دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه عمل + مترادف و معنی کلمه عمل

    هم خانواده کلمه عمل + مترادف و معنی کلمه عمل

    هم خانواده کلمه عمل

    کلمه “عمل” در فارسی بسیار پرکاربرد است و معانی گوناگونی دارد. در اصل، این واژه به معنای کار و کردار است، اما در زمینه‌های دیگری مانند عمل جراحی نیز به کار می‌رود. برای فهمیدن دقیق معنی “عمل” باید به جمله و موقعیتی که در آن استفاده شده توجه کنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی کلمات درس چهارم داستان من و شما کلاس ششم ✅ هم خانواده مخالف پیدا کنید.

    هم‌خانواده‌های کلمه عمل عبارتند از: عوامل، عامل، معمول و عملیات. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و معنی آن‌ها نیز نزدیک به هم است. بنابراین می‌توانید از آن‌ها در جمله‌سازی و نوشتن متن استفاده کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی کلمات درس سوم هوشیاری ✅ فارسی ششم دبستان + هم خانواده و مخالف را بخوانید.

    پس از آشنایی با هم‌خانواده‌های عمل، خوب است با واژه‌های هم‌معنی آن نیز آشنا شوید. این کلمات مترادف به شما کمک می‌کنند معنای عمل را بهتر بفهمید و دایره لغاتتان را گسترش دهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم ✅ هم خانواده و مخالف.

    مترادف‌های کلمه عمل عبارتند از: فعل، کار، پیشه، حرفه، ادا، ارتکاب، اقدام، رفتار، وظیفه، شغل و کردار. همچنین معادل‌های فارسی آن کار، کنش و کردار است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز مراجعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه ادامه دهید.

    در فرهنگ‌های مختلف فارسی نیز معانی گوناگونی برای عمل نوشته شده است. مثلاً در لغتنامه دهخدا، عمل به معنای انجام دادن، کار کردن و ساختن آمده است. در فرهنگ معین، رفتار، کردار و شغل دیوانی (به‌ویژه در امور مالی) معنی شده و در فرهنگ عمید، طرز کار، انجام کار و جراحی بدن انسان به عنوان معانی عمل ذکر شده است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه طب + مترادف و معنی کلمه طب

    هم خانواده کلمه طب + مترادف و معنی کلمه طب

    هم خانواده کلمه طب

    کلمه «طب» یک واژه با ریشه عربی است که به دانش پزشکی اشاره دارد. در گذشته این کلمه بسیار رایج بود، اما امروزه کمتر به کار می‌رود. واژه‌های هم‌خانواده آن شامل طبیب، طبابت، مطب و اطبا می‌شود.

    همانطور که مشاهده می‌کنید، این کلمات از یک ریشه گرفته شده‌اند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. در ادامه، برای روشن‌تر شدن مفهوم این واژه، معادل‌های آن را نیز توضیح خواهیم داد. یادگیری این کلمات، دایره واژگان شما را گسترش می‌دهد و به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر و بهتر جمله‌سازی کنید.

    معادل‌های کلمه طب عبارت‌اند از: حرفه پزشکی، طبابت، پزشکی، معالجه، درمان، درمان‌شناسی و معالجه کردن. این واژه‌ها هم‌معنی با «طب» هستند و شما می‌توانید در نوشته‌ها و جمله‌های خود از آن‌ها استفاده کنید.

    این واژه در فرهنگ‌های مختلف فارسی نیز تعریف شده است. برای مثال، در لغت‌نامه دهخدا، «طب» به معنای مرد کاردان، پزشکی، فرد دانا، دارو و درمان آمده است. در فرهنگ معین، این کلمه به درمان بیماری، پزشکی و معالجه کردن اشاره دارد.

    در فرهنگ عمید، «طب» به دانشی گفته می‌شود که بیماری‌ها را تشخیص داده و درمان می‌کند. همچنین در فرهنگ واژه‌های فارسی سره، معنای این واژه، دارو، درمان و پزشکی ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه اطبا

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

  • هم خانواده کلمه طول + مترادف ، متضاد و معنی کلمه طول

    هم خانواده کلمه طول + مترادف ، متضاد و معنی کلمه طول

    هم خانواده کلمه طول

    کلمات هم‌خانواده واژه «طول» شامل طویل، طولانی و طولی می‌شوند. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، ابتدا باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، ریشه اکثر کلمات سه حرفی است و این سه حرف در تمام کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شوند.

    در زبان فارسی، وقتی بن فعل در زمان حال و گذشته یکسان باشد، آن کلمات هم‌خانواده محسوب می‌شوند. این کلمات از نظر معنایی به هم نزدیک هستند. معادل‌های فارسی واژه طول نیز عبارت‌اند از: درازا، درازای و درازنا. برای اینکه معنای یک واژه را بهتر بفهمید، یادگیری مترادف‌های آن نیز بسیار مفید است.

    مترادف‌های کلمه طول عبارت‌اند از: درازا، امتداد، مسافت، مدت، زمان، درازی، ضلع بزرگ‌تر، دیرش و بعد. شما می‌توانید از این کلمات به‌جای واژه طول در جمله‌نویسی و انشا استفاده کنید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی و گسترش دایره لغات، یادگیری کلمات مترادف و هم‌خانواده است. با این کار می‌توانید انشاهای روان‌تر و خلاقانه‌تری بنویسید و نمره بهتری کسب کنید.

    در پایان، خوب است با متضادهای کلمه طول نیز آشنا شوید که عبارت‌اند از: پهنا و عرض. همان‌طور که می‌دانید، کلمات متضاد معنای مخالف یکدیگر دارند و یادگیری آن‌ها به درک بهتر معنای واژه کمک می‌کند.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه وسعت

    3.3/5 – (14 امتیاز)

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

  • هم خانواده کلمه طفولیت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه طفولیت

    هم خانواده کلمه طفولیت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه طفولیت

    هم خانواده کلمه طفولیت

    کلمه “طفولیت” به معنای دوره بچگی و کودکی است. همه ما روزهای کودکی خود را به خاطر داریم و از یادآوری آن لحظات لذت می‌بریم. این واژه ریشه عربی دارد و با استفاده از این ریشه می‌توانید کلمات هم‌خانواده آن را پیدا کنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی کلمات درس چهارم داستان من و شما کلاس ششم ✅ هم خانواده مخالف مراجعه کنید.

    هم‌خانواده‌های کلمه طفولیت شامل این موارد است: اطفال، طفل و طفلان. این واژه‌ها معنای نزدیک به هم دارند و احتمالاً در کتاب‌ها و نوشته‌های مختلف آن‌ها را دیده‌اید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    واژه‌های هم‌معنی و مترادف طفولیت نیز عبارتند از: کودکی، بچگی، صباوت، نوباوگی، طفلی، نوجوانی و خردسالی. شما می‌توانید از این کلمات به جای طفولیت در جمله‌های خود استفاده کنید تا نوشته‌تان روان‌تر و زیباتر شود.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های طفولیت آشنا شدید، خوب است معادل فارسی و متضاد آن را هم بدانید. این اطلاعات به تقویت زبان فارسی شما کمک می‌کند و سرعت جمله‌سازی شما را بیشتر می‌کند.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی کلمات درس سوم هوشیاری ✅ فارسی ششم دبستان + هم خانواده و مخالف را مطالعه کنید.

    معادل فارسی طفولیت، خردسالی، کودکی و بچگی است. متضاد این کلمه نیز که معنای کاملاً برعکس دارد، کهولت و کلان‌سالی است. در پایان جالب است بدانید که در فرهنگ‌های معروف فارسی مانند دهخدا، عمید و معین نیز کلمه طفولیت به معنای خردسالی و کودکی آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه برنا

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم ✅ هم خانواده و مخالف را بخوانید.

  • هم خانواده کلمه طمع + مترادف و معانی کلمه طمع

    هم خانواده کلمه طمع + مترادف و معانی کلمه طمع

    هم خانواده کلمه طمع

    کلمه «طمع» از زبان عربی گرفته شده و به معنای میل شدید برای به دست آوردن چیزهای بیشتر است. این واژه در فارسی بسیار رایج است و در گفتگوهای روزمره و همچنین ضرب‌المثل‌ها دیده می‌شود.

    برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده «طمع»، باید به ریشه آن توجه کنید. ریشه این کلمه از حروف «ط»، «م» و «ع» تشکیل شده و بر همین اساس، کلمات هم‌خانواده آن عبارت‌اند از: طماع، طماعی، طامع، طمعون و طمعا.
    این واژه‌ها معنایی نزدیک به هم دارند و شناخت آن‌ها برای یادگیری بهتر زبان فارسی مفید است.
    معادل‌های فارسی «طمع» نیز شامل توقع، چشم‌داشت و انتظار می‌شود.

    حال که با هم‌خانواده‌ها و معادل‌های فارسی «طمع» آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بشناسید.
    مترادف‌های این کلمه عبارت‌اند از: ولع، آز، زیاده‌خواهی، افزون‌طلبی، توقع، انتظار، چشم‌داشت، بیوس و حرص.
    این واژه‌ها تقریباً هم‌معنی با «طمع» هستند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید.

    در پایان، بد نیست نگاهی به تعریف «طمع» در فرهنگ‌های معتبر فارسی بیندازیم.
    در لغتنامه دهخدا، طمع به معنای آزمند، حریص، طامع، امیددارنده و زیاده‌خواه آمده است.
    فرهنگ معین آن را به عنوان امیدوار و آزمند معنی کرده و فرهنگ عمید نیز زیاده‌خواهی و حرص و آز را برایش ذکر کرده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه طعام

  • هم خانواده کلمه رنج + مترادف و معانی کلمه رنج

    هم خانواده کلمه رنج + مترادف و معانی کلمه رنج

    هم خانواده کلمه رنج

    کلمه “رنج” واژه‌ای است که همه ما به خوبی آن را می‌شناسیم و زیاد از آن استفاده می‌کنیم. این کلمه نه تنها در صحبت‌های معمولی روزمره، بلکه در شعرهای فارسی هم بسیار دیده می‌شود. مانند بقیه کلمات، رنج هم کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی دارد که با یادگیری آن‌ها، بهتر می‌توانید معنای این واژه را درک کنید. اگر دوست دارید این کلمات را بشناسید، پیشنهاد می‌کنیم تا پایان این نوشته با ما همراه باشید.

    کلمات هم‌خانواده رنج عبارتند از: رنجور، رنجیده، رنجه و رنجش. این واژه‌ها از یک ریشه آمده‌اند و معنی نزدیک به هم دارند و می‌توانید در جمله‌های مختلف از آن‌ها استفاده کنید.

    همانطور که می‌دانید، کلمات هم‌خانواده معمولاً بخشی از ریشه یکسانی دارند. اگر بتوانید ریشه اصلی یک کلمه را پیدا کنید، به سادگی می‌توانید کلمات هم‌خانواده آن را نیز تشخیص دهید.

    هم‌معنی‌های کلمه رنج نیز شامل این واژه‌ها می‌شود: آزار، عذاب، غم، کد، گرفتاری، اضطراب، دشواری، زجر، زحمت، سختی، الم، اندوه، بلا، تعب، داء، درد، ملال، نکبت، محنت، مرارت، مشقت و مصیبت.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    شما می‌توانید از این کلمات به جای خودِ واژه “رنج” در جمله‌هایتان استفاده کنید. حالا که با هم‌خانواده و هم‌معنی‌های رنج آشنا شدید، خوب است بدانید که در کتاب‌های لغت، معنی این کلمه به صورت‌های زیر آمده است: زحمت کشیدن، درد کشیدن، تحمل کردن سختی‌ها و تلاش کردن.

  • هم خانواده کلمه روز + مترادف ، متضاد و معنی کلمه روز

    هم خانواده کلمه روز + مترادف ، متضاد و معنی کلمه روز

    هم خانواده کلمه روز

    همه ما با کلمه «روز» آشنا هستیم. روز وقتی شروع می‌شود که هوا روشن می‌شود و با تاریک شدن هوا به پایان می‌رسد. به بیان دیگر، از زمانی که خورشید طلوع می‌کند تا وقتی که غروب می‌کند، یک روز کامل می‌شود. در این مدت، کارهای مختلفی انجام می‌دهیم که برای دانش‌آموزان، مهم‌ترین آن درس خواندن است.

    کلمه روز، مانند بسیاری از کلمات دیگر، هم‌خانواده‌ها و کلمات هم‌معنی دارد. همه می‌دانیم که نقطه مقابل روز، شب است. در ادامه، هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های این واژه را مرور می‌کنیم تا بهتر با معانی آن آشنا شوید.

    هم‌خانواده‌های کلمه روز که ریشه یکسان و معانی نزدیک به هم دارند، شامل واژه‌هایی مثل **روزانه**، **روزمره** و **روزگار** می‌شوند. حتماً این کلمات را شنیده‌اید و در کتاب‌های درسی خود با آن‌ها روبرو شده‌اید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی حکایت درخت علم کلاس ششم صفحه ۷۷ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی کلمات درس یازدهم شهدا خورشیدند فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    مقاله معنی کلمات درس دهم فارسی ششم ( عطار و جلال الدین محمد) ✅ هم خانواده و مخالف حاوی اطلاعات جامعی است.

    یادگیری هم‌خانواده و مترادف کلمات، به تقویت زبان فارسی شما کمک می‌کند و باعث می‌شود راحت‌تر جمله بسازید و انشاهای بهتری بنویسید.

    مترادف‌های کلمه روز شامل این واژه‌ها هستند: **دوره**، **وقت**، **زمان**، **گاه**، **یوم** و **نهار**. این کلمات معنایی نزدیک به روز دارند و می‌توانید هنگام جمله‌سازی یا نوشتن انشا از آن‌ها استفاده کنید.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    در فرهنگ‌های لغت فارسی، برای کلمه روز معانی مختلفی آورده شده است؛ مانند: واحد شمارش یک سال، یک بازهٔ بیست‌وچهار ساعته، روشنایی هوا و زمانی که خورشید در آسمان ظاهر می‌شود.

  • هم خانواده کلمه رحمت + مترادف و معانی واژه رحمت

    هم خانواده کلمه رحمت + مترادف و معانی واژه رحمت

    هم خانواده کلمه رحمت

    کلمه “رحمت” از زبان عربی وارد فارسی شده و در میان ما ایرانیان بسیار پرکاربرد است. معنی این واژه، همان “گذشت” و “بخشایش” است که حتماً با آن آشنایی دارید. جالب است بدانید که این کلمه گاهی به عنوان نام پسران نیز انتخاب می‌شود.

    رحمت یکی از ویژگی‌های مهم خداوند است که در قرآن کریم بارها از آن یاد شده. اکنون که با مفهوم کلی این واژه آشنا شدید، خوب است نگاهی به کلمات هم‌خانواده و هم‌معنای آن بیندازیم.

    کلمات هم‌خانواده رحمت عبارت‌اند از: رحیم، رحمان، رحمه، رحم و مرحمت. این واژه‌ها در سه حرف «ر»، «ح» و «م» مشترک هستند که در واقع ریشه اصلی کلمه به شمار می‌روند. همانطور که پیداست، این کلمات از نظر معنایی نیز به هم نزدیک می‌باشند.

    واژه‌های مترادف رحمت نیز شامل این موارد است: عفو، بخشش، رحم، مهربانی، برکت، رافت، شفقت و بخشایشگر. شما می‌توانید برای زیباتر شدن نوشته‌ها و گفتارتان، از این کلمات به جای یکدیگر استفاده کنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    در پایان بد نیست بدانید که در لغتنامه دهخدا، رحمت به معنای شفقت، مهربانی و مرحمت آمده است. فرهنگ عمید نیز آن را به مهربانی و دلسوزی معنی کرده. در دیگر کتاب‌های واژه‌شناسی فارسی، معناهایی مانند برکت، رحم و مهربانی برای این کلمه ذکر شده که همگی با مفهوم اصلی آن سازگار هستند.

  • هم خانواده کلمه راضی + معنی ، مترادف و متضاد کلمه راضی

    هم خانواده کلمه راضی + معنی ، مترادف و متضاد کلمه راضی

    هم خانواده کلمه راضی

    کلمه “راضی” که از زبان عربی وارد فارسی شده، به معنای “خشنود” است. این واژه را حتماً به خوبی می‌شناسید و بارها در صحبت‌های روزمره از آن استفاده کرده‌اید. راضی در بیشتر موارد به صورت صفت به کار می‌رود و با فعل‌های مختلفی همراه می‌شود. اگر می‌خواهید با کلمات هم‌خانواده و مترادف این واژه آشنا شوید، ادامه مطلب را دنبال کنید.

    هم‌خانواده‌های کلمه راضی شامل این موارد می‌شوند: رضا، رضی، راضیه، مرتضی، رضایت و رضایتمند. همه این کلمات یک ریشه مشترک دارند و معنی آن‌ها به هم نزدیک است.

    وقتی هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه را یاد می‌گیرید، هم زبان فارسی شما تقویت می‌شود و هم راحت‌تر و سریع‌تر می‌توانید جمله‌های جدید بسازید. معادل‌های فارسی کلمه راضی عبارت‌اند از: خرسند، به‌کام، خوشنود و دلخوش.

    مترادف‌های واژه راضی نیز شامل این کلمات هستند: خشنود، قانع، خرسند، متقاعد و خوشدل. این واژه‌ها هم‌معنی راضی هستند و شما می‌توانید به جای راضی از آن‌ها در جمله‌ها و نوشته‌های خود استفاده کنید.

    حتماً حدس می‌زنید که متضاد کلمه راضی، “ناراضی” و “عدم رضایت” است. در پایان، برای این که بیشتر با معنی این واژه آشنا شوید، نگاهی به تعریف آن در چند فرهنگ لغت معروف فارسی می‌اندازیم.

    در لغتنامه دهخدا، راضی به معنای خشنود آمده است. فرهنگ معین، این کلمه را به صورت “قانع و خشنود” معنی کرده و در فرهنگ عمید نیز برای راضی معناهایی مانند شادمان، خشنود، خوش‌دل و خرسند ذکر شده است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه قانع

  • هم خانواده کلمه جوی + مترادف و معانی کلمه جوی

    هم خانواده کلمه جوی + مترادف و معانی کلمه جوی

    هم خانواده کلمه جوی

    واژه “جوی” برای همه ما آشناست. این کلمه را به ویژه در شعرهای فارسی بسیار می‌بینیم. در نگاه اول، جوی به معنای نهر و جویبار است که ما را به یاد طبیعت و زیبایی‌هایش می‌اندازد. اگر دوست دارید بدانید هم‌خانواده و کلمات هم‌معنی جوی چه هستند و چطور می‌توان با آن جمله ساخت، در ادامه با ما همراه باشید.

    هم‌خانواده‌های کلمه جوی، جویبار و جوینده هستند. همان‌طور که می‌دانید، کلمات هم‌خانواده ریشه یکسانی دارند و معمولاً سه حرف اصلی در همه آن‌ها مشترک است.
    این کلمات معنی نزدیک به هم دارند و یادگیری آن‌ها به شما کمک می‌کند تا دایره واژگان گسترده‌تری پیدا کنید و راحت‌تر جمله بسازید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی کلمات بوعلی و بهمنیار فارسی ششم صفحه ۸۰ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    مقاله معنی کلمات درس دوازدهم فارسی ششم دوستی و مشاوره ✅ متضاد و هم خانواده منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    حالا که با هم‌خانواده‌های جوی آشنا شدید، نوبت به کلمات مترادف می‌رسد. این کلمات در واقع هم‌معنی جوی هستند و شامل این موارد می‌شوند: جویبار، رود، نهر، جوب، شکاف، کانال، معبر، مسیل، آب‌رو، مجرای آب و جریان آب.

    در کتاب‌های فرهنگ لغت فارسی نیز معنی این واژه آمده است. برای نمونه، در فرهنگ دهخدا، جوی به معنی مجرایی است که آب در آن جریان دارد.
    در فرهنگ عمید، این کلمه به معنای نهر و نهر کوچک معرفی شده است.
    جوی در کنایه‌های فارسی هم کاربرد دارد؛ مثلاً وقتی می‌گوییم “آبشان در یک جوی نمی‌رود” یعنی با هم سازگار نیستند و اختلاف دارند.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.