دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Million به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Million به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Million به فارسی با مثالهای کاربردی

    عدد یک میلیون (1,000,000) که به صورت “یک و شش صفر” نوشته می‌شود، یک عدد بسیار بزرگ به نظر می‌رسد. این عدد چه در بحث پول، جمعیت، اشیا یا هر چیز دیگری، همواره مفهوم عظیمی را منتقل می‌کند. در ادامه به چند نمونه از کاربردهای رایج این کلمه توجه کنید:

    راجنیش سال گذشته بیش از یک میلیون دلار درآمد کسب کرد.
    بعضی از دوستانش در صنعت فناوری، میلیون‌ها دلار پول به دست آورده‌اند.
    پدرو در طول پنج سال کار در آمریکا، حدود یک‌چهارم میلیون دلار درآمد داشت. (یک‌چهارم میلیون برابر است با 250,000 دلار.)
    ساندرا در یک خانه‌ی میلیون‌دلاری زندگی می‌کند. (دقت کنید که برای ساختن صفت از خط فاصله استفاده شده است.)
    میلیون‌ها نفر هستند که برای پرداخت هزینه‌های درمانی خود به کمک نیاز دارند.
    میلیون‌ها دلیل وجود دارد که چرا باید سعی کنید انگلیسی خود را تقویت کنید.
    سال گذشته بیش از 40 میلیون نفر از مال آمریکا بازدید کردند.
    اگر یک میلیون را در هزار ضرب کنیم، حاصل یک میلیارد خواهد بود.

     
    به کسی که دارایی خالص او (پس از کسر بدهی‌ها) به یک میلیون دلار برسد، “میلیونر” گفته می‌شود.

    امروزه میلیونر شدن برای افراد، اتفاق غیرمعمولی نیست.
    دونالد ترامپ یک میلیونر است. (اما هیچ‌کس به طور قطع نمی‌داند، چون او نتوانسته این موضوع را ثابت کند.)
    بعضی از میلیونرها، کمک‌های مالی زیادی به مؤسسات خیریه می‌کنند؛ در حالی که برخی دیگر اصلاً و هرگز هیچ کمک مالی انجام نمی‌دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mingle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mingle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mingle به فارسی با مثالهای کاربردی

    اجتماعی شدن و معاشرت کردن را «مینگل» می‌گویند. افراد در مهمانی‌ها، محیط کار و دورهمی‌های مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. همچنین می‌توان چیزهای مختلف را با هم ترکیب یا درهم آمیخت.

    میزبان یک مهمانی باید با مهمانان خود معاشرت کند.
    آیا از گفت‌وگو و ارتباط با افراد در یک مهمانی لذت می‌برید؟
    اگر قصد دارید شغلی را شروع کنید که هر روز با آدم‌های جدیدی سر و کار دارید، توانایی ارتباط برقرار کردن با کسانی که نمی‌شناسید، یک مهارت بسیار ارزشمند به شمار می‌رود.
    سیاستمداران در مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی با حامیان خود گفت‌وگو می‌کنند.
    دوست من مایندی در برقراری ارتباط بسیار مهارت دارد. او در مهمانی‌ها معمولاً دو تا سه دقیقه با یک یا چند نفر صحبت می‌کند و سپس به سراغ فرد دیگری می‌رود.

     
    کلمه «کامینگل» معمولاً برای اشاره به ترکیب کردن چیزها به کار می‌رود و معنایی بسیار نزدیک به «آمیختن» دارد.

    قرار دادن قوطی‌های کنسرو و ظروف پلاستیکی بازیافتی در یک سطل، مشکلی ندارد.
    کمدین‌های حرفه‌ای می‌دانند چطور شوخی و غم را در کنار هم قرار دهند.
    طرح‌های راه‌راه و چهارخانه معمولاً با هم جور درنمی‌آیند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Minor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Minor به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Minor به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “minor” به معنی کوچک و کم‌اهمیت است.

    لاستیک پنچر یک مشکل کوچک به حساب می‌آید.
    وقتی یک ماشین به ماشین دیگری برخورد کرد، آسیب کمی دید.
    نقش سوزان در آن سازمان، نقش مهم و بزرگی نیست.
    اسکار بسیار خوشحال است که در فیلم آینده، نقش کوچکی به او داده‌اند.
    شخصیت‌های کم‌اهمیت در فیلم‌ها معمولاً در خاطر مردم نمی‌مانند.
    حتی مقدار بسیار کمی گرد و غبار هم می‌تواند باعث از کار افتادن دستگاه شود.
    آن مرد به خاطر ارتکاب یک جرم کوچک، به زندان افتاد.
    مشکلات من در مقایسه با مشکلات او، بسیار ناچیز است.

     
    این کلمه برای اشاره به افراد زیر ۱۸ سال هم به کار می‌رود.

    افراد زیر سن قانونی مجاز نیستند محصولاتی مثل سیگار یا نوشیدنی الکلی بخرند.
    آن پسر به دلیل اینکه در زمان ارتکاب جرم زیر سن قانونی بود، به زندان بزرگسالان فرستاده نشد.
    در بیشتر ایالت‌ها، مجازات آزار دادن یک فرد زیر سن قانونی، بسیار سنگین است.

     
    اغلب چیزهای اصلی و بزرگ، به چیزهای فرعی و کوچک مربوط می‌شوند یا با آن‌ها مقایسه می‌گردند.

    سارا رشته اصلی‌اش اقتصاد است و زبان فرانسه را به عنوان رشته فرعی خوانده است.
    نت «دو ماژور» وقتی همراه با «لا مینور» نواخته شود، صدای زیبایی دارد.
    تونی از لیگ‌های پایین‌تر و کوچک آمد تا برای یک تیم بزرگ و اصلی بیسبال بازی کند.
    آن گروه از یک تهدید کوچک، به یک تهدید بزرگ و جدی تبدیل شد.

     
    کلمه “minority” به معنی «اقلیت» است. اقلیت به گروه کوچکی از مردم گفته می‌شود.

    تنها عده کمی از رأی‌دهندگان، از نامزدی که شکست خورد حمایت کردند.
    گروه‌های اقلیت در ایالات متحده تحت حمایت سیستم قضایی هستند.
    رهبر اقلیت در سنای ایالات متحده، هری رید است.
    بعضی از همکاران در شرکت فکر می‌کردند ونسا فقط به این خاطر آن شغل را به دست آورده که متعلق به یک اقلیت است. (گاهی از کلمه «اقلیت» برای توصیف کسی استفاده می‌شود که سفیدپوست نیست. در چنین مواردی، این کلمه ممکن است بار معنایی خاصی داشته باشد.)
    شرکت اعلام کرده که قصد دارد افراد بیشتری از جامعه اقلیت را استخدام کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Miracle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Miracle به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Miracle به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “معجزه” به رویدادی گفته می‌شود که بسیار شگفت‌انگیز و باورنکردنی است. این اتفاق آنقدر خوب و غیرمنتظره است که به سختی می‌توان باور کرد. بسیاری از مردم فکر می‌کنند برخی از معجزات، کار مستقیم خداوند هستند. این کلمه معمولاً زمانی به کار می‌رود که یک شرایط بد، به طور ناگهانی به یک وضعیت خوب تبدیل شود.

    این یک معجزه است که همه سرنشینان هواپیما از سقوط جان سالم به در برده اند.
    نوزادی که از زلزله جان سالم به در برده است، نوزاد معجزه گر نامیده می شود.
    همه پیروزی در مسابقه فوتبال را معجزه می نامند.
    خانواده ای که در آستانه از دست دادن خانه خود هستند، دعا می کنند تا معجزه ای رخ دهد.
    معجزه خواهد بود اگر همه ما بتوانیم با هم متحد شویم تا سیاره را از گرم شدن بیشتر از آنچه که هست نجات دهیم.
    برخی از پزشکان زمانی به عنوان miracle workers “معجزه گر” شناخته می‌شوند که بتوانند به طور چشمگیری سلامت یک فرد را بهبود بخشند.
    هیچ درمان معجزه آسایی برای سرطان وجود ندارد. هنوز نه.
    برایان نابینا بود. حالا او می تواند ببیند. این یک معجزه است.

     
    واژه “معجزه‌آسا” نیز یک صفت است که برای توصیف چنین رویدادهایی به کار می‌رود:

    تونی پس از آسیب دیدگی شدید سر در حین یک تصادف اسکی، به طور معجزه آسایی بهبود یافت.
    این شگفت‌انگیز است که تقریباً همه دانش آموزان نمرات بالایی در آزمون های خود دریافت کردند.

    به طور معجزه آسایی، ما زمستان دیگری را بدون طوفان برفی بزرگ پشت سر گذاشتیم. (کلمه miraculously “معجزه آسا” یک قید است.)
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Miss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Miss به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Miss به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “miss” وقتی به عنوان یک فعل به کار می‌رود، چندین معنی مختلف دارد.
    در اولین دسته از مثال‌ها، “miss” به معنای احساس دلتنگی برای کسی یا چیزی است که دیگر نزد شما نیست یا در جای دوری قرار دارد. در این مواقع معمولاً از شکل استمراری (ing) فعل استفاده نمی‌کنیم.

    آنکیتا دلتنگ دوست‌پسرش است که به اروپا رفته.
    ادگار الآن که در آمریکا زندگی می‌کند، دلتنگ خانواده‌اش شده.
    یولاندا و خوان وقتی از هم جدا بودند، دلتنگ دیدار یکدیگر بودند، اما حالا دوباره در کنار هم هستند.
    حالا که ازدواج کردی، بیشترین چیزی که دلت برایش تنگ می‌شود از دوران مجردی چیست؟
    دلم برای روزهای بی‌فکر و خیال جوانی تنگ شده.

    یک کاربرد دیگر “miss” وقتی است که چیزی را گم کرده‌اید یا پیدا نمی‌کنید. در این حالت ممکن است از شکل استمراری هم استفاده شود:

    چند تکه از این پازل گم شده است.
    فروشگاه حدود چند هزار دلار کم دارد.
    او یک دندان جلویی ندارد.
    تو یک تکلیف را انجام ندادی. کجاست؟
    پلیس در جستجوی کودکی گمشده است. (در این جمله “missing” به صورت صفت به کار رفته.)

    اگر سعی کنید به چیزی ضربه بزنید یا چیزی را پرتاب کنید، اما به هدف نخورد، می‌گوییم آن را “miss” کردید.

    بابی به توپ ضربه زد، اما نخورد.
    شیلا سعی کرد کلم را به سمت سطل زباله پرتاب کند، اما هدف‌گیری‌اش بد بود و خطا خورد. کلم روی زمین افتاد.
    آن بازیکن بسکتبال خیلی ضعیفی است. همیشه توپ را به سبد نمی‌اندازد.
    بازیکن مهاجم گل را از دست داد.

    اگر یک قرار، جلسه یا رویداد برنامه‌ریزی شده را از دست بدهید و در آن حاضر نشوید، باز هم از “miss” استفاده می‌کنیم:

    لاریسا پروازش به نیویورک را از دست داد. حالا باید با یک پرواز دیگر برود.
    چارلز اخیراً در بسیاری از جلسات شرکت نکرده است.
    تو وقت ملاقاتت را از دست دادی. باید یک زمان جدید تنظیم کنی.
    سعی کن دیگر هیچ درسی را از دست ندهی.
    متأسفم که نتوانستم در مهمانی باشم. خوب بود؟

    یک کاربرد دیگر کلمه “Miss” که کاملاً با فعل متفاوت است، وقتی است که به عنوان عنوان برای یک خانم مجرد به کار می‌رود.

    مجرد متاهل ?
    miss

    خانم

    mrs

    خانم

    ms

    زنی با وضعیت تاهل نامعلوم

    معلم کلاس ما، خانم ریکن‌بکر است. (او مجرد است و ازدواج نکرده.)
    مدیر مدرسه، خانم فندر نام دارد. (او متأهل است.)
    وکیل ما، خانم گیبسون است. (ما از وضعیت تأهل او اطلاعی نداریم. معمولاً زنان شاغل، ترجیح می‌دهند از عنوان «خانم» استفاده کنند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mist به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mist به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Mist به فارسی با مثالهای کاربردی

    مه از قطرات بسیار کوچک آب تشکیل شده است. معمولاً صبح‌ها می‌توانید آن را اطراف کوه‌ها، روی دریاچه‌ها و در جنگل‌ها، وقتی هوا برای تشکیل مه مناسب باشد، به صورت یک غبار ملایم ببینید. گاهی هم از کلمه «مه» برای توصیف حالتی استفاده می‌شود که احساس می‌کنید باران می‌آید، اما هیچ قطره بارانی قابل دیدن نیست.

    امروز صبح یک مه ملایم می‌بارد.
    امروز وقتی از خواب بیدار شدیم، دیدیم که همه چیز با مه نمناک شده است.
    آیا می‌توانی از داخل مه چیزی را ببینی؟
    مه غلیظ دیشب باعث کم شدن دید در جاده‌ها شد.
    کوه‌ها به سخت در میان مه دیده می‌شوند.
    سوپرمارکت‌ها برای تازه نگه داشتن سبزیجات، از دستگاه‌هایی استفاده می‌کنند که یک غبار آب تولید می‌کنند.
    وقتی به مادری که چند سال پیش از دنیا رفته بود فکر کرد، چشمانش کمی نمناک شد. (مه‌آلود = اشک‌های ملایم)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Mistake به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mistake به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Mistake به فارسی با مثالهای کاربردی

    **معنی “اشتباه” (Mistake)**

    یک “اشتباه” یعنی یک خطا. وقتی کسی کاری می‌کند که درست نیست، می‌گوییم اشتباه کرده است. اشتباه‌ها معمولاً ناخواسته و تصادفی رخ می‌دهند. یادتان باشد که وقتی “اشتباه” به عنوان یک اسم به کار می‌رود، اغلب با فعل “کردن” (make) استفاده می‌شود.

    **نمونه جملات:**

    * اوه، من یک اشتباه کردم.
    * مراقب باش، ممکن است اشتباه کنی.
    * روبرتو در تکالیف مدرسه‌اش اشتباه کرد.
    * اشتباه کردم که زودتر از خانه به سمت محل کار حرکت نکردم. حالا معلوم است که دیر خواهم رسید.
    * داری یک اشتباه خیلی بزرگ مرتکب می‌شوی!
    * به نظرم در صورتحساب من یک اشتباه وجود دارد.
    * این حتماً باید یک اشتباه باشد.

    اما وقتی “اشتباه” به عنوان یک فعل به کار می‌رود، معمولاً معنایش این است که فرد در تشخیص دادن یا شناسایی یک چیز یا یک شخص، دچار خطا شده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    mistake

    اشتباه کردن

    mistook

    اشتباه کرد

    mistaken

    اشتباه کرده

    با عرض پوزش، من شما را با فرد دیگری اشتباه گرفتم.

    همه معمولاً تری را با برادر دوقلویش، توماس، اشتباه می‌گیرند.

    مأموران پلیس نیز آن مردی را که دستگیر کرده بودند، با مرد دیگری که در اصل به دنبالش بودند، اشتباه گرفته بودند. آن‌ها بعداً به خاطر این اشتباه عذرخواهی کردند.

    عبارت‌های مختلفی وجود دارند که از کلمه «اشتباه» استفاده می‌کنند:

    در این باره هیچ شکی به خود راه ندهید، ما حتماً موفق خواهیم شد. (یعنی باید مطمئن باشید)
    حتماً یک اشتباهی رخ داده است.
    همه انسان‌ها مرتکب اشتباه می‌شوند.
    خیلی مهم است که از اشتباهات‌تان درس بگیرید و به زندگی ادامه دهید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mix به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mix به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mix به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مخلوط کردن” وقتی به کار می‌رود که افراد یا چیزهای مختلف با هم ترکیب شوند. ما در موقعیت‌های مختلفی مثل معاشرت، چیدمان وسایل یا آشپزی از این کلمه استفاده می‌کنیم:

    او از یک دستگاه برای مخلوط کردن مواد غذایی استفاده می‌کند.
    برای درست کردن خمیر، آرد، مخمر، نمک و مقداری شکر را با هم ترکیب کنید.
    در پخت کلوچه معمولاً تخم‌مرغ و شکر را با هم مخلوط می‌کنند.
    برای پخت این غذا باید مرغ و سبزیجات را با هم مخلوط کنید.
    روغن و آب به خوبی با هم ترکیب نمی‌شوند.
    اگر رنگ قرمز را با آبی مخلوط کنید، رنگ بنفش به دست می‌آید.
    رنه موقع شستن لباس‌ها مراقب است که رنگ‌های تیره و روشن را با هم مخلوط نکند.
    آن خانم در مهمانی‌ها برای ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارد.
    جو علاقه‌ای به معاشرت با افرادی که مواد مخدر مصرف می‌کنند، ندارد.

     
    کلمه “مخلوط” می‌تواند به عنوان یک اسم هم به کار رود:

    این ترکیب خوبی نیست.
    من یک بسته مخلوط آماده کیک از فروشگاه خریدم. (همه مواد لازم درون جعبه وجود دارد.)
    ترکیب افرادی که در مهمانی بودند، بسیار جالب بود.
    قرار دادن باب و تاد در یک تیم برای این پروژه، ترکیب مناسبی نیست.

     
    وقتی کلمات “مخلوط” و “کردن” با هم به کار می‌روند، معنای “قاطی کردن” یا “اشتباه گرفتن” می‌دهند. این عبارت وقتی استفاده می‌شود که بین چیزها سردرگمی پیش بیاید یا چیزهایی که نباید با هم باشند، ترکیب شوند.

    معلم اسم دانش‌آموزان را با هم قاطی کرد.
    پیشخدمت سفارشات مشتریان را اشتباه گرفت.
    وسایل مرا با وسایل خودت قاطی نکن. بیا همه چیز را از هم جدا نگه داریم.
    ناتالیا وقتی انگلیسی حرف می‌زند، ضمیرها را با هم اشتباه می‌گیرد.
    در فرودگاه یک اشتباه پیش آمد و ما نتوانستیم سوار هواپیما شویم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Mixture به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mixture به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mixture به فارسی با مثالهای کاربردی

    مخلوط به ترکیبی از جامدها، مایعات یا گازها گفته می‌شود که در کنار هم یک ماده جدید به وجود می‌آورند.

    دی اکسید کربن مخلوطی از کربن و اکسیژن است.
    مخلوط بتن تا پیش از ریختن و سفت شدن، به شکل مایع باقی می‌ماند.
    ترکیب روغن و آب پس از مدتی از هم جدا می‌شود، چون این دو ماده به خوبی با هم ترکیب نمی‌شوند.
    از ترکیب آلبالو، شکر، نشاسته ذرت و کمی کره، مخلوطی به دست می‌آید که برای درست کردن داخل پای آلبالو استفاده می‌شود.
    گرانولا ترکیبی از جو، آجیل، عسل و میوه‌های خشک مثل کشمش است.
    با مخلوط کردن آرد، آب، نمک و مخشر، خمیر نان تهیه می‌شود.

     
    این واژه همچنین برای توصیف افراد یا ایده‌ها نیز کاربرد دارد:

    در مهمانی ترکیب جالب و متنوعی از افراد حضور داشتند.
    کشورهایی که جمعیت آن‌ها از گروه‌های مذهبی گوناگونی تشکیل شده، معمولاً تحت حکومت سکولار بهتر عمل می‌کنند.
    ترکیبی از نظریه‌های اقتصادی مبتنی بر سرمایه‌داری، پایه‌های سیستم اقتصادی ایالات متحده را شکل می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Moan به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Moan به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Moan به فارسی با مثالهای کاربردی

    ناله کردن یعنی وقتی کسی درد دارد یا از چیزی ناراحت است، با صدا ابراز کند:

    مرد از درد ناله می‌کرد در حالی که منتظر دندانپزشک برای درمان دندان‌دردش بود.
    بعد از حادثه، صدای ناله مردم به گوش می‌رسید.
    دانش‌آموزان وقتی نتیجه امتحان را شنیدند، ناله کردند.
    نباید ناله کنی. از آنچه داری راضی باش.
    از چه چیزی ناله می‌کنی؟
    دست از ناله بردار و کارت را شروع کن. (در این جمله از «ناله» به شکل مصدری استفاده شده.)
    او به خاطر درد شکمش ناله می‌کند.

     
    واژه «ناله» را می‌توان به صورت اسم نیز به کار برد:

    از زیر آوارهای ساختمان فرو ریخته پس از زلزله، صدای ناله به گوش می‌رسید.
    پس از اعلام حکم «تبرئه»، چندین ناله شنیده شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.