دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه تصویر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه تصویر

    هم خانواده کلمه تصویر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه تصویر

    هم خانواده کلمه تصویر

    واژه “تصویر” که از زبان عربی به فارسی راه یافته، امروزه کاربرد بسیار زیادی در گفتگوهای روزمره ما دارد. همه ما این کلمه را به خوبی می‌شناسیم و در صحبت‌های خود از آن استفاده می‌کنیم. اگر دوست دارید با معنی‌های مختلف، واژه‌های هم‌معنی و واژه‌های متضاد “تصویر” بیشتر آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم تا پایان این نوشته با ما همراه باشید.

    هم‌خانواده‌های کلمه تصویر شامل این موارد می‌شوند: تصاویر، تصور، مصور، صور و صورت. همانطور که مشاهده می‌کنید، این کلمات همگی از یک ریشه هستند و از نظر معنایی به هم نزدیک می‌باشند.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم ✅ هم خانواده و مخالف سری سر بزنید.

    در این مقاله معنی کلمات درس سوم هوشیاری ✅ فارسی ششم دبستان + هم خانواده و مخالف اطلاعات مفیدی آمده است.

    واژه‌های فارسی معادل برای تصویر عبارتند از: نقاشی، نگاره، رخساره، فرتور و پیکره. همچنین واژه‌های متضاد تصویر شامل این موارد هستند: بی‌شکل، بی‌رنگ، خیال، وهم، رویا و ابهام.

    واژه‌های هم‌معنی و مترادف تصویر نیز این‌ها هستند: عکس، نقش، نگار، پرتره، تمثال، تندیس، شکل، شمایل، ترسیم و صورت. شما می‌توانید در جمله‌های خود به جای کلمه تصویر از این واژه‌ها استفاده کنید.

    در انتها به بررسی معانی واژه تصویر در کتاب‌های واژه‌شناسی می‌پردازیم. در فرهنگ لغت دهخدا، معنی تصویر عبارت است از: صورت کردن، صورت کشیدن و نقاشی کشیدن. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز برای این واژه معنی‌هایی مانند نقش زدن و ترسیم کردن ثبت شده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی کلمات درس چهارم داستان من و شما کلاس ششم ✅ هم خانواده مخالف را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه جمعیت + مترادف و معنی کلمه جمعیت

    هم خانواده کلمه جمعیت + مترادف و معنی کلمه جمعیت

    هم خانواده کلمه جمعیت

    کلمه جمعیت ریشه عربی دارد و از واژه جمع گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و همه ما با آن آشنا هستیم. برای درک بهتر معنای جمعیت، در ادامه کلمات هم‌خانواده، مترادف و متضاد آن را معرفی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    کلمات هم‌خانواده جمعیت عبارت‌اند از: مجمع، جامع، جمع، جامعه، جماعت، اجماع و مجتمع. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک آمده‌اند و معنی نزدیک به هم دارند.

    شما می‌توانید از این کلمات در جمله‌های خود استفاده کنید و در نوشته‌هایتان به کار ببرید. همچنین کلمات مترادف زیادی برای جمعیت وجود دارد که با دانستن آن‌ها، مفهوم این واژه بهتر برایتان روشن می‌شود.

    مترادف‌های کلمه جمعیت عبارت‌اند از: ازدحام، دسته، جامعه، باند، انجمن، جمع، اسباب، انبوه، کثرت، شلوغی، مجتمع، گروه، کانون، فرقه، عده، نفوس، معشر، سامان، جماعت، جرگه، محفل و مجمع.

    در فرهنگ معین، جمعیت به معنای مجتمع شدن، گروه مردم و گرد هم آمدن آمده است. در فرهنگ عمید نیز جمعیت به افرادی گفته می‌شود که در یک جامعه زندگی می‌کنند یا به معنای متحد شدن و مجتمع شدن است.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    در فرهنگ واژه‌های فارسی سره و هوشیار، معنی جمعیت به صورت آمار، شمار، هم‌گروهی، انجمن شدن و گرد هم آمدن بیان شده است. همچنین معادل فارسی این کلمه شامل واژه‌هایی مانند انبوه، آمار، گروه، توده و شمار است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه جامعه

  • هم خانواده کلمه جهل + مترادف ، متضاد و معنی کلمه جهل

    هم خانواده کلمه جهل + مترادف ، متضاد و معنی کلمه جهل

    هم خانواده کلمه جهل

    کلمه «جهل» که به معنای نادانی است، از زبان عربی گرفته شده و در فارسی هم کاربرد دارد. معادل فارسی این واژه، نادانی یا نادانستگی است. اگر دوست دارید با کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی این واژه بیشتر آشنا شوید، ادامه متن را بخوانید.

    هم‌خانواده‌های کلمه جهل شامل جاهل، جهالت و مجهول می‌شوند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک هستند و در همه آن‌ها حروف «ج»، «ه» و «ل» دیده می‌شود.
    کلمات هم‌خانواده معمولاً از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و یادگیری آن‌ها به شما کمک می‌کند تا دایره واژگان خود را گسترش دهید.
    حالا که با هم‌خانواده‌های جهل آشنا شدید، خوب است معانی مشابه آن را هم بدانید. همچنین متضاد این کلمه، «دانش» و «معرفت» است.

    واژه‌هایی مانند حماقت، نادانی، بی‌اطلاعی، بی‌خبری و بی‌علمی، هم‌معنی‌های جهل به شمار می‌روند. شما می‌توانید از این کلمات در جمله‌سازی یا نوشته‌های خود استفاده کنید.
    اگر تمایل دارید اطلاعات دقیق‌تری درباره این واژه به دست آورید، بهترین منبع، فرهنگ‌های لغت فارسی مانند فرهنگ معین و فرهنگ عمید هستند. در این کتاب‌ها، جهل به معنای نادانی و نادان بودن آمده است. همچنین در فرهنگ واژه‌های فارسی سره، معنی آن نادانی و نادانستگی ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه جاهل

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    3.1/5 – (38 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه جهاد + مترادف و معانی کلمه جهاد

    هم خانواده کلمه جهاد + مترادف و معانی کلمه جهاد

    هم خانواده کلمه جهاد

    حتماً تا به حال بارها کلمه جهاد را شنیده‌اید. جهاد در راه خدا از کارهای مهم و پسندیده‌ای است که در دین اسلام بسیار به آن سفارش شده است. معنای جهاد در زبان فارسی، نبرد کردن، جنگیدن و مبارزه است. اگر دوست دارید با واژه‌های هم‌خانواده و مترادف جهاد بیشتر آشنا شوید، در ادامه این مطلب با ما همراه باشید.

    هم‌خانواده‌های کلمه جهاد عبارت‌اند از: مجاهد، اجتهاد و مجتهد. برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، ابتدا باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. ریشه یک کلمه، حروفی است که در واژه‌های هم‌خانواده تکرار می‌شود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    علاوه بر این، کلمات هم‌خانواده معمولاً معنی نزدیک به هم دارند و شما می‌توانید برای نوشتن متن‌های زیباتر و روان‌تر، از آن‌ها در جمله‌های خود استفاده کنید. یادگیری مترادف‌ها و هم‌خانواده‌ها، دامنه لغات شما را گسترش می‌دهد و به تقویت زبان فارسی کمک می‌کند.

    مترادف‌های واژه جهاد نیز شامل این کلمات می‌شود: جنگیدن، نبرد کردن، مجاهدت، مقاتل، غزا و غزوه. این واژه‌ها هم‌معنی جهاد هستند و شما می‌توانید به جای جهاد، از آن‌ها در جمله‌ها و انشاهای خود استفاده کنید.

    در فرهنگ‌لغت فارسی، جهاد به معنای کارزار کردن، جنگیدن در راه خدا، مبارزه با دشمنان دین و همچنین جنگیدن با خواهش‌های نفسانی و تحمل سختی‌ها معنی شده است.

  • هم خانواده کلمه جماعت + مترادف و معنی کلمه جماعت

    هم خانواده کلمه جماعت + مترادف و معنی کلمه جماعت

    هم خانواده کلمه جماعت

    کلمه “جماعت” از ریشه “جمع” گرفته شده و به معنای گروه بزرگی از افراد است. این واژه در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و حتماً در صحبت‌های روزمره زیاد به گوشتان خورده است. این کلمه، واژه‌های هم‌خانواده و هم‌معنی زیادی دارد که یادگیری آن‌ها به درک بهتر معنای اصلی کمک می‌کند.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه رشد + مترادف ، متضاد و معنی کلمه رشد ادامه دهید.

    واژه‌های هم‌خانواده “جماعت” شامل این موارد می‌شوند: جمع، جمعیّت، مَجمَع، مجموع و جامع. همان‌طور که می‌بینید، ریشه همه این کلمات یکی است و در تمام آن‌ها دیده می‌شود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    این واژه‌ها از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و می‌توانید در موقعیت‌های مختلف، برخی از آن‌ها را به جای یکدیگر به کار ببرید. برای شناخت بیشتر معنی “جماعت”، در ادامه فهرستی از کلمات هم‌معنی آن را آورده‌ایم.

    در این مقاله هم خانواده کلمه گواهی + مترادف و معانی کلمه گواهی اطلاعات مفیدی آمده است.

    کلمات هم‌معنی “جماعت” عبارتند از: انجمن، فرقه، گروه، باند، جمع، معشر، جمعيت، طايفه، قبيله، انبوه مردم، جلسه، نشست، دسته، ازدحام و شلوغی. این واژه‌ها با “جماعت” معنای مشترکی دارند و در بسیاری از جای‌ها می‌توانید از آن‌ها به عنوان جایگزین استفاده کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه فتوا + مترادف و معنی کلمه فتوا.

    در فرهنگ‌های لغت فارسی، کلمه “جماعت” به معنای گروهی از مردم، انبوهی از جمعیت، یا دسته‌ای از افراد که کنار هم گردآمده‌اند، تعریف شده است. معادل‌های فارسی این واژه نیز شامل گروه، توده، دسته، انبوه و مردم می‌شود.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه گروه
    هم خانواده کلمه جمعیت

  • هم خانواده کلمه تعجب + مترادف و معانی کلمه تعجب

    هم خانواده کلمه تعجب + مترادف و معانی کلمه تعجب

    هم خانواده کلمه تعجب

    کلماتی مانند عجیب، عجب، متعجب، اعجاب و عجایب، هم‌خانوادهٔ واژهٔ «تعجب» هستند. این واژه‌ها همگی ریشهٔ یکسانی دارند و از یک خانواده محسوب می‌شوند.

    جالب است بدانید که کلمات هم‌خانواده معمولاً معانی نزدیک به هم دارند. اگر بخواهیم معادل فارسیِ «تعجب» را بیان کنیم، می‌توان به «شگفتی»، «شگفت داشتن» و «شگفتایی» اشاره کرد که احتمالاً بعضی از آن‌ها را قبلاً شنیده‌اید. حالا بیایید با کلمات مترادفِ تعجب نیز آشنا شویم.

    مترادف‌های واژهٔ تعجب عبارت‌اند از: عجب، بهت، به شگفت آمدن، حیرت، خیرگی، حیرت کردن، شگفتی و شگفت‌زده شدن. این کلمات هم‌معنیِ «تعجب» هستند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های کلمات، یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است. این کار دایرهٔ واژگان شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند تا متن‌های روان‌تر و زیباتی بنویسید. واژهٔ «تعجب» ریشهٔ عربی دارد و در واقع از کلمهٔ «عجب» گرفته شده که به معنای شگفت‌آور است.

    در پایان، به تعریفِ «تعجب» در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در لغتنامه‌های دهخدا، معین و عمید، این واژه به معنای «در شگفت افتادن»، «به شگفت آمدن» و «شگفت داشتن» آمده است. فرهنگ معین نیز آن را به عنوان «شگفت‌انگیز» و «آنچه باعث تعجب شود» شرح داده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه جالب

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    3.1/5 – (14 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه تشکر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه تشکر

    هم خانواده کلمه تشکر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه تشکر

    هم خانواده کلمه تشکر

    کلمه “تشکر” را زیاد در صحبت‌های روزمره به کار می‌بریم. این واژه در زبان فارسی بسیار رایج و شناخته‌شده است. اگر با معنی، خانواده و کلمات هم‌معنی آن آشنا نیستید، در ادامه این مطالب را بخوانید.

    خانواده کلمه تشکر شامل این واژه‌ها می‌شود: شکر، متشکر، شاکر، شکور، مشکور، شکرگزار، شکری و شکرانه.
    کلماتی که هم‌خانواده هستند، ریشه یکسانی دارند. ریشه این کلمات سه حرف “ش”، “ک” و “ر” است. این واژه‌ها از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند و یادگیری آن‌ها به درک بهتر معنای “تشکر” کمک می‌کند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    کلمات هم‌معنی تشکر نیز عبارت‌اند از: قدردانی، سپاس، شکر کردن، امتنان، سپاس‌گزاری، سپاس‌داری و سپاس داشتن.
    این واژه‌ها معنای مشابهی دارند و می‌توانید در جمله‌نویسی یا انشا از آن‌ها به جای هم استفاده کنید.

    حالا که با هم‌خانواده و هم‌معنی‌های تشکر آشنا شدید، خوب است بدانید متضادهای این کلمه “ناسپاسی” و “حق‌ناشناسی” است.
    معادل‌های فارسی آن نیز شامل “سپاس”، “سپاسمندی” و “سپاسگزاری” می‌شود.

    در پایان، مرور معنی این واژه در فرهنگ‌های معتبر فارسی هم خالی از فایده نیست:
    در لغتنامه دهخدا، تشکر به معنای “سپاس‌داری کردن”، “شکر کردن” و “تشکر” آمده است.
    در فرهنگ معین، معنای آن “سپاسگزاری” ذکر شده و در فرهنگ عمید نیز “سپاسگزاری” و “در حصار کسی بودن” معنی شده است.

  • هم خانواده کلمه تعلیم + مترادف و معانی کلمه تعلیم

    هم خانواده کلمه تعلیم + مترادف و معانی کلمه تعلیم

    هم خانواده کلمه تعلیم

    کلمه “تعلیم” ریشه عربی دارد و از واژه “علم” گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی بسیار استفاده می‌شود و اغلب به صورت ترکیب “تعلیم و تربیت” به کار می‌رود. همچنین، یکی از اصلی‌ترین هدف‌های نظام آموزشی در کشور ما، تعلیم و تربیت صحیح دانش‌آموزان است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    کلمات هم‌خانواده تعلیم شامل این موارد می‌شوند: علم، عالم، علیم، معلم، معلوم، اعلام و تعالیم. واژه‌های هم‌خانواده معمولاً ریشه یکسانی دارند و از نظر معنایی به هم نزدیک هستند. ریشه یک کلمه، در واقع حروف اصلی و مشترکی است که در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شوند. اگر ریشه یک واژه را تشخیص دهید، پیدا کردن یا ساختن کلمات هم‌خانواده آن بسیار ساده خواهد بود.

    مترادف‌های کلمه تعلیم نیز عبارت‌اند از: تربیت، پرورش دادن، آموزش، پروراندن، پروردن، بار آوردن، یاد دادن، تربیت کردن، پرورش، درس و تدریس. این کلمات معنایی مشابه تعلیم دارند و می‌توانید در نوشته‌های خود به جای تعلیم از آن‌ها استفاده کنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه وزن + مترادف و معنی کلمه وزن را بخوانید.

    معادل‌های فارسی واژه تعلیم نیز شامل این موارد است: آموختن، آموزاندن، آموزش، آموزه و یاد دادن. یادگیری این واژه‌ها دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر و بهتر جمله‌سازی کنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه نتیجه + مترادف و معنی کلمه نتیجه را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه تعمیر + مترادف و معنی کلمه تعمیر.

    در پایان، برای آشنایی کامل با معنای تعلیم، به تعریف آن در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم. در فرهنگ معین، معنی تعلیم “یاد دادن” ذکر شده است. در لغتنامه دهخدا معانی دیگری مانند تأدیب، تربیت، آموزانیدن، بیاموختن، آگاه کردن و آموختن چیزی به کسی برای آن آمده است. همچنین در فرهنگ عمید، تعلیم به معنای آموختن یک هنر یا علم به فرد دیگری تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه علوم

  • هم خانواده کلمه تحقیر + مترادف و معانی کلمه تحقیر

    هم خانواده کلمه تحقیر + مترادف و معانی کلمه تحقیر

    هم خانواده کلمه تحقیر

    کلمات هم‌خانواده با «تحقیر» شامل محقر، حقیر و حقارت می‌شوند. تحقیر یک واژه با ریشه عربی است که در زبان فارسی به معنای کوچک شمردن و خوار کردن به کار می‌رود.

    این کلمه در فارسی نیز بسیار استفاده می‌شود و معمولاً با فعل‌هایی مانند «شدن» و «کردن» همراه می‌شود. در ادامه، برای درک بهتر شما، معادل‌ها و مترادف‌های این واژه را بررسی می‌کنیم.

    مترادف‌های تحقیر عبارت‌اند از: اهانت، توهین، خفت، خوار داشتن، استحقار، استخفاف، سرشکستگی، کوچک‌شماری، خوار کردن، وهن، خوارداشت، خواری و خردانگاری. این کلمات هم‌معنی با تحقیر هستند و می‌توانید در جمله‌نویسی و نوشتار خود از آن‌ها استفاده کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات و متن درس چهاردهم ادب از که آموختی فارسی چهارم + هم خانواده و مخالف را مطالعه کنید.

    حالا بیایید با معادل‌های فارسی تحقیر آشنا شویم. این معادل‌ها شامل خوارسازی، خواری، زبونی، پستی، خوارداشت و کوچک‌شماری است. یادگیری این واژه‌ها به تقویت زبان فارسی به عنوان زبان مادری کمک می‌کند و همچنین در بهبود مهارت‌های گفتاری و نوشتاری شما مؤثر خواهد بود.

    در پایان، به معنای تحقیر در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در فرهنگ معین، تحقیر به معنای ذلیل شمردن، خوار کردن و کوچک دانستن آمده است. لغتنامه دهخدا نیز آن را به معنای زبون کردن، خوار داشتن و کوچک شمردن تعریف کرده است. فرهنگ واژگان فارسی نیز خوارسازی و کوچک‌شماری را به عنوان معنی این کلمه بیان می‌کند.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    مقاله خلاصه و معنی کلمات بخوان و بیندیش هفت مروارید سرخ + هم خانواده و مخالف حاوی اطلاعات جامعی است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه ثروت

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی کلمات درس سیزدهم لطف حق فارسی چهارم + هم خانواده مخالف و خلاصه درس سر بزنید.

  • هم خانواده کلمه دانش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه دانش

    هم خانواده کلمه دانش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه دانش

    هم خانواده کلمه دانش

    واژه “دانش” از آن دست کلماتی است که در زبان فارسی بسیار رایج و آشناست. به ویژه برای دانش‌آموزان و دانشجویان، این واژه کاملاً شناخته‌شده است. در ادامه با آوردن کلمات هم‌خانواده و مترادف این واژه، سعی می‌کنیم درک بهتری از معنای آن ارائه دهیم.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    کلمات هم‌خانواده دانش عبارتند از: دانشمند، دانا، دانشکده، دانشگاه، دانستن، دانسته و داننده. این واژه‌ها همگی ریشه مشترکی دارند و از نظر مفهومی نیز به هم نزدیک هستند. شما می‌توانید در جمله‌نویسی و انشا از این کلمات استفاده کنید تا نوشته‌هایتان روان‌تر و زیباتر شود.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه آداب + معنی و مترادف کلمه آداب مراجعه کنید.

    مترادف‌های کلمه دانش نیز شامل این موارد می‌شود: دانایی، اندیشه، شناخت، علم، بینش، حکمت، خرد، فضل، معرفت و فرهنگ. این واژه‌ها تقریباً هم‌معنی با “دانش” هستند و می‌توانید در جمله‌های خود به جای آن از این کلمات استفاده کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه جوان + معنی و مترادف کلمه جوان.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه فقط + معنی و مترادف کلمه فقط به شما کمک خواهد کرد.

    در آخر، به معنای این واژه در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌پردازیم. در فرهنگ معین، دانش به معنای علم و سفرت آمده است. در فرهنگ عمید نیز این واژه به معنای عقل و خرد تعریف شده است. همچنین کلماتی مانند دانا و نکته‌دان نیز در شعرها و کتاب‌های فارسی بارها به جای دانش به کار رفته‌اند. اکنون که با معنای دانش آشنا شدید، بد نیست بدانید متضاد این واژه، جهل و نادانی است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه دانش آموز