دسته: موسیقی

  • فرم پرلود در موسیقی به چه فرمی گفته می شود؟

    فرم پرلود در موسیقی به چه فرمی گفته می شود؟

    پرلود در زبان فارسی به معنی پیش‌درآمد، دیباچه یا بخش آغازین یک اثر است و خود نیز یک قالب موسیقایی محسوب می‌شود. اگر دوست دارید با قالب‌های موسیقی بیشتر آشنا شوید، در این نوشته از وبلاگ آموزشگاه موسیقی الهام، می‌خواهیم قالب پرلود را برای شما شرح دهیم. تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

    **قالب پرلود در موسیقی**
    پرلود قطعه‌ای موسیقایی است که معمولاً کوتاه است و در بیشتر موارد پیش از یک قطعه بلندتر اجرا می‌شود. این واژه به شکل کلی برای هر آهنگ یا قطعۀ موسیقی به کار می‌رود که پیش از اجرای آثار مذهبی، غیرمذهبی یا اپرا نواخته می‌شود.
    در سده هفدهم میلادی، نوازندگان ارگ به ویژه شروع به ساختن پرلودهایی با ساختاری آزاد و بدون قاعده‌های سخت کردند تا مقدمه‌ای برای فوگ‌های پیچیده خود باشند. سرشناسترین آهنگسازی که در این قالب کار کرد، یوهان سباستین باخ بود که به هر پرلود هویت و شخصیت مستقل و ویژه‌ای بخشید.

    پرلودهای فردریک شوپن و کلود دبوسی

    پرلودهای فردریک شوپن و کلود دبوسی قطعاتی کوتاه و مستقل با شخصیت‌های متمایز هستند که در فضایی ویژه خلق شده‌اند. شوپن علاوه بر پرلود، اتودهایی نیز تصنیف کرده که از نظر ساختاری کمی با پرلودهایش متفاوت‌اند. در مقابل، پرلودهای دبوسی اغلب عنوان‌های توصیفی و به‌یادماندنی دارند و گاهی ساختاری رؤیایی و آزاد، شبیه به راپسودی، پیدا می‌کنند. دمیتری شوستاکویچ نیز از آهنگسازان سده بیستم است که آثار برجسته‌ای در این قالب موسیقایی پدید آورده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، روش صحیح مضراب زدن در سه تار را از دست ندهید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله اردشیر کامکار ،رونق دهنده هنر کمانچه نوازی معاصر به شما کمک خواهد کرد.

    پرلودها شکل ثابت و یکسانی ندارند. گاهی تنها از رشته‌ای از آرپژ تشکیل می‌شوند، گاهی یک الگوی خاص از قطعه اصلی را معرفی می‌کنند، گاهی بخشی آزاد با بافت کنترپوانتیک هستند و گاهی حتی بخشی کاملاً آوازگونه به شمار می‌روند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه پیکاپ مگنتیک چیست ؟.

    برای گسترش دانش خود، مقاله انواع پیکاپ های اکتیو و پسیو را مطالعه کنید.

    پرلود در معنای واژگانی به معنی پیش‌درآمد، دیباچه یا بخش آغازین یک چیز است. این قالب موسیقایی از سازهای کلاویه‌ای به جز ارگ الهام گرفته شده است. با ارگ می‌توان یک آکورد را به مدت دلخواه نگه داشت، اما در سازهایی مانند هارپسیکورد یا پیانو این امکان به راحتی وجود ندارد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله تاریخچه ساخت اولین پیانو را مطالعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله تاریخچه نسل های موسیقی کانتری ادامه دهید.

    به همین دلیل، آهنگسازان پایان سده هفدهم و آغاز سده هجدهم، به ویژه در دوره باروک، به قالبی علاقه‌مند شدند که در آن نت‌های یک آکورد به جای نواخته شدن همزمان، پشت سر هم اجرا شوند. از این علاقه، قالب موسیقایی به نام پرلود پدید آمد.

    باخ ، تاثیرگذار در شناخت پرلود

    وقتی نام پرلود در دنیای موسیقی به گوش می‌رسد، تقریباً همه بی‌درنگ به یاد باخ، آهنگساز بزرگ می‌افتند. یکی از زیباترین و در عین حال ساده‌ترین پرلودهای او، قطعه‌ای است که در آغاز کتاب مشهور «کلاویه خوش‌آهنگ» (Well Tempered Clavier) قرار دارد.

    پس از آن، پرلود به عنوان یک قالب مستقل در موسیقی پذیرفته شد و آهنگسازان بزرگی مانند شوپن، دبوسی و راخمانینف در این سبک به آفرینش پرلود پرداختند. شارل گونود، موسیقیدان فرانسوی، در سال ۱۸۵۹ ملودی بسیار زیبایی بر روی همان پرلود اول باخ نوشت و آن را آوه ماریا نامید. از آن زمان به بعد، این قطعه به نام آوه ماریا شناخته شد.

  • آشنایی کامل با فرم واریاسیون

    آشنایی کامل با فرم واریاسیون

    واریاسیون‌ها که به فارسی می‌توان آن‌ها را “تنوع‌ها” نامید، در واقع به معنای آرایش و تزیین یک ملودی اصلی هستند. در ساده‌ترین حالت، ابتدا یک تم یا نغمهٔ اصلی معرفی می‌شود و سپس در بخش‌های بعدی، با افزودن تزئینات، تغییر در ریتم یا بافت، به شکل‌های گوناگونی ارائه می‌گردد. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با فرم واریاسیون در موسیقی آشنا خواهید شد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله نحوه تشخیص سازدهنی مناسب برای خرید سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله نکات جالب درمورد کالیمبا سر بزنید.

    واریاسیون در موسیقی

    واریاسیون یک روش اصلی در ساختن قطعات موسیقی است. در این روش، یک ایده یا تم موسیقایی به عنوان پایه انتخاب می‌شود و سپس قطعات مختلفی بر اساس آن ساخته می‌شوند. هر قطعه جدید، بیان و حالت متفاوتی از آن تم اولیه را ارائه می‌دهد.

    هر رشته از نتها با ریتمی مشخص می‌تواند به عنوان ایده اصلی (موتیف) استفاده شود، به شرطی که ویژگی‌های خیلی پیچیده و گوناگونی نداشته باشد. این ایده اصلی با تکرار در قطعه حضور پیدا می‌کند. این تکرار می‌تواند دقیقاً شبیه به خودش باشد، یا با تغییراتی همراه شود و یا گسترش یابد.

    در تکرارهای دقیق، همه ویژگی‌های طرح اولیه و روابط بین نتها حفظ می‌شود. همچنین، اگر این ایده به شکل وارونه، از انتها به ابتدا، کوچک‌شده یا بزرگ‌شده تکرار شود، اما همچنان مشخصه‌های اصلی و ارتباط بین نتها را کاملاً حفظ کند، باز هم یک تکرار دقیق به حساب می‌آید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله نحوه نگهداری از ساز کالیمبا را مطالعه کنید.

    تکرارهای تغییر یافته معمولاً در طول فرآیند واریاسیون ظاهر می‌شوند. این نوع تکرارها تنوع ایجاد می‌کنند و می‌توانند ایده‌های موسیقایی تازه‌ای بسازند که بعداً در قطعه مورد استفاده قرار گیرند. برخی از این تغییرات فقط بخش‌های کوتاهی را عوض می‌کنند و به آنها واریانت می‌گویند. این واریانت‌ها تأثیر چندانی در روند کلی قطعه ندارند یا تأثیر آنها بسیار کم است.

    موتسارت استاد این فرم

    موتسارت در استفاده از این قالب مهارت ویژه‌ای داشت و از آن در آثار مختلفی مانند کنسرتوها، دیورتی‌منتوها، سرنادها و گاه در کوارتت‌های زهی و سونات‌های پیانو بهره برد. بتهوون نیز در ساختن واریاسیون تبحر داشت و حتی بر روی تم‌هایی از موتسارت نیز واریاسیون‌هایی خلق کرد. آهنگسازان پس از آنان نیز این روش را ادامه دادند و بر روی ملودی‌های گوناگون، از آهنگ‌های محلی تا آریاهای اپرایی، واریاسیون ساختند.

    واریاسیون نمونه‌ای جالب از موسیقی است که می‌توان با آن فهمید یک شنونده معمولاً چه نوع تکرارهایی را دوست دارد و از چه تکرارهایی خوشش نمی‌آید.

    این تصور درست نیست که هر شنونده‌ای در اولین برخورد با یک قطعه موسیقی به فرم واریاسیون، بتواند آن را به طور کامل بفهمد و همه تغییرات را از هم تشخیص دهد. با این حال، آشنایی با ساختار کلی یک قطعه واریاسیون برای هر شنونده‌ای لازم است، خواه بتواند تغییرات را از هم جدا کند یا نتواند. با کمی اطلاعات اولیه، تشخیص طرح کلی یک قطعه واریاسیون، چه از آهنگسازان گذشته و چه امروزی، کار دشواری نیست.

    به طور معمول، در واریاسیون به سبک کلاسیک، تغییرات از طریق تزئین و دگرگونی تم اصلی، تغییر سرعت اجرا، تغییرات هارمونی و نیز بزرگ یا کوچک کردن تم ایجاد می‌شود. اما بخش‌های همراهی‌کننده اغلب متفاوت هستند و ارتباط چندانی با تم اصلی ندارند.

    واریاسیون معمولاً به تکنیکی در موسیقی گفته می‌شود که در آن یک قطعه با آرایشی تازه و به شکل‌های مختلف ارائه می‌شود، به گونه‌ای که با شکل اولیه آن تفاوت داشته باشد.

  • کاپو یا باره بند گیتار چیست؟

    کاپو یا باره بند گیتار چیست؟

    کاپو یکی از ابزارهای مفید و پرکاربرد برای نوازندگی گیتار است. احتمالاً بسیاری از کسانی که گیتار می‌نوازند با این وسیله آشنا هستند. در این نوشته از وبلاگ آموزشگاه موسیقی الهام، قصد داریم شما را با کاپو و روش به‌کارگیری آن آشنا کنیم. همراه ما بمانید.

    کاپو یا باره بند گیتار چیست؟

    کاپو که با نام باره‌بند هم شناخته می‌شود، یک وسیله کوچک است که روی دسته گیتار بسته می‌شود و سیم‌ها را در یک فرت مشخص فشرده می‌کند. وقتی گیتار را بدون گرفتن فرت دیگر (حالت دست باز) بنوازید، نت‌های مربوط به همان فرتی که کاپو روی آن قرار دارد به صدا درمی‌آیند. معمولاً قسمت داخلی کاپو از جنسی نرم ساخته شده تا به سیم‌ها و دسته گیتار آسیب نزند.

    توصیه می‌کنیم این مطلب ساز چنگ را بیشتر بشناسید را حتماً بخوانید.

    اگر کاپو را روی فرت دوم قرار دهید، سیم‌ها در آن فرت بسته می‌شوند و همه نت‌های آن فرت به جای نت‌های دست باز شنیده خواهند شد. اگر همین کار را با انگشت سبابه خود انجام دهید و همه سیم‌ها را در فرت دوم فشار دهید، در واقع یک باره با دست گرفته‌اید.

    گرفتن باره (باره‌گیری) از تکنیک‌های رایج بین نوازندگان گیتار است. استفاده از کاپو روش آسان‌تری برای این کار است، چون به طور ثابت یک باره در فرت مورد نظر ایجاد می‌کند و نواختن را برای شما ساده‌تر می‌سازد.

    چگونه از کاپو استفاده کنیم؟

    بیایید دوباره تصور کنیم که کاپو روی فرت دوم بسته شده است. (البته شما می‌توانید از کاپو روی هر فرتی استفاده کنید.) وقتی گیتار را بدون کاپو و به شکل معمول کوک کنید، سیم‌ها به ترتیب نت‌های E, A, D, G, B, E را می‌دهند. اما با بستن کاپو روی فرت دوم، نت‌های سیم‌های آزاد به F#, B, E, A, C#, F# تغییر می‌کنند.
    در اصطلاح موسیقی، این نت‌ها نیم‌پرده یا یک فاصلهٔ کوچک (معمولاً یک گام) بالاتر از نت‌های قبلی هستند. پس وقتی کاپو روی فرت دوم باشد، اگر شما آکورد C را به شکل همیشگی بگیرید، باید توجه داشته باشید که چون کاپو نقش فرت صفر را بازی می‌کند، انگشت‌گذاری شما از فرت سوم شروع می‌شود.
    از آنجا که صدای گیتار با کاپو بالاتر می‌رود، آکوردی که در نهایت شنیده می‌شود، دیگر C نیست، بلکه آکورد D خواهد بود.
    به عنوان مثال، اگر آهنگی را با آکوردهای G ،Am و C بنوازید (که در گام C ماژور قرار دارد) و کاپو روی فرت دوم باشد، در واقع آکوردهای A ،Bm و D را خواهید شنید و گام آهنگ به D ماژور تغییر می‌کند. هرچه کاپو را در فرت‌های بالاتری قرار دهید، گام آهنگ نیز زیرتر و بالاتر می‌رود. دلیل اصلی این تغییر گام، معمولاً تطبیق آهنگ با محدودهٔ صدای خواننده و آسان‌تر کردن اجرا است.
    گروه بیتلز در آهنگ Here Comes the Sun از کاپو روی فرت هفتم استفاده کرده‌اند. به همین خاطر صدای گیتار بسیار زیر و شبیه به ساز ماندولین شده است. آکوردهای این آهنگ بدون کاپو در گام D ماژور هستند، اما با وجود کاپو، گام به A ماژور تغییر پیدا می‌کند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه منشاء موسیقی به کجا باز میگردد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه تفاوت تصنیف با سرود و آواز.

  • چه افرادی از کاپو استفاده می‌کنند؟

    چه افرادی از کاپو استفاده می‌کنند؟

    در نوشته‌های قبلی درباره کاپو و روش کار با آن صحبت کردیم. حالا ممکن است این پرسش برایتان پیش بیاید که چه کسانی لازم است از کاپو یا همان باره‌بند گیتار استفاده کنند. اگر شما هم چنین سوالی دارید، خواندن ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین را از دست ندهید.

    در این مقاله بیوگرافی لئونارد کوهن اطلاعات مفیدی آمده است.

    چه افرادی از کاپو استفاده می‌کنند؟

    برای کسانی که تازه شروع به نواختن گیتار کرده‌اند، باره‌بند روش آسان‌تری برای نواختن آهنگ‌های سخت است (در مقایسه با گرفتن باره با انگشت). البته بسیاری از نوازندگان ماهر هم از باره‌بند استفاده می‌کنند.

    برای یادگیری پیشرفته، به اردشیر کامکار ،رونق دهنده هنر کمانچه نوازی معاصر مراجعه کنید.

    خیلی از آهنگسازان برای راحت‌تر نواختن گیتار و اجرای آکوردهای معمولی در قسمت‌های مختلف دسته‌ی گیتار، از باره‌بند کمک می‌گیرند. همچنین با کمک باره‌بند می‌توان به راحتی یک آهنگ را در گام‌های مختلف امتحان کرد.

    در این مقاله روش صحیح مضراب زدن در سه تار اطلاعات مفیدی آمده است.

    بسیاری از نوازندگان فلامنکو هم در فرت‌های اول گیتار از باره‌بند استفاده می‌کنند تا گام‌های سنتی‌تر را اجرا کنند. باره‌بند همچنین سیم‌ها را به دسته‌ی گیتار نزدیک‌تر می‌کند و در نتیجه نواختن آکوردها و ملودی‌ها را ساده‌تر می‌سازد.

    انتخاب بهترین کاپو

    کاپو در شکل‌ها و مدل‌های گوناگونی در دسترس است. بیشتر کاپوهایی که در بازار پیدا می‌شوند (مثل برندهای شاب، UGY و فندر) به شکل گیره هستند. قیمت این نوع کاپوها بسته به کیفیت ساختشان از حدود ۳۵ هزار تومان آغاز می‌شود و گاهی به چندصد هزار تومان هم می‌رسد.
    نوع دیگری از کاپو هم توسط شرکت دانلوپ تولید می‌شود که طراحی ساده‌تری دارد و با یک بند دور دسته‌ی گیتار محکم می‌شود. این کاپوها معمولاً قیمت کمتری نسبت به انواع گیره‌ای دارند و برای کسانی که بودجه‌ی محدودتری در نظر گرفته‌اند، گزینه‌ی مناسبی هستند.
    چه کسانی از کاپو استفاده می‌کنند؟
    به خاطر داشته باشید که هر نوع گیتار (آکوستیک، کلاسیک و الکتریک) کاپوی مخصوص به خود را دارد که سیم‌ها را به شکل مناسبی روی فرت‌ها فشار می‌دهد. صفحه‌ی فرت‌بورد گیتارهای آکوستیک و الکتریک کمی منحنی است، به همین دلیل کاپوی این گیتارها نیز حالت خمیده دارد.
    اما گیتارهای کلاسیک دارای فرت‌بوردی صاف و پهن هستند و کاپوهای طراحی شده برای آن‌ها نیز با همین ویژگی‌ها ساخته می‌شوند.
    با وجود اینکه کاربرد کاپو بسیار مفید است، توصیه می‌شود فقط به آن متکی نباشید. دانش خود را در زمینه‌ی آکوردها افزایش دهید و روش گرفتن باره با دست را نیز تمرین کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله روحوضی یا سیاه بازی ،ترکیبی از نمایش و موسیقی را مطالعه کنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله بهترین آموزشگاه دف در شرق تهران را مطالعه کنید.

    در این مقاله تاریخچه ساخت اولین پیانو اطلاعات مفیدی آمده است.

  • فرت گیتار چیست؟

    فرت گیتار چیست؟

    برای پیشرفت در هر کاری، لازم است با واژه‌ها و نکات ریز آن آشنا شوید. در دنیای موسیقی نیز اصطلاحات فراوانی وجود دارد که هر یک در جای خود اهمیت دارند. یکی از این اصطلاحات، «فرت» است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با فرت گیتار آشنا خواهید شد.

    فرت گیتار چیست؟

    اگر تا به حال یک گیتار از نزدیک دیده باشید، حتما متوجه خط‌های فلزی باریکی شده‌اید که روی دسته آن قرار گرفته‌اند. معمولاً بین ۱۸ تا ۲۲ عدد از این خط‌های فلزی روی دسته وجود دارد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب موسیقی الکترونیک چیست ؟ را از دست ندهید.

    این قطعات فلزی کوچک که به آنها «فرت» می‌گویند، کارشان مشخص کردن جای دقیق نتها روی دسته گیتار است. وقتی نوازنده می‌خواهد نت خاصی را بنوازد، انگشتش را دقیقاً پشت یکی از این فرت‌ها قرار می‌دهد. تعداد فرتها بسته به نوع و اندازه گیتار ممکن است کم یا زیاد شود، اما نکته مهم این است که وجود این فرتها برای هر گیتاری ضروری است و بدون آنها، ساز تقریباً غیرقابل استفاده می‌شود.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره دانستنی های جالب در مورد موسیقی بیابید.

    شکل و ابعاد فرت:

    فرتها معمولاً شکلی مانند قارچ دارند. همان‌طور که در تصویر می‌بینید، برش یک فرت از دو بخش اصلی تشکیل شده: یک پایه و یک تاج. تاج آن تقریباً به شکل نیم‌دایره است و ساقه‌ای به صورت عمودی زیر تاج قرار گرفته است. روی این ساقه، برآمدگی‌های کوچکی به نام خار وجود دارد. وجود این خارها باعث می‌شود فرت به خوبی در جای خود ثابت بماند و پس از مدت‌ها نواختن و استفاده، از محل خود خارج نشود.

    فرت گیتار

    فرت‌های اولیه تا حدی با فرت‌های امروزی فرق داشتند. به این فرت‌ها که به «بار فرت» معروفند، شکل یک میله‌ی چهارگوش می‌دادند و رویه‌ی آن را کمی گرد می‌کردند. برای نصب این فرت‌ها روی دسته‌ی گیتار، باید شیارهایی به اندازه‌ی قطر فرت‌ها ایجاد می‌شد و سپس فرت داخل آن شیارها چسبانده می‌شد.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله برای دسته بندی موسیقی باید به چه مواردی دقت کنیم؟ مراجعه کنید.

    می‌توان این نوع فرت‌ها را روی گیتارهای آکوستیک قدیمی، به ویژه گیتارهای مارتین بسیار کهنه، دید. شرکت مارتین برای مدتی فرت‌های گیتارهایش را خودش تولید می‌کرد، اما به مرور و در دهه‌ی ۱۹۳۰ میلادی، استفاده از بار فرت را متوقف کرد.

    بار فرت‌ها هنوز هم برای تعمیر گیتارهای قدیمی در بازار یافت می‌شوند. حتی برخی از نوازندگان به خاطر ظاهر و حس نوستالژیک بار فرت‌ها، این نوع را بیشتر می‌پسندند و روی گیتارهای خود از آن استفاده می‌کنند.

  • بالاترین عمل پرستش در کلیسای غرب با فرم مس

    بالاترین عمل پرستش در کلیسای غرب با فرم مس

    از دیرباز، موسیقی بخشی از آیین‌ها و مراسم گوناگون بوده است. سبک و نوع موسیقی، بیانگر حال و هوای همان مراسم بود؛ از جشن‌های مذهبی و گردهمایی‌های حماسی تا حتی صحنه‌های نبرد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، موسیقی در مراسم دینی هم جایگاه ویژه‌ای داشته است. یکی از آشکارترین نمونه‌های این کاربرد را می‌توان در کلیساها مشاهده کرد. در این نوشته از وبلاگ آموزشگاه موسیقی الهام، می‌خواهیم فرم موسیقی «مس» را بررسی کنیم که در آیین‌های مذهبی کلیساها اجرا می‌شود. با ما همراه باشید.

    فرم موسیقی مس

    نام «مس» از سوی روحانیان یک انجمن مذهبی کلیسایی برگزیده شده است. مس، گونه‌ای از آهنگ‌سازی مذهبی و مقدس است که در آن، مجموعه‌ای ثابت از دعاهای مراسم عشاء ربانی برای گروه کر تنظیم می‌شود. این نام به برترین آیین پرستش در کلیسای غرب اشاره دارد و ویژه‌ی یادبود قربانی مسیح بر صلیب و بخشی از مراسم عبادی شامگاه کلیساست.

    مس در قالب‌ها و شکل‌های گوناگونی ساخته می‌شود. بیشتر مس‌ها بر پایه‌ی دعاهای لاتین — که زبان مقدس آیین‌های کلیسای کاتولیک رم است — تنظیم شده‌اند. شمار زیادی از مس‌ها نیز به زبان کشورهای غیرکاتولیک سروده شده‌اند، جایی که عبادت به زبان محلی انجام می‌گیرد.

    مس‌های موسیقایی نام خود را از دعاهای کاتولیکی هم‌نام با خود (در لاتین “the Mass”) گرفته‌اند و گاهی ممکن است علاوه بر نام مس، عنوان دیگری نیز داشته باشند، مانند میسا سولمنیس ساخته بتهوون.

    مس در کلیسای کاتولیک

    مس، یک قطعه آوازی مذهبی است که در کلیساهای کاتولیک برای همراهی با دعاها اجرا می‌شود. رکوئیم نیز که به عنوان مرثیه شناخته می‌شود، بیشتر برای یادبود درگذشتگان ساخته و نواخته می‌شود و مفهوم آرامش و آسایش را در خود دارد. همچنین فرم‌های دیگری مانند کانتات و موتت که بیشتر بر پایه خوانش متن و آواز هستند، مورد توجه آهنگسازان دوره‌های بعدی مانند دوره کلاسیک قرار گرفتند و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند.

    به بیان دیگر، مس یک سرود است که از بخش‌های ثابت مراسم عشای ربانی مسیحی تشکیل شده است، یعنی: کی‌ریه ؛ گلوریا ؛ کرِدو ؛ سانکتوس ؛ با بندیکتوس ؛ و آگنوس دِئی .

  • سوئیت ،مجموعه‌ای از چند موومان الهام گرفته از رقص

    سوئیت ،مجموعه‌ای از چند موومان الهام گرفته از رقص

    سوئیت نامی است در دنیای موسیقی که به مجموعه‌ای از قطعه‌های سازی یا ارکسترالی گفته می‌شود که با هم ارتباط دارند و پشت سر هم اجرا می‌شوند. در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با این قالب موسیقایی آشنا خواهید شد.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در بیوگرافی لیلی افشار پیدا کنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در بیوگرافی استفان لارنس شوارتز آهنگساز برجسته آمریکایی پیدا کنید.

    فرم سوئیت

    این قالب موسیقی در سده‌ی چهاردهم میلادی از ترکیب آهنگ‌های رقص پدید آمد و به تدریج در آغاز سده‌ی هفدهم، به مجموعه‌ای از پنج قطعه‌ی رقص، گاهی همراه با یک مقدمه، تبدیل شد. قطعه‌های یک سوییت معمولاً از نظر درون‌مایه یا حال‌وهوای موسیقایی با هم پیوند نزدیکی دارند.
    سوییت، مجموعه‌ای از چند قطعه است که از ریتم‌های رقص الهام گرفته‌اند. سوییت دوره‌ی باروک برای تکنوازی یک ساز، گروه‌نوازی چند ساز، یا برای ارکستر نوشته شده است.

    فرم سوئیت 

    فرم سوئیت 

    سوئیت بر دو گونه است:

    سوئیت باروک (قرن هجدهم)

    سوئیت مدرن (قرن نوزدهم به بعد)

    هر دو گونه سوئیت از چند بخش رقص پشت سر هم تشکیل می‌شوند. باخ، فرم سوئیت دوره باروک را گسترش داد و به همین دلیل گاهی این قالب موسیقایی به نام او شناخته می‌شود. سوئیت امروزی نیز شامل چند بخش است که با ترتیب و ساختاری آزاد کنار هم قرار می‌گیرند. گاهی اوقات از این موسیقی برای همراهی نمایش باله نیز استفاده می‌شود.
    دو آهنگساز سرشناس در زمینه موسیقی باله، چایکوفسکی با آثاری مانند “دریاچه قو”، سوئیت “فندق‌شکن” و “زیبای خفته” و نیز استراوینسکی با قطعاتی چون “پتروشکا”، “پرنده آتشین” و “پرستش بهار” هستند.
    سوئیت‌ها معمولاً در خانه‌های افراد، در کنسرت‌های درباری، یا به عنوان موسیقی مناسب برای زمان صرف غذا و نیز در جشن‌های فضای باز اجرا می‌شدند. آهنگسازان دوره باروک به خلق سوئیت، یعنی مجموعه‌ای از چند موومان با الهام از ریتم‌های رقص، علاقه داشتند.
    سوئیت باروک، چه برای یک ساز تکنواز، چه برای گروه کوچکی از سازها یا برای ارکستر کامل نوشته شده باشد، از موومان‌هایی تشکیل شده که همه در یک گام موسیقایی واحد هستند اما از نظر سرعت، وزن و حال‌وهوای موسیقایی با هم تفاوت دارند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله آشنایی با اصطلاح پُلی فونی و مقدار مناسب آن در پیانو را مطالعه کنید.

    موومان‌های سوئیت

    سوئیت معمولاً از قطعاتی تشکیل شده که ساختاری دو قسمتی دارند. در این ساختار، هر قسمت یک بار تکرار می‌شود. این الگو را می‌توان به شکل A A B B نشان داد.
    قسمت اول (A) در گام اصلی شروع می‌شود و سپس به گام پنجم (دومینانت) تغییر می‌کند. قسمت دوم (B) این توازن را برقرار می‌کند؛ چرا که از گام پنجم آغاز شده و دوباره به گام اصلی بازمی‌گردد. هر دو قسمت از درون‌مایه‌های مشابهی استفاده می‌کنند و تفاوت اصلی آن‌ها فقط در گام موسیقایی است. معمولاً نخستین قطعهٔ سوئیت الهام‌گرفته از رقص نیست.

  • آیا جنس فرت ها درگیتار از نقره است؟

    در نوشته‌های پیشین به طور مفصل با فرت‌های گیتار آشنا شدیم. یکی از پرسش‌های جالبی که درباره‌ی فرت‌ها مطرح می‌شود، مربوط به جنس آنهاست. برخی فکر می‌کنند فرت‌ها از نقره ساخته شده‌اند. اگر شما هم دوست دارید بدانید فلز به کار رفته در این قسمت از سازتان چیست، پیشنهاد می‌کنیم ادامه‌ی این نوشته را در وبلاگ آنبین دنبال کنید. با ما بمانید.

    جنس فرت ‌ها

    اگرچه گاهی از برنج برای ساخت فرت‌ها استفاده می‌شود، اما معمولاً فرت‌ها از فلزی به نام نقره نیکلی (که با نام‌های nickel silver یا German silver هم شناخته می‌شود) ساخته می‌شوند. با وجود اسم این فلز، باید بدانید که هیچ نقره‌ای در ترکیب آن وجود ندارد. نقره نیکلی در واقع آلیاژی است که از مس و نیکل ساخته می‌شود و چیز دیگری نیست.

    نسبت ترکیب این دو فلز ممکن است توسط سازندگان فرت کمی متفاوت باشد، اما به طور کلی حدود ۱۸ درصد نیکل (برای استحکام و دوام) و حدود ۸۰ درصد مس (برای نرمی و قابلیت صیقل خوردن) در آن به کار می‌رود. به عنوان نمونه، فرت‌های Jescar NS از ۶۲ درصد مس، ۱۸ درصد نیکل و ۲۰ درصد روی تشکیل شده‌اند.

    بعضی از نوازندگان به نیکل حساسیت دارند. برای این افراد، فرت‌های ساخته شده از فولاد ضدزنگ گزینه مناسبی است. فولاد ضدزنگ فلزی بسیار سخت است و کار کردن با ابزار روی آن کمی دشوارتر است. به همین دلیل، مراحل تراز کردن، شکل‌دهی و پرداخت این فرت‌ها نیروی بیشتری می‌خواهد و در نتیجه، تعویض فرت‌ها با نوع فولاد ضدزنگ هزینه بیشتری دارد.

    آیا جنس فرت ها درگیتار از نقره است؟

    نقاط قوت فرت‌های فولاد ضدزنگ

    فرت‌های ساخته شده از فولاد ضدزنگ، مزایای قابل توجهی دارند. سطح آن‌ها بسیار صیقلی و صاف است که باعث می‌شود هنگام بستن سیم‌ها روی دسته گیتار، کار به راحتی انجام شود. همچنین این فرت‌ها درخشش و جلای خود را برای همیشه حفظ می‌کنند. استحکام بالای فولاد هم به این معناست که احتمالاً هرگز نیازی به تعویض فرت‌ها نخواهید داشت.

    اما در کنار این محاسن، استحکام زیاد فولاد می‌تواند باعث سایش و فرسودگی زودتر سیم‌های گیتار شود. برخی از نوازندگان نیز معتقدند که فرت‌های استیل ضدزنگ، کمی شفافیت و روشنی به صدای ساز اضافه می‌کنند.

    گزینه دیگری که وجود دارد، فرت‌های Jescar EVO gold است. این فرت‌ها از آلیاژی مخصوص ساخته شده‌اند که برای افراد حساس یا آلرژیک به نیکل مناسب است. گفته می‌شود این آلیاژ از نیکل سخت‌تر بوده و عمر طولانی‌ای دارد، اما کار کردن و پرداخت آن روی دسته گیتار، به سختی کار با فولاد ضدزنگ نیست.

    همانند دیگر بخش‌های ساز، انتخاب جنس فرت هم تا حد زیادی به سلیقه شخصی بستگی دارد. اما وقتی فرتی را پیدا کنید که اندازه، سایز و جنس آن برای شما مناسب باشد، می‌تواند تأثیر بسیار مثبتی روی کیفیت نوازندگی شما بگذارد.

  • پنج اشتباه رایج گیتاریست ‌ها

    پنج اشتباه رایج گیتاریست ‌ها

    گیتاریست‌ها اغلب فکر می‌کنند این ساز، سازی ساده است و خیلی زود، وقتی هنوز راه زیادی در پیش دارند، خود را یک نوازندهٔ کامل می‌دانند. اما اگر می‌خواهید در نواختن گیتار به مهارت واقعی برسید، باید این دیدگاه رایج را کنار بگذارید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه زندگی کوتاه جرج گرشوین ،پیانیست مشهور آمریکایی.

    اشتباه رایج گیتاریست ‌ها

    در ادامه این نوشته از وبلاگ آموزشگاه موسیقی الهام، با این خطاهای رایج بیشتر آشنا خواهید شد.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله چه سازهایی در موسیقی جاز نواخته می‌شوند؟ مراجعه کنید.

    ۱. ویبراتو

    تکنیک ویبراتو در نوازندگی گیتار، اغلب نادیده گرفته می‌شود و بسیاری گمان می‌کنند به راحتی می‌توانند آن را اجرا کنند؛ اما این تصور درست نیست.
    ویبراتو به معنای تکان دادن سریع دست برای لرزاندن تمام طول سیم نیست. در واقع، ویبراتوی درست از حرکتی نرم و کنترل‌شده به دست می‌آید که تنها لرزشی ظریف و طبیعی به صدای نت شما می‌افزاید.
    نکته مهمی که معمولاً در اجرای ویبراتو فراموش می‌شود، رعایت زمان‌بندی است. ویبراتو نیز مانند خود نت‌ها باید با ضرب آهنگ هماهنگ باشد. استفاده از یک تکنیک، به معنای آزاد شدن از چارچوب ضرب و دقت در کوک نیست.
    لازم نیست روی هر نتی که از یک ضرب سیاه بلندتر است، ویبراتو اجرا کنید. کشیده شدن یک نت، همیشه به معنای نیاز به ویبراتو نیست. اگر یک افکت خاص را روی همه نت‌ها به کار ببرید، آن افکت دیگر ویژه و تاثیرگذار نخواهد بود. بنابراین ویبراتو را — مانند هر تکنیک دیگری — فقط در جای مناسب و به اندازه به کار بگیرید.

    ۲. ضرب

    اگر نواخته‌های خود را در مراحل مختلف زمانی ضبط کرده باشید، احتمالاً دیده‌اید که گاهی از ریتم صحیح خارج می‌شوید. ممکن است با گذشت زمان در این زمینه بهتر شده باشید یا شاید هنوز همان وضعیت را داشته باشید.

    جالب اینجاست که گیتاریست‌ها اغلب به خاطر ضعف در حفظ ریتم و خواندن نت‌ها شهرت دارند. دلیل اصلی این مشکل معمولاً از همان ابتدای یادگیری شروع می‌شود؛ وقتی گیتار را سازی می‌بینند که فقط زیر و بمی نت‌ها در آن مهم است. در نتیجه، گام‌ها و آکوردهای مختلف را تمرین می‌کنند، اما به این فکر نمی‌کنند که هر سازی که باشد، هر نتی باید در زمان درست و روی ضرب اجرا شود.

    راه بهبود این وضعیت، وسیله‌ای ساده است: مترونوم.

    همانطور که در زندگی روزمره، توانایی خواندن را امری اضافی نمی‌دانید، به عنوان یک گیتاریست هم نباید استفاده از مترونوم را چیزی غیرضروری و اختیاری ببینید.

    ۳. تجسم دسته

    خیلی از گیتاریست‌ها به این موضوع توجه نمی‌کنند، اما نکته بسیار مهمی است. شاید در نگاه اول مهارتی پیشرفته به نظر برسد، اما هرچه زودتر یاد بگیرید که نت‌ها، گام‌ها و آکوردها را روی دسته گیتار در ذهن خود مجسم کنید، برای شما بهتر خواهد بود.
    باید بدانید که نواختن گام‌ها و آکوردها با تکیه بر الگوها و شکل‌های ثابت روی دسته، هم خوبی دارد و هم بدی:
    – خوبی: وقتی این شکل‌ها را یاد گرفتید، می‌توانید هر گامی را در هر تُنالیته‌ای بدون نیاز به تغییر انگشت‌گذاری یا فکر کردن به نام تک‌تک نت‌ها اجرا کنید.
    – بدی: اگر فقط به شکل‌ها تکیه کنید و به نت‌ها فکر نکنید، ممکن است نسبت به موسیقی بی‌دقت شوید و از ریزه‌کاری‌ها غافل بمانید. در این حالت ممکن است کار به جایی برسد که بدون فکر و تنها با دنبال کردن یک الگوی بصری بنوازید.
    نیازی نیست از همان اول همه نت‌ها را حفظ باشید. ابتدا شکل‌ها و الگوها را یاد بگیرید، سپس به سراغ فاصله‌های موسیقایی بروید و در آخر، نام نت‌ها را به خاطر بسپارید.
    پنج اشتباه رایج گیتاریست‌ها

    اگر سوالاتی دارید، مقاله مفهوم گوشه در موسیقی به شما کمک خواهد کرد.

    ۴. نُت‌های بیش‌ازحد

    شاید تا به حال در هنگام نواختن سولو با خود فکر کرده‌اید: «من فقط الگوها و گام‌ها را تکرار می‌کنم و نمی‌دانم چه کار دیگری از دستم برمی‌آید». دلیل این موضوع آن است که شما به جای فکر کردن به تک‌تک نت‌ها، فقط به شکل کلی الگوها توجه می‌کنید. هر نت حس و رنگ خاص خود را دارد و هرچه زودتر این موضوع را درک کنید، پیشرفت بهتری خواهید داشت.

    این گونه اشتباهات برخلاف مشکلات کوک یا ریتم، در ابتدا چندان آشکار نیستند. اما نتیجه آنها کاملاً مشخص است: به جای سولوهای زیبا و تأثیرگذار، نواختن‌هایی آشفته و ناهماهنگ خواهید داشت.

    این اشتباهات معمولاً به دو موضوع اصلی در موسیقی مربوط می‌شوند: درک جایگاه نت‌ها روی ساز و از همه مهم‌تر، تقویت گوش موسیقایی.

    پیش از این درباره موضوع اول صحبت کردیم، پس بیایید به مورد دوم یعنی تقویت گوش در نواختن سولو بپردازیم. هر زمان که گام جدیدی یاد می‌گیرید، باید از گوش خود کمک بگیرید. این نکته را دوباره تکرار می‌کنم: همیشه!

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله موسیقی کرال ایرانی چیست ؟ مراجعه کنید.

    یادگیری یک گام فقط با نگاه کردن به نت‌ها روی کاغذ ممکن نیست. باید هنگام نواختن گام، نام نت‌ها را با صدای بلند و همراه با سازتان بخوانید. باید بتوانید فقط با شنیدن نت اصلی گام، بقیه نت‌های آن را با صدای خود بخوانید. این کار یک تمرین عالی برای گوش شماست و کمک می‌کند تا جایگاه و حس هر نت در گام را بهتر بشناسید.

    برای مطالعه بیشتر، به علت نامگذاری اسامی گوشه های ردیف موسیقی سنتی ایران سری سر بزنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه تاریخچه گرامافون.

    ۵. تنبلی

    گیتار در نگاه اول ساز ساده‌ای به نظر می‌رسد، اما تسلط واقعی بر آن کار دشواری است. همچنین گیتار از آن دست سازهایی است که بعضی افراد با یادگیری فقط دو آکورد ابتدایی، ادعا می‌کنند آن را می‌نوازند.
    به همین دلیل، بسیاری وقتی شروع به یادگیری می‌کنند، چند آکورد ساده و یک گام را فرا می‌گیرند و با خود فکر می‌کنند که دیگر گیتاریست شده‌اند؛ چرا که دوستانشان نیز اغلب در همین سطح متوقف می‌مانند!
    هرچند برای شروع نوازندگی گیتار لازم نیست سال‌ها به هنرستان بروید یا تمام زندگی خود را صرف آن کنید، اما باید یادگیری را پیوسته ادامه دهید. اگر نواختن گیتار (یا هر ساز دیگری) تنها به عنوان فعالیتی سخت و نیازمند پشتکار زیاد شناخته می‌شد، شاید فقط افراد بسیار مصمم به سراغ آن می‌رفتند.
    نواختن یک ساز نیز مانند بسیاری از توانایی‌های دیگر، باید در طول سال‌ها به تدریج عمیق و کامل‌تر شود. بنابراین شکیبا باشید، اما تنبلی نکنید و برای یادگیری چیزهای تازه همیشه اشتیاق نشان دهید.

  • کوک استاندارد گیتار چیست؟

    کوک استاندارد گیتار چیست؟

    هر سازی برای تولید صدای دلنشین و زیبا، نیاز به تنظیم دقیق دارد. در واقع، حتی یک نوازنده ماهر هم اگر سازی را که به درستی کوک نشده بنوازد، صدای آن جذابیت و گیرایی لازم را نخواهد داشت. به همین دلیل، تنظیم و کوک صحیح ساز از بخش‌های بسیار مهم در نوازندگی است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، می‌خواهیم به بررسی روش استاندارد کوک کردن گیتار بپردازیم. تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

    کوک استاندارد گیتار چیست؟

    احتملاً می‌دانید که سیم‌های گیتار از بالا به پایین شماره‌گذاری می‌شوند. سیم بالایی که ضخیم‌تر است، سیم شماره ۱ نامیده می‌شود و سیم پایینی (نازک‌ترین) سیم شماره ۶ است.

    اگر از سیم شماره ۱ شروع کنیم و به سمت سیم شماره ۶ برویم، کوک استاندارد گیتار به ترتیب نت‌های زیر است:
    می،
    لا،
    ر،
    سل،
    سی،
    می.

    هر نت موسیقی یک نماد انگلیسی هم دارد که در نت‌نویسی و نرم‌افزارهای موسیقی استفاده می‌شود. پس بهتر است این علامت‌های انگلیسی را هم یاد بگیرید تا بتوانید نت‌ها را به درستی بخوانید و اجرا کنید.

    نماد انگلیسی نت‌های موسیقی به این شکل است:
    دو: C
    ر: D
    می: E
    فا: F
    سل: G
    لا: A
    سی: B.

    کوک سیم های گیتار

    سیم‌های گیتار از پایین به بالا با نام‌های انگلیسی E، A، D، G، B و E شناخته می‌شوند.
    پس به خاطر داشته باشید که برای کوک استاندارد گیتار، باید این ترتیب را رعایت کنید.
    اگر قصد تنظیم گیتار را دارید، اول مطمئن شوید که سیم‌ها سالم هستند تا فرکانس‌ها به درستی تشخیص داده شوند. صدا از فرکانس‌های مختلفی تشکیل شده که واحد اندازه‌گیری آن هرتز (Hz) است. در کوک معمول گیتار، نت‌ها از سیم پایینی به سیم بالایی به ترتیب E2، A2، D3، G3، B3 و E4 هستند.
    در دنیای موسیقی، نت A بالاتر از C میانی (یعنی A4 با فرکانس ۴۴۰ هرتز) به عنوان مرجع اصلی برای کوک کردن سازها به کار می‌رود. این یعنی فرکانس بقیه نت‌ها نسبت به این فرکانس پایه سنجیده می‌شود تا یک گام موسیقایی استاندارد و هماهنگ ایجاد شود.
    سیم A در گیتار دو اکتاو پایین‌تر از این نت مرجع است، بنابراین فرکانس آن روی گیتار برابر ۱۱۰ هرتز خواهد بود. دقت کنید که فرکانس چطور دو برابر شده است. اکتاو به این معناست که اگر تفاوت بین دو فرکانس ×۲ باشد، پس دو اکتاو تفاوت ×۴ خواهد بود.

    کوک استاندارد روی گیتار چه فرکانسی است ؟

    بعضی از دستگاه‌های کوک گیتار، فرکانس دقیق هر نت را نشان می‌دهند. در اینجا فرکانس‌های استانداردی که باید هر سیم را بر اساس آن کوک کنید، آورده شده است:

    E2 – ۸۲.۴۱ هرتز
    A2 – ۱۱۰ هرتز
    D3 – ۱۴۶.۸ هرتز
    G3 – ۱۹۶ هرتز
    B3 – ۲۴۶.۹ هرتز
    E4 – ۳۲۹.۶ هرتز

    البته همه کوک‌کننده‌ها فرکانس را اندازه‌گیری نمی‌کنند. اگر تازه شروع کرده‌اید، بهتر است به جای وابستگی کامل به دستگاه، گوش خود را با شنیدن این نت‌های مرجع تمرین دهید.