دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Sick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sick به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Sick به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “بیمار” برای صحبت در مورد بیماری استفاده می‌شود، چه بیماری جدی باشد و چه جزئی:

    دیگو امروز در خانه مانده چون بیمار است.
    درنشا به نظر می‌رسد که مریض است.
    ادوین مدت زیادی بیمار بود، اما بعد خوب شد.
    ترزا به خاطر تماس زیاد با تشعشع بیمار شد.
    آن را نخور. حالت را بد می‌کند.
    فکر کنم دارم مریض می‌شوم.

     
    گاهی از کلمه “بیمار” همراه با افعال “است” یا “می‌شود” استفاده می‌کنیم تا حالت تهوع یا استفراغ را نشان دهیم:

    اسکار وقتی روی قایق بود، حالتش بد شد.
    ریچل دیشب در مهمانی حالتش بد شد.
    فکر کنم می‌خواهم بالا بیاورم.
    یک نفر همه کف حمام را کثیف کرد.
    اگر حس می‌کنی حالتان خوب نیست، امروز به مدرسه نرو.

     
    کلمه “بیمار کردن” یک فعل است:

    چند کودک با یک ویروس بیمار شدند. (این جمله به شکل مفعولی بیان شده.)
    مرغ به سالمونلا آلوده بود و همه کسانی که آن را خوردند، بیمار شدند.
    ویروس اچ‌آی‌وی مردم سراسر جهان را بیمار می‌کند.
    از فکر خوردن گوشت خام، حالم بد می‌شود. (کلمه “بیمار” در این جمله نقش صفت دارد.)

     
    کلمه “بیماری” یک اسم است:

    بیماری روی حضور دانش‌آموزان در مدرسه تأثیر گذاشته است.
    بیماری باعث کاهش کارایی در آن شرکت شده است.
    آن زن از یک بیماری روانی رنج می‌برد.

     
    از کلمات “بیمار” و “بیمارکننده” همچنین برای توصیف رفتار یا اتفاق ناپسند استفاده می‌شود:

    این کار خیلی زشت است.
    او ذهن بیمار دارد.
    او آدم عجیب و بیمارگونه‌ای است.
    چه آدم پلید و منحرفی است که به یک حیوان چنین کاری می‌کند؟
    این واقعاً مشمئزکننده است.
    جنایت آن مرد در حق خانواده‌اش بسیار هولناک بود.
    این واقعاً ناراحت‌کننده است که همه در شرکت برای رئیس چاپلوسی می‌کنند.
    دیدن تخریب آن ساختمان قدیمی و زیبا واقعاً دل‌خراش است.

     
    اخیراً در زبان عامیانه آمریکایی، کلمه “بیمار” معنای جدیدی پیدا کرده است. گفتن “بیمار است” ممکن است به معنی “خیلی جالب و فوق‌العاده” باشد:

    چه عالی! (خیلی چشمگیر است!)
    آن ماشین تسلا واقعاً محشر است! (خیلی باحال است!)
    این آهنگ خیلی قوی است. (آهنگ خوبی است.)
    به این ریتم عالی گوش بده.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Sight به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sight به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Sight به فارسی با مثالهای کاربردی

    بینایی شما چطور است؟ آیا چشمانتان خوب می‌بینند؟ کلمه «بینایی» برای توصیف توانایی دیدن افراد به کار می‌رود. آیا می‌توانید بدون عینک، اشیا را به وضوح ببینید؟ اگر پاسخ مثبت است، پس بینایی خوبی دارید.

    اگر کسی بینایی خود را از دست بدهد، نابینا محسوب می‌شود و برای حرکت در محیط، معمولاً از عصا یا سگ راهنما کمک می‌گیرد.

    این کلمه همچنین برای اشاره به چیزهایی که می‌بینیم نیز استفاده می‌شود:

    وقتی تام در تعطیلات به مصر رفت، از مکان‌های دیدنی زیادی بازدید کرد. او برنامه‌ی گشت و گذار زیادی داشت. (سایت‌سیینگ به معنای بازدید از مکان‌های معروف و عکس‌برداری از آن‌ها است.)


    عبارات و اصطلاحاتی که از این کلمه استفاده می‌کنند نیز زیاد هستند:

    – گلف‌باز توپ را آنقدر دور زد که از دیدرس خارج شد. (out of sight = فاصله بسیار زیاد)
    – اهداف ما در مرز دستیابی هستند. (within sight = فاصله یا زمان کم)
    – دیدنتان باعث خوشحالی است. (You’re a sight for sore eyes = از دیدن شما خوشحالم.)
    – مهمانی دیشب واقعاً فوق‌العاده بود. (out of sight = بسیار عالی – این اصطلاح در دهه ۶۰ میلادی رایج بود و شاید امروز همه از آن استفاده نکنند، اما ممکن است بشنوید.)
    – دور از چشم، دور از دل. (اگر چیزی را نبینیم، به آن فکر نمی‌کنیم یا نگرانش نیستیم.)
    – آن‌ها چیزهای واقعاً مهم زندگی را فراموش کرده‌اند. (lose sight of = فراموش کردن یا نادیده گرفتن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sign به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sign به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Sign به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “نشانه” را می‌توان هم به عنوان یک کارواژه (فعل) و هم به عنوان یک نام در توصیف شیوه‌های برقراری ارتباط به کار برد. وقتی “نشانه” به صورت فعل استفاده می‌شود، منظور این است که فردی گواهی بر موافقت خود ارائه می‌دهد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sign

    امضا کردن

    signed

    امضا کرد

    signed

    امضا کرده

    جاناتون اسمش را روی یک قرارداد اجاره نوشت.
    من هم وقتی با کارت بانکی خرید می‌کنم، اسم خود را امضا می‌کنم.
    وقتی شما یک قرارداد را امضا می‌کنید، این امضا باعث می‌شود که آن قرارداد رسمی و لازم الاجرا شود.

    اما کلمه “sign” به عنوان اسم هم معناهای مختلفی دارد:

    اگر دو انگشت خود را باز کنید و در هوا نگه دارید، این یک “علامت صلح” است.
    علامت صلح می‌تواند به شکل یک نماد جهانی هم باشد که همه در دنیا آن را می‌شناسند.
    گاهی تابلوهای مغازه‌ها نشان می‌دهند که آنجا حراجی برگزار می‌شود.
    تابلوهای روی در فروشگاه‌ها به مشتریان می‌گویند که مغازه باز است یا بسته.
    بعضی تابلوها به مردم می‌گویند که چه کاری مجاز است و چه کاری ممنوع.
    علامت دلار آمریکا به شکل حرف “S” است که یک خط عمودی از وسط آن رد شده است.
    یک “علامت” می‌تواند نشانه یک بیماری مثل سرطان باشد، یا حالتی که ممکن است به حمله قلبی منجر شود.
    مثلاً سرگیجه ممکن است یک نشانه یا علامت باشد که به فرد هشدار می‌دهد ممکن است دچار حمله قلبی شود.
    بعضی افراد به رویدادهای طبیعت یا زندگی خود به عنوان نشانه‌ای از طرف خدا نگاه می‌کنند.
    سؤال اینجاست: آیا یک طوفان بزرگ، نشانه‌ای از سوی خداست، یا فقط یک پدیده طبیعی دیگر؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Silence به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Silence به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Silence به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی سکوت برقرار است، یعنی چیزی یا کسی بی‌صدا است. در مثال‌های زیر از کلمه «سکوت» به عنوان اسم استفاده شده است:

    سکوت در کلاس درس به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا در زمان امتحان بهتر تمرکز کنند.
    دیوید نمی‌توانست سکوت آپارتمانش را تحمل کند، برای همین تلویزیون را روشن کرد.
    سکوت شب با صدای یک جغد شکسته شد.
    کارکنان کلیسا از مراجعان خواستند در طول مراسم سکوت را رعایت کنند.
    کتابخانه جایی است که سکوت در آن یک قاعده معمول است.
    سکوت، کرکننده بود. (این یک اصطلاح است. گاهی سکوت بیش از حد، می‌تواند ناراحت‌کننده باشد.)

     
    در این جملات از «سکوت» به صورت فعل استفاده شده است:

    از بازدیدکنندگان کلیسا خواسته شد تلفن‌های همراه خود را در حالت بی‌صدا قرار دهند.
    منتقدان طرح حمل‌ونقل عمومی، وقتی متوجه شدند که این طرح هزینه‌ها را کم می‌کند، ساکت شدند.

     
    شکل صفتی این کلمه «ساکت» است.

    همه وقتی فهمیدند یکی از همکلاسی‌ها فوت کرده، ساکت شدند.
    از بچه‌ها خواسته شد در طول نمایش ساکت باشند.
    لطفاً در زمان برگزاری مراسم، سکوت را حفظ کنید.

     
    قید این کلمه «بی‌صدا» است.

    یک مار در حالی که به شکار خود نزدیک می‌شد، بی‌صدا درون علف‌ها حرکت می‌کرد. (شکار = حیوانی که خورده می‌شود)
    سوگواران در حالی که آخرین احترامات خود را به رئیس‌جمهور فوت شده می‌گذاشتند، بی‌صدا از کنار تابوت عبور کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Silly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Silly به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Silly به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید رفتارها یا فکرهایی را توصیف کنید که خنده‌دار، مسخره یا بی‌معنی هستند، از کلمه «silly» به معنی «احمقانه» استفاده کنید.

    دختر کوچولو برای برادرش شکلک‌های احمقانه درمی‌آورد.
    رفتارش احمقانه بود.
    جیکوب پسر احمقانه‌ای است.
    کارهای احمقانه‌ی زیادی انجام می‌دهد.
    بچه‌ها دوست دارند آهنگ‌های احمقانه بخوانند.
    همچنین تعریف کردن جوک‌های احمقانه برای هم را خیلی دوست دارند.
    آن مرد کلی فکر احمقانه دارد.
    اصلاً آدم جدی نیست — فقط دارد مسخره‌بازی درمی‌آورد.
    اینها فقط یک مشت حرف بی‌سر و ته و احمقانه است.
    این که خیلی احمقانه است.
    دیگه بس کن، اینقدر مسخره بازی نکن.
    احمقانه حرف نزن. (این جمله معمولاً پاسخی است به حرفِ بی‌اساس کسی.)
    داگ، کنار آدم‌هایی که همیشه در حال مسخره‌بازی هستند، راحت نیست.
    بعضی داروها باعث می‌شوند آدم احساس کند کمی حالتِ احمقانه پیدا کرده.

     
    کلمه «silliness» به معنی «حماقت» یک اسم است.

    حماقتِ بیل، در محل کار برایش دردسر درست کرد.
    این همه حماقت اصلاً دلیل ندارد.
    توی یک جلسه مهم، جای این جور حماقت‌ها نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Similar به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Similar به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Similar به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی دو چیز یا دو نفر “مشابه” هستند، یعنی خیلی شبیه به هم و تقریباً یکسان هستند.

    ساختمان‌های شهر واشنگتن دی‌سی به سبکی ساخته شده‌اند که بسیار شبیه سبک معماری یونانیان باستان است.

     
    کلمه «مشابه» یک صفت است:

    رنه و تئودور عقاید تقریباً یکسانی درباره نحوه تشکیل خانواده دارند.
    دو پسری که آن طرف خیابان زندگی می‌کنند، ظاهر شبیه به هم دارند.
    این ماست یخ‌زده طعمی تقریباً مشابه بستنی دارد.

     
    کلمه «شباهت» یک اسم است:

    این دو سیب در بسیاری از ویژگی‌ها به هم شبیه هستند. آیا این شباهت‌ها را می‌بینید؟
    هر دو شیرین و سفت هستند، اما رنگ‌شان با هم فرق دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Simple به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Simple به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Simple به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «ساده» است، یعنی پیدا کردن راه‌حل برای آن آسان است یا کار سختی نیست. این کلمه یک صفت است.

    این مشکل با یک راه‌حل ساده، حل شد.
    یک برنامه ساده، سیستم حمل‌ونقل را بهتر کرد.
    بهترین دستور آشپزی، دستوری است که ساده باشد.
    بیشتر دانش‌آموزان موافق بودند که سوالات ریاضی در امتحان ساده بودند.

    خواهید دید که این کلمه، اغلب در این وب‌سایت وقتی به کار می‌رود که می‌خواهیم فعل‌ها را به شکل ساده توصیف کنیم. معلمان به این شکل، «فرم پایه» یا «شکل مصدر» فعل نیز می‌گویند:

    بعد از یک فعل معین (مدال)، از شکل ساده فعل اصلی استفاده کنید.
    شکل ساده فعل وقتی به کار می‌رود که بخواهیم فعل را منفی کنیم یا سوالی بپرسیم.
    خیلی مهم است که تفاوت بین شکل ساده فعل و زمان گذشته آن را بدانید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    Go

    رفتن

    went

    رفت

    gone

    رفته

    وقتی از کلمه “ساده” برای توصیف یک فرد استفاده می‌شود، منظور این است که آن فرد خیلی باهوش یا دارای افکار پیچیده نیست.

    به نظر می‌رسد او یک آدم ساده‌ای است.
    تاد یک مرد ساده است.
    واضح است که او مردان ساده را بیشتر می‌پسندد.
    یک راه‌حل ساده‌لوحانه نتوانست مشکل را برطرف کند.
    آدم‌های ساده‌لوح ترجیح می‌دهند برای کارها راه‌های آسان و بدون زحمت پیدا کنند، بدون اینکه خودشان را به چالش بکشند. (در این دو مثال آخر، “ساده‌لوح” یک صفت ترکیبی است.)

    اما وقتی این کلمه به صورت قید، یعنی “به سادگی” به کار برود، معنای آن کمی تغییر می‌کند. در این حالت، می‌تواند نشان دهد که انجام یک کار بسیار آسان است، یا برای تأکید روی کلمه‌ای دیگر، شبیه به “فقط” یا “بسیار” استفاده شود.

    به سادگی جعبه را برای چند دقیقه داخل مایکروویو بگذارید، شام شما حاضر است.
    این غذا واقعاً خوشمزه است.
    ایده‌های او کاملاً مسخره است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sink به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sink به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Sink به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “sink” در انگلیسی می‌تواند هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل به کار رود.
    وقتی این کلمه به عنوان فعل استفاده می‌شود، از قاعده معمول افعال گذشته پیروی نمی‌کند و به این صورت صرف می‌شود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    sink

    غرق شدن

    sank

    غرق شد

    sunk

    غرق شده

    در این بخش اول، فعل sink معمولاً به معنای پایین رفتن و فرورفتن در آب یا یک ماده نرم است.

    قایق آن‌ها در حال غرق شدن است.
    پاهای ما در گلِ خیس فرو رفت.
    خانه دارد از یک سمت نشست می‌کند.
    زیردریایی با اژدری که کشتی دشمن شلیک کرد، غرق شد.
    راب دندان‌هایش را توی یک همبرگر بزرگ فر کرد.

    از فعل sink وقتی هم استفاده می‌شود که کسی امیدش را از دست می‌دهد یا اتفاق ناراحت‌کننده‌ای رخ می‌دهد.
    وقتی آسترید آن خبر بد را شنید، قلبش شکست.
    او حس بدی داشت که انگار اتفاق ناگواری افتاده است. (در این جمله، sinking نقش صفت دارد.)
    در ورزش‌هایی مثل بسکتبال یا گلف، وقتی توپ وارد تور یا سوراخ می‌شود، از sink استفاده می‌کنند:
    او امیدوار است این ضربه را وارد گودال کند.
    بازیکنان بسکتبال سعی می‌کنند توپ را از داخل تور عبور دهند.

    عبارت sink برای سرمایه‌گذاری یا خرج کردن پول هم به کار می‌رود:
    آن‌ها ۱۰۰ هزار دلار از پولشان را در یک کسب‌وکار سرمایه‌گذاری کردند.
    روندا و تروی نمی‌خواهند پول بیشتری برای خانه خرج کنند چون احتمالاً به زودی نقل مکان می‌کنند.
    اگر نمی‌دانید چکار دارید می‌کنید، سرمایه‌گذاری هزاران دلار در بازار سهام ایده‌ی خوبی نیست.

    کلمه sink می‌تواند به عنوان اسم هم به کار رود. یک sink معمولاً همان سینک ظرفشویی یا دستشویی است:
    بیل هر صبح جلوی سینک دستشویی ریش می‌زند.
    سینک آشپزخانه پر از ظرف‌هایی است که باید شسته شوند.
    قبل از گذاشتن ظرف‌های کثیف در ماشین ظرفشویی، آن‌ها را در سینک آبکشی کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sip به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Sip به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی شما یک نوشیدنی را به آرامی و کم‌کم می‌خورید، به آن “جرعه جرعه نوشیدن” می‌گویند. این کار معمولاً برای نوشیدنی‌های داغ مثل قهوه یا چای، نوشیدنی‌های خیلی سرد یا نوشیدنی‌های قوی مثل ویسکی و مشروبات الکلی انجام می‌شود.

    دنیز دارد قهوه‌اش را جرعه جرعه می‌نوشد چون خیلی داغ است.
    من در روزهای تابستان دوست دارم لیموناد را کم‌کم و آرام بنوشم.
    یک جرعه از این بنوش، خیلی خوشمزه است. (در این جمله کلمه “جرعه” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    الیور یک جرعه از نوشیدنی‌اش خورد و چهره‌اش در هم رفت، چون نوشیدنی‌اش الکل زیادی داشت.
    یک پرنده دارد از یک گودال آب، آب می‌نوشد.
    نوزاد در حال نوشیدن شیر از شیشه شیر است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Size به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Size به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Size به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “سایز” یا “اندازه” معمولاً وقتی به کار میرود که بخواهیم بگوییم یک چیز چقدر بزرگ یا کوچک است. این کلمه به ویژه در مورد لباس بسیار رایج است.

    مثلاً می‌پرسیم:
    پیراهنت چه سایزی است؟
    شلوار چه اندازه‌ای خریدی؟
    آیا سایز خودت را می‌دانی؟
    اگر لباس اندازه نباشد، می‌گوییم: این سایز مناسب نیست (بد است).
    و اگر اندازه باشد، می‌گوییم: این سایز کاملاً مناسب است (خوب است).
    یک خیاط می‌تواند اندازه‌های بدن شما را بگیرد تا مطمئن شود لباسی که می‌دوزد، کاملاً اندازه شماست.

    کلمه “اندازه” فقط برای لباس نیست؛ برای صحبت درباره اشیاء و افراد هم استفاده می‌شود:

    مثلاً:
    اندازه کاناپه برای اتاق نشیمن خیلی بزرگ است.
    اندازه آن ساختمان با بقیه خانه‌های محله همخوانی ندارد.
    اندازه حقوق من سال گذشته کمی بیشتر شد.
    برای حل این مشکل بزرگ، به کمک بیشتری نیاز داریم.
    لورا و دن باید یک تخت خیلی بزرگ (کینگ سایز) بخرند.
    تخت‌های متوسط بزرگ (کوئین سایز) معمولاً در هتل‌ها دیده می‌شوند.
    یک پینت آبجو در لیوان ۱۶ اونسی جای می‌گیرد.

    عبارت “size up” هم به معنای سنجش و ارزیابی یک فرد یا موقعیت است:

    مثلاً:
    آن‌ها یک مشاور استخدام کردند تا بفهمند مشکلات مالی‌شان چقدر جدی است.
    یک بوکسور با چند ضربه آزمایشی سعی می‌کند توانایی حریف را بسنجد.
    شرکت ما قبل از ورود به بازار، رقبا را به دقت ارزیابی کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.