دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Sting به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sting به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Sting به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه‌ی “sting” معمولاً در دو موقعیت به کار می‌رود:

    اول، وقتی یک حشره مثل زنبور، پشه یا زنبور عسل شما را نیش می‌زند و درد ایجاد می‌کند.

    دوم، وقتی دردی ناگهانی و تیز را در قسمتی از بدن خود احساس می‌کنید، حتی اگر دلیلش نیش حشره نباشد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sting

    نیش زدن

    stung

    نیش زد

    stung

    نیش زده

    یک زنبور من را نیش زد.
    اگر مزاحم زنبورها شوید، شما را نیش خواهند زد.
    آیا تا به حال نیش خورده‌اید؟
    آخ، چقدر سوزش داره! (چقدر درد داره!)
    اگر الکل روی یک زخم باز بریزید، می‌سوزاند.
    پرستار به بیمار گفت که آمپول کمی سوزش خواهد داشت.

    در این جمله‌ها، کلمهٔ «نیش» به عنوان اسم به کار رفته است:
    او به خاطر نیش یک زنبور تحت درمان است.
    کسی که به نیش زنبور حساسیت دارد، باید خیلی مراقب باشد.

    گاهی اوقات «نیش» به معنای یک تله از قبل طراحی شده برای مجرمان است. پلیس یا نهادهای قانونی این تله‌ها را می‌چینند تا کسی که قصد انجام کار خلاف دارد را دستگیر کنند.
    دزدها در یک عملیات سری پلیس دستگیر شدند.
    اف‌بی‌آی این عملیات را برنامه‌ریزی کرد.
    فیلم «آمریکان هاسِل» درباره یک عملیات مخفی پلیس است که در دهه ۱۹۷۰ اتفاق افتاد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stingy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stingy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Stingy به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “خسیس” برای توصیف کسی به کار می‌رود که سعی می‌کند تا جایی که می‌تواند پولش را برای خود نگه دارد و از بخشیدن آن خودداری کند. یک فرد خسیس معمولاً در تقسیم کردن دارایی‌هایش با دیگران سخاوتمند نیست.

    بعضی از آدم‌های پولدار، بسیار خسیس هستند. شاید یکی از دلایل ثروتمند شدنشان همین باشد.
    جورج آدم خیلی خسیسی است. او هیچ وقت به مؤسسه‌های خیریه یا سازمان‌هایی که به نیازمندان کمک می‌کنند، پولی نمی‌دهد.
    نباید با پولت این قدر خسیس باشی. یادت باشد چه می‌گویند: آدم وقتی می‌میرد، نمی‌تواند پولش را با خودش ببرد. (یعنی پس از مرگ، تمام دارایی ات را می‌گذاری و می‌روی.)
    با وقتت هم خسیس نباش. (می‌توانی از واژه “خسیس” برای چیزهایی غیر از پول هم استفاده کنی.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stink به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stink به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Stink به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی بوی ناخوشایند و بدی داشته باشد، از این واژه استفاده می‌کنیم. این کلمه، یک فعل با قاعده‌ی خاص است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    stink

    بوی بد دادن

    stank/stunk

    بوی بد داد

    stunk

    بوی بد داده

    چه بویی می‌آید؟
    این واقعاً بو می‌دهد!
    سگ من بو می‌دهد. باید حتماً بهش حمام بدهم.
    غذای فاسدشده هم بوی بدی می‌دهد.
    یک بار چند تکه ماهی مانده را داخل مایکروویو گذاشتم و بویش تمام خانه را پر کرد. (دقت کنید که معمولاً بعد از “stink” از “up” استفاده می‌شود.)
    یک چیزی توی صندلی عقب ماشین، همه‌جا را بدبو کرده.
    جان رفت تو دستشویی و آنقدر بوی بد گذاشت که هیچ‌کس نتوانست بعد از او برود داخل.
    یه بویی از گاراژ می‌آید. فکر کنم یک حیوان مرده آنجاست.
    ادرار گربه واقعاً بوی تند و آزاردهنده‌ای دارد.

    همچنین می‌توانید از “stink” برای اشاره به یک موقعیت ناخوشایند، یک چیز نامطلوب یا توانایی‌های ضعیف یک نفر استفاده کنید:
    تیم بسکتبال ما افتضاح است.
    او گیتاریست خیلی خوبی نیست. راستش اصلاً در گیتار زدن مهارت ندارد.
    قوانین جدیدی که در محل کار برایمان گذاشته‌اند، واقعاً آزاردهنده است.
    وای! آن فیلم واقعاً بد بود.
    آلمانی من بسیار ضعیف است. باید بیشتر تمرین کنم.

    کلمهٔ “stinky” یک صفت است و برای توصیف چیزهای بدبو به کار می‌رود:
    آن چیز بدبو را بینداز توی سطل زباله!
    این پنیر بوی تندی دارد، اما مزه‌اش خوب است.
    گابریل سه روز است حمام نرفته و الآن واقعاً بدبو شده.
    یک چیز بدبو توی گاراژ من است.

    از “stink” به عنوان اسم نیز استفاده می‌شود:
    این بوی بد چیست؟
    گربه روی فرش ادرار کرد، اما نتوانستیم بویش را از بین ببریم؛ برای همین مجبور شدیم فرش را دور بیندازیم.
    یک بوی عجیبی در هوا هست. آن چیست؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stir به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stir به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Stir به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «stir» به معنی حرکت دادن یا هم زدن است. این حرکت معمولاً به شکل چرخشی انجام می‌شود، اما در موقعیت‌های مختلفی مثل بیدار شدن از خواب، ایجاد حرکت یا حتی شروع یک مشکل هم به کار می‌رود.

    دونا قهوه‌اش را هم زد. او داخل قهوه خامه و شکر ریخت و آن را مخلوط کرد.
    بعد از اینکه برنج شروع به جوشیدن کرد، باید آن را هم بزنید.
    دست از هم زدن بتن برندارید. اگر بایستید، سفت می‌شود.
    اگر سبزیجات و گوشت را مدام هم نزنید، خواهند سوخت.
    آیا تا به حال غذای «استیر-فرای» (سرخ‌کرده‌ی هم‌زده) خورده‌اید؟
    سعی کردم پسرم را بیدار کنم، اما حتی تکان هم نخورد.
    صدای زنگ، گلوریا را از یک خواب سنگین بیدار کرد.
    خرس‌ها معمولاً در ماه مارس از خواب زمستانی بیدار می‌شوند.
    پیرمرد آن سر خیابان به دردسرسازی معروف است. (stir up trouble = باعث ایجاد مشکل شدن)
    اگر این موضوع را در جلسه مطرح کنی، یک جنجال بزرگ به پا خواهی کرد. (stir up a hornet’s nest = انجام کاری یا گفتن حرفی که بحث و درگیری ایجاد کند)
    اگر مردم در زمستان از خانه بیرون نروند و تحرک نداشته باشند، دچار بی‌قراری و کلافگی می‌شوند. (stir crazy = حالتی که به خاطر محدودیت و ماندن طولانی در یک فضای بسته پیش می‌آید. افرادی که در فضاهای کوچکی مثل هواپیما، سلول زندان یا اتاق‌های دربسته نگهداری می‌شوند، دچار این حالت می‌شوند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stone به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stone به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Stone به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما از واژه “سنگ” برای چیزهایی استفاده می‌کنیم که در طول زمان بسیار طولانی سفت و محکم شده‌اند. این کلمه معنایی نزدیک به “صخره” دارد.

    سنگ‌ها می‌توانند بزرگ یا کوچک باشند.
    از آن‌ها برای زیباسازی فضای سبز و در معماری استفاده می‌شود.
    سنگ‌های گران‌بها مانند الماس و یاقوت، بسیار قدیمی و باارزش هستند.
    عصر سنگ، دوره‌ای از تاریخ انسان است که در آن مردم از سنگ برای ساختن ابزار و سلاح استفاده می‌کردند.

     
    در زبان انگلیسی، ضرب‌المثل‌ها و عبارت‌هایی وجود دارند که در آن‌ها از کلمه “سنگ” استفاده شده است.

    چوب و سنگ ممکن است استخوان‌هایم را بشکنند، اما حرف‌های زشت هرگز به من آسیبی نمی‌رسانند. (یعنی کلمات نمی‌توانند آسیب فیزیکی به کسی وارد کنند.)
    سنگ غلتان خزه جمع نمی‌کند. (کسی که همیشه در حال حرکت و فعالیت است، از موقعیت‌های بیشتری بهره‌مند می‌شود.)
    او با یک سنگ دو پرنده را کشت. (یعنی با یک اقدام، به دو نتیجه مطلوب رسید.)
    هیچ سنگی را بی‌جواب نمی‌گذاریم. (یعنی هر کاری که از دستمان بربیاید انجام می‌دهیم تا موضوع را کشف کنیم.)
    **کسی که گناه ندارد سنگ اول را بیندازد. (از کتاب مقدس، یوحنا 8:7. اگر قصد دارید کسی را به خاطر خطایش مجازات کنید، اول به خودتان نگاه کنید و ببینید خودتان مرتکب چه اشتباهاتی شده‌اید.)**
    آنان که در خانه‌های شیشه‌ای زندگی می‌کنند، سنگ پرتاب نمی‌کنند. (اگر در مورد دیگری عیب‌جویی کنید، خودتان نیز در معرض انتقاد قرار می‌گیرید، چون ممکن است او هم در پاسخ شما را قضاوت کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Store به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Store به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Store به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی “فروشگاه” را به عنوان یک کار انجام‌دادن به کار می‌بریم، منظور این است که چیزی را نگه‌داری کنیم یا آن را برای روزهای بعد ذخیره کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    store

    ذخیره شدن

    stored

    ذخیره شد

    stored

    ذخیره شده

    غذاهای یخ‌زده‌مان را در فریزر نگه می‌داریم.
    خیلی از افراد در فصل زمستان ماشین‌هایشان را در گاراژ پارک می‌کنند.
    گاهی لازم است چیزهایی را داخل جعبه‌ها بگذاریم و سال‌ها بعد از آنها استفاده کنیم.
    شما در خانه‌تان مواد غذایی را کجا نگهداری می‌کنید؟
    من ابزار باغبانی‌ام را در یک اتاقک کوچک کنار خانه قرار می‌دهم. دوچرخه‌هایم هم در همان اتاقک هستند.

    برای ساختن اسم یا صفت از کلمهٔ “store”، پایانۀ “age” را به آن اضافه کنید:
    ساختمان آپارتمان رنه برای ساکنانش فضای انباری در نظر گرفته است.
    آنها یک واحد انبار بزرگ در زیرزمین دارند.
    گلوریا تمام لباس‌های بچگانه و یادگاری‌های فرزندانش را در انبار گذاشته است.
    شما در محل زندگی‌تان چه جور فضای نگهداری دارید؟ کمد دارید؟ گاراژ؟

    البته، از کلمهٔ “store” به عنوان اسم نیز استفاده می‌شود و به جایی اشاره دارد که از آن خرید می‌کنید:
    سوپرمارکت محلۀ ما میوه و سبزیجات تازه و باکیفیتی دارد.
    در گذشته، آمریکایی‌ها فقط به یک مکان برای خرید در شهرشان مراجعه می‌کردند. نام آن فروشگاه عمومی بود و همه چیز می‌فروخت. اما امروزه ما مال‌های خرید و فروشگاه‌های تخصصی مختلف داریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Storm به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Storm به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Storm به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک سامانه آب‌وهوایی، باران شدید، باد تند، رعدوبرق یا برف زیادی به همراه می‌آورد، به آن «طوفان» می‌گوییم.

    پیش‌بینیکنندگان آب‌وهوا می‌توانند با کمک اطلاعاتی که از ماهواره‌های هواشناسی به دست می‌آید، وقوع طوفان‌ها را پیش‌بینی کنند.
    طوفان‌های بزرگ معمولاً با رعدوبرق همراه هستند.
    اگر بارش یک طوفان به شکل آب باشد، به آن «طوفان بارانی» گفته می‌شود.
    اگر باران هنگام فرود آمدن از آسمان یخ بزند، به آن «باران یخ‌زده» می‌گویند.
    گاهی طوفان‌ها باعث تشکیل گلوله‌های بزرگ یخ می‌شوند، حتی وقتی هوا گرم است. این پدیده «تگرگ» نام دارد. توفان‌های تگرگ در بهار و تابستان در ایالات متحده شایع است.
    اگر بارش یک طوفان به شکل برف یا یخ باشد، آن را «طوفان برفی» می‌نامیم.
    بعضی از طوفان‌ها بسیار قدرتمندند. اگر یک ابر قیفی‌شکل با زمین تماس پیدا کند، طوفان به «توفند» (تورنادو) تبدیل می‌شود.
    توفان‌هایی مثل هاریکین معمولاً مناطق ساحلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در این طوفان‌ها، بادهای شدید، باران‌های سنگین و جبهه‌های طوفانی، حجم زیادی آب را به نواحی کنار دریا می‌آورند.
    طوفان‌ها می‌توانند امواج بسیار بزرگ و خطرناکی در دریا ایجاد کنند.
    اگر زمین نتواند آب ناشی از بارش را جذب کند، «سیل» رخ می‌دهد.
    طوفان‌های شدید معمولاً باعث قطعی برق می‌شوند که به آن «خاموشی» یا «قطع برق» گفته می‌شود.
    شرکت‌های برق پس از طوفان، با تمام توان تلاش می‌کنند تا برق منازل و کسب‌وکارها را دوباره برقرار کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Strange به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Strange به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Strange به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی درباره یک فرد یا یک شیء نمی‌دانید، یا وقتی چیزی برایتان ناآشناست، ممکن است آن را «عجیب» ببینید. همچنین از واژه «عجیب» برای چیزهایی استفاده می‌کنیم که ترسناک هستند یا باعث نگرانی می‌شوند.

    این یک شیء عجیب است. این چیست؟
    از موتور ماشین بوی عجیبی می‌آید.
    این گوشت مزه عجیبی دارد. آیا مشکلی ندارد؟
    ماریا امروز روز بسیار عجیبی را پشت سر گذاشت.
    ادگار وقتی در مترو بود، چیز خیلی عجیبی دید.
    یک پسر عجیب در کلاس هکتور هست. او زیاد حرف نمی‌زند و بوی بدی هم می‌دهد.
    آسمان خیلی عجیب به نظر می‌رسد. آیا طوفان در راه است؟
    حالم خوب نیست و معده‌ام احساس عجیبی دارد. فکر می‌کنم شاید بیمار شده‌ام.

     
    واژه «strangely» یک قید است و برای توصیف فعل به کار می‌رود:

    او به شکل عجیبی رفتار می‌کند. (قید «strangely» فعل را توصیف می‌کند.)
    میزبان مهمانی با مهمانانش به طرز عجیبی برخورد می‌کرد.
    ماشین من به شکل غیرعادی و عجیبی کار می‌کند.

     
    واژه «stranger» به معنای «غریبه» یک اسم است و برای اشاره به یک فرد ناشناس استفاده می‌شود:

    یک غریبه در محله‌مان داشت زباله‌ها را نگاه می‌کرد.
    پدر و مادرها همیشه به بچه‌هایشان می‌گویند مراقب غریبه‌ها باشند.
    بعد از طلاق، دیوید حالا وقتی به خانه سابقش می‌رود تا بچه‌هایش را ببیند، احساس می‌کند مانند یک غریبه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stray به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stray به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Stray به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “سرگردان” به معنای خارج شدن از مسیر درست، اشتباه کردن یا گم شدن است:

    رنا از گروه دانش‌آموزی خود جدا شد و در داخل موزه گم شد.
    ماشین مرد به سمت لاین دیگر منحرف شد و تقریباً باعث یک حادثه شد.
    یک موشک که از سکوی پرتاب شلیک شده بود، از مسیر اصلی خود خارج شد و هیچ وقت به مقصد نرسید.
    اگر در این جنگل خیلی از مسیر اصلی دور شوید، ممکن است نتوانید راه خانه را پیدا کنید.
    اگر حصاری نباشد که آنها را نگه دارد، گاوها به چراگاه کناری می‌روند.

    همچنین از کلمه “سرگردان” برای توصیف یک فرد یا چیزی که گم شده استفاده می‌شود:

    یک گربه بی‌صاحب برای پیدا کردن غذا به حیاط پشتی ما آمد. (گربه سرگردان = گربه‌ای که گم شده یا خانه ندارد)
    یک موشک سرگردان که به سمت یک ساختمان دولتی شلیک شده بود، از مسیر خود منحرف شد و به چند خانه برخورد کرد.
    این ساختمان یک پناهگاه برای نوجوانان بی‌پناه و سرگردان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Street به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Street به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Street به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خیابان” به مسیرهای سنگفرش شده در شهرها و مناطق مسکونی گفته می‌شود که وسایل نقلیه از آن‌ها تردد می‌کنند. این کلمه برای بزرگراه‌ها و جاده‌های بین شهری به کار نمی‌رود.

    ماشین من در خیابان پارک شده است.
    از خیابان خارج شو! یک ماشین در حال آمدن است.
    تابلوی خیابان به شما نام خیابانی را که در آن هستید نشان می‌دهد.
    جو در حال راه رفتن در خیابان و صحبت با تلفن همراهش است. (walking on the street = راه رفتن روی پیاده‌رو)
    ساختمان آپارتمان ما پارکینگ اختصاصی دارد. (یعنی گاراژ دارد و نیازی به پارک کردن در خیابان نیست.)
    شما باید دوچرخه‌تان را در خیابان برانید، نه روی پیاده‌رو.
    گروهی از معترضان در میانه خیابان راه می‌روند. (وسط خیابان معمولاً برای تظاهرات یا رژه استفاده می‌شود و در این مواقع ترافیک به مسیر دیگری هدایت می‌شود.)
    رژه از وسط خیابان عبور کرد در حالی که تماشاگران از دو طرف آن را نگاه می‌کردند.

     
    دقت کنید که این کلمه معانی ظریف و متفاوتی دارد:

    شما در کدام خیابان زندگی می‌کنید؟
    من در خیابان ۷۶ام زندگی می‌کنم.
    باب در خیابان زندگی می‌کند. (یعنی او خانه ندارد.)
    یک گروه از نوجوانان در کنار خیابان ایستاده‌اند.
    یک سنجاب مرده روی خیابان افتاده است.

     
    از آنجا که این کلمه با زندگی شهری پیوند خورده، اغلب برای توصیف جنبه‌های مختلف زندگی در شهر استفاده می‌شود:

    داریل عضو یک گروه خیابانی است. (street gang = گروهی از جوانان که در یک باند سازمان‌یافته هستند)
    او هوش و درک خوبی از زندگی خیابانی دارد. (street smarts = توانایی درک شرایط و برخورد مناسب در محیط‌های شهری، به ویژه مناطق پرچالش)
    پلیس تلاش می‌کند مجرمان را از خیابان‌های شهر دور کند.
    شریل در خیابان‌ها پرسه می‌زند و از راه‌های غیرقانونی امرار معاش می‌کند. (او درگیر فعالیت‌های غیرقانونی است)
    او آرزو دارد از این زندگی خیابانی جدا شود و زندگی سالمی را شروع کند. (get off the street = کنار گذاشتن زندگی مجرمانه یا روزمرگی)
    یک دستفروش، هات‌داگ را از یک غرفه در کنار پیاده‌رو می‌فروشد. (street vendor = کسی که اجناس خود را در پیاده‌رو یا کنار خیابان عرضه می‌کند)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.