دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Freak به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Freak به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Freak به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «فریک» معمولاً در گفتار روزمره برای بیان حس تعجب یا شوک فرد نسبت به یک اتفاق به کار می‌رود. این کلمه اغلب با «اوت» همراه می‌شود.

    مردمی که در بوستون زندگی می‌کنند از مقدار بسیار زیاد برفی که امسال زمستان باریده، حسابی شوک‌زده شده‌اند.
    وقتی فهمیدم هزینه تعمیر ماشینم چقدر بالا است، واقعاً ترسیدم.
    یولاندا وقتی فهمید همسرش تصادف کرده، دچار وحشت شد.
    رئیس تام بعد از دیدن آمار فروش سه‌ماه گذشته، عصبانی شد. (یعنی هم متعجب بود و هم ناراحت.)
    دارم حسابی هول می‌کنم. (این عبارت بین جوان‌ها خیلی رایج است.)

     
    «فریک» همچنین به شخص یا چیزی گفته می‌شود که بسیار غیرعادی است یا ویژگی‌های جسمی عجیبی دارد:

    در گذشته، در سیرک‌ها، کارناوال‌ها و نمایشگاه‌ها، برنامه‌هایی به نام «نمایش عجایب» وجود داشت که در آن افرادی با ویژگی‌های فیزیکی غیرمعمول را به نمایش می‌گذاشتند.
    به کسی که شمشیر می‌خورد، شیشه می‌خورد یا آتش وارد دهانش می‌کند، یک «فریک» می‌گویند.
    در دهه ۱۹۷۰، از کلمه «فریک» برای اشاره به کسی که مقدار زیادی مواد مخدر مصرف می‌کرد استفاده می‌شد.
    همسایه‌ای که در همین خیابان زندگی می‌کرد، در یک حادثه غیرمنتظره جان باخت. او هنگام طوفان زیر یک درخت ایستاده بود که ناگهان یک شاخه بزرگ افتاد و او را کشت.

    توجه: استفاده از کلمه «فریک» برای توصیف یک فرد، کار بی‌ادبانه‌ای است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Free به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Free به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Free به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما معمولاً کلمه “free” (رایگان) را به صورت صفت یا فعل به کار می‌بریم. این کلمه کاربردهای متنوع و جالبی دارد. احتمالاً بیشتر مواقع آن را به عنوان صفت می‌شنوید، وقتی چیزی کاملاً بدون هزینه است:

    این کتاب‌ها رایگان هستند. (نیازی نیست برای آن‌ها پولی بپردازید.)
    دیشب یک کنسرت رایگان تماشا کردیم.
    می‌توانید از این وب‌سایت به رایگان استفاده کنید.

    همچنین از “free” برای صحبت درباره شرایط زندگی و آزادی‌های فردی و اجتماعی استفاده می‌شود:

    راحت باش و هر چه می‌خواهی بگو.
    آیا در کشور محل زندگی‌ات، احساس آزادی در بیان عقاید خود داری؟
    در طول کنفرانس، آزاد هستی که هر زمان خواستی بیایی یا بروی.
    وقتی بازنشسته شوی، هر روز می‌توانی هر کاری که دوست داری انجام دهی.
    امروز بعدازظهر وقت آزاد داری؟ (آزاد = وقت داشتن)
    چه ساعتی وقت خالی داری؟

    برای بیان نبودن چیزی نیز می‌توان “free” را به پایان یک اسم اضافه کرد:

    این نوشابه بدون قند است. (قند ندارد.)
    او زندگی بی‌دغدغه‌ای دارد. (هیچ نگرانی ندارد.)
    او در نهایت از شر سرطان خلاص شد. (سرطان کاملاً از بین رفته است.)

    به عنوان فعل، کلمه “free” به معنای آزاد کردن یا رها کردن چیزی است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    free

    آزاد شدن

    freed

    آزاد شد

    freed

    آزاد شده

    تیم قفس خرگوش را باز کرد و به او آزادی داد. (او اجازه داد خرگوش از قفس بیرون بیاید.)
    آن مرد بعد از هشت سال زندانی بودن، از زندان آزاد شد.
    می‌توانی زمانی را خالی کنی تا هفتهٔ بعد همدیگر را ببینیم؟
    تانیا با پرداخت کامل بدهی‌های کارت‌های اعتباری‌اش، خودش را از قید و بند بدهی‌ها رها کرد.
    آبراهام لینکلن با صدور «اعلامیه آزادی بردگان»، برده‌ها را از اسارت نجات داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Frequent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frequent به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Frequent به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Frequent” به معنای کاری است که بارها و بارها انجام می‌شود یا چیزی که زیاد اتفاق می‌افتد.

    انجام مکرر ورزش برای سلامتی شما خوب است. (اگر به طور منظم ورزش کنید، سالم می‌مانید.)
    او به خانه آنها زیاد می‌رود و می‌توان گفت یک مهمان همیشگی است.
    او معمولاً برای انجام تکالیف ریاضی‌اش نیاز به کمک دارد. (یعنی زیاد درخواست کمک می‌کند.)
    بیل به طور مرتب با مشتریانی که در کشورهای دیگر هستند، تماس تلفنی می‌گیرد.

     
    قید این کلمه “frequently” است که به فارسی “اغلب” یا “به کرات” معنی می‌دهد.

    بیل اغلب با مشتریان خارج از کشور تماس می‌گیرد.
    خرگوش‌های وحشی معمولاً جفت‌گیری می‌کنند و تعداد زیادی بچه به دنیا می‌آورند.
    گرگ و لورا معمولاً به این کافه سر می‌زنند.
    چند وقت یکبار رانندگی می‌کنی؟ (یعنی با چه تکرار و فراوانی)
    پرسیدن سؤال به صورت مرتب در کلاس، روش خوبی برای مشارکت در درس است.

     
    اسم این کلمه “frequency” به معنای “تکرار” یا “فراوانی” است.

    تعداد سفارشات جدید آنقدر زیاد شده که شرکت مجبور است نیروی کار بیشتری استخدام کند.
    بازدید بسیار زیاد از وب‌سایت، برای سرور مشکل ایجاد کرد.
    پزشک توانست تعداد دفعات تشنج بیمارش را به طور چشمگیری کم کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Friend به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Friend به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Friend به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک دوست کسی است که بودن در کنار تو را دوست دارد، با تو وقت می‌گذراند، وقتی به کمک نیاز داری کنارت می‌ماند و با تو مهربان است.

    رامون، جمال و تونی با هم دوست هستند.
    از زمانی که با هم در مهدکودک بودند، این دوستی ادامه دارد.
    آنها از داشتن یکدیگر خوشحالند.

     
    کلمه “friend” در انگلیسی بسیار پرکاربرد است. در ادامه چند نمونه از نحوه استفاده از آن را می‌بینید:

    جورجینا در مدرسه چند دوست تازه پیدا کرد.
    وقتی به شهر یا محله جدیدی می‌روی، دوست پیدا کردن گاهی سخت می‌شود.
    بیا با هم دوست باشیم.
    امشب می‌خواهم با چند نفر از همکارانم بیرون بروم.
    بعد از اینکه خاویر و دانیل از هم جدا شدند، باز هم با هم دوست ماندند.
    دوست در موقع نیاز، دوست واقعی است. (این یک ضرب‌المثل معروف است)

     
    کلمه “friendship” به رابطه بین دو دوست اشاره دارد.

    جنیفر و دوریس بیش از ۴۰ سال است که با هم دوست‌اند و این دوستی همچنان پابرجاست.
    آنها رابطه‌ای ساختند که سال‌هاست ادامه دارد.
    داشتن یک دوستی همیشگی، نعمت بزرگی است.

     
    کلمه “friendly” به معنی “خوش‌برخورد” یا “صمیمی” است:

    همه در مهمانی با من خوش‌برخورد بودند.
    همسایه‌های خیلی خوب و صمیمی داریم.
    آن خانم برای نشان دادن محبتش، به ما دست تکان داد.

     
    فیس‌بوک معنای تازه‌ای به کلمه “friend” داده است. اگرچه قبلاً از این کلمه به عنوان فعل استفاده نمی‌شد، اما امروزه رایج شده است:

    من در فیس‌بوک با پنج نفر جدید دوست شدم.
    اگر تو مرا به لیست دوستانت اضافه کنی، من هم تو را اضافه می‌کنم.
    یک دختر در مدرسه عکس‌های نامناسبی در فیس‌بوک گذاشته بود، برای همین من ارتباطم را با او قطع کردم.

     
    نکته: از فعل “make” معمولاً وقتی استفاده می‌شود که کسی دوست تازه‌ای پیدا می‌کند.

    یک دوست پیدا می‌کنی.
    با دیگران دوست می‌شوی.
    جنی در سفر به رم دوستان زیادی پیدا کرد.
    آیا اخیراً کسی را پیدا کرده‌ای که با او دوست شوی؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Frighten به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frighten به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Frighten به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که قرار است دیگران را بترساند. این واژه بسیار شبیه به کلمه “ترساندن” است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    frighten

    ترساندن

    frightened

    ترسید

    frightened

    ترسیده

    رعد و برق باعث ترس بچه‌ها شد.
    بچه‌ها از توفان ترسیده بودند.
    چه چیزهایی باعث ترس شما می‌شود؟
    نوید می‌گوید از مردان روستای کناری می‌ترسد.
    تیلدا از سگ‌های بزرگ می‌ترسد.
    یک زن در خیابان ما، همه کسانی که از جلوی خانه‌اش رد می‌شدند را می‌ترساند.
    خیلی از مردم دوست دارند هنگام تماشای فیلم‌های ترسناک، بترسند.
    دیگر هیچ چیز جو را نمی‌ترساند یا غافلگیر نمی‌کند. او همه چیز را در زندگی دیده است. (او مرد پیری است و چیزهای ترسناک و شگفت‌انگیز زیادی تجربه کرده.)
    مردی با اسلحه وارد مغازه شد و همه خریداران را ترساند.

    می‌توانید از کلمات “ترسیده” یا “ترسناک” به عنوان صفت استفاده کنید:
    با قوی‌تر شدن صدای رعد، بچه‌های ترسیده شروع به گریه کردند.
    توفان، ترسناک بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Frigid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frigid به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Frigid به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی هوا بیرون خیلی خیلی سرد می‌شود، معمولاً می‌شنوید که مردم از کلمه “سرد” برای توصیف هوا استفاده می‌کنند:

    هوای بیرون بسیار سرد است.
    هوای سرد از منطقه قطب شمال به اینجا رسید.
    به خاطر سرمای شدید، امروز مدارس تعطیل شدند.
    یک توده هوای بسیار سرد، دما را به زیر صفر رساند.

    این واژه همچنین ممکن است برای توصیف روابط بین آدم‌ها هم به کار رود.

    روابط آن‌ها سرد شد و در نهایت به جدایی انجامید.
    باب از این شکایت دارد که همسرش با او سرد برخورد می‌کند و به او علاقه‌ای نشان نمی‌دهد.
    بسیاری از بیماران در بیمارستان، برخورد دکتر بنسون را سرد توصیف می‌کنند. به نظر می‌رسد او به کسانی که درمان می‌کند، بی‌اعتناست.

    *بی‌اعتنا: کسی که توجه و علاقه‌ای نشان نمی‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Frost به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frost به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Frost به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **frost** به معنای “یخ‌زدگی” است و برای توصیف آن لایه نازک و بلورهای ریز یخ که روی سطوح سرد تشکیل می‌شود، به کار می‌رود.

    مثلاً:
    – وقتی جان صبح به سمت ماشینش می‌رود، باید یخ‌های روی شیشه را بتراشد.
    – فصل برداشت محصول با آمدن نخستین یخ‌بندان تمام می‌شود. بعد از آن، گیاهان پژمرده شده و از بین می‌روند.
    – اگر داخل فریزرتان یخ بیش از حد جمع شد، باید آن را یخ‌زدایی کنید. (این مشکل معمولاً در فریزرهای قدیمی پیش می‌آید.)
    – برای یخ‌زدایی فریزر، در آن را باز می‌گذارید تا یخ‌ها آب شوند. (در این جمله کلمه **defrost** یک فعل است.)
    – در زمستان برای پاک کردن یخ شیشه‌های ماشین، می‌توانید از سیستم یخ‌زدای ماشین استفاده کنید.

    همچنین کلمه **frost** به عنوان فعل هم به کار می‌رود، اما معمولاً وقتی صحبت از پوشاندن روی کیک با لایه‌ای شیرین (فراستینگ) است:

    – او با مهارت زیادی روی کیک را پوشاند.
    – کیک را already پوشاندی؟
    – من امروز صبح روی کیک را پوشاندم.

    کلمه **frosting** نیز یک اسم است و به همان لایه شیرین روی کیک اشاره دارد:

    – من فراستینگ شکلاتی را دوست دارم.
    – آیا شما فراستینگ روی کیک را دوست دارید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Frostbite به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frostbite به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Frostbite به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی برای مدت طولانی در هوای بسیار سرد (نزدیک یا زیر صفر درجه) بیرون بماند، ممکن است دچار سرمازدگی در دست‌ها، پاها یا قسمت‌هایی از صورتش – مخصوصاً گوش‌ها – شود.

    در ادامه چند مثال از نحوه استفاده از کلمه «سرمازدگی» را می‌بینید:

    – دان پس از یک شب اسکی با دوستانش به دلیل سرمازدگی تحت درمان قرار گرفت.
    – به کودکان گفته شد برای جلوگیری از سرمازدگی، سه لایه جوراب بپوشند.
    – مدارس ایالت مینه‌سوتا امروز تعطیل هستند، چون مسئولان نگرانند کودکانی که لباس مناسب نپوشیده‌اند، دچار سرمازدگی شوند.
    – اگر آسیب ناشی از سرما به انگشتان دست یا پا خیلی جدی باشد، ممکن است پزشک مجبور به قطع آن عضو شود. (کلمه «سرمازده» یک صفت است.)
    – انگشتان سرمازده باید بلافاصله در آب گرم قرار داده شوند.
    – اگر احتمال می‌دهید قسمتی از بدنتان دچار سرمازدگی شده، حتماً به پزشک مراجعه کنید.
    – باید هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا از سرمازدگی جلوگیری کنید.
    – آیا شما تا به حال سرمازدگی را تجربه کرده‌اید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fresh به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fresh به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Fresh به فارسی با مثالهای کاربردی

    هوای فصل بهار بوی تازگی می‌دهد.
    توت‌فرنگی‌های کاملاً رسیده عطر تازه‌ای دارند.
    در قسمت میوه و سبزیجات فروشگاه، می‌توانید محصولات تازه پیدا کنید.
    نانوایی‌ها نانِ تازه به فروش می‌رسانند.
    قصاب‌ها نیز گوشت تازه ارائه می‌دهند.
    اگر خوراکی‌ها تازه نباشند، می‌گوییم کهنه، فاسد یا خراب شده‌اند.
    فارغ‌التحصیلان دانشگاه معمولاً پر از ایده‌های نو و تازه هستند.
    تینا می‌گوید پس از دوش گرفتن، احساس سرزندگی و تازگی دارد.
    من ترجیح می‌دهم صبح‌های زود کار کنم، چون در آن زمان ذهنم شاداب و آماده است.
    دانش‌آموزان آغاز سال تحصیلی را دوست دارند، چون برای آنان یک شروع دوباره و تازه به ارمغان می‌آورد.

     
    اگر پیشوند “re” را به “fresh” اضافه کنیم، کلمه “refresh” ساخته می‌شود. این کلمه می‌تواند به صورت صفت، فعل یا اسم به کار رود:

    او پس از دوش گرفتن احساس شادابی می‌کند. (صفت)
    بسیاری از افراد بعد از مسافرت یا تعطیلات، احساس سرزندگی و تازگی دارند.

     
    این دو مثال بعدی به محیط اینترنت و صفحات وب اشاره دارند:

    من صفحه‌ای که روی آن کار می‌کردم، رفرش کردم. (فعل)
    روی دکمه refresh کلیک کنید. (اسم)

    refresh = بارگذاری مجدد
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fret به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fret به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fret به فارسی با مثالهای کاربردی

    نگران شدن و دلواپس بودن برای چیزی، یک حالت آزاردهنده است.

    تینا در مورد همه چیز نگران می‌شود.
    هنری درباره نمراتش دلواپس است.
    تو نباید درباره آن موضوع ناراحت باشی. کاری از دستت برنمی‌آید.
    نگران نباش، ما راه حل این مشکل را پیدا خواهیم کرد.

     
    این واژه می‌تواند به عنوان یک اسم هم به کار برود:

    مادر آنقدر درگیر تشویش و نگرانی بود که دچار یک حمله عصبی شد.
    نگرانی از مرگ و میر بیشتر به خاطر مشکل احتراق، خودروساز را وادار کرد تا دستور فراخوان محصولات را صادر کند.
    نگرانی مرد به سرعت از بین رفت وقتی فهمید آن زن یک سبد لباس‌شویی را در کالسکه گذاشته، نه یک نوزاد.

     
    علاوه بر این، فرت (fret) بخشی از ساز گیتار است که برای تولید نت‌ها و آکوردها از آن استفاده می‌شود.

    انگشتانم روی چهار فرت پهن شده‌اند.
    برای تولید صدا با گیتار، باید انگشتانتان را روی فرت‌های صحیح قرار دهید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.