دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Trip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trip به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Trip به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده گذشته فعل ماضی
    trip

    سفر کردن

    tripped

    سفر کرد

    tripped

    سفر کرده

    اگر روی چیزی پایتان گیر کند و بیفتید، می‌گوییم تریپ (trip) کرده‌اید:
    جو روی چیزی پایش لغزید و زمین خورد.
    موقع راه رفتن روی این سنگ‌ها مراقب باشید — ممکن است زمین بخورید.
    ماریا روی قسمت شلِ فرش پایش گیر کرد.
    او زمین خورد و قهوه‌اش ریخت.

    گاهی هم یک نفر یا یک چیز باعث زمین خوردن شما می‌شود. در این حالت، زمین خوردن اتفاقی نیست — عمدی است:
    دیو دوستش را پایش گرفت و او را انداخت زمین.
    او در مسابقهٔ فوتبال، حریفش را زمین زد.
    چرا پات را جلوی من انداختی که زمین بخورم؟

    اگر از کلمهٔ “trip” به عنوان اسم استفاده کنید، معنایش کاملاً فرق می‌کند. در این حالت، تریپ یعنی یک سفر، مسافرت یا حتی یک رفت‌وآمد کوتاه:
    امسال تابستان به ونزوئلا مسافرت می‌روند.
    باید به سوپرمارکت سری بزنم.
    رزا از مسیر قطار لذت برد.
    سفر خوبی داشتید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Triumph به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Triumph به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرزیدنت اوباما، موفقیت خود در برابر رقیبش را جشن گرفت.
    پیروزی‌های دموکرات‌ها در سراسر آمریکا، یک موفقیت بزرگ برای این حزب به حساب می‌آمد.
    بازیکنان تیم فوتبال، در روزهای پس از مسابقه، شادی ناشی از این پیروزی را تجربه کردند.
    وقتی خبر موفقیت نظامی منتشر شد، حس غرور و شادی در سرتاسر کشور پیچید.

     
    واژه «پیروز» شکل صفتی این کلمه است.

    برندهٔ رقابت، پیروز میدان بود.
    یک سناتور پیروز، با هوادارانش صحبت کرد.
    شهروندان، موفقیت درخشان تیم فوتبال شهرشان را جشن گرفتند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Trouble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trouble به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Trouble به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “trouble” به معنای “مشکل” است و برای صحبت درباره مشکلات بزرگ و کوچک به کار می‌رود. این کلمه پرکاربرد را می‌توان به سه شکل اسم، فعل و صفت استفاده کرد.

    در جمله‌های زیر، کلمه trouble نقش اسم دارد:

    * وقتی مشکلی برایتان پیش می‌آید با چه کسی تماس می‌گیرید؟
    * برنیس در مدرسه مشکل بزرگی پیدا کرده است.
    * معمولاً مدیر مدرسه یا معاون پرورشی با دانش‌آموزانی که مشکل‌ساز هستند برخورد می‌کند.
    * ادیت به خاطر رانندگی با گواهینامه تاریخ‌گذشته دچار مشکل شد.
    * مشکل او چقدر بزرگ است؟
    * باب در حل یک مسئله در محل کارش با دشواری روبرو است.
    * پاملا با شرکت ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی خود مشکل دارد.
    * مشکلات کوین با همسایه‌اش از زمانی شروع شد که سگ او بی‌وقفه پارس می‌کرد. (توجه کنید که این اسم هم به صورت قابل شمارش و هم غیرقابل شمارش به کار می‌رود).
    * مشکل اصلی پیشنهاد ساخت یک ورزشگاه جدید، هزینه بسیار بالای آن است.
    * اگر ماشین شما روشن نمی‌شود، شاید لازم باشد آن را به یک مکانیک نشان دهید.
    * هر کسی که در تنفس مشکل دارد باید به پزشک مراجعه کند.

    علاوه بر این، از کلمه “trouble” می‌توان به عنوان فعل یا صفت نیز استفاده کرد:

    * چه چیزی تو را نگران کرده است؟ (trouble = فعل)
    * این یک تحول نگران‌کننده است. (trouble = صفت)
    * افسردگی رالف آنقدر برایش آزاردهنده بود که مجبور شد به پزشک مراجعه کند. (trouble = فعل)
    * سیندی یک زن جوان پریشان‌حال است که به کمک تخصصی نیاز دارد. (trouble = صفت)

    کلمه “troubleshoot” نیز به فرآیند یا فردی اشاره دارد که مشکلات را بررسی و حل می‌کند.

    * شرکت فردی را استخدام کرد تا مشکلات شبکه کامپیوتری آنها را عیب‌یابی و رفع کند.
    * دفترچه راهنمای استفاده از دستگاه‌های الکترونیکی معمولاً شامل یک بخش عیب‌یابی است تا به خریداران کمک کند مشکلات احتمالی محصولی که خریده‌اند را تشخیص دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه True به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه True به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه True به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «true» باشد، یعنی بر پایهٔ واقعیت است و می‌توان به آن اعتماد کرد. در یک کلام، درست و واقعی است.

    جورج یک دوست واقعی و وفادار است.
    پیتر و رجینا ادعا می‌کنند که آمریکایی‌های اصیل و واقعی هستند.
    اما سؤال اینجاست: تعریف یک آمریکایی واقعی چیست؟
    واندا ایمان محکمی به خدا دارد. او به همه اعلام می‌کند که یک فرد باایمان واقعی است.
    هارولد از نظام اقتصاد بازار آزاد طرفداری می‌کند. او اعتقاد راسخی به سرمایه‌داری دارد.
    لیندا و پت با هم ازدواج کرده‌اند. هر دوی آن‌ها убеждند که عشقشان اصیل و واقعی است.
    رونالد زمانی چهرهٔ حقیقی خود را نشان داد که در راهپیمایی حمایت از حقوق کارگران مهاجر شرکت کرد.
    همه با دقت و علاقه به داستان واقعی مردی گوش می‌دادند که یک خرس را فقط با دستان خالی خود از پای درآورده بود.

     
    مقابل کلمه «درست»، «false» به معنای نادرست است.

    آیا این حرف درست است؟
    این گفته درست است یا نادرست؟
    حرفی که او می‌زند، کاملاً درست و صحیح است.
    این موضوع واقعیت دارد و نادرست نیست.
    معلم امروز آزمونی از ما گرفت که پر از سؤال‌های درست و نادرست بود.

     
    کلمه «truly» یک قید است و معنایی نزدیک به «واقعاً» دارد.

    این یک رویداد واقعاً مهم و بااهمیت است.
    آن امتحان واقعاً سخت بود.
    ما واقعاً تحت تأثیر کارهای آن هنرمند قرار گرفتیم.
    با اینکه تد常常 با همسرش بحث می‌کند، اما او واقعاً عاشقِ اوست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Trust به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trust به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Trust به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی احساس می‌کنید فردی انتخاب‌های درستی انجام می‌دهد یا راستگو است، می‌توانید از واژه trust برای بیان این احساس استفاده کنید. در این نمونه‌ها، trust به صورت یک فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    trust

    اعتماد کردن

    trusted

    اعتماد کرد

    trusted

    اعتماد کرده

    ما با خیال راحت فرزندانمان را به پرستار بچه سپردیم. (به این باور داشتیم که او تصمیم‌های درستی می‌گیرد.)
    یولاندا به همسرش اطمینان ندارد. (چون او خیانت کرده، اعتماد یولاندا را از بین برده است.)
    آیا می‌توانم روی تو حساب کنم؟
    شما به چه کسی اطمینان دارید؟ (در این جمله، «شما» فاعل است و «چه کسی» مفعول.)
    هیچ‌کس حرفش را باور نمی‌کند. چون همیشه دروغ می‌گوید.
    مسافران هواپیما با اطمینان کامل، هدایت هواپیما در دل طوفان را به خلبان سپردند.
    به خدا توکل می‌کنیم. (این چهار کلمه روی پول رایج آمریکا نوشته شده است.)

    کلمه‌ی «اعتماد» به صورت اسم نیز به کار می‌رود:
    مسافران، اطمینان خود را به راننده‌ای که در آن طوفان رانندگی می‌کرد، نشان دادند.
    آن پسر جوان توانست اعتماد پدر و مادرش را به دست آورد.
    کارمندی که در حین کار خوابش برده بود، اعتماد مدیرش را از دست داد.

    از واژه‌های «Trusted»، «Trusting»، «Trusty» و «Trustworthy» به عنوان صفت نیز استفاده می‌شود:
    مشاوری که رئیس‌جمهور بیش از همه به او اطمینان داشت، پیشنهادهای مفیدی به او ارائه کرد.
    آن دختر جوان ساده‌دل، حرف مردی که ادعا می‌کرد می‌تواند به او کمک کند را باور کرد.
    هر وقت به چادرزدن می‌روم، چاقوی مطمئنم را حتماً همراه خود می‌برم. (منظور از «Trusty» وسیله‌ای است که همیشه می‌توان روی آن حساب کرد.)
    کندیس مطمئن‌ترین و قابل‌اعتمادترین کارمند در کل شرکت است. (کسی که «Trustworthy» است، شایستگی و قابلیت اعتماد خود را در عمل ثابت کرده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Truth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Truth به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Truth به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی باور دارد چیزی واقعی است و آن را بیان می‌کند، می‌گوییم دارد «حقیقت» را می‌گوید. معمولاً از فعل «گفتن» همراه با «حقیقت» استفاده می‌شود.

    آیا او راست می‌گوید؟
    لوری در مورد آن اتفاق، واقعیت را گفت.
    روزنامه‌ها وظیفه دارند حقیقت را منتشر کنند.
    آیا می‌دانی حقیقت چیست؟
    فکر نمی‌کنم او بتواند واقعیت را تحمل کند.
    ما باید بفهمیم حقیقت چیست.
    این راست است یا دروغ؟

     

    کلمهٔ «راستگو» یک صفت است.

    آیا فکر می‌کنی او صادقانه حرف می‌زند؟
    ما باور داریم که او راستگو است.
    کسی که honest و راستگو باشد، کارمند خوبی خواهد شد.

     

    کلمهٔ دیگری که به «حقیقت» مربوط می‌شود، «درست» یا «واقعی» است. این کلمه هم یک صفت است.

    آیا این درست است؟ آیا این حقیقت دارد؟
    فکر می‌کنی این واقعی است؟
    معلم یک داستان خیلی بامزه و واقعی از دوران دانش‌آموزی‌اش برایمان تعریف کرد.
    امتحانی که دادیم، به صورت درست یا غلط بود. (پاسخ سوالات فقط «درست» یا «غلط» بود.)
    آیا او به همسر و بچه‌هایش وفادار است؟ (آیا همسر و پدر خوبی است؟)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Try به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Try به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Try به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید کاری را برای اولین بار انجام دهید یا کاری که سخت است را امتحان کنید، از فعل try استفاده می‌کنیم. کسی که تلاش می‌کند، هرگز دست از کوشش برنمی‌دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    try

    سعی کردن

    tried

    سعی کرد

    tried

    سعی کرده

    دانش‌آموزان می‌کوشیدند همه تکالیفشان را تا پیش از زنگ پایانی کلاس تمام کنند.
    فرنوش بسیار تلاش می‌کند، ولی هنوز بعضی از فعل‌های زبان انگلیسی را به خوبی درک نمی‌کند.
    بهتر است این دوچرخه را تست کنی. خیلی راحت است. (try = استفاده از چیزی یا امتحان کردن آن برای نخستین بار)
    دوست داری این رستوران را امتحان کنیم؟
    وقتی به لس‌آنجلس رسیدی، سعی کن به من تلفن بزنی.
    به او زنگ زدم، اما کسی پاسخ نداد.
    هنریتا چندین کفش مختلف را در مغازه امتحان کرد.
    پزشکان هر کاری ممکن است انجام می‌دهند تا جان آن مرد را نجات دهند. (فعل try در این جمله به صورت مجهول استمراری به کار رفته است.)
    بیا امشب سعی کنیم زودتر بخوابیم.
    چارلز و دوریس همیشه کوشیده‌اند پدر و مادر خوبی برای فرزندانشان باشند.
    به اندازه کافی تلاش نمی‌کنی. ادامه بده!

    این کلمه به عنوان اسم هم کاربرد دارد:
    برو جلو و یک بار امتحانش کن.
    این تلاش خوبی بود.
    یک بار دیگر آزمایش کن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tuck به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tuck به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tuck به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “tuck” به معنی قرار دادن چیزی داخل یا زیر چیز دیگری است. معمولاً این کلمه با حرف اضافه “in” به کار می‌رود.

    بچه‌ها دوست دارند پدر و مادرشان قبل از خواب، پتو را دورشان بپیچند و محکم کنند.
    بابی نمی‌تواند بخوابد، مگر اینکه مادرش او را در رختخواب مرتب کند و پتو را اطرافش جمع کند.
    وقتی یک مرد کت و شلوار می‌پوشد، باید مطمئن شود که پیراهنش داخل شلوار قرار گرفته است.
    امروزه بعضی‌ها مد می‌دانند که پیراهن را بیرون از شلوار بپوشند، اما گاهی این کار ظاهری نامرتب ایجاد می‌کند.
    معلم به دانش‌آموز گفت: “پیراهنت را توی شلوارت بکن!”
    لاک‌پشت وقتی خطر را حس می‌کند، سر و پاهایش را زیر لاکش جمع می‌کند.
    اردک موقع خواب، سرش را زیر بال‌هایش پنهان می‌کند.
    وقتی تخت را مرتب می‌کنیم، معمولاً لبه‌های ملحفه را زیر تشک قرار می‌دهیم.
    بعضی جعبه‌ها درپوش‌هایی دارند که داخل جعبه تا می‌شوند تا مواد غذایی تازه بمانند.
    یک کلبه چوبی ممکن است در گوشه دنجی از جنگل قرار داشته باشد که کمتر کسی به آنجا سر می‌زند.
    داخل یک غار ممکن است خفاش‌ها یا حیوانات دیگری زندگی کنند که آنجا پنهان شده‌اند.

    توجه: در آمریکا، در مدارسی که لباس‌فرم обязаی است، ممکن است معلم به دانش‌آموز بگوید پیراهنت را توی شلوارت بکن. اما بیشتر مدارس سخت‌گیری زیادی در مورد پوشش ندارند. با این حال، اگر قرار باشد بچه‌ها برای یک مراسم رسمی لباس بپوشند، والدین به آن‌ها می‌گویند که پیراهنشان را مرتب داخل شلوار قرار دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Tug به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tug به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Tug به فارسی با مثالهای کاربردی

    کشیدن چیزی با نیرو، که بیشتر با طناب یا لباس‌های گشاد به کار می‌رود؛ اما برای چیزهای دیگر هم می‌توان از آن استفاده کرد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    tug

    بزحمت کشیدن

    tugged

    کشیده شد

    tugged

    کشیده شده است

    پسر ریموند در حال کشیدن پیراهن پدرش است.
    آن قایق کوچک در حال کشیدن یک شناور بزرگ روی رودخانه است.
    تمایل شدید برای رفتن به دانشگاه، مداوم در ذهنش حضور دارد.
    به آن دست نزن! می‌افتد.
    گربه میز را کشید تا فنجان قهوه با صدای بلند به زمین خورد. (گربه شیطان!)

    یک مسابقه محبوب که نیاز به نمایش قدرت زیادی دارد، “طناب‌کشی” نامیده می‌شود. این بازی با یک طناب انجام می‌شود. دو تیم در این بازی شرکت می‌کنند. هر تیم یک سر طناب را محکم می‌گیرد و سعی می‌کند تیم مقابل را به سمت خود بکشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tune به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tune به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Tune به فارسی با مثالهای کاربردی

    “تیون” به این معنی است که روی چیزی کار کنی تا آن را بهتر و مناسب‌تر از قبل بکنی.

    ساده گذشته فعل ماضی
    tune

    کوک کردن

    tuned

    تنظیم شد

    tuned

    تنظیم شده است

    ترزا ماشینش را پیش یک مکانیک برد تا آن را تنظیم و سرویس کند. مکانیک شمع‌های ماشین را عوض کرد، زمان‌بندی موتور را بررسی کرد و روغن و فیلترها را نیز تعویض کرد.

    ماشین باب مدت‌زمانی است که سرویس و تنظیم نشده و به همین خاطر نیاز به تنظیم دارد. (در این جمله‌ها کلمهٔ «تنظیم» به صورت مفعولی به کار رفته است.)

    پدرو بلد است چطور گیتارش را با گوشش کوک کند.
    من هم می‌توانم گیتارم را کوک کنم، اما برای اینکه دقیق باشد به یک دستگاه کوک‌کن (تیونر) نیاز دارم.

    مدرسه یک نفر را استخدام کرده تا پیانوی زیرزمین را کوک کند چون صدای آن خارج است.

    عبارت «Tune in» به معنیِ خوب گوش دادن و دقیق توجه کردن به چیزی است. در مقابل، «Tune out» یعنی سعی کنیم به چیزی گوش ندهیم یا آن را نادیده بگیریم:

    مردم حاضر در سالن، واقعاً به پیام سخنران گوش دادند و با آن همراه شدند.
    حتماً فردا برنامه را دنبال کنید تا از آخرین خبرها باخبر شوید. (عبارت «Tune in» معمولاً در مورد برنامه‌های تلویزیونی استفاده می‌شود.)
    سخت بود که سروصدای بلند از اتاق بغلی را نادیده بگیرم و به آن توجه نکنم.

    کلمهٔ «tune» یک معنی دیگر هم دارد و آن معادل «آهنگ» یا «ملودی» است.

    چند روز پیش یک آهنگ خوب از رادیو شنیدم.
    این آهنگ واقعاً عالی است.
    در مهمانی آهنگ‌های بدی پخش می‌شد، برای همین ما از آنجا رفتیم.
    اینجا خیلی ساکت است. یه چندتا آهنگ پخش کن.

    اگر کسی با چیزی «in tune» باشد، یعنی آن را خوب درک می‌کند و با آن هماهنگ است.

    صاحب شرکت با کارمندانش هماهنگ نیست. (یعنی آن‌ها را درک نمی‌کند.)
    جسیکا می‌گوید احساس می‌کند با بدنش در هماهنگی کامل است. (یعنی می‌فهمد بدنش به چه چیزهایی نیاز دارد.)
    جوانان امروز، نسبت به جوانان گذشته، درک بهتری از مسائل سیاسی و رویدادهای جهانی دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های رایج انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.