دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Soak به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Soak به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Soak به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی یا کسی کاملاً خیس می‌شود، یا وقتی چیزی برای مدت طولانی در آب قرار می‌گیرد، می‌توانید از کلمه «soak» استفاده کنید. در اینجا چند مثال از کاربرد آن به عنوان فعل آورده شده است:

    ماریا مقداری لوبیا سیاه را یک شب در آب خیساند.
    برای درست کردن چای، باید چای کیسه‌ای را چند دقیقه در آب بگذارید تا خیس بخورد.
    هکتور برای پاک کردن یک لکه، پیراهنش را در آب و صابون خیساند.
    اگر برای مدت طولانی در آب بمانید، پوست انگشتان دست و پایتان چروک می‌شود.
    هلن و دوستانش هنگام باران بیرون ماندند و کاملاً خیس شدند.
    قبل از شستن آن قابلمه، بگذارید مدتی در آب خیس بخورد.

     

    کلمه «soaking» معمولاً به صورت قید، پیش از کلمه «wet» به کار می‌رود:

    کفش‌هایم کاملاً خیس شده‌اند.
    زمین بعد از توفان، کاملاً خیس شد.
    بعد از چند روز بارندگی، زمین کاملاً خیس است. (در این جمله «soaked» به صورت صفت به کار رفته است.)

     

    همچنین می‌توانید از «soak» به عنوان اسم نیز استفاده کنید:

    بعد از توفان، زمین کاملاً خیس شد.
    مدت زیادی است که باران نباریده. به باغ به اندازه کافی آب بدهید تا خوب خیس بخورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Soap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Soap به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Soap به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما از صابون برای پاکیزه کردن خودمان و وسایلمان استفاده می‌کنیم. صابون هم انواع مختلفی دارد.

    تو برای حمام کردن از چه نوع صابونی استفاده می‌کنی؟
    صابون به شکل قالب، مایع در بطری یا پمپی در دسترس است.
    من باید یک قالب صابون برای داخل دوش حمام بخرم.
    شامپو در واقع یک نوع صابون مخصوص برای شستن موهاست.
    مایع ظرفشویی هم صابونی است که مخصوص شستن ظرف‌ها به کار می‌رود.
    پودر یا مایع لباسشویی نیز صابونی است برای شستن لباس‌ها.
    گاهی به بچه‌هایی که حرف‌های زشت می‌زنند، برای تنبیه با صابون دهانشان را می‌شویند.

     
    واژه “soapy” به معنی “صابونی” یک صفت است:

    می‌توان ظرف‌های کثیف را در آب صابونی خیساند.
    آب صابونی، کف تولید می‌کند.
    اگر آب صابونی داخل چشمتان برود، آن را می‌سوزاند.

     
    در پایان، به برنامه‌های تلویزیونی که داستان‌های دنباله‌دار و معمولاً احساسی دارند، “soap opera” یا “سریال آبکی” می‌گویند. دلیل این نامگذاری این است که در گذشته، شرکت‌های تولیدکننده صابون و محصولات پاک‌کننده، حامی مالی اصلی این برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی بودند و محصولات خود را بین پخش این برنامه‌ها تبلیغ می‌کردند.

    آیا تا به حال یک سریال آبکی تلویزیونی تماشا کرده‌اید؟
    در بعضی کشورها به این سریال‌ها “رمان تلویزیونی” می‌گویند.
    “همه فرزندان من” در گذشته یک سریال آبکی خیلی معروف بود.
    این سریال‌ها برای دهه‌ها برنامه‌های اصلی تلویزیون در طول روز بودند.
    امروزه برنامه‌های واقع‌نما و گفتگو محور، از سریال‌های آبکی محبوب‌تر شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sock به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sock به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Sock به فارسی با مثالهای کاربردی

    جوراب‌ها برای گرم نگه داشتن و محافظت از پاها استفاده می‌شوند.

    تام یک جفت جوراب به پا دارد.
    جوراب‌هایی که پوشیده است، همرنگ هستند.
    او جوراب‌هایش با هم جور هستند.
    او جوراب به پاهایش دارد.
    من معمولاً وقتی در خانه هستم جوراب می‌پوشم.
    به کسی که جوراب یا کفش به پا ندارد، پابرهنه می‌گویند.

     
    کلمه «sock» به عنوان فعل هم به کار می‌رود و معنای آن «ضربه زدن» یا «متحمل شدن یک چیز ناگهانی و سخت» است.

    اسکار یک ضربه به چشمش خورد.
    یک نفر به او مشت زد.
    یک طوفان بزرگ، ساحل شرقی را درگیر کرد.
    مردم ساحل شرقی، طوفان سختی را پشت سر گذاشتند.
    ما سال گذشته با افزایش ناگهانی مالیات مواجه شدیم.
    دولت واقعاً بار سنگینی را به دوش ما گذاشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Soggy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Soggy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Soggy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “soggy” یک صفت است که برای توصیف چیزی که کاملاً خیس شده و از آب یا مایعات دیگر اشباع شده، به کار می‌رود.

    زمین بعد از یک شب طولانی باران، خیس و نرم می‌شود.
    وقتی با دوچرخه در باران سنگین رکاب می‌زدم، لباس‌هایم سنگین و کاملاً خیس شده بود.
    لباس‌هایم خیسِ خیس بودند. (کلمه “sogging” یک صفت دیگر است که معمولاً قبل از “wet” می‌آید.)
    همه چیز بر اثر طوفان، خیسِ خیس شده بود.
    اگر غلات صبحانه را برای مدت طولانی در شیر رها کنید، کاملاً خیس و نرم می‌شود.
    بیشتر آدمها غلات خیسخورده را دوست ندارند.
    اندرو بیسکوییتش را توی شیر انداخت و کاملاً خیس شد.
    غذای خیس و نرم، دلچسب به نظر نمی‌رسد.
    این رشته‌های اسپاگتی بیش از حد خیس و نرم شده‌اند.
    سس پیتزای زیاد روی پیتزا می‌تواند باعث خیس شدن و نرمی خمیر آن شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به ترتیب الفبا، همراه با معنی و مثال مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Someday به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Someday به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Someday به فارسی با مثالهای کاربردی

    یادگیری قیدهای زمانی مثل now، tomorrow یا daily معمولاً برای زبان‌آموزان مشکل بزرگی نیست، اما یادگیری قیدهای نامشخص مانند someday به همین سادگی نیست.
    ما از someday برای اشاره به زمانی در آینده استفاده می‌کنیم که دقیقاً مشخص نیست. چقدر دور؟ این بستگی به موقعیت دارد، ولی معمولاً منظور زمانی است که خیلی دور به نظر می‌رسد.

    پسرم گفت که روزی از بنگلادش دیدن خواهد کرد.
    یک روز مبلمان جدید خواهیم گرفت.
    ما باید یک روز به آن رستوران جدید در مرکز شهر برویم.
    روزی انسان‌ها از مریخ دیدن خواهند کرد.
    گفتی به زودی به من زنگ می‌زنی، اما هرگز این کار را نکردی. (someday + soon = آینده نزدیک)
    روزی من ثروتمند خواهم شد.
    روزی صلح در جهان برقرار خواهد شد.

    توجه: کلمه “someday” از نظر ظاهری کمی شبیه “Sunday” است. هنگام تلفظ حرف “m” در “someday”، حتماً لب‌هایتان را به هم بفشارید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Something به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Something به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Something به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “something” یک جایگزین است برای اشاره به یک شیء، یک مفهوم یا یک حس، اما نه برای یک فرد. وقتی اسم چیزی را در انگلیسی نمی‌دانید، استفاده از این کلمه مناسب است:

    یه چیزی تو موهات هست.
    ما یک چیز عجیب تو خیابون دیدیم.
    هیلدا از مغازه یک چیزی خرید.
    یک اتفاقی برای ماشین ما افتاد.
    مایک یک چیزی خورد که مریضش کرد.
    دلت می‌خواد امروز کاری بکنیم؟
    من یک حرفی برای گفتن دارم.
    مشکلی هست؟

    به خاطر داشته باشید که از “something” در جمله‌های منفی استفاده نمی‌شود. در این مواقع، به جای آن از “anything” یا “nothing” استفاده می‌کنیم:

    هیچ مشکلی وجود ندارد.
    من هیچ حرفی برای گفتن ندارم.
    ماشین من هیچ مشکلی نداره.

    فرق “something” با “some things” این است که “something” را نمی‌توان به صورت جمع به کار برد. اما کلمه “thing” با اضافه شدن “s” جمع می‌شود. بنابراین گاهی “some” و “things” جدا از هم و به صورت دو کلمه استفاده می‌شوند:

    یک سری چیزها هست که از فروشگاه لازم دارم.
    من یک چیزی از فروشگاه لازم دارم.
    آنها در موزه چیزهایی دیدند که قبلاً هرگز ندیده بودند.
    آنها یک چیز جالب در موزه دیدند.
    رابرت چیزهایی گفت که الآن پشیمونه.
    رابرت یک چیزی گفت که الآن پشیمونه.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Somewhat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Somewhat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Somewhat به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “somewhat” یک قید است که معنایی مشابه “کمی” یا “تا حدی” دارد. ما از این کلمه استفاده می‌کنیم تا نشان دهیم یک حالت یا ویژگی به صورت کامل وجود ندارد، بلکه در اندازه کم و محدودی است.

    او تا حدودی از شغلش ناراضی است. (یعنی از کارش کمی ناراضی است.)
    او تا حدی ناراضی است.
    پرسش: آیا او از شغلش ناراضی است؟
    پاسخ: بله، تا اندازه‌ای.
    قوانین این بازی تا حدی سخت فهم هستند.
    ساختمان واقع در گوشه خیابان تا حدودی در حال خراب شدن است.
    انگلیسی که احمد صحبت می‌کند تا حدی فهمش دشوار است.
    مبلمانی که آن‌ها خریدند تا اندازه‌ای قیمت بالایی داشت.
    پدر و مادر جو تا حدی درباره نمرات مدرسه او نگران هستند.

     
    وقتی “somewhat” به صورت یک ضمیر به کار می‌رود، معمولاً بعد از آن از “of” و سپس یک اسم استفاده می‌شود.

    مهمانی که ما گرفتیم در نهایت تا حدی به یک فاجعه شبیه شد.
    رئیس او تا حدودی آدم بی‌ادبی است.
    این آپارتمان تا حدی به هم ریخته و نامرتب است.
    آن‌ها توانستند تا حدی به یک توافق برای خرید ساختمان برسند، اما این توافق یک قرارداد رسمی محسوب نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Soon به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Soon به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Soon به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “به زودی” برای اشاره به زمانی نزدیک در آینده استفاده می‌شود. مدت زمان دقیق آن بستگی به موقعیت دارد. “به زودی” ممکن است فقط چند دقیقه بعد باشد یا حتی چند سال بعد.

    * فیلم به زودی شروع می‌شود. (ممکن است فقط پنج دقیقه دیگر باشد.)
    * به زودی تو را می‌بینم. (ممکن است یک ساعت بعد یا چند روز بعد باشد.)
    * بیا به زودی یکدیگر را ببینیم. (ممکن است چند هفته دیگر باشد – یا شاید هم هیچ وقت. گاهی افراد هنگام خداحافظی این جمله را می‌گویند، بدون اینکه واقعاً قصد ملاقات دوباره داشته باشند.)
    * بیا به زودی این کار را تکرار کنیم. (این اتفاق خوب بود. دفعه بعدی می‌تواند هر زمانی در آینده باشد.)
    * خانه به زودی تکمیل می‌شود. (ممکن است دو ماه دیگر باشد.)
    * بچه‌ها به زودی به دانشگاه می‌روند. (ممکن است یک یا دو سال دیگر باشد. برای این کار آمادگی زیادی لازم است.)
    * به زودی، گریس بازنشسته می‌شود. (ممکن است سه یا چهار سال دیگر باشد.)
    * تام دیر کرده. هرچه زودتر به اینجا برسد، بهتر است. (این شکل مقایسه‌ای قید “به زودی” است و یک اصطلاح رایج است.)
    * نزدیک‌ترین پرواز به نیویورک چه ساعتی است؟ (این شکل عالی برای این صفت است.)

     
    کلمه “soon” در عبارت “as soon as” نیز به کار می‌رود که معنایی شبیه “وقتی” یا “به محض اینکه” دارد. بعد از “as soon as” باید فاعل و فعل بیاید.

    * به محض اینکه پدرت به خانه رسید، غذا می‌خوریم.
    * به محض رسیدن به من تلفن بزن.

     
    از “as soon as” معمولاً برای صحبت درباره مدت زمان نسبتاً کوتاه استفاده می‌شود:

    * این پروژه می‌تواند تا همین هفته آینده به پایان برسد. (این زمان کوتاهی به نظر می‌رسد.)
    * لازم است این را در سریع‌ترین زمان ممکن پست کنی.
    * لازم است این را A.S.A.P پست کنی. (A.S.A.P مخفف “در اسرع وقت” است و بسیار رایج است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Sore به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sore به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Sore به فارسی با مثالهای کاربردی

    حالتان امروز چطور است؟ آیا دیروز ورزش کردید؟ اگر پاسختان مثبت است، احتمالاً عضلاتتان کمی کوفته و دردناک شده‌اند. وقتی بدن شما با سرعت زیاد یا فشار زیاد حرکت می‌کند، فیبرهای عضلانی کمی دچار پارگی می‌شوند و سپس در زمان استراحت، دوباره ترمیم می‌شوند. این درد و کوفتگی در واقع نشانه خوبی است، هرچند ممکن است کمی آزاردهنده باشد. کلمه “sore” یک صفت است که برای توصیف این حالت به کار می‌رود:

    Jeff’s legs are sore because he ran a few miles yesterday.
    My back is sore. I did a lot of heavy lifting last weekend.
    Helen has a sore neck. She saw a movie from the front row of a movie theater last night, and now her neck hurts.

    پاهای جف درد می‌کند چون دیروز چند مایل دوید.
    کمرم درد می‌کند. آخر هفته گذشته خیلی وسایل سنگین بلند کردم.
    هلن گردن درد دارد. دیشب از ردیف اول سینما فیلم دید و حالا گردنش درد می‌کند.

     
    برخی از قسمت‌های بدن که معمولاً بر اثر استفاده بیش از حد یا بیماری دچار درد می‌شوند، عبارت‌اند از گلو، چشم‌ها و پاها:

    The teacher has a sore throat. She can barely speak today!
    My eyes are sore. I spent three hours reading legal documents online.
    Tom’s feet are sore and have blisters. He walked all around the city today.

    معلم گلو درد دارد. امروز به سختی می‌تواند حرف بزند!
    چشمانم درد می‌کند. سه ساعت آنلاین بودم و اسناد قانونی می‌خواندم.
    پاهای تام درد دارد و تاول زده. امروز تمام شهر را پیاده گشت.

     
    علاوه بر این، از کلمه sore می‌توان برای بیان ناراحتی از رفتار دیگران نیز استفاده کرد:

    Her supervisor is sore because she called in sick.
    Don’t get sore with me! It’s not my fault the computer doesn’t work.
    We feel a little sore because they didn’t invite us to their party. We invited them to ours, but they didn’t invite us to theirs.

    سرپرستش ناراحت است چون او به دلیل بیماری مرخصی گرفته.
    از من ناراحت نشو! تقصیر من نیست که کامپیوتر کار نمی‌کند.
    ما کمی ناراحتیم چون ما را به مهمانی‌شان دعوت نکردند. ما آن‌ها را به مهمانی خود دعوت کردیم، اما آن‌ها در مقابل ما را دعوت نکردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sorry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sorry به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Sorry به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید برای یک اشتباه یا رفتار نادرست عذرخواهی کنید، می‌توانید از کلمه “متاسفم” استفاده کنید.

    * ببخشید، من اشتباه کردم.
    * اوه! معذرت می‌خواهم.
    * متاسفم که صندلی شما را شکستم.
    * دن گفت که به خاطر بی‌ادبی‌اش متاسف است.
    * آنجلا گفت به خاطر تأخیرش پوزش می‌خواهد.
    * آن مرد امتناع کرد که عذرخواهی کند یا بگوید متاسف است.
    * چرا نمی‌تواند فقط بگوید متاسفم؟
    * آیا از کاری که انجام دادی پشیمانی؟
    * بهتر است بگویی متاسفم.

     

    همچنین برای بیان ناراحتی، همدردی یا تسلیت نیز می‌توانید از کلمه “sorry” استفاده کنید.

    * دانش‌آموزان از بسته شدن مدرسه‌شان ناراحت هستند.
    * از شنیدن خبر کشته‌شدگان در آن حادثه متأسفیم.
    * خیلی متأسفم که چنین اتفاقی برای مادرتان افتاده. (کلمه “sorry” معمولاً برای تسلیت به دوستان و نزدیکان فرد درگذشته به کار می‌رود.)

     

    اگر حرف کسی را نشنیده‌اید و می‌خواهید آن را دوباره بشنوید، می‌توانید از “sorry” استفاده کنید:

    * ببخشید، متوجه نشدم چه گفتید.
    * معذرت می‌خواهم، می‌شوید دوباره بگویید؟
    * ببخشید؟

     

    گاهی از “sorry” برای بیان انتقاد یا تحقیر یک فرد یا موقعیت استفاده می‌شود:

    * تو واقعاً نمونهٔ تأسف‌باری از یک انسان هستی.
    * این یک وضعیت بسیار اسف‌انگیز است.
    * اجرای بسیار ضعیفی بود.
    * یک کیک شکلاتی کوچک و نچسب وسط میز بود که نادیده گرفته شده و زیر سایهٔ سایر دسرها قرار داشت.
    * آن زن جوان نمایش خجالت‌آوری از خودش به نمایش گذاشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.