دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Wipe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wipe به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Wipe به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای پاک کردن چیزی از کلمه wipe استفاده می‌شود. این واژه معمولاً زمانی به کار می‌رود که بخواهیم چیزی را که کثیف شده یا روی آن اثر یا آلودگی وجود دارد تمیز کنیم؛ مثل میز، ماشین، دست‌ها، صورت فرد و موارد مشابه.

    ساده گذشته فعل ماضی
    wipe

    پاک کردن

    wiped

    پاک کرد

    wiped

    پاک کرده

    جان بعد از درست کردن ماشینش، دست‌هایش را روی یک حوله پاک کرد.
    لطفاً این میز را با آب و صابون تمیز کن.
    تانیا با شلنگ، گل‌ولای را از روی ماشینش شست.
    یک ماشین برف‌روب، برف‌های خیابان را پاک می‌کند.
    سرایدار مدرسه، گِل‌هایی که بچه‌ها با پایشان به داخل آورده بودند، تمیز کرد.
    هنگام غذا خوردن، دهانت را با آستینت پاک نکن! از دستمال استفاده کن.
    قبل از آمدن به خانه، پاهات را پاک کن.
    برف‌پاک‌کن‌ها، آب را از روی شیشه جلوی ماشین پاک می‌کنند.

    وقتی چیزی کاملاً از بین می‌رود یا یک حادثه اتفاق می‌افتد، معمولاً کلمه‌های “wipe” و “out” را کنار هم می‌شنوید:
    بعد از اینکه دان شغلش را از دست داد، تمام پس‌اندازش را خالی کرد تا بتواند قبض‌هایش را پرداخت کند.
    یک نیروی نظامی بسیار قوی، تمام ارتش‌های دشمن را نابود کرد.
    دیروز وقتی به سمت محل کار رانندگی می‌کردم، تصادف کردم و به یک درخت برخوردم.

    توجه: آهنگ “Wipe Out” توسط گروه Surfaris در دهه ۱۹۶۰ یک اثر بسیار موفق بود و هنوز هم امروزه زیاد پخش می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wise به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wise به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wise به فارسی با مثالهای کاربردی

    از صفت «عاقلانه» برای توصیف کسی استفاده می‌شود که بر اساس تجربیاتش، دانش و درک خوبی از زندگی پیدا کرده است. کلمهٔ «عاقل» با «باهوش» تفاوت دارد، اما گاهی ممکن است به جای هم به کار روند.

    * او کار درستی کرد که آن کار را نکرد.
    * یک پیرمرد دانا نصیحت خوبی به من کرد.
    * والنتینا تصمیم خوبی گرفت که بیست سال پیش پولش را در آن شرکت سرمایه‌گذاری کرد. الان ثروتمند است.
    * بهتر است هنگام خرید مواد غذایی، انتخاب‌های منطقی داشته باشید.
    * خوردن مارچوبه به جای سیب‌زمینی سرخ‌کرده، انتخاب عاقلانه‌ای است.
    * او خیلی عاقل نیست.
    * این کار، تصمیم هوشمندانه‌ای نیست.
    * این کار خیلی عاقلانه به نظر نمی‌رسد.
    * اگر عاقل باشید، در دانشگاه می‌مانید و ترک تحصیل نمی‌کنید.

    گاهی این کلمه به صورت کنایه‌آمیز استفاده می‌شود (منظور گوینده برخلاف معنای اصلی کلمه است):

    * آه، چه تصمیم فوق‌العاده‌ای!
    * حرکت هوشمندانه‌ای بود!
    * بسیار خب، آقای عاقل! اگر نظر مرا دوست نداری، خودت چه پیشنهادی داری؟

    کلمهٔ «عاقل» معمولاً در گفتار روزمره هم کاربرد دارد:

    * اینقدر خودشیفته رفتار نکن. (یعنی از رفتارهای تحقیرآمیز یا نظرات منفی دیگران دست بردار.)
    * دانش‌آموزان پشت سر معلم شوخی‌های نابجا می‌کردند. (شوخی نابجا = جوک بی‌مزه)
    * دیگر شوخی‌های بیمورد نکن.

    کلمهٔ «عاقلانه» به صورت قید هم به کار می‌رود:

    * ما با زود خرید کردن، عاقلانه از شلوغی دوری کردیم.
    * او پولش را به شکل منطقی سرمایه‌گذاری می‌کند.

    به صورت اسم، این کلمه به «خرد» تبدیل می‌شود:

    * خرد با گذر زمان و کسب تجربه به دست می‌آید.
    * دانش او در این زمینه بسیار مورد احترام است.
    * جغدها نماد خرد و دانایی شناخته می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wit به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wit به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “شوخ‌طبعی” (Wit) بسیار شبیه به “طنز” است، اما یک تفاوت مهم دارد: شوخ‌طبعی برای خنداندن یا سرگرم کردن، به هوش و ذکاوت وابسته است.

    مخاطبان با شوخ‌طبعی و ذکاوت یک کمدین جذب می‌شوند.
    حرف‌های سخنران پر از شوخ‌طبعی و کنایه بود.
    او بلد است چطور از شوخ‌طبعی برای پشتیبانی از استدلال‌هایش استفاده کند.
    گاریسون کیلور به خاطر شوخ‌طبعی درخشانش معروف است.
    ایجاز و کوتاهی، روح شوخ‌طبعی است. (این یک ضرب‌المثل معروف است.)

     

    کلمه “witty” یک صفت است و به معنی “باهوش و باذوق” یا “شوخ” است:

    آن خانم حرف بسیار بامزه و هوشمندانه‌ای زد.
    این یک بیان بسیار باذوق است.
    چقدر باهوش و باذوق!
    این خیلی بامزه است.
    ما آن برنامه تلویزیونی را دوست داریم چون مجری آن بسیار باذوق و خوش‌ذوق است.
    آن مرد دوست دارد فکر کند که آدم باذوقی است، اما در واقع درک درستی از شوخ‌طبعی ندارد.

     

    همچنین می‌توانید از کلمه “wit” برای اشاره به توانایی فرد در فکر کردن سریع در موقعیت‌های سخت استفاده کنید. (در این حالت، این کلمه همیشه به صورت جمع به کار می‌رود: wits)

    وقتی به یک کشور خارجی سفر می‌کنی، واقعاً باید هوشیار و مراقب باشی.
    پس از ۴۰ سال معلمی، آن پیرمرد دیگر توانایی فکر کردنش را از دست داد.
    باید از ذهنت استفاده کنی تا بفهمی چه کاری باید انجام دهی.
    دیگر از تحمل و فکرم فراتر رفته‌ام. (این یک اصطلاح است و به این معنی است که شما از یک موقعیت یا یک شخص کاملاً خسته و ناامید شده‌اید.)
    او با زیرکی و ذکاوتش از پس کارها برمی‌آید. (او موفق است چون باهوش است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Witness به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Witness به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Witness به فارسی با مثالهای کاربردی

    شاهد کسی است که یک رویداد را مستقیماً با چشمان خود می‌بیند یا با گوش‌هایش می‌شنود. وجود شاهدان اهمیت زیادی دارد، چون می‌توانند وقایع را تأیید کنند و از حقایق پشتیبانی کنند؛ به ویژه در جریان یک دادگاه.

    مأموران پلیس با فردی صحبت کردند که دیده بود یک مرد جوان کیف دستی یک زن را می‌دزدد.
    در یک مورد دیگر، چندین شاهد پس از یک سانحه رانندگی پیشقدم شدند و اطلاعات خود را بیان کردند.
    در یک دادگاه، چهار شاهد مختلف حضور داشتند. هر کدام از آنها ادعای متهم را که گفته بود در محل وقوع جرم حاضر نبوده، تأیید و پشتیبانی کردند.
    بعد از یک تیراندازی، هیچ کس حاضر به دادن اطلاعات نشد، چون مردم از انتقام فرد اسلحه‌به‌دست می‌ترسیدند.
    همچنین، شاهد عینی یک قتل، با شهادتش سرنوشت پرونده متهم را مشخص کرد. (کلمه «شاهد عینی» وقتی به کار می‌رود که فرد چیزی را مستقیماً با چشمان خود دیده باشد. معنای آن تقریباً مشابه «شاهد» است.)
    در کل، اگر در دادگاهی شاهدی برای صحبت کردن وجود نداشته باشد، اثبات تقصیر یا گناه یک فرد بسیار سخت خواهد بود.

     
    واژه «witness» به عنوان فعل هم به کار می‌رود.

    از آنجا که مریم شاهد یک جرم شده بود، به او احضاریه دادند تا در دادگاه حاضر شود و شهادت دهد.
    اگر در محل زندگی‌تان شاهد فعالیت‌های غیرعادی بودید، بهتر است با پلیس تماس بگیرید.
    کودکانی که در خانه شاهد خشونت‌های مکرر هستند، ممکن است از نظر روحی آسیب‌های عمیقی ببینند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wobble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wobble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Wobble به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی میلرزد، یعنی کمی به این سو و آن سو حرکت میکند یا ثبات ندارد.

    پیرمرد با گام‌های لرزان از پله‌ها بالا می‌رفت و تک‌تک پله‌ها را طی می‌کرد.
    این میز کمی تکان می‌خورد چون یکی از پایه‌هایش از بقیه کوتاه‌تر است.
    برای اینکه میز نلرزد، یک تکه کاغذ مچاله شده زیر یکی از پایه‌هایش گذاشتم.
    برادرزادهٔ یک‌سالهٔ فرانک موقع راه رفتن تلوتلو می‌خورد.
    پنه‌لوپه بعد از چند هفته استراحت به دلیل بیماری، وقتی در خانه راه می‌رفت، تعادل نداشت.
    در ستاره‌های دوری که سیاره‌ها به دورشان می‌چرخند، یک لرزش قابل تشخیص وجود دارد. (این جمله از «wobble» به عنوان اسم استفاده کرده است.)

     

    کلمهٔ wobbly به معنی «لرزان» یا «متزلزل» یک صفت است.

    میز کمی لرزان است.
    یک گوسالهٔ تازه‌متولد‌شده روی پاهایش لرزان است.
    بچه‌ای که تازه راه‌افتادن را یاد گرفته، تعادل ندارد.
    ایستادن روی یک صندلی چرخانِ لرزان و سه‌پایه، فکر خوبی نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Womb به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Womb به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Womb به فارسی با مثالهای کاربردی

    رحم اندامی در بدن زن است که نوزاد در آن پرورش می‌یابد. این عضو در ناحیه شکم قرار دارد اما جزئی از معده محسوب نمی‌شود. واژه “رحم” نام علمی و پزشکی برای همین بخش از بدن است.

    لوله‌های فالوپ، تخمدان‌ها را به رحم وصل می‌کنند.
    با استفاده از سونوگرافی می‌توان تصویری از جنین (نوزاد در حال رشد) درون رحم مشاهده کرد.
    با رشد کودک و بزرگ شدن رحم، شکم زن نیز برآمده می‌شود.
    زن می‌تواند حرکت و جنبش کودک را درون رحم خود حس کند.

    گاهی این واژه به‌صورت نمادین برای اشاره به مکانی امن و آشنا یا جایی که نشان‌دهنده شروع و خاستگاه چیزی است، به کار می‌رود.

    برای آلبرتو که دوران کودکی‌اش را در شیکاگو گذرانده، بازگشت به این شهر مانند بازگشت به رحم است.
    ایده‌های رمان جدید کری هنوز در مرحله اولیه و شکل‌گیری هستند.
    برخی از دانشگاه‌ها به‌عنوان خاستگاه و زادگاه کسب‌وکارهای جدید شناخته می‌شوند.

    توجه: حرف “b” در انتهای واژه “womb” تلفظ نمی‌شود. این حالت مشابه کلماتی مانند bomb، numb و thumb است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Woman به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Woman به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Woman به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک انسان بزرگسال مؤنث که ۱۸ سال یا بیشتر سن دارد، “زن” نامیده می‌شود. وقتی از چند نفر صحبت می‌کنیم، به آن‌ها “زنان” می‌گوییم.

    مفرد جمع
    woman

    زن

    women

    زنان

    یک خانم در صف ایستاده است.
    دو خانم در صف ایستاده‌اند.
    چه تعداد خانم در کلاس شما حضور دارند؟
    این شانس وجود دارد که برای اولین بار در تاریخ آمریکا، یک خانم رئیس‌جمهور این کشور شود.
    هیلاری کلینتون از پشتیبانی تعداد زیادی از بانوان حزب جمهوری‌خواه برخوردار است.
    در صد سال گذشته، زنان به موفقیت‌های بزرگی در زمینه تجارت و سیاست دست یافته‌اند.
    من یک بانوی موفق را می‌شناسم که با کسب‌وکار خودش بیش از سه میلیون دلار درآمد داشته است.
    کت یک خانم روی پشتی آن صندلی جا مانده بود.

    دستشویی بانوان کجاست؟
    در آن فروشگاه، کفش‌های مخصوص بانوان با قیمت تخفیف‌خورده به فروش می‌رسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wonder به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wonder به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wonder به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر درباره چیزی کنجکاو هستید و در ذهنتان سؤال دارید، می‌توانید از کلمه “wonder” استفاده کنید. این کلمه نشان می‌دهد که شما در حال فکر کردن به چیزی هستید و از تخیل خود کمک می‌گیرید:

    سام همیشه به این فکر می‌کند که کسب‌وکار خودش را راه بیندازد.
    ریحانا از خودش می‌پرسد که آیا روزی ازدواج خواهد کرد یا نه.
    آیا تا به حال به زندگی در سیاره‌های دیگر فکر کرده‌اید؟
    دانش‌آموزان نمی‌دانستند که معلم تصحیح برگه‌های امتحانی را تمام کرده است یا نه.
    من نمی‌دانم امروز برف می‌آید یا نه.
    آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که اگر انگلیسی را خیلی خوب بلد باشید، زندگی چقدر می‌تواند متفاوت باشد؟
    او فکر می‌کند که شاید دوست‌پسرش امروز به او زنگ بزند.

     

    گاهی هم از “wonder” برای مطرح کردن یک درخواست یا دعوت به صورت مودبانه استفاده می‌شود:

    باب به لیندا گفت: «می‌خواستم بپروم آیا این آخر هفته دوست داری با من بیرون بروی؟»
    ما داشتیم فکر می‌کردیم آیا امکان دارد یک لوله‌کش امروز برای تعمیر لوله به خانه‌مان بیاید.
    رئیس ما می‌خواهد بداند آیا کسی مایل است این آخر هفته اضافه‌کاری کند.

     

    علاوه بر این، “wonder” به عنوان اسم نیز به کار می‌رود:

    وقتی آن پسر بچه از باغ‌وحش دیدن کرد و شیرها را دید، چشمانش از شگفتی برق می‌زد.
    گرند کنیون یکی از عجایب طبیعی بزرگ جهان است. (در این جمله “wonder” به معنای چیزی شگفت‌انگیز و فوق‌العاده است.)
    آثار هنری او نشان‌دهنده شگفتی‌های قوه تخیل است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Wonderful به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wonderful به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Wonderful به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی را “فوق‌العاده” بنامیم، یعنی آن چیز بسیار خوب و عالی است. به نظر من این کلمه گاهی بیشتر از حد لازم استفاده می‌شود، اما چون در زبان انگلیسی کلمه‌ای رایج است، بهتر است بدانید چه زمانی و چگونه از آن استفاده کنید. در ادامه چند مثال می‌بینید:

    آیا این فوق‌العاده نیست؟ (یعنی این خیلی خوب است!)
    دیدن دوباره تو برایم فوق‌العاده است! (یعنی از دیدنت خوشحالم.)
    خبر فوق‌العاده‌ای دارم که می‌خواهم با تو در میان بگذارم.
    ترزا می‌گوید پس از بهبودی پای شکسته‌اش، حالش فوق‌العاده است.
    این کیک طعم واقعاً فوق‌العاده‌ای دارد.
    مینه‌سوتا جای فوق‌العاده‌ای برای گذراندن تعطیلات تابستانی است.
    کسانی که خانه ما را رنگ کردند، کارشان را فوق‌العاده انجام دادند.
    آن فیلم واقعاً فوق‌العاده بود؛ بهتر است یک بار دیگر هم برویم و آن را ببینیم.
    تو یک انسان فوق‌العاده‌ای هستی!

    کلمه “به‌طرز فوق‌العاده‌ای” نیز یک قید است و چگونگی انجام کاری را نشان می‌دهد.

    او نقش خود را در تیم به‌طرز فوق‌العاده‌ای ایفا کرد.
    نمایشی که دیشب دیدیم، به‌طرز فوق‌العاده‌ای اجرا شده بود.
    تسلا یک خودروی به‌طرز فوق‌العاده‌ای ساخته‌شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Worn به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Worn به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Worn به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فرسوده” برای توصیف چیزی به کار می‌رود که زیاد از آن استفاده شده است. وقتی یک وسیله (یا حتی یک شخص) به طور مرتب مورد استفاده قرار گیرد، نشانه‌های کهنگی در آن دیده می‌شود و ممکن است نیاز به تعویض داشته باشد. چیزهایی مثل لباس، کفش، ماشین، زمین و تلفن همراه می‌توانند فرسوده شوند؛ یعنی هر چیزی که زیاد با آن سروکار داریم.

    – کف کفش‌هایم کاملاً فرسوده شده. وقتش است یک جفت کفش نو بخرم.
    – قسمت زانوهای شلوار عبدی ساییده شده. او باید یک شلوار جدید برای خودش بخرد.
    – خیلی از افراد دوست دارند شلوارجین آبی بپوشند که ظاهری قدیمی و استفاده‌شده دارد.
    – عینکم کاملاً از کار افتاده. باید یک عینک جدید بخرم.

    گاهی کلمه “out” بعد از “worn” می‌آید و معنی آن را کامل می‌کند.

    – لیندا می‌گوید از کار کردن تمام روز کاملاً خسته شده است.
    – این باتری‌ها دیگر تمام شده و قابل استفاده نیستند.
    – بچه‌ها از بس فوتبال بازی کردند، کاملاً بی‌حال و خسته شده‌اند.

    جالب است بدانید که کلمه “worn” در واقع شکل گذشته از فعل “wear” است. بسیاری از فعل‌های گذشته در انگلیسی به عنوان صفت هم استفاده می‌شوند، البته نه همه آنها.

    ساده گذشته فعل ماضی
    wear

    پوشیدن

    wore

    پوشید

    worn

    پوشیده شده

    او چندین بار آن کت را به تن کرده است. (زمان حال کامل)

    از این کفش‌ها برای دویدن استفاده می‌شود. (زمان گذشته، حالت مجهول)

    او لباس‌های قدیمی و فرسوده زیادی در کمدش دارد. (برخلاف دو مورد قبل، در اینجا کلمه “worn” نقش یک صفت را دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.