دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا

    هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا

    هم خانواده کلمه غذا

    کلمه «غذا» که از زبان عربی وارد فارسی شده، معنایی نزدیک به یک وعده خوراکی اصلی و مهم دارد. این واژه برای همه ما آشناست، اما شاید بخواهید بدانید چه کلمات دیگری هم‌خانواده یا هم‌معنی با آن هستند. در ادامه با ما همراه باشید تا با این کلمات بیشتر آشنا شوید.

    هم‌خانواده‌های کلمه غذا شامل این موارد می‌شود: مغذی، اغذیه، غذاء، تغذیه و اغتذاء. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و از نظر مفهومی به هم نزدیک هستند. شما می‌توانید در جمله‌نویسی و انشا از آن‌ها استفاده کنید تا نوشته‌تان زیباتر و روان‌تر شود.

    شناخت واژه‌های هم‌معنی نیز به درک بهتر معنای یک کلمه کمک می‌کند. به همین دلیل در ادامه، معادل‌های واژه «غذا» را نیز معرفی می‌کنیم. مترادف‌های این کلمه عبارت‌اند از: خوردنی، خوراک، قوت، طعام، خورش و مائده.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    اکنون که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های غذا آشنا شدید، بد نیست نگاهی هم به تعریف این واژه در فرهنگ‌های مختلف فارسی بیندازیم. در فرهنگ معین، غذا به «خوراکی و آنچه خورده می‌شود» معنی شده است. در لغتنامه دهخدا نیز آمده: «خوراکی که به وسیله آن تغذیه صورت می‌گیرد، خورش، آشامیدن، اغذیه و هر ماده خوردنی که به بدن قوت ببخشد.»

    فرهنگ عمید هم غذا را به عنوان «خوراک و خورش، هر آنچه انرژی بدن را تأمین کند و خوردنی» تعریف کرده است. در فرهنگ واژه‌های فارسی سره و همچنین در فرهنگ هوشیار نیز غذا به «خوراک و هر آنچه به بدن قوت و انرژی می‌رساند» معنی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه طعام

  • هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت

    هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت

    هم خانواده کلمه غنیمت

    کلمه «غنیمت» از زبان عربی گرفته شده و در فارسی هم با فعل‌های گوناگون به کار می‌رود. وقتی این کلمه با فعل «شمردن» همراه شود، معنایش این است که ارزش زمان و فرصت را بدانیم. اگر با فعل «بردن» استفاده شود، یعنی چیزی را بدون پرداخت هزینه یا زحمت به دست آوردن. در ادامه برای اینکه بیشتر با این واژه آشنا شوید، به معرفی کلمات هم‌خانواده و مترادف آن می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

    کلمات هم‌خانواده «غنیمت» شامل این موارد است: یغما، غنیمه، غنایم، غنیم، غنی، اغتنام، اغنیا و مغتنم. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و سه حرف اصلی در آن‌ها تکرار می‌شود. از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.

    واژه‌های مترادف «غنیمت» نیز عبارت‌اند از: یغما، مفت، نهب، رایگان و غنیم. شما می‌توانید از این کلمات در جمله‌سازی به جای غنیمت استفاده کنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    آشنایی با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه، به گسترش دایره لغات و تقویت زبان فارسی کمک می‌کند. همچنین معادل‌های فارسی کلمه غنیمت عبارت‌اند از: چاپیدن، دست‌برد و پروه. در پایان، برای درک بهتر معنی این واژه، به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم.

    فرهنگ لغت دهخدا، غنیمت را چیزی تعریف کرده که در جنگ از دشمن با زور گرفته می‌شود، یا بدون رنج و تلاش به دست می‌آید. در فرهنگ معین، غنیمت به هر چیزی گفته می‌شود که در جنگ از طرف شکست‌خورده گرفته شود. فرهنگ عمید نیز غنیمت را هر چیزی معنی کرده که بدون تلاش و زحمت به دست بیاید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه غنی

    ۴.۴/۵ – (۲۳ امتیاز)

  • هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند

    هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند

    هم خانواده کلمه هنرمند

    واژه‌های هم‌خانوادهٔ هنرمند عبارتند از: باهنر، هنردوست، هنرور، هنر و هنرنما. کلمات هم‌خانواده دارای معنی نزدیک به هم و ریشهٔ یکسانی هستند.

    کلمهٔ هنرمند واژه‌ای آشنا برای همهٔ ماست. این کلمه به کسی اشاره دارد که در یک حرفهٔ هنری مانند موسیقی، نقاشی، شعر یا بازیگری، مهارت و استعداد دارد. در هر جامعه‌ای هنرمندان بسیاری زندگی می‌کنند که در کار خود بسیار شناخته‌شده هستند. با آوردن معادل‌ها و واژه‌های مخالف هنرمند، سعی می‌کنیم درک این کلمه را برای شما آسان‌تر کنیم.

    واژه‌های معادل هنرمند؛ بازیگر، آرتیست، ستاره، هنرآفرین، خلاق، آفریننده و هنرپیشه هستند. بسیاری از این کلمات برای شما آشنا هستند و یادگیری آن‌ها به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله بسازید و نوشته‌های زیباتر و پربارتری بنویسید.

    حالا که با واژه‌های هم‌خانواده و معادل هنرمند آشنا شدید، خوب است که واژه‌های مخالف آن را نیز بدانید. بی‌هنر، بی‌خلاقیت، بی‌سلیقه، بی‌استعداد و بی‌ذوق، مخالف‌های کلمهٔ هنرمند به شمار می‌روند.

    در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای درک بهتر معنای هنرمند، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های مختلف فارسی نیز نگاهی می‌اندازیم. در فرهنگ لغت دهخدا، این کلمه به‌صورت «باهنر» معنی شده است. در فرهنگ عمید، هنرمند به فرد دارای مهارت ویژه یا کسی که اثر هنری خلق می‌کند، گفته می‌شود. همچنین در فرهنگ معین، هنرمند به معنای فرد دارای هنر و صنعتگر آمده است.

  • هم خانواده کلمه ثواب + مترادف و معانی کلمه ثواب

    هم خانواده کلمه ثواب + مترادف و معانی کلمه ثواب

    هم خانواده کلمه ثواب

    کلمه “ثواب” ریشه عربی دارد و در زبان فارسی بسیار استفاده می‌شود. حتماً تا به حال این کلمه را در مدرسه یا در میان خانواده خود شنیده‌اید و در کتاب‌های درسی نیز با آن روبرو شده‌اید. از نظر معنا، ثواب به مجموعه کارهایی گفته می‌شود که باعث انجام کار نیک می‌شوند و در برابر آن، پاداشی مادی یا معنوی به فرد داده می‌شود.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    هم‌خانواده‌های کلمه ثواب، کلماتی مانند “اثبات” و “ثوابت” هستند که در همه فرهنگ‌های لغت به آن‌ها اشاره شده است. معمولاً ثواب برای کارهای دینی و انجام فرایضی به کار می‌رود که برای نزدیک شدن به خدا انجام می‌شوند و در نتیجه، برکت و خیر به زندگی فرد وارد می‌شود.

    مترادف‌های کلمه ثواب عبارتند از: نیکی، احسان، کار خوب و پسندیده، اجر، کار نیک، مزد، پاداش، بخشش و نیکوکاری.

    برای درک بهتر معنای ثواب، خوب است که به فرهنگ‌های لغت فارسی هم مراجعه کنیم و معانی مختلف آن را مقایسه کنیم. لغتنامه عمید، ثواب را به معنای پاداش کارهای خوب و شایسته در جهان آخرت تعریف کرده است. لغتنامه معین و دهخدا نیز معنای ثواب را مزد و پاداش ذکر کرده‌اند.

    یادگیری این موارد گام ساده‌ای برای تقویت زبان فارسی است و به گسترش دایره لغات شما کمک می‌کند که در آینده بسیار مفید خواهد بود. بنابراین توصیه می‌کنیم حتماً هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و معانی هر کلمه را به خوبی یاد بگیرید.

  • هم خانواده کلمه ثروت + مترادف و معنی کلمه ثروت

    هم خانواده کلمه ثروت + مترادف و معنی کلمه ثروت

    هم خانواده کلمه ثروت

    ثروت به مقدار دارایی و پولی گفته می‌شود که یک فرد یا یک گروه در اختیار دارد. البته ثروت فقط به چیزهای مادی محدود نمی‌شود و ممکن است شامل دارایی‌های معنوی یک فرد هم باشد. به عنوان مثال، کشور ایران از نظر منابع طبیعی مانند نفت و گاز، بسیار ثروتمند است. این نوع ثروت، مربوط به اموال شخصی افراد نیست، بلکه مربوط به منابع و ذخایر طبیعی کشور است.

    هم‌خانواده‌های کلمهٔ ثروت، عبارت‌اند از: ثروتمند و ثروتمندان. این کلمات ریشهٔ مشترکی دارند و قواعد ساخت هم‌خانواده در آن‌ها رعایت شده است.

    برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید به این نکته توجه کنید که اگر بن ماضی و بن مضارع یک کلمه یکسان باشند، آن کلمات با هم هم‌خانواده محسوب می‌شوند.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    مترادف‌های کلمهٔ ثروت عبارت‌اند از: دولت، تمکن، دارایی، ملک، غنا، نعمت، تمول، بضاعت، مال، مکنت، نوا، هستی، منال، ثروتمند، غنی، توانگر و مرفه. هر یک از این واژه‌ها را می‌توان به جای کلمهٔ ثروت به کار برد و مفهوم یکسانی را انتقال داد.

    در لغتنامهٔ دهخدا، ثروت به معنای دارایی، مال فراوان، نعمت، توانگری و دولت آمده است. در لغتنامه‌های معین و عمید نیز ثروت به معنای توانگری، مال زیاد و دارایی فراوان تعریف شده است. همهٔ این تعریف‌ها به یک مفهوم کلی اشاره دارند و از نظر معنی به هم نزدیک هستند.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه ثروتمند

  • هم خانواده کلمه ثبت + مترادف و معانی کلمه ثبت

    هم خانواده کلمه ثبت + مترادف و معانی کلمه ثبت

    هم خانواده کلمه ثبت

    «ثبت» یک واژه فارسی است که در زبان ما کاربرد بسیار زیادی دارد. این کلمه به نوشته یا امضایی گفته می‌شود که بر پایهٔ قانون رسمیت پیدا کند و معمولاً مربوط به زمین‌ها، دارایی‌ها یا مکان‌های دولتی است.

    در این نوشته قصد داریم شما را با همهٔ معنا و مفهوم واژهٔ «ثبت» آشنا کنیم و برای روشن‌تر شدن موضوع، توضیحاتی نیز ارائه دهیم. تا پایان این مطلب همراه ما باشید.

    **واژه‌های هم‌خانواده**
    کلماتی مانند تثبیت، مثبت، ثبوت، اثبات و ثابت، هم‌خانواده‌های «ثبت» هستند. همهٔ این واژه‌ها ریشه‌ای مشترک دارند و از نظر معنایی نیز به هم پیوند خورده‌اند.

    **واژه‌های هم‌معنی**
    هم‌معنی‌های «ثبت» عبارت‌اند از: نوشتن، درج کردن، قرار دادن، یادداشت کردن، ضبط کردن، مرقوم، برقرار کردن، پابرجا کردن، مندرج، کتابت و نگارش.

    در ادامه به بررسی معنی این واژه در فرهنگ‌های فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامهٔ دهخدا، «ثبت» به عنوان کسی یا چیزی تعریف شده که مورد اعتماد است و سخن او حجت شمرده می‌شود.
    در فرهنگ عمید نیز این واژه با معناهایی مانند: نوشته شده، یادداشت کردن و نوشتن به کار رفته است. تمام این کلمات هم‌معنی «ثبت» هستند و شما می‌توانید در جمله‌سازی و نوشتن انشاهای خود از آن‌ها استفاده کنید تا متن‌هایی زیبا و روان بنویسید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ ثابت

  • هم خانواده کلمه ژرف + مترادف و معنی کلمه ژرف

    هم خانواده کلمه ژرف + مترادف و معنی کلمه ژرف

    هم خانواده کلمه ژرف

    در زبان عربی، به گروهی از کلمات که حروف اصلی مشترک دارند و از یک ریشه گرفته شده‌اند، «هم‌خانواده» گفته می‌شود. واژهٔ «ژرف» به گفتار یا نوشتاری گفته می‌شود که معنای پنهان و زیادی در خود دارد. در ادامه، برای اینکه بهتر با معنی و مفهوم این کلمه آشنا شوید، واژه‌های هم‌معنی آن را نیز می‌آوریم.

    هم‌خانواده‌های کلمهٔ «ژرف»، واژه‌هایی مانند «ژرفا» و «فراژن» هستند. این کلمات ریشهٔ مشترکی دارند و از نظر معنایی نیز به هم پیوند دارند.

    برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک‌اند. در مورد کلمات با ریشهٔ فارسی، کلمات هم‌خانواده بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند و تنها در این صورت است که می‌توان گفت آن‌ها با هم هم‌خانواده هستند.

    واژه‌های هم‌معنی «ژرف» عبارت‌اند از: عمیق، دارای عمق، گود، نغول، عمق، و دور و دراز. به خاطر داشته باشید که واژه‌های مترادف، هم‌معنی هستند؛ بنابراین می‌توانید از آن‌ها به‌جای یکدیگر استفاده کنید.

    جالب است بدانید که در فرهنگ‌های معتبری مانند لغتنامهٔ دهخدا و فرهنگ معین، واژهٔ «ژرف» به معنای دراز، عمیق و گود آمده است. یادگیری معنی واژه‌ها، دامنهٔ لغات شما را گسترش می‌دهد و به شما کمک می‌کند تا در جمله‌نویسی از کلمات متنوع‌تری استفاده کنید و متن‌های زیبا و جذّاب‌تری بنویسید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

  • هم خانواده کلمه عاقل + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عاقل

    هم خانواده کلمه عاقل + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عاقل

    هم خانواده کلمه عاقل

    کلمه “عاقل” در زبان فارسی بسیار رایج است. این واژه به معنای خردمند است و برای توصیف افراد به کار می‌رود. اگر با کلمات هم‌خانواده و مترادف آن آشنا شوید، بهتر معنای آن را می‌فهمید و می‌توانید از آن‌ها در جمله‌های خود استفاده کنید.

    هم‌خانواده‌های کلمه عاقل، عقل، معقول و عقلا هستند. این کلمات در سه حرف اصلی (ع، ق، ل) مشترک‌اند و معنی نزدیک به هم دارند. بنابراین می‌توانید در موقعیت‌های مختلف به جای یکدیگر به کار ببرید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    واژه‌های مترادف عاقل نیز شامل این موارد است: خردمند، دانا، باهوش، بخرد، تیزهوش، حکیم، زیرک، فهمیده، ذکی، هوشمند، هوشیار، رشید و لبیب. اگر این کلمات را یاد بگیرید، دایره واژگان شما گسترده‌تر شده و فارسی را قوی‌تر صحبت می‌کنید.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های عاقل آشنا شدید، خوب است بدانید متضاد این کلمه، یعنی واژه‌هایی که معنای مخالف دارند، جاهل و نادان هستند. در فرهنگ‌های لغت فارسی نیز برای عاقل معانی مانند پخته، دانا، خردمند، اندیشمند، زیرک و هوشمند نوشته شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه دانا

  • هم خانواده کلمه عزت + مترادف ، متضاد و معانی کلمه عزت

    هم خانواده کلمه عزت + مترادف ، متضاد و معانی کلمه عزت

    هم خانواده کلمه عزت

    کلمه “عزت” از زبان عربی وارد فارسی شده و در میان ما ایرانیان هم بسیار رواج دارد. این واژه گاهی به عنوان نام برای پسران و دختران نیز انتخاب می‌شود. اگر دوست دارید با کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی عزت بیشتر آشنا شوید، ادامه مطلب را از دست ندهید.

    هم‌خانواده‌های کلمه عزت شامل این موارد می‌شوند: عزیز، عزتمند، تعزز، تعزیز و معزز. اگر به ساختار و ریشه کلمات دقت کنید، به راحتی می‌توانید کلمات هم‌خانواده دیگر را نیز تشخیص دهید.

    این کلمات از نظر مفهومی به هم نزدیک هستند و شما می‌توانید در جمله‌سازی و انشا نویسی به جای یکدیگر به کار ببرید.

    حالا که با خانواده کلمه عزت آشنا شدید، خوب است معادل‌های دیگر آن را هم بشناسید. مترادف‌های واژه عزت عبارتند از: بزرگی، ارج، احترام، عز، شرف، ارجمند، گرامی، ناموس، آبرو، ارجمندی و بزرگداشت.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر بیابید.

    در کتاب‌های واژه‌شناسی فارسی نیز معنی کلمه عزت به طور مفصل توضیح داده شده است. در فرهنگ معین، عزت به معنای سربلند شدن و گرامی شدن آمده است. لغتنامه دهخدا هم معنی عزت را ارج، عظمت، سرافرازی، کرامت، عزه، ارجمندی، بزرگواری و بزرگی بیان کرده است.

    در این مقاله هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    فرهنگ عمید نیز برای عزت این معانی را ثبت کرده است: عزیز شدن، ارجمند شدن، گرامی شدن و احترام. در مقابل، کلماتی که معنای مخالف عزت دارند، ذلت و سرافکندگی هستند.

  • هم خانواده کلمه عزیز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عزیز

    هم خانواده کلمه عزیز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عزیز

    هم خانواده کلمه عزیز

    واژه “عزیز” در زبان فارسی واژه‌ای بسیار رایج و آشناست و ما در گفتگوهای روزمره خود زیاد از آن استفاده می‌کنیم. کلماتی مانند “عزاز”، “عزیزه” و “معزز” هم‌خانواده‌های این واژه به شمار می‌روند.

    این کلمات دارای معانی نزدیک به هم و ریشه مشترکی هستند و یادگیری آن‌ها به تقویت مهارت‌های زبانی در فارسی کمک می‌کند. معادل‌های فارسی کلمه عزیز عبارت‌اند از: ارجمند، گرامی و نورچشم که در گفتگوهای محاوره‌ای ایرانی بسیار به گوش می‌رسند. در مقابل، کلمه “ذلیل” معنای متضاد عزیز را دارد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب خلاصه و معنی کلمات بخوان و بیندیش هفت مروارید سرخ + هم خانواده و مخالف را از دست ندهید.

    مقاله معنی کلمات درس سیزدهم لطف حق فارسی چهارم + هم خانواده مخالف و خلاصه درس حاوی اطلاعات جامعی است.

    واژه‌های هم‌معنی عزیز نیز شامل این موارد می‌شوند: عالی‌قدر، ارجمند، شایسته، گران‌مایه، محترم، عزتمند، گرامی و نورچشم. شما می‌توانید در جمله‌سازی و نوشته‌های خود از این واژه‌ها به جای “عزیز” استفاده کنید.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی کلمات و متن درس چهاردهم ادب از که آموختی فارسی چهارم + هم خانواده و مخالف را مطالعه کنید.

    یادگیری واژه‌های هم‌خانواده و مترادف، پایه و اساس یادگیری زبان فارسی است. بنابراین سعی کنید این کلمات را به خوبی بیاموزید و در جمله‌ها به کار ببرید. از دیگر معادل‌های فارسی عزیز می‌توان به مهربان، گران‌مایه، ارجمند و نازنین اشاره کرد.

    در پایان به معنی واژه عزیز در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم. در فرهنگ معین، این واژه به معنی ارجمند، گرامی، بزرگوار، محبوب، نادر و کمیاب آمده است. لغت‌نامه دهخدا نیز معانیی مانند ارجمند، شریف، بزرگوار، خطیر، با عزت و بزرگوار را برای آن ذکر کرده است.

    فرهنگ عمید، عزیز را به معنای گران‌مایه، شریف، گرامی، بزرگوار، ارجمند و نیز عنوانی برای فرمانروایان و بزرگان مصری معرفی کرده است. همچنین فرهنگ واژگان فارسی سره، این واژه را به صورت گرامی، گران‌مایه، مهربان و نازنین تعریف نموده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه عزت

    4.5/5 – (36 امتیاز)