دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Stretch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stretch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Stretch به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “stretch” یا “کشش” معمولاً وقتی به کار می‌رود که چیزی طولانی‌تر شود یا وقتی که چیزی را می‌کشیم تا بازتر یا درازتر شود. این کلمه شبیه به “pull” (کشیدن) است، اما بیشتر برای چیزهایی استفاده می‌شود که قابلیت کشسانی و انعطاف دارند.

    بعد از یک خواب طولانی شبانه، بیشتر افراد وقتی بیدار می‌شوند، بدن خود را می‌کشند.
    گربه‌ی من هم وقتی از چرت بیدار می‌شود، خودش را می‌کشد.
    پیتر بعد از بیدار شدن از خواب، خمیازه کشید و بدنش را کش آورد.
    کشیدن عضلات قبل و بعد از ورزش، بسیار مهم است.
    اگر خانواده‌ی بزرگی دارید، باید پولتان را طوری مدیریت کنید که کفاف همه‌چیز را بدهد.
    چطور پولتان را جور می‌کنید؟ (یعنی چطور سعی می‌کنید هزینه‌هایتان را کم کنید؟)
    چاک به خاطر سال‌ها وزنه‌برداری، روی بدنش جای کشیدگی پوست دارد.
    داستانی که آن مرد به پلیس گفت، کمی غیرواقعی و اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید. (یعنی چندان راستش نبود)
    سال‌ها پیش، تصور این که روزی ماشین‌ها بتوانند خودشان رانندگی کنند، یک فکر خیلی دور از ذهن بود، اما امروز این امکان به واقعیت نزدیک شده است.
    وقتی اسب‌ها به قسمت آخر مسابقه رسیدند، مشخص بود کدام یک برنده خواهد شد. (یعنی آخرین بخش مسابقه یا یک دوره‌ی زمانی)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Strict به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Strict به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Strict به فارسی با مثالهای کاربردی

    سختگیر بودن یعنی پیروی دقیق و کامل از قوانین.

    آن معلم بسیار سختگیر است. او به خاطر هر رفتار اشتباهی، سریع دانش‌آموزان را تنبیه می‌کند.
    هر کسی که پیش آن قاضی می‌رود باید مواظب باشد، چون او قوانین را خیلی دقیق اجرا می‌کند.
    دکتر به مارلین یک برنامه غذایی بسیار دقیق داده است.
    سرپرست نلیتا درباره سر وقت حاضر شدن کارمندان در محل کار، بسیار سختگیر است.
    شما در برخورد با فرزندانتان چقدر سختگیر هستید؟
    به دستورالعمل‌های داخل فرم درخواست، با دقت کامل توجه کنید. هر اشتباهی می‌تواند باعث تأخیر در درخواست شما شود.

     
    قید این کلمه “strictly” (به‌طور دقیق/کاملاً) است.

    دانش‌آموزان آن مدرسه به‌طور دقیق از قوانین پیروی می‌کنند.
    قوانین سرعت‌مجاز در این منطقه به‌طور کامل اجرا می‌شود.
    گفتگوی ما کاملاً محرمانه بود. (نمی‌توانم به شما بگویم که در مورد چه چیزی صحبت کردیم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Strike به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Strike به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Strike به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “strike” در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای بسیار متنوعی دارد و از واژه‌های پرکاربرد به شمار می‌رود. در اولین گروه از مثال‌ها، این کلمه به عنوان یک فعل به کار می‌رود و معنای “ضربه زدن” به چیزی یا فردی را می‌رساند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    strike

    اعتصاب کردن

    struck

    اعتصاب کرد

    struck / stricken

    اعتصاب کرده / ضربه خورده

    یک عابر پیاده زیر گرفته شد و بر اثر برخورد با یک خودروی شاسی‌بلند جان باخت.
    مردی در حین بازی گلف مورد اصابت رعد و برق قرار گرفت.

    سارا گفت اگر همسرش حتی یک بار هم به او دست دراز کند، او را ترک خواهد کرد.
    همه اهالی محله از آن مرد به خاطر کتک زدن بچه‌هایش با کمربند متنفر بودند.
    افرادی که به این بیماری دچار شده بودند، بلافاصله تحت درمان قرار گرفتند.

    وقتی می‌خواهی کبریت را روشن کنی، مواظب باش.

    به عنوان یک فعل، “strike” همچنین می‌تواند به این معنا باشد که یک فکر یا الهام ناگهانی به فردی دست می‌دهد:
    تو به نظر من آدم بسیار بلندپروازی می‌رسی.
    او خودش را به گونه‌ای به زنان دیگر در دفتر نشان می‌دهد که در حضور مردان کمی خودنمایی می‌کند.
    این همان لحظه به نظرم ایده بدی آمد.

    کلمه “striking” یک صفت است و به معنای جذاب، زیبا یا توجه‌برانگیز است:
    او هیکل بسیار خوش‌اندام و جذابی دارد.
    او شباهت حیرت‌آوری به مرلین مونرو دارد.
    او ظاهر بسیار چشمگیری دارد.

    به عنوان یک اسم، کلمه “strike” معانی مختلفی دارد:
    یک صاعقه به نوک درخت برخورد کرد.
    کارگران دست به اعتصاب زدند.
    یک پرتاب‌کننده در بازی بیسبال سعی می‌کند توپ را در منطقه امتیاز بیندازد.
    یک زننده توپ سعی می‌کند از این پرتاب‌ها اجتناب کند. در عوض سعی می‌کند به توپ ضربه بزند.
    یک “استرایک” در بازی بولینگ وقتی اتفاق می‌افتد که با پرتاب اول همه ده پین بیفتند.

    چند عبارت مهم وجود دارند که از کلمه “strike” استفاده می‌کنند:
    این یک امتیاز منفی برای تو محسوب می‌شود.
    با سه خطا، تو دیگر در بازی نیستی.
    او به طلا رسید.
    آن‌ها به توافق رسیدند.
    بزنید ای نوازندگان!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Strip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Strip به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Strip به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کلمه “strip” به عنوان یک فعل به کار میرود، معنای آن کندن یا برداشتن چیزی است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    strip

    برهنه کردن

    stripped

    برهنه شد

    stripped

    برهنه شده

    این میز قدیمی باید از رنگ و پوشش قبلی اش کاملاً تمیز شود.

    آریانا قبل از خواب، لباس‌هایش را از تن درآورد.

    خدمه هتل هنگام نظافت اتاق، ملحفه‌ها و پتوهای استفاده‌شده را از تخت جمع می‌کنند. پس از این کار، ملحفه‌های تمیز و تازه روی تخت می‌اندازند.

    یکی از همکاران ما به این دلیل که نتوانست خواسته‌های مدیرانش را برآورده کند، از سمت و وظایف شغلی‌اش برکنار شد.

    پرستار از بیمار خواست که برای معاینهٔ دکتر، لباس‌هایش را از تن خارج کند و تنها با لباس زیر بماند.

    اگر فردی مورد بازرسی کامل بدنی قرار گیرد، معمولاً به این معناست که او را خطرناک یا حامل اجناس و مواد ممنوعه می‌دانند.

    وقتی کلمهٔ “strip” به صورت اسم به کار می‌رود، معنایش یک ناحیه یا یک چیز باریک و بلند است:

    یک باند فرود باریک در دل طبیعت ساخته شد تا هواپیماها برای رساندن آذوقه در آنجا فرود بیایند.

    تعدادی نوار کاغذ بریده‌شده از پروژهٔ هنری دانش‌آموزان، روی زمین ریخته بود.

    پیش از آنکه فیلم‌ها به صورت دیجیتال پخش شوند، مردم آن‌ها را روی نوارهای فیلمی تماشا می‌کردند که inside دستگاه پروژکتور حرکت می‌کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stripe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stripe به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Stripe به فارسی با مثالهای کاربردی

    نوار یا راه‌راه، شکلی مستطیلی و دراز است که معمولاً کاربرد خاصی دارد:

    در بزرگراه‌ها، خطوط سفید و زردی وجود دارند که مسیر حرکت خودروها را مشخص می‌کنند.
    پشت کارت‌های اعتباری، یک نوار مغناطیسی قرار دارد که اطلاعات مهم در آن ذخیره شده است.
    گاهی تعداد نوارها روی لباس سربازان، نشان‌دهنده‌ی درجه و مقام آن‌ها در ارتش است.
    لباس زندانیان نیز در برخی زندان‌ها راه‌راه است تا نشان دهد فردی که آن را پوشیده، یک محبوس است.

     
    گاهی هم چندین نوار در کنار هم، بخشی از طرح روی لباس یا وسایل خانه هستند، یا به طور طبیعی روی بدن بعضی حیوانات دیده می‌شوند:

    گورخرها به خاطر خطوط سیاه و سفید بدنشان معروفند.
    برخی از کرم‌های پروانه نیز بدن راه‌راه دارند.
    راسو یک خط سفید در امتداد پشت خود دارد.
    ببر سوماترایی نیز خز راه‌راه دارد.
    این زن یک بلوز با خطوط افقی سیاه و سفید پوشیده است.
    می‌توان گفت او یک پیراهن راه‌راه به تن دارد. (کلمه‌ی «راه‌راه» در اینجا یک صفت است.)
    این پیراهن دارای خطوط عمودی است.
    گاهی پرچم آمریکا را با نام «ستاره‌ها و راه‌راه‌ها» می‌شناسند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Strong به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Strong به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Strong به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “قوی” برای توصیف یک شخص یا چیز پرتوان و با توانایی زیاد به کار می‌رود. این کلمه نقطه مقابل “ضعیف” است.

    دوست من، جیم، آدم بسیار قدرتمندی است. او می‌تواند چیزهای خیلی سنگین را از زمین بلند کند و بالای سرش ببرد.
    مارتا یک زن واقعاً قوی است. او با اینکه مادر مجردی است، همزمان از پنج فرزند مراقبت می‌کند و یک کار تمام وقت هم دارد.
    شاگردان من علاقه و اشتیاق بسیار زیادی برای یادگیری زبان انگلیسی دارند.
    سال گذشته برای شرکت ما، سال بسیار موفقی بود و سود زیادی به دست آوردیم.
    این خانه آن قدر محکم و بادوام نبود که در برابر توفان شدید دوام بیاورد.
    این قهوه خیلی غلیظ و پررنگ است. (یعنی هم طعم زیادی دارد و هم کافئین آن بالاست.)
    دوست داری چاییت چقدر پررنگ و غلیظ باشد؟
    دو پسر با مسابقه کشیدن دست، می‌خواستند نشان بدهند کدام یک از دیگری نیرومندتر است. (کلمه “قوی‌تر” حالت مقایسه‌ای کلمه قوی است.)
    کشورهای قدرتمند جهان این وظیفه را دارند که به کشورهای نیازمند کمک کنند. (کلمه “قوی‌ترین” حالت عالی این صفت است.)

     
    اسم این کلمه “قدرت” است.

    دستان او بسیار قدرتمند هستند.
    میزان قدرتی که در اجرای او دیدیم، همه را متعجب کرد.
    به نظر می‌رسد اقتصاد آمریکا در حال پیدا کردن قدرت و توان دوباره است.
    توانایی روحی و جسمی این زن پس از چندین دوره درمان سرطان، به طور جدی آزمایش شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Struggle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Struggle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Struggle به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی برای انجام کاری بسیار سخت تلاش می‌کنیم، به‌ویژه وقتی مانعی سر راه رسیدن به هدفمان قرار دارد، به این تلاش “مبارزه” می‌گوییم. شما می‌توانید از این کلمه هم به‌عنوان یک فعل (کار) و هم به‌عنوان یک اسم (چیز) برای موقعیت‌هایی که نیازمند کوشش فراوان هستند، استفاده کنید.

    این جمله‌ها نشان می‌دهند چطور می‌توان از “مبارزه کردن” به عنوان یک فعل استفاده کرد:

    * خوان برای تمام کردن به موقع همه کارهایش تقلا کرد.
    * کیت با مشکل اعتیاد به سیگار درگیر است.
    * ما دیدیم که یک ماهیگیر چطور با یک ماهی خیلی بزرگ که به قلابش افتاده بود کلنجار می‌رفت، اما در نهایت آن را از دست داد.
    * یک روباه که در تله گیر افتاده بود برای آزاد کردن خودش تقلا کرد، اما موفق نشد.
    * آن زن جوان هنوز درگیر غم از دست دادن مادرش است.
    * مردمی که از جنگ آسیب دیده‌اند، هر روز برای زنده ماندن می‌جنگند.

    این جمله‌ها نیز نشان می‌دهند چطور می‌توان از “مبارزه” به عنوان یک اسم استفاده کرد:

    * بعضی روزها بیدار شدن از خواب برای استیو یک جنگ سخت است. او با افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کند.
    * مارتین لوتر کینگ جونیور، رهبری مبارزه برای حقوق مدنی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در ایالات متحده بود.
    * مبارزه با نژادپرستی، پیش‌داوری و تبعیض در ایالات متحده همچنان ادامه دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Stuck به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stuck به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Stuck به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌گوییم یک نفر یا یک چیز “گیر کرده”، یعنی حرکت کردن برایش سخت یا غیرممکن شده است.

    ژاکتش لای در گیر کرده.
    ماشین برایان توی گل ماند.
    جانت روی یک مسئله ریاضی گیر کرده. او به کمک معلمش نیاز دارد.
    کمکم کن، گیر کردم!
    در قفل شده. او نمی‌تواند آن را باز کند.
    درپوش این مربا محکم بسته شده. چند بار به آن ضربه بزن تا باز شود.
    شیلا در ترافیک مانده.

     

    وقتی این کلمه به صورت فعل به کار می‌رود، شکل گذشته آن “stuck” است.

    پرستار سوزنی را در بازوی مرد فرو کرد. (stuck = قرار داد)
    یک نفر عکس ناخوشایندی از معلم را روی دیوار چسباند.
    دختر کوچولو، در حالی که در بازار راه می‌رفتند، مثل چسب به مادرش چسبیده بود. (stuck = کنارش ماند)
    تاد به روایت خودش از ماجرا پایبند ماند – حتی با اینکه پلیس می‌دانست او دروغ می‌گوید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Study به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Study به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Study به فارسی با مثالهای کاربردی

    مطالعه کردن یعنی تمرکز کردن روی یک موضوع برای یادگیری و درک بهتر آن. احتمالاً شما از قبل با معنای این کلمه آشنا هستید، بنابراین در ادامه به شما نشان می‌دهم که این کار در موقعیت‌های مختلف چگونه انجام می‌شود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    study

    مطالعه کردن

    studied

    مطالعه کرد

    studied

    مطالعه کرد ه

    من هر روز درس می‌خوانم. (زمان حال)
    او با دوستانش درس می‌خواند. (زمان حال)
    ما داریم برای امتحانات پایان‌ترم درس می‌خوانیم. (حال استمراری)
    جولیا برای امتحانش خیلی سخت‌کوشی کرد. (زمان گذشته)
    قصد داریم این آخر هفته درس بخوانیم. (آینده)
    او در دانشگاه چه رشته‌ای خواهد خواند؟ (آینده)
    جاناتان آرزو دارد وقتی به کالج رفت، حقوق بخواند. (مصدر)
    بهتر است حسابداری بخوانی. (مدال: باید)
    با این همه سر و صدا نمی‌توانم تمرکز کنم و درس بخوانم. (مدال: can)
    آیا تا به حال فیزیک خوانده‌ای؟ (حال کامل)
    آنها بیش از پنج ساعت است که مشغول درس خواندن هستند. (حال کامل استمراری)
    می‌بایست دیشب مشغول درس خواندن می‌بودی. (مدال + حال کامل استمراری)
    اگر گیبلی در مدرسه سخت درس نخوانده بود، هرگز دکتر نمی‌شد. (گذشته کامل)
    زبان فرانسه در سراسر جهان توسط افراد زیادی یاد گرفته می‌شود. (زمان حال، مفعولی)
    پیش از ساخت هر چیزی در آن منطقه، با دقت بررسی شد. (زمان گذشته، مفعولی)

    شکل صفت این کلمه “studious” است.
    اگر زِفِرینو درس‌خوان‌تر بود، در مدرسه نتیجه بهتری می‌گرفت.
    دانش‌آموزان این پردیس به درس‌خوان بودن معروف هستند.
    میز تحریر، میز و صندلی‌های چوبی، فضایی مناسب‌تر برای مطالعه فراهم می‌کنند تا کاناپه و صندلی‌های راحتی.

    از این کلمه می‌توان به عنوان اسم نیز استفاده کرد. study به معنای پژوهشی است که روی یک موضوع انجام می‌شود.
    یک پژوهش پزشکی، فواید بلندمدت ورزش را نشان داد.
    من یک تحقیق جالب درباره تأثیر پلاستیک بر محیط‌زیست خواندم.
    دانشگاه در حال انجام یک پژوهش است تا تأثیر پرتوهای کم‌انرژی بر بدن انسان را بررسی کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stuff به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stuff به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Stuff به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “stuff” کاربردهای مختلفی دارد. وقتی به عنوان اسم به کار می‌رود، معنی آن تقریباً برابر با “چیزها”، “وسایل” یا “کارها” است و می‌تواند برای اشاره به هر چیزی استفاده شود. اما وقتی به عنوان فعل استفاده می‌شود، معنای “پر کردن” یا “جاسازی کردن” می‌دهد.

    در مثال‌های زیر، “stuff” به عنوان یک اسم غیرقابل شمارش به کار رفته است:

    **اشیا و وسایل:**
    – Is this your stuff?
    – Whose stuff is this?
    – I have a lot of stuff in my house.
    – How much stuff do you have in your car?
    – Do you have a lot of stuff in your pocket?
    – This stuff is bad for you. You shouldn’t drink it.

    آیا این چیزهای شماست؟
    این چیزهای کیست؟
    من در خانه ام چیزهای زیادی دارم.
    چقدر وسایل داخل ماشین داری؟
    آیا شما چیزهای زیادی در جیب خود دارید؟
    این چیزها برای شما بد است. شما نباید آن را بنوشید.

    **فعالیت‌ها و کارها:**
    – We had a lot of stuff that we needed to do after school.
    – Sheila likes to do stuff with her friends.
    – What kind of stuff does she like to do?
    – The stuff that they’re doing in class is very interesting.

    ما کارهای زیادی داشتیم که باید بعد از مدرسه انجام می‌دادیم.
    شیلا دوست دارد با دوستانش کارهایی انجام دهد.
    او دوست دارد چه کارهایی انجام دهد؟
    کارهایی که آنها در کلاس انجام می‌دهند بسیار جالب است.

    در مثال‌های بعدی، “stuff” نقش فعل دارد و به معنای “پر کردن” است:

    ساده گذشته فعل ماضی
    stuff

    پر کردن

    stuffed

    پر شد

    stuffed

    پر شده

    بچه‌ها با آب‌نبات، دهان‌شان را پُر کردند.
    ما چمدان‌هایمان را از وسایلمان پُر کردیم و از هتل بیرون آمدیم.
    خیلی از مردم، قبل از گذاشتن بوقلمون در فر، داخل آن را با مواد مخصوص (مثل تکه‌های نان، کرفس، ادویه و آجیل) پُر می‌کنند.
    کسانی که شکم خود را با هله‌هوله پُر می‌کنند، هیچ سود غذایی از آن نمی‌برند.

    کلمه “stuff” را می‌توان به صورت صفت هم به کار برد:
    من احساس پُری می‌کنم. (یعنی زیاد خورده‌ام.)
    یک بوقلمون پرشده در فر هست.
    کودکان عاشق بازی با حیوانات پرشده (عروسکی) هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.