کلمه “left” در زبان انگلیسی معانی و کاروردهای مختلفی دارد. “Left” در مقابل “right” قرار می گیرد و به معنای چپ است.
در تقاطع به چپ بپیچید.
باب برای انجام تقریباً همه کارها از دست چپش استفاده میکند. او چپدست است.
قلب شما در سمت چپ بدنتان قرار گرفته است.
امروز شست پای چپم درد میکند.
سَم یک چپدست است. (به فردی که از دست چپ خود استفاده میکند، گاهی “a lefty” گفته میشود.)
علاوه بر این، کلمه “left” شکل گذشته فعل “leave” (ترک کردن) نیز هست.
ساده
گذشته
فعل ماضی
leave
ترک کردن
left
ترک کرد
left
ترک کرده
لیسا امروز زودتر از کلاس خارج شد.
هواپیما یک ساعت پیش به پرواز درآمد.
تاجر مبلغ کمی به عنوان انعام برای پیشخدمت باقی گذاشت.
کتت را در سالن سینما جا گذاشتی. (یعنی وقتی فیلم تمام شد، یادت رفت آن را با خودت ببری.)
گاهی از کلمه “left” برای بیان مقدار زمان، پول یا چیزهایی که بعد از مصرف یا استفاده باقی میمانند، استفاده میشود:
وقت زیادی برای آمادهشدن در سفرمان باقی نمانده.
چقدر شیر مانده؟
بعد از پرداخت قبضهای ماهانه، پول زیادی برایش باقی نمیماند.
گاهی “left” به گرایشهای سیاسی چپ اشاره دارد. مثلاً سوسیالیسم و کمونیسم را جزو جناح چپ میدانند؛ در مقابل، سرمایهداری و فاشیسم در جناح راست قرار میگیرند.
جناح چپ تندروی حزب دموکرات از نظام سلامت همگانی در آمریکا حمایت میکند.
فیدل کاسترو رهبر یک جنبش سیاسی چپگرا در کوبا بود.
معمولاً چپگراها موافق تقسیم عادلانهتر ثروت در بین همه مردم هستند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
برای دیدن فهرست کامل واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین، اگر میخواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Leg به فارسی با مثالهای کاربردی
ما از پاهایمان برای ایستادن، راه رفتن، شنا کردن، لگد زدن و دویدن استفاده میکنیم.
روشهای مختلفی برای صحبت کردن درباره پاهای افراد وجود دارد. این کلمه هم معنای واقعی و هم معنای نمادین دارد.
تام پاهای قدرتمندی دارد.
سارا پاهای زیبایی دارد. (این جمله معمولاً در مورد زنی گفته میشود که فرم پاهایش زیبا است.)
از زیاد دویدن، پایم گرفتگی گرفت.
بعد از تمام کردن مسابقه ماراتن، پاهای زبدیا دیگر توان ایستادن نداشت و از کار افتاد.
وقت میخواهید چیزی سنگین را بلند کنید، با کمر این کار را نکنید. از قدرت پاهایتان استفاده کنید.
بعد از یک بیماری طولانی، مهم است که دوباره روی پاهای خود بایستید و قوی شوید.
لباس شیلا بخش زیادی از پاهایش را نشان میدهد. (طراحی لباس به گونهای است که پاهای او نمایان است.)
کلمه “پا” برای چیزهایی هم به کار میرود که پاهای واقعی انسان نیستند، ولی شبیه پا عمل میکنند.
یک میز معمولاً چهار پایه دارد.
صندلیها هم چهار پایه دارند.
یک چهارپایه ممکن است سه پایه داشته باشد.
در زمین گolf، برخی مسیرها به شکل خمیدگی و پیچ طراحی شدهاند، شبیه پای سگ.
اگر یک رشد مثبت در بازار سهام، قدرت و روند خوبی داشته باشد، میگویند “پا دارد”.
اگر یک شرکت “پایی برای ایستادن نداشته باشد”، یعنی سرمایه کافی ندارد یا تمام پشتیبانهای مالی خود را از دست داده است.
آخرین بخش یک سفر یا مسابقه را “آخرین مرحله” مینامند.
در مسابقه دو سهپا، هر دو نفر که با هم تیم هستند، یکی از پاهایشان به هم بسته میشود و با هم میدوند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Legal به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “قانونی” برای کارها و فعالیتهایی به کار میرود که بر اساس قوانین یک کشور، مجاز و بدون مشکل هستند.
مثلاً در آمریکا، داشتن اسلحه کاری قانونی است.
افراد بالای ۲۱ سال میتوانند قانوناً الکل بنوشند.
اما داشتن بیشتر از یک همسر در یک زمان، قانونی نیست و کاری غیرقانونی محسوب میشود. (کلمه “غیرقانونی” نقطه مقابل “قانونی” است.)
رانندگی با سرعتی بیشتر از حد مجاز، قانونی نیست.
رشوه دادن به یک پلیس نیز کاملاً غیرقانونی است. (رشوه یعنی پولی که به طور پنهانی به مأمور دولتی داده میشود.)
اگر در موقعیت سختی قرار گرفتید، ممکن است لازم باشد از یک وکیل، راهنمایی حقوقی بگیرید.
اگر احساس کنید کسی حقوق شما را نقض کرده، میتوانید علیه آن فرد یا گروه، اقدام قانونی انجام دهید.
همه این مسائل حقوقی، نهایتاً در دادگاه بررسی و حلوفصل میشوند.
کلمه “قانونی” میتواند به صورت قید نیز به کار رود.
در بیشتر ایالتهای آمریکا، شما در ۱۸ سالگی میتوانید به طور قانونی ازدواج کنید. اگر ۱۶ ساله باشید، برای این کار باید رضایت والدین خود را داشته باشید.
ورود قانونی به کشور آمریکا، با داشتن مدارک لازم، بسیار بهتر و بیخطرتر از ورود یا ماندن غیرقانونی در آنجاست.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
برای برنامهریزی درست در زندگی روزمره، لازم است که نام روزهای هفته را به زبان آلمانی بدانید و بتوانید از آنها در گفتگوهای روزمره استفاده کنید. به همین دلیل، در این مطلب با نام روزهای هفته به آلمانی، شیوهٔ تلفظ و حتی ریشهٔ این کلمات آشنا خواهید شد.
اگر شما هم به یادگیری زبان آلمانی علاقهمندید، میتوانید با ثبتنام در یک آموزشگاه معتبر زبان آلمانی در تهران، این زبان را به شکلی آسان، اصولی و سریع فرابگیرید. شرکت در دورههای آموزشی پیشرفته و جامع، به شما کمک میکند مهارتهای زبانی خود را تقویت کنید و در گفتگوهای پیشرفته کاملاً مسلط شوید.
فراموش نکنید که برای پرسیدن روزهای هفته به آلمانی، ابتدا باید بتوانید سلام و احوالپرسی ساده به این زبان انجام دهید. سلام کردن، بخش مهمی از هر گفتگو است و به شما کمک میکند ارتباط خوبی با طرف مقابل برقرار کنید.
همچنین در یادگیری روزهای هفته به آلمانی دقت کنید، چون برای بیان تاریخ تولد خود، علاوه بر روزهای هفته، باید ماههای سال را نیز بلد باشید تا بتوانید یک گفتگوی کامل و درست داشته باشید.
در این نوشته، مطالبی که یاد خواهید گرفت عبارتاند از:
**توضیح دربارهٔ روزهای هفته در آلمانی**
**ساختن جمله با استفاده از روزهای هفته**
**گفتوگو در مورد روزهای هفته به زبان آلمانی**
روز های هفته به آلمانی: Wochentage
روزهای هفته در زبان آلمانی را Wochentage مینامند که به صورت «ووخِنتاگه» تلفظ میشود. تلفظ دقیق آن در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈvo.xən.taːɡə/. در ادامه میتوانید فایل صوتی روزهای هفته به آلمانی را گوش دهید:
روزهای هفته به آلمانی
معنی فارسی
تلفظ آلمانی
تلفظ فارسی
Samstag
شنبه
/ˈzɑm.stak/
زامستاگ
Sonntag
یکشنبه
/ˈzɔn.taɡ/
زونتاگ
Montag
دوشنبه
/ˈmoːn.taɡ/
مونتاگ
Dienstag
سهشنبه
/ˈdiːns.taɡ/
دینستاگ
Mittwoch
چهارشنبه
/ˈmɪt.vɔx/
میتووخ
Donnerstag
پنجشنبه
/ˈdɔ.nɐs.taɡ/
دونرستاگ
Freitag
جمعه
/ˈfrai.taɡ/
فرایتاگ
شنبه به آلمانی: Samstag (زامستاگ)
روز شنبه در زبان آلمانی **Samstag** نام دارد. تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /ˈzɑm.stak/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
یکشنبه به آلمانی: Sonntag (زونتاگ)
روز یکشنبه در زبان آلمانی “زونتاک” نامیده میشود. برای اینکه تلفظ این کلمه را به درستی یاد بگیرید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
دوشنبه به آلمانی: Montag (مونتاگ)
روز اول هفته در زبان آلمانی «مونتاک» نامیده میشود. برای تلفظ این کلمه میتوانید از این راهنما استفاده کنید: /ˈmoːn.taɡ/. همچنین برای شنیدن تلفظ دقیق آن، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
سه شنبه به آلمانی: Dienstag (دینستاگ)
نام روز سهشنبه در زبان آلمانی **Dienstag** است. این کلمه در آلمانی به این شکل خوانده میشود: /ˈdiːns.taɡ/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
چهارشنبه به آلمانی: Mittwoch (میتووخ)
چهارشنبه در زبان آلمانی **Mittwoch** نامیده میشود. این کلمه در آلمانی به این شکل خوانده میشود: /ˈmɪt.vɔx/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Wednesday-in-German.mp3
پنج شنبه به آلمانی: Donnerstag (دونرستاگ)
پنجشنبه در زبان آلمانی **Donnerstag** نام دارد.
تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /ˈdɔ.nɐs.taɡ/.
همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Thursday-in-German.mp3
جمعه به آلمانی: Freitag (فرایتاگ)
جمعه در زبان آلمانی **Freitag** نام دارد. طرز تلفظ این کلمه در آلمانی به شکل زیر است:
/ˈfrai.taɡ/
همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Friday-in-German.mp3
توضیح روز های هفته به آلمانی
دوشنبه (Montag): اسم این روز از کلمه آلمانی “Mond” به معنای “ماه” گرفته شده. پس میتوان گفت دوشنبه، روزِ ماه است.
سهشنبه (Dienstag): ریشه این نام به “Tiwaz” برمیگردد که نام خدای جنگ در افسانههای مردم شمال اروپا بوده است. این اسم در زبان آلمانی باستان “Ziu” تلفظ میشده.
چهارشنبه (Mittwoch): این کلمه دقیقاً یعنی “وسط هفته”. این اسم در واقع ترجمه عبارت لاتین “media hebdomas” است که اشاره به قرار گرفتن این روز در میانه هفته دارد. جالب است بدانید در بعضی قسمتهای آلمان، مردم به جای Mittwoch از کلمه “Mittwoche” استفاده میکنند.
پنجشنبه (Donnerstag): نام این روز از “Donar” که خدای رعد و برق در اساطیر نورس بوده، گرفته شده. این خدا در فرهنگ آلمانی معادل “Thor” است.
جمعه (Freitag): این اسم از “Freya” که الهه عشق و زیبایی در افسانههای نورس بوده، برداشته شده است.
شنبه (Samstag): ریشه این کلمه به “Saturn” (کیوان) در دوران روم باستان برمیگردد و در اصل به معنای “روز زحل” بوده. در شمال آلمان، مردم به این روز “Sonnabend” هم میگویند که یعنی “شب قبل از یکشنبه”.
یکشنبه (Sonntag): اسم این روز از کلمه آلمانی “Sonne” به معنای “خورشید” گرفته شده. پس یکشنبه، روز خورشید است.
برای کسانی که در حال یادگیری زبان هستند، وقتی کلمات جدید را درون جمله ببینند، بهتر معنای آن را میفهمند و راحتتر در خاطرشان میماند. به همین خاطر، در این قسمت نام روزهای هفته به زبان آلمانی در جملههای گوناگونی آورده شده است.
Montag
آلمانی: Am Montag gehe ich zur Arbeit.
فارسی: دوشنبه ها من به سر کار میروم.
Dienstag
آلمانی: Dienstags habe ich ein Meeting um 10 Uhr.
فارسی: سه شنبه ها من ساعت 10 یک جلسه دارم.
Mittwoch
آلمانی: Mittwochs koche ich Abendessen für meine Familie.
فارسی: چهارشنبه ها من شام برای خانواده ام میپزم.
Donnerstag
آلمانی: Donnerstags treffe ich mich mit Freunden zum Fußballspielen.
فارسی: پنج شنبه ها من با دوستانم برای فوتبال بازی کردن قرار دارم.
Freitag
آلمانی: Freitags gehen wir oft ins Kino.
فارسی: جمعه ها ما اغلب به سینما می رویم.
Samstag/Sonnabend
آلمانی: Samstags schlafe ich lange aus. (یا Sonnabends schlafe ich lange aus.)
فارسی: شنبه ها من تا دیروقت می خوابم.
Sonntag
آلمانی: Sonntags machen wir einen Ausflug in die Natur.
فارسی: یکشنبه ها ما یک گردش در طبیعت میرویم.
مکالمه روز های هفته به آلمانی
در این بخش، یک گفتوگوی ساده به زبان آلمانی برای شما قرار دادهایم تا بهتر با روزهای هفته آشنا شوید و بتوانید از آنها در موقعیتهای مختلف استفاده کنید. این گفتوگو به شرح زیر است:
A: Hallo! Wie geht es dir?
فارسی: سلام! حالت چطوره؟
B: Hallo! Mir geht es gut, danke. Und dir؟
سلام! من خوبم، ممنون. تو چطوری؟
A: Auch gut, danke. Was machst du am Wochenende؟
منم خوبم، ممنون. آخر هفته چه کار میکنی؟
B: Am Samstag gehe ich einkaufen und am Sonntag entspanne ich mich. Und du؟
شنبه خرید میروم و یکشنبه استراحت میکنم. تو چی؟
A: Am Freitag gehe ich mit Freunden ins Kino und am Samstag besuche ich meine Familie.
جمعه با دوستانم به سینما میروم و شنبه به دیدن خانوادهام میروم.
B: Das klingt gut! Welchen Tag magst du am liebsten؟
این عالی به نظر میرسه! چه روزی رو بیشتر دوست داری؟
A: Ich mag Freitag am liebsten, weil dann das Wochenende beginnt. Und du؟
من جمعه رو بیشتر دوست دارم، چون آخر هفته شروع میشه. تو چی؟
B: Ich mag Sonntag am liebsten, weil ich dann ausschlafen kann.
من یکشنبه رو بیشتر دوست دارم، چون میتونم تا دیروقت بخوابم.
A: Verstehe. Schönen Tag noch!
میفهمم. روز خوبی داشته باشی!
B: Danke, dir auch! Tschüss!
ممنون، تو هم همینطور! خداحافظ!
در پایان این مقاله، شما با نام روزهای هفته به آلمانی، شیوهٔ درست خواندن آنها و تاریخچهٔ پشت این نامها آشنا شدید. علاوه بر این، نکات مفیدی ارائه شد تا بتوانید این کلمات را به راحتی در گفتوگوهای روزمره به کار ببرید. با یادگیری این مطالب و تمرین منظم، میتوانید توانایی خود را در صحبت کردن به زبان آلمانی بهبود ببخشید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Legend به فارسی با مثالهای کاربردی
یک افسانه، داستانی است درباره یک شخص یا یک چیز بزرگ و خارقالعاده. این داستانها سینه به سینه و از نسلی به نسل بعد منتقل میشوند. وقتی یک افسانه بارها تعریف میشود، معمولاً جزئیات آن بزرگنمایی شده یا کمی تغییر میکند. یک افسانه میتواند بسیار قدیمی باشد یا حتی درباره رویدادهای نزدیک به زمان ما ساخته شده باشد.
داستان پادشاه آرتور انگلستان برای کسانی که تاریخ بریتانیا را میخوانند، بسیار آشناست.
مقاومت شاه آرتور در برابر حمله ساکسونها به انگلستان در قرن ششم، بسیار افسانهای است. (کلمه «افسانهای» یک صفت است.)
آبراهام لینکلن به خاطر راستگویی و دوراندیشیاش در رهبری، هنوز هم در ایالات متحده یک اسطوره به شمار میآید.
آل کاپون در دهههای ۲۰ و ۳۰ میلادی در بین مردم شیکاگو به یک چهره افسانهای تبدیل شد، حتی با اینکه یک گانگستر بیرحم بود.
بسیاری از طرفداران ورزش، مایکل جردن، بازیکن بسکتبال، را یک اسطوره میدانند.
او еще در دوران زندگی خودش به یک افسانه تبدیل شد.
گلادیاتورهای موفق در دوران امپراتوری روم نیز به چهرههای افسانهای بدل شدند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی بههمراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم
ترجمه کلمه Legible به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر چیزی «خوانا» باشد، یعنی میتوان آن را به راحتی خواند. این واژه به کیفیت نوشتههای دستی یا چاپی اشاره دارد.
این یادداشت به سختی خوانده میشود. (به دلیل دست خط نامرتب، خواندن آن مشکل است.)
کلماتی که آن پسر سهساله نوشته بود، کاملاً واضح و خوانا بود.
شما باید یاد بگیرید که خواناتر بنویسید. (کلمه «legibly» در زبان انگلیسی به صورت قید به کار میرود.)
معمولاً پزشکان نسخههایی مینویسند که چندان خوانا نیست.
آیا این نوشته به اندازه کافی واضح است که بتوانی آن را بخوانی؟
این نوشته ناخوانا است. (illegible = نقطه مقابل «خوانا»)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
تا به حال برای شما اتفاق افتاده که در یک فروشگاه در آلمان به دنبال روغن کرچک بگردید، اما کلمه آلمانی آن را ندانید؟ به همین دلیل، این مطلب را برای شما زبانآموزان گرامی آماده کردهایم تا با عبارت مربوط به روغن کرچک در زبان آلمانی و نحوه تلفظ صحیح آن آشنا شوید.
دورههای آموزشی در آموزشگاه زبان آلمانی در تهران، بر اساس نیازهای فردی هر زبانآموز طراحی شدهاند. این آموزشگاه با تمرکز بر چهار مهارت اصلی، از گفتگوهای روزمره گرفته تا نامهنگاریهای تجاری، شما را برای هر موقعیتی آماده میکند.
همانطور که میدانید، یک آموزشگاه زبان معتبر، فضایی پویا و الهامبخش برای یادگیری فراهم میکند تا بتوانید به اهداف زبانی خود برسید. یکی از موضوعات مهم در زبان آلمانی که چالش بسیاری از زبانآموزان است، جملات پرکاربرد روزمره میباشد.
از جمله این جملات روزمره، نحوه گفتن سلام به آلمانی و نام روزهای هفته به این زبان است که بسیاری در این دو بخش با مشکل روبرو هستند. ما سعی کردهایم این دو بخش را به طور جداگانه و کامل برای شما توضیح دهیم.
روغن کرچک در زبان آلمانی Rizinusöl نام دارد. تلفظ این کلمه در آلمانی به شکل /ˈʁiː.t͡si.nuˌzøːl/ است و اگر بخواهیم آن را به فارسی بیان کنیم، میشود /ریزینوساوئل/. در ادامه میتوانید تلفظ صوتی آن را بشنوید:
یکی از نامهای دیگر روغن کرچک در زبان آلمانی، کلمه «کاستوروئل» (Castoröl) است. این کلمه در آلمانی به این شکل تلفظ میشود: /ˈkas.toːʁøːl/. برای اینکه تلفظ دقیق آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
روغن کرچک به آلمانی: Ricinenöl (ریسینِن اوئل)
روغن کرچک در زبان آلمانی Ricinenöl نامیده میشود. تلفظ این کلمه به این شکل است: /ˈʁiː.t͡si.nənˌøːl/. برای اینکه تلفظ آن را به خوبی بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/name-for-castor-oil-in-German.mp3
اصطلاحات مرتبط با روغن کرچک به آلمانی
در این جدول، واژههایی مرتبط با روغن کرچک به زبان آلمانی و همچنین ترکیبات و موارد استفاده آن آورده شده است. این واژهها شامل نامهای علمی و اصطلاحات رایج برای این روغن در زبان آلمانی میباشند.
در این قسمت، جملاتی را میخوانید که مستقیماً به ویژگیها، روش تولید و کاربردهای روغن کرچک اشاره میکنند. این کار به شما کمک میکند تا واژهٔ روغن کرچک را به زبان آلمانی راحتتر به خاطر بسپارید.
Rizinusöl wird durch Pressen der Rizinus-Samen gewonnen.
روغن کرچک از طریق فشرده کردن دانههای گیاه کرچک تولید میشود.
Die Rizinus-Pflanze wächst schnell und benötigt wenig Pflege.
گیاه کرچک رشد سریعی دارد و به مراقبت کمی نیازمند است.
Öl aus der Rizinus-Samen wird in vielen traditionellen Heilmethoden genutzt.
روغن دانه کرچک در بسیاری از شیوههای درمانی سنتی به کار میرود.
Die Blätter der Rizinus-Pflanze werden manchmal für Dekorationen verwendet, während das Öl vielseitig genutzt wird.
برگهای گیاه کرچک گاهی برای تزیینات استفاده میشوند، در حالی که روغن آن مصارف گوناگونی دارد.
Rizinusöl ist eines der bekanntesten Produkte der Rizinus-Pflanze.
روغن کرچک یکی از معروفترین فرآوردههای گیاه کرچک است.
سخن پایانی
در پایان، شما با خواندن این مقاله میتوانید به آسانی از واژهٔ روغن کرچک به زبان آلمانی استفاده کنید. همچنین برای یادگیری بهتر، از جملات و عبارتهای مرتبط با روغن کرچک در زبان آلمانی بهره گرفتهایم. امیدواریم این نوشته برای شما سودمند بوده باشد.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Leisure به فارسی با مثالهای کاربردی
کسی که زمان یا پول اضافی برای استراحت و تفریح دارد، میتواند از اوقات فراغت خود لذت ببرد.
چقدر وقت آزاد دارید؟
چه نوع فعالیتهای فراغتی بیشتر مورد علاقه شماست؟
گلف ورزشی است که معمولاً افرادی انجام میدهند که هم وقت آزاد کافی دارند و هم توان مالی برای پرداخت هزینههای آن.
قایقرانی یک ورزش پرهزینه است که معمولاً در دسترس کسانی است که اوقات فراغت دارند.
افراد بسیار ثروتمند اغلب میتوانند زندگیِ بدون دغدغه کاری داشته باشند.
چه خوب است که زندگی آرام و بیدغدغهای داشته باشیم و مجبور نباشیم کار کنیم.
فعالیتهای اوقات فراغت میتوانند به کاهش استرس کمک کنند.
گاهی واژه «اوقات فراغت» فقط به معنای زمان آزاد یا وقت اضافی به کار میرود:
میتوانی این کار را در وقت آزادت انجام دهی.
او این تکلیف را در زمان فراغتش انجام میدهد.
او خوششانس است که قبل از تصمیمگیری، وقت کافی دارد.
واژه «آرام» یا «با آسودگی» میتواند به صورت صفت یا قید به کار رود.
آنان بعدازظهری آرام را در منطقه خرید مرکز شهر سپری کردند.
میتوانی با زندگی کردن به شکلی آرام و بیعجله، استرس خود را کاهش دهی.
آن زوج با آسودگی در کنار رودخانه شیکاگو قدم زدند.
لباسهای راحتی در دهه ۱۹۷۰ میان مردان و پسران محبوب بودند:
او یک ست لباس راحتی طلایی رنگ پوشیده است.
لباس راحتی او تقریباً صد درصد پلیاستر است.
یک بار یک ست لباس راحتی آبی آسمانی داشتم.
برای ست لباس راحتی، زدن کراوات اختیاری بود. (هنگام پوشیدن این لباس، لازم نبود کراوات ببندید.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Lend به فارسی با مثالهای کاربردی
ساده
گذشته
فعل ماضی
lend
قرض دادن
lent
قرض داد
lent
قرض داده
کلمهٔ lend به معنای «قرض دادن» است و شبیه به give یعنی «دادن» عمل میکند، با این تفاوت که چیزی که قرض داده میشود، بعداً به صاحب اصلی برگردانده میشود. شما میتوانید این فعل را برای پول یا وسایل دیگر به کار ببرید:
– میتونی کمی پول به من قرض بدی؟ فردا پس میدم.
– برتا ۵۰ دلار به خواهرش قرض داد.
– بعضی از بانکها مثل سابق پول قرض نمیدهند چون میترسند پولشان را از دست بدهند.
– ۲۰۰ دلار به دن قرض داده شد، اما او هنوز آن را پس نداده است. (جملهٔ مجهول)
– کتابخانهها برای یادگیری انگلیسی به شما کتاب، CD و DVD قرض میدهند.
– بهتر است از قرض دادن پول به دوستانت خودداری کنی. این کار ممکن است به رابطهتان لطمه بزند. (کلمهٔ lending در این جمله مصدر با ing است.)
– میشود یک دقیقه کمکم کنی؟ (Lend me a hand یعنی کمک کردن)
اگر به انتهای lend، er اضافه کنید، کلمهٔ lender ساخته میشود که به معنای «قرضدهنده» است:
– برای راهاندازی یک کسبوکار کوچک، باید یک قرضدهنده پیدا کنیم. (lender یعنی بانک یا کسی که پول زیادی دارد و آن را قرض میدهد.)
– بسیاری از وامدهندگان قبل از سال ۲۰۰۸ وامهای بدی به متقاضیان دادند و این موضوع مشکلات زیادی برای اقتصاد به وجود آورد.
– Neither a borrower nor a lender be. (پولونیوس در نمایشنامهٔ هملت اثر شکسپیر، پیش از فرستادن پسرش لائرت به دانشگاه، این توصیه را به او میکند.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Length به فارسی با مثالهای کاربردی
ونسا از اندازه موهایش راضی نیست و احساس میکند خیلی کوتاه هستند.
رومیزی به اندازه تمام طول میز کشیده شده است. (یعنی هماندازه خود میز است.)
درازای قایق ۳۰ فوت است.
مسافت این سفر ۴۰۰ مایل بود.
وقتی کلمه «length» به عنوان اسم به کار میرود، میتواند معنی «میزان تلاش» یا «حد نهایی» نیز بدهد:
او هر کاری میکند تا به موفقیت برسد.
میزان تلاشهایی که برای ژیمناست شدن انجام داده، همه را متعجب کرده است.
خورخه میگوید هر کاری از دستش بربیاید انجام میدهد تا انگلیسی را به خوبی یاد بگیرد.
صفتی که از این کلمه ساخته میشود «lengthy» به معنی «طولانی» یا «دراز» است.
معلم از هر دانشآموز خواست یک تحقیق مفصل و بلند بنویسد.
این کتاب بیش از حد حجیم است و من نمیتوانم آن را تمام کنم.
اگر فیلمی خیلی طولانی باشد، بعضی از تماشاگران سالن سینما را زودتر ترک میکنند.
سخنرانی او بسیار طولانی شد.
جملههایت بیش از حد بلند است. آنها را کوتاهتر کن.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.