دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه حاصل + مترادف ، متضاد و معانی کلمه حاصل

    هم خانواده کلمه حاصل + مترادف ، متضاد و معانی کلمه حاصل

    هم خانواده کلمه حاصل

    کلمه «حاصل» یک واژه با ریشه عربی است که به معنای نتیجه و ثمره یک کار به کار می‌رود. واژه‌هایی مانند حصول، محصول، تحصیل و محصل هم‌خانواده‌های این کلمه محسوب می‌شوند. برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، باید ابتدا ریشه اصلی کلمه را تشخیص دهید.

    ریشه بیشتر واژه‌های عربی، سه حرفی است و این ریشه در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شود. این کلمات معمولاً معنای نزدیک به هم دارند و گاهی می‌توان در جمله آن‌ها را جایگزین یکدیگر کرد.

    واژه‌های مترادف حاصل نیز شامل این موارد می‌شوند: نتیجه، ثمره، بازده، راندمان، ماحصل، عملکرد، برآیند، برداشت، میوه، مولود، نفع، درآمد، بهره، بار، سود و فایده.

    یادگیری مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده، راهکاری آسان برای تقویت زبان فارسی است و به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و انشا بنویسید.

    علاوه بر این، معادل‌های فارسی کلمه حاصل که بیشتر ما با آن‌ها آشنا هستیم، عبارت‌اند از: دستاورد، برداشت، سازه، فرآورده، ساخته و بهره. همچنین متضاد این واژه، ضرر و زیان است.

    برای درک بهتر معنای حاصل، خوب است به تعریف آن در فرهنگ‌های مختلف توجه کنیم:

    – در فرهنگ معین: ثمره، سود، نفع، نتیجه، باقی‌مانده، به‌دست‌آمده، مالیات و خراج.
    – در لغت‌نامه دهخدا: به‌دست‌آمده، بهره، برآمده، برداشت، درآمد، نتیجه، بار، برآورده، دخل، ثمره، میوه و ثمر.
    – در فرهنگ عمید: محصول کشاورزی، به‌دست‌آمده، نتیجه و نیز عددی که از جمع چند عدد در ریاضی به‌دست می‌آید.
    – در فرهنگ واژه‌های فارسی سره: دستامد، ساخته، دستاور و سازه.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه ثمره

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    ۳.۹/۵ – (۳۵ امتیاز)

  • هم خانواده کلمه عالم + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عالم

    هم خانواده کلمه عالم + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عالم

    هم خانواده کلمه عالم

    حتماً تا به حال کلمه “عالم” را زیاد شنیده‌اید. این کلمه بسته به طرز خواندنش، دو معنی کاملاً متفاوت دارد. اگر “عالَم” بخوانیم، منظور همان جهان است. اما اگر “عالِم” تلفظ کنیم، معنایش دانشمند است و همچنین یکی از نام‌های خداوند می‌باشد. این واژه در اصل یک صفت است و در گذشته به عنوان اسم برای دختران نیز استفاده می‌شد.

    کلمه “عالم” ریشه عربی دارد و با پیدا کردن ریشه آن می‌توانید کلمات هم‌خانواده‌اش را به راحتی تشخیص دهید. کلماتی مانند علم، علوم، تعلیم، علّامه، معلوم و معلم همه از ریشه “علم” گرفته شده‌اند و معانی نزدیک به هم دارند.

    یادگیری مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده “عالم” به شما کمک می‌کند معنای این کلمه را بهتر بفهمید. علاوه بر این، توانایی شما را در ساختن جمله‌های بهتر تقویت می‌کند. در نتیجه می‌توانید در نوشتن انشا مهارت پیدا کنید و نویسنده قوی‌تری شوید.

    مترادف‌های کلمه “عالَم” (با فتحه روی لام) شامل این موارد است: جهان، آفاق، آفرینش، کیهان، دنیا، فلک، گیتی و گردون. اما اگر این کلمه را “عالِم” (با کسره روی لام) بخوانیم، مترادف‌هایش می‌شود: دانشمند، خردمند، دانا، محقق، دانشور، فرزانه، فرهیخته، علیم، ملا و فاضل.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    مقاله هم خانواده کلمه جوان + معنی و مترادف کلمه جوان منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه آداب + معنی و مترادف کلمه آداب را از دست ندهید.

    پس از یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های “عالم”، بد نیست معنای آن در فرهنگ‌های لغت فارسی را هم بدانید. در لغتنامه دهخدا، “عالم” به معنای همه مخلوقات است. در فرهنگ عمید، دنیا، جهان و گیتی معنی شده و در فرهنگ معین به موجودات، هستی، عظمت، حالت، وضعیت، حیطه و محدوده ترجمه شده است. در پایان خوب است بدانید که متضاد این کلمه، جاهل و نادان است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه فقط + معنی و مترادف کلمه فقط را بخوانید.

  • هم خانواده کلمه علوم + معنی ، مترادف و متضاد کلمه علوم

    هم خانواده کلمه علوم + معنی ، مترادف و متضاد کلمه علوم

    هم خانواده کلمه علوم

    کلمه “علوم” که جمع “علم” است، از واژه‌های پرکاربرد و آشنا برای همه ماست. در دوران مدرسه، همه ما کتابی به نام علوم داشته‌ایم که در آن چیزهای زیادی درباره دنیای اطرافمان یاد گرفته‌ایم.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه تمام + معنی و مترادف کلمه تمام مراجعه کنید.

    این کلمه ریشه عربی دارد و اگر ریشه آن را بدانیم، می‌توانیم کلمات هم‌خانواده آن را به راحتی پیدا کنیم. ریشه این واژه، “علم” است. بنابراین کلمات هم‌خانواده آن عبارتند از: معلوم، عالم، علیم، تعلیم، علم، معلم و اعلام.

    مقاله هم خانواده کلمه عرب + معنی و مترادف کلمه عرب منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    یادگیری این روش به شما کمک می‌کند تا در تشخیص کلمات هم‌خانواده مهارت پیدا کنید. همچنین، آشنایی با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک کلمه، دایره لغات شما را گسترده‌تر کرده و به تقویت زبان فارسی شما کمک می‌کند.

    کلمات هم‌خانواده معمولاً معنای نزدیک به هم دارند و گاهی می‌توان آن‌ها را به جای یکدیگر به کار برد. اما مترادف‌ها به کلماتی گفته می‌شود که دقیقاً معنای یکسانی دارند و به راحتی می‌توانند جایگزین هم شوند.

    حالا که با هم‌خانواده‌های “علوم” آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بدانید. مترادف‌های این کلمه عبارتند از: دانش‌ها، حقایق و معارف.

    در پایان، به معنی “علوم” در فرهنگ‌های مختلف اشاره می‌کنیم. در لغت‌نامه دهخدا، این واژه به معنای علم و دانش آمده است. در فرهنگ عمید و معین، علوم به عنوان مجموعه‌ای از دانش‌های تجربی تعریف شده است. همچنین متضاد این کلمه “فنون” است که یادگیری آن نیز خالی از لطف نیست.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه عقب + معنی و مترادف کلمه عقب مراجعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه معلم

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

  • هم خانواده کلمه عطار + مترادف و معانی کلمه عطار

    هم خانواده کلمه عطار + مترادف و معانی کلمه عطار

    هم خانواده کلمه عطار

    کلمه عطار برای همه ما آشناست. احتمالاً در محل زندگی‌تان یک عطاری وجود دارد و شما هم گاهی داروهای گیاهی مورد نیازتان را از آنجا می‌خرید. به کسی که گیاهان دارویی می‌فروشد، عطار می‌گویند.
    این افراد معمولاً اطلاعات خوبی در زمینه طب سنتی دارند و با خواص درمانی گیاهان مختلف آشنایی هستند. اما آیا با کلمات هم‌خانواده و مترادف عطار نیز آشنا هستید؟ در ادامه این موارد را با هم مرور می‌کنیم.

    **هم‌خانواده‌های کلمه عطار**، عطر و معطر هستند. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیکند. شما می‌توانید از آن‌ها در جمله‌سازی و نوشتن استفاده کنید.

    **مترادف‌های کلمه عطار** نیز عبارت‌اند از: دوافروش، خوشبوفروش و عطر فروش.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه نعمت + مترادف و معنی کلمه نعمت را بخوانید.

    در فرهنگ لغت فارسی، عطار به کسی گفته می‌شود که دارو، گیاهان دارویی و ادویه می‌فروشد. در فرهنگ معین، این واژه به معنای دوافروش آمده است؛ زیرا در گذشته که داروخانه‌ها به شکل امروزی وجود نداشتند، مردم بیشتر داروهای خود را از عطاری‌ها تهیه می‌کردند.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده معطر

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه نقش + مترادف و معانی کلمه نقش بیابید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه نظام + مترادف و معنی کلمه نظام را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه عطر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عطر

    هم خانواده کلمه عطر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عطر

    هم خانواده کلمه عطر

    همه ما با واژه عطر آشنا هستیم و می‌دانیم که انواع زیادی از عطرها در دنیا وجود دارد. در زبان فارسی، عطر به معنای بوی خوش، رایحه دلپذیر و خوشبو است. در واقع به هر چیزی که بوی خوبی بدهد، عطر می‌گوییم.
    برای نمونه، همه ما رایحه گل محمدی را دوست داریم. همچنین بوی بدن نوزادان، یک رایحه ویژه و دلنشین است که باعث شادی و خوشحالی می‌شود. در ادامه، درباره کلمات هم‌خانواده و مترادف عطر بیشتر توضیح می‌دهیم. با ما همراه باشید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه سر بزنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما پیدا کنید.

    کلمات هم‌خانواده عطر که ریشه مشترکی با آن دارند، شامل این موارد می‌شوند: عطار، معطر، عطاری، عطراگین و عطری. همان‌طور که مشاهده می‌کنید، همه این کلمات دارای حروف «ع»، «ط» و «ر» هستند. به بیان دیگر، واژه عطر، پایه و ریشه سایر کلماتی است که به عنوان هم‌خانواده معرفی شده‌اند.

    مترادف‌های کلمه عطر عبارتند از: خوشبو، بوی خوش، شمیم، رایحه، عطرآمیز، دماغ‌پرور، عطرآگین، گل‌بیز، نافه‌بو، نکهت و گل‌بو. شما می‌توانید در جمله‌های خود از این واژه‌ها به جای عطر استفاده کنید.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    همچنین متضادهای عطر شامل کلماتی مانند گندیده، بدبو و متعفن است. در پایان، به تعریف واژه عطر در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، عطر به معنای خوشبو کردن و خوشبو شدن آمده است. فرهنگ معین، عطر را به عنوان رایحه خوشبو معرفی کرده و در فرهنگ واژه‌های فارسی هوشیار، معنی عطر به صورت ماده خوشبوکننده، خوشبوی شدن و خوشبو کردن بیان شده است.

    مقاله هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

  • هم خانواده کلمه حفظ + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حفظ

    هم خانواده کلمه حفظ + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حفظ

    هم خانواده کلمه حفظ

    کلمه “حفظ” که از زبان عربی به فارسی آمده، برای ما بسیار آشناست. معنی‌های مختلفی دارد مانند نگهداری، به خاطر سپردن و مراقبت کردن. در ادامه، کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی این واژه را بررسی می‌کنیم.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    **کلمات هم‌خانواده**
    کلماتی مانند محفوظ، حفاظ، حفاظت، محافظ، حافظه، حفیظ و محفظه با “حفظ” هم‌خانواده هستند. همان طور که می‌بینید، این کلمات سه حرف اصلی “ح”، “ف” و “ظ” را در خود دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. بنابراین می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید.

    **کلمات هم‌معنی**
    برای کلمه حفظ، معادل‌های زیادی وجود دارد؛ از جمله پشتیبانی، محافظت، به خاطر سپردن، نگهداری، صیانت، ذهن، خاطر، ضبط، حمایت، از بر کردن و پاس. این واژه‌ها تقریباً هم‌معنی با “حفظ” هستند و بسیاری از آن‌ها را به خوبی می‌شناسیم.

    **متضادهای حفظ**
    در مقابل، کلماتی مانند فراموش کردن و ذهول نقطهٔ مقابل معنای “حفظ” قرار می‌گیرند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه گواهی + مترادف و معانی کلمه گواهی.

    **معنی در فرهنگ‌های لغت**
    در فرهنگ معین، برای این واژه معانی زیر آمده است: در حافظه نگاه داشتن، ذهن، نگهداری کردن، مراقبت و جلوگیری از بین‌ظمی.
    لغتنامه دهخدا نیز آن را به معنای حراست، نگهداری، صیانت و نگاهداشت می‌داند.
    فرهنگ عمید هم جلوگیری از نابودی چیزی، از بر کردن مطلب، یادگیری و نگهداری را به عنوان معنی این کلمه ذکر کرده است.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه فتوا + مترادف و معنی کلمه فتوا سری سر بزنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه حرمت

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه رشد + مترادف ، متضاد و معنی کلمه رشد مراجعه کنید.

  • هم خانواده کلمه حرکت + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حرکت

    هم خانواده کلمه حرکت + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حرکت

    هم خانواده کلمه حرکت

    کلمه “حرکت” از زبان عربی گرفته شده و ریشه در واژه “حرکه” دارد. این واژه در فارسی بسیار پرکاربرد است و به ویژه در مورد وسایل نقلیه زیاد به کار می‌رود. با اینکه این کلمه برای همه آشناست، شاید معنی دقیق و واژه‌های هم‌خانواده و مشابه آن را به خوبی ندانید. در ادامه این واژه‌ها را برای شما توضیح می‌دهیم.

    واژه‌های هم‌خانواده “حرکت” عبارتند از: حرکات، محرک، حرکه، تحریک و تحرک. همه این کلمات ریشه یکسانی دارند و معانی نزدیک به هم دارند. همچنین معادل‌های فارسی برای کلمه حرکت شامل “جنبش”، “تکان”، “پویش” و “جُنبه” می‌شود که همگی مفهوم “جنبیدن” را می‌رسانند.

    برای اینکه معنای حرکت را بهتر بفهمید، خوب است با واژه‌های مشابه آن نیز آشنا شوید. این واژه‌ها شامل موارد زیر هستند: جنبش، تحرک، تکان، اهتزاز، نوسان، رفتار، قیام، عزیمت، سیر، گردش، نهضت، عمل، وول، رحلت و کوچ.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    مقاله هم خانواده کلمه گواهی + مترادف و معانی کلمه گواهی حاوی اطلاعات جامعی است.

    یادگیری واژه‌های هم‌معنی و هم‌خانواده، روشی آسان و مؤثر برای تقویت زبان فارسی است، پس بهتر است به آن توجه کنید. همچنین بد نیست بدانید که واژه‌های مخالف حرکت شامل “سکون”، “آرامیدن”، “درنگ”، “رفرم” و “اقامت” می‌شوند. در پایان، شاید جالب باشد که بدانید این واژه در فرهنگ‌های مختلف فارسی چگونه تعریف شده است.

    در فرهنگ معین، حرکت به معنی تکان خوردن، جابه‌جا کردن، جنبیدن، جنبش، تکان دادن، فعالیت، عمل و کار معنی شده است. در لغتنامه دهخدا، این کلمه به معنای تکان خوردن، جنبیدن، حرکه و تکان آمده است. همچنین در فرهنگ عمید، حرکت به “جنبش” تعبیر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه ثابت

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه فتوا + مترادف و معنی کلمه فتوا مراجعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه رشد + مترادف ، متضاد و معنی کلمه رشد سر بزنید.

    3.6/5 – (8 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه حکیم + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حکیم

    هم خانواده کلمه حکیم + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حکیم

    هم خانواده کلمه حکیم

    کلمه “حکیم” از زبان عربی گرفته شده و معمولاً برای اشاره به افراد دانا و خردمند به کار می‌رود. در گذشته از این واژه برای خطاب کردن پزشکان و دانشمندان استفاده می‌شد، اما امروزه کمتر رواج دارد. در ادامه، برای آشنایی بیشتر با این واژه، هم‌خانواده‌ها و کلمات هم‌معنی آن را مرور می‌کنیم.

    هم‌خانواده‌های کلمه حکیم عبارت‌اند از: حکم، محکوم، حکمت، حاکم و حکما (که جمع حکیم است). این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و از نظر معنایی نیز نزدیک به هم هستند. معادل‌های فارسی حکیم نیز شامل کلماتی مانند خردمند، دانا، فرزانه و آگاه می‌شود.

    برای اینکه بهتر با معنای حکیم آشنا شوید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بدانید. برخی از این مترادف‌ها عبارت‌اند از: طبیب، عاقل، عارف، فیلسوف، دانش‌پژوه، دانشمند، فرزانه، دانشور، فاضل، عالم و پزشک. این کلمات تقریباً هم‌معنی هستند و می‌توانید در جای مناسب، به جای حکیم از آن‌ها استفاده کنید.

    حال که با هم‌خانواده و مترادف‌های حکیم آشنا شدید، احتمالاً می‌توانید حدس بزنید که متضادهای این کلمه چه هستند. کلماتی مانند نادان، جاهل، بیمار و مریض، نقطه مقابل حکیم به شمار می‌روند.

    در فرهنگ‌های معتبری مانند عمید، دهخدا و معین، معنی حکیم را خردمند، فیلسوف، پزشک، دانا و دانشمند نوشته‌اند و همچنین به عنوان یکی از نام‌های خداوند از آن یاد شده است. در فرهنگ اسدی نیز این واژه به معنای دانشمند، خردپژوه، داننده، خردمند، درستکار و کسی که کارهای شایسته انجام می‌دهد، آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه عالم

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

  • هم خانواده کلمه رسم + مترادف و معانی کلمه رسم

    هم خانواده کلمه رسم + مترادف و معانی کلمه رسم

    هم خانواده کلمه رسم

    کلمه “رسم” از زبان عربی وارد فارسی شده و امروزه بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. این واژه در فارسی دو معنای اصلی و پرکاربرد دارد که در ادامه به همراه کلمات هم‌خانواده و مترادف آن‌ها بررسی می‌شوند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار بیابید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    هم‌خانواده‌های کلمه رسم شامل واژه‌هایی مانند رسوم، مراسم، مرسوم، رسومات، ترسیم و ترسیمات می‌شود. همه این کلمات از یک ریشه هستند و از نظر معنایی به هم نزدیک می‌باشند.

    در مورد معانی کلمه رسم، همانطور که گفته شد، دو مفهوم عمده دارد: معنای اول آن به قوانین نانوشته، عرف و شیوه‌های پذیرفته شده در یک جامعه اشاره دارد. معنای دوم آن، به عمل کشیدن یا طراحی کردن خطوط و شکل‌ها روی کاغذ مربوط می‌شود.

    پس از آشنایی با معانی و کلمات هم‌خانواده، خوب است مترادف‌های این واژه را نیز بشناسیم. یادگیری مترادف‌ها به درک بهتر معنی کلمه کمک می‌کند و همچنین دایره لغات شما را گسترش می‌دهد که در ساختن جملات بهتر و نوشتن متن‌های روان بسیار مفید است.

    مترادف‌های واژه رسم عبارتند از آیین، آداب، طریقه، سنت، رستاد، مرسوم، رویه، راه، متداول، روش، عرف، قرار، طور، قانون، قاعده، آسا، هنجار، داب، مقرری، حق العمل، باب، مستمری، عادت، مشاهده، ترسیم، وظیفه و عوارض.

    در لغت‌نامه دهخدا برای واژه رسم معناهایی مانند شیوه، روش، قاعده، آیین و طریق، منوال، وضع و اسلوب، طرز و قانون آورده شده است. فرهنگ عمید نیز آن را به معنای سنت رایج، قانون، آیین و همچنین نمایش شکل‌ها با استفاده از خطوط تعریف کرده است. فرهنگ معین هم روش، دستور، عادت، آیین، قاعده، عرف، نشانی منزل، رسم و ترتیب و کشیدن خط یا شکل بر روی کاغذ را به عنوان معانی این کلمه ذکر کرده است.

  • هم خانواده کلمه تفکر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه تفکر

    هم خانواده کلمه تفکر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه تفکر

    هم خانواده کلمه تفکر

    کلمه “تفکر” برای همه ما آشناست و به معنای فکر کردن و اندیشیدن است. در زبان فارسی، به فرآیند فکر کردن، تفکر می‌گوییم. بهتر است قبل از انجام هر کاری، به خوبی فکر کنیم و آن را از جهات مختلف بررسی نماییم. جالب است بدانید که آنچه انسان را از سایر موجودات متمایز می‌کند، همین قدرت تفکر است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله خلاصه و معنی کلمات بخوان و بیندیش هفت مروارید سرخ + هم خانواده و مخالف به شما کمک خواهد کرد.

    واژه‌هایی مانند افکار، فکر، فکور، مفکر و متفکر، هم‌خانواده‌های کلمه تفکر هستند. همانطور که می‌بینید، همه این کلمات از یک ریشه مشترک، یعنی حروف “ف”، “ک” و “ر” ساخته شده‌اند. اگر شما ریشه اصلی یک کلمه را پیدا کنید، به راحتی می‌توانید واژه‌های هم‌خانواده آن را تشخیص دهید. یادگیری این کلمات، دایره لغات شما را گسترش می‌دهد و به شما کمک می‌کند تا راحت‌تر و سریع‌تر جمله‌سازی کنید.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و کلمات هم‌معنی تفکر آشنا شدید، خوب است بدانید که متضاد این کلمه، “تخیل” است.

    کلمات مترادف و هم‌معنی تفکر عبارتند از: تدبر، اندیشه کردن، استدلال، فکر کردن، تعقل، تامل، تصور، خیال، فکر و اندیشیدن.

    در پایان، برای اینکه معنای کلمه تفکر را بهتر درک کنید، به تعریف آن در چند لغتنامه معروف فارسی نگاهی می‌اندازیم:
    – در فرهنگ معین، تفکر به معنای “اندیشه” و “اندیشه کردن” آمده است.
    – در لغتنامه دهخدا، معنی آن “نظر کردن در چیزی”، “تعمق”، “اندیشه کردن”، “تامل”، “فکر” و “اندیشیدن” ذکر شده است.
    – فرهنگ عمید، تفکر را به معنای “فرو رفتن در فکر” و “اندیشیدن” معرفی می‌کند.
    – در فرهنگ واژه‌های فارسی سره نیز این کلمه به صورت “اندیشه‌گری”، “پنداشت” و “اندیشه” معنی شده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید بیابید.

    در این مقاله هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر اطلاعات مفیدی آمده است.

    مقاله معنی کلمات و متن درس چهاردهم ادب از که آموختی فارسی چهارم + هم خانواده و مخالف منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی کلمات درس سیزدهم لطف حق فارسی چهارم + هم خانواده مخالف و خلاصه درس را بخوانید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث.