دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Beat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Beat به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از فعل «beat» برای بیان شکست دادن رقیب در یک مسابقه استفاده کنید:

    او همه را شکست داد. (زمان گذشته)
    او هر کسی که با او بازی کند را شکست می‌دهد. (زمان حال)
    او رقیبش را شکست داده است. (زمان حال کامل)
    او بر حریفش پیروز شده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    beat

    ضرب و شتم کردن

    beat

    ضرب و شتم کرد

    beaten

    کتک خورده

    کلمه **beat** هم به معنای زدن یا کتک زدن است:

    او همه را زد. (زمان گذشته)
    او هر کسی را که با او بازی کند، می‌زند. (زمان حال)
    او حریفش را شکست داده است. (زمان حال کامل)
    او برنده شده است.

    این مرد همیشه زن و بچه‌هایش را کتک می‌زد تا اینکه پلیس به او گفت باید این کار را متوقف کند.
    کتک زدن بچه‌ها کار درستی نیست.
    مارسلینا فرش‌هایش را می‌زد تا خاک آن‌ها پاک شود.
    یک مرد در بار، مرد دیگری را کتک زد.

    این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد:

    برای درست کردن نیمرو، سه یا چهار تخم‌مرغ را در یک کاسه خوب هم بزن، کمی شیر به آن اضافه کن و بعد آن را در تابه بریز.
    این آهنگ ضرب‌آهنگ قوی‌ای دارد. (در این جمله، کلمه «beat» به عنوان اسم استفاده شده و معنایی نزدیک به «ریتم» دارد.)
    من خسته‌ام. (در این جمله، «beat» صفت است و به معنی خستگی است.)
    اینجا حوصله‌آور است. (یعنی جالب یا هیجان‌انگیز نیست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Beautiful به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beautiful به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Beautiful به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “زیبا” یک واژه محبوب و پرکاربرد است که برای توصیف چیزهای جذاب مثل افراد، مکان‌ها، اشیاء، کارها و حتی هوا به کار می‌رود.

    هفته گذشته هوای بسیار خوبی داشتیم.
    شهر شیکاگو به خاطر هنر و معماری زیبایش معروف است.
    آن گل‌ها واقعاً قشنگ به نظر می‌رسند.
    نمای شهر مینیاپولیس در شب، بسیار دیدنی و زیباست.
    او یک زن زیبارو است.

     
    کلمه “به زیبایی” نقش قید را در جمله دارد:

    المر با مهارت و زیبایی پیانو می‌نوازد. (این قید، نحوه نواختن او را نشان می‌دهد.)
    اگر خانه با سلیقه و زیبایی فضاسازی شده باشد. (قید، روش محوطه‌سازی خانه را توصیف می‌کند.)
    کیک به شکل بسیار زیبایی تزیین شده بود. (قید، چگونگی تزیین کیک را بیان می‌کند.)

     
    واژه “زیبایی” به عنوان یک اسم استفاده می‌شود:

    ماشین جدید ادگار را دیده‌ای؟ واقعاً قشنگ و عالی است.
    زیبایی شهر پاریس در همه جای آن آشکار است.
    زنان کلمبیا به خاطر زیبایی‌شان شناخته شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Become به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Become به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Become به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر فرد یا موقعیتی ممکن است روزی دگرگون شود. این واژه معمولاً برای توصیف وضعیت‌ها به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    become

    تبدیل شدن

    became

    تبدیل شد

    become

    تبدیل شود

    بعد از دو ساعت پیاده‌روی در جنگل، همه‌مان گرسنه شدیم.
    حالا که به ماه مارس رسیده‌ایم، هوا دارد گرم‌تر می‌شود.
    جیل می‌گوید حالش دارد بد می‌شود. همین‌اخیرها زیاد عطسه می‌کند.
    به محض این که هوا به اندازه کافی گرم شود، می‌توانیم در باغچه سیب‌زمینی بکاریم.
    ترافیک در این ناحیه دارد به یک معضل تبدیل می‌شود.
    برای همه در حال آشکار شدن است که این یک مشکل است.
    کار و کسبشان بالاخره به سوددهی رسیده است.

    کلمه “become” معمولاً برای زمانی به کار می‌رود که فردی رشد می‌کند و به فردی دیگر تبدیل می‌شود:
    شیلا آرزو دارد پزشک شود.
    پزشک شدن برای او اهمیت زیادی دارد.
    باب برای این که بازیگر شود، درس‌های بازیگری می‌گیرد.
    پدر یا مادر شدن، تغییر بزرگی در زندگی هر کسی است.
    تونی و لیندا سال گذشته صاحب فرزند شدند.
    وقتی فهمیدند که به زودی پدر و مادر می‌شوند، کمی احساس نگرانی کردند.

    کلمه “become” برای بیان مناسب بودن یا زیبا به نظر رسیدن نیز استفاده می‌شود:
    The dress becomes her. (She looks good in the dress.)
    Her smile is quite becoming. (This sentence uses “becoming” as an adjective.)
    His behavior at the party was quite unbecoming for a person in his position. (unbecoming = not becoming; not appropriate)
    It’s unbecoming for a person in a business environment to use foul language.
    His conduct was unbecoming on an officer. (This statement is commonly used when describing the behavior of high-ranking member of the military.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bed به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bed به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Bed به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک تخت خواب، یک سطح افقی و دراز است که افراد روی آن می‌خوابند. این کلمه از واژه‌های اصلی و پایه زبان انگلیسی به شمار می‌رود.

    دیگه وقت خوابه.
    من باید برم بخوابم.
    بچه‌ها تو تختخوابشون هستند.
    امروز صبح چه ساعتی از تخت بلند شدی؟
    معمولاً شب‌ها ساعت چند می‌ری بخوابی؟
    صبح‌ها تختت رو مرتب می‌کنی؟ (یک تخت مرتب شده، تختیه که ملافه‌ها، روتختی و بالش‌ها رو به خوبی رویش چیده‌اند.)
    اکثر آدم‌ها بعد از بیدار شدن، تختشون رو مرتب می‌کنند.
    تخت تکنفره مخصوص یک نفر است.
    تخت دونفره از تخت تکنفره بزرگ‌تر است.
    تخت سایز کویین برای دو نفر طراحی شده.
    تخت سایز کینگ گنجایش دو یا چند نفر رو دارد.
    تخت دوطبقه از دو تخت تکنفره تشکیل شده که یکی روی دیگری قرار گرفته.

     
    از کلمه «bed» در معناهای دیگر هم استفاده می‌شود:

    اتاق خواب، اتاقیه که افراد برای خوابیدن به آنجا می‌روند. (اتاق + خواب = اتاق خواب)
    سنگ‌بستر، لایه سنگ سفت و محکمی است که زیر خاک، ماسه و شن قرار دارد. (بستر + سنگ = سنگ‌بستر)
    برای ساختمان‌های بزرگ مهمه که پایه‌هایشان به سنگ‌بستر متصل باشد.
    باغچه گل، محلی است که در آن گل‌ها را می‌کارند.
    باغبان‌ها باغچه‌هایشان را در پاییز یا بهار برای کشت بهاره آماده می‌کنند.
    ساس حشره بسیار ریزی است که ممکن است در تخت‌خواب افراد پیدا شود.
    خوابت آروم باش. بذار ساس‌ها گازت نگیرند. (این یک بیان محاوره‌ای رایج است.)
    کسی که «موی تختخوابی» دارد، موهایش به هم ریخته است، انگار که تازه از خواب بیدار شده.
    خودت تختت رو پهن کردی، حالا باید توش دراز بکشی. (این یعنی هر کسی باید با نتیجه کارهایی که انجام داده، چه خوب و چه بد، روبرو شود و کنار بیاید.)
    زود خوابیدن و زود بیدار شدن، آدم را تندرست، دارا و دانا می‌کند. (این یک گفته معروف است.)

     
    برای بعضی از زبان‌آموزان خوب است که به کلماتی شبیه به «bed» گوش دهند و تلفظشان را تمرین کنند. به معلمت گوش بده که این کلمات را چطور می‌گوید:
    bed / bad / bath / bead
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Beg به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beg به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Beg به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که با اصرار و نیاز فراوان درخواست می‌کند. این واژه معمولاً برای مواقعی به کار می‌رود که شخص به چیزی شدیداً محتاج باشد و با اشتیاق آن را طلب کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    beg

    التماس کردن

    begged

    التماس کرد

    begged

    التماس کرد

    مرد روی یک زانو خم شد و با التماس از آن زن خواست تا با او ازدواج کند. (تلفظ پایانِ «ed» کمی سخت است؛ ولی فعل اول جمله، یعنی «got»، نشان می‌دهد که فعل دوم هم باید گذشته باشد.)

    دختربچهٔ کوچولو با التماس از مادرش خواست تا برایش آب‌نبات بخرد.

    دانش‌آموزان از معلمشان درخواست کردند که زمان بیشتری برای تمام کردن تمرین‌ها به آن‌ها بدهد.

    راننده از افسر پلیس خواهش کرد که به خاطر سرعت‌غیرمجاز، جریمه‌اش نکند.

    تبلیغات تلویزیونی سعی می‌کنند توجه تو را جلب کنند.

    سگ‌ها هر موقع که بتوانند، برای گرفتن غذا التماس می‌کنند.

    اگر از هر شهر بزرگ در آمریکا دیدن کنی، افرادی را می‌بینی که برای پول گدایی می‌کنند.

    به کسی که گدایی می‌کند «گدا» (beggar) می‌گویند.
    توجه: آمریکایی‌ها به جای کلمهٔ «گدا» معمولاً از اصطلاح «بی‌خانمان» استفاده می‌کنند، چون معمولاً افرادی که بی‌خانه‌مان هستند و در خیابان زندگی می‌کنند، همان کسانی هستند که گدایی می‌کنند. بنابراین جمله‌ای مثل این را می‌شنوی:
    «ما افراد بی‌خانمان زیادی دیدیم که در خیابان زندگی می‌کردند و گدایی می‌کردند.»

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Begin به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Begin به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Begin به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر چیز جدیدی که شروع می‌شود، با فعل «شروع شدن» بیان می‌شود. این کلمه را می‌توان برای افراد، اشیا یا رویدادها به کار برد.

    روز با طلوع آفتاب شروع می‌شود.
    یک کتاب داستان از صفحه اول آغاز می‌گردد.
    حروف الفبا با حرف «الف» شروع می‌شود.
    نام مریم با حرف «م» آغاز می‌شود.
    یک کودک از چه سنی راه رفتن را شروع می‌کند؟
    اغلب کودکان، مهدکودک را در پنج یا شش سالگی شروع می‌کنند.
    تو از چه زمانی یادگیری زبان انگلیسی را شروع کردی؟

    “begin” یک فعل بی‌قاعده است و شکل آن در زمان‌های گوناگون تغییر می‌کند:

    ساده گذشته فعل ماضی
    begin

    شروع کردن

    began

    آغاز شد

    begun

    آغاز شد

    کلاس دقیقاً ده دقیقه پیش شروع شد. (زمان گذشته)
    فیلم هنوز آغاز نشده است. (زمان حال کامل)
    یولاندا در فصل پاییز تحصیل در کالج را شروع خواهد کرد. (زمان آینده)
    پیتر در حال شروع یادگیری زبان اسپانیایی است.
    مشکلات آن‌ها از چه زمانی آغاز شد؟

    کلمه “شروع” می‌تواند به عنوان اسم به کار رود:
    ابتدای رمان بسیار جالب بود.
    شروع یک زندگی تازه در کشوری دیگر سخت است.
    دانشمندان معتقدند که “مهبانگ” آغاز جهان بوده است.
    بیایید از اول شروع کنیم. (تعریف کن از ابتدا چه گذشت.)

    فرد مبتدی کسی است که تازه کاری را آغاز کرده:
    او در حال یادگیری رانندگی است و یک تازه‌کار محسوب می‌شود.
    در مورد مهارت‌هایش سختگیری نکنید؛ او هنوز در آغاز راه است.
    معذرت می‌خواهم که نواختن پیانوم ضعیف است، هنوز در مرحله یادگیری هستم.
    افراد کمی حاضرند تحت عمل جراحی توسط یک جراح تازه‌کار قرار بگیرند. بهتر است چنین کارهایی را به جای یک مبتدی، به دست متخصصان با تجربه بسپاریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Behave به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Behave به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Behave به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “behave” در زبان انگلیسی به عنوان یک فعل به کار می‌رود و منظور از آن، توصیف نحوه عملکرد و برخورد یک فرد در موقعیت‌های مختلف است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    behave

    رفتار کن

    behaved

    رفتار کرد

    behaved

    رفتار کرد

    دانش‌آموزان امروز در کلاس بسیار خوب و مودب بودند.
    پیش‌بینی می‌کنیم همه در مهمانی رفتار شایسته‌ای داشته باشند.
    نیازی نیست نگران بی‌ادبی کسی باشید. (در این جمله، کلمه «رفتار» به صورت اسم مصدر به کار رفته است.)
    همه وقتی رئیس در اداره است، رفتاری درست و مناسب دارند.
    مادر دیوید به او گفت اگر رفتار خوبی نداشته باشد، او را به پارک نمی‌برد.
    فادوما هنگام صرف شام، رفتار شایسته‌ای از خود نشان نمی‌داد.
    لطفاً مؤدب باش. (این یک درخواست یا دستور است.)
    لطفاً خودت را کنترل کن و مؤدب باش. (این خطاب به یک نفر است.)
    لطفاً مؤدب باشید و رفتار خوبی داشته باشید. (این خطاب به چند نفر است. دقت کنید که در اینجا از ضمایر انعکاسی همراه با کلمه «رفتار» استفاده شده است.)
    به نظر می‌رسد این افراد اصلاً نمی‌دانند چطور باید رفتار کنند.

    علاوه بر این، می‌توانید از کلمه «رفتار» برای حیوانات یا حتی اشیاء نیز استفاده کنید:
    ماشین من این روزها رفتار عجیبی از خودش نشان می‌دهد.
    توله‌سگ ریک وقتی داخل خانه است، نمی‌داند چطور باید رفتار کند.
    گیاهان و درختان بسته به محیطی که در آن رشد می‌کنند، رفتار و واکنش متفاوتی دارند.

    کلمه «behavior» در انگلیسی به معنای «رفتار» است و یک اسم محسوب می‌شود:
    رفتار آن پسر آنقدر نامناسب است که امکان ادامه تحصیل برایش در مدرسه وجود ندارد.
    رفتار او به تدریج به یک مشکل تبدیل شده است.
    رفتار آن مرد واقعاً شرم‌آور است.
    او با رفتار ناشایستش باعث شرمندگی خود شد.
    همه ما از رفتار یک زوج بی‌ادب در هواپیما ناراحت و دلخور شدیم.

    عبارت «on one’s best behavior» یک اصطلاح است به معنای «بهترین رفتار را داشتن»:
    کودکان در حال نشان دادن بهترین رفتار خود هستند.
    او دارد بهترین رفتارش را نشان می‌دهد.
    او هم اکنون بسیار مؤدب و خوش‌رفتار است.
    بهتر است امروز بهترین و مودبانه‌ترین رفتارت را داشته باشی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Beige به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beige به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Beige به فارسی با مثالهای کاربردی

    رنگ بژ شبیه به رنگ پوست برنزه است. این رنگ در طیف‌های گوناگونی دیده می‌شود؛ گاهی نزدیک به سفید، گاهی متمایل به زرد و گاهی هم شبیه قهوه‌ای روشن. بژ یک رنگ خنثی محسوب می‌شود و به همین دلیل با تقریباً هر رنگ دیگری هماهنگ می‌شود. این ویژگی باعث شده که در بسیاری از خانه‌های آمریکایی، بژ انتخابی محبوب باشد.

    در اتاق نشیمن دایان، تقریباً همه چیز به رنگ بژ است:
    مبلمان‌ها بژ هستند،
    روی آن‌ها بالش‌های بژ قرار دارد،
    دیوارها بژ هستند،
    فرش نیز بژ است،
    حتی در تمام تصاویری که روی دیوارها نصب شده‌اند، ردپایی از رنگ بژ دیده می‌شود.

     
    علاوه بر این، مردم از پوشیدن لباس‌های بژ نیز استقبال می‌کنند:

    این شلوار به رنگ بژ است.
    می‌توانید بژ را با تقریباً هر رنگ دیگری ترکیب کنید.
    بژ در کنار سفید، مشکی، قهوه‌ای یا آبی بسیار زیبا به نظر می‌رسد.
    بژ، رنگی است که استفاده از آن بسیار ساده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Believe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Believe به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Believe به فارسی با مثالهای کاربردی

    باور کردن یعنی داشتن یک ایده، فکر یا این تصور که چیزی ممکن است درست باشد.

    پلیس باور دارد مردی را که مغازه را سرقت کرده، دستگیر کرده است.
    تانیا حرف پسرش را وقتی می‌گوید دروغ نمی‌گوید، باور می‌کند.
    آیا تو به خدا ایمان داری؟
    شما به چه چیزی اعتقاد دارید؟
    من باور دارم که اگر واقعاً سخت‌کوشی کنی، می‌توانی انگلیسی یاد بگیری.
    هارونا در بچگی به روح و شبح اعتقاد داشت، اما الان دیگر باور ندارد.
    در ابتدا، مردم شهر حرف پسرکی که می‌گفت گرگ آمده را باور می‌کردند، اما بعد از چند بار دروغ گفتن، دیگر حرفش را باور نکردند.

    گاهی اوقات، کلمه «باور کردن» معنایی شبیه به «فکر کردن» دارد.

    فکر می‌کنم این گوشی شماست. روی میزی بود که شما نشسته بودید.
    آنها فکر می‌کنند راه‌حلی برای مشکل پیدا کرده‌اند.
    فکر نمی‌کنم قبلاً همدیگر را دیده باشیم. اسم من پل است.

    اسم این کلمه «باور» یا «اعتقاد» است.

    آن افراد باورها و عقاید بسیار محکمی دارند.
    عقایدشان مانع از انجام بعضی کارها توسط آن‌ها می‌شود.
    باورهای شما چیست؟

    نکته: بخش اول کلمه «belief» در انگلیسی، تکیه و تأکید ندارد. صدای حرف اول آن یک صدای «شِوا» است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Belong به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Belong به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Belong به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه belong فعلي است كه هنگام توصيف مالكيت چيزي به كار مي رود. همچنین برای توصیف روابط استفاده می شود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    belong

    متعلق به

    belonged

    متعلق بود

    belonged

    متعلق بود

    آیا این وسایل مال شما هستند؟ آیا به شما تعلق دارند؟

    خانه‌ای که در گوشه خیابان است، قبلاً متعلق به یک زن و شوهر بود که چهار فرزند داشتند.
    این کتاب مال من نیست و برای مدرسه است.
    اگر آن وسیله متعلق به او نیست، نمی‌تواند آن را به خانه ببرد.
    ورود خودروها به این قسمت مجاز نیست. باید ماشینت را جای دیگری پارک کنی.
    آن پسر بچه پسر کیه؟
    او فرزند آن خانم جوان با دامن قرمز است.
    آن دو برای هم ساخته شده‌اند. (عاشق هم هستند و قصد ازدواج دارند.)

    برای ساختن شکل اسمی “belong”، در پایان آن “ing” اضافه کنید:
    این وسایل متعلق به چه کسی است؟
    آیا این وسایل مال شما هستند؟
    یک مرد بی‌خانمان با تمام وسایلش در خیابان نشسته است.

    توجه: فعل “belong” را نمی‌توان به صورت مجهول به کار برد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.