دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Ditch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ditch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ditch به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک گودال یا خندق، حفره‌ای است که در زمین ایجاد می‌شود. معمولاً از گودال‌های آب در کنار جاده‌ها و بزرگراه‌ها استفاده می‌کنند تا هنگام باران‌های شدید، آب در سطح جاده جمع نشود و ماشین‌ها در آن گیر نکنند.
    اگر این گودال‌ها نباشند، آب روی جاده می‌ماند و رانندگی را خطرناک می‌کند.

    برای ساختن یک خندق در زمان احداث جاده، معمولاً از ماشین‌آلاتی مانند بولدوزر استفاده می‌شود. البته، حفر خندق با دست هم امکان‌پذیر است.

    کلمه “خندق” می‌تواند به عنوان یک فعل هم به کار رود. در این حالت، معنای آن “رها کردن”، “دور انداختن” یا “خلاص شدن از چیزی” است:

    هنری ناراحت بود چون دوستانش او را در مرکز خرید تنها گذاشتند.
    مری دوست پسرش را رها کرد و با شخص جدیدی آشنا شد.
    شارلین می‌خواهد از شر ماشین قدیمی‌اش خلاص شود، اما کسی آن را نمی‌خرد.
    یک نفر یک کیسه پر از توله سگ را کنار جاده رها کرده بود. خوشبختانه کیسه پیدا شد و توله‌ها نجات یافتند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dive به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dive به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Dive به فارسی با مثالهای کاربردی

    شیرجه زدن یعنی رفتن به زیر آب یا داخل چیزی. مثلاً وقتی کسی شنا می‌کند، ممکن است خودش را به داخل آب پرت کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dive

    شیرجه رفتن

    dived

    شیرجه رفت

    dive

    شیرجه رفته

    شناگران از لبه استخر به داخل آب می‌پرند.
    دوست من، جورج، در شیرجه زدن بسیار ماهر است.
    گاهی اوقات جورج از تخته شیرجه برای پریدن در آب استفاده می‌کند.
    آیا تا به حال از روی تخته شیرجه به آب پریده‌اید؟
    کودکان در آب فرورفتند.
    یک زیردریایی می‌تواند تا عمق بسیار زیادی در زیر سطح آب پایین برود.
    غواصی با تجهیزات، یک فعالیت پرطرفدار در مناطقی است که آب گرم و زلال است.

    وقتی آژیر خطر به صدا درآمد، همه به سرعت به دنبال پناهگاه گشتند.
    مهمانان یک هتل با شنیدن صدای تیراندازی در لابی، به زیر میزها و صندلی‌ها خزیدند.

    شما همچنین می‌توانید با شوق و انرژی زیاد سراغ کاری بروید که از آن لذت می‌برید یا باید انجامش دهید:
    شری بی‌صبرانه منتظر است که غرق در خواندن رمانی شود که از کتابخانه گرفته است.
    من نمی‌توانم صبر کنم تا با ولع این ظرف بزرگ بستنی را بخورم.
    حسابدار ما باید با دقت زیادی سراغ اعداد و ارقامی برود که به او داده‌ایم تا میزان سود سال گذشته را محاسبه کند.
    بی‌جهت در کارهای خصوصی دیگران کنجکاوی و دخالت نکن.

    وقتی کلمه “dive” به عنوان اسم به کار می‌رود، چندین معنای متفاوت دارد.
    این جا یک مکان کثیف و نامرتب است.
    به آنجا نرو. جای خرابی است.
    جرمی دوست دارد آخر هفته‌ها به بارهای ارزان‌قیمت و ساده برود.
    باری که ما به آن می‌رویم به ساده و پیش‌پاافتاده بودن معروف است، ولی دقیقاً به همین دلیل آن را دوست داریم.
    تیم بسکتبال بازی را عمداً باخت.
    هواداران متوجه شدند که تیم فوتبال عمداً در حال باختن است و شروع به هو کردن کردند.
    به بوکسور بیش از ۵۰,۰۰۰ دلار پرداخت شد تا عمداً در مسابقه ببازد. (در ورزش‌هایی که روی آن شرط‌بندی می‌شود، گاهی شرکت‌کنندگان عمداً شکست می‌خورند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Divine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Divine به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Divine به فارسی با مثالهای کاربردی

    کیکی که در جشن خوردیم واقعاً فوق‌العاده و لذیذ بود.
    آثار هنری تئودور بسیار استثنایی و زیباست و همه از آن تعریف می‌کنند.
    شب گذشته در یک مهمانی شام بسیار جذاب و دلنشین شرکت کردیم.
    بازی درخشان این بازیگر در آن فیلم، جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد.

    کلمه “الهی” همچنین در مفاهیم مذهبی و در اشاره به خداوند نیز استفاده می‌شود:

    نجات جان بسیاری از افراد، به لطف نوعی مداخله الهی ممکن شد.
    یونیس هر روز محبت بی‌پایان خدا را در زندگی خود حس می‌کند، به‌ویژه زمانی که در مراسم کلیسا حاضر می‌شود.
    بندگی رحمت الهی، درخواستی برای بخشش خداوند است که در آن انسان گناه خود را می‌شناسد و طلب آمرزش می‌کند.
    در گذشته، پادشاهان و ملکه‌ها ادعا می‌کردند که قدرت و مقامشان بر اساس حق الهی به آنان اعطا شده است. (یعنی خداوند این قدرت را به آنان داده است.)
    پاتریک در مدرسه الهیات تحصیل می‌کند تا برای فعالیت در حوزه روحانیت آماده شود. (او قصد دارد به عنوان کشیش خدمت کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Dock به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dock به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Dock به فارسی با مثالهای کاربردی

    اسکله یک سکو یا سازه است که برای ورود و خروج افراد یا وسایل استفاده می‌شود. اسکله‌ها برای قایق‌ها، کامیون‌ها، هواپیماها و حتی فضاپیماها ساخته می‌شوند.

    قایق‌ها معمولاً به اسکله بسته می‌شوند تا افراد به راحتی بتوانند سوار شوند یا از آن خارج شوند.
    می‌توان در قسمت انتهایی اسکله به ماهیگیری پرداخت.
    در دریاچه‌ها، شناگران می‌توانند برای ورود به آب از روی اسکله بپرند.
    اسکله‌های بارگیری، تحویل کالا از کامیون‌های بزرگ به فروشگاه‌ها و انبارها را آسان‌تر می‌کنند.
    به فردی که در اسکله بارگیری کار می‌کند، کارگر اسکله می‌گویند.
    اسکله‌ها در شهرهای بزرگ معمولاً بسیار شلوغ هستند، زیرا کالاهای محلی و بین‌المللی در آن‌ها جابه‌جا می‌شوند.
    مسافران ایستگاه فضایی بین‌المللی نیز از طریق اسکله‌هایی که فضاپیما به آن‌ها متصل می‌شود، وارد ایستگاه می‌شوند یا از آن خارج می‌گردند.

     
    واژه «dock» می‌تواند به عنوان فعل یا صفت نیز به کار رود:

    قایق در انتهای اسکله پهلو گرفت. (فعل)
    قایق پهلو گرفته است. (صفت)
    فضانوردان با موفقیت در ایستگاه فضایی پهلو گرفتند. (فعل)
    فضاپیما در حالت پهلو گرفته باقی مانده است. (صفت)
    هواپیما در کنار پل مسافرتی یا راهرویی که به دروازه فرودگاه منتهی می‌شود، پهلو می‌گیرد.

     
    علاوه بر این، واژه dock امروزه برای وسایل الکترونیکی که به شارژر متصل می‌شوند یا برای اتصال دستگاه‌ها به یکدیگر استفاده می‌شوند، نیز کاربرد دارد.

    لپ‌تاپ من به یک داک متصل است که به یک مانیتور بزرگ و چاپگر نیز وصل شده است.
    تلفن من از طریق ایستگاه اتصال در حال شارژ شدن است.
    این ایستگاه اتصال دارای سه درگاه USB و یک جایگاه برای کارت حافظه SD است.

     
    معنای دیگر واژه «dock» مربوط به کسر از دستمزد افراد است. در این حالت، «to dock someone’s pay» به معنای کسر مبلغی از حقوق فرد به دلایلی مشخص است.

    از دستمزد رودی به دلیل تأخیر در کار کسر شد. (حقوق او به خاطر دیر کردن کم شد.)
    اولیویا به دلیل غیبت‌های زیاد در محل کار، با کسر دستمزد مواجه شد.
    شرکت Acme از دستمزد کارکنانی که ملزم به خرید لباس و کفش فرم هستند، مبلغی کم می‌کند.
    کارفرما باید پیش از کسر از دستمزد، شما را از این موضوع آگاه کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dodge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dodge به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dodge به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای دور زدن یا فرار از چیزی از کلمه «طفره رفتن» استفاده می‌کنیم.

    ری هنگام دویدن از خیابان، با چابکی از جلوی چندین خودرو گذشت.
    مت تلاش کرد از دست پلیس فرار کند، اما در پایان آنها او را گرفتند.
    مبارز با مهارت زیاد از مشت‌های حریفش کنار رفت.
    ما تقریباً از یک توفان تگرگ که از نزدیک‌مان می‌گذشت، جان سالم به در بردیم.
    ماهی‌هایی که نتوانستند از تورها فرار کنند، به داخل قایق کشیده شدند و آماده شدند.
    هدف بازی دوجبال این است که از توپی که به سمتتان پرتاب می‌شود، کنار بروید. این بازی در میان دانش‌آموزان آمریکایی بسیار پرطرفدار است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dog به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dog به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dog به فارسی با مثالهای کاربردی

    سگ‌ها برای مدت زمان بسیار طولانی در کنار انسان‌ها زندگی کرده‌اند. آن‌ها از هر حیوان دیگری مدت بیشتری است که اهلی شده‌اند. ما انسان‌ها برای کمک‌های فردی، محافظت، همدمی و تفریح به سگ‌ها وابسته هستیم.

    یک سگ راهنما به افراد نابینا کمک می‌کند تا در خیابان‌ها و مکان‌های عمومی به راحتی حرکت کنند.
    سگ‌های بمب‌یاب قادر به تشخیص مواد منفجره هستند.
    سگ‌های مواد‌یاب به پلیس در پیدا کردن مواد مخدر غیرقانونی کمک می‌کنند.
    سگ نگهبان از خانه‌ها و ساختمان‌ها مراقبت می‌کند.
    خیلی از سگ‌ها در هنگام شکار مفید واقع می‌شوند.
    سگ‌های هم‌دم نیز هستند که در آغوش شما می‌نشینند و با شما همراهی می‌کنند.
    می‌گویند سگ بهترین دوست انسان است.

    عبارات و اصطلاحات زیادی در زبان وجود دارد که از کلمه “سگ” در آن‌ها استفاده شده است:

    **روزهای سگی تابستان** به روزهای گرم و طولانی ماه‌های تیر و مرداد گفته می‌شود.
    بچه‌هایی که تکالیفشان را انجام نداده‌اند، معمولاً می‌گویند: “سگ دفترم را خورد”، چه واقعاً سگ داشته باشند چه نه. (این معمولاً به شوخی گفته می‌شود.)
    اگر خیلی بیمار شوید، ممکن است بگویید: “مثل سگ مریضم.”
    اگر پیاده‌روی طولانی کنید، ممکن است پاهایتان خسته شود و بگویید: “پاهام داره پارس می‌کنه.”
    در یک شب طوفانی یا برفی ممکن است کسی بگوید: “حتی سگ رو هم تو این هوا بیرون نمی‌فرستم.”
    گاهی می‌گویند: “این دنیا، دنیای سگ‌خواریه.” یعنی آدم‌ها به ویژه در کار و تجربه بسیار رقابتی و بعضاً بی‌رحم هستند.
    یک ضرب‌المثل می‌گوید: “سگ پیر را ول کن دراز بکشد.” یعنی بهتر است مشکلات گذشته را دوباره زنده نکنید و بگذارید همان‌طور بمانند.
    اگر کسی بسیار بداخلاق یا خطرناک باشد، می‌گویند: “از سگِ زباله‌دونی هم درنده‌تره.”
    می‌گویند: “به سگ پیر نمی‌شود یاد داد چطور بشیند.” یعنی وقتی کسی پیر شود، یادگیری کارهای جدید برایش سخت می‌شود.
    ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: “هر سگی یک روزی را می‌بیند.” یعنی هر کسی در زندگی یک بار فرصت موفقیت پیدا می‌کند.
    “عجب سگ داغی!” یعنی “چه عالی! چه حالی می‌دهد!”
    آیا هات‌داگ دوست دارید؟ هات‌داگ یک نوع سوسیس است که معمولاً از گوشت گاو، خوک یا بوقلمون درست می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dollar به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dollar به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Dollar به فارسی با مثالهای کاربردی

    دلار، پول رسمی کشور آمریکا است. هر دلار برابر با ۱۰۰ سنت است.

    با یک دلار چه چیزهایی می‌توان خرید؟
    یک عدد کاهو کمی بیشتر از یک دلار قیمت دارد.
    با یک دلار می‌توان دو عدد خیار خرید.
    یک انبه تقریباً یک دلار است.
    پارک خودرو در خیابان به مدت یک ساعت، یک دلار هزینه دارد.
    تقریباً همه چیزهایی که در فروشگاه «دلار» می‌بینید، یک دلار قیمت دارند.
    با یک دلار می‌توان یک شکلات بزرگ خرید.
    وقتی من کودک بودم، قیمت یک شکلات تنها ده سنت بود. با یک دلار می‌توانستم ده شکلات بخرم.

    این موضوع مهم است که وقتی در آمریکا زندگی یا از آن بازدید می‌کنید، بتوانید قیمت چیزها را به درستی بیان کنید. وقتی از کلمه «دلار» برای توصیف چیزی استفاده می‌کنید، بعد از عدد نباید «s» اضافه کنید.

    مثال‌ها:
    او یک تی‌شرت ده‌دلاری از فروشگاه خرید.
    من یک اسکناس بیست‌دلاری در جیبم دارم.
    یک نفر به بیل یک کارت هدیه ۲۵ دلاری داد.
    برنده یک جایزه میلیون‌دلاری در لاتاری، جایزه‌اش را دریافت کرد.

    وقتی از علامت دلار ($) قبل از عدد استفاده می‌کنید، بعد از عدد دیگر کلمه «دلار» را تکرار نکنید.

    مثال‌ها:
    قیمت آن ۳۵ دلار است.
    این خودرو با قیمت ۱۲٬۰۰۰ دلار فروخته می‌شود.
    خانه آن‌ها ۲۸۹٬۰۰۰ دلار هزینه داشت.

    به جز «دلار»، کلمات دیگری هم برای اشاره به پول استفاده می‌شوند، مثل:
    buck (به جای دلار)، single (اسکناس یک دلاری) و one (سکه یا اسکناس یک دلاری).

    مثال‌ها:
    من ده تا (ده دلار) در جیبم دارم.
    برندا به اسکناس‌های یک دلاری بیشتری برای صندوقش نیاز دارد.
    آیا اسکناس یک دلاری داری؟ من پنج تا نیاز دارم.

    کلمه «دلار» در عبارت‌های مختلفی به کار می‌رود:

    – چطور پولتان را مدیریت می‌کنید تا بتوانید بیشتر پس‌انداز کنید؟
    – اگر قیمت و ارزش را در نظر بگیریم، این معامله خوبی است.
    – بیایید در مورد هزینه‌ها صحبت کنیم.
    – او فکر می‌کند از این سرمایه‌گذاری سود زیادی به دست خواهد آورد.
    – او می‌داند چطور پول دربیاورد و آن را حفظ کند.
    – آن‌ها مجبور شدند بهای زیادی برای خانه‌شان بپردازند.
    – تو بسیار خوش‌تیپ و جذاب به نظر می‌رسی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Done به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Done به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Done به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه‌ی done به معنی “انجام شده” است و در دستور زبان انگلیسی، به عنوان اسم مفعول فعل do که به معنای “انجام دادن” است، شناخته می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    انجام دادن انجام داد انجام شده

    اما می‌توانید از این کلمه به عنوان یک صفت استفاده کنید تا نشان دهید چیزی یا کسی به پایان رسیده است. در کل، “done” یعنی یک کار تمام شده است:

    بوقلمون پخته شده. می‌توانید آن را از فر بیرون بیاورید.
    این همبرگرها به نظر می‌رسد تقریباً آماده هستند.
    کارتان تمام شد؟ می‌توانم بشقابتان را بردارم؟
    کار بالاخره تمام شد.
    پروژه ساختمانی کاملاً به اتمام رسیده.
    انجام شد! (کارم را به پایان رساندم.)

    همچنین می‌توانید بعد از “done” از فعلی که به ing ختم می‌شود استفاده کنید:
    شنا کردن آن‌ها برای امروز تمام شده.
    حرف زدن او به پایان رسیده.
    غذا خوردن من تمام شد.
    پخت کلوچه‌ها حدود نیم ساعت دیگر تمام می‌شود.

    بعضی افراد ممکن است با نحوه بیان این جملات راحت نباشند، اما این شیوه صحبت کردن معمول در بین آمریکایی‌هاست. کلمه “done” گاهی معانی دقیق‌تری پیدا می‌کند که با توجه به موقعیت، بهتر می‌توان آن را درک کرد:
    رابطه آن‌ها به پایان رسیده. (دیگر با هم نیستند.)
    او دیگر ارتباطش را با او قطع کرده. (او را دیگر دوست ندارد.)
    ماموریت من در اینجا به پایان رسیده. (مشکل را حل کرده‌ام.)
    حرف‌هایت تمام شد؟ (وقتی کسی مدام حرف می‌زند و شخص دیگری را عصبانی می‌کند، پس از توقف صحبت، این سوال پرسیده می‌شود.)
    این کار در اینجا پذیرفته نیست. (این رفتار مناسب نیست. همچنین می‌توان آن را به صورت جمله مجهول در نظر گرفت.)

    گاهی اوقات، “done” در گفتار غیررسمی (مثل انگلیسی محاوره‌ای یا خیابانی) به کار می‌رود. ممکن است فرد متوجه اشتباه دستوری در چنین جملاتی بشود یا نشود:
    او کارش را رها کرده.
    او کار خوبی انجام داد. (کاری نیک کرد یا کاری را به خوبی به پایان رساند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Door به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Door به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Door به فارسی با مثالهای کاربردی

    درب، قسمتی از ورودی یک اتاق، ساختمان یا فضای دیگر است.

    برای باز و بسته کردن در، از دستگیره استفاده می‌شود. بعضی از این دستگیره‌ها قفل هم دارند.
    لولا هم وسیله‌ای است که باعث می‌شود در به راحتی به این طرف و آن طرف بچرخد و باز و بسته شود.
    گاهی افراد برای اینکه بگویند رسیده‌اند، به در می‌کوبند یا قبل از وارد شدن به اتاق، در می‌زنند.
    مثلاً می‌گوییم: او دارد در را می‌زند.
    گاهی هم به جای کوبیدن، از زنگ در استفاده می‌کنند تا از رسیدنشان خبر دهند.

     
    درها شکل‌ها و کاربردهای مختلفی دارند:

    معمولاً خانه‌ها یک در اصلی و یک در پشت‌خونه دارند.
    وقتی در آشپزخانه کار می‌کنیم، درهای کابینت را مدام باز و بسته می‌کنیم.
    درب گاراژ وقتی ماشین می‌خواهد وارد شود یا خارج شود، به سمت بالا و پایین حرکت می‌کند.
    هر ماشین هم درهایی دارد که با باز کردنشان می‌شود داخل آن رفت.
    روی در یخچال معمولاً جاهایی هست که می‌توان مواد غذایی را در آن نگهداری کرد.
    در ساختمان‌های بزرگ هم معمولاً از درهای گردان استفاده می‌شود.

     
    عبارت‌های رایج زیادی هم هستند که در آن‌ها از کلمه “در” استفاده شده:

    **در را نگه دار.** (یعنی اجازه نده در بسته شود.)
    **بگذار در را بهت نشان بدهم.** (معمولاً وقتی می‌گویند که می‌خواهند مهمان را تا دم در بدرقه کنند.)
    **می‌توانم تو را تا در همراهی کنم.** (همان معنی بالا را می‌دهد.)
    **مهم است که “پایت را لای در بگذاری”.** (یعنی یک شغل یا موقعیت ساده را بپذیری تا بعداً فرصت‌های بهتری برایت پیش بیاید.)
    **”نگذار در موقع رفتن بهت بخورد!”** (این را با طعنه به کسی می‌گویند که از جمع یا جایگاهی خارج می‌شود و دیگران از رفتنش خوشحال هستند.)
    **یک مدرک دانشگاهی می‌تواند “درها را به روی تو باز کند”.** (یعنی فرصت‌های جدیدی برایت ایجاد کند.)
    **ما یک “سیاست در باز” داریم.** (یعنی همیشه آمادهٔ شنیدن حرف‌ها و پیشنهادهای تازه هستیم.)
    **”در همیشه باز است”.** (یعنی من همیشه برای صحبت کردن یا دیدار در دسترس هستم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dot به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Dot به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک نقطه، شکلی ساده و معمولاً گرد است که گاهی برای تزئین هم از آن استفاده می‌شود.
    وقتی از نقطه‌ها برای طراحی روی پارچه و لباس استفاده می‌کنند، به آن‌ها “خال‌خالی” می‌گویند. طرح خال‌خالی یکی از طرح‌های محبوب و پرطرفدار است.

    این لباس، طرح خال‌خالی دارد.
    این کراوات هم نقش خال‌خالی دارد.

     
    از نقطه به عنوان یک علامت در نوشتن و ریاضیات هم استفاده می‌شود.

    وقتی حروف i و j را به صورت کوچک می‌نویسیم، باید نقطه بالای آن‌ها را بگذاریم.
    در زبان آلمانی، علامت “اوماتلوت” شبیه دو نقطه است که روی برخی حروف صدادار قرار می‌گیرد.
    علامت اعشار نیز به شکل یک نقطه است.
    روی تاس‌ها هم نقطه وجود دارد. این نقطه‌ها نشان‌دهنده عدد هستند.

    همچنین، کلمه “dot” وقتی به کار می‌رود که آدرس یک وب‌سایت را می‌دهیم.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.