دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Stand به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stand به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Stand به فارسی با مثالهای کاربردی

    معنی اصلی و پرکاربرد واژه “stand” این است که روی دو پای خود صاف و مستقیم بایستید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    stand

    ایستادن

    stood

    ایستاد

    stood

    ایستاده

    بچه‌ها آن گوشه ایستاده‌اند.
    لیزا مجبور است تمام مدتِ کارش سرپا بایستد.
    دیروز من به مدت بیست دقیقه در ادارهٔ پست در یک صف منتظر ماندم.

    این کلمه معانی مهم دیگری هم دارد که خوب است با آن‌ها آشنا شوید. معمولاً از فعل «stand» برای بیان مفهوم «تحمل کردن» استفاده می‌شود:
    چه مقدار از این را می‌توانی تحمل کنی؟
    او آدم‌های بی‌ادب را نمی‌تواند تحمل کند. (از آن‌ها خوشش نمی‌آید.)
    لوئیس رئیسش را نمی‌توانست تحمل کند، برای همین کارش را رها کرد.
    من چنین چیزی را نمی‌پذیرم. (اجازه نمی‌دهم چنین اتفاقی بیفتد.)

    فعل «stand» همچنین وقتی به کار می‌رود که بخواهیم بگوییم یک نماد یا حروف، نشان‌دهندهٔ چه چیزی هستند:
    پ: حروف I.R.S نمایانگر چه کلماتی هستند؟
    ج: آن‌ها مخفف «Internal Revenue Service» هستند.
    این لوگوی روی ژاکت تو چه مفهومی دارد؟
    طاق‌های طلایی، نماد شرکت مک‌دونالدز هستند. همه با دیدن آن‌ها می‌فهمند که نشانهٔ چیست.
    این علامت، نشان‌دهندهٔ محل یک فرودگاه است.

    اگر کسی به مجموعه‌ای از ایده‌ها «stand for» داشته باشد، یعنی از آن ایده‌ها پشتیبانی می‌کند:
    او از فرصت‌های برابر برای زنان در محیط کار دفاع می‌کند.
    فرماندار آن‌ها از کوچک‌تر شدن دولت حمایت می‌کند.
    من حامی دسترسی بیشتر مردم سراسر جهان به آموزش باکیفیت هستم.
    شما از چه ایده‌هایی حمایت می‌کنید؟

    وقتی «stand» و «in» را کنار هم می‌گذارید، یک اصطلاح به معنای «جایگزین کسی شدن» ساخته می‌شود:
    امروز خانم آیوی به جای معلم ما تدریس می‌کند.
    باب نیاز دارد کسی در جلسه به جای او حاضر شود.
    اگر نتوانی سر کار حاضر شوی، کسی را می‌شناسی که بتواند جای تو را پر کند؟

    وقتی از «by» پس از «stand» استفاده می‌کنیم و عبارت «stand by» را می‌سازیم، معانی مختلفی پیدا می‌کند.
    جینا در کنار همسرش ماند در حالی که او به انجام کارهای غیرقانونی در محل کار متهم شده بود. (stand by = حمایت کردن)
    یک گروه از مردم تماشا کردند و کاری نکردند در حالی که از یک زن مسن دزدی می‌شد. (stand by = کاری نکردن)
    مجبوری منتظر بمانی و پرواز بعدی را بگیرید. (stand by = منتظر ماندن)
    کارگردان به بازیگران در صحنه گفت: «آماده باشید»، درست وقتی که نمایش داشت شروع می‌شد. (stand by = آماده باش)

    وقتی «stand» به صورت اسم به کار می‌رود، معمولاً به یک غرفه یا دکهٔ کوچک فروش اشاره دارد:
    کشاورز یک غرفه کنار جاده راه انداخت تا ذرت تازه‌چین را بفروشد.
    وقتی در نمایشگاه ایالتی بودیم، از یک غرفه که صنایع‌دستی ساخت ویسکانسین را می‌فروخت، مقداری جواهر دست‌ساز خریدیم.
    بچه‌های آن طرف خیابان یک دکهٔ آبلیمو زدند. آن‌ها هر لیوان لیموناد را ۲۵ سنت می‌فروشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Star به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Star به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Star به فارسی با مثالهای کاربردی

    آن نقاط نورانی کوچک در آسمان که به آنها ستاره می‌گوییم، در شب‌های صاف و بدون ابر دیده می‌شوند.
    ستاره‌ها هنگام شب در آسمان ظاهر می‌شوند.
    صورت فلکی گروهی از ستاره‌هاست که با هم شکل خاصی را می‌سازند.
    شما در جایی که زندگی می‌کنید چقدر می‌توانید ستاره‌ها را به وضوح ببینید؟

     
    ما از کلمه “ستاره” برای توصیف افراد مشهور و هنرمندان نیز استفاده می‌کنیم. مثال‌های زیر نشان می‌دهند که چطور می‌توان از این کلمه به عنوان فعل، اسم و صفت استفاده کرد:

    آنجلینا جولی در یک فیلم جدید بازی می‌کند. (فعل)
    او یک ستاره سینما است. (اسم)
    مایکل جردن وقتی برای تیم شیکاگو بولز بازی می‌کرد، یک ورزشکار ستاره بود. (صفت)
    بونو خواننده گروه یو۲ است. او یک ستاره راک است. (اسم)
    وارن بافت یک سرمایه‌گذار برتر است. بسیاری از اهالی کسب‌وکار به نظراتش توجه می‌کنند. (صفت)
    آرنولد شوارتزنگر در بسیاری از فیلم‌ها بازی کرده است قبل از آنکه فرماندار کالیفرنیا شود. (فعل)

     
    توجه: تقریباً همه بچه‌ها در آمریکا شعر “چشمک بزن ستاره کوچولو” را از بر هستند:

    Twinkle, twinkle little star,
    How I wonder what you are,
    Up above the world so high,
    Like a diamond in the sky.
    Twinkle, twinkle little star,
    How I wonder what you are.

    چشمک، ستاره کوچک چشمک زن،
    چقدر تعجب میکنم تو چی هستی
    آنقدر بالاتر از دنیا،
    مثل الماس در آسمان.
    چشمک، ستاره کوچک چشمک زن،
    چقدر تعجب می کنم که تو چی هستی

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Starve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Starve به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Starve به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک انسان یا حیوان به خاطر نخوردن غذا جان خود را از دست می‌دهد، می‌گوییم بر اثر گرسنگی مرده است. گرسنگی مشکلی جدی در بسیاری از نقاط جهان است، به ویژه برای کودکان:

    یک پسر کوچک به دلیل قحطی گسترده از گرسنگی مرد. (در این جمله از «گرسنگی» به عنوان فعل استفاده شده.)
    مردم در منطقه شاخ آفریقا از گرسنگی رنج می‌برند. (در این جمله «گرسنه» به صورت صفت به کار رفته.)
    گاوها به دلیل گرسنگی تلف شدند، چون علوفه کافی برای خوردن پیدا نکردند. (واژه «گرسنگی» در اینجا نقش اسم دارد.)

    گاهی اوقات از کلمه گرسنگی در موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که فرد واقعاً گرسنه است، اما در خطر مرگ قرار ندارد:

    بچه‌ها می‌گویند دارند از گرسنگی می‌میرند.
    بیا چیزی بخوریم. من خیلی گرسنه‌ام.
    باب می‌گوید اگر زودتر چیزی نخورد، از گرسنگی خواهد مرد.

    این کلمه در شرایط دیگری هم به کار می‌رود:

    گربه شدیداً محتاج توجه است. (یعنی دوست دارد کسی به او محبت کند.)
    چارلز رژیم سخت‌گیرانه‌ای دارد. (یعنی برای لاغر شدن، خیلی کم غذا می‌خورد.)
    راشل پس از سال‌ها فعالیت به عنوان یک هنرمند کم‌درآمد، حالا در فروش نقاشی‌هایش بسیار موفق شده است. (منظور از هنرمند کم‌درآمد کسی است که در این حرفه درآمد کمی دارد.)

    فقط بخش‌های غیرمقدس بازنویسی شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه State به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه State به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه State به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی فردی مطلبی مهم و با ارزش را بیان می‌کند، یا زمانی که گفته‌های او هدف و پایه‌ی قانونی دارد، بهتر است از واژهٔ «state» استفاده کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    state

    اظهار کردن

    stated

    بیان کرد

    stated

    بیان کرده

    قاضی از خوانده خواست تا نامش را بگوید.
    او نامش را به وضوح برای همه حاضرین بیان کرد.
    معلم از دانش‌آموزان خواست تا اول نام خانوادگی و بعد نام کوچک خود را اعلام کنند.
    در این سند به روشنی نوشته شده که مالک قانونی این ملک چه کسی است.
    او سخنی گفت که اثبات آن دشوار بود. (کلمه “بیانیه” یک اسم است.)
    از سیاستمداران انتظار می‌رود که نظر خود را درباره موضوعات مهم روز به روشنی بیان کنند.

    این زن پس از حادثه، در حالت شوک به سر می‌برد.
    وضعیت روانی او در یک سال گذشته بهبود یافته است.
    وقتی شغلشان را از دست دادند، خود را در شرایطی ناامیدکننده یافتند.
    وضعیت زندگی آن‌ها در حال حاضر کمی پیچیده است.

    در کدام ایالت زندگی می‌کنید؟
    او در ایالت ایلینوی ساکن است.
    وینس برای دولت ایالتی کار می‌کند.
    ایالات متحده آمریکا از ۵۰ ایالت تشکیل شده است.
    جان کری وزیر امور خارجه آمریکاست. (گاهی کلمه “state” معادل “کشور” به کار می‌رود.)
    فرانسه یک کشور مستقل است. (یعنی خود را اداره می‌کند و تصمیماتش را خودش می‌گیرد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stay به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Stay به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «stay» به معنای ماندن در یک مکان، معمولاً برای مدتی کوتاه است. این کلمه بیشتر برای مسافران به کار می‌رود:

    هارولد در سفر تفریحی با خانواده‌اش، در یک هتل بسیار خوب ماند.
    اگر به نیویورک بروید، کجا می‌مانید؟
    هتل پالمر هاوس در شیکاگو، جای خوبی برای ماندن است.
    وقتی باراک اوباما به شهر ما آمد، همه می‌خواستند بدانند کجا اقامت دارد.

     
    «stay» به عنوان فعل، معنی‌ای نزدیک به «باقی ماندن» دارد:

    موهای ونسا مرتب نمی‌ماند، مگر اینکه از چیزی برای ثابت نگه داشتن آن استفاده کند.
    یک بچه دو ساله به سختی می‌تواند برای مدت طولانی در یک جا بماند.
    این کالاهای حراجی، چون خیلی ارزان هستند، زیاد در انبار نمی‌مانند.
    گوشتی که در فریزر می‌گذاریم، تا چند هفته سالم می‌ماند.
    همان جا که هستی بمان، من می‌آیم و تو را سوار می‌کنم.
    ما نتوانستیم بیشتر از یک ساعت در مهمانی بمانیم.
    متأسفم، نمی‌توانم بمانم. (این جمله وقتی گفته می‌شود که کسی به جایی می‌رود، اما بلافاصله باید آنجا را ترک کند.)

     
    «stay» به عنوان اسم نیز به کار می‌رود و به معنای اقامت کوتاه است:

    یولاندا یک شب در ممفیس ماند.
    بیل و جنیفر یک اقامت دو هفته‌ای در بارسلونا داشتند.
    مدیر هتل به مهمانان گفت: امیدوارم از اقامتتان راضی بوده باشید.
    امیدوارم از مدت زمان ماندنتان لذت برده باشید.

     
    «overstay» یعنی بیشتر از حد لازم یا مجاز در جایی ماندن:

    لی بیشتر از مدت ویزایش ماند.
    یک گروه از دانشجوهای شلوغ کار، بیش از حد مجاز مهمان بودند و باعث اذیت شدند. (یعنی هم طولانی ماندند و هم رفتار خوبی نداشتند. اصطلاح «overstay one’s welcome» به این معناست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Steal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Steal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Steal به فارسی با مثالهای کاربردی

    دزدی یعنی برداشتن چیزی که مال شما نیست، با این قصد که آن را برای خودتان نگه دارید یا بفروشید. این کار نادرست است، اما متأسفانه از دیرباز در جوامع انسانی وجود داشته است. به کسی که این کار را می‌کند “دزد” می‌گویند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    steal

    دزدیدن

    stole

    دزدید

    stolen

    دزدیده شده

    دزد یک کیسه برنج از فروشگاه دزدید. (گذشته)
    تاد هر وقت فرصت پیدا کند، از مردم چیزهایی می‌دزدد. (حال)
    کسی ماشین من را دزدیده است! (حال کامل)

    این فعل معمولاً به صورت مجهول به کار می‌رود، چون عمل دزدی اغلب پنهانی انجام می‌شود و پیدا کردن عامل آن سخت است:

    یک کیف بزرگ پول از بانک دزدیده شد.
    ماشین همسایه‌هایمان از جلوی خانه‌شان دزدیده شد.
    کتاب‌ها از انبار مدرسه دزدیده شده بودند.
    دوچرخه تو دزدیده خواهد شد اگر آن را قفل نکنی.

    کلمه “stealing” یک اسم مصدر است:

    آن زن در حین دزدیدن چند لباس دستگیر شد.
    دزدی وقتی مقدار اموال دزدیده شده زیاد باشد، جرم جدی‌ای محسوب می‌شود.
    پسر به خاطر دزدیدن پول از مادرش، احساس گناه می‌کرد.

    انواع مختلفی از دزدی وجود دارد:

    یک دزد مغازه، از داخل فروشگاه اجناس را می‌دزدد.
    یک خائن مالی، از شرکتی که در آن کار می‌کند پول برداشت می‌کند.
    یک جیب‌بر، بدون این که کسی متوجه شود، کیف پول مردم را می‌دزدد.
    یک سارق، معمولاً شب‌ها یا وقتی کسی در خانه نیست، از خانه‌ها دزدی می‌کند.
    یک غارتگر، وقتی نظم جامعه از بین برود، دست به دزدی می‌زند.
    یک جاعل، با فروش چیزهای تقلبی به مردم کلاهبرداری می‌کند.
    یک حقه‌باز، از طریق فریب دادن دیگران، از آن‌ها دزدی می‌کند.

    کلمه “steal” در عبارت‌های مختلفی هم به کار می‌رود:

    پالتویی که حراج خریدم، واقعاً ارزان تمام شد. (قیمت خیلی کمی داشت)
    آن دختر دل آن پسر جوان را برد. (او را عاشق خودش کرد)
    آن بازیگر، همه توجه‌ها را روی خودش جمع کرد. (از بقیه بازیگران بهتر بود)
    دونده‌ای که روی پایه اول بود، تصمیم گرفت به پایه دوم بدود. (این یک حرکت تهاجمی در بازی بیسبال است)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Steep به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Steep به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Steep به فارسی با مثالهای کاربردی

    چیزهایی که شیب تند دارند، بالا رفتن یا پایین آمدن از آنها سخت است. جاده‌های پرپیچ و خم، کوه‌ها و تپه‌ها نمونه‌هایی از چیزهای شیبدار هستند.

    بزها استاد بالا و پایین رفتن از سطوح شیبدار هستند. این بز در حال پایین آمدن از یک صخرهٔ پرشیب است.
    آیا ماشین شما می‌تواند از تپه‌های شیبدار بالا برود؟
    ماشین من اگر در دندهٔ سنگین باشد، می‌تواند از تپه‌های بسیار شیبدار بالا برود.
    بالا رفتن از نردبان می‌تواند خطرناک باشد، چون شیب زیادی دارد.
    کوه‌نوردی کار دشواری است، چون کوه‌ها شیب‌های تندی دارند.
    او در حال بالا رفتن از یک کوه پرشیب است.

     
    واژهٔ “steep” گاهی برای توصیف موقعیت‌های سخت و چالش‌برانگیز هم به کار می‌رود:

    یادگیری این برنامهٔ کامپیوتری سخت است. (یادگیری نحوهٔ استفاده از آن دشوار است.)
    باب پس از آنکه در یک سانحهٔ رانندگی فلج شد، با مشکلات بزرگی روبرو شد.

     
    کاربرد دیگر این کلمه وقتی است که چای در آب داغ قرار می‌گیرد و طعم آن خارج می‌شود. در این حالت از کلماتی مثل “نشستن” یا “خیساندن” هم استفاده می‌شود.

    چای را با گذاشتن برگ‌های آن در آب داغ درست می‌کنیم و وقتی آمادهٔ نوشیدن شد، آن‌ها را خارج می‌کنیم.
    هرچه مدت بیشتری چای را در آب بگذارید، غلیظ‌تر و پررنگ‌تر می‌شود.
    چقدر باید بگذارم این چای دم بکشد؟ (برگ‌های چای چه مدت در آب بمانند؟)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Step به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Step به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Step به فارسی با مثالهای کاربردی

    پله‌ها چیزهایی هستند که برای بالا یا پایین رفتن از آن‌ها استفاده می‌کنیم:

    این پله‌ها به یک در می‌رسند.
    آن‌ها روی پله‌ها نشسته‌اند.
    از پله‌ها بالا برو تا به در ورودی برسی.

     
    همچنین، “قدم” نوعی حرکت به جلو یا عقب است.

    برای راه رفتن، یک نفر پی در پی قدم برمی‌دارد.
    آن‌ها در حال رقصیدن هستند. چند حرکت رقص خوب بلدند.
    آن‌ها هماهنگ با موسیقی حرکت می‌کنند.
    او تصادفاً روی پای کسی پا گذاشت.

     
    کاربردهای مختلف کلمه “قدم”

    یک نفر باید پیشقدم شود و در حل مشکل کمک کند. (پیشقدم شدن = داوطلب شدن)
    او باید عملکردش را بهتر کند. (یعنی باید تلاشش را بیشتر کند)
    من باید برای یک لحظه برای هواخوری بیرون بروم. (بیرون رفتن = ترک کردن محل برای مدت کوتاه)
    آن‌ها اقدامات لازم برای بهبود سابقه اعتباریشان را انجام می‌دهند. (اقدامات = مجموعه کارهایی برای رسیدن به هدف)
    قدم بعدی تو چیست؟ (بعد از این چه کاری می‌خواهی انجام دهی؟)
    کنار برو! (از جلوی من دور شو!)
    نلسون یک برادر ناتنی دارد که در کالیفرنیا زندگی می‌کند. (نسبت ناتنی یعنی رابطه خونی وجود ندارد و این رابطه از طریق ازدواج به وجود آمده است.)

    فرق بین “steps” و “stairs” در چیست؟
    معمولاً steps تعداد کمتری دارند، اغلب در فضای بیرونی هستند و روی آن‌ها فرش نیست.
    اما stairs معمولاً برای جابه‌جایی بین طبقات استفاده می‌شوند، داخل ساختمان قرار دارند و ممکن است فرش شده باشند.
    با این حال، گاهی این دو کلمه به جای هم به کار می‌روند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stick به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Stick به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه “چسبیدن” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، کاربردهای متنوع و پرکاربردی دارد. این فعل از نظر معنا و کاربرد شبیه به فعل “گذاشتن” عمل می‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    stick

    چسبیدن

    بهم پیوستن

    stuck

    چسبید

    stiuck

    چسبیده

    می‌توانی این را توی کشو بگذاری.
    باب سریع چیزی را توی جیبش کرد.
    این را توی فریزر بگذار تا آب نشود.
    خیلی از آدم‌ها عکس خانواده‌شان را روی یخچال می‌چسبانند.
    یک نفر انگشتش را روی کیک فرو کرد.
    اگر وقتی لامپ روشنه، انگشتت را توی پریز چراغ کنی، برق می‌گیری. (این کار را نکن!)

    وقتی چیزی چسبندگی دارد، یا وقتی چیزی در جایی ثابت می‌ماند، می‌توانی از کلمه “stick” استفاده کنی.
    باید این برچسب‌ها را روی پلاک ماشینت بچسبانی تا نشان بدهی حق ثبت ماشینت را پرداخت کرده‌ای.
    یک عالمه یادداشت روی کامپیوترم چسبانده‌ام.
    یک عنکبوت به دیوار چسبیده.
    برف به زمین نمی‌چسبد چون زمین زیادی گرم است.

    وقتی قسمتی از چیزی به راحتی دیده می‌شود، می‌توانی از “stick” استفاده کنی.
    عینک آفتابی پیت از جیبش بیرون زده است.
    چند تا شاخه درخت از آب بیرون زده‌اند.
    یک چیز تیز از بسته‌بندی بیرون زده است.

    چند عبارت جالب دیگر با کلمه “stick” وجود دارد.
    چرا برای چند دقیقه همین‌جا نمی‌مانی؟ (stick around = ماندن)
    باید از کسانی که نیاز به کمک دارند یا نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند، حمایت کنی. (stick up = دفاع کردن)
    اگر به یادگیری زبان انگلیسی ادامه دهی، پیشرفت خواهی کرد. (stick with = ادامه دادن)
    بچه‌ها وقتی کوچک‌اند، همیشه کنار پدر و مادرشان می‌مانند. (stick to = نزدیک ماندن)
    خانمی که آن طرف خیابان زندگی می‌کند، آنقدر مغرور است که با هیچ یک از همسایه‌ها حرف نمی‌زند. (stuck up = مغرور)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید با فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین آشنا شوید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Still به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Still به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Still به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “still” در انگلیسی نقش‌های مختلفی دارد و می‌تواند به صورت صفت، قید یا اسم به کار رود.

    وقتی “still” به عنوان قید استفاده می‌شود، نشان می‌دهد یک وضعیت یا حالت از گذشته تا حال ادامه داشته و تغییر نکرده است:

    * پروازش هنوز حرکت نکرده. او همچنان در فرودگاه است.
    * آیا هنوز قصد داری این آخر هفته بروی ماهیگیری؟
    * بلیندا هفته پیش بیست دلار از من قرض گرفت و هنوز پولم را پس نداده است.
    * سه ساعت پیش باران شروع شد و هنوز هم دارد می‌بارد.
    * با اینکه در یک دفتر کار می‌کند، باز هم هر روز با شلوار جین سر کار می‌رود.

    وقتی “still” به عنوان صفت به کار می‌رود، به معنای بی‌حرکت و ساکن بودن است:

    * آب دریاچه امروز کاملاً آرام و بی‌جنب‌وجوش است.
    * آن گربه خیلی بی‌حرکت نشسته و تکان نمی‌خورد.
    * دکتر از بیمار خواست هنگام معاینه گوش‌هایش، سرش را ثابت نگه دارد.
    * بی‌حرکت بایست! تکان نخور! یک زنبور روی سرت نشسته است.

    اما وقتی “still” به عنوان اسم استفاده می‌شود، معانی گوناگونی پیدا می‌کند:

    * پلیس یک دستگاه تقطیر غیرقانونی در حیاط خانه او پیدا کرد. (still = وسیله‌ای برای تولید مشروبات الکلی)
    * در سکوت و آرامش شب، صدای یک جغد را می‌شنیدیم. (still = سکوت)
    * آنها علاوه بر فیلمبرداری، چند عکس ثابت هم برای تبلیغ فیلمشان گرفتند. (still = یک عکس)

    علاوه بر این‌ها، از “still” گاهی به عنوان یک حرف ربط نیز استفاده می‌شود تا تضاد یا ایده متضادی را نشان دهد، مشابه کلمه “با این حال”:

    * او با دوست دخترش رفتار خوبی ندارد. با این حال، دوستش دارد.
    * امروز کارهای زیادی را به پایان رساندیم. اما فردا هم کارهای بیشتری برای انجام دادن باقی مانده است.

    و یک نکته جالب دیگر:
    به عکاسی یا نقاشی از اجسام بی‌جان و اشیای معمولی، “still life” یا “طبیعت‌بی‌جان” می‌گویند. از موضوعات محبوب در این سبک هنری می‌توان به میوه‌ها، سبزیجات، لیوان‌ها و انواع خوراکی‌ها اشاره کرد. بسیاری از هنرمندان، مهارت‌های خود را با کشیدن طبیعت‌بی‌جان تقویت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.