     
    کلمه «toast» می‌تواند به عنوان یک فعل هم به کار رود:

    جو مقداری نان را برشته کرد و برای صبحانه خورد.
    به نظر می‌رسد کسی دارد نان برشته می‌کند.
    اگر نان را زیاد برشته کنی، خواهد سوخت.

     
    معنای دیگر و کاملاً متفاوت این کلمه، زمانی است که در یک مراسم یا جمعی، فردی می‌خواهد به افتخار کسی صحبت کند. در این موقعیت، افراد لیوان‌های خود را بلند می‌کنند و به صحبت‌های آن شخص که به آن «toast» گفته می‌شود، گوش می‌دهند.

    بهترین دوست راجر در ضیافت عروسی، به افتخار او و عروسش صحبت کرد.
    در طول شب، چندین بار صحبت‌های افتخاری انجام شد.
    بعد از اینکه لیوان‌ها با شامپاین پر شد، یک سخن افتخاری ایراد شد.
    می‌خواهم صحبتی به افتخار یکی از حاضرین داشته باشم.
    سخنی به یادبود باب اسمیت، مرد بسیار محترمی که به تازگی درگذشته بود، بیان شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Together به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Together به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Together به فارسی با مثالهای کاربردی

    روش‌های مختلفی برای استفاده از کلمه «با هم» وجود دارد. در اولین گروه از مثال‌ها، می‌بینیم که چطور می‌توان این کلمه را برای توصیف روابط بین افراد به کار برد:

    چند وقته باهم‌اند؟
    دو ساله که با هم‌اند.
    شیلا و دان دیگر با هم نیستند. هفته پیش از هم جدا شدند.
    پت و کلی همیشه با هم‌اند.
    چطور می‌تونن با هم بودن رو تحمل کنن اگه همیشه دعوا می‌کنن؟
    بیا بعد از کلاس یه جا جمع بشیم و یه چیزی بخوریم.
    خانواده ما همیشه موقع تعطیلات دور هم جمع می‌شیم.

     

    ما از کلمه «با هم» وقتی هم استفاده می‌کنیم که چیزهایی را جمع می‌کنیم یا چند قطعه را به هم وصل می‌کنیم:

    بچه‌ها پازل رو کنار هم چیدن.
    باید یه مقدار پول جمع کنیم.
    می‌خوای ناهار رو با هم بخوریم؟
    لباس‌هات رو جمع کن. داریم می‌ریم.

     

    وقتی دو چیز با هم هماهنگ هستند یا رنگ و طرحشان به هم می‌آید، می‌گوییم «با هم می‌آیند» یا «ست می‌شوند»:

    ژاکت و کراواتت خیلی با هم جفت شدن.
    طرح نقطه‌ای و راه‌راه با هم ست نمی‌شوند.

     

    همچنین وقتی کسی می‌تواند یا نمی‌تواند احساساتش را کنترل کند یا کارهایش را منظم انجام دهد، از کلمه «با هم» به این شکل استفاده می‌شود:

    او در مراسم خاک‌سپاری نتوانست خودش را کنترل کند و گریه کرد.
    باید خودت رو جمع و جور کنی. (یعنی باید رفتارت را تغییر بدهی.)
    آبه در محل کار نتونست از پس کارها بربیاد، برای همین اخراجش کردند.
    تری خودش رو جمع کرد و الآن خیلی موفق شده. (یعنی عادت‌های بدش را کنار گذاشته و حالا زندگی‌اش مرتب شده.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.