بلاگ

  • معنی ضرب المثل ” با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه “

    معنی ضرب المثل ” با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه “

    گاهی برای رسیدن به یک نتیجه خوب، فقط حرف زدن و حرف شنیدن کافی نیست. این ضرب‌المثل دقیقاً به همین موضوع اشاره می‌کند.

    وقتی کسی مدام در مورد شیرینی حلوا صحبت می‌کند، فقط با شنیدن کلمه “شیرین” دهان کسی شیرین نمی‌شود. در واقع، تا زمانی که شخصی آن حلوا را نچشد، طعم واقعی آن را درک نخواهد کرد.

    این مثل در زندگی روزمره کاربرد زیادی دارد. مثلاً اگر کسی دائماً از فواید ورزش کردن بگوید، اما خودش هیچ‌وقت ورزش نکند، حرف‌هایش تأثیر چندانی روی دیگران نخواهد گذاشت. یا در مورد درس خواندن، اگر معلمی فقط از اهمیت یادگیری صحبت کند، اما دانش‌آموزان خودشان مطالب را تمرین نکنند، پیشرفت نخواهند کرد.

    پس این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که عمل کردن بسیار مهم‌تر از حرف زدن است. برای ایجاد تغییر یا رسیدن به موفقیت، باید دست به کار شویم و تنها به شنیدن یا گفتن اکتفا نکنیم.

    با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه

    در این نوشته، می‌خواهیم با هم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه چیست؟

    ۱- یعنی فقط با حرف زدن نمی‌توان به موفقیت رسید. باید دست به کار شد و برای رسیدن به خواسته‌ها تلاش کرد.

    ۲- این ضرب‌المثل به کسی گفته می‌شود که همیشه در مورد آرزوها و برنامه‌هایش صحبت می‌کند، اما در عمل هیچ کاری انجام نمی‌دهد.

    ۳- همانطور که اگر به جای خوردن حلوا، فقط کلمه “حلوا” را بارها تکرار کنیم، دهانمان شیرین نمی‌شود و طعم آن را احساس نمی‌کنیم، آرزوها و حرف‌های شیرین هم بدون تلاش و کوشش به نتیجه نمی‌رسند. افرادی که تنبلی می‌کنند و اراده قوی ندارند، فقط از موفقیت حرف می‌زنند، بدون اینکه برای آن کاری انجام دهند. در چنین مواقعی، این ضرب‌المثل را به کار می‌برند تا به آن فرد بفهمانند که حرف زدن به تنهایی فایده‌ای ندارد و تنها یک فکر بی‌اساس است.

    ۴- یعنی نتیجه با عمل به دست می‌آید، نه با حرف زدن.

     
    اختصاصی-آنبین
    پیشنهادی: معنی ضرب المثل چانه اش گرم شد

  • معنی کلمه Victory به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Victory به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Victory به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “پیروزی” (Victory) وقتی به عنوان اسم به کار می‌رود، خیلی شبیه به کلمه “برد” (Win) است. معمولاً در رویدادهای ورزشی، جنگ‌ها و انواع رقابت‌ها، در نهایت یک طرف به پیروزی می‌رسد:

    ژوزه در این فصل، تیمش را به پیروزی رساند.
    ناتالیا طعم پیروزی را دوست دارد.
    مردم لیبی، پیروزی بر دیکتاتور ستمگر و سقوط او را جشن گرفتند.
    آنها تا وقتی که از پیروزی مطمئن نشده بودند، نمی‌توانستند آرامش پیدا کنند.
    پیروزی از آن من خواهد بود.

     
    وقتی این کلمه به صورت صفت درآید، می‌شود “پیروز” (Victorious).

    این یک مسابقه سخت بود، اما در پایان تیم ما پیروز شد.
    پس از پایان جنگ، ارتش پیروز به مردم شهر آسیبی نرساند.
    تیم برنده، جام قهرمانی را برد.

     
    به کسی که برنده می‌شود، “پیروز” (Victor) می‌گویند:

    جنگ سختی بود، اما برای همه روشن بود که پیروز نهایی کیست.
    غنیمت‌ها از آنِ پیروز است. (این یک اصطلاح است. معنایش این است که فرد یا گروهی که در یک رقابت یا نبرد برنده می‌شود، دارایی‌ها و مزایای مربوط به آن پیروزی را به دست می‌آورد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه View به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه View به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه View به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “view” به معنای نگاه کردن به چیزی است. این کلمه را می‌توان هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل به کار برد:

    برنامه‌های تلویزیونی را می‌توان روی یک تلویزیون تماشا کرد.
    همچنین می‌توان این برنامه‌ها را روی کامپیوتر، تبلت یا تلفن همراه نیز نگاه کرد.
    به افرادی که این برنامه‌ها را تماشا می‌کنند، بیننده می‌گویند.
    برای اینکه چیزی را بهتر ببینید، باید به آن نزدیک‌تر شوید.
    کسانی که در ردیف‌های جلوی سالن تئاتر می‌نشینند، صحنه را بهتر از کسانی که در ردیف‌های عقب هستند، می‌بینند.
    افرادی که در هتل‌های کنار ساحل اقامت دارند، دوست دارند منظره دریا را از پنجره ببینند.
    اگر از داخل یک تلسکوپ به ماه نگاه کنید، می‌توانید آن را واضح‌تر ببینید.
    منظره‌یاب قسمتی از تلسکوپ، دوربین دوچشمی یا دوربین عکاسی است که از داخل آن به سوژه نگاه می‌کنید.
    کارمندانی که در ساختمان‌های بلند اداری کار می‌کنند، معمولاً منظره زیبایی از کل شهر دارند.

     
    علاوه بر این، از کلمه “view” برای بیان عقیده یا نگرش یک فرد درباره یک موضوع نیز استفاده می‌شود:

    بعضی از افراد نظرات سیاسی محکمی دارند.
    نظر شما در مورد نقش دولت چیست؟
    آیا دوستان یا اعضای خانواده‌تان نظرات شما را قبول دارند؟
    به کسی که به دزدی مشکوک است، با چشم بدبین نگاه می‌شود.
    بیشتر مردم دیدگاه منفی نسبت به دزدها دارند.
    شما چه نظری در مورد کسانی که کشورتان را اداره می‌کنند دارید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی ضرب المثل ” صد رحمت به دزد سرگردنه “

    معنی ضرب المثل ” صد رحمت به دزد سرگردنه “

    گاهی در گفتگوهای روزمره از عبارت “صد رحمت به دزد سرگردنه” استفاده می‌شود. شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که این ضرب‌المثل دقیقاً چه معنایی دارد و چرا به کار برده می‌شود.

    این مثل معمولاً برای مقایسه بین دو نوع بدی به کار می‌رود. وقتی کسی می‌گوید “صد رحمت به دزد سرگردنه”، در واقع دارد می‌گوید که یک کار بدِ آشکار، بهتر و قابل بخشش‌تر از یک کار بدِ پنهان و ریاکارانه است.

    دزد سرگردنه، اگرچه کار نادرستی انجام می‌دهد، اما شخصیت و قصد خود را پنهان نمی‌کند. او آشکارا می‌داند که چه می‌کند و دیگران نیز از نیت او آگاه هستند. در مقابل، افرادی هستند که در پشت نقاب دوستی و خیرخواهی پنهان می‌شوند، اما در عمل منافع شما را نادیده می‌گیرند و آسیب می‌زنند. این افراد ممکن است ادعای کمک کنندگی داشته باشند، اما در نهایت ضررشان از یک دزد آشکار بیشتر است.

    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که صراحت و صداقت، حتی در میان رفتارهای ناپسند، ارزشی دارد. دروغ و نیرنگ می‌تواند آسیب‌های عمیق‌تری ایجاد کند، زیرا قربانی فرصتی برای محافظت از خود ندارد.

    معنی صد رحمت به دزد سرگردنه چیست؟

    در این نوشته، می‌خواهیم با هم معنی، پیشینه و مفهوم این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی صد رحمت به دزد سرگردنه چیست؟

    ۱. این ضرب‌المثل به کسی اشاره دارد که قرار بود عادل و منصف باشد، اما در عمل حتی از یک دزد هم ناعادل‌تر عمل می‌کند.

    ۲. مفهوم این سخن آن است که گاهی نزدیکان و دوستان انسان، از دشمنانش نیز آسیب‌زننده‌تر هستند.

    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل با دزد

    ریشه ضرب المثل

    تاجری به همراه یک جوان، در بازگشت از سفری کاری بودند. از کاروان اصلی جدا ماندند و مجبور شدند از مسیر کوهستانی به تنهایی عبور کنند. چون می‌دانستند کالای ارزشی همراه ندارند، نگران حملهٔ راهزنان نبودند.

    در میان راه، گروهی دزد به آنان حمله کردند. جوان گفت: «چیزی نداریم، خودتان بگردید.» دزدها پس از جستجو متوجه راستگویی آنها شدند و پشیمان گردیدند. اما رئیس دزدها عصبانی شد و گفت: «اگر مال ندارید، لباس‌هایتان را درآورید.»

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” نمک در نمکدان شوری ندارد “ ادامه دهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” دود چراغ خورده “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    آنها لباس تاجر و جوان را گرفتند. جوان با تعجب پرسید: «لباس دوستم گران‌قیمت بود، ولی چرا لباس کهنهٔ مرا هم بردید؟» دزدها خندیدند و مسخره‌کنان گفتند: «اگر می‌خواهی عادلانه باشد، وقتی به شهر رسیدی، پنجاه سکهٔ طلا به دوستت بده تا با هم برابر شوید!»

    سپس خندان رفتند. تاجر و جوان به راهشان ادامه دادند. در راه، تاجر به جوان گفت: «فراموش نکن وقتی به شهر رسیدیم باید آن پنجاه سکه را به من بدهی.» جوان با تعجب گفت: «مگر جدی می‌گویی؟ آن حرف را دزد زد. من فقط می‌خواستم دزدها به ما رحم کنند و لباس‌هایمان را نبرند.»

    اختلاف آن‌ها بر سر پنجاه سکه تا شهر ادامه یافت. وقتی رسیدند، نزد قاضی رفتند. قاضی گفت: «هرکدام باید پنجاه سکه بدهید تا پرونده را بررسی کنم.» پس از پرداخت، قاضی آن‌ها را به معاونش فرستاد. معاون خواست ماجرا را با جزئیات تعریف کنند.

    آن دو داستان را گفتند و منتظر حکم ماندند، اما معاون سکوت کرد. وقتی پرسیدند: «حالا چه کار کنیم؟» معاون گفت: «قضیه را فهمیدم، ولی برای صدور حکم، هرکدام باید صد سکه به من بدهید.»

    آن‌ها که بسیار ناراحت شده بودند، از دادگاه بیرون آمدند. مأموران معاون به دنبالشان آمدند و گفتند: «وقت آقای معاون را گرفته‌اید، باید حق‌الزحمه را بپردازید، وگرنه شما را زندانی می‌کنند.»

    جوان که پولی نداشت، با ناراحتی گفت: «رحمت بر دزدان کوهستان! آنها فقط آنچه را می‌دیدند می‌گرفتند، اما شما از آنها هم ستمگرتر و بی‌انصاف‌ترید.»

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” شیر که پیر میشه بازیچه شغال میشه “ را مطالعه کنید.

  • معنی کلمه Violent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Violent به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Violent به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر چیزی که “خشونت‌آمیز” باشد، شامل کارهایی است که می‌تواند باعث آسیب بدنی یا روحی شود. جنگ، کشتار و شکنجه، همگی از نمونه‌های رفتار خشونت‌بار هستند. کلمه “خشونت‌آمیز” یک صفت است:

    ونسا به بچه‌هایش اجازه نمی‌دهد فیلم‌های خشونت‌آمیز تماشا کنند.
    مردی که آن طرف خیابان زندگی می‌کند، بسیار خشن و تندخو است و همه از او می‌ترسند.
    یک توفان سخت و شدید، درخت‌ها و سیم‌های برق را از بین برد.

    کلمه “به‌شدت” یا “با خشونت” یک قید است:

    مردم در خیابان، به‌شدت نسبت به رفتار پلیس اعتراض کردند.
    خانمی در مک‌دونالد، وقتی نتوانست ناگت مرغش را بگیرد، به شکل خشونت‌آمیزی رفتار کرد.

    کلمه “خشونت” یک اسم است:

    بچه‌ها نباید در تلویزیون یا زندگی واقعی، با خشونت زیادی روبه‌رو شوند.
    خشونت در سوریه باعث کشته شدن هزاران نفر شده که بیشتر آن‌ها مردم عادی بوده‌اند.
    بعضی از افراد برای حل مشکلاتشان، به خشونت روی می‌آورند.

    نکته: تلفظ کلمه “violent” شبیه به کلمه “violin” است. مقایسه کنید:
    violent / violin.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” دبه کردن “

    معنی ضرب المثل ” دبه کردن “

    حتما! در ادامه معنی و مفهوم ضرب‌المثل «دبه کردن» را به زبانی ساده و روان توضیح می‌دهیم:

    **آشنایی با معنی و مفهوم ضرب‌المثل «دبه کردن» 🏺**

    حتما برای شما هم پیش آمده که کسی قول دهد کاری را انجام دهد، اما وقتی زمان آن می‌رسد، بهانه‌ای بیاورد و از زیر قولش شانه خالی کند. در زبان فارسی به این رفتار «دبه کردن» می‌گویند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” کاسه داغتر از آش “ را بخوانید.

    اما «دبه» چیست و چرا از این کلمه استفاده می‌کنیم؟

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” جایی که میوه نیست، چغندر سلطان مرکباته “.

    در گذشته، «دبه» به کوزه‌های گلی بزرگی گفته می‌شد که برای نگهداری آب یا روغن از آن استفاده می‌کردند. این کوزه‌ها دهانه‌ای گشاد داشتند و وقتی کسی می‌خواست آن را بلند کند، اگر درست در دست نمی‌گرفت، به راحتی از دستش لیز می‌خورد و می‌افتاد.

    از این رو، وقتی شخصی زیر قولش می‌زند و به عهد خود عمل نمی‌کند، می‌گویند مانند همان دبه از زیر بار مسئولیت “لغزید” و فرار کرد. به همین خاطر، این عبارت به نمادی برای “عهدشکنی” و “فرار از انجام تعهد” تبدیل شده است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” خر بی صاحب رو همه سوار میشن “ سری سر بزنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” بخشش از بزرگ ‌تر است “ را حتماً بخوانید.

    **خلاصه اینکه:**
    هرگاه کسی از انجام کاری که قول داده بود طفره برود و بهانه بیاورد، در حق او می‌گوییم: «دبه کرد».

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” تف سر بالا “.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” روزی دست خداست “ سری سر بزنید.

    ضرب المثل دبه کردن

    در این نوشته، با مفهوم واقعی یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” به شکم خود صابون زدن “.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” بخت یکبار در خونه آدم را می‌زنه “.

    مقاله معنی ضرب المثل ” چوب لای چرخ کسی گذاشتن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” خودم کردم که لعنت بر خودم باد “ مراجعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    ضرب المثل دبه کردن کنایه از چیست؟

    دبه در اصل به یک ظرف پلاستیکی یا چرمی گفته می‌شود که معمولاً برای نگهداری روغن و چیزهای مشابه از آن استفاده می‌کنند.
    اما اصطلاح “دبه کردن” یا “دبه درآوردن” دیگر به آن ظرف ربطی ندارد؛ در اینجا منظور از دبه، همان “فتق” یا “باد فتق” است. باد فتق معمولاً وقتی پیش می‌آید که شخص جسم سنگینی بلند کند، یا به دلیل عطسه‌ی ناگهانی و شدید، فشار زیادی به شکمش وارد شود. کسی که دچار فتق شود، معمولاً نمی‌تواند کارهای سنگین یا حتی برخی کارهای روزمره را به راحتی انجام دهد.

    در گذشته بعضی افراد ادعا می‌کردند که باد فتق دارند تا از انجام کارهای سخت شانه خالی کنند. به تدریج، عبارت “دبه کردن” بین مردم رایج شد و به افرادی گفته می‌شد که از قول خودشان برمی‌گشتند و به وعده‌های خود عمل نمی‌کردند.

    امروزه هم این ضرب‌المثل بیشتر در موقعیت‌های معاملاتی استفاده می‌شود؛ مثلاً وقتی کسی قرار است خانه‌اش را با قیمت مشخصی به یک زوج بفروشد، ولی ناگهان خریدار دیگری پیدا می‌شود که پول بیشتری پیشنهاد می‌دهد. اگر صاحب خانه زیر قولش بزند و معامله را به هم بزند، در این حالت می‌گویند: “دبه کرد” یا “دبه درآورد”.

    پس دبه کردن کنایه از:

    **ویژگی‌های ناپسند اخلاقی**

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده “ ادامه دهید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” بدم، بمیر و بدم “ را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” خروس بی محل ” + داستان.

    * غیبت و بدگویی از دیگران
    * زیر قول و پیمان خود زدن
    * شانه خالی کردن از زیر بار وظایف و مسئولیت‌ها
    * تنها به فکر منافع خود بودن و حق دیگران را نادیده گرفتن

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” غاز چراندن “ به شما کمک خواهد کرد.

    اختصاصی-آنبین
    پیشنهادی: ضرب المثل‌های خواندنی

  • معنی کلمه Virus به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Virus به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Virus به فارسی با مثالهای کاربردی

    ویروس یک موجود بسیار کوچک است که به سلول‌های بدن می‌چسبد و باعث بیمار شدن و ایجاد عفونت می‌شود. این عامل بیماری‌زا می‌تواند از طریق تماس نزدیک بین افراد، از راه هوا یا حتی نیش حشرات منتقل شود.

    سال گذشته، همه‌گیری خطرناک ویروس ابولا در لیبریا، نگاه مردم سراسر دنیا را به خود جلب کرد.
    ویروس آنفولانزا خیلی سریع پخش می‌شود، به همین دلیل تزریق واکسن آنفولانزا راهکاری مناسب برای در امان ماندن از این ویروس است.
    برای مراقبت از خود و دیگران در برابر ویروس‌ها، شستن مرتب دست‌ها بسیار اهمیت دارد.
    همچنین مواد ضدعفونی‌کننده می‌توانند ویروس‌ها را نابود کنند.

     
    ویروس‌ها برای رایانه‌ها و گوشی‌های همراه نیز مشکل‌ساز هستند.

    رایانه دونا ویروسی شده است.
    اگر در دانلود فایل‌ها از اینترنت دقت نکنید، ممکن است رایانه شما هم آلوده به ویروس شود.
    نرم‌افزارهای مختلفی برای محافظت از رایانه در برابر ویروس‌ها وجود دارد.

     
    واژه «ویرال» معمولاً برای توصیف چیزی به کار می‌رود که ناگهان در اینترنت بسیار محبوب می‌شود؛ مانند یک ویدیو، آهنگ یا یک وب‌سایت. در این شرایط، ویروسی شدن اتفاقی مثبت است.

    توماس یک ویدیوی بامزه از گربه در یوتیوب منتشر کرد که به سرعت معروف شد.
    ایزابل یک برنامه موبایل ساخت که در فضای مجازی پخش شد و بیش از ۵۰ هزار دلار درآمد برایش داشت.
    جو گفته اگر وب‌سایتش معروف شود، کارش را رها می‌کند و تمام وقت روی ساخت وب‌سایت و اپلیکیشن موبایل تمرکز خواهد کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Vision به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vision به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Vision به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ویژن” (Vision) برای توضیح قدرت بینایی و قوهٔ دید یک فرد به کار میرود:

    سیندی بینایی بسیار قوی دارد.
    مارک بینایی ۲۰/۲۰ دارد. (یعنی دید او کاملاً ایده‌آل است.)
    چارلز به خاطر ضعف بینایی باید عینک بزند.
    آیا واقعاً خوردن هویج به بهتر شدن بینایی کمک می‌کند؟
    اشعهٔ فرابنفش خورشید ممکن است به چشمان شما آسیب بزند، بنابراین استفاده از عینک آفتابی توصیه می‌شود.
    با بالا رفتن سن، معمولاً قدرت بینایی کاهش پیدا می‌کند.

    همچنین، کلمه “ویژن” برای توصیف تواناییِ باور به یک ایده و تبدیل آن به واقعیت نیز استفاده می‌شود:

    دیدگاه دن دربارهٔ یک شرکت فناوری، منجر به تأسیس کسب‌وکاری میلیاردی شد. او یک فرد دوراندیش بود.*
    او به دیدگاه خود پایبند ماند.
    یک رهبر باید چشمانداز روشنی داشته باشد تا دیگران بتوانند از او پیروی کنند.
    صاحب آن کارخانه، چشمانداز لازم برای پیشرفت شرکتش را نداشت.
    بنیانگذاران گوگل، تصور روشنی از این داشتند که چطور می‌توان از نرم‌افزارشان برای ساختن یک کسب‌وکار استفاده کرد.

    کلمه “انویژن” (Envision) نیز به صورت فعل استفاده می‌شود:

    این شرکت برای ساختمان جدید خود چه برنامه‌ای در سر دارد؟
    پدر و مادر، موفقیت‌های بزرگی را برای فرزندانشان که به آمریکا رفته بودند، تصور می‌کردند.
    مارتا نه‌تنها موفقیت خود را در ذهنش مجسم کرده بود، بلکه برای رسیدن به آن سخت تلاش کرد.

    * visionary: فردی که دیدگاه روشنی دارد و می‌تواند تحقق ایده‌هایش را در آینده ببیند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Visit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Visit به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Visit به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای رفتن به جایی و دیدن چیزی یا گذراندن وقت با کسی، از کلمه visit استفاده می‌کنیم.

    ما این آخر هفته به ملاقات چندتا از دوستامون می‌ریم.
    مأموران پلیس از خونهٔ روبرو بازدید کردند.
    در طول تعطیلات، خانواده و دوستان به دیدن اوله و لنا آمدند.
    لطیفه تقریباً هر روز از این سایت دیدن می‌کنه.
    چه مکان‌هایی هست که دوست داری ازشون بازدید کنی؟

     
    کلمه visit به عنوان اسم هم به کار می‌رود.

    ورا برای یک دیدار کوتاه ماند.
    ادوارد برای یک ملاقات غیرمنتظره سر زد.
    بیایید سال بعد به ایرلند سفر کنیم.
    بازدید ما از باغ وحش تمام روز طول کشید.
    متأسفم؛ مجبوریم دیدارمان را زودتر تمام کنیم.
    کارل مدت اقامت خود را یک هفته دیگر افزایش داد.
    ملاقات خوبی داشتیم.
    او به عیادت یک دوست در بیمارستان رفت.

     
    به فردی که بازدید می‌کند visitor یا “بازدیدکننده” می‌گویند:

    وقتی در بیمارستان بود، بازدیدکنندگان زیادی داشت.
    از کسانی که از موزه بازدید می‌کنند خواسته می‌شود قبل از ورود کمک مالی بدهند؛ در غیر این صورت، ورود رایگان است.
    این وب‌سایت روزانه بین هفت تا هشت هزار بازدیدکننده دارد.
    ما دیروز مهمانان زیادی داشتیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست

    اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست

    در اینجا چند جمله پرمعنی و شعر دربارهٔ ارزش دوست و رفاقت آورده‌ام. این جملات به ما یادآوری می‌کنند که یک دوست خوب چه نقش مهمی در زندگی ما دارد.

    **ضرب‌المثل‌ها:**

    * دوست واقعی مانند یک گنج است.
    * دوست خوب در روزهای سخت و مشکلات، کنار تو می‌ماند.
    * با هر کسی که نشست و برخاست کنی، از رفتار و اخلاق او تأثیر می‌گیری.
    * کسی که برایت یک دوست خوب است، در همه شرایط، خیر و خوبی تو را می‌خواهد.

    **شعر:**

    دوست یار و یاور آدمی است
    نور چشم و روشنایی دل است
    در پریشان حالی و تنهایی
    همدم و غمگسار تنهاستی

    امیدوارم این جملات، اهمیت داشتن دوستان خوب را به ما نشان دهد.

    اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست

    در این نوشته، با یک ضرب‌المثل زیبای ایرانی و چند شعر درباره دوستی از کتاب «پیام‌های آسمان» پایه نهم آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    ضرب المثل درباره دوست

    پیدا کردن رفیق کار سختی نیست، ولی حفظ کردن این رابطه و ماندگار کردنش چالش برانگیز است.
    گاهی کسی که پارسال دوست صمیمی ات بود، امسال فقط یک آشنای معمولی است.
    با رفقای خودت صمیمی و باوفا باش، اما با دشمنان هم با ادب و احترام برخورد کن.
    بعضی از دوستی‌ها مانند خاله خرسه است؛ ظاهرش پر از محبت است، اما در عمل ممکن است به تو آسیب برساند.
    گاهی کمی فاصله گرفتن از یکدیگر، باعث استحکام دوستی می‌شود.
    این آدم‌های دورو که ادای دوستی درمی‌آورند، مانند پشه‌هایی هستند که دور شیرینی می‌چرخند و فقط به فکر منافع خودشان هستند.
    یک دشمن باهوش و عاقل، بسیار بهتر از یک دوست نادان و بی‌خرد است.
    معاشرت و رفاقت با آدم‌های دانا و خردمند، ارزشمند و پسندیده است.
    گاهی تو همه چیزت را به کسی می‌دهی، اما در عوض چیزی جز ناراحتی و دلخوری دریافت نمی‌کنی.
    در یک رابطه صمیمی، هر کاری که طرف مقابل انجام می‌دهد و هر حرفی که می‌زند، به چشم محبت دیده می‌شود.

    شعر کوتاه درباره دوست

    دنیا زیباست و ثروت ارزشمند و جان عزیز است، اما یار و دوست از همه اینها مهم‌تر و برتر است.
    ✨✨✨✨✨✨
    بهترین لحظات زندگی، همان ساعاتی بودند که در کنار دوست سپری شد؛ بقیهٔ روزها فقط بی‌ثمری و غفلت بود.
    ✨✨✨✨✨✨
    چشمی دارم که تنها تصویر یار در آن جای دارد؛
    دیدگانم زمانی شادند که چهرهٔ دوست در آنهاست.
    دیدن غیر دوست به جای او، کار درستی نیست؛
    یا باید دوست به جای چشمم باشد، یا چشمانم خود او را ببینند.
    ✨✨✨✨✨✨
    خاک آستان یار، برای من چون آب زندگی است؛
    اگر همه دنیا خوشی باشد، خوشی ما در غم روی دوست است.
    در شهر هیچ هیاهویی جز پیچیدن موهای یار نیست؛
    در جهان هیچ فتنه‌ای جز خم ابروی دوست وجود ندارد.
    داروی مشتاقان، زهر از دست معشوق است؛
    مرهم دل عشاق، زخم از بازوی یار است.
    اگر دوست مرا به کنار خود بپذیرد،
    گوشم تا همیشه حلقه‌دار گوشوارهٔ او خواهد بود.
    اگر خاک وجودم در جهان پخش شود،
    باد هم نمی‌تواند ذره‌ای از مرا از راه دوست جدا کند.
    اگر در شب هجران، مرگ به سراغم آید،
    روز قیامت چادرم را در کنار دوست برپا خواهم کرد.
    هر غزلم نامه‌ای است که حال دلم را بیان می‌کند؛
    اما نامه نوشتن چه سود، وقتی به دست دوست نمی‌رسد؟
    سعدیا، فخر مکن که شعر تو افسونگر است؛
    که افسون تو هم در برابر جادوی نگاه دوست، خریداری ندارد.
    سعدی
    ✨✨✨✨✨✨
    مشتاقی و بی‌تابی من از حد گذشته است یارا؛
    اگر تو هم شکیبایی کنی، طاقت از کف خواهم داد.
    ای دوست، با چشمی مهربان به حالم بنگر؛
    که گدا را از خوان پادشاهان نیز راحتی می‌رسد.
    اگر پادشاه بر بندگانش خشم گیرد،
    حکمش نافذ است، اما ستم کردن حدی دارد.
    من زندگی بدون تو را نمی‌پسندم؛
    که بی یاران، آرامش و بقایی نخواهد بود.
    وقتی تشنه جان بسپارم، چه سود دارد
    اگر پس از آن، از چشمانت بر گورم آبی ببارانی؟
    حال نیازمندی را نمی‌توان به زبان آورد؛
    وقتی بازگردی، تمام ماجرا را برایت خواهم گفت.
    بازآ و جان شیرین مرا به خدمتت بپذیر؛
    دیگر چه بهانه‌ای می‌ماند برای این درویش بی‌نوا؟
    خدایا، به آشنا مهلت ده و سلامت بدار،
    تا آن اندازه که دیدار آشنا را دوباره ببیند.
    در نگاه خوبرویان،
    نه ملک پادشا ارزش دارد، نه زهد پارسا.
    ای کاش لیلی برقع از روی برمی‌افکند،
    تا مجنونِ مبتلا، مدعی نمی‌ماند.
    سعدیا، قلم با سختی رفت و با نیکبختی؛
    پس در برابر هر چه پیش آید، سر تسلیم فرود آور.
    سعدی
    ✨✨✨✨✨✨
    ای باد صبا، اگر گذرت به دیار دوست افتاد،
    بوی خوشی از گیسوی معطر او بیاور.
    به جان او سوگند، که اگر پیامی از سوی دوست بیاوری،
    جان خود را به شکرانه فدا خواهم کرد.
    و اگر در آن بارگاه اجازهٔ ورود نیافتی،
    برای دیده‌ام، غباری از درگاه دوست بیاور.
    من گدایی هستم که آرزوی دیدار دوست دارم؛
    هیهات! شاید تنها در خواب، تصویر چهره‌اش را ببینم.
    دلم مانند درخت بید، از حسرت قد و بالای او لرزان است.
    اگرچه دوست، مرا به چیزی نمی‌خرد،
    من هم مویی از سر او را به همه دنیا نمی‌فروشم.
    چه اشکالی دارد اگر دلش از غم آزاد شود؟
    چون حافظِ مسکین، بنده و خدمتگزار اوست.
    حافظ