دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Lazy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lazy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Lazy به فارسی با مثالهای کاربردی

    به فردی که تمایلی به کار کردن ندارد یا از انجام کارها فرار می‌کند، “تنبل” می‌گویند. واژه “lazy” یک صفت است:

    اون خیلی تنبله.
    اینقدر تنبل نباش.
    یک فرد تنبل به ندرت به موفقیت می‌رسد.
    بیشتر دانش‌آموزان در امتحان نتیجه خوبی گرفتند، اما آن‌هایی که تنبل بودند، قبول نشدند.
    کارمندان تنبل، عملکرد بسیار ضعیفی دارند.
    او همه کارها را به همسرش محول می‌کند. چقدر تنبل است!

     

    واژه laziness “تنبلی” یک اسم است:

    او به خاطر تنبلی از کار اخراج شد.
    تنبلی او ضرر مالی زیادی به شرکت زد.
    اگر تنبلی نمی‌کرد، کارمند خوبی می‌شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lead به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lead به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Lead به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **”lead”** کاربردهای گوناگونی دارد و می‌تواند به عنوان یک فعل، اسم و حتی صفت به کار رود.
    در نمونه‌های اول، منظور از **”lead”** این است که کسی یا چیزی را به جایی یا موقعیتی خاص هدایت کنیم.
    اگر کسی نقش رهبری داشته باشد، یعنی مسئولیت هدایت دیگران را بر عهده دارد و برای آن‌ها تصمیم می‌گیرد.
    همچنین اگر چیزی به سمتی خاص منتهی شود، می‌گوییم به آن سو **”lead”** می‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lead

    منجر شودن

    led

    رهبری کرد

    led

    رهبری کرده

    این جاده بزرگ به چه سمتی می‌رود؟ (این بزرگراه به کجا ختم می‌شود؟)
    اگر در رشته مدیریت بازرگانی تحصیل کنید، می‌توانید شغل مناسبی پیدا کنید.
    بیایید این فکر را پیگیری کنیم و نتیجه آن را ببینیم.
    ما طوری فکر می‌کردیم که حقیقت چیز دیگری بود.
    معلم، دانش‌آموزان را در یادگیری تلفظ راهنمایی می‌کند.
    مدیرعامل، یک شرکت با بیش از ۵۰۰ کارمند را اداره می‌کند.
    رئیس‌جمهور، کشور را به یک جنگ سخت کشاند.
    می‌توانی اسب را تا کنار آب ببری، اما نمی‌توانی او را مجبور به نوشیدن کنی. (این یک گفته قدیمی در آمریکاست.)

    در جمله‌های زیر، فعل “lead” به این معناست که یک فرد یا گروه از بقیه جلوتر است:
    او از همه دوندگان دیگر پیشی گرفته است.
    تیم نیویورک یانکیز با نتیجه سه بر صفر جلو است.
    خبر انفجار در پاکستان، اولین خبر امشب بود.
    تیم برزیل دو امتیاز از حریفش جلوتر است.

    همچنین می‌توانید از “lead” به عنوان اسم استفاده کنید. در این حالت منظور فرد یا تیمی است که جلوتر از بقیه قرار دارد:
    چه کسی مسئول این پروژه است؟
    دونده کنیایی از ابتدای مسابقه جلو افتاد.
    کدام تیم برنده می‌شود؟
    روندا از بین همه داوطلبان شغل آی‌تی، شانس بیشتری دارد.
    او جلو است و به نظر من برنده خواهد شد.

    گاهی “lead” یا “leading” به صورت صفت به کار می‌رود:
    روندا اولین انتخاب ما برای این کار است.
    دکتر اسمیت، متخصص معروف این زمینه است.
    نقش اصلی فیلم به جنیفر لوپز رسید. (او بازیگر اصلی فیلم خواهد بود.)
    نویسنده اصلی گزارش در جلسه کمیسیون شرکت کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Leak به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Leak به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Leak به فارسی با مثالهای کاربردی

    “نشتی” یک مشکل رایج است. وقتی یک سوراخ یا ترک به‌طور ناگهانی در یک سیستم بسته ایجاد می‌شود، باعث خروج هوا یا مایع از آن می‌شود. این اتفاق معمولاً در لوله‌ها، تایرها، موتورها، شلنگ‌ها و بادکنک‌ها دیده می‌شود.

    در نمونه‌های زیر، کلمه “نشتی” به عنوان اسم به کار رفته است:

    – یک نشتی در موتور خودرو، باعث ایجاد یک лу کوچک روغن زیر ماشین شد.
    – به دلیل سوراخ کوچک در بادکنک، کم‌کم تمام هوای داخل آن خالی شد.
    – یک لوله در بالای سقف، نشتی دارد.

     
    در این جمله‌ها “نشتی” به شکل فعل استفاده شده است:

    – خودروی من روغن پس می‌دهد.
    – لوله‌ای که به سینک آشپزخانه وصل است، آب را نشت می‌دهد.
    – آنقدر گاز هلیوم از بادکنک خارج شد که دیگر نمی‌توانست در هوا بماند.
    – بعد از یک توفان شدید، آب به داخل زیرزمین راه پیدا کرد.

     
    واژه “نشتی‌دار” به عنوان صفت به کار می‌رود:

    – لوله‌های نشتی‌دار در سقف، برای ساکنان طبقه پایین دردسرساز شد.
    – شیر آبی دارم که چکه می‌کند.
    – یک لوله انتقال نشتی‌دار می‌تواند آسیب زیادی به محیط زیست وارد کند.

     
    علاوه بر این، از کلمه “نشتی” یا “درز اطلاعات” برای توصیف افشای اخبار و اطلاعات به روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها نیز استفاده می‌شود:

    – یک مقام دولتی، اخبار محرمانه را به رسانه‌ها درز داد.
    – بعد از اینکه یک نفر در شرکت، عکس‌های گوشی جدید را عمداً منتشر کرد، این تصاویر به سرعت در فضای مجازی پخش شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lean به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lean به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Lean به فارسی با مثالهای کاربردی

    تکیه دادن یعنی وزن بدن یا یک شیء را به جایی یا چیزی منتقل کنیم. وقتی کسی تکیه می‌دهد، به جای صاف ایستادن، به یک سمت — مثلاً چپ یا راست، جلو یا عقب — متمایل می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    Lean

    تکیه دادن

    leaned

    تکیه داد

    leaned

    تکیه دادده

    برج پیزا کمی کج است و به یک سمت مایل شده. به همین خاطر، بیشتر افراد آن را با نام «برج کج پیزا» می‌شناسند.
    یک مرد به سمت جلو خم شد و صحبت کوتاهی کرد.
    او آرنجش را روی نرده گذاشت و به افرادی که پایین بودند نگاه کرد.
    یکی دیگر هم به دیوار تکیه داده بود.

    معنای این کلمه با توجه به موقعیت، تغییر می‌کند:
    رئیس لوسیا روی او فشار می‌آورد تا ایده جدیدش را بپذیرد. (او را مجبور می‌کند تا با چیزی موافقت کند.)
    باب به همسرش تکیه می‌کند و از حمایت او برخوردار است. (همسرش به او کمک می‌کند.)
    حزب دموکرات در آمریکا به چپ گرایش دارد. (در بحث سیاسی، این حزب بیشتر به افکار آزادتر و لیبرال نزدیک است.)
    حزب جمهوری‌خواه به راست متمایل است. (این حزب معمولاً محافظه‌کارتر است.)
    ما تقریباً تصمیم داریم کسب‌وکارمان را به یک محل جدید منتقل کنیم. (یعنی به طور کلی با این فکر موافقیم.)

    وقتی «lean» به عنوان صفت به کار می‌رود، معمولاً به معنای کم‌چرب بودن است:
    روی این بسته نوشته که گوشت ۹۰٪ کم‌چرب است.
    گوشت سینه مرغ معمولاً بسیار کم‌چرب است.
    مردان و زنان جوان خوش‌اندام به ساحل می‌روند تا آفتاب بگیرند و آرام شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Leap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Leap به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Leap به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “leap” به معنای “پرش” است. این واژه هم معنای واقعی و فیزیکی دارد و هم معنای غیرمستقیم و کنایی. در مثال‌های زیر، “leap” به صورت اسم به کار رفته است:

    پسرها به درون اقیانوس پریدند.
    سفر از اریتره به آمریکا، یک پرش بزرگ در زندگی جوناس بود.
    آریل با یک پرش بلند و سریع، از روی تخته شیرجه به داخل آب رفت.
    ترک وطن و کوچ کردن به کشوری دیگر، با این امید که زندگی بهتری در انتظار باشد، نیازمند یک “پرش ایمانی” بزرگ است. (پرش ایمانی یعنی باور داشتن به نتیجه خوب و مثبت چیزی، حتی بدون تضمین کامل.)
    “این یک گام کوچک برای یک انسان و یک پرش عظیم برای بشریت است.” (نیل آرمسترانگ پس از فرود روی ماه در سال ۱۹۶۹)

    کلمه “leap” می‌تواند به عنوان فعل نیز استفاده شود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    leap

    جهش کردن

    leaped

    جهش کرد

    leaped

    جهش کرده

    سنجاب توانست از روی یک شاخه به شاخه‌ی دیگر بپرد، بدون اینکه بیفتد.
    یک قورباغه در وسط توفان به درون یک حفره جست.
    احتمالاً کوین از بقیهٔ بچه‌های کلاس جلو خواهد زد؛ چون خیلی باهوش است.
    سگ من به راحتی می‌تواند از روی این نرده بپرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Learn به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Learn به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Learn به فارسی با مثالهای کاربردی

    یادگیری یعنی اینکه دانش یا توانایی‌های تازه‌ای در یک زمینه پیدا کنیم. هر روز، چه خودمان بخواهیم و چه نخواهیم، چیزهای جدیدی یاد می‌گیریم. این فرآیند، کاری کاملاً طبیعی برای ما انسان‌هاست که با کمک حواس پنجگانه‌مان یعنی بینایی، شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی انجام می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    learn

    یاد گرفتن

    learned

    یاد گرفت

    learned

    یاد گرفته

    در ادامه چند نمونه از کاربردهای این واژه پرکاربرد را می‌بینیم:

    می‌خواهی چه چیزی یاد بگیری؟
    یاد گرفتن چیزهای تازه هر روز، بسیار مهم است.
    من فهمیده‌ام که آماده‌سازی و تمرین خوب، برای خیلی از کارهایی که انجام می‌دهم اهمیت دارد.
    اگر انگیزه کافی داشته باشید، یادگیری سخت نیست. (کلمه “learning” در این جمله یک مصدر با ing است.)
    نباید هرگز یادگیری چیزهای جدید را متوقف کنید.
    در چند سالگی دوچرخه‌سواری یاد گرفتید؟
    دوستم، والتر، یاد گرفت چطور اسپانیایی صحبت کند.
    دانش‌آموزانی که من هر روز به آن‌ها درس می‌دهم، انگلیسی را هم در کلاس و هم به صورت آنلاین یاد می‌گیرند.
    برای یادگیری، استفاده از کامپیوتر رومیزی خیلی بهتر از گوشی موبایل است، چون پشت میز می‌نشینید و راحت‌تر می‌توانید بنویسید.
    آیا دوست داری نواختن یک ساز موسیقی را یاد بگیری؟
    آیا می‌خواهی برقصدی یاد بگیری؟
    آیا می‌خواهی نقاشی کردن را یاد بگیری؟ (توجه کنید که “learn” معمولاً با “how to” به کار می‌رود.)

    کلمه learner یا “یادگیرنده” اسمی است که برای کسی که در حال یادگیری است استفاده می‌کنیم:

    یادگیرندگان زبان انگلیسی باید هر روز مهارت‌های نوشتن و صحبت کردن خود را تمرین کنند.
    آیا تو یادگیرنده خوبی هستی؟
    هر کسی می‌تواند در یادگیری هر چیزی موفق باشد، اما این کار به پشتکار نیاز دارد.
    همه ما در برهه‌ای از زندگی در حال یادگیری هستیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lease به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lease به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lease به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اجاره” وقتی استفاده می‌شود که شما چیزی را برای مدتی مشخص، در ازای پرداخت پول، استفاده می‌کنید. اجاره در واقع یک نوع قرارداد یا توافقنامه است. نمونه‌های معمول اجاره شامل آپارتمان، خانه، ماشین و وسایل و تجهیزات مختلف می‌شود.

    در جمله‌های زیر، کلمه “اجاره” به عنوان یک اسم به کار رفته است:

    * کارلا برای آپارتمانش یک قرارداد اجاره یک‌ساله امضا کرد.
    * من یک خودرو تویوتا پریوس را برای مدت سه سال اجاره کرده‌ام.
    * ورن سعی دارد از زیر بار قرارداد اجاره خود شانه خالی کند. (او می‌خواهد این توافق را زودتر از موعد به پایان برساند.)
    * اگر شما قرارداد اجاره را زیر پا بگذارید، بی‌شک ودیعه خود را از دست خواهید داد.

     

    در این جمله‌ها، کلمه “اجاره” به صورت یک فعل استفاده شده است:

    * کارلا در حال حاضر یک آپارتمان اجاره می‌کند.
    * تونی یک شورولت ولت جدید اجاره کرد.
    * شرکت ما مقداری تجهیزات سنگین اجاره می‌کند.
    * ممکن است ورن آپارتمانش را زیراجاره بدهد. (زیراجاره یعنی فرد دیگری را پیدا کند تا در آنجا زندگی کند و اجاره‌بها را بپردازد.)

     

    گاهی اوقات از عبارت “lease on life” استفاده می‌شود. این عبارت وقتی به کار می‌رود که کسی از یک بیماری سخت یا یک موقعیت خطرناک نجات پیدا کند، یا وقتی که حال کلی یک نفر به طور چشمگیری بهتر شود و احساس تازگی و انرژی دوباره کند:

    After losing 120 pounds and quitting smoking, Bill feels as though he has a new lease on life.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Least به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Least به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Least به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “least” به معنای “کمترین” است و نقطه مقابل “most” به معنای “بیشترین” قرار می‌گیرد. این کلمه چیزی را نشان می‌دهد که در مقایسه با بقیه، مقدار یا اهمیت کمتری دارد.

    از بین آن سه گزینه، او کمترین علاقه را به رنگ نارنجی دارد.
    جو برای تمام کردن کارش، کمترین تلاش ممکن را می‌کند. او آدم بسیار تنبلی است.
    این کلاس، یکی از کم‌جذاب‌ترین کلاس‌هایی بود که تا به حال در آن شرکت کرده‌ام. واقعاً خسته‌کننده بود.
    پیدا کردن کار جدید، کوچکترین مشکل او محسوب می‌شود. او مسائل بسیار بزرگتری برای حل کردن دارد.
    در آغاز جنگ، کمترین میزان درد و رنج به وجود آمد؛ و بیشترین ویرانی‌های جنگ در پایان آن احساس شد.

     
    اغلب حرف اضافه “at” قبل کلمه “least” می‌آید و عبارت “at least” به معنای “حداقل” را می‌سازد. این یک اصطلاح رایج است که برای اشاره به یک نقطه مثبت، حتی در میان مشکلات و سختی‌ها به کار می‌رود.

    تام شغل سختی دارد. اما حداقل جذاب است.
    شرکت آنها ورشکست شد. حداقل همه کارکنان یک چک آخر خود را دریافت کردند.
    مهمانی در شرایطی که آسمان بسیار ابری بود برگزار شد. حداقل باران نبارید.
    او تمام پولش و خانه‌اش را از دست داد…

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Leave به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Leave به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Leave به فارسی با مثالهای کاربردی

    دور شدن از یک مکان را می‌گویند. کلمه “depart” هم معنی “leave” است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    leave

    ترک کردن

    leaved

    ترک کرد

    leaved

    ترک کرده

    هواپیمایت ساعت چند پرواز می‌کنه؟ (هواپیمات ساعت چند بلند میشه؟)
    ترزا جمعهٔ آینده عازم اروپا میشه.
    صبح‌ها ساعت چند برای کار از خونه میری؟
    ساعت چند راه می‌افتی و ساعت چند به مقصد می‌رسی؟
    من الآن میرم. خداحافظ.

    این کلمه معمولاً وقتی هم به کار می‌ره که بخوای چیزی یا کسی رو در حالت بدون تغییر یا بدون کمک رها کنی.
    می‌تونی اونو همونجا بذاری. جاشو تکون نده.
    ما درِ خونه‌مون رو قفل نکرده گذاشتیم.
    تا چه مدت می‌تونید بچه‌هاتون رو تنها بذارید؟ (تنها بذارید = بدون مراقبت)
    لطفاً مرغ رو بیرون از فریزر بذار تا یخش آب بشه.
    شیر رو برای مدت طولانی بیرون از یخچال نذار. (خراب میشه.)
    ما این وضعیت رو به حال خودش رها می‌کنیم. (هیچ کاری نمی‌کنیم.)
    لطفاً منو تنها بذار. (دوست ندارم کسی همراهم باشه.)

    به عنوان یک فعل، “leave” برای موقعیت‌های مختلفی استفاده می‌شه که شامل تغییرات بزرگ در زندگی یک نفر میشه.
    برتا داره شوهرش رو ترک می‌کنه. (داره طلاق می‌گیره.)
    سرپرست ما آخر ماه می‌ره. (داره می‌ره برای یک کار جدید.)
    رکود اقتصادی باعث شد خیلی از مردم کارشون رو از دست بدن. (leave = نتیجه)
    توفان باعث شد خیلی از مردم دیگه خانهای برای برگشتن نداشته باشند.
    سربازان روستا رو به صورت ویرانه رها کردن.
    تو برای من هیچ انتخابی جز اخراجت نمی‌ذاری. (عملکرد تو در کار قابل تغییر نیست، پس این نتیجه‌شه.)

    کلمه “leaves” جمع کلمه “leaf” (برگ) است.
    برگ‌های روی درختان تازه دارند از جوانه‌هاشون بیرون می‌زن.
    بیشتر برگ‌ها سبز هستند، اما میشه برگ‌های بنفش، زرد و حتی سیاه هم پیدا کرد.
    من باید همهٔ این برگ‌های روی زمین رو با چنگک جمع کنم.

    وقتی “leave” به عنوان اسم به کار می‌ره، به معنی دوره‌ای از غیبت از کار یا مدرسه است.
    ریچل در حال گرفتن مرخصی است چون به زودی صاحب فرزند می‌شود.
    مارک از وظیفهٔ معمولش در مرخصی است. (on leave = یک استراحت موقت چندروزه، چند هفته‌ای یا چندماهه)
    سربازان ارتش بعد از یک دوره خدمت، به طور موقت در مرخصی به سر می‌برند.
    سربازی که بدون اجازه از موقعیت خودش دور بشه، AWOL محسوب می‌شه (غایب بدون مرخصی).

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lecture به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lecture به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Lecture به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “سخنرانی” زمانی به کار می‌رود که یک نفر برای مدتی طولانی در مورد یک موضوع خاص صحبت کند. ممکن است معلم‌ها یا استادها سخنرانی کنند، اما گاهی اوقات هم فردی مثل یک پدر یا مادر، یا حتی یک افسر پلیس، می‌تواند این کار را انجام دهد.

    مثلاً:
    – یک افسر پلیس ماشین را متوقف کرد و درباره اهمیت رانندگی ایمن برای راننده صحبت کرد. (در این جمله “سخنرانی” به صورت فعل به کار رفته است.)
    – افسر پلیس به راننده یک سخنرانی کرد. (در اینجا “سخنرانی” نقش اسم دارد.)
    – پدر جان به او درباره مسئولیت‌پذیری پندی داد.
    – او برای پسرش صحبت کرد و او را پند داد.
    – سخنرانی‌های استاد ما آنقدر جذاب است که خیلی از دانشجوها آن‌ها را ضبط می‌کنند و بعداً دوباره گوش می‌دهند.
    – این سالن سخنرانی گنجایش بیش از ۲۰۰ نفر را دارد. (در این مثال “سخنرانی” به شکل صفت استفاده شده است.)
    – سخنرانی معلم درباره نمایشنامه هملت آنقدر طولانی بود که حس می‌شد تمامی ندارد. واقعاً کسل‌کننده بود.
    – سخنرانی‌هایی که در TED ارائه می‌شوند خیلی پرطرفدار هستند. شما می‌توانید در آن وب‌سایت به صحبت‌های برترین اندیشمندان جهان گوش دهید و از آن‌ها بیاموزید.
    – تینا وقتی ناراحت شد که شوهرش سعی کرد به او بگوید چطور یک همسر خوب باشد.

    توجه: به تلفظ این کلمه دقت کنید. حرف “t” در “lecture” صدای “sh” می‌دهد: /lek شur/
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.