دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه تبلیغ + مترادف و معانی کلمه تبلیغ

    هم خانواده کلمه تبلیغ + مترادف و معانی کلمه تبلیغ

    هم خانواده کلمه تبلیغ

    کلمه “تبلیغ” با چند کلمه دیگر هم‌خانواده است. این کلمات شامل ابلاغ، مبلغ، بلغ، تبلیغات، تبلیغاتی و مبلغین می‌شوند. همانطور که می‌بینید، همه این واژه‌ها یک ریشه مشترک دارند که در تمام آن‌ها دیده می‌شود.

    لازم به یادآوری است که کلمات هم‌خانواده معمولاً از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و می‌توانید در ساختن جمله، به جای هم از آن‌ها استفاده کنید.

    همچنین، مترادف‌های کلمه تبلیغ شامل این موارد است: آگهی، اشاعه دادن، ترویج کردن، ابلاغ، اشاعه، ابلاغ کردن، رسانیدن و پروپاگاند. این کلمات هم‌معنی با تبلیغ هستند و می‌توانید در جمله‌های خود آن‌ها را جایگزین هم کنید.

    مثلاً آگهی‌ای که از تلویزیون برای معرفی کالا پخش می‌شود، یک نوع تبلیغ است. تبلیغات درست و مناسب، می‌تواند نقش مهمی در پیشرفت کارها داشته باشد.

    برخی معادل‌های فارسی واژه تبلیغ نیز عبارتند از: پیام‌رسانی، گسترش، رساندن پیام، آگهی، آوازه‌گری و نمایاندن. یادگیری این واژه‌ها به غنی‌تر شدن زبان فارسی شما کمک می‌کند و باعث می‌شود سریع‌تر و بهتر جمله بسازید.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    در پایان، برای اینکه معنای دقیق‌تر کلمه تبلیغ را بدانید، خوب است به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند دهخدا، عمید و معین مراجعه کنید. در این کتاب‌ها، تبلیغ به معنای تبلیغات، رساندن پیام یا خبر، آگاه کردن مردم درباره یک موضوع و شناساندن مزایای چیزی به دیگران آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه اعلامیه

  • هم خانواده کلمه تفریح + مترادف و معانی کلمه تفریح

    هم خانواده کلمه تفریح + مترادف و معانی کلمه تفریح

    هم خانواده کلمه تفریح

    همه ما با واژه تفریح آشنا هستیم. تفریح یکی از نیازهای مهم زندگی است که به انسان نشاط و شادابی می‌بخشد. اما آیا با کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی این واژه آشنایی دارید؟ در ادامه به توضیح آن‌ها می‌پردازیم.

    کلمات هم‌خانواده تفریح عبارت‌اند از: مفرح، فرح و فرحناک. این واژه‌ها از یک ریشه هستند و معنی نزدیک به هم دارند. در زبان فارسی، تفریح به معنای سرگرمی، خوش‌گذرانی، شادی و گشت‌وگذار است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف، دایره واژگان شما را گسترش می‌دهد و در نتیجه به تقویت زبان فارسی و سریع‌تر نوشتن جملات کمک می‌کند. برای شناخت بیشتر معنای تفریح، به تعریف آن در فرهنگ‌های فارسی مراجعه می‌کنیم.

    در فرهنگ‌های فارسی مانند لغتنامه دهخدا، تفریح به معنای تفرج، خوشی و خرمی، لهو و بازی، و گشت و تماشا آمده است. همچنین این واژه به معنای شاد کردن، خوشی و سرگرمی‌های شاد نیز به کار رفته است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه بازی

  • هم خانواده کلمه تلفظ + مترادف و معانی کلمه تلفظ

    هم خانواده کلمه تلفظ + مترادف و معانی کلمه تلفظ

    هم خانواده کلمه تلفظ

    تلفظ یک واژه با ریشه عربی است که از کلمه “لفظ” گرفته شده است. این کلمه برای همه ما شناخته شده است و به شیوه ادای کلمات اشاره دارد. تلفظ نقش مهمی در معنای واژه ها دارد و گاهی یک کلمه با دو شیوه تلفظ متفاوت، معانی کاملاً جداگانه ای پیدا می کند. در ادامه، هم خانواده ها و واژه های هم معنی تلفظ را بررسی می کنیم.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    هم خانواده های کلمه تلفظ شامل “لفظ” و “الفاظ” می شود. این واژه ها ریشه مشترک دارند و معانی نزدیک به هم دارند. اگر ریشه کلمات را به درستی تشخیص دهید، به سادگی می توانید هم خانواده های آن ها را پیدا کنید.

    شناخت هم خانواده های یک واژه به تقویت زبان فارسی کمک می کند و قدم مهمی برای بهتر نوشتن و جمله سازی صحیح است.

    واژه های هم معنی تلفظ که معنای مشابهی دارند عبارتند از: ادا کردن، گویش، تقریر، سخن گفتن و بیان. شما می توانید از این کلمات به جای تلفظ در نوشته های خود استفاده کنید.

    در ادامه به معنی واژه تلفظ در کتاب های واژه شناسی فارسی می پردازیم. در فرهنگ معین، تلفظ به معنای سخن گفتن و بر زبان آوردن کلمات آمده است. در لغت نامه دهخدا، تلفظ به معنی بیان، تکلم، سخن گفتن و از دهان بیرون آمدن ذکر شده است. فرهنگ عمید نیز معنی تلفظ را ادا کردن، بیان کردن و سخن گفتن ثبت کرده است.

  • هم خانواده کلمه ناشناس + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ناشناس

    هم خانواده کلمه ناشناس + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ناشناس

    هم خانواده کلمه ناشناس

    کلمه “ناشناس” به معنای غریبه است و معمولاً در فارسی به کار می‌رود. این واژه از دو بخش “نا” و “شناس” تشکیل شده است. اگر دوست دارید بیشتر با این کلمه آشنا شوید، ادامه مطلب را بخوانید.

    هم‌خانواده‌های کلمه ناشناس شامل “ناشناس‌ها” و “ناشناسی” می‌شوند. این واژه‌ها معنی نزدیک به هم دارند و ریشه یکسانی دارند. برای پیدا کردن هم‌خانواده یک کلمه در فارسی، باید بن مضارع و بن ماضی آن را پیدا کنید.

    مترادف‌های ناشناس عبارت‌اند از: ناآشنا، بیگانه، ناشناخته، غریب، گمنام، غریبه، مجهول و نکره. احتمالاً بعضی از این کلمات را می‌شناسید. این واژه‌ها به شما کمک می‌کنند معنی “ناشناس” را بهتر بفهمید و با گسترش دایره لغاتتان، راحت‌تر جمله بسازید و متن‌های بهتری بنویسید. همان طور که حدس می‌زنید، متضاد ناشناس، “آشنا” است.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    واژه‌های دیگری مانند مجهول‌الهویه، نامعلوم، غیرمعروف، بی‌شهرت، عجیب، غیرعادی، مرموز، جالب‌توجه و خارق‌العاده نیز معنی‌های نزدیک به ناشناس دارند.

    در ادامه، معنی این کلمه در فرهنگ‌های فارسی را مرور می‌کنیم. در لغتنامه دهخدا، ناشناس به معنی ناشناسنده، جاهل، بی‌علم، نادان و بی‌اطلاع آمده است. در فرهنگ عمید نیز معنی ناشناس، ناآشنا، بیگانه و غیرمعروف ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه غریب

  • هم خانواده کلمه شکر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه شکر

    هم خانواده کلمه شکر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه شکر

    هم خانواده کلمه شکر

    کلمه «شکر» در فارسی دو معنی کاملاً متفاوت دارد. اگر روی «ش» آن ضمه باشد (شُکر)، به معنای سپاسگزاری و تشکر است. اما اگر روی «ش» آن کسره باشد (شِکر)، منظور قند یا ماده شیرین است. این واژه در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و حتماً در گفتگوها و نوشته‌های مختلف با آن برخورد کرده‌اید.

    واژه‌های هم‌خانواده «شکر» شامل شاکر، تشکر، شکور و متشکر می‌شوند. این کلمات از یک ریشه گرفته شده‌اند و معنی نزدیک به هم دارند. معادل فارسی «شکر» که اصلی عربی دارد، «سپاس» است.

    برای اینکه بهتر با معنای شکر آشنا شوید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بدانید. کلماتی مانند تشکر، امتنان، شکرانه، حق‌شناسی، شاکر، حمد، سپاس و منت، هم‌معنی یا نزدیک به معنای شکر هستند.

    همچنین شکر به مفهوم شکرگزاری، قدردانی و سپاس‌گزاری به کار می‌رود. شما می‌توانید در گفتار و نوشتار خود به جای تکرار کلمه شکر، از این واژه‌های جایگزین استفاده کنید تا نوشته‌تان روان‌تر و زیباتر شود. در مقابل، متضادهای شکر، ناسپاسی و کفران هستند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    در ادامه، معنی کلمه شکر در چند فرهنگ لغت معروف فارسی را مرور می‌کنیم:

    – در فرهنگ معین: سپاس، سپاسگزاری کردن، و عصاره شیرین.
    – در لغت‌نامه دهخدا: ثنا گفتن، سپاس، و شیرینی.
    – در فرهنگ عمید: سپاس، ثنا گفتن، سپاس داشتن، سپاسگزاری، ثنا، حمد گفتن و همچنین ماده به دست آمده از نیشکر.
    – در فرهنگ واژه‌های فارسی سره و هوشیار: سپاس، ثنا گفتن، سپاسگزاری، قند، شربت و نبات.

  • هم خانواده کلمه جمع + معنی ، مترادف و متضاد کلمه جمع

    هم خانواده کلمه جمع + معنی ، مترادف و متضاد کلمه جمع

    هم خانواده کلمه جمع

    کلمه “جمع” از واژه‌های پرکاربرد و مهم در زبان فارسی است که در زمینه‌های مختلفی مانند گفتگوی روزمره و حتی ریاضی به کار می‌رود. این کلمه معانی متعددی دارد و با یادگیری آن می‌توانید دایره لغات خود را گسترش دهید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    هم‌خانواده‌های کلمه جمع شامل این موارد می‌شوند:
    مجموع، جماعت، جمیع، جامع، تجمع، مجموعه، اجتماع، اجماع، جمعه، جامعه، تجمیع، مجتمع و مجمع.
    همان‌طور که مشاهده می‌کنید، این کلمات از یک ریشه گرفته شده‌اند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند.

    برای درک بهتر معنی “جمع”، آشنایی با مترادف‌های آن نیز مفید است. این کار به شما کمک می‌کند تا راحت‌تر جمله بسازید و روان‌تر صحبت کنید.
    مترادف‌های این کلمه عبارت‌اند از:
    دسته، فرقه، گروه، جمعیت، حزب، زمره، اضافه، بعلاوه، همه، عده و گردآوری.

    همچنین معادل‌های فارسی دیگری نیز برای “جمع” وجود دارد، مانند:
    روی هم رفته، همباریش، الفنج، چندگانه، فلنج، گروه، رایشگری و رمن.
    شاید بعضی از این معادل‌ها را در کتاب‌ها یا نوشته‌های قدیمی دیده باشید.
    در مقابل، متضاد این کلمه معمولاً “فرد” یا “شخص” است.

    در ادامه، معنی “جمع” در فرهنگ‌های معتبر فارسی آمده است:
    – در لغتنامه دهخدا: اجتماع، رستاخیز و گردهمایی.
    – در فرهنگ معین: گرد کردن، فراهم آوردن، مجموع، خاطر جمع و جمعیت.
    – در فرهنگ عمید: گروه مردم، یکی از چهار عمل اصلی ریاضی، حواس جمع و آگاه، و قرار گرفتن در کنار هم.

  • هم خانواده کلمه جاری + مترادف ، متضاد و معانی کلمه جاری

    هم خانواده کلمه جاری + مترادف ، متضاد و معانی کلمه جاری

    هم خانواده کلمه جاری

    کلمه “جاری” در زبان فارسی کاربرد زیادی دارد و دو معنای اصلی دارد. اولین معنی که بیشتر شناخته شده است، “روان” می‌باشد و معمولاً برای آب به کار می‌رود. مثلاً می‌گوییم آب رودخانه در مسیر خود جاری است. معنای دوم این کلمه، که حتماً به گوشتان خورده، به “زن برادر شوهر” اشاره دارد. به این صورت که اگر دو یا چند عروس در یک خانواده با هم ارتباط داشته باشند، به یکدیگر جاری گفته می‌شود.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    واژه‌هایی که هم‌خانواده “جاری” هستند و ریشه مشترکی دارند عبارتند از: جریان، مجری، مجاری، مجرا، مجاورت و اجرا. این کلمات از نظر معنی به هم نزدیک هستند و شما می‌توانید در گفتگوهای روزمره از آن‌ها استفاده کنید.

    همچنین کلمات هم‌معنی و مترادف “جاری” شامل این موارد می‌شوند: معمول، سیال، روان، ساری، جاریه، فعلی، عادله، شایع و متداول.

    حالا با دانستن هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های این کلمه، به راحتی می‌توانید حدس بزنید که متضاد “جاری”، “ساکن” است. معادل‌های دیگر این واژه در فارسی نیز شامل: رایج، کنونی، روان، رونده و اکنون می‌باشند.

    در فرهنگ معین برای کلمه “جاری” این معانی ثبت شده: دو زنی که همسر دو برادر هستند، روان، و زمان حالی که در آن زندگی می‌کنیم. فرهنگ عمید نیز این معانی را برای “جاری” آورده است: زن برادر شوهر، آب جاری، رایج، ماه جاری و فعلی، روان، رونده و کنونی. همچنین در فرهنگ‌های واژه‌های فارسی هوشیار و سره، “جاری” به معنای روان و گذران تعریف شده است.

  • هم خانواده کلمه راه + مترادف و معنی کلمه راه

    هم خانواده کلمه راه + مترادف و معنی کلمه راه

    هم خانواده کلمه راه

    واژه “راه” از جمله کلمات پرکاربرد و آشنا در زبان فارسی است. این کلمه معانی گوناگونی دارد و معمولاً به مسیر، جاده یا شیوه انجام کاری اشاره می‌کند. این واژه در گفتگوهای روزمره و اخبار به وفور دیده و شنیده می‌شود و تقریباً همه با معانی اصلی آن آشنایی داریم. در ادامه، واژه‌های هم‌خانواده و مترادف “راه” را مرور می‌کنیم.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    واژه‌های هم‌خانواده “راه” شامل مواردی مانند راه‌ها، راهرو، راهب، راهبر و راهی می‌شوند. این کلمات ریشه یکسانی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. شما می‌توانید با استفاده از آن‌ها، جملات خود را زیباتر و پرمحتواتر کنید.

    پس از آشنایی با هم‌خانواده‌های “راه”، بد نیست معادل‌های فارسی این واژه را نیز بشناسید. کلماتی مانند گذر، روش، گذرگاه و گشتگاه، هم‌معنی‌های ساده‌ای برای “راه” در زبان فارسی به شمار می‌روند.

    مترادف‌های دیگر واژه “راه” که می‌توانید در نوشته‌های خود به کار ببرید، عبارت‌اند از: جاده، طریق، گذرگاه، مسلک، سبیل، سلک، منهاج، منهج، نهج، روال، شاهراه، صراط، مسیر، روش، شعار، شیوه، طرز، طریقت، منوال، رسم، عادت، مجرا، وضع، معبر، ممر و طریقه. این واژه‌ها به شما کمک می‌کنند تا از تکرار بپرهیزید و متن‌های متنوع‌تری بنویسید.

    در پایان، معنای واژه “راه” در فرهنگ لغت فارسی را مرور می‌کنیم. در این منابع، “راه” به معنی روان شدن، رفتن، محل عبور، سیر و گردش، جاده و محل رفت‌وآمد آمده است.

  • هم خانواده کلمه رحم + مترادف ، متضاد و معانی کلمه رحم

    هم خانواده کلمه رحم + مترادف ، متضاد و معانی کلمه رحم

    هم خانواده کلمه رحم

    کلمه «رحم» از زبان عربی گرفته شده و در فارسی هم کاربرد زیادی دارد. معنی‌های فارسی این کلمه شامل دلسوزی، مهربانی، زهدان، بخشش و مهرورزی می‌شود. شما می‌توانید هنگام نوشتن، به جای «رحم» از این واژه‌ها استفاده کنید. برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده آن، باید ابتدا ریشه اصلی کلمه را بدانید.

    ریشه اصلی یک کلمه معمولاً از سه حرف تشکیل می‌شود که کلمات هم‌خانواده از آن ساخته می‌شوند. بر این اساس، هم‌خانواده‌های «رحم» عبارت‌اند از: رحمان، رحیم، رحمه، مرحمت، مرحوم، ارحم و راحمین.

    همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، متضاد کلمه «رحم»، «بی‌رحمی» است که به معنای سنگ‌دلی، ستمکاری و ظلم است. حالا که با هم‌خانواده‌های «رحم» آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بشناسید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه حرکت + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حرکت را مطالعه کنید.

    اگر کلمه «رَحِم» با فتحه روی «ر» و کسره روی «ح» نوشته شود، مترادف‌های آن شامل این موارد می‌شود: تخمدان، زهدان، بچه‌دان، بون، پوگان و مشیمه. همچنین مترادف‌های دیگر «رحم» عبارت‌اند از: شفقت، مهربانی، ترحم، دلسوزی، مهرورزی، بخشایش، رافت، رحمت، عفو و گذشت.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    مقاله هم خانواده کلمه حفظ + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حفظ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در پایان، بد نیست نگاهی به معنی کلمه «رحم» در فرهنگ‌های لغت فارسی بیندازیم تا درک بهتری از این واژه پیدا کنیم. در لغت‌نامه دهخدا، «رحم» به معنای عطوفت، مهربانی و شفقت آمده است.
    معنای کلمه «رَحِم» نیز زهدان یا محلی است که نوزاد در آن رشد می‌کند. در فرهنگ‌های معین و عمید، «رحم» به معنای نرم‌دلی و رقت قلب بیان شده است.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه رحمت

  • هم خانواده کلمه رضا + مترادف ، متضاد و معنی کلمه رضا

    هم خانواده کلمه رضا + مترادف ، متضاد و معنی کلمه رضا

    هم خانواده کلمه رضا

    اسم رضا یک نام پسرانه با ریشه عربی است که در میان فارسی‌زبانان محبوبیت زیادی دارد. این کلمه به معنای خرسند، خشنود، شادمان و راضی است.

    واژه‌های هم‌خانواده رضا شامل موارد زیر می‌شود: راضی، رضی، رضایت، مرتضی و تراضی. همه این کلمات از یک ریشه گرفته شده‌اند و از نظر مفهومی به هم نزدیک هستند.

    برای کلمه رضا می‌توان این مترادف‌ها را به کار برد: خوشحال، راضی، خشنود، قانع، مجاب، موافقت، رضایت و همداستانی. حتماً با بعضی از این واژه‌ها آشنا هستید. این کلمات هم‌معنی با رضا هستند و می‌توانید در جمله‌سازی و نوشتن متن از آن‌ها استفاده کنید. در مقابل، متضاد رضا – همان طور که احتمالاً حدس زده‌اید – ناراضی است.

    آشنایی با هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و متضادهای یک واژه، آسان‌ترین روش برای بهبود زبان فارسی شماست. با این کار هم می‌توانید متن‌های زیباتی بنویسید و هم سرعت جمله‌سازی شما بیشتر می‌شود.

    در ادامه برای درک بهتر معنای رضا، تعریف آن را در چند فرهنگ لغت معروف فارسی مرور می‌کنیم:
    – در فرهنگ دهخدا: رضا به معنای خشنود شدن است.
    – در فرهنگ معین: این واژه به معنی صلاحدید و خشنودی آمده است.
    – در فرهنگ عمید: رضا به مفهوم خشنودی و خوش‌دلی تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه راضی

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.