دسته: معنی ضرب المثل

  • معنی ضرب المثل ” جانماز آب کشیدن “

    معنی ضرب المثل ” جانماز آب کشیدن “

    این ضرب‌المثل به افرادی اشاره دارد که ظاهراً خود را پاک و بی‌گناه نشان می‌دهند، اما در باطن اعمال و نیات خوبی ندارند. این مثل معمولاً برای کسانی به کار می‌رود که با تظاهر به خوبی و تقوا، قصد فریب دیگران را دارند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” سیر از گرسنه خبر نداره “ را مطالعه کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود ” + داستان سری سر بزنید.

    در گذشته، افراد برای نماز خواندن روی جانماز (سجاده) می‌ایستادند. اگر کسی جانماز دیگری را بدون اجازه برمی‌داشت و می‌شست، این کار نشان‌دهندهٔ تظاهر او به پاک‌دستی و دینداری بود. در واقع، او می‌خواست به دیگران ثابت کند که فردی باایمان و پاک است، در حالی که این عمل تنها یک نمایش بود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” دو پا داشت دو پای دیگر هم قرض کرد “ را از دست ندهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” شیر تو شیر شدن “ را بخوانید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” زیر آب کسی را زدن “ مراجعه کنید.

    به بیان ساده، این ضرب‌المثل هشدار می‌دهد که ظاهر افراد همیشه نشان‌دهندهٔ باطن آنها نیست. برخی ممکن است با رفتارهای ظاهری و عوام‌فریبانه، قصد پوشاندن نیت‌های نادرست خود را داشته باشند.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” از این شاخه به آن شاخه پریدن “ سر بزنید.

    جانماز آب کشیدن

    در این نوشته، می‌خواهیم به بررسی معنا، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضرب‌المثل کهن ایرانی بپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    جانماز آب کشیدن کنایه از چیست؟

    به افرادی گفته می‌شود که با ظاهری آراسته و رفتاری مصنوعی، خود را فردی بسیار متدین و پرهیزکار نشان می‌دهند، اما در باطن، منافق و دروغگو هستند.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” بادمجان بم آفت ندارد “ ادامه دهید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” بعد از سی سال نوروز به شنبه افتاد “ را مطالعه کنید.

    جانماز نماد عبادت و دینداری است. این افراد حتی در مورد جانماز نیز حساسیت زیادی به خرج می‌دهند و مثلاً آن را می‌شویند تا مبادا نمازشان اشکال داشته باشد؛ اما تمام این کارها را در جمع و در برابر چشم دیگران انجام می‌دهند تا مردم آن‌ها را فردی پارسا و عارف ببینند. در واقع، آن‌ها در ظاهر، در عبادت و rituals افراط می‌کنند تا خود را برتر از دیگران جلوه دهند.

    خشکه مقدس کسی است که دین را فقط وسیله‌ای برای رسیدن به مقاصد و منافع دنیایی خود قرار داده است. اما اگر همین فرد در موقعیت‌های حساسی مانند امانتداری، راستگویی یا وفاداری به عهد آزمایش شود، خیانت، دروغگویی و پیمان‌شکنی او آشکار خواهد شد.
    کسی که واقعاً دیندار است، نه تنها ظاهری متعهد دارد، بلکه باطن و درونش نیز با ظاهرش یکسان است و به هیچ کس – چه مسلمان و چه غیرمسلمان – خیانت نمی‌کند.

     
    بیشتر بخوانید: ضرب المثل در مورد دورویی
    ضرب المثل های فارسی با آب
    اختصاصی-آنبین

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” شستم خبردار شد “ را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” گوش شیطون کر “ سر بزنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” یک لحظه غفلت، یک عمر پشیمانی ” + داستان سری سر بزنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” تنبل نرو به سایه، سایه خودش میایه “ سری سر بزنید.

  • معنی ضرب المثل ” با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه “

    معنی ضرب المثل ” با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه “

    گاهی برای رسیدن به یک نتیجه خوب، فقط حرف زدن و حرف شنیدن کافی نیست. این ضرب‌المثل دقیقاً به همین موضوع اشاره می‌کند.

    وقتی کسی مدام در مورد شیرینی حلوا صحبت می‌کند، فقط با شنیدن کلمه “شیرین” دهان کسی شیرین نمی‌شود. در واقع، تا زمانی که شخصی آن حلوا را نچشد، طعم واقعی آن را درک نخواهد کرد.

    این مثل در زندگی روزمره کاربرد زیادی دارد. مثلاً اگر کسی دائماً از فواید ورزش کردن بگوید، اما خودش هیچ‌وقت ورزش نکند، حرف‌هایش تأثیر چندانی روی دیگران نخواهد گذاشت. یا در مورد درس خواندن، اگر معلمی فقط از اهمیت یادگیری صحبت کند، اما دانش‌آموزان خودشان مطالب را تمرین نکنند، پیشرفت نخواهند کرد.

    پس این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که عمل کردن بسیار مهم‌تر از حرف زدن است. برای ایجاد تغییر یا رسیدن به موفقیت، باید دست به کار شویم و تنها به شنیدن یا گفتن اکتفا نکنیم.

    با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه

    در این نوشته، می‌خواهیم با هم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه چیست؟

    ۱- یعنی فقط با حرف زدن نمی‌توان به موفقیت رسید. باید دست به کار شد و برای رسیدن به خواسته‌ها تلاش کرد.

    ۲- این ضرب‌المثل به کسی گفته می‌شود که همیشه در مورد آرزوها و برنامه‌هایش صحبت می‌کند، اما در عمل هیچ کاری انجام نمی‌دهد.

    ۳- همانطور که اگر به جای خوردن حلوا، فقط کلمه “حلوا” را بارها تکرار کنیم، دهانمان شیرین نمی‌شود و طعم آن را احساس نمی‌کنیم، آرزوها و حرف‌های شیرین هم بدون تلاش و کوشش به نتیجه نمی‌رسند. افرادی که تنبلی می‌کنند و اراده قوی ندارند، فقط از موفقیت حرف می‌زنند، بدون اینکه برای آن کاری انجام دهند. در چنین مواقعی، این ضرب‌المثل را به کار می‌برند تا به آن فرد بفهمانند که حرف زدن به تنهایی فایده‌ای ندارد و تنها یک فکر بی‌اساس است.

    ۴- یعنی نتیجه با عمل به دست می‌آید، نه با حرف زدن.

     
    اختصاصی-آنبین
    پیشنهادی: معنی ضرب المثل چانه اش گرم شد

  • معنی ضرب المثل ” صد رحمت به دزد سرگردنه “

    معنی ضرب المثل ” صد رحمت به دزد سرگردنه “

    گاهی در گفتگوهای روزمره از عبارت “صد رحمت به دزد سرگردنه” استفاده می‌شود. شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که این ضرب‌المثل دقیقاً چه معنایی دارد و چرا به کار برده می‌شود.

    این مثل معمولاً برای مقایسه بین دو نوع بدی به کار می‌رود. وقتی کسی می‌گوید “صد رحمت به دزد سرگردنه”، در واقع دارد می‌گوید که یک کار بدِ آشکار، بهتر و قابل بخشش‌تر از یک کار بدِ پنهان و ریاکارانه است.

    دزد سرگردنه، اگرچه کار نادرستی انجام می‌دهد، اما شخصیت و قصد خود را پنهان نمی‌کند. او آشکارا می‌داند که چه می‌کند و دیگران نیز از نیت او آگاه هستند. در مقابل، افرادی هستند که در پشت نقاب دوستی و خیرخواهی پنهان می‌شوند، اما در عمل منافع شما را نادیده می‌گیرند و آسیب می‌زنند. این افراد ممکن است ادعای کمک کنندگی داشته باشند، اما در نهایت ضررشان از یک دزد آشکار بیشتر است.

    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که صراحت و صداقت، حتی در میان رفتارهای ناپسند، ارزشی دارد. دروغ و نیرنگ می‌تواند آسیب‌های عمیق‌تری ایجاد کند، زیرا قربانی فرصتی برای محافظت از خود ندارد.

    معنی صد رحمت به دزد سرگردنه چیست؟

    در این نوشته، می‌خواهیم با هم معنی، پیشینه و مفهوم این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی صد رحمت به دزد سرگردنه چیست؟

    ۱. این ضرب‌المثل به کسی اشاره دارد که قرار بود عادل و منصف باشد، اما در عمل حتی از یک دزد هم ناعادل‌تر عمل می‌کند.

    ۲. مفهوم این سخن آن است که گاهی نزدیکان و دوستان انسان، از دشمنانش نیز آسیب‌زننده‌تر هستند.

    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل با دزد

    ریشه ضرب المثل

    تاجری به همراه یک جوان، در بازگشت از سفری کاری بودند. از کاروان اصلی جدا ماندند و مجبور شدند از مسیر کوهستانی به تنهایی عبور کنند. چون می‌دانستند کالای ارزشی همراه ندارند، نگران حملهٔ راهزنان نبودند.

    در میان راه، گروهی دزد به آنان حمله کردند. جوان گفت: «چیزی نداریم، خودتان بگردید.» دزدها پس از جستجو متوجه راستگویی آنها شدند و پشیمان گردیدند. اما رئیس دزدها عصبانی شد و گفت: «اگر مال ندارید، لباس‌هایتان را درآورید.»

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” نمک در نمکدان شوری ندارد “ ادامه دهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” دود چراغ خورده “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    آنها لباس تاجر و جوان را گرفتند. جوان با تعجب پرسید: «لباس دوستم گران‌قیمت بود، ولی چرا لباس کهنهٔ مرا هم بردید؟» دزدها خندیدند و مسخره‌کنان گفتند: «اگر می‌خواهی عادلانه باشد، وقتی به شهر رسیدی، پنجاه سکهٔ طلا به دوستت بده تا با هم برابر شوید!»

    سپس خندان رفتند. تاجر و جوان به راهشان ادامه دادند. در راه، تاجر به جوان گفت: «فراموش نکن وقتی به شهر رسیدیم باید آن پنجاه سکه را به من بدهی.» جوان با تعجب گفت: «مگر جدی می‌گویی؟ آن حرف را دزد زد. من فقط می‌خواستم دزدها به ما رحم کنند و لباس‌هایمان را نبرند.»

    اختلاف آن‌ها بر سر پنجاه سکه تا شهر ادامه یافت. وقتی رسیدند، نزد قاضی رفتند. قاضی گفت: «هرکدام باید پنجاه سکه بدهید تا پرونده را بررسی کنم.» پس از پرداخت، قاضی آن‌ها را به معاونش فرستاد. معاون خواست ماجرا را با جزئیات تعریف کنند.

    آن دو داستان را گفتند و منتظر حکم ماندند، اما معاون سکوت کرد. وقتی پرسیدند: «حالا چه کار کنیم؟» معاون گفت: «قضیه را فهمیدم، ولی برای صدور حکم، هرکدام باید صد سکه به من بدهید.»

    آن‌ها که بسیار ناراحت شده بودند، از دادگاه بیرون آمدند. مأموران معاون به دنبالشان آمدند و گفتند: «وقت آقای معاون را گرفته‌اید، باید حق‌الزحمه را بپردازید، وگرنه شما را زندانی می‌کنند.»

    جوان که پولی نداشت، با ناراحتی گفت: «رحمت بر دزدان کوهستان! آنها فقط آنچه را می‌دیدند می‌گرفتند، اما شما از آنها هم ستمگرتر و بی‌انصاف‌ترید.»

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” شیر که پیر میشه بازیچه شغال میشه “ را مطالعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” دبه کردن “

    معنی ضرب المثل ” دبه کردن “

    حتما! در ادامه معنی و مفهوم ضرب‌المثل «دبه کردن» را به زبانی ساده و روان توضیح می‌دهیم:

    **آشنایی با معنی و مفهوم ضرب‌المثل «دبه کردن» 🏺**

    حتما برای شما هم پیش آمده که کسی قول دهد کاری را انجام دهد، اما وقتی زمان آن می‌رسد، بهانه‌ای بیاورد و از زیر قولش شانه خالی کند. در زبان فارسی به این رفتار «دبه کردن» می‌گویند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” کاسه داغتر از آش “ را بخوانید.

    اما «دبه» چیست و چرا از این کلمه استفاده می‌کنیم؟

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” جایی که میوه نیست، چغندر سلطان مرکباته “.

    در گذشته، «دبه» به کوزه‌های گلی بزرگی گفته می‌شد که برای نگهداری آب یا روغن از آن استفاده می‌کردند. این کوزه‌ها دهانه‌ای گشاد داشتند و وقتی کسی می‌خواست آن را بلند کند، اگر درست در دست نمی‌گرفت، به راحتی از دستش لیز می‌خورد و می‌افتاد.

    از این رو، وقتی شخصی زیر قولش می‌زند و به عهد خود عمل نمی‌کند، می‌گویند مانند همان دبه از زیر بار مسئولیت “لغزید” و فرار کرد. به همین خاطر، این عبارت به نمادی برای “عهدشکنی” و “فرار از انجام تعهد” تبدیل شده است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” خر بی صاحب رو همه سوار میشن “ سری سر بزنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” بخشش از بزرگ ‌تر است “ را حتماً بخوانید.

    **خلاصه اینکه:**
    هرگاه کسی از انجام کاری که قول داده بود طفره برود و بهانه بیاورد، در حق او می‌گوییم: «دبه کرد».

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” تف سر بالا “.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” روزی دست خداست “ سری سر بزنید.

    ضرب المثل دبه کردن

    در این نوشته، با مفهوم واقعی یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” به شکم خود صابون زدن “.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” بخت یکبار در خونه آدم را می‌زنه “.

    مقاله معنی ضرب المثل ” چوب لای چرخ کسی گذاشتن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” خودم کردم که لعنت بر خودم باد “ مراجعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    ضرب المثل دبه کردن کنایه از چیست؟

    دبه در اصل به یک ظرف پلاستیکی یا چرمی گفته می‌شود که معمولاً برای نگهداری روغن و چیزهای مشابه از آن استفاده می‌کنند.
    اما اصطلاح “دبه کردن” یا “دبه درآوردن” دیگر به آن ظرف ربطی ندارد؛ در اینجا منظور از دبه، همان “فتق” یا “باد فتق” است. باد فتق معمولاً وقتی پیش می‌آید که شخص جسم سنگینی بلند کند، یا به دلیل عطسه‌ی ناگهانی و شدید، فشار زیادی به شکمش وارد شود. کسی که دچار فتق شود، معمولاً نمی‌تواند کارهای سنگین یا حتی برخی کارهای روزمره را به راحتی انجام دهد.

    در گذشته بعضی افراد ادعا می‌کردند که باد فتق دارند تا از انجام کارهای سخت شانه خالی کنند. به تدریج، عبارت “دبه کردن” بین مردم رایج شد و به افرادی گفته می‌شد که از قول خودشان برمی‌گشتند و به وعده‌های خود عمل نمی‌کردند.

    امروزه هم این ضرب‌المثل بیشتر در موقعیت‌های معاملاتی استفاده می‌شود؛ مثلاً وقتی کسی قرار است خانه‌اش را با قیمت مشخصی به یک زوج بفروشد، ولی ناگهان خریدار دیگری پیدا می‌شود که پول بیشتری پیشنهاد می‌دهد. اگر صاحب خانه زیر قولش بزند و معامله را به هم بزند، در این حالت می‌گویند: “دبه کرد” یا “دبه درآورد”.

    پس دبه کردن کنایه از:

    **ویژگی‌های ناپسند اخلاقی**

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده “ ادامه دهید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” بدم، بمیر و بدم “ را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” خروس بی محل ” + داستان.

    * غیبت و بدگویی از دیگران
    * زیر قول و پیمان خود زدن
    * شانه خالی کردن از زیر بار وظایف و مسئولیت‌ها
    * تنها به فکر منافع خود بودن و حق دیگران را نادیده گرفتن

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” غاز چراندن “ به شما کمک خواهد کرد.

    اختصاصی-آنبین
    پیشنهادی: ضرب المثل‌های خواندنی

  • اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست

    اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست

    در اینجا چند جمله پرمعنی و شعر دربارهٔ ارزش دوست و رفاقت آورده‌ام. این جملات به ما یادآوری می‌کنند که یک دوست خوب چه نقش مهمی در زندگی ما دارد.

    **ضرب‌المثل‌ها:**

    * دوست واقعی مانند یک گنج است.
    * دوست خوب در روزهای سخت و مشکلات، کنار تو می‌ماند.
    * با هر کسی که نشست و برخاست کنی، از رفتار و اخلاق او تأثیر می‌گیری.
    * کسی که برایت یک دوست خوب است، در همه شرایط، خیر و خوبی تو را می‌خواهد.

    **شعر:**

    دوست یار و یاور آدمی است
    نور چشم و روشنایی دل است
    در پریشان حالی و تنهایی
    همدم و غمگسار تنهاستی

    امیدوارم این جملات، اهمیت داشتن دوستان خوب را به ما نشان دهد.

    اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست

    در این نوشته، با یک ضرب‌المثل زیبای ایرانی و چند شعر درباره دوستی از کتاب «پیام‌های آسمان» پایه نهم آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    ضرب المثل درباره دوست

    پیدا کردن رفیق کار سختی نیست، ولی حفظ کردن این رابطه و ماندگار کردنش چالش برانگیز است.
    گاهی کسی که پارسال دوست صمیمی ات بود، امسال فقط یک آشنای معمولی است.
    با رفقای خودت صمیمی و باوفا باش، اما با دشمنان هم با ادب و احترام برخورد کن.
    بعضی از دوستی‌ها مانند خاله خرسه است؛ ظاهرش پر از محبت است، اما در عمل ممکن است به تو آسیب برساند.
    گاهی کمی فاصله گرفتن از یکدیگر، باعث استحکام دوستی می‌شود.
    این آدم‌های دورو که ادای دوستی درمی‌آورند، مانند پشه‌هایی هستند که دور شیرینی می‌چرخند و فقط به فکر منافع خودشان هستند.
    یک دشمن باهوش و عاقل، بسیار بهتر از یک دوست نادان و بی‌خرد است.
    معاشرت و رفاقت با آدم‌های دانا و خردمند، ارزشمند و پسندیده است.
    گاهی تو همه چیزت را به کسی می‌دهی، اما در عوض چیزی جز ناراحتی و دلخوری دریافت نمی‌کنی.
    در یک رابطه صمیمی، هر کاری که طرف مقابل انجام می‌دهد و هر حرفی که می‌زند، به چشم محبت دیده می‌شود.

    شعر کوتاه درباره دوست

    دنیا زیباست و ثروت ارزشمند و جان عزیز است، اما یار و دوست از همه اینها مهم‌تر و برتر است.
    ✨✨✨✨✨✨
    بهترین لحظات زندگی، همان ساعاتی بودند که در کنار دوست سپری شد؛ بقیهٔ روزها فقط بی‌ثمری و غفلت بود.
    ✨✨✨✨✨✨
    چشمی دارم که تنها تصویر یار در آن جای دارد؛
    دیدگانم زمانی شادند که چهرهٔ دوست در آنهاست.
    دیدن غیر دوست به جای او، کار درستی نیست؛
    یا باید دوست به جای چشمم باشد، یا چشمانم خود او را ببینند.
    ✨✨✨✨✨✨
    خاک آستان یار، برای من چون آب زندگی است؛
    اگر همه دنیا خوشی باشد، خوشی ما در غم روی دوست است.
    در شهر هیچ هیاهویی جز پیچیدن موهای یار نیست؛
    در جهان هیچ فتنه‌ای جز خم ابروی دوست وجود ندارد.
    داروی مشتاقان، زهر از دست معشوق است؛
    مرهم دل عشاق، زخم از بازوی یار است.
    اگر دوست مرا به کنار خود بپذیرد،
    گوشم تا همیشه حلقه‌دار گوشوارهٔ او خواهد بود.
    اگر خاک وجودم در جهان پخش شود،
    باد هم نمی‌تواند ذره‌ای از مرا از راه دوست جدا کند.
    اگر در شب هجران، مرگ به سراغم آید،
    روز قیامت چادرم را در کنار دوست برپا خواهم کرد.
    هر غزلم نامه‌ای است که حال دلم را بیان می‌کند؛
    اما نامه نوشتن چه سود، وقتی به دست دوست نمی‌رسد؟
    سعدیا، فخر مکن که شعر تو افسونگر است؛
    که افسون تو هم در برابر جادوی نگاه دوست، خریداری ندارد.
    سعدی
    ✨✨✨✨✨✨
    مشتاقی و بی‌تابی من از حد گذشته است یارا؛
    اگر تو هم شکیبایی کنی، طاقت از کف خواهم داد.
    ای دوست، با چشمی مهربان به حالم بنگر؛
    که گدا را از خوان پادشاهان نیز راحتی می‌رسد.
    اگر پادشاه بر بندگانش خشم گیرد،
    حکمش نافذ است، اما ستم کردن حدی دارد.
    من زندگی بدون تو را نمی‌پسندم؛
    که بی یاران، آرامش و بقایی نخواهد بود.
    وقتی تشنه جان بسپارم، چه سود دارد
    اگر پس از آن، از چشمانت بر گورم آبی ببارانی؟
    حال نیازمندی را نمی‌توان به زبان آورد؛
    وقتی بازگردی، تمام ماجرا را برایت خواهم گفت.
    بازآ و جان شیرین مرا به خدمتت بپذیر؛
    دیگر چه بهانه‌ای می‌ماند برای این درویش بی‌نوا؟
    خدایا، به آشنا مهلت ده و سلامت بدار،
    تا آن اندازه که دیدار آشنا را دوباره ببیند.
    در نگاه خوبرویان،
    نه ملک پادشا ارزش دارد، نه زهد پارسا.
    ای کاش لیلی برقع از روی برمی‌افکند،
    تا مجنونِ مبتلا، مدعی نمی‌ماند.
    سعدیا، قلم با سختی رفت و با نیکبختی؛
    پس در برابر هر چه پیش آید، سر تسلیم فرود آور.
    سعدی
    ✨✨✨✨✨✨
    ای باد صبا، اگر گذرت به دیار دوست افتاد،
    بوی خوشی از گیسوی معطر او بیاور.
    به جان او سوگند، که اگر پیامی از سوی دوست بیاوری،
    جان خود را به شکرانه فدا خواهم کرد.
    و اگر در آن بارگاه اجازهٔ ورود نیافتی،
    برای دیده‌ام، غباری از درگاه دوست بیاور.
    من گدایی هستم که آرزوی دیدار دوست دارم؛
    هیهات! شاید تنها در خواب، تصویر چهره‌اش را ببینم.
    دلم مانند درخت بید، از حسرت قد و بالای او لرزان است.
    اگرچه دوست، مرا به چیزی نمی‌خرد،
    من هم مویی از سر او را به همه دنیا نمی‌فروشم.
    چه اشکالی دارد اگر دلش از غم آزاد شود؟
    چون حافظِ مسکین، بنده و خدمتگزار اوست.
    حافظ

  • معنی ضرب المثل ” شریک دزد و رفیق قافله “

    معنی ضرب المثل ” شریک دزد و رفیق قافله “

    رفیق ناباب چه کسی است؟

    گاهی پیش می‌آید که در یک گروه یا بین دوستان، یک نفر کار نادرستی انجام می‌دهد. در این شرایط، اگر دیگران با اینکه می‌دانند آن کار اشتباه است، سکوت کنند و یا حتی با آن فرد همراهی نمایند، در واقع آنها هم در آن کار شریک شده‌اند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” هرچه پیش آید خوش آید “ را مطالعه کنید.

    این دقیقاً همان مفهومی است که در ضرب‌المثل “شریک دزد و رفیق قافله” نهفته است. این مثل به ما هشدار می‌دهد که همراهی و دوستی با افراد خطاکار، حتی اگر خودمان مستقیماً کار بدی انجام ندهیم، ما را نیز در گناه و عواقب کارشان شریک می‌کند.

    مقاله معنی ضرب المثل ” کارد بزنی خونش در نمی آید “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    پس باید در انتخاب دوستان و همراهان خود بسیار دقت کنیم. اگر ببینیم دوست یا همسفرمان در حال انجام کار ناشایستی است، وظیفه داریم сначала او را نصیحت کنیم و اگر تأثیری نداشت، از او فاصله بگیریم. در غیر این صورت، ما نیز همانند او مقصر شناخته می‌شویم و باید پاسخگو باشیم.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد ” + داستان به شما کمک خواهد کرد.

    شریک دزد و رفیق قافله

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی یک ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” دوستی با مردم دانا نکوست ” + داستان سر بزنید.

    معنی شریک دزد و رفیق قافله چیست؟

    ۱. این ضرب‌المثل به کسی اشاره دارد که با هر دو گروه مخالف و موافق، رابطه دوستانه برقرار می‌کند تا از هر دو طرف سود ببرد. چنین فردی با رفتارهای دورویانه و منافقانه سعی می‌کند موقعیت خود را حفظ کند.

    ۲. همچنین این مثل برای توصیف دشمنی به کار می‌رود که در لباس دوست ظاهر می‌شود و با ظاهری فریبنده، قصد آسیب زدن دارد.

    داستان (ریشه) ضرب المثل

    یک گروه بازرگان قصد داشتند کالاهای بسیار ارزشمند خود را به شهری دیگر ببرند و بفروشند. آنها مطمئن بودند که با این سفر، سود زیادی به دست خواهند آورد. اما در عین حال می‌دانستند که در مسیر، راهزنان زیادی هستند که قطعاً به کاروان آنها حمله کرده و همه چیزهای قیمتی‌شان را می‌دزدند. به همین خاطر، از قبل یک نقشه کشیدند تا از شر راهزنان در امان بمانند.

    روز حرکت فرا رسید. کاروان راه افتاد. ساعت‌ها در راه بودند تا اینکه شب شد. آنها طبق نقشه‌شان گفتند: «امشب اینجا در دل کوهستان استراحت می‌کنیم. راهزنان هم مطمئناً مثل همیشه شب حمله می‌کنند. پس ما چیزهای گران‌قیمت‌مان را زیر خاک پنهان می‌کنیم تا اگر آمدند و سرقت کردند، به این اموال آسیبی نرسد و ضرر بیشتری نکنیم.»

    در میان آنها، یک تاجر جوان و تازه‌کار بود که از ترس راهزنان، تمام وجودش را وحشت گرفته بود. او به جای اینکه کالاهایش را مخفی کند، با خودش فکر کرد: بهتر است نزد رئیس راهزنان بروم و با آنها توافق کنم تا دارایی‌های مرا دست‌نخورده باقی بگذارند.

    پس وقتی بقیه بازرگانان مشغول پنهان کردن اجناسشان بودند، او خودش را به کمینگاه راهزنان رساند. رئیس دزدان را دید و گفت: آمده‌ام تا یک معامله انجام دهم.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آنان که غنی ترند محتاج ترند “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    پرسیدند: چه معامله‌ای؟ گفت: کاروان ما امشب در کوهستان توقف کرده است.

    رئیس راهزنان گفت: این را خودمان می‌دانستیم. حرف اصلی‌ات را بزن.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً لطیفه و ضرب المثل های عربی با معنی فارسی را بخوانید.

    تاجر جوان گفت: آنها می‌دانند شما حمله می‌کنید، برای همین چیزهای باارزششان را پنهان کرده‌اند. من می‌خواهم شما قول دهید به وسایل من دست نزنید. در عوض، من جای دقیق اموال پنهان‌شده بقیه را به شما نشان می‌دهم. شما بعد از برداشتن آنها، بخشی از آن را به من بدهید.

    راهزن قبول کرد. تاجر جوان به کاروان برگشت و حتی در پنهان کردن وسایل به دیگران کمک هم کرد. شب شد و همه خوابیدند. او نیز پس از علامت‌گذاری محل اموال دوستانش، با خیال راحت و بدون نگرانی، کنار وسایل خودش که هیچ‌کدام را پنهان نکرده بود، خوابید.

    صبح که کاروان بیدار شد، با تعجب دید که راهزنان دقیقاً همان چیزهای پنهان‌شده را دزدیده‌اند و به چیزهای دیگر دست نزده‌اند. همه ناله و زاری کردند و پس از مدتی، با دلی شکسته به سفرشان ادامه دادند.

    در میان راه، تاجر جوان که ناله‌های دیگران را می‌شنید، به آنها گفت: این یک اتفاق بود و نمی‌شود جلوی حوادث را گرفت. من هم دیگر حوصله ناله‌های شما را ندارم. من زودتر خودم را به شهر می‌رسانم.

    او از کاروان جدا شد و قبل از رفتن به شهر، نزد راهزنان رفت و سهمش از اموال دزدیده‌شده دوستانش را گرفت. سپس با سرعت به شهر رفت تا هم کالاهای خودش را با سود بالا بفروشد، هم اموال دیگران را؛ و این‌طوری چند برابر سود کند!

    تاجر جوان به شهر رسید و همه اجناس خود و دوستانش را با قیمت خوبی فروخت و پول زیادی به دست آورد. چند ساعت بعد، وقتی بقیه کاروان به شهر رسیدند، یکی از آنها برای استراحت و فروش باقی‌مانده اجناسش، به یک مغازه رفت. ناگهان چشمش به چند پارچه و وسیله ارزشمند افتاد که متعلق به خودش بود.

    از مغازه‌دار پرسید: اینها را از چه کسی خریدی؟ مغازه‌دار گفت: از یک تاجر جوان که امروز تازه به شهر آمده. مرد پرسید: اگر دوباره او را ببینی، می‌شناسی؟ گفت: آری.

    مرد پیش بقیه اعضای کاروان رفت و ماجرا را تعریف کرد و گفت: تاجر جوان به ما خیانت کرده! انگار هم با ما رفیق بوده، هم با راهزنان! دیشب که ناگهان غیبش زد، باید شک می‌کردیم!

    اگر دقت کنید، هیچ‌کدام از وسایل خودش به سرقت نرفته! علاوه بر این، بخشی از اموال ما را هم دزدیده و اینجا فروخته. من چند قلم از اجناس خودم را در مغازه دیدم که او فروخته! بیایید برویم نزد قاضی و از او شکایت کنیم.

    همه با هم و به همراه چند مغازه‌دار که تاجر جوان را دیده بودند، نزد قاضی رفتند. ماجرا را برای قاضی تعریف کردند. قاضی دستور داد او را فوراً پیدا کرده و دستگیر کنند.

    تاجر جوان را دستگیر کردند. دادگاه او را محکوم کرد که خسارت همه دوستانش را بپردازد. او مجبور شد همه دارایی‌هایش را بفروشد و پول دیگران را برگرداند. نه تنها از این کارش سودی نبرد، بلکه ضرر هم کرد و برای آزادی از زندان، همه چیز خود را از دست داد و خوار و ذلیل شد! دوستانش نیز از دست او عصبانی بودند و گفتند: تا تو باشی، رفیقِ شریک دزد می‌شوی و رفیق قافله!

     

    اختصاصی-آنبین
    پیشنهادی: معنی ضرب المثل جانماز آب کشیدن

  • معنی ضرب المثل ” گربه را باید دم حجله کشت “

    معنی ضرب المثل ” گربه را باید دم حجله کشت “

    این ضرب‌المثل در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که می‌خواهیم بگوییم برای حل یک مشکل یا جلوگیری از یک اتفاق بد، باید در همان ابتدا و زمانی که امکان دارد، چاره‌ای اندیشید و کار را به تأخیر نینداخت.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود “ را مطالعه کنید.

    معنی اصلی آن این است که اگر قرار است گربه را بکشند، باید درست دم حجله (جایی که عروس نشسته) این کار را انجام دهند؛ یعنی قبل از اینکه فرصت کند کاری کند. اگر این کار به تأخیر بیفتد، ممکن است دیگر فرصت از دست برود و گربه فرار کند یا خسارتی به بار آورد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” خلایق هرچه لایق “.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” شتر سواری دولا دولا نمی شود “ را مطالعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” زیر سرش بلند شده “ را حتماً بخوانید.

    در زندگی روزمره، از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنیم تا تأکید کنیم که برای رفع یک مشکل، بهترین زمان، همان لحظه‌ی شروع آن است و نباید اجازه داد که مشکل بزرگ‌تر و حل آن سخت‌تر شود.

    گربه را باید دم حجله کشت

    در این نوشته، می‌خواهیم با هم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    گربه را باید دم حجله کشت یعنی چه؟

    اگر از همان ابتدای کار، قوانین را به صورت جدی و سخت‌گیرانه اعمال کنی، دیگران می‌فهمند که باید مراقب رفتارشان باشند و در آینده کسی جرات اشتباه کردن یا سوءاستفاده نخواهد داشت.

    بعضی‌ها در شروع هر فعالیتی – چه در کارهای گروهی، چه در مدیریت و حتی در زندگی مشترک – با اشاره به این ضرب‌المثل سعی می‌کنند خود را فردی قاطع نشان دهند تا دیگران در میانه راه، از زیر مسئولیت شانه خالی نکنند یا فرصت‌طلبی نکنند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” سر پیری و معرکه گیری “ به شما کمک خواهد کرد.

    در گذشته، برخی مردها از این روش در ابتدای زندگی مشترک استفاده می‌کردند تا به شیوه مردسالارانه رفتار کنند. آنها از همان روزهای اول در برابر خواسته‌های همسرشان – مثلاً برای خرید – با جدیت برخورد می‌کردند یا در مواقع اختلاف، با نمایش قدرت سعی می‌کردند بفهمانند که باید حساب‌کار دستشان باشد. با این کار فکر می‌کردند می‌توانند جلوی ولخرجی یا توقع‌های زیاد همسرشان را بگیرند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” شتر دیدی ندیدی ” + داستان و شعر مراجعه کنید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” چشم بسته غیب می گوید “ را از دست ندهید.

    اما تصور نکنید این روش فقط در میان مردان رواج دارد! امروزه بسیاری از خانم‌ها نیز در شروع زندگی مشترک، با سخت‌گیری و نشان دادن قاطعیت، تلاش می‌کنند تا به گمان خودشان شوهرشان را تحت کنترل بگیرند و در تمام عمر، وفادار و مطیع نگه دارند! (به سبک زن‌سالارانه!)

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها “ را از دست ندهید.

    البته این ضرب‌المثل همیشه معنای منفی ندارد؛ گاهی برای شوخی یا توصیه به دیگران برای محکم و اصولی شروع کردن کارها نیز به کار می‌رود.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” فوت کوزه گری “ را مطالعه کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” کبکش خروس میخونه “ سری سر بزنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” سگ زرد برادر شغال است “.

  • معنی ضرب المثل ” کرم از خود درخته “

    معنی ضرب المثل ” کرم از خود درخته “

    این ضرب‌المثل در مورد کسی به کار می‌رود که با کارهای نادرست و برنامه‌ریزی‌های اشتباه، باعث ایجاد مشکل و دردسر برای خودش می‌شود. در واقع، فرد با دست خودش، شرایطی را به وجود می‌آورد که در نهایت به خودش آسیب می‌زند.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که گاهی ما منشأ مشکلات خودمان هستیم، بدون آنکه حتی متوجه باشیم. همان‌طور که کرم با خوردن ریشه و ساقه، درخت را از بین می‌برد و در نهایت خودش نیز خانه و پناهگاهش نابود می‌شود، انسان هم ممکن است با رفتارهای ناشایست، آینده خود را خراب کند.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” گنجشک را رنگ میکنه جای قناری میفروشه “ را حتماً بخوانید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” سنگ کسی را به سینه زدن “ مراجعه کنید.

    این عبارت معمولاً در مواقعی استفاده می‌شود که فردی بر اثر حرص، حسادت، بی‌فکری یا برنامه‌ریزی غلط، به خودش ضرر می‌زند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” ذات بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است ” + شعر به شما کمک خواهد کرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” ماه پشت ابر نمی ماند “.

    کرم از خود درخته

    در این نوشته می‌خواهیم باهم ریشه و مفهوم این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید تا بیشتر درباره‌ی این عبارت پرمعنی بدانیم.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” خر چه داند قیمت نقل و نبات “ سر بزنید.

    معنی کرم از خود درخته چیست؟

    گاهی به کسی می‌گویند که ریشه مشکلات و ناراحتی‌هایش، به رفتار و کردار خودش برمی‌گردد.
    یعنی آن آفتی که آدمی را زمین‌گیر می‌کند، از درون خودش سرچشمه گرفته است.
    مثلاً کسی که به دیگران حسادت زیادی می‌ورزد و با حرف و عملش، آن‌ها را برمی‌آشوبد تا علیه او کاری کنند. وقتی بلایی سر این فرد می‌آید، دیگران می‌گویند: دنبال مقصر نگردید؛ کرم از خود درخت است!
    یعنی خودش باعث همه این دردسرها شده و کرم‌های فساد را در وجودش پرورش داده است؛ درست مثل کرم‌های درخت که اول تخم‌های کوچک و بی‌آزاری هستند، اما کمکم بزرگ می‌شوند و زیاد می‌شوند و تمام درخت را فرامی‌گیرند تا جایی که آن را نابود می‌کنند و حتی به میوه‌هایش هم رحم نمی‌کنند.

    صفات بد و ناپسندی که در انسان به وجود می‌آیند، ابتدا کوچک و ناپیدا هستند؛ اما اگر آدم برای از بین بردن آن‌ها تلاشی نکند، آرام‌آرام بزرگ می‌شوند و تمام وجودش را دربرمی‌گیرند و به شخصیت او آسیب می‌زنند.
    رفتارهایی مثل شایعه‌پراکنی، دروغ گفتن، مسخره کردن دیگران و… از همین صفات ناپسند هستند که ضررهای زیادی به فرد می‌رسانند؛ مثلاً باعث می‌شوند دیگران به او اعتماد نکنند و احترامش را از دست بدهد.
    درحالی که آغاز این مشکل، از وجود خود فرد شروع شده است!

    کرم‌ها را باید شست جور دیگر باید زیست 😄

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” پسر کو ندارد نشان از پدر “ به شما کمک خواهد کرد.

  • معنی ضرب المثل ” طبل تو خالی “

    معنی ضرب المثل ” طبل تو خالی “

    ضرب‌المثل “طبل تو خالی” به کسی گفته می‌شود که ادعاهای بزرگ و پُرمدعا دارد، اما در عمل، دانش و توانایی کافی در او دیده نمی‌شود.

    این مثل از ساز طبل الهام گرفته شده است. طبل وقتی که خالی باشد، صدایش بسیار بلند و پرسروصدا است، اما درونش چیزی جز هوا نیست. به همین ترتیب، بعضی افراد فقط حرف‌های بزرگ می‌زنند و پُز می‌دهند، اما وقتی پای عمل و دانش به میان می‌آید، چیزی برای ارائه ندارند.

    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که به جای حرف‌های پُرهیاهو، به رفتار و کارهای واقعی افراد توجه کنیم. ارزش هر کس به دانش و عمل اوست، نه به ادعاهای پوچ و توخالی.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد “ را از دست ندهید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” رفیق گرمابه و گلستان “ مراجعه کنید.

    طبل تو خالی

    در این نوشته، می‌خواهیم ببینیم این ضرب‌المثل قدیمی و اصیل ایرانی چه معنایی دارد و از کجا آمده است. در ادامه با ما همراه باشید تا با مفهوم اصلی آن بیشتر آشنا شوید.

    طبل تو خالی کنایه از چیست؟

    ۱- به افرادی می‌گویند که مثل طبل، پر سر و صدا و پرادعا هستند، اما درونشان خالی و بی‌محتواست و حرف‌هایشان بیشتر از حد توانشان است.

    ۲- یعنی ظاهر این افراد ممکن است خوب به نظر برسد، اما در باطن چیزی برای تحسین کردن ندارند. معمولاً کسانی که ارزش و کمال واقعی ندارند، اما می‌خواهند در جامعه به عنوان آدم‌های مهم و کامل شناخته شوند، فقط حرف‌های زیبا می‌زنند، بدون اینکه برای بهتر کردن درون خود تلاش کنند. به این افراد “طبل توخالی” می‌گویند.
    آنها فقط ادعا می‌کنند و حرف می‌زنند. کسانی که بینش کافی نداشته باشند، فریب ظاهر آن‌ها را می‌خورند و حتی آرزو می‌کنند که مانند آن‌ها باشند! اما وقتی کمی به آن‌ها نزدیک‌تر می‌شوند و بیشتر با آن‌ها ارتباط می‌گیرند، تازه متوجه می‌شوند که این افراد چیزی جز حرف‌های بی‌اساس ندارند!

    ۳- سعدی سخن بسیار زیبایی دارد. می‌گوید:
    دانا چو طبله عطار است؛ خاموش و هنرنمای و نادان چو طبل غازی، بلند آواز و میان تهی.
    یعنی: انسان دانا مانند صندوق عطّار است که عطرهای خوشبو در آن نگهداری می‌شود. هیچ سر و صدایی ندارد، اما هنرش (که همان بوی خوش اوست) دیده می‌شود. اما فرد نادان مانند طبل جنگی است که داخلش خالی است، اما صدای بسیار بلندی دارد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” آب آبادانی می آورد “ را بخوانید.

  • معنی ضرب المثل ” آبغوره گرفتن “

    معنی ضرب المثل ” آبغوره گرفتن “

    درباره معنی و مفهوم ضرب‌المثل “آبغوره گرفتن”

    این ضرب‌المثل برای زمانی به کار می‌رود که کسی برای رسیدن به خواسته‌اش، به طور مکرر و با اصرار زیاد از دیگری درخواست کند. در واقع، وقتی شخصی آنقدر بر خواسته خود پافشاری می‌کند که طرف مقابل برای رهایی از این اصرار، تسلیم شود، می‌گویند: “از او آبغوره گرفت!”

    ریشه این عبارت به روش تهیه آبغوره مربوط می‌شود. برای درست کردن آبغوره، باید دانه‌های غوره را زیر فشار قرار داد و آنقدر فشار آورد تا آخرین قطره‌های آب آن خارج شود. در این ضرب‌المثل، فردِ درخواست‌کننده مانند کسی است که می‌خواهد از کس دیگری، مانند دانه‌های غوره، چیزی را بیرون بکشد و او را تحت فشار بگذارد تا به خواسته‌اش برسد.

    این اصطلاح معمولاً بار منفی دارد و برای توصیف فردی که با سماجت و پیگیری زیاد، باعث آزار دیگران می‌شود، استفاده می‌شود.

    آبغوره گرفتن

    در این بخش به بررسی معنای این ضرب‌المثل ایرانی از کتاب فارسی پایه هفتم می‌پردازیم. در ادامه مطالب جالبی در این زمینه خواهید خواند.

    آبغوره گرفتن کنایه از چیست؟

    ۱. این اصطلاح معمولاً به کسی گفته می‌شود که به طور دروغین و ساختگی گریه می‌کند تا دیگران به او حق بدهند.

    ۲. گاهی هم این ضرب‌المثل را برای افرادی به کار می‌برند که به خاطر مسائل کوچک و بی‌اهمیت، بی‌دلیل اشک می‌ریزند. مثلاً می‌گویند: «فلانی خیلی زودرنج و حساس است؛ با کوچکترین حرفی آبغوره می‌گیرد!»

    ۳. در واقع، این اصطلاح از فرآیند گرفتن آبِ غوره گرفته شده است. غوره همان انگور نارس است که آب زیادی ندارد و برای استخراج آب آن، باید غوره را به شدت فشار داد و چلاند. وقتی کسی هم به زور و با اجبار گریه می‌کند، یا گریه‌اش واقعی نیست، این ضرب‌المثل را برایش به کار می‌برند.

    البته تمام این معانی قابل استفاده هستند. ممکن است این عبارت برای کسی که زیاد گریه می‌کند، برای کسی که تظاهر به گریه می‌کند، یا برای کسی که بی‌موقع اشک می‌ریزد به کار رود.

    ۴. گریه ساختگی، گریه غیرواقعی، گریه بیش از حد، و گریه بی‌موقع.

     
    اختصاصی-آنبین
    پیشنهادی: معنی ضرب المثل اشکش دم مشکش است