دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Sort به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sort به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Sort به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزها را دسته‌بندی کنید یا آن‌ها را در گروه‌های مختلف قرار دهید، از کلمه «مرتب‌سازی» استفاده می‌شود.

    هنگام شست‌وشوی لباس‌ها، لباس‌های سفید و رنگ‌روشن را از لباس‌های تیره جدا کنید.
    گاهی لازم است میان لباس‌هایتان بگردید و آن‌هایی را که دیگر استفاده نمی‌کنید، کنار بگذارید.
    پرونده‌ها در کمدهای بایگانی معمولاً بر اساس حروف الفبا یا بر پایهٔ میزان اهمیت مرتب می‌شوند.
    کارفرمایان برای انتخاب مناسب‌ترین افراد برای موقعیت‌های شغلی، میان رزومه‌ها جست‌وجو می‌کنند.
    پیش از خیساندن و پختن لوبیای خشک، آن را بررسی کنید تا از سالم بودنش مطمئن شوید.
    خریداران هم معمولاً میان اجناس حراجی می‌گردند تا کالاهای با قیمت مناسب پیدا کنند.

    کلمه «sort» معمولاً برای دسته‌بندی افراد یا اشیا به کار می‌رود. همچنین وقتی با حرف اضافه «of» همراه می‌شود، معنایی شبیه «یک مقدار»، «تا حدی» یا «نوعی» پیدا می‌کند.

    امتحانی که دادیم نسبتاً آسان بود. (یعنی کمی آسان بود.)
    آن مردی که آن پایین‌خیابان است، تا حدی بداخلاق است.
    رئیس دن به نوعی آدم بی‌ادبی است.
    ونسا گفت بعد از اینکه تمام صبح کار کرد، احساس خستگی می‌کند.
    امروز، روز مناسبی برای وقت گذراندن در بیرون از خانه نیست. هوا خیلی سرد است.
    این، آن نوع آب‌وهوایی نیست که مردم معمولاً دوست دارند.
    او از آن آدم‌هایی نیست که بازی کردن را دوست داشته باشد.
    این، همان نوع خانه‌ای است که من در آن بزرگ شدم.
    آن جور آدم‌ها من را عصبانی می‌کنند.
    این نوع مشکل، خیلی رایج است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Soul به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Soul به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Soul به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Soul” یا “روح” بسیار شبیه به مفهوم “روان” یا “جان” است. منظور از روح، آن بخش درونی و نامرئی از وجود ماست که ممکن است پس از پایان زندگی جسمانی، به بقای خود ادامه دهد. روح ما نسبت به احساساتی مانند عشق، تنفر، ترس و خشم واکنش نشان می‌دهد، اما این حساسیت، جسمی و فیزیکی نیست. همچنین، روح است که می‌تواند تشخیص دهد چه چیزی از نظر اخلاقی درست و چه چیزی نادرست است.

    بر اساس باور بسیاری از ادیان، اگر کسی در طول عمرش کارهای نیک انجام داده باشد، روحش به بهشت خواهد رفت.
    در مقابل، جهنم جایگاه ارواح کسانی است که در دنیا مرتکب کارهای ناشایست و گناه شده‌اند.
    اگر کسی روح خود را به شیطان بفروشد، در زندگی دنیوی به تمام خواسته‌هایش می‌رسد، اما بهای این طمع و هوس، رنج و عذاب همیشگی خواهد بود.
    لورا و دیوید باور دارند که آنها “جفت روح” یکدیگرند. (یعنی خداوند آنها را برای همدیگر آفریده است.)
    این آهنگ آنقدر زیبا است که مستقیماً با روح شما ارتباط برقرار می‌کند.
    این موسیقی “روان” دارد. (یعنی عمیق و احساسی است.)
    آیا تا به حال “سول فود” خورده‌اید؟ (سول فود، نوعی غذای سنتی مربوط به فرهنگ آفریقایی-آمریکایی است.)
    آن گیتاریست، موسیقی‌ای می‌نوازد که از اعماق وجود و روحش سرچشمه می‌گیرد.
    همه می‌گویند کارولین یک “روح سرگشته” است. (منظور این است که او سردرگم است و نمی‌داند در زندگی به کجا می‌رود.)
    آهنگ‌های کریسمس، حال و هوایی عمیق و جان‌سوز دارند. (کلمه “Soulful” به عنوان یک صفت، برای توصیف چیزی به کار می‌رود که بسیار پرمعنا و احساسی است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sound به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sound به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Sound به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “صدا” به چیزی گفته می‌شود که ما با گوش‌هایمان می‌شنویم. این صداها معمولاً توسط یک شخص یا یک شیء تولید می‌شوند.

    صدای آن بلندگو واقعاً بلند است.
    او در صحنه فیلم‌برداری از میکروفن برای ضبط صدا استفاده می‌کند.
    او از صدای خودش خوشش نمی‌آید و روی طرز ادای کلماتش کار می‌کند.

    گاهی اوقات صداها می‌توانند نشان‌دهنده یک مشکل یا اتفاق غیرعادی باشند:

    ماشین من صدای عجیبی می‌دهد.
    آیا آن صدا را می‌شنوی؟ از کجا می‌آید؟
    دیشب صدای غریبی شنیدیم.
    به نظر می‌رسد حالت خوب نیست (در این جمله از “صدا” به شکل فعل استفاده شده است).

    همچنین، کلمه “صدا” به صورت فعل و بدون نیاز به مفعول، برای بیان نظر یا ایده به کار می‌رود:

    به نظر ایده خوبی است.
    خوب به نظر می‌رسد (این یک اصطلاح رایج است).
    این فیلم به نظر جالب می‌رسد.
    دوست دارم برای ناهار غذای تایلندی بخورم. نظرت چیست؟

    گاهی اوقات از کلمه “صدا” به عنوان صفت برای توصیف چیزی یا کسی که وضعیت خوبی دارد استفاده می‌شود. در اینجا چند مثال آورده شده است:

    ساندرا از سفرش سالم و بی‌خطر بازگشت.
    این مرد از سلامت عقل برخوردار نیست.
    او دیدگاه‌های منطقی درباره آینده این شرکت دارد.
    ساختار پل کاملاً مستحکم است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Space به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Space به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Space به فارسی با مثالهای کاربردی

    جوآن در خانه‌اش به اندازه‌ی کافی جا برای مبلمان جدیدی که قصد خریدش را دارد، موجود است.
    ماشین ما گنجایش هشت سرنشین را ندارد.
    شهرداری در حال آماده‌سازی محل برای یک پارک جدید است.
    آندریا و همسرش به خانه‌ی بزرگ‌تری برای خانواده‌ی در حال رشدشان نیاز دارند.
    تام به دنبال یک دفتر کار برای اجاره است.
    در پارکینگ، هیچ جای خالی برای پارک وجود ندارد.
    چه مقدار جای خالی اضافه داری؟
    معلم خواست که متن تکلیف، با فاصله‌ی دوبرابری تایپ شود.

     
    واژه‌ی “Space” به محیط خارج از کره‌ی زمین نیز اشاره دارد:

    فضانورد کسی است که در فضا کار می‌کند.
    فضا بسیار سرد است و نیروی جاذبه در آن بسیار کم است.
    آیا دوست داری روزی در فضا سفر کنی؟

     
    اگر می‌خواهید کاری با فاصله‌ی زمانی انجام شود، از “space out” استفاده کنید.

    ممکن است لطفاً این جلسات را با فاصله‌ی زمانی بیشتری برنامه‌ریزی کنیم؟ پشت سر هم بودن آنها ایده‌ی خوبی نیست.
    اگر اقساط خرید ماشین را با فاصله‌ی زمانی پرداخت کنید، مدیریت هزینه‌ی یک کالای گران‌قیمت آسان‌تر می‌شود.
    افرادی که ورزش می‌کردند، به اندازه‌ی کافی از هم فاصله گرفته بودند تا هرکس بتواند آزادانه بدنش را تکان دهد.

     
    واژه‌ی “Spacey” برای توصیف فردی که حواس‌جمع نیست به کار می‌رود:

    امروز صبح کمی حواس‌پرت و گیجم.
    دنیز آدم کمی گیج و فراموشکاری است. باید هر چیز را چندبار به او یادآوری کنی.
    چرا امروز این‌قدر حواس‌پرت هستی؟
    متأسفم، یک لحظه حواستم پرت شد. چه گفتی؟ (فردی که “space out” می‌کند، در آن لحظه به اطراف توجه ندارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Spam به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Spam به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Spam به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر کسی که با ایمیل کار کرده باشد، با مفهوم “هرزنامه” آشناست. هرزنامه در واقع ایمیل‌های ناخواسته‌ای هستند که بدون درخواست شما برایتان ارسال می‌شوند. این ایمیل‌ها ممکن است شامل تبلیغات، پیشنهادهای ویژه، درخواست‌ها، وعده‌های هدیه و انواع دیگر پیام‌های ناخواسته باشند. شرکت‌ها و کسب‌وکارها از این روش استفاده می‌کنند چون حتی اگر درصد کمی از دریافت‌کنندگان به آن‌ها پاسخ دهند، برایشان به صرفه است. در کل، هیچ‌کس از دریافت هرزنامه خوشش نمی‌آید. کلمه “اسپم” هم به صورت اسم و هم به صورت فعل به کار می‌رود.

    هیچ کس اسپم را دوست ندارد. (کلمه spam در این جمله یک اسم است.)
    هیچ کس دوست ندارد اسپم شود. (کلمه spam در این جمله مصدر در صدای مفعول است.)
    کاش این شرکت از ارسال هرزنامه به من دست بردارد.
    پوشه انبوه من حاوی مقدار زیادی اسپم است.
    شما باید پوشه هرزنامه خود را به طور منظم بررسی کنید تا مطمئن شوید که ایمیل مهم به آن ارسال نمی شود.

     
    در اصل، اسپم نام یک کنسرو گوشت، معمولاً از گوشت خوک، بود. در زمان جنگ جهانی دوم، این محصول به خاطر در دسترس بودن و قابلیت مصرف آسان، بسیار محبوب شد. امروزه مردم در نقاط مختلف جهان از این محصول استفاده می‌کنند، اما شهرت آن به عنوان یک فرآورده گوشتی با کیفیت متوسط است.

    روندا برای خانواده‌اش هرزنامه می‌خرد زیرا مقرون به صرفه است.
    او برای بچه هایش اسپم و تخم مرغ درست می کند.
    او معمولاً اسپم را قبل از سرو کردن سرخ می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Special به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Special به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Special به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «خاص» باشد، با چیزهای عادی فرق دارد. یک شیء خاص یا یک فرد خاص ممکن است در مقایسه با بقیه، شایستهٔ توجه بیشتری باشد:

    وندی می‌گوید شهری که در آن بزرگ شده، همیشه برایش حسِ ویژه‌ای دارد.
    پاملا و ریکی رابطه‌ای منحصر به فرد دارند که بیش از ۲۰ سال ادامه پیدا کرده.
    آیا در زندگی‌ات کسی را به عنوان معشوق یا عشق خاص خود داری؟ (یعنی کسی که با او رابطه عاشقانه دارید)
    یک خواننده مشهور قول داد در کنسرت فضای باز به صورت ویژه حاضر خواهد شد.
    من یک اطلاعیه مهم دارم.
    برای سرهم کردن این دستگاه، به یک نوع ابزار مخصوص نیاز داری.
    شرکت ما باید فردی با توانایی‌های ویژه استخدام کند.
    این هفته هلوها با قیمت ویژه فروخته می‌شوند. (در این جمله «ویژه» نقش اسم دارد. وقتی چیزی «ویژه» است، یعنی با قیمت تخفیف‌دار عرضه می‌شود.)

     

    کلمهٔ specialize یک فعل است. وقتی کسی در چیزی تخصص دارد، یعنی تمرکز خود را روی یک زمینهٔ مشخص گذاشته است:

    جورج تخصصش ساخت مجسمه از فلزهای دورریخته شده است.
    سینتیا باید نزد پزشکی برود که در درمان افسردگی تخصص دارد.
    پزشک متخصص پا، کسی است که در زمینه مشکلات مربوط به پا تخصص دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Specific به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Specific به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Specific به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خاص” در مقابل “عمومی” قرار می گیرد. چیزی که عمومی است، گسترده و کلی است، اما چیزی که خاص است، محدود و با جزئیات بیان می شود. اگر چیزی خاص باشد، معمولاً دقیق و روشن است و درباره یک ایده، مکان، شخص یا چیز مشخص صحبت می کند.

    * من متوجه نمی‌شوم چه می‌پرسی. می‌شودی لطفاً دقیق‌تر بگویی؟
    * مریم برای تزئین خانه‌اش برنامه‌های مشخصی دارد.
    * کوین راهنمای بسیار دقیقی برای رسیدن به خانه‌اش کشید.
    * مردم ساکن هائیتی نیازهای مشخصی دارند که برآورده نمی‌شوند.
    * می‌خواهی برای فصل بهار یک کت بخری؟ مدل بخصوصی در نظر داری؟

     

    کلمه “به طور خاص” یک کلمه پرکاربرد است. تلفظ آن ممکن است کمی سخت باشد، اما ارزش تمرین کردن را دارد:
    spe ci fi cally
    تأکید روی بخش دوم است. صدای بخش چهارم شبیه “clee” تلفظ می‌شود.

    * من به طور مشخص یک میز کنار پنجره درخواست کرده بودم.
    * قاضی به طور واضح دلایلش برای دادن حکم سنگین به آن مرد را بیان کرد.
    * شیلا به طور مشخص درخواست کرد که فقط کوین موهایش را کوتاه کند.
    * می‌توانی به طور دقیق به من بگویی که چه چیزی می‌خواهی؟

     

    نکته: کلمه “خاص” با کلمه “مخصوص” ارتباط دارد. گاهی اوقات می‌توانید به جای “خاص” از “مخصوص” استفاده کنید:

    * آیا چیز خاصی مد نظرت است؟
    * آیا چیز مخصوصی می‌خواهی؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Spill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Spill به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Spill به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی می‌ریزد، یعنی از داخل ظرفش بیرون می‌آید و معمولاً روی زمین، وسایل، خیابان یا حتی روی افراد پخش می‌شود. این اتفاق بیشتر برای مایعات می‌افتد.

    میشل روی خودش آب ریخت.
    وقتی پیتر به فرش گیر کرد و زمین خورد، نوشیدنی‌ای که در دستش بود ریخت.
    یک نفر همه‌ی قهوه را روی زمین ریخت.
    سعی کن نریزی!
    مواظب باش آن را نریزی!
    دایان مقداری شراب روی میز پخش کرد.
    یک نفتکش در خلیج مکزیک نفت ریخت و آلودگی بزرگی ایجاد کرد.
    یک کامیون واژگون شد و شیرِ داخل آن در بزرگراه ریخت.

     
    کلمه‌ی «spill» گاهی به عنوان اسم هم به کار می‌رود:

    کارگران برای تمیز کردن محل نشت نفت، هر چه سریع‌تر به آن منطقه فرستاده شدند.
    نشت نفت به محیط‌زیست آسیب می‌زند.
    برای پاک کردن یک ریزش کوچک، یک سطل آب و یک تی لازم است.

     
    همچنین می‌توان از «spill» به شکل صفت نیز استفاده کرد:

    یک نفر باید تمام زباله‌هایی را که روی بزرگراه ریخته شده تمیز کند.
    رنگِ ریخته شده باید قبل از خشک شدن سریع پاک شود.
    در بسیاری از جایگاه‌های سوخت، بوی بنزینِ ریخته شده به مشام می‌رسد.

     
    عبارت‌هایی هم هستند که در آن‌ها از کلمه‌ی «spill» استفاده شده:

    توماس راز را فاش کرد و جشن غافلگیرانه را خراب کرد. (spill the beans = فاش کردن راز)
    مظنونِ جنایت، همه چیز را به پلیس گفت. (spill one’s guts = اعتراف کامل)
    در یک جنگ بی‌معنا، خون زیادی ریخته شد. (blood spilled = کشته یا زخمی شدن)
    گریه بر روی شیر ریخته فایده‌ای ندارد. (spilled milk = اشتباه کوچک)
    مقاله‌های زیادی درباره اشتباهات رئیس‌جمهور نوشته شده. (ink spilled = مطلب نوشتن)
    اسکی‌باز زمین خورد و پایش شکست. (take a spill = زمین خوردن و آسیب دیدن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Spit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Spit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Spit به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی از دهانتان خارج می‌شود – مثل غذا، آب یا بزاق – می‌توانید از فعل “spit” استفاده کنید. spit به معنای “تف کردن” است و معمولاً کاری است که به عمد انجام می‌دهید:

    spit / spit / spit

    مثلاً:
    مردی چیزی روی پیاده‌رو تف کرد.
    بچه مقداری از غذایش را تف کرد.
    کسانی که تنباکو می‌جوند، بعد از تمام شدن آن را بیرون می‌ریزند.
    یک معلم چند پسر را به دفتر مدیر فرستاد چون آن‌ها به سمت هم تف می‌کردند.
    تف کردن کار مودبانه‌ای نیست.
    آشناهای شراب، شراب را بعد از مزه‌کردن تف می‌کنند تا مست نشوند.

    علاوه بر این، چند عبارت هم وجود دارند که از کلمه “spit” در آن‌ها استفاده شده است:

    – “spit it out” یعنی هرچه را می‌خواهی بگو، راحت حرفت را بزن.
    مثلاً: چه حرفی داری می‌زنی؟ راحت بگو!

    – “spit into the wind” یعنی کاری بکنی که نتیجه‌اش به خودت برگردد.
    مثلاً: این وضعیت واقعاً غیرممکن است! انگار داری به باد تف می‌کنی.
    (اگر به سمت باد تف کنی، به خودت برمی‌گردد. از این عبارت برای موقعیت‌های دشوار استفاده کن.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Split به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Split به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Split به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی تقسیم می‌شود، به قسمت‌های مجزا از هم تبدیل می‌گردد. همچنین کاربرد این واژه در مواقعی که گروهی از افراد از هم جدا می‌شوند یا وقتی پیوندی میان دو نفر گسسته می‌شود، بسیار رایج است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    split

    تقسیم کردن

    spit

    تقسیم کرد

    split

    تقسیم کرده

    جنیفر و شوهرش چارلز در آستانه جدایی از یکدیگر هستند. (آنها در حال طلاق گرفتن هستند.)
    معلم، دانش‌آموزان کلاس را در چهار گروه جداگانه قرار داد. هر گروه از پنج نفر تشکیل شده بود.
    روندا و مری وقتی برای ناهار به رستوران رفتند، هزینه صورتحساب را بین خود به طور مساوی تقسیم کردند. (هر کدام نصف مبلغ را پرداخت کردند.)
    تیم نجات هنگام جستجو برای پیدا کردن بازماندگان حادثه بهمن، به گروه‌های متعددی تقسیم شد.
    کیسه‌های برنج بین افرادی که برای دریافت آن آمده بودند، پخش شد.
    می‌توانید یک کنده چوب را با تبر از وسط به دو نیم تقسیم کنید.

    راه‌های جالب دیگری هم برای استفاده از این کلمه وجود دارد:
    وقتی جورج خم شد، شلوارش از پهنا پاره شد. (یک پارگی بزرگ در قسمت پشت شلوارش ایجاد شد.)
    بعد از پخش این آهنگ بعدی، بهتر است از اینجا برویم. (split = ترک کردن؛ به جای دیگری رفتن.)
    یک خانه جدید با سطوح پلکانی در محله ما در حال ساخت است. (خانه پلکانی = خانه‌ای که در چهار یا پنج سطح مختلف ساخته شده)
    تری وقتی به دی‌ری کویین رفت، یک بستنی موزی سفارش داد. (بستنی موزی شامل بستنی وانیلی با سس شکلات، آناناس و توت‌فرنگی است. در دو طرف بستنی، یک موز از وسط به دو نیم شده قرار دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.