دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه طفل + مترادف ، متضاد و معنی کلمه طفل

    هم خانواده کلمه طفل + مترادف ، متضاد و معنی کلمه طفل

    هم خانواده کلمه طفل

    کلمه “طفل” یک واژه با ریشه عربی است که در زبان فارسی به معنای کودک، بچه یا نوزاد به کار می‌رود. در گذشته این کلمه استفاده بیشتری داشت و احتمالاً کلماتی مانند “اطفال” (که جمع طفل است) و “طفولیت” را شنیده‌اید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    واژه‌های هم‌خانواده طفل شامل طفول، اطفال، طفیل و طفولیت می‌شوند. این کلمات از یک ریشه گرفته شده‌اند و معنی‌های نزدیک به هم دارند.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی کلمات بخوان بیندیش دوستان همدل فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد را از دست ندهید.

    یادگیری این گروه از کلمات، راهی آسان برای تقویت زبان فارسی است و به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر بتوانید جمله‌های درست و زیبا بسازید. در مقابل، متضادهای کلمه طفل، واژه‌های بزرگسال و بالغ هستند که دقیقاً معنای مخالف آن را می‌رسانند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه نتیجه + مترادف و معنی کلمه نتیجه بیابید.

    مقاله هم خانواده کلمه تعمیر + مترادف و معنی کلمه تعمیر منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    حالا که با هم‌خانواده‌های طفل آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بدانید. مترادف‌های این واژه عبارتند از: غلام، کودک، بچه، خردسال، نوباوه، نوجوان و نوزاد.

    در پایان برای اینکه بهتر با معنای طفل آشنا شوید، به تعریف این کلمه در فرهنگ‌های معتبر فارسی نگاهی می‌اندازیم. در فرهنگ معین، طفل به معنای کودک و بچه آمده است. در لغت‌نامه دهخدا نیز معنی‌هایی مانند مولود، کودک، نوزاد انسان، بچه و زغلول برای آن ذکر شده است. در دیگر کتاب‌های لغت فارسی نیز این واژه به معنی کودک و بچه ثبت شده است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ای وطن کلاس ششم صفحه ۵۰ ✅ هم خانواده و مخالف به شما کمک خواهد کرد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه وزن + مترادف و معنی کلمه وزن را بخوانید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه طفولیت

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی همه از خاک پاک ایرانیم کلاس ششم فارسی صفحه ۵۶ ✅ هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

  • هم خانواده کلمه افتخار + مترادف و معنی کلمه افتخار

    هم خانواده کلمه افتخار + مترادف و معنی کلمه افتخار

    هم خانواده کلمه افتخار

    کلمه “افتخار” در زبان فارسی برای بیان احساس سربلندی و بزرگی به کار می‌رود. این واژه اصلیتی عربی دارد و معادل آن در فارسی می‌توان “نازیدن” یا “بالیدن” بود. معمولاً از این کلمه به صورت صفت استفاده می‌شود.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    واژه‌های هم‌خانواده آن مانند “فاخر”، “مفتخر” و “فخر” هم ریشه مشترکی با افتخار دارند و معنای نزدیک به همی نیز دارند. بنابراین می‌توان در جمله‌های مختلف آن‌ها را جایگزین یکدیگر کرد.

    مترادف‌های افتخار نیز شامل “سربلندی”، “سرافرازی”، “مباهات”، “نازیدن” و “نازش” می‌شود. اگر این هم‌خانواده‌ها و مترادف‌ها را به خوبی یاد بگیرید، هم بهتر می‌توانید از آن‌ها در جملات استفاده کنید و هم درک بهتری از متن‌ها خواهید داشت و نوشتن انشا برایتان آسان‌تر می‌شود.

    برای اینکه معنای افتخار را بهتر بفهمید، زمانی را به خاطر بیاورید که از انجام کاری سربلند و خوشحال بوده‌اید. مثلاً یک دانش‌آموز وقتی در درس‌هایش موفق می‌شود و نمره‌های خوبی می‌گیرد، می‌تواند به خودش افتخار کند.

    در لغت‌نامه دهخدا برای افتخار معنی‌هایی مانند “نازیدن”، “فخر کردن” و “بالیدن” نوشته شده است. فرهنگ معین هم “فخر کردن”، “نازش” و “افتخارات” را برای این واژه آورده و در فرهنگ عمید هم “سرافرازی”، “نازیدن” و “فخر کردن به چیزی” به عنوان معنی افتخار ذکر شده است. “بالندگی” و “سربلندی” هم از دیگر معناهای این کلمه هستند.

    حتماً اصطلاح “مایه افتخار” را زیاد شنیده‌اید. معمولاً پدر و مادرها وقتی از فرزندشان راضی هستند، می‌گویند: “او مایه افتخار من است.” یعنی فرزندشان باعث سربلندی و بزرگی آن‌ها در جامعه شده است. با یادگیری معانی مختلف این واژه، می‌توانید به راحتی در موقعیت‌های گوناگون از آن استفاده کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه غرور

  • هم خانواده کلمه احوال + مترادف و معنی کلمه احوال

    هم خانواده کلمه احوال + مترادف و معنی کلمه احوال

    هم خانواده کلمه احوال

    کلمه «احوال» یک واژه عربی است که به صورت جمع به کار می‌رود و به شرایط، وضعیت و چگونگی زندگی فرد اشاره دارد. اگر بخواهید معنای این واژه را بهتر درک کنید، می‌توانید معادل‌ها و واژه‌های هم‌معنی آن را در زبان فارسی بررسی کنید. معادل‌های فارسی این کلمه عبارت‌اند از: «سرگذشت» و «چگونگی».

    واژه‌های هم‌خانواده «احوال» شامل «حال» و «حالت» می‌شوند که از نظر معنایی نزدیک به هم هستند و ریشه یکسانی دارند. برای ساختن جمله با کلمه «احوال» می‌توانید از خود این واژه یا معادل‌های فارسی آن کمک بگیرید.

    برخی از مترادف‌های کلمه «احوال» عبارت‌اند از: حال، حالات، اعمال، اوضاع و سرگذشت. شما می‌توانید از این واژه‌ها به عنوان جایگزین‌های مناسب برای «احوال» در جملات مختلف استفاده کنید.

    در این مقاله هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه اطلاعات مفیدی آمده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز بیابید.

    حتماً این کلمه را هنگام احوالپرسی زیاد شنیده‌اید. وقتی کسی از شما می‌پرسد «احوالتان چطور است؟»، در واقع می‌خواهد از وضعیت و شرایط شما باخبر شود. این واژه معمولاً همراه با کلمه «حال» به کار می‌رود. مثلاً وقتی دو نفر همدیگر را می‌بینند، با هم «حال و احوال» می‌کنند.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    به عنوان مثال، به جای اینکه بپرسید «احوال شما چطور است؟» می‌توانید بگویید «اوضاع شما چطور است؟» این دو پرسش تقریباً یک معنا دارند. استفاده از این واژه‌ها به شما کمک می‌کند تا روان‌تر و سلیس‌تر بنویسید و در جمله‌سازی مهارت بیشتری پیدا کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه حس

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه احساس + مترادف و معانی کلمه احساس

    هم خانواده کلمه احساس + مترادف و معانی کلمه احساس

    هم خانواده کلمه احساس

    کلمه “احساس” در زبان فارسی معنایی بسیار گسترده دارد و معمولاً به عواطف و حالات درونی اشاره می‌کند. این واژه در واقع شکل جمعِ “حس” است و ریشه اصلی آن نیز به شمار می‌رود. احساس به ما کمک می‌کند تا حالت‌های درونی و بیرونی خود را توصیف کنیم.

    واژه‌های هم‌خانواده احساس عبارت‌اند از: حس، حساس، محسوس، حواس و احساسات. این کلمات از نظر معنی به هم نزدیک هستند و در شرایط گوناگون می‌توان آن‌ها را جایگزین یکدیگر کرد.

    همچنین کلماتی مانند دریافتن، درک، حس و عاطفه به عنوان مترادف‌های احساس شناخته می‌شوند که در گفت‌وگوهای روزمره زیاد از آن‌ها استفاده می‌کنیم. دیگر واژه‌های هم‌معنی احساس عبارت‌اند از: طعم، بینش، گمان، مشاهده، مزه، ذوق و لذت.

    به جای کلمه احساس می‌توان از معادل‌های فارسی مانند برداشت، سهش، دریافت و شور نیز استفاده کرد. در لغتنامه دهخدا، احساس به معنای درک کردن، یافتن، دریافتن و دیدن آمده است. فرهنگ عمید نیز احساس را به معنای دریافتن و درک کردن چیزی با کمک حواس پنجگانه تعریف کرده است. معناهای دیگری مانند دریافتن، دانستن و آگاه شدن نیز در دیگر فرهنگ‌های فارسی برای این واژه ثبت شده است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    آشنایی با این کلمات به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های روان‌تری بنویسید. استفاده از واژه‌های هم‌خانواده، مترادف و معادل‌های فارسی آن‌ها نقش مهمی در تقویت مهارت‌های زبانی دارد.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه هوش

    3.4/5 – (7 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه ادب + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ادب

    هم خانواده کلمه ادب + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ادب

    هم خانواده کلمه ادب

    ادب یک واژه با ریشه عربی است که در زبان فارسی به مفهوم فرهنگ و تربیت به کار می‌رود. در فارسی، ادب معمولاً به رفتار محترمانه و اخلاق نیک اشاره دارد.
    به طور کلی، ادب ویژگی فردی است که با نزاکت و احترام رفتار می‌کند. برای نمونه، اگر بگوییم «رضا دانش‌آموز باادبی است»، یعنی او رفتاری شایسته و اخلاقی دارد.

    واژه‌های هم‌خانواده ادب شامل آداب، مودب و ادیب می‌شوند که همگی معنایی نزدیک به هم دارند و ریشه همه آن‌ها به ادب برمی‌گردد.

    آشنایی با معانی گوناگون واژه‌ها در فارسی و عربی به تقویت زبان فارسی کمک می‌کند و باعث می‌شود جملات شما روان‌تر و زیباتر شوند.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    مترادف‌های ادب عبارت‌اند از: فرهنگ، احترام، رعایت، تربیت، ادبیات، متانت، رسم، روش، نزاکت، آیین و نهاد. یادگیری این واژه‌ها دامنه لغات شما را گسترش می‌دهد و برای پیشرفت در زبان فارسی بسیار سودمند است.

    حال که با معانی فارسی، واژه‌های هم‌خانواده و مترادف‌های ادب آشنا شدید، خوب است متضادهای آن را نیز بدانید. متضادهای ادب شامل بی‌ادب، بی‌نزاکت و بی‌فرهنگ می‌شوند.

  • هم خانواده کلمه علم + معنی ، مترادف و متضاد کلمه علم

    هم خانواده کلمه علم + معنی ، مترادف و متضاد کلمه علم

    هم خانواده کلمه علم

    کلمه «علم» ریشه عربی دارد و از آن می‌توان کلمات زیادی ساخت که با هم ارتباط معنایی دارند. این کلمات هم‌خانواده عبارتند از: عالم، تعلیم، معلوم، اعلام، علیم، معلم و تعلم.

    در زبان عربی، اگر چند کلمه در سه حرف اصلی مشترک باشند، آن‌ها را هم‌خانواده می‌نامیم. آشنایی با کلمات هم‌خانواده به شما کمک می‌کند تا راحت‌تر جمله بسازید و در نوشتن متن‌های مختلف مهارت بیشتری پیدا کنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه عقب + معنی و مترادف کلمه عقب به شما کمک خواهد کرد.

    در فارسی، علم به معنای دانستن، شناختن و آگاه بودن است. این آگاهی می‌تواند درباره قوانین طبیعت، جهان یا جامعه امروزی باشد. برای مثال در این جمله: «شما با علم به این که درس خواندن باعث موفقیتتان می‌شود، به مدرسه می‌روید.»، کلمه «علم» به معنای آگاهی و اطلاع است.

    واژه‌های مترادف علم نیز شامل این موارد می‌شود: معرفت، بینش، خرد، دانایی، فضل، فرهنگ و دانش. یادگیری مترادف‌ها به درک بهتر معنی کلمات و استفاده مناسب از آن‌ها در موقعیت‌های مختلف کمک می‌کند.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    در فرهنگ‌های فارسی، معادل‌های دیگری نیز برای علم آورده شده است؛ مانند: دانش، دانایی، پرچم، نشان و درفش. در لغتنامه دهخدا، علم به معنای آفرینش علم به کار رفته، در فرهنگ معین به معنای یقین داشتن است و در فرهنگ عمید به معنای رایت آمده است.

    همچنین متضادهای کلمه علم عبارتند از: نادانی، جهل، ناآگاهی و بی‌دانشی. شناخت این کلمات به شما کمک می‌کند تا دایره لغات خود را گسترش دهید و در جمله‌نویسی تواناتر شوید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه معلوم

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه تمام + معنی و مترادف کلمه تمام سری سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه عرب + معنی و مترادف کلمه عرب را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه عظیم + مترادف ، متضاد و معنی کلمه عظیم

    هم خانواده کلمه عظیم + مترادف ، متضاد و معنی کلمه عظیم

    هم خانواده کلمه عظیم

    کلماتی که با واژه “عظیم” هم‌خانواده هستند، بر اساس معنای اصلی آن و حروف مشترک بین آن‌ها مشخص می‌شوند. عظیم یک واژه عربی به معنای بزرگ و بااهمیت است. کلماتی مانند عظمت، عظمی، اعظم، عظیمه و معظم، هم‌خانواده‌های این واژه به شمار می‌روند.

    برخی از این کلمات هم‌خانواده، مانند “اعظم”، به عنوان اسم به کار می‌روند. همچنین در میان واژه‌های هم‌معنی عظیم، کلمه “جلیل” که به معنای بزرگ و باارزش است نیز به صورت اسمی استفاده می‌شود.
    معادل‌های فارسی واژه عظیم عبارت‌اند از: بزرگ، والا، باشکوه، بزرگ‌وار، تنومند و کلان. آشنایی با واژه‌های هم‌معنی، معادل و هم‌خانواده به شما کمک می‌کند تا معنای یک کلمه را بهتر درک کنید و به خاطر بسپارید. به همین دلیل، خوب است که آن‌ها را تمرین کنید و یاد بگیرید.

    این واژه معمولاً برای توصیف چیزهای بزرگ یا مقام‌های بالا به کار می‌رود. برای مثال، در توصیف یک ساختمان بسیار بزرگ یا یک شخص با مقام بالا، می‌توان از کلمه عظیم استفاده کرد. واژه‌های هم‌معنی عظیم شامل کبیر، کلان، بزرگ، جلیل، خطیر و مهم می‌شوند.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    همان‌طور که احتمالاً حدس می‌زنید، واژه‌های مخالف عظیم، کوچک، صغیر و ناچیز هستند که بر کم‌اهمیتی و کوچکی دلالت دارند. در فرهنگ معین، معنی عظیم به صورت بزرگ، بلندقدر، والا، فراوان و بسیار آمده است. همچنین در لغت‌نامه دهخدا، این واژه به معنای کلان، بزرگ، بلندمرتبه و محترم معرفی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه وسیع

  • هم خانواده کلمه فکر + مترادف ، متضاد و معانی کلمه فکر

    هم خانواده کلمه فکر + مترادف ، متضاد و معانی کلمه فکر

    هم خانواده کلمه فکر

    همه ما با واژه «فکر» آشنا هستیم و هر روز به چیزهای مختلفی فکر می‌کنیم. به همین دلیل، خوب است که واژه‌های هم‌خانواده و هم‌معنی آن را نیز بشناسیم.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    واژه‌های **فكور، افكار، متفكر** و **تفكر** هم‌خانوادهٔ کلمهٔ فکر هستند، چون همه از یک ریشه گرفته شده‌اند. از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند و همه به مفهوم اندیشیدن و فکر کردن اشاره دارند.

    در زبان فارسی، معادل‌هایی مانند **اندیشه، گمان، باور** و **سگالش** برای فکر به کار می‌روند که بعضی از آن‌ها برایتان آشناست. همان‌طور که می‌دانید، واژهٔ فکر ریشهٔ عربی دارد و در جمله‌های گوناگون، معانی مختلفی پیدا می‌کند. همچنین ساده‌ترین متضاد این کلمه، **بی‌فکری** است.

    فکر، مترادف‌های زیادی دارد که می‌توانید از آن‌ها در جمله‌نویسی و انشا استفاده کنید. برخی از این واژه‌ها عبارت‌اند از:
    **تأمل، تعقل، تفکر، اندیشه، پندار، خاطره، تصور، خیال، فرض، خاطر، یاد، نظریه، انگار، گمان، نیت، کله، مغز، هم‌رای، عقیده، صرافت** و **قصد**.

    در فرهنگ معین، فکر به معنای **افکار** و **اندیشه** آمده است. لغت‌نامهٔ دهخدا نیز معناهایی مانند **اندیشه، قوهٔ درک، افکار، مباهات، عقل** و **خرد** را برای آن ذکر کرده است. در فرهنگ عمید هم **اندیشه، هدف، توجه، برنامه، مشغولیت ذهنی** و **فعالیت‌های ذهنی** به عنوان معنی فکر بیان شده‌اند.

  • هم خانواده کلمه اعجاز + مترادف و معنی کلمه اعجاز

    هم خانواده کلمه اعجاز + مترادف و معنی کلمه اعجاز

    هم خانواده کلمه اعجاز

    هم‌خانواده به واژه‌هایی گفته می‌شود که از یک ریشه مشترک آمده‌اند و از نظر معنایی به هم نزدیک هستند. اگر ریشه یک کلمه را بدانید، می‌توانید به سادگی واژه‌های هم‌خانواده آن را پیدا کنید. برای مثال، هم‌خانواده‌های کلمه «اعجاز» عبارتند از: معجزه، عجز، عجوز، عاجز و عجوزه.

    کلمه اعجاز ریشه عربی دارد و به کار بزرگی اشاره می‌کند که فوق‌العاده و شگفت‌انگیز است. این واژه در واقع عملی را توصیف می‌کند که بسیار بزرگ و خارج از حد انتظار است. همه ما با کلمه معجزه آشنا هستیم؛ جالب است بدانید که اعجاز در واقع جمع کلمه معجزه محسوب می‌شود.

    یکی دیگر از معانی این کلمه در زبان فارسی، ناتوانی و درماندگی است. بنابراین می‌توان از کلمه اعجاز هم برای بیان یک کار خارق‌العاده و هم برای نشان دادن عجز و ناتوانی استفاده کرد.

    واژه‌های مترادف اعجاز شامل معجزه، عجز، خرق عادت و ناتوانی هستند که شناخته‌شده‌اند. در برخی فرهنگ‌های فارسی، معادل‌های دیگری مانند کار بزرگ، ورجاوندی و فرجود نیز برای آن ذکر شده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    در فرهنگ لغت دهخدا، اعجاز به معنای عَجز آمده است. در فرهنگ فارسی عمید، این واژه به عنوان کاری دشوار و برخلاف عادت تعریف شده است. با توجه به این توضیحات، اکنون می‌توانید به راحتی از این کلمه در جمله‌نویسی و نوشتن انشاء استفاده کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه معلوم

  • هم خانواده کلمه انتظار + مترادف و معنی کلمه انتظار

    هم خانواده کلمه انتظار + مترادف و معنی کلمه انتظار

    هم خانواده کلمه انتظار

    واژه «انتظار» یک لغت با ریشه عربی است که در زبان فارسی به مفهوم امیدوار بودن و آرزو کردن به کار می‌رود. این کلمه در گفتگوهای روزمره بسیار رایج است و همه ما با معنای «انتظار کشیدن» آشنا هستیم.

    واژه‌های هم‌خانواده انتظار شامل این موارد می‌شوند: نظر، منتظر، ناظر، منظره، منظور و نظارت. آشنایی با کلمات هم‌خانواده علاوه بر افزایش دایره واژگان، به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر و بهتر جمله‌سازی کنید.

    برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، باید ریشه اصلی کلمه را تشخیص دهید. در این گونه کلمات، معمولاً سه حرف پایه به صورت مشترک در همه آن‌ها دیده می‌شود. علاوه بر یادگیری هم‌خانواده‌ها، بهتر است معنی فارسی و واژه‌های مترادف یک لغت را نیز بیاموزید تا در تقویت زبان فارسی موفق‌تر عمل کنید.

    مترادف‌های کلمه انتظار عبارت‌اند از: چشمداشت، آرزو، امید، شکیبایی، صبر، توقع، شکیب و نگرش. شما می‌توانید در جمله‌هایی که از انتظار استفاده شده، این واژه‌ها را جایگزین کنید.

    معادل‌های فارسی این واژه نیز شامل این موارد است: چشم به راه بودن، چشمداشت و چشم داشتن. در لغتنامه دهخدا، معنی انتظار «توقع» و «چشم داشتن به چیزی» بیان شده است.

    در فرهنگ معین، انتظار به معنای چشم به راه بودن، توقع داشتن و نگرانی تعریف شده و در فرهنگ عمید نیز منتظر چیزی بودن، چشم به راه کسی نشستن و چشم داشت به عنوان معانی این واژه آورده شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه نظر

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.