دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Shall به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shall به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Shall به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “shall” یک فعل کمکی است که شبیه به “should” و “will” عمل می‌کند. این کلمه خیلی رایج نیست، اما در بعضی موقعیت‌های خاص و عبارت‌های پرکاربرد دیده می‌شود. همچنین “shall” یکی از کلمه‌هایی است که انگلیسی آمریکایی را از انگلیسی بریتانیایی متمایز می‌کند. در کشورهایی که انگلیسی بریتانیایی صحبت می‌شود، استفاده از “shall” بسیار متداول‌تر است.
    اگر در آمریکا بشنوید که از “shall” استفاده می‌شود، معمولاً در جمله‌هایی مانند این‌ها به کار می‌رود:

    Where shall we go?
    What shall we do today?
    Shall we go?
    Shall we? (این عبارت کوتاه‌شده‌ی “Shall we go?” است، اما ممکن است برای دعوت کسی به انجام کاری هم استفاده شود.)


    گاهی از “shall” برای بیان عزم و اراده در انجام کاری استفاده می‌شود، به ویژه در سخنرانی‌ها یا متن‌های رسمی:

    We shall succeed in this struggle.
    It shall take years to reach this goal, but in the end, it shall be done.
    We shall overcome!


    کلمه “shall” در نسخه‌های قدیمی کتاب مقدس، مانند نسخه پادشاه جیمز (منتشر شده در سال ۱۶۰۵) نیز دیده می‌شود. از آنجا که کتاب مقدس معمولاً توسط محققان و علاقه‌مندان نقل می‌شود، ممکن است با عبارت‌هایی مانند این از ده فرمان (که در دین یهودیت و مسیحیت اهمیت دارد) روبرو شوید:

    Thou shalt not kill. (shalt = shall; thou = you)
    Thou shall have no other gods before me. (God is the one and only. Worship no other!)
    Thou shalt not steal.


    علاوه بر این، در اسناد قانونی و قراردادها، از “shall” برای بیان تعهد یا وظیفه‌ی قانونی استفاده می‌شود. بعضی از حقوقدانان معتقدند این کاربرد دیگر قدیمی شده است، اما همچنان ممکن است در قراردادها و توافق‌نامه‌ها با آن مواجه شوید:

    The Lessor shall provide to the Lessee a minimum of 60 days notice prior to the termination of the lease.
    The buyer shall allow the seller of the property twenty-four hours to vacate the premises after the closing date.
    The President in every possible instance shall consult with Congress before introducing United States Armed Forces into hostilities or into situations where imminent involvement in hostilities is clearly indicated by the circumstances. (50 U.S. Code 1542)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Shame به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shame به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Shame به فارسی با مثالهای کاربردی

    احساس شرم، یعنی وقتی از رفتاری که انجام داده‌ای یا موقعیتی که در آن قرار گرفته‌ای، خجالت‌زده باشی و احساس ناخوشایندی داشته باشی.

    سرخ شدن صورت روی، نشان داد که از کار خود شرمسار است.
    تاد با رفتن به زندان به جرم فروش مواد مخدر، باعث سرافکندگی خانواده‌اش شد.
    وکیل در برابر سالن دادگاه پر از جمعیت، کاری کرد که متهم از کار خود شرمنده شود و به گناهش اعتراف کند.
    اگر کسی اصلاً نتواند شرم را حس کند، یعنی وجدانش چندان فعال نیست.
    دور ریختن غذا واقعاً جای تاسف دارد.
    تاسف‌آور است که دنیا گاهی افراد نیازمند را نادیده می‌گیرد و به آن‌ها پشت می‌کند.

    کلمه “shame” را می‌توان به عنوان یک فعل نیز استفاده کرد. شرمسار کردن کسی یعنی رفتار نادرست او را به طور علنی نشان دهی تا خجالت‌زده شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    shame

    شرمنده کردن

    shamed

    شرمنده کرد

    shamed

    شرمنده

    خانم جانسون با اشاره به رفتار نادرست یک دانش‌آموز پسر در برابر یک دانش‌آموز دختر، باعث شد او احساس شرمندگی کند.
    آن دانش‌آموز از طرف معلم خود شرمسار شد. (این جمله به شکل مفعولی نوشته شده است.)
    فیلیس با شنیدن نظر کسی درباره میزان غذایی که می‌خورد، احساس کرد به خاطر وزنش تحقیر شده است.
    بعضی افراد در توییتر دیگران را به شکل عمومی خجالت‌زده می‌کنند.

    کلمهٔ “ashamed” صفتی است که احساس شرمندگی یک فرد را بیان می‌کند:
    معلم به جو گفت که باید از رفتارش خجالت بکشد.
    جو از خودش احساس شرمندگی می‌کند.
    او از کاری که انجام داده خجالت‌زده است.

    کلمهٔ “shameful” (شرم‌آور) نیز صفتی است که برای توصیف یک وضعیت یا اتفاق به کار می‌رود:
    جای تاسف است که توجه کمی به نیازهای نیازمندان می‌شود.
    راه‌پیمایی طرفداران برتری نژاد سفید، نمایشی شرم‌آور از نفرت و نژادپرستی بود.
    رهبران شهر به شکل شرم‌آوری از مشکلاتی که یک کارخانه محلی ایجاد کرده بی‌خبر هستند. (کلمهٔ “shamefully” به صورت قید به کار رفته است.)

    عبارت‌های رایجی وجود دارند که از کلمهٔ “shame” استفاده می‌کنند:
    ـ این واقعاً جای تاسف دارد. (یعنی وضعیت بدی است و برای آن فرد یا شرایط احساس ناراحتی می‌کنیم.)
    ـ چه افتضاحی! (یعنی شرایط بسیار بد و زیان‌باری است.)
    ـ شرم بر تو! (یعنی رفتارت ناپسند بوده است.)
    ـ یک بار مرا فریب بده، تقصیر توست. دومین بار مرا فریب بده، تقصیر من است. (یعنی باید پس از اولین فریب، می‌آموختم که به تو اعتماد نکنم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Share به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Share به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Share به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “share” معمولاً وقتی استفاده می‌شود که چند نفر چیزی را با هم دارند، یا وقتی یک نفر چیزی دارد و آن را در اختیار دیگری قرار می‌دهد تا از آن استفاده کند یا آن را داشته باشد. در این جمله‌ها و پرسش‌ها، “اشتراک” به عنوان یک فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    share

    به اشتراک گذاشتن

    shared

    به اشتراک گذاشت

    shared

    به اشتراک گذاشته شده است

    باب غذای خود را با مارتا قسمت کرد چون مارتا یادش رفته بود برای خودش غذا بیاورد.
    مادر به پسرش گفت اسباب‌بازی‌هایی را که با خود به ساحل آورده است با بقیه بچه‌ها شریک شود.
    من چیزهایی می‌دانم که دوست دارم با شما در میان بگذارم.
    بیل و رزا کارهای آشپزی و تمیزکاری خانه را بین خود تقسیم کرده‌اند.
    هر دو راننده‌ای که در حادثه نقش داشتند، در قبال آن مسئول شناخته شدند.

    می‌شود یک کتاب را به صورت مشترک استفاده کرد؟ من به تعداد همهٔ دانش‌آموزان کتاب ندارم.
    اشکالی ندارد اگر با هم شریک شویم؟
    قسمت کردن چیزها با دیگران حس خوبی به آدم می‌دهد.

    **در این بخش، «سهم» به عنوان یک اسم به کار رفته است:**
    بخش بزرگی از درآمدش صرف پرداخت اجاره‌خانه می‌شود.
    سهم بیشتری از کارمندان الآن ترجیح می‌دهند با دوچرخه به سر کار بروند.
    در مقایسه با گذشته، تعداد بسیار کمتری از مردم آمریکا با اختلاط نژادی مخالفند.
    دن مالک چند صد سهم از شرکت کوکاکولا است. (کسانی که در بورس سرمایه‌گذاری می‌کنند، در مالکیت شرکت‌های سهامی عام شریک می‌شوند. به این مشارکت، «سهام» می‌گویند. بیشتر آمریکایی‌ها به نوعی صاحب سهام هستند.)

    **واژهٔ «مشترک» در اینجا به عنوان صفت استفاده شده است:**
    وجود ارزش‌های مشترک است که رابطهٔ آن‌ها را محکم نگه می‌دارد.
    مردم آن کشور باورها و اعتقادات مشترکی دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Shark به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shark به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Shark به فارسی با مثالهای کاربردی

    کوسه یک حیوان شکارچی و نوعی ماهی بزرگ است که به خاطر طبیعت درنده‌اش معروف شده است.

    این ماهی‌ها معمولاً با باله پشتی بزرگی که روی آب دیده می‌شود، قابل تشخیص هستند. کوسه‌ها به خاطر مهارت فوق‌العاده در شکار، هم ترسناک هستند و هم مورد تحسین قرار می‌گیرند. البته باید به یاد داشته باشیم که آنها هم مانند هر موجود زنده‌ای نیاز به غذا دارند و در بالای زنجیره غذایی قرار گرفته‌اند. غذای اصلی آنها را ماهی‌های دیگر یا پستانداران دریایی مثل فک و شیر دریایی تشکیل می‌دهد. کوسه‌ها به ندرت سراغ انسان‌ها می‌روند، اما گاهی ممکن است به یک شناگر تنها حمله کنند.

    گاهی از کلمه “کوسه” برای توصیف آدم‌ها نیز استفاده می‌شود. مثلاً:

    – **کوسه وام‌دهی (Loan Shark)**: به کسی گفته می‌شود که با بهره بسیار بالا به دیگران وام می‌دهد. اگر کسی نتواند از بانک یا مؤسسات معتبر وام بگیرد، ممکن است سراغ چنین شخصی برود. این افراد معمولاً برای پس گرفتن پولشان بسیار تهاجمی عمل می‌کنند. بهتر است هرگز از یک کوسه وام‌دهی پول قرض نکنید.

    – **کوسه بازی ورق (Card Shark)**: به فردی گفته می‌شود که در بازی‌های ورق مثل پوکر، بسیار ماهر است. این افراد معمولاً برای پول بازی می‌کنند و دیگران را ترغیب می‌کنند تا شرط‌های بزرگی در بازی ببندند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Sharp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sharp به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Sharp به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «تیز» باشد، یعنی لبه، تیغه یا نوکی دارد که می‌تواند چیزی را ببرد، پاره کند یا سوراخ کند.

    اغلب چاقوها تیز هستند. (شکل جمع کلمهٔ «چاقو» را «چاقوها» می‌گوییم.)
    تیغ‌های ریش‌تراشی بسیار تیز هستند.
    قیچی باید تیز باشد تا بتواند اجسام را به‌راحتی ببرد.
    شیشهٔ شکسته لبه‌های تیزی دارد که اگر کسی روی آن پا بگذارد، می‌تواند باعث زخمی شدن شود.
    میخ‌های تیز و سوزن‌های ته‌گرد چیزهای نرم یا بادکرده را سوراخ می‌کنند.

     
    گاهی هم از کلمهٔ «تیز» برای توصیف چیزهای دیگر استفاده می‌کنیم.

    کسی که ذهن تیزی دارد، بسیار باهوش است.
    کسی که زبان تیزی دارد، معمولاً با زیرکی و حاضر جوابی حرف می‌زند.
    یک نظر تند یا پاسخ تیز ممکن است کوتاه، اما اثرگذار باشد.
    یک مرد با کت و شلوار شیک، می‌تواند خیلی خوش‌تیپ و مرتب به نظر برسد.
    یک خودرو می‌تواند پیچ تندی به چپ یا راست بزند.

     
    کلمهٔ «به‌طور تند» یا «تیز» به صورت قید هم به کار می‌رود:

    خودرویی که با سرعت بالا حرکت می‌کند، در صورت پیچیدن ناگهانی به چپ یا راست ممکن است واژگون شود.
    کسی که با لباسِ بسیار مرتب در جمع حاضر شود، در میان دیگران جلوه می‌کند.
    اگر کسی تمام تمرکز خود را روی یک هدف بگذارد، می‌تواند به آن برسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sheep به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sheep به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Sheep به فارسی با مثالهای کاربردی

    گوسفند حیوانی اهلی است که معمولاً در مزرعه زندگی می‌کند و به خاطر پشم و گوشتش پرورش داده می‌شود. شکل جمع این کلمه در انگلیسی با اضافه کردن «s» ساخته نمی‌شود؛ مثلاً می‌گوییم: یک گوسفند (a sheep)، دو گوسفند (two sheep) و سه گوسفند (three sheep).

    ما در حین رانندگی در بزرگراه چند گوسفند دیدیم.
    کشاورزان گوسفندهایشان را به نمایشگاه ایالتی می‌آورند تا در مسابقه‌ها شرکت کنند و جایزه بگیرند.
    صدای گوسفند به این شکل است: baaaa.
    گوشت گوسفند را «گوشت گوسفند» می‌نامند.
    پوشش بدن گوسفند پشم نام دارد که از آن برای تولید لباس‌های گرم زمستانی استفاده می‌شود.
    به گروه گوسفندها «گله» گفته می‌شود. فردی که از گله نگهداری می‌کند «چوپان» نامیده می‌شود.
    به بچه گوسفند «بره» می‌گویند.
    گوسفندها حیواناتی آرام و رام هستند که به آسانی هدایت می‌شوند. گاهی افراد را به گوسفند تشبیه می‌کنند تا بگویند بدون فکر از دیگران پیروی می‌کنند.
    در تقویم چینی، سال ۲۰۱۵ سال گوسفند بود.
    اگر شب‌ها مشکل به خواب رفتن دارید، یک راه قدیمی این است که در ذهنتان گوسفندها را بشمارید.*

    *توجه: این روشی است که معمولا برای افرادی که نمی توانند بخوابید ذکر شده است. گوسفندها یکی یکی تصور و شمارش می شوند. این قرار است باعث خواب آلودگی شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Shelf به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shelf به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Shelf به فارسی با مثالهای کاربردی

    قفسه محلی است برای نگهداری یا نمایش وسایل. ما قفسه‌ها را در مکان‌های مختلفی مثل خانه‌ها، مغازه‌ها، ادارات و مدرسه‌ها می‌بینیم.

    وقتی مردم برای خرید به فروشگاه می‌روند، کالاها را از روی قفسه برمی‌دارند.
    فروشگاه‌ها ترجیح می‌دهند قفسه‌هایشان همیشه پر از کالا باشد. (پر از کالا = خالی نباشد)
    اگر یک محصول مشکل داشته باشد یا آلوده شده باشد، از روی قفسه‌ها جمع‌آوری می‌شود. (جمع‌آوری می‌شود = برداشته می‌شود)
    برای دسترسی به قفسه‌های بلند، ممکن است لازم باشد از یک چهارپایه استفاده کنید.
    برای برداشتن وسیله‌ای از قفسه‌های کوتاه، ممکن است فرد مجبور شود خم شود یا روی زانوهایش بنشیند.
    قفسه کتاب، مخصوص چیدن و نگهداری کتاب‌ها است.
    در حمام، معمولاً حوله‌ها را داخل قفسه می‌گذارند.
    ما یک مجموعه قفسه از فروشگاه ایکیا خریدیم تا کتاب‌ها و چیزهای دیگرمان را در خانه مرتب کنیم.
    من در محل کارم چند قفسه نصب کردم تا بتوانم اسناد مهم، نامه‌ها و پروژه‌های مختلف را به خوبی مرتب و منظم کنم.

     
    عبارت «مدت ماندگاری» یا «عمر قفسه‌ای» برای محصولاتی به کار می‌رود که کیفیت خود را فقط برای یک دوره زمانی محدود حفظ می‌کنند.

    شیر مدت ماندگاری کوتاهی دارد.
    محصولات کنسروی مدت ماندگاری طولانی دارند.
    به دلیل ماندگاری کوتاه گوشت، باید بلافاصله پس از خرید، آن را منجمد کرد یا استفاده نمود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Shift به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shift به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Shift به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه “شیفت” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، معنای آن جابه‌جا شدن یا تغییر دادن است. همچنین این کلمه وقتی به کار می‌رود که راننده دنده ماشین یا دوچرخه را عوض می‌کند.

    ما مقداری پول از یک حساب بانکی به حساب دیگر جابه‌جا کردیم.
    جهت وزش باد از سمت جنوب به جنوب شرقی در حال تغییر است.
    دیوید همیشه وقتی از این جادهٔ شیب‌دار بالا می‌رود، دنده ماشینش را به دندهٔ پایین‌تر تغییر می‌دهد.
    من در هنگام دوچرخه‌سواری زیاد دنده عوض می‌کنم.
    شرکت در حال جابه‌جایی تعدادی از کارمندان از شیفت بعدازظهر به شیفت عصر است.
    ما باید مقداری از بار کامیون را جابه‌جا کنیم تا وزن به‌طور یکنواخت پخش شود.

     
    اما وقتی “شیفت” به عنوان اسم به کار می‌رود، معنای تغییر یا جابه‌جایی می‌دهد، علاوه بر این برای اشاره به زمان کاری در بعضی شغل‌ها نیز استفاده می‌شود. برخی شرکت‌ها و سازمان‌ها به صورت ۲۴ ساعته فعال هستند و ساعت کاری را به سه بخش مساوی تقسیم می‌کنند: شیفت روز، شیفت عصر و شیفت شب.

    جان در شیفت دوم از ساعت ۳ بعدازظهر تا ۱۱ شب کار می‌کند.
    گاهی همسرش در شیفت شب از ساعت ۱۱ شب تا ۷ صبح کار می‌کند.
    بیشتر کارکنان، شیفت روز از ۷ صبح تا ۳ بعدازظهر را ترجیح می‌دهند.
    جان در حال تغییر مسیر شغلی و ورود به یک حرفهٔ جدید است.
    آیا متوجه تغییر ناگهانی جهت باد شدی؟
    تصمیم اخیر دادگاه عالی ایالات متحده، نشان‌دهندهٔ یک تغییر اساسی در نحوهٔ عملکرد کسب‌وکارها و دولت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ship به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ship به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Ship به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه ship به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، منظور فرستادن چیزی از طریق پست است. در واقع شما یک بسته یا یک شیء نسبتاً بزرگ را ارسال می‌کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    ship

    فرستا دن

    shipped

    حمل می شود

    shipped

    فرستا ده

    هزینه فرستادن یک دوچرخه از نیویورک به لس‌آنجلس چقدر می‌شود؟

    شرکتی که لری در آن کار می‌کند، محصولاتش را به کشورهای مختلف جهان می‌فرستد.

    باب لازم است یک بسته را با روش تحویل فوری (یک‌شبه) ارسال کند.

    آنها پسرشان را به یک مدرسه نظامی فرستادند چون به نظم بیشتری نیاز داشت. (می‌توانید از فعل “ship” برای اشخاص هم استفاده کنید.)

    کارت‌های ویزیتی که سفارش دادیم رایگان بودند، اما مجبور شدیم ده دلار برای هزینه ارسال بپردازیم. (اسم فعل “ship” به صورت “shipping” به کار می‌رود.)

    هزینه‌های ارسال و بسته‌بندی، مبلغ زیادی به هزینه خرید ما اضافه کرد.

    یک محموله جدید از کاغذ به دستمان رسید. (کلمه “shipment” هم یک اسم است.)

    محموله‌ای که در اسکله است، آماده است تا بارگیری و به مقصد برسد.

    کلمه “ship” برای توصیف یک قایق بزرگ هم استفاده می‌شود.

    کشتی‌های بزرگ از اقیانوس‌ها عبور می‌کنند.

    بعد از اینکه مسافران سوار کشتی شدند، کشتی به سمت مقصد بعدی خود حرکت کرد. (“set sail” به معنای شروع سفر به یک مکان است.)

    بارها و کالاها در سرتاسر جهان توسط شناورها و کشتی‌های بسیار بزرگ جابه‌جا می‌شوند.

    یک “ship” در فضا هم پرواز می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Shoot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shoot به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Shoot به فارسی با مثالهای کاربردی

    هدف گرفتن یعنی اینکه قصد داری به چیزی برسی یا کاری را انجام دهی. این کلمه معمولاً وقتی به کار میرود که از اسلحه، دوربین یا در ورزش‌هایی که برای کسب امتیاز باید چیزی را نشانه روی کنی، استفاده می‌کنی.

    ساده گذشته فعل ماضی
    shoot

    شلیک کردن

    shot

    شلیک کرد

    shot

    شلیک کرده

    وقتی کلمه‌ای به صورت اسم به کار می‌رود، به شکل “shot” نوشته می‌شود. باید بتوانید تفاوت بین اسم و شکل گذشته فعل را تشخیص دهید، چون هر دو ظاهری یکسان دارند: shot.

    مثال در زمان حال:
    او با تفنگ شلیک می‌کند.
    او یک شلیک انجام می‌دهد.

    این جملات در زمان گذشته هستند:
    او یک تیر شلیک کرد.
    او به سمت هدف شلیک کرد.

    بازیکنان بسکتبال سعی می‌کنند توپ را وارد حلقه کنند.
    آن‌ها به سمت حلقه شوت می‌زنند.
    می‌توانید با دوربین عکس بگیرید.
    با یک دوربین دیجیتال می‌توانید عکس‌های خوبی ثبت کنید.
    یک مدل در زمان عکاسی ژست می‌گیرد. (در این جمله، کلمه “shoot” به عنوان اسم به کار رفته است. عکاسی به دوره‌ای گفته می‌شود که در آن عکاس از سوژه‌ها عکس می‌گیرد.)

    این جملات در زمان حال کامل هستند:
    او امروز از صحنه‌های زیادی فیلم گرفته است.
    او چند عکس بسیار خوب ثبت کرده است.

    وقتی پزشک یا پرستار آمپول می‌زند، از کلمه “shot” به عنوان اسم استفاده می‌شود:
    او می‌خواهد به یک بیمار آمپول بزند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.