دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Spooky به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Spooky به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Spooky به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “spooky” (شبح‌وار) معنایی نزدیک به “scary” (ترسناک) دارد، اما یک تفاوت ظریف وجود دارد. چیزی که “spooky” توصیف می‌شود، لزوماً باعث ترس شدید نمی‌شود، بلکه بیشتر احساس ناخوشایندی یا دلهره ملایمی ایجاد می‌کند. این واژه معمولاً با مکان‌های خاص، موقعیت‌های عجیب و جشن هالووین پیوند خورده است.

    یک قبرستان در شب، مکانی شبح‌وار است، اما این حس در شب هالووین به اوج خود می‌رسد.
    در خیابان ما یک خانه خالی وجود دارد که حال و هوای بسیار مرموز و ناخوشایندی دارد.
    گاهی اوقات صدای بادی که بیرون پنجره‌ام می‌پیچد، حالتی شبح‌وار و دلهره‌آور ایجاد می‌کند.
    بیلی دوست ندارد تنها در اتاقش بخوابد، چون معتقد است فضای آن در تنهایی بسیار ترسناک و ناراحت‌کننده می‌شود.
    مردی که در انتهای راهروی ساختمان لاکشمی زندگی می‌کند، رفتاری مرموز و شخصیتی شبح‌وار دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Spot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Spot به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Spot به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “spot” را می‌توان به چندین شکل مختلف به کار برد.
    وقتی به عنوان اسم استفاده می‌شود، معمولاً به معنای یک محل یا جای خاص است:

    این جای مناسبی برای خوردن ناهار است.
    تد یک جای خوب برای ماهیگیری می‌شناسد.
    سعی کنید ماشین را در یک جای مناسب پارک کنید.

    اما “spot” می‌تواند به یک لکه، نقطه، یا یک اشتباه کوچک هم اشاره کند:

    یک لکه روی پیراهنم است. فکر می‌کنم از سس اسپاگتی باشد.
    هلگا نقطه‌های قرمز کوچکی روی پاهایش دارد. احتمالاً حساسیت پوستی است.
    بعد از اینکه سرم ضربه خورد، نقطه‌هایی جلوی چشمانم دیدم. (این یک توهم بینایی است که در اثر ضربه به سر پیش می‌آید.)

    وقتی “spot” به عنوان فعل به کار می‌رود، معنایی نزدیک به “دیدن” یا “تشخیص دادن” دارد.

    اگر حراجی خوبی در فروشگاه دیدی، به من بگو.
    وقتی در خیابان پنجم نیویورک قدم می‌زدیم، چند نفر مشهور را دیدیم.

    عبارت “on the spot” هم بسیار پرکاربرد است و معانی مختلفی دارد:

    بلافاصله بعد از دزدی، پلیس در محل حاضر شد. (on the spot = فوری حاضر شدن)
    پاسخ تو دقیق و درست بود. (on the spot = صحیح و دقیق)
    معلم با پرسیدن آن سوال، ژوزه را در موقعیت سختی قرار داد. او جوابی نداشت. (on the spot = در موقعیت دشوار یا ناخوشایند)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Spread به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Spread به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Spread به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی از جایی به جای دیگر حرکت می‌کند و یک ناحیه را در بر می‌گیرد، می‌توانیم از واژه “spread” استفاده کنیم. این کلمه برای چیزهایی مانند گاز، مایع، غذا، خبر و بیماری به کار می‌رود. در نمونه‌های زیر، “spread” به عنوان یک فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    spread

    پخش کردن

    گسترش یافتن

    spread

    پخش کرد

    گسترش یافت

    spread

    پخش کرده

    گسترش یافته

    ویروس یک بیماری است که از یک نفر به نفر دیگر منتقل می‌شود.
    ویروس به آسانی می‌تواند در محیط مدرسه پخش شود.
    بوی گاز خیلی سریع در همه جای اتاق پیچید.
    آتش‌سوزی در یک منطقه طبیعی به سرعت گسترش پیدا می‌کند.
    کنت دوست دارد قبل از خوردن بیسکویت‌هایش، روی آن‌ها کره بادام‌زمینی بمالد.
    می‌توان پنیر نرم را روی بیسکویت یا نان مالید.
    یک شایعه در همه‌جای شرکت پیچیده که می‌گند شرکت به زودی ورشکست می‌شود.
    یک ویروس رایانه‌ای خطرناک در اینترنت در حال پخش شدن است.
    مامور پلیس به مظنون گفت قبل از بازرسی، پاهایش را از هم باز کند. (باز کردن = دور کردن دست‌ها یا پاها از هم)
    پرندگان وقتی در حال پرواز هستند، بال‌های خود را باز می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Spring به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Spring به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Spring به فارسی با مثالهای کاربردی

    فصل بهار، یکی از فصل‌های سال است. در این فصل، هوا گرم‌تر می‌شود، باران می‌بارد و سبزه‌ها، گیاهان و گل‌ها دوباره سر از خاک بیرون می‌آورند.
    وقتی برف‌ها آب می‌شوند، علف‌های سبز رنگ دیده می‌شوند و درختان جوانه می‌زنند.
    باران‌های بهاری، زمین را نرم و تازه می‌کنند. در این فصل، همه‌چیز در فضای بیرون، شاداب و نو به نظر می‌رسد.
    شما هوای بهار را دوست دارید؟

    علاوه بر این، کلمهٔ «spring» یک معنی فنی هم دارد: یک قطعه فلزی مارپیچ که درون تشک تخت یا بعضی وسایل کوچک مثل ساعت برای ایجاد انعطاف یا حرکت استفاده می‌شود.
    همچنین این کلمه می‌تواند به صورت یک فعل نیز به کار رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    spring

    پریدن

    sprang

    پرید

    sprung

    پریده

    وقتی کلمه “spring” به عنوان یک فعل به کار می‌رود، معنای جهیدن یا ناگهانی بیرون آمدن از چیزی را می‌دهد:

    ایده‌های نو همیشه از ذهن او می‌جوشد.
    مغازه‌های جدیدی در محله ما یکی پس از دیگری باز می‌شوند.
    لوله‌های گاراژ من بعد از یخ زدن ترکیدند و آب دادند. (spring a leak یعنی چیزی می‌شکند و مایع از آن خارج می‌شود)
    رادیاتور ماشین جیم نشتی پیدا کرده. او باید آن را درست کند.
    یک فکر تازه دارم که دوست دارم ناگهان به شما بگویم. (این ایده کاملاً تازه است و شما برای اولین بار آن را می‌شنوید.)

    علاوه بر این، چند کاربرد دیگر از spring نیز وجود دارد که خوب است بدانید:

    در فصل بهار، خیلی از افراد خانه‌تکانی می‌کنند. (تمام خانه از بالا تا پایین تمیز می‌شود.)
    از وقتی جوئل با تینا معاشرت می‌کند، انگار در پاهایش فنر گذاشته. (کسی که در پاهایش فنر دارد احساس سبکی و شادی می‌کند.)
    سرپرست ما گفت که هزینه ناهار را می‌پردازد. (spring for یعنی پرداخت پول چیزی)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Squirt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Squirt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Squirt به فارسی با مثالهای کاربردی

    پسرها تمام روز با تفنگ‌های آبی بازی کردند.
    آن‌ها با آب به سمت هم پاشیدند.
    آب از یک سوراخ باریک بیرون می‌پاشد.

    میوه‌هایی مثل لیمو، پرتقال و گریپ‌فروت هم هستند که آب از آن‌ها خارج می‌شود.
    خیلی از افراد دوست دارند برای خوشمزه‌تر شدن غذا، آب لیمو روی آن بپاشند.
    می‌توانید آب لیمو را از بطری بریزید یا با فشار دادن لیموی تکه‌شده این کار را انجام دهید.
    وقتی گریپ‌فروت را دو نیم کنید و با قاشق آن را بخورید، آب از آن به بیرون می‌پاشد.

    مایعات گاهی از چیزهایی که تحت فشار هستند بیرون می‌زنند و گاهی این اتفاق ناگهانی رخ می‌دهد.
    او به طور تصادفی جوهر روی رئیسش پاشید.
    جوهر از خودکار بیرون زد.
    خودکارهایی که جوهر بیرون می‌پاشند، باعث کثیف‌کاری می‌شوند و بهتر است از آن‌ها استفاده نکنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Stack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stack به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Stack به فارسی با مثالهای کاربردی

    این سکه‌ها به صورت پشته‌ای چیده شده‌اند. چندین دسته سکه در کنار هم دیده می‌شود. فردی آن‌ها را مرتب روی هم قرار داده است.

    وقتی اشیاء به صورت عمودی روی هم قرار می‌گیرند، می‌توان گفت که آن‌ها “پشته” شده‌اند.

    در این مثال‌ها، “چیدن” به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    معلم کتاب‌ها را روی میز چید.
    لطفاً ظرف‌ها را در کابینت مرتب بچینید.
    کسی که در انبار کار می‌کند، جعبه‌ها را منظم کرده و روی هم می‌چیند.

    در این جملات، “پشته” به عنوان اسم استفاده شده است:

    چندین دسته کتاب روی میزها قرار دارد.
    ظرف‌ها را به صورت یک پشته مرتب کن.
    او یک دسته جعبه را با لیفتراک جابه‌جا کرد.

    در این مثال‌ها، “چیده‌شده” به عنوان صفت به کار رفته است:

    کتاب‌های چیده‌شده بیش از حد بلند شده بودند و افتادند.
    ظرف‌ها هنوز چیده نشده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Staff به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Staff به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Staff به فارسی با مثالهای کاربردی

    کارکنان به گروهی از افراد شاغل در یک محل گفته می‌شود. این واژه معمولاً برای اشاره به پرسنل ادارات، رستوران‌ها، هتل‌ها، بیمارستان‌ها، مدارس و سازمان‌های مختلف به کار می‌رود. نکته جالب این است که در انگلیسی آمریکایی، این کلمه به صورت مفید در نظر گرفته می‌شود، اما در انگلیسی بریتانیایی جمع محسوب می‌گردد.

    The staff at that company is threatening to quit. (American English)
    The office staff are away on vacation. (British English)
    The company has a very large staff.
    The administration is meeting with faculty and staff. (faculty = teachers; staff = office workers and support)
    A cafeteria is available for hospital staff and visitors to the hospital.
    They need to find an office space for a staff of over 100 people.
    Several new staff members need to be trained on office software. (This sentence uses “staff” as an adjective.)

    کارکنان آن شرکت تهدید به ترک کار می‌کنند. (انگلیسی آمریکایی)
    پرسنل دفتر در مرخصی به سر می‌برند. (انگلیسی بریتانیایی)
    این شرکت دارای تعداد زیادی کارمند است.
    مدیریت در حال برگزاری جلسه با اساتید و کارکنان است. (اساتید = معلمان؛ کارکنان = پرسنل اداری و پشتیبانی)
    یک غذاخوری برای استفاده کارکنان بیمارستان و بازدیدکنندگان موجود است.
    آنها باید فضای اداری مناسب برای بیش از ۱۰۰ نفر کارمند پیدا کنند.
    چندین عضو جدید کارکنان باید در زمینه نرم‌افزارهای اداری آموزش ببینند. (در این جمله از «کارکنان» به صورت صفتی استفاده شده است.)

     
    گاهی این کلمه به عنوان فعل نیز به کار می‌رود و به معنای گماردن افراد در موقعیت‌های مختلف است:

    They’ve staffed their organization with recent college graduates. (present perfect tense)
    The office is staffed with several very competent people. (present tense, passive voice)

    آنها سازمان خود را با فارغ‌التحصیلان تازه‌ی دانشگاه تجهیز کرده‌اند. (زمان حال کامل)
    این دفتر با چندین فرد بسیار توانمند اداره می‌شود. (زمان حال، حالت مجهول)

     
    نکته: برای اشاره به گروه‌های کاری مختلف، واژه‌های دیگری نیز وجود دارد:

    خدمه – در زمینه‌هایی مانند ساخت‌وساز و دریانوردی استفاده می‌شود
    تیم – برای گروه‌های کوچک افراد به کار می‌رود
    هیئت علمی – مخصوص معلمان و اساتید دانشگاه است
    گروه – تقریباً برای هر مجموعه‌ای قابل استفاده است
    شرکت – معمولاً توسط وکلا و حسابداران استفاده می‌شود
    شیفت – به افرادی گفته می‌شود که در ساعات کاری مشخصی مشغول به کار هستند

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stagnant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stagnant به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Stagnant به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر چیزی که دیگر تازه نیست و حرکت و پویایی ندارد، ممکن است “راکد” توصیف شود. این واژه معمولاً برای آب، هوا و کسب‌وکارها به کار می‌رود.

    آب‌های راکد محل مناسبی برای تولیدمثل پشه‌ها هستند.
    گیاهان نیلوفر آبی به‌راحتی در برکه‌های راکد رشد می‌کنند.
    اگر می‌خواهید تعداد حشرات منطقه‌تان کمتر شود، آب‌های راکد را از بین ببرید.
    هوای این اتاق سنگین و راکد شده. بهتر است پنجره‌ای را باز کنیم.
    هوای بی‌تحرک در مناطق محروم، به محلی برای گسترش بیماری تبدیل می‌شود.
    اگر اقتصاد یک کشور رکود پیدا کند، باید برای رشد دوباره، ایده‌های تازه‌ای را اجرا کند.
    در دوران رکود، پیدا کردن کار بسیار دشوار می‌شود. (واژه “رکود” یک اسم است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stale به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stale به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Stale به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی کهنه شود، یعنی تازگی و طراوت خود را از دست داده است. این اتفاق ممکن است برای غذاها بیفتد، اما چیزهای دیگر هم هستند که ممکن است با گذشت زمان، دیگر مانند قبل تازه و با طراوت نباشند.

    این نان کهنه است.
    من نمی‌توانم این کراکرها را بخورم، چون زیادی کهنه شده‌اند.
    پفک‌فیلم باقیمانده سیندی از شب گذشته، کهنه شده است.
    اگر چوب‌شورها کهنه شوند، نرم می‌شوند.
    اگر کیک کهنه شود، سفت و خشک می‌شود.
    سارا از دوست‌پسرش جدا شد، چون رابطه‌شان کهنه شده بود و دیگر آن شور و علاقه‌ی سابق را نداشت.
    نوشیدن آب کهنه کار خوبی نیست. آب تازه و تمیز بسیار بهتر است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stall به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stall به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Stall به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی کارش را معطل می‌کند، یعنی می‌خواهد اتفاقی را به تأخیر بیندازد. گاهی این کلمه معنایی شبیه به “توقف” دارد.

    این پروژه به دلیل کمبود بودجه شرکت، متوقف شده است.
    می‌شود فهمید که او فقط برای کش دادن زمان، معطل می‌کند.
    ماشین من در راه محل کار خاموش شد، برای همین آن را کنار بزرگراه گذاشتم و از همسرم خواستم تا به دنبالم بیاید.
    سیندی باید دست از تعلل بردارد و یک تصمیم قطعی بگیرد. (در این جمله، “stalling” به شکل مصدر با “ing” به کار رفته است.)
    بی‌خیال، دیگر معطل نکن! (این جمله یک دستور است؛ یعنی شما از کسی می‌خواهید که سریع‌تر تصمیم بگیرد یا کاری انجام دهد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.