دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Mob به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mob به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mob به فارسی با مثالهای کاربردی

    گروه اوباش به جمعیتی از مردم گفته می‌شود که معمولاً در واکنش به یک اتفاق شکل می‌گیرند. کنترل این گروه اغلب سخت است و گاهی در کارهای خلاف قانون مانند تخریب اموال، درگیری یا شورش شرکت می‌کنند.

    پس از مرگ پسر بچه‌ای که با خودرو تصادف کرد، گروهی از مردم در خیابان جمع شدند.
    برای مقابله با این گروه، پلیس به محل فراخوانده شد.
    جمعیت عصبانی و بی‌قاعده‌ای بیرون خانه مرد جمع شدند و خواستار بیرون آمدن او شدند.
    یک اعتراض آرام، ناگهان به جمعیت خشمگینی تبدیل شد، وقتی که پلیس با تجهیزات کنترل شورش در صحنه حاضر شد.
    آیا شما تا به حال بخشی از چنین جمعیتی بوده‌اید؟

     
    وقتی کلمه mob به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنای هجوم بردن یا شلوغی کردن دور کسی یا چیزی از روی اشتیاق یا هیجان است:

    فروشگاه لوازم الکترونیکی، پس از تبلیغ تلویزیون‌های صفحه‌بزرگ با قیمت کمتر از صد دلار، شلوغ و پرازدحام شد.
    وقتی اعضای گروه موسیقی سالن را ترک کردند، طرفداران دور آنان را گرفتند.
    ستاره جوان سینما وقتی در مراسم امضای کتاب حاضر شد، مورد هجوم طرفداران قرار گرفت.

     
    واژه mob همچنین برای اشاره به یک سازمان جنایتکار به کار می‌رود.

    سازمان مافیایی در کشتن سه نفر دست داشت.
    رئیس مافیا در آن منطقه، suspect اصلی این جنایت است.
    روجلیو از انجام هرگونه کار تجاری با مافیا خودداری می‌کند.
    آل کاپون یک گانگستر بدنام بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Moist به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Moist به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Moist به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “مرطوب” برای چیزها یا جاهایی که کمی خیس هستند استفاده می‌کنیم:

    لیندا دوست ندارد پوستش خشک بشود، برای همین همیشه با کرم دستش را نرم و مرطوب نگه می‌دارد.
    دیشب باران آمد و هنوز زمین نم دارد.
    پیشانی‌ام از عرق کردن، کمی خیس شده است.
    این کیک نرم و تازه نیست و خشک شده.
    صندلی ماشین برایان کمی نمدار است چون او دیشب شیشه ماشین را باز گذاشته بود و باران بارید.
    حتماً کسی همین حالا دوش گرفته، چون این حوله خیس است.

     
    اسم این کلمه “رطوبت” است.

    امروز صبح هوا بسیار مرطوب است و به خاطر همین مه‌آلود شده است.
    اگر در زیرزمین خانه‌تان رطوبت زیادی باشد، ممکن است کپک به وجود بیاید.
    وجود رطوبت در فریزرهای قدیمی باعث یخ زدن و ایجاد برفک می‌شود و باید فریزر را آب‌کنی کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Mobile به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mobile به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mobile به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “موبایل” به معنای قابلیت حرکت و جابجایی است. اگر کسی یا چیزی موبایل باشد، یعنی به راحتی می‌تواند حرکت کند.

    فناوری همراه، ارتباط مردم در سراسر جهان را از همیشه ساده‌تر کرده است.
    یک گوشی تلفن، یک وسیله قابل حمل است. تبلت‌هایی مانند آیپد و سامسونگ گلکسی تب نیز از همین دسته وسایل هستند.
    جامعه ایالات متحده، جامعه‌ای بسیار پویا و متحرک است. مردم در این کشور به راحتی موقعیت اجتماعی و اقتصادی خود را تغییر می‌دهند. همچنین آن‌ها زیاد جابجا می‌شوند و محل زندگی خود را عوض می‌کنند.
    یکی از دوستانم پایش شکست و باید در بیمارستان بماند. پای او کاملاً بی‌حرکت است. (immobile = ناتوان از حرکت)

     
    واژه “تحرک” شکل اسمی این مفهوم است:

    امروزه تحرک برای یک کسب‌وکار ویژگی بسیار مهمی به شمار می‌آید.
    سلامتی ضعیف و کهولت سن گاهی اوقات تحرک یک فرد را محدود می‌کند.
    گاهی اوقات شرایط آب‌وهوایی مانع تحرک می‌شود. (hamper = مانع شدن)
    در ایالات متحده، امکان ارتقای جایگاه اقتصادی برای هر کسی که حاضر باشد سخت کار کند، وجود دارد. (upward mobility = تغییر در طبقه اقتصادی)

     
    کلمه “بسیج” یک فعل است. وقتی افراد یا چیزها بسیج می‌شوند، یعنی برای یک هدف مشخص سازماندهی و آماده می‌شوند:

    وقتی سیل شهر را تهدید کرد، داوطلبان به سرعت بسیج شدند تا کیسه‌های شن را پر کنند و با آب رو به افزایش مقابله نمایند.
    مردم سوریه برای مقابله با دولت بسیج شدند.
    یک کولاک شدید برفی در سواحل شرقی، مسافران را با بیش از نیم متر برف، زمین‌گیر کرد. (immobilize = ناتوان از حرکت کردن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mock به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mock به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mock به فارسی با مثالهای کاربردی

    مسخره کردن یک شخص یا چیز یعنی به آن بخندید، آن را دست بیندازید، نقدش کنید یا از آن تقلید کنید.

    به آن گروه از دانش‌آموزانی که معلمشان را مسخره می‌کردند، گفتند بعد از پایان ساعت مدرسه در کلاس بمانند.
    وقتی مردی که با لنگش راه می‌رفت از جلوی تاد رد شد، او برای مسخره کردن آن مرد، شروع به لنگیدن کرد. اما هیچکس این کار او را خنده‌دار ندید.
    معترضان با درست کردن یک تندیس بزرگ از عمو سام و سوزاندن پرچم، دولت آمریکا را مسخره کردند.
    بچه‌های بزرگ‌تر، دلقک‌هایی که در نمایش خیابانی شرکت کرده بودند را مسخره می‌کردند.
    بعضی وقت‌ها این حس به من دست می‌دهد که کامپیوترم دارد مسخره‌ام می‌کند.

     
    واژه «mock» گاهی به عنوان یک صفت هم به کار می‌رود و چیزهایی را توصیف می‌کند که ساختگی هستند یا برای تمرین و الگوگیری ساخته شده‌اند:

    یک وب‌سایت نمونه ساخته شد تا به سرمایه‌گذاران نشان دهد که نسخه نهایی محصول در آینده چگونه خواهد بود.
    آتش‌نشان‌ها در موقعیت‌های تمرینی و شبیه‌سازی شده، که در آن افراد خود را نیازمند کمک جا می‌زنند، روش‌های نجات جان انسان‌ها را یاد می‌گیرند.
    این یک نمونه اولیه از دستگاهی است که شرکت قصد دارد آن را تولید کند.

     
    واژه «mockery» به معنای «مسخره‌بازی» یا «هجو» یک اسم است:

    قاضی مردی را که با هر کاری سعی داشت دادگاه را به یک مسخره‌بازی تبدیل کند، جریمه کرد.
    مردم ناشنوا در سراسر جهان حس کردند مترجم آفریقای جنوبی، زبان اشاره‌ای را که فقط ادای بلد بودنش را در می‌آورد، به تمسخر گرفته است.

    *لنگیدن: راه رفتن با سختی و درد، معمولاً به خاطر آسیبدیدگی یک پا.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Modify به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Modify به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Modify به فارسی با مثالهای کاربردی

    تغییر دادن یک چیز یعنی آن را عوض کنیم، بهتر کنیم، یا به شکل تازه‌ای درآوریم.

    همسایه‌های ما دارند خانه‌شان را تغییر می‌دهند و یک بخش بزرگ به آشپزخانه اضافه می‌کنند.
    مکانیک‌ها موتور ماشین را تغییر دادند تا تندتر برود.
    ورودی ساختمان را دارند عوض می‌کنند تا افراد دارای ویلچر هم بتوانند به راحتی وارد شوند.
    تام ماشین چمن‌زنی‌اش را طوری تغییر داد که بتواند با کنترل از راه دور چمن‌ها را کوتاه کند.
    اگر سعی کنید محصولی را که خریده‌اید تغییر دهید، احتمالاً گارانتی آن از بین می‌رود. (یعنی دیگر نمی‌توانید آن را به فروشگاه پس بدهید.)
    یک صفت، معنای یک اسم را توضیح می‌دهد یا تغییر می‌دهد.
    یک قید، معنای یک فعل، یک صفت یا یک قید دیگر را توضیح می‌دهد یا تغییر می‌دهد.

     
    کلمه‌ی modified به معنای «تغییر یافته» یک صفت است:

    او سوار یک اسکیت‌بورد تغییر یافته شده است که یک موتور کوچک گازسوز در پشت آن نصب شده.
    یک تویوتا سوپرای تغییر یافته، مسابقهٔ اتومبیل‌رانی را برد.
    نسخهٔ تغییر یافته‌ی سخنرانیِ کاندیداها، لحنی نرم‌تر و آرام‌تر از نسخهٔ اصلی داشت.
    شرکت، با نشان دادن افراد با پوست‌های رنگ‌ارنگ در تبلیغات تلویزیونی‌اش، روش تازه‌ای برای فروش محصولاتش در پیش گرفت.

     
    کلمه‌ی modification به معنای «تغییر» یک اسم است:

    ما چند تغییر در آشپزخانه‌مان ایجاد کردیم تا نور آفتاب بیشتری به داخل بتابد.
    تغییرهایی که روی ربات انجام شد، کارایی آن را بهتر کرد.
    ایجاد تغییر در سیستم عامل کامپیوتر، آن را به‌روز می‌کند.
    راجر چند ماد (مود) به بازی اضافه کرد تا بازی کردن جذاب‌تر شود. (کلمه‌ی «ماد» شکل کوتاه‌شده‌ی modification است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Mold به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mold به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mold به فارسی با مثالهای کاربردی

    کپک نوعی قارچ است که در جاهای مرطوب و نمدار رشد می‌کند. معمولاً دیدن کپک نشانه خوبی نیست چون تنفس یا خوردن آن برای سلامتی مضر است. رنگ کپک معمولاً سیاه یا سبز است.

    زیرزمین والتر به خاطر نم و رطوبتی که دارد، کپک زده است.
    اگر روی نان کپک دیدید، بهتر است آن را دور بیندازید.
    وجود کپک روی سقف حمام نشان می‌دهد که هوا در آنجا به خوبی جریان ندارد و باید تهویه بهتری داشته باشد.
    البته کپک روی بعضی پنیرها طبیعی است. برای مثال، پنیر آبی مخصوصاً با رشد کپک روی آن درست می‌شود و بعضی افراد طعم آن را دوست دارند.

     
    واژه «کپک‌زده» یک صفت است:

    نباید نان کپک‌زده بخورید.
    مجبور شدیم یک صندلی را دور بیندازیم چون کپک زده بود.
    فرش‌های کپک‌زده را باید دور انداخت.

     
    معنای دیگر کلمه «قالب» به وسیله‌ای گفته می‌شود که مایع داخل آن ریخته می‌شود تا بعد از سرد شدن، شکل قالب را بگیرد.

    از قالب کیک برای پخت کیک استفاده می‌شود.
    برای درست کردن دسر با ژله، از قالب ژله استفاده می‌کنند.
    وقتی جواهرات ساخته می‌شوند، طلا یا نقره ذوب‌شده و داغ را داخل قالب می‌ریزند.
    اسباب‌بازی‌ها و بسته‌بندی‌های پلاستیکی هم با کمک قالب تولید می‌شوند.

     
    کلمه «قالب زدن» یا «شکل دادن» می‌تواند به عنوان فعل هم به کار رود و به معنای تغییر شکل یا ویژگی چیزی است:

    یک مجسمه‌ساز می‌تواند گل رس را به شکل یک مجسمه درآورد.
    مدرسه‌ها، ذهن و فکر دانش‌آموزان را شکل می‌دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Money به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Money به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Money به فارسی با مثالهای کاربردی

    پول وسیله‌ای است برای نشان دادن ارزش چیزها و از آن برای خرید کالاها و خدمات استفاده می‌کنیم. یادگیری نحوه صحبت درباره پول موضوع مهمی است.

    آیا پول همراهت هست؟
    چه مقدار پول داری؟
    چه درآمدی داری؟ (پرسیدن این سوال معمولاً بی‌ادبانه محسوب می‌شود)
    اگر برای انجام کاری به پول نیاز داری، باید آن را پیدا کنی.
    می‌توانی از بانک پول قرض بگیری.
    بانک به تو وام می‌دهد.
    اگر برای هدفی در آینده به پول نیاز داری، باید آن را پس‌انداز کنی.
    در محل کار، پول به دست می‌آوری یا درآمد کسب می‌کنی.
    اگر در مدیریت پول مهارت نداشته باشی، ممکن است آن را از دست بدهی.
    آیا تا به حال مقدار زیادی پول از دست داده‌ای؟
    اگر کسی پولت را مستقیم بردارد، به آن دزدی می‌گویند.

     
    روش‌های مختلفی برای توصیف افراد در ارتباط با پول وجود دارد:

    **نان‌آور** به کسی گفته می‌شود که مسئولیت تأمین هزینه‌های اصلی خانواده را بر عهده دارد.
    **جوینده پول** کسی است که فقط به خاطر ثروت با فردی ازدواج می‌کند.
    **مرد پولدار** معمولاً مردی ثروتمند است که پولش را با extravagance برای دوست دخترش خرج می‌کند.
    یک مرد ثروتمند می‌تواند از عهده هزینه‌های یک **همسر تزئینی** برآید. (همسر تزئینی به زن جوان و زیبایی گفته می‌شود. ملانیا ترامپ یک همسر تزئینی محسوب می‌شود.)
    **خسیس** کسی است که با وجود داشتن پول، هرگز آن را خرج نمی‌کند.
    **ولخرج** فردی است که همیشه پولش را بدون فکر و بی‌محابا خرج می‌کند.
    **فرد بسیار پولدار** کسی است که ثروت انبوهی دارد.
    **فقیر محض** به کسی گفته می‌شود که هیچ پولی ندارد.
    **دزد** کسی است که پول دیگران را می‌دزدد.
    **اختلاسگر** کسی است که پول محل کارش را به صورت غیرقانونی برمی‌دارد.

     
    عبارات رایجی وجود دارند که در آن‌ها از کلمه پول استفاده می‌شود:

    پول دنیا را می‌چرخاند.
    فکر می‌کنی من از پول ساخته شده‌ام؟
    می‌دانی پول روی درخت سبز نمی‌شود!
    پول بیشتر، دردسر بیشتر.
    پول، پول، پول!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Monkey به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Monkey به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Monkey به فارسی با مثالهای کاربردی

    میمون یک حیوان کوچک و پشمالو است که شباهت زیادی به یک انسان کوچک شده دارد و معمولاً یک دم هم دارد. صدها گونه مختلف از میمون‌ها در جهان وجود دارد. این حیوانات بیشتر در مناطق گرم و گرمسیری زندگی می‌کنند. در کشورهای سردسیر، فقط می‌توان میمون‌ها را در باغ وحش یا سیرک دید. بعضی از افراد سعی می‌کنند میمون را در خانه نگهداری کنند، اما این کار معمولاً نتیجه خوبی ندارد؛ چون میمون‌ها وسایل را خراب می‌کنند و رام کردن آن‌ها هم کار آسانی نیست.

    علاوه بر معنای اصلی کلمه “میمون”، این کلمه در جای‌های دیگر هم به کار می‌رود.

    وقتی از “میمون” به عنوان فعل استفاده می‌شود، معنیِ “دست‌کاری کردن”، “آزمایش کردن” یا “بازیگوشی کردن” می‌دهد:

    – چارلز عاشق این است که با موتورهای مختلف ور برود. او یک مکانیک است.
    – یولاندا به بچه‌هایش گفت با مایکروویو بازی نکنند.
    – لطفاً با آن چیزی دستکاری نکن.

    این کلمه در چندین اصطلاح دیگر هم دیده می‌شود:

    – آیا داری سعی می‌کنی من را مسخره کنی؟ (یعنی می‌خواهی من را احمق یا بی‌عقل جلوه دهی؟)
    – واقعاً شگفت‌زده شدم! (ابراز تعجب شدید)
    – سرپرست جدید، تمام شوخی‌ها و بی‌نظمی‌های بخش ما را متوقف کرد. (یعنی کارکنان قبلاً کارشان را جدی نمی‌گرفتند.)
    – این روزها همه گوشی هوشمند به دست دارند. هر چی یکی ببینه، یکی هم تقلید می‌کنه. (یعنی مردم حتی رفتارهای بی‌فایده یا احمقانه را هم از هم کپی می‌کنند.)
    – در مهمانی خیلی خوش گذشت. (البته گاهی این اصطلاح به طعنه هم به کار می‌رود و منظور این است که آن فعالیت اصلاً خوشایند نبوده.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Monster به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Monster به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Monster به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “هیولا” به یک شخص یا موجود ترسناک گفته می‌شود. هیولاهایی که در فیلم‌ها و کتاب‌های مصور می‌بینیم، واقعی نیستند، اما گاهی به انسان‌هایی که رفتار بسیار بدی دارند هم “هیولا” می‌گویند.
    در ادامه چند هیولای معروف را به شما معرفی می‌کنیم:

    یک خون‌آشام فقط شب‌ها بیرون می‌آید و از خون موجودات زنده تغذیه می‌کند. اگر کسی را گاز بگیرد، ممکن است آن شخص هم به خون‌آشام تبدیل شود.
    مرد گرگ‌نما انسانی است که با دیدن ماه کامل، شکل یک گرگ به خود می‌گیرد.
    هیولای فرانکنشتاین موجودی است که قبلاً مرده بود و دوباره زنده شد. دانشمندی که این کار را کرد دکتر فرانکنشتاین نام داشت، به همین خاطر很多人 این هیولا را فرانکنشتاین صدا می‌کنند.
    مومیایی‌ها اصالتاً به مصر باستان برمی‌گردند و سن آن‌ها به هزاران سال می‌رسد.

     
    گاهی از کلمه “هیولا” برای توصیف آدم‌های بسیار بدرفتار هم استفاده می‌شود:

    آن هیولایی که به آن افراد حمله کرد و همه را کشت، به حبس ابد محکوم شد.
    روپرت قبلاً آدم خوبی بود، ولی بعداً با آدم‌های ناباب ارتباط گرفت و این ارتباط او را به یک هیولا تبدیل کرد.
    بچه‌هایی که آن پایین خیابان زندگی می‌کنند، هیولاهای کوچکی هستند. پدر و مادرشان هم هیچ کنترلی روی آن‌ها ندارند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mood به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mood به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mood به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “mood” به حالت روحی و احساسی یک فرد در یک زمان خاص اشاره دارد.

    امروز چه حسی داری؟ حال و هوایت خوب است یا بد؟
    من معمولاً اول صبح حال خوشی دارم.
    ناظر ما امروز خلق و خوی خوبی ندارد.
    احساسات جنی تحت تأثیر آب و هوا قرار می‌گیرد.
    بعضی از خانم‌ها در زمان بارداری، تغییرات ناگهانی و شدیدی در خلق و خوی خود تجربه می‌کنند.
    این آهنگ، حال و هوای همه را عوض کرده و شاد می‌کند.
    باخت تیم فوتبال، باعث شد حال و هوای طرفداران تلخ و ناراحت شود.
    موسیقی این فیلم، فضایی بسیار غمگین و تاریک ایجاد می‌کند.
    این روزها حال و هوای محل کار بسیار ناخوشایند است، چون همه کارمندان نگران اخراج شدن هستند. (یعنی ممکن است افراد شغلشان را از دست بدهند.)

     
    واژه “moody” یک صفت است و معمولاً برای کسی به کار می‌رود که زود عصبانی یا ناراحت می‌شود و اغلب خلق و خوی نامناسبی دارد.

    همسر تیم، اغلب بداخلاق است. وقتی حالش خوب نیست، تیم نمی‌تواند هیچ حرف یا کار درستی از پیش ببرد.
    چرا امروز این قدر تندخو و عصبی هستی؟
    سام به بداخلاق بودن معروف است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.