دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Meet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Meet به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Meet به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی افراد به صورت فیزیکی در یک جا گرد هم می‌آیند و مستقیماً با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند، می‌گوییم که آن‌ها یکدیگر را “ملاقات می‌کنند”.

    ساده گذشته فعل ماضی
    meet

    ملاقات کردن

    met

    ملاقات کرد

    met

    ملاقات کرده

    ما از این کلمه برای اولین بار وقتی با کسی روبرو می‌شویم که قبلاً نمی‌شناختیم، استفاده می‌کنیم:
    It’s nice to meet you.
    در مهمانی با آدم‌های جالبی آشنا شدیم.
    به عنوان معلم، این شانس را داشته‌ام که با افراد زیادی از کشورهای مختلف دیدار کنم.
    براندون و ماریا دو سال پیش در فضای اینترنت همدیگر را شناختند. آن‌ها قرار است در فصل بهار ازدواج کنند.
    آیا گلوریا را دیده‌اید؟ نه؟ این گلوریا است. او در واحد تبلیغات مشغول به کار خواهد شد.

    همچنین وقتی افراد می‌خواهند برای هدف مشخصی دور هم جمع شوند، از کلمه “meet” استفاده می‌شود:
    بیایید هفته آینده برای گفت‌وگو درباره ایده‌هایتان همدیگر را ببینیم.
    کمیته به صورت منظم جلسه می‌گذارد تا برنامه‌های شرکت را طراحی کند.
    لیندا هفته پیش با حسابدارش جلسه گذاشت تا درباره مالیات‌هایش صحبت کند.

    وقتی می‌خواهید درباره اهداف، انتظارات، استانداردها و ایده‌های مربوط به رویدادهای حال یا آینده صحبت کنید، می‌توانید از کلمه “ملاقات” یا “برآورده کردن” استفاده کنید:
    ما ماه گذشته به هدف‌هایمان رسیدیم، به همین خاطر همه پاداش گرفتیم.
    گروه ونسا نتوانست به هدف‌هایش دست پیدا کند.
    توقعات سرپرست محقق نشد. (این جمله به شکل مفعولی بیان شده است.)
    این هتل از نظر تمیزی آنطور که انتظار داشتم نبود.
    ساختمان‌سازی مورد نظر، شرایط ایمنی لازم برای کارگران را دارد.

    کلمه “meeting” به معنی “جلسه” است. جلسه یعنی گردهمایی افراد.
    هفته آینده یک جلسه داریم.
    نیل به خاطر بیماری در جلسه کاری شرکت نکرد.
    وسلی گفت جلسه کسل‌کننده بود.
    جلسه‌هایی که برنامه مشخصی ندارند، معمولاً نتیجه‌ی خوبی نمی‌دهند.
    تام می‌گوید از حضور در جلسات بدش می‌آید.

    کلمه “meet” گاهی به عنوان اسم برای بعضی از رویدادهای ورزشی مدرسه‌ای استفاده می‌شود:
    دبیرستان امروز بعدازظهر میزبان یک مسابقه دو و میدانی است.
    این آخر هفته یک مسابقه کشتی برگزار می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Melt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Melt به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Melt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “melt” یا “ذوب شدن” وقتی به کار می‌رود که یک چیز سرد یا جامد، از حالت سفت و سخت خود خارج شده و به حالت مایع یا نرم تبدیل شود. معمولاً از این کلمه برای چیزهایی مثل برف، یخ و بستنی استفاده می‌کنیم، اما در موقعیت‌های دیگری هم می‌توان آن را به کار برد:

    تمام برف‌های حیاط خانه ما در حال آب شدن هستند.
    وقتی یخ ذوب می‌شود، به آب تبدیل می‌شود.
    بستنی را بیرون از فریزر قرار ندهید، چون آب می‌شود.
    سیستم یخ‌زدای خودرو به شما کمک می‌کند یخ روی شیشه عقب ماشین را آب کنید.
    خیلی از افراد دوست دارند روی چیپس ذرت خود، پنیر گرم و آب‌شده بریزند.
    فلزهایی مثل طلا و نقره در دمای خیلی زیاد ذوب می‌شوند.
    عشق او، قلبش را نرم کرد.
    اگر برف آب نشده بود، می‌توانستیم برویم اسکی. اما حالا دیگر این امکان وجود ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Memorial به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Memorial به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Memorial به فارسی با مثالهای کاربردی

    یادبود، یک رویداد، مکان یا سازه است که برای بزرگداشت فرد یا گروهی که تأثیر عمیقی بر دیگران گذاشته‌اند، برگزار یا ساخته می‌شود.

    مراسم یادبود یک افسر پلیس که در حین خدمت کشته شد، هفته گذشته برگزار گردید.
    از این افسر پلیس در یک مراسم ویژه تقدیر به عمل آمد. (کلمه «memorialize» یک فعل است.)
    معمولاً وقتی فردی فوت می‌کند، مراسم یادبود در تالارهای تشییع، کلیساها یا فضاهای عمومی برگزار می‌شود.
    بنای یادبود لینکلن در واشنگتن دی‌سی برای پاسداشت آبراهام لینکلن ساخته شده است.
    قبرستان‌های مخصوص سربازان، در واقع یادبودی برای کسانی هستند که جان خود را در راه میهن فدا کرده‌اند.
    بسیاری از این بناها، نام کسانی را که از دنیا رفته‌اند در خود جای داده‌اند.
    یادبود هولوکاست در برلین، به میلیون‌ها غیرنظامی بی‌گناه که در جنگ جهانی دوم به دست نازی‌ها کشته شدند، اختصاص دارد.
    یادبود ۱۱ سپتامبر در نیویورک، برای هزاران انسان بی‌گناهی است که توسط القاعده به قتل رسیدند.
    بعضی از یادبودها دارای یک شعله همیشه روشن هستند که هرگز خاموش نمی‌شود. (آتش آن برای همیشه روشن می‌ماند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mercy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mercy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mercy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که مورد رحمت قرار می‌گیرد، کمتر از آنچه سزاوارش بوده یا انتظار می‌رفته، مجازات می‌شود یا آسیب می‌بیند. رحمت معمولاً به کسانی نشان داده می‌شود که کار بدی مرتکب شده‌اند، اما حتی ممکن است به افرادی که کاملاً بی‌گناه هستند نیز رحم شود.

    قاضی نسبت به مردی که دزدی کرده بود، هیچ مهربانی نشان نداد.
    شیر با موشی که به دام افتاده بود مهربان بود و او را آزاد کرد.
    سربازان اسیر شده، قبل از اعدام، تقاضای بخشش کردند.
    مرد وقتی خانه‌اش در طوفان فرو ریخت، از خدا طلب بخشش کرد.

    کلمه‌ی “مهربان” نیز به صورت صفت به کار می‌رود:

    شیر مهربان به موش اجازه داد تا برود.
    یک قاضی مهربان، حکم زندان مرد را از ده سال به دو سال کاهش داد.
    تیم مقابل بی‌رحم بود و حریفش را با نتیجه ۲۰ بر صفر شکست داد. (کلمه “بی‌رحم” نقطه‌ی مقابل “مهربان” است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mess به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mess به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mess به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “mess” در انگلیسی می‌تواند هم به عنوان فعل و هم به عنوان اسم به کار رود و معمولاً به معنای بی‌نظمی یا وضعیت آشفته است.

    وقتی “mess” به عنوان فعل استفاده می‌شود، معمولاً با حرف اضافه “up” همراه است:

    بچه‌ها خیلی زود محل بازی خود را کثیف و به هم ریختند.
    تام در امتحانش نتیجه‌ی خوبی نگرفت.
    مادر به بچه‌ها گفت: «سعی کنید قبل از آمدن مهمانان، خودتان یا لباس‌هایتان را کثیف نکنید.»
    باد موهای مرا کاملاً به هم ریخت.

    وقتی “mess” با حرف اضافه “with” همراه شود، معانی مختلفی پیدا می‌کند:

    با آن فرد ور نرو، او خشن است.
    به آن دست نزن.
    من فقط با تو شوخی کردم؛ حرفم جدی نبود.

    در مثال‌های زیر، “mess” به صورت اسم به کار رفته است:

    تام در آشپزخانه به هم ریختگی زیادی ایجاد کرد، اما آن را تمیز نکرد.
    این خانه بسیار نامرتب و شلوغ است.
    بحران مالی مشکلات بزرگی برای همه ایجاد کرده است.
    زندگی آندریا بسیار آشفته است و او به حمایت اطرافیان نیاز دارد.
    محله‌ی ما پس از توفان، وضعیت به‌هم‌ریخته‌ای داشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Metal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Metal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Metal به فارسی با مثالهای کاربردی

    خودروها بخش زیادی از قطعاتشان از فلز است.
    سکه‌ها را از فلز می‌سازند.
    بیشتر ابزارها به صورت کامل یا تکه‌ای از فلز درست شده‌اند.
    فلزهایی مثل مس و آلومینیوم، برق را به خوبی از خود عبور می‌دهند.
    طلا و نقره جزو فلزات باارزش محسوب می‌شوند.
    برای خانه‌هایی که در منطقه‌های آتش‌خیز قرار دارند، سقف فلزی گزینه مناسبی است.
    در فرودگاه‌ها از دستگاه‌های فلزیاب برای بررسی مسافران، پیش از سوار شدن به هواپیما استفاده می‌شود.
    وقتی فلزی مثل فولاد زنگ می‌زند، دچار اکسید شدن و تغییر ظاهر می‌شود.

     
    واژه metallic به معنای «فلزی» یک صفت است.

    رنگ‌های متالیک، حالتی شبیه به فلز روی هر سطحی ایجاد می‌کنند.
    اگر یک تکه فویل آلومینیومی داخل دهانتان بگذارید، طعمی شبیه فلز احساس خواهید کرد. (این کار را انجام ندهید!)
    مبلمانی که بخش‌هایی از آن فلزی باشد، ظاهری امروزی و مدرن پیدا می‌کند.

     
    نکته پایانی درباره metal: این واژه به سبکی از موسیقی راک هم اشاره دارد که معمولاً بسیار تند و بلند است. این سبک از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد و هنوز هم طرفداران خود را دارد.

    دوست من، راجر، به موسیقی متال گوش می‌دهد.
    او یک متال‌هد (طرفدار پر و پا قرص متال) است. موهای بسیار بلندی دارد، بیشتر لباس مشکی می‌پوشد و بدنش پر از خالکوبی است.
    گروه‌های موسیقی متال مانند اسلیر و متالیکا، بین شنوندگان سبک هوی متال محبوبیت زیادی دارند.

    نکته: تلفظ حرف «t» در این کلمه بیشتر شبیه به «d» است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Method به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Method به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Method به فارسی با مثالهای کاربردی

    روش، یعنی راه و شیوه انجام یک کار. می‌توان گفت روش، به کارگیری مهارت و دانش یک فرد برای رسیدن به هدفی مشخص است.

    چارلز برای نواختن پیانو، شیوه جالب و خاصی دارد.
    راه‌کارهای سال برای بیشتر کردن فروش، نتیجه خوبی داشته‌اند.
    مردم نقاط مختلف جهان، از شیوه‌های گوناگونی برای پخت نان استفاده می‌کنند.
    مارک در بازیگری، از یک نگرش خاص و اصولی پیروی می‌کند. (در این جمله، کلمه «method» به صورت صفت به کار رفته است.)
    تکنیک‌هایی که جیمی هندریکس در دهه ۱۹۶۰ برای نواختن گیتار به کار می‌برد، امروزه بسیار تقلید می‌شود.
    راه‌هایی که دولت برای تشویق مردم به پرداخت مالیات در پیش گرفته بود، کارآمد نبود.
    آموزگار از چه شیوه‌هایی برای تدریس در کلاس استفاده می‌کند؟

     
    کلمه «methodology» معنایی نزدیک به «method» دارد. اما پایان «ology» به آن حس علمی‌تر و پژوهشی‌تری می‌دهد.

    دانشگاه با روش تحقیق و بررسی او موافق نیست.
    شیوه کاری دکتر، پس از حادثه‌ای که در آزمایشگاه رخ داد، مورد تردید قرار گرفت.
    این روش بررسی، نسبتاً تازه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Mild به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mild به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mild به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی را “ملایم” توصیف کنیم، یعنی آن چیز قوی یا شدید نیست و ممکن است حتی کمی ضعیف به نظر برسد. اینکه چیزی را ملایم بدانیم یا نه، بیشتر به حس و درک شخصی ما بستگی دارد. این کلمه در دسته صفت ها قرار می گیرد.

    هوای این هفته ملایم بوده.
    زمستان سال گذشته معتدل بود.
    بازخورد تماشاچیان نسبت به اجرا، چندان پرحرارت نبود.
    این سالسا خیلی تند نیست و مزۀ ملایمی دارد.
    این فلفل‌ها زیادی ملایم هستند. ما به چیزی تندتر نیاز داریم.
    دارویی که او مصرف می‌کند، تأثیر کمی روی توانایی رانندگی‌اش گذاشته است.
    یک آرام‌بخش ملایم توانست به آن مرد کمک کند تا آرام شود و بعد از مدتی به خواب برود.
    ساندرا فکر می‌کرد عطری که زده بود رایحۀ ملایمی دارد، اما اطرافیانش از شدت بوی آن به نفس‌نفس افتاده بودند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mind به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mind به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mind به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ذهن” به مغز انسان یا توانایی فکر کردن اشاره دارد.
    در این جمله‌ها، “ذهن” به عنوان یک اسم به کار رفته است:

    آلبرت انیشتین از ذهن بسیار قدرتمندی برخوردار بود.
    اگر تمام تمرکزتان را به کاری اختصاص دهید، می‌توانید به موفقیت‌های بزرگی دست پیدا کنید.
    تانیا نمی‌تواند تصمیم قطعی بگیرد. (او در انتخاب کردن مشکل دارد.)
    کدام را بخرم؟ پیراهن آبی یا سبز؟ من نمی‌توانم انتخاب کنم.
    کورت مصمم است که در نیویورک مشغول به کار شود.
    هدر دادن ظرفیت ذهن، بسیار نادرست است. به همین دلیل است که باید برای کسب تحصیلات خوب تلاش کنید.

     
    وقتی “ذهن” به صورت فعل استفاده می‌شود، معنایی نزدیک به “اهمیت دادن” یا “مهم بودن” دارد.

    آیا برایتان مشکلی ندارد که از خودکارتان استفاده کنم؟
    برای بتی کار کردن تا دیروقت مشکلی ندارد.
    باید فقط به کار خودت برسی. (mind = توجه کردن)
    چه کسی مسئول نگهداری از فروشگاه است؟ (mind = مراقبت کردن)
    مادر بابی از او خواست که مراقب رفتارش باشد. (mind one’s manners = مودبانه رفتار کردن)
    لطفاً این کار را نکنید! (کاری که انجام می‌دهید باعث اذیت من می‌شود. لطفاً متوقفش کنید.)

     
    با اضافه کردن پسوندهای “ful” یا “less” می‌توان از این کلمه، صفت ساخت:

    او به تأثیر تصمیماتش روی دیگران آگاه است. (mindful = بااحتیاط و هوشیار)
    آن مرد یک اقدام خشونت‌آمیز و بی‌فکر انجام داد. (mindless = بدون تفکر و احمقانه)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Military به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Military به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Military به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از گروهی از افراد صحبت می‌کنیم که برای حمله به کشورهای دیگر یا دفاع از آن‌ها سازمان‌دهی شده‌اند، از واژه «نظامی» استفاده می‌کنیم.

    در ایالات متحده، مردان و زنان می‌توانند در ارتش خدمت کنند.
    ارتش به دفاع از کشور کمک می‌کند.
    نیروهای نظامی آمریکا در کشورهای مختلف دنیا مستقر هستند.
    کسانی که به ارتش می‌پیوندند، آموزش‌هایی دریافت می‌کنند که ممکن است بعدها برای یافتن شغل در بیرون از ارتش مفید باشد.
    گاهی اوقات، وقتی راه‌های دیپلماتیک به نتیجه نمی‌رسد، دستور پاسخ نظامی صادر می‌شود.
    باب وقتی در افغانستان خدمت می‌کرد، در درگیری‌های نظامی حضور داشت.
    جسیکا نیز هنگام خدمت در عراق، در یک عملیات نظامی شرکت کرد.

     

    واژه «نظامی» می‌تواند به صورت قید نیز به کار رود.

    ایالات متحده از نظر نظامی از هر کشور دیگری در جهان قدرتمندتر است.
    سایر کشورها از نظر نظامی بسیار ضعیف‌تر هستند.

     

    واژه «جنگجو» یا «ستیزه‌جو» را می‌توان هم به صورت اسم و هم به صورت صفت استفاده کرد. این کلمه برای اشاره به کسی به کار می‌رود که نسبت به یک موضوع موضعی سخت و خشن دارد یا خارج از چارچوب قانونی یک کشور عمل می‌کند.

    شبه‌نظامیان یک انبار پر از مهمات را تسخیر کردند.
    چند ماه پس از اعلام نتایج انتخابات، یک گروه تندرو تشکیل شد.
    موضع ستیزه‌جویانه تامی در مورد مسئله سقط جنین، کمی نگران‌کننده است.
    جو در زمینه انضباط دادن به دانش‌آموزانش بسیار سخت‌گیر و خشن عمل می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.