دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Furniture به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Furniture به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Furniture به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مبلمان” یک اسم است که به مجموعه‌ای از وسایل مانند میز، صندلی، کمد، تخت و چیزهای مشابه اشاره می‌کند. این کلمه به صورت جمع به کار نمی‌رود و همیشه به شکل مفرد استفاده می‌شود.

    در خانه تام مبلمان زیادی وجود دارد.
    چه مقدار مبلمان در خانه شما هست؟
    سارا باید چند تا از وسایل خانه را داخل آپارتمانش جابه‌جا کند.
    وقتی لازم است مبلمان جدید بخریم، به فروشگاه مبلمان می‌رویم.
    ایکیا یک فروشگاه معروف برای خرید مبلمان جدید است.
    خیلی از آمریکایی‌ها مبلمان قدیمی و عتیقه را دوست دارند.
    ما یک قلم مبلمان زیبا از یک فروشنده عتیقه خریدیم. او یک میز تحریر ۲۰۰ ساله به ما فروخت.

     

    کلمه “furnish” به معنای تجهیز کردن یا فراهم آوردن است. این فعل برای دادن یا آماده کردن وسایل و ملزومات به کار می‌رود.

    چارلز و کامیل آپارتمانشان را با وسایلی که از یک فروشگاه دست‌دوم فروشی خریده بودند، مجهز کردند.
    خانه‌ای که هفته پیش رفتیم، خیلی قشنگ و کامل مبله بود. (این جمله به شکل مجهول ساخته شده است.)
    هتل همه چیزهایی که مهمانان برای یک اقامت آرام نیاز دارند، برایشان فراهم می‌کند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Further به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Further به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Further به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “further” (بیشتر) معمولاً با کلمه “farther” (دورتر) اشتباه گرفته می‌شود. گاهی اوقات این دو کلمه تفاوت خیلی کمی با هم دارند و به جای هم استفاده می‌شوند. اما در بعضی مواقع تفاوت‌هایی بین آن‌ها وجود دارد.

    وقتی در مورد مسافت و فاصله صحبت می‌کنید، می‌توانید از هر دو کلمه “further” یا “farther” استفاده کنید:

    – We need to go a little further to find a place to eat.
    – The weather is warmer further south.
    – Further north of here there are some great places to go camping.
    – Please move that chair a little further to the right.
    – The bike trail is further up the hill.

    در این حالت‌ها، هر دو کلمه به یک معنی هستند و می‌توانید از هر کدام استفاده کنید.

    اما کلمه “further” گاهی شبیه به کلمه “more” (بیشتر) به کار می‌رود:

    – There will be no further discussion regarding this matter.
    – Further progress has been made on the construction of the bridge.
    – Further economic growth is dependent on low interest rates.
    – Look no further. You have found what you were looking for.

    در این جملات، “further” به معنای “بیشتر” یا “اضافی” است.

    یک تفاوت مهم دیگر این است که “further” می‌تواند به عنوان فعل هم استفاده شود، اما “farther” این کاربرد را ندارد:

    – Joe would like to further his education by taking classes online.
    – Sarah is furthering her company’s interests by moving to Mexico.

    در اینجا “further” به معنای “پیش بردن” یا “گسترش دادن” است.

    کلمه “furthest” نیز شکل عالی کلمه “further” است و برای بیان بیشترین فاصله یا حد نهایی به کار می‌رود:

    – Furthest from my mind is going back to work when I’m on vacation.
    – Pluto was regarded as the planet in our solar system furthest from the sun until astronomers decided it was not really a planet but a dwarf planet.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fuss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fuss به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fuss به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “fuss” معمولاً وقتی به کار می‌رود که کسی بیش از حد درباره چیزی نگران باشد یا به خاطر سلیقه شخصیِ دقیقش، برای دیگران مشکل ایجاد کند.

    در مثال‌های زیر، “fuss” به عنوان فعل استفاده شده است:

    – جرمی همیشه مشغول کلنجار رفتن با پازل‌هاست.
    – ونسا مدام با لباسش ور می‌رود تا آن را به حالت مناسب دربیاورد.
    – اگر زیادی دستور غذا را دستکاری کنی، آن را خراب خواهی کرد.
    – دیگر با آن ور نرو.
    – یک مشتری که در برگر کینگ مدام منو را زیر سؤال می‌برد، باعث معطل شدن افراد پشت سرش شد تا این‌که بالاخره تصمیمش را گرفت. (این نمونه‌ای از یک جمله مرکب-پیچیده است.)

    کلمه “fuss” به عنوان اسم نیز به کار می‌رود:

    – لازم نیست از این موقعیت یک غوغای بزرگ به پا کنی. (فعل “make” و صفت “big” اغلب با “fuss” همراه می‌شوند.)
    – همسایه‌ها وقتی رونالد قایقش را در خیابان پارک کرد، جنجال بزرگی به پا کردند.
    – اگر درباره چیزی به اندازه کافی سروصدا کنی، توجه بقیه را جلب خواهی کرد.
    – غوغا نکن. فقط ساکت باش.

    واژه “fussy” نیز یک صفت است:

    – راشل در خوردن غذا سخت‌گیر است.
    – والتر در مورد محلی که زندگی می‌کند، حساس است.
    – بعضی از دانش‌آموزان نسبت به جای نشستنشان در کلاس بسیار حساس هستند.
    – دیگر این‌قدر سخت نگیر.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Gab به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gab به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Gab به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «گَب» به معنی حرف زدن طولانی، چه از طریق تلفن و چه رو در رو، است. این واژه، یک اصطلاح محاوره‌ای محسوب می‌شود و همه از آن استفاده نمی‌کنند، اما در بین انگلیسی‌زبانان آمریکایی، شنیدن این کلمه رایج است.

    ترزا و زهرا می‌توانند ساعت‌ها با تلفن صحبت کنند.
    آنها در مورد چه چیزی حرف می‌زنند؟
    سرپرست به کارکنان گفت که صحبت کردن را متوقف کنند و به کارشان برگردند.
    نِد مدام در مورد نوه‌هایش صحبت می‌کند و این موضوع خیلی سریع حوصله‌سربر می‌شود.
    ما در یک مهمانی در همان خیابان، چند ساعتی با همسایه‌ها گپ زدیم.
    هنری استعداد کلامی بالایی دارد. او می‌تواند در هر زمان و در مورد هر موضوعی به راحتی صحبت کند. (استعداد کلامی = توانایی صحبت کردن آسان.)
    کسی که این استعداد را داشته باشد، می‌تواند مجری خوبی برای رادیو یا برنامه‌های گفتگو باشد.

    **نکته:** کلمه «گَب» بسیار شبیه به کلمه «چَت» (گپ زدن) است. با این تفاوت که چَت کردن معمولاً زمان کمتری می‌برد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Gadget به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gadget به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gadget به فارسی با مثالهای کاربردی

    گَجِت به یک وسیله یا ابزار گفته می‌شود. معمولاً این وسایل کاربردهای مفیدی دارند، اما گاهی هم ممکن است بی‌فایده باشند.

    من یک وسیله مخصوص برای باز کردن فیلتر روغن ماشینم دارم.
    دوست من باب، یک ابزار جالب در چاقوی چندکاره سوئیسی خود دارد، اما نمی‌داند کاربرد آن چیست.
    فروشگاه‌های ابزارفروشی، وسایل مختلفی برای تعمیرات خانه می‌فروشند.
    در آشپزخانه هم انواع گجت‌ها وجود دارند که برای آماده کردن غذا به کار می‌روند.
    فشاردهنده سیر یک وسیله است که برای خرد کردن و له کردن سیر استفاده می‌شود.
    پوست‌کن سیب‌زمینی هم یک ابزار است که پوست سیب‌زمینی را می‌گیرد.
    بستنی‌کش هم وسیله‌ای است که با آن بستنی را برمی‌داریم.
    بعضی از این ابزارها خیلی به دردبخور و کاربردی هستند، اما بعضی دیگر ممکن است چندان مفید یا عملی نباشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gag به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gag به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “gag” بسته به نوع استفاده، معانی مختلفی دارد.

    وقتی این کلمه به عنوان یک فعل به کار می‌رود، به معنای احساس خفگی یا حالت تهوع است. این یک واکنش طبیعی بدن است که وقتی چیزی به انتهای گلو برخورد می‌کند، برای جلوگیری از ورود آن به حلق رخ می‌دهد:

    وقتی دکتر پشت گلوی میشل را معاینه کرد، او کمی احساس خفگی کرد.
    برایان موقع خوردن کلم بروکسل که مادرش به او داده بود، حس کرد دارد خفه می‌شود.
    فکر خوردن یک کرم خاکی باعث می‌شود حالت تهوع بگیرم.
    این صحنه خیلی چندش‌آور است، دلم می‌خواهد بالا بیاورم.

    اما وقتی “gag” به عنوان یک اسم استفاده می‌شود، معمولاً به یک شوخی یا یک صحنه خنده‌دار اشاره دارد.

    برنامه تلویزیونی “Saturday Night Live” به خاطر شوخی‌های بی‌پرده و جک‌های سیاسی معروف است.
    شوخی‌هایی که برای این نمایش نوشته شده بود، چندان بامزه نبود.
    سامانتا در طی چند سال گذشته، چندین بار هدف شوخی‌های همکارانش در محل کار قرار گرفته است.

    علاوه بر این، “gag” می‌تواند به وسیله‌ای گفته شود که برای بستن دهان فرد و جلوگیری از صحبت کردن به کار می‌رود:

    دزدان قربانیان خود را بستند و دهان آن‌ها را با پارچه بستند.
    قاضی به تمام اعضای هیئت منصفه دستور داد تا درباره پرونده با کسی صحبت نکنند. (دستور سکوت یک دستور قانونی است که توسط قاضی صادر می‌شود)
    با گذاشتن پارچه در دهان آن مرد، از حرف زدن او جلوگیری شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gain به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Gain به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی بهتر می‌شود یا بیشتر می‌شود، می‌گوییم یک “gain” یا “افزایش” رخ داده است. این کلمه را هم می‌توان به صورت اسم به کار برد و هم به صورت فعل.

    در ادامه نمونه‌هایی از کاربرد “gain” به عنوان فعل آورده شده است:

    با رفتن به مدرسه می‌توانی دانش زیادی به دست آوری.
    وقتی جرمی به تیم فوتبال پیوست، چند دوست جدید پیدا کرد.
    هیلدا بعد از یک بیماری سخت احساس می‌کند کم‌کم قوایش را دوباره به دست می‌آورد.
    رقابت دارد به ما می‌رسد. باید امسال بیشتر تلاش کنیم.
    معلم شما در یکی دو سال گذشته خیلی وزن اضافه کرده است. (این خوب نیست!)
    از این همه تلاش چه چیزی عایدت شده است؟

     
    به این شکل هم می‌توانید از “gain” به عنوان اسم استفاده کنید:

    در زمینه خواندن، بین دانش‌آموزان پیشرفت‌های زیادی دیده می‌شود. (gains = نمرات بهتر در آزمون‌ها)
    در طول سال‌ها، زنان در محیط کار به موفقیت‌های زیادی دست یافته‌اند.
    سودی که از سرمایه‌گذاری‌شان به دست آوردند، قابل توجه بود. (در اینجا “gain” می‌تواند به معنی افزایش ارزش یا بهتر شدن شرایط باشد.)
    سود ما در سال گذشته بیش از ضررمان بود، برای همین توانستیم سود کنیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gamble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gamble به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Gamble به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که قمار می‌کند، برای رسیدن به سود بیشتر یا موقعیت بهتر، دست به کارهای پرخطر می‌زند.

    مردم برای قمار کردن به کازینو می‌روند.
    بعضی‌ها هم برای شرط‌بندی روی مسابقه اسب‌دوانی به میدان مسابقه می‌روند.
    قمار در بعضی مناطق ممنوع و غیرقانونی است.
    یکی از دوستانم تمام پس‌انداز زندگی‌اش را در قمار از دست داد و الان هیچ چیزی ندارد.
    آیا تو تا به حال روی چیزی شرط بسته یا قمار کرده‌ای؟

     
    واژه «قمار» اغلب در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که ربطی به قمارخانه ندارد، اما خطر کردن در آن وجود دارد.

    ماریو وقتی بدون کلاه‌ایمنی موتورسواری می‌کند، در واقع جان خود را به خطر می‌اندازد.
    بی‌توجهی به تحصیل، یعنی ریسک کردن و قماربازی با آینده‌ات.
    ورزش‌های پرخطر مثل کوهنوردی و پرش با چتر، به نظر ارزش این همه خطر کردن را ندارند. (ممکن است فرد در حین انجام این فعالیت‌ها جان خود را از دست بدهد.)

     
    واژه «قمار» به صورت اسم مصدر هم به کار می‌رود:

    در ایالتی که من زندگی می‌کنم، قمار به صورت محدود اجازه داده شده‌است.
    کسب درآمد از راه قمار کار آسانی نیست.
    قمار می‌تواند به شدت اعتیادآور باشد.
    کسی که به قمار معتاد است، ممکن است تمام دارایی خود را از دست بدهد. (در این جمله کلمه «قمار» به صورت صفت به کار رفته است.)

     
    این واژه را می‌توان به شکل اسم نیز استفاده کرد:

    نادیده گرفتن توصیه‌های پزشک، یک قمار است.
    سیگار کشیدن هم نوعی قمار است. هر کسی از آن بیمار نمی‌شود، اما بسیاری از مردم بیمار می‌شوند.
    من خودم حاضر نیستم چنین خطری را بپذیرم.
    مهاجرت به آمریکا ممکن است خوب باشد یا نه؛ این کار یک قمار است.
    خرید خانه به عنوان سرمایه‌گذاری، با توجه به موقعیتش، می‌تواند یک شرط خوب باشد.

     
    به کسی که قمار می‌کند «قمارباز» می‌گویند.

    پوکر بین قماربازان یک بازی کارتی بسیار محبوب است.
    یک قمارباز موفق باید بداند چه زمانی دست از بازی بکشد. (یعنی بازی را متوقف کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Game به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Game به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Game به فارسی با مثالهای کاربردی

    بازی، یک فعالیت لذت‌بخش و سرگرم‌کننده است. بعضی از بازی‌ها قوانین مشخص و فضای خاصی برای انجام دارند، اما خیلی از بازی‌ها هم هستند که ساختار و قانون پیچیده‌ای ندارند. بازی‌ها انواع بسیار مختلفی دارند.

    آیا دوست دارید بازی کنید؟
    مونوپولی یک بازی رومیزی جذاب است.
    شطرنج یک بازی مبتنی بر تفکر و برنامه‌ریزی است.
    رولت یک بازی شانسی محسوب می‌شود.
    بیسبال یک رشته ورزشی است، اما در عین حال یک بازی هم هست.
    تیم‌های حرفه‌ای بیسبال در هر فصل حدود ۱۶۰ بازی انجام می‌دهند.
    فوتبال بازی‌ای است که در یک زمین بزرگ انجام می‌شود.
    بسکتبال نیز بازی‌ای است که در زمین مخصوص خودش برگزار می‌شود.
    کودکان بازی‌های مختلفی انجام می‌دهند، مثل قایم‌باشک، لی‌لی و بالا بلندی. (این‌ها در دسته ورزش قرار نمی‌گیرند.)
    بعضی بازی‌ها قوانین بسیار پیچیده‌ای دارند و برخی دیگر قوانین ساده.
    بازی‌های المپیک تابستانی هر چهار سال یکبار برگزار می‌شوند و ورزشکاران زیادی از سراسر دنیا در آن شرکت می‌کنند.

    علاوه بر این، کلمه «بازی» در موقعیت‌های دیگری هم به کار می‌رود.

    اگر کسی سعی کند «سیستم را بازی دهد»، یعنی می‌خواهد با روشی غیرصادقانه به هدفش برسد.
    بعضی افراد که از دولت کمک می‌گیرند، سعی می‌کنند قوانین را به نفع خود دور بزنند.
    اگر کسی در محل کار «بازی» کند، ممکن است بخواهد برای همکارانش مشکل ایجاد کند.
    رئیس ما آدمی است که «بازی» را دوست ندارد. او با کارمندانش کاملاً صادق است.
    کسی که «بازی ذهنی» می‌کند، سعی دارد دیگری را فریب دهد یا از نظر فکری مغلوب کند. این نوع بازی‌ها معمولاً بی‌ادبانه و نامناسب تلقی می‌شوند.
    «بازی‌های جنگی» در واقع تمرین‌های نظامی هستند که در آن سربازان به صورت نمایشی با دشمن فرضی می‌جنگند.
    به کسی که زیاد بازی ویدیویی انجام می‌دهد (روی کامپیوتر یا کنسول بازی)، «گیمر» می‌گویند.
    وقتی کسی «چهره بازی» به خود می‌گیرد، یعنی برای رقابت کاملاً آماده است.
    اگر از شما بپرسند: «بازی هستی؟» یعنی آیا حاضرید کاری را انجام دهید یا نه؟
    «بازی شروع شد!» یعنی: من آماده‌ام.

    گاهی کلمه «گِیم» در مورد حیوانات وحشی هم به کار می‌رود.

    «پارک شکار» منطقه‌ای حفاظت‌شده است که شکارچیان در آن به حیوانات وحشی شلیک می‌کنند.
    «گوشت شکار» به گوشت حیواناتی مانند ببر، خرس یا گوزن گفته می‌شود.
    اگر طعم چیزی «گِیمی» باشد، یعنی شبیه گوشت شکار است. این نوع گوشت طعمی بسیار تند و قوی دارد. (بعضی افراد از بو و مزه گوشت شکار خوششان نمی‌آید.)
    من خودم گوشت کوسه را دوست ندارم. چون طعمش خیلی گِیمی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gang به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gang به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gang به فارسی با مثالهای کاربردی

    باند به گروهی از افراد گفته می‌شود. این واژه معمولاً برای اشاره به گروه‌های خلافکار یا جوانانی که با هم یک گروه تشکیل می‌دهند به کار می‌رود. در آمریکا، بعضی از نوجوانان در شهرها به عضویت در یک باند افتخار می‌کنند. آن‌ها در دوره نوجوانی به این گروه‌ها می‌پیوندند و گاهی تا بزرگسالی در آن می‌مانند. وجود باندها در یک جامعه معمولاً یک مشکل محسوب می‌شود.

    جمال در سن پانزده سالگی عضو یک باند شد.
    یاسمین هم وقتی چهارده سال داشت، به یک باند پیوست.
    The Bloods یک باند شناخته‌شده در لس‌آنجلس است.
    باند خیابان هجدهم، یک گروه لاتین‌تبار است.
    تریاد نیز یک باند آسیایی-آمریکایی محسوب می‌شود.
    انواع مختلفی از باندهای موتورسوار و باشگاه‌های موتورسیکلت وجود دارد.
    بعضی از این باندها به جامعه خود خدمت می‌کنند و کارهای غیرقانونی انجام نمی‌دهند.
    باندهایی که در دهه ۱۹۲۰ و در دوره ممنوعیت فروش الکل شکل گرفتند، در فروش مشروبات الکلی، مواد مخدر و فحشا دست داشتند.
    آل کاپون یک گانگستر معروف بود. (کلمه «گانگستر» برای اشاره به یک فرد به کار می‌رود.)
    بسیاری از اعضای باندها در نهایت به زندان می‌افتند.

    گاهی اوقات کلمه «gang» در گفتگوهای روزمره و برای اشاره به یک گروه بزرگ از مردم استفاده می‌شود. در این حالت، معنی آن با تعریف قبلی کاملاً فرق دارد:

    هی، گروه! چه خبر؟
    خب، گروه! بریم!
    گروه من کجاست؟ (یعنی گروهی که من عضو آن هستم کجاست؟)

    توجه: برخی از باندها با کشیدن نقاشی‌های دیواری یا «تگ‌زدن» خود را در یک محله معرفی می‌کنند. اگر در جایی که زندگی می‌کنید چنین نشانه‌هایی دیدید، ممکن است به این معنا باشد که آنجا فعالیت باندی وجود دارد. بعضی از این باندها بی‌آزارند، اما برخی دیگر می‌توانند برای جامعه و خانواده‌هایی که فرزندانشان به باند می‌پیوندند، مشکل‌ساز شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.