دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Confident به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Confident به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Confident به فارسی با مثالهای کاربردی

    احساس اعتماد به نفس یعنی اینکه آدم نسبت به خودش احساس خوبی داشته باشد. وقتی کسی اعتماد به نفس دارد، باور دارد که توانایی‌هایش خوب است و می‌تواند از پس کارها بربیاید. معمولاً از افعال “بودن” و “احساس کردن” همراه با این حالت استفاده می‌شود:

    الویرا مطمئن است که شغلی را که برای آن درخواست کرده بود، خواهد گرفت. او به توانایی های خود احساس اطمینان می کند.
    ایساک در مورد مهارت های انگلیسی خود احساس اطمینان می کند.
    اعضای تیم قبل از شروع بازی فوتبال احساس اعتماد به نفس داشتند.
    دانش آموزانی که مطالعه می کردند قبل از شرکت در آزمون احساس اعتماد به نفس داشتند. دانش‌آموزانی که درس نمی‌خواندند، اعتماد به نفس نداشتند.
    لیزا می گوید که نسبت به پیش آگهی پزشکش اطمینان ندارد.
    ویلیام مطمئن است که او مرد مناسبی برای رئیس جمهور شدن است.

     

    واژه “confidence” به معنای “اطمینان” یک اسم است:

    او به خودش اعتماد زیادی دارد.
    اعتماد به نفس او کمی بیش از حد است. (او کمی بیش از حد اعتماد به نفس دارد.)
    بیل وقتی وارد اتاق می شد پر از اعتماد به نفس بود.
    اعتماد به نفس یک ویژگی مهم در یک فروشنده است.
    هنگام انجام هر کاری باید به خود اعتماد داشته باشید.

     

    واژه “confidently” به معنای “با اطمینان” یک قید است:

    او کار خود را سریع و با اطمینان انجام می دهد.
    سخنران با اطمینان حضار را خطاب قرار داد.
    بیل با اعتماد به نفس وارد جلسه شد و انتظار داشت که فروش داشته باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Confuse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Confuse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Confuse به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده گذشته فعل ماضی
    confuse

    گیج کردن

    confused

    گیج شد

    confused

    گیج شده

    خیلی از دانش‌آموزان معنی این واژه را می‌فهمند، ولی بعضی‌ها به شکل نادرستی از آن در جمله استفاده می‌کنند. وقتی کسی در حالت «گیج‌شدن» قرار می‌گیرد، یعنی دربارهٔ چیزی کاملاً نامطمئن است. حس سردرگمی و تردید در او وجود دارد.

    این کلمه به روش‌های گوناگونی به عنوان فعل به کار می‌رود. از آنجا که بسیاری از زبان‌آموزان هنگام صحبت دربارهٔ انگلیسی از آن استفاده می‌کنند، در اینجا چند مثال مرتبط با این موقعیت را با حالت اول شخص می‌آوریم. توجه کنید که بعضی از این جمله‌ها به صورت معلوم و برخی به صورت مجهول هستند:

    English confuses me. (معلوم)
    I’m confused by English. (مجهول)
    Some words confuse me. (معلوم)
    I am confused by some words. (مجهول)
    I get confused when I speak English. (مجهول)

    انگلیسی منو گیج میکنه (فعال)
    من از زبان انگلیسی گیج شدم. (منفعل)
    بعضی حرفا منو گیج می کنه (فعال)
    من با برخی کلمات گیج می شوم. (منفعل)
    وقتی انگلیسی صحبت می کنم گیج می شوم. (منفعل)

    در این نمونه‌ها، از کلمه “confuse” به شکل صفتی استفاده شده است. شکل گذشتهٔ فعل (confused) می‌تواند هم نقش فعل و هم نقش صفت داشته باشد:

    I feel confused.
    I suddenly became confused.
    I’m so confused.
    This is confusing. (این جمله به زمان حال استمراری نیست. در اینجا “confusing” به عنوان صفت به کار رفته است.)
    Which language is more confusing, English or French?

    احساس سردرگمی می کنم.
    ناگهان گیج شدم.
    من خیلی گیج شدم
    این گیج کننده است. (این جمله در زمان حال استمراری نیست. “گیج کننده” در اینجا به عنوان یک صفت عمل می کند.)
    کدام زبان گیج کننده تر است، انگلیسی یا فرانسوی؟

    همچنین می‌توان از “confusion” (گیجی) به عنوان اسم استفاده کرد:

    Not knowing English causes some confusion for people who live in the United States.
    If you feel any confusion, you should ask a question.

    ندانستن زبان انگلیسی باعث سردرگمی افرادی می شود که در ایالات متحده زندگی می کنند.
    اگر هر گونه سردرگمی احساس می کنید، باید یک سوال بپرسید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Conserve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Conserve به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Conserve به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای حفظ و نگهداری چیزی، باید در مصرف آن دقت کنیم. وقتی چیزی کمیاب است، باید تلاش کنیم تا از هدر رفتن آن جلوگیری کنیم و موجودی آن را تضمین کنیم.

    مردم کالیفرنیا درخواست شده‌اند که در مصرف آب دقت کنند.
    ما برای کاهش مصرف انرژی، در زمستان دمای ترموستات خانه را روی ۶۳ درجه تنظیم می‌کنیم.
    برایان سعی می‌کند با راندن یک خودروی هیبریدی، مصرف بنزین را کمتر کند. (خودروی هیبریدی = ترکیب بنزین و برق)
    باید کمی استراحت کنیم. اگر می‌خواهیم به قله این کوه برسیم، باید انرژی خود را ذخیره کنیم.
    برنامه‌ریزان این مراسم، برای صرفه‌جویی در زمان، چند فعالیت را به صورت همزمان安排 کردند.
    عایق‌کاری اتاق زیرشیروانی خانه کمک می‌کند گرمای داخل بهتر حفظ شود.

     
    واژه conservation به معنای «حفاظت» است:

    این شرکت با اجرای برنامه‌های صرفه‌جویی، هزینه‌های انرژی خود را به میزان زیادی کاهش داد.
    تلاش‌ها برای محافظت از عقاب طاس نتیجه داده است. جمعیت آن‌ها در حال افزایش است.
    همسایه‌ام می‌گوید به صرفه‌جویی اعتقادی ندارد. او از دستگاه‌ها و منابع انرژی مختلفی استفاده می‌کند بدون آن که به تأثیر آن‌ها روی محیط‌زیست توجهی کند.
    یکی از راه‌های کاهش اثرات تغییرات آب‌وهوایی، حفاظت از منابع طبیعی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Constant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Constant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Constant به فارسی با مثالهای کاربردی

    فردی که همیشه سردرد دارد، باید به دکتر مراجعه کند.
    هر دردی که پیوسته ادامه دارد، باید توسط پزشک معاینه شود.
    کار کردن در شرایطی که همیشه استرس وجود دارد، برای سلامتی خوب نیست.
    زندگی در شرایطی که همیشه خطر وجود دارد، بسیار اضطراب‌آور است.
    برای افراد کم‌درآمد، همیشه این نگرانی وجود دارد که پول کافی برای خورد و خوراک و خانه داشته باشند.
    باران شدیدی که بی‌وقفه می‌بارد، جاده‌ها و بعضی خانه‌ها را سیلابی کرد.
    ساختمان‌سازی در این منطقه، بدون توقف ادامه داشته است.
    در بزرگراه‌های اصلی، رفت و آمد ماشین‌ها همیشه در جریان است.
    سر و صدای پیوسته، بعضی از مردم را آزار می‌دهد.

     
    کلمه constantly “به طور مداوم” یک قید است.

    در این محله همیشه سر و صدا است.
    یک دارکوب بیرون است که پیوسته به دیوار خانه‌ام نوک می‌زند.
    کسانی که همیشه در حال غر زدن هستند، آزاردهنده می‌شوند.
    زمین همیشه به دور خورشید می‌چرخد.
    ماه همیشه به دور زمین می‌چرخد.
    الیزا همیشه نگران ایمنی فرزندانش است.
    بیل همیشه در حال چک کردن تلفن همراهش است.
    دانش‌آموزی که همیشه دیر به کلاس می‌رسد یا غایب است، با معلم خود به مشکل خواهد خورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Contract به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Contract به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Contract به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک قرارداد، یک توافق بین دو نفر یا دو گروه است. این یک پیمان رسمی است که وقتی کسی آن را امضا می‌کند، پشتوانه قانونی دارد و باید رعایت شود. (امضا کردن به معنای نوشتن نام است)

    مریم یک قرارداد را امضا کرد.
    گونتر نامش را در انتهای قرارداد نوشت.
    همه افراد درگیر، با شرایط قرارداد موافقت کردند.
    قرارداد اجاره، توافقی است بین کسانی که یک مکان برای زندگی یا یک خودرو را اجاره می‌کنند.
    ژوزه و لوئیس یک توافق شفاهی با هم داشتند و برای تأکید بر آن با هم دست دادند.*
    در قرارداد چه نوشته شده؟
    مذاکرات برای نوشتن قرارداد بین کارگران و مدیران ممکن است هفته‌ها طول بکشد.
    اگر شما قراردادی را زیر پا بگذارید*، ممکن است مجبور به پرداخت جریمه شوید.

     
    کلمه «قراردادی» یک صفت است:

    آنها تعهدات قراردادی دارند که باید از آن‌ها پیروی کنند.
    یک توافق قراردادی، رابطه بین وکیل و موکلش را به طور دقیق مشخص می‌کرد.

    *break a contract: نادیده گرفتن یا سرپیچی از یک توافق کتبی.
    *Shake on it دست دادن به اين ترتيب دلالت بر توافق دارد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Contribute به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Contribute به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Contribute به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “contribute” یک فعل است که به معنای “همکاری کردن” یا “سهم داشتن” در موفقیت یک کار است.

    آنجلا سال گذشته به یک پناهگاه بی‌خانمان‌ها، هم پول و هم غذا کمک کرد.
    سال گذشته چقدر به خیریه کمک کردی؟
    سخت‌کوشی تام، در پیشرفت شرکتی که در آن کار می‌کند، نقش دارد.
    دانش‌آموزانی که در گفت‌وگوهای کلاسی شرکت می‌کنند، فضای کلاس را برای همه پربارتر و جذاب‌تر می‌سازند.
    سوزاندن سوخت‌های فسیلی، باعث تشدید گرمایش زمین و تغییرات آب‌وهوایی می‌شود.

     

    این کلمه به صورت اسم به “contribution” تبدیل می‌شود که به معنای “مشارکت” یا “سهم” است.

    آنجلا به یک پناهگاه بی خانمان کمک مالی و غذا کرد.
    چقدر کمک کردید؟
    مشارکت تام در موفقیت شرکت، نادیده گرفته نشده است.
    همکاری دانش‌آموزان در بحث‌های کلاسی، کلاس را جذاب‌تر می‌کند.
    بیش از نود درصد دانشمندان جهان معتقدند که افزایش ورود گازهای گلخانه‌ای به جو، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به زمین وارد خواهد کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Cool به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cool به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cool به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی دمای هوا بین ۵ تا ۱۵ درجه سانتی‌گراد باشد، می‌گوییم هوا خنک است.

    هوای بیرون کمی خنک است. بهتر است ژاکت بپوشید.
    بسیاری از مردم جهان، هوای خنک و بدون رطوبت را دوست دارند.
    در آمریکا، معمولاً هرچه به مناطق شمالی‌تر بروید، هوا خنک‌تر می‌شود.
    در فصل پاییز، هوا کم‌کم خنک می‌شود. (در این جمله از cool به عنوان فعل استفاده شده است.)

     
    این کلمه همچنین به صورت صفت برای توصیف چیزهای جذاب، جالب، محبوب یا جدید بسیار پرکاربرد است:

    ژاکتی که خوزه پوشیده، خیلی باحال است.
    فیلمی که دیشب دیدیم، واقعاً باحال بود.
    همه می‌گویند آقای جونز یک معلم باحال است.
    او خیلی باحال است!
    این خیلی باحاله!

     
    این کلمه به شکل‌های گوناگونی به کار می‌رود:

    این سوپ خیلی داغ است. باید کمی خنک شود. (cool off = خنک شدن)
    رنا نسبت به پیشنهاد اضافه‌کاری بی‌میلی نشان داد. (علاقه‌ای نداشت)
    تام در جلسه کنترل خود را از دست داد. (عصبانی شد. در این جمله cool به عنوان اسم به کار رفته است.)
    سعی کن آرامشت را از دست ندهی. (عصبانی نشوی)
    تصمیم گرفتیم مدتی از آن فاصله بگیریم. شرایط داشت حساس می‌شد. (cool it = کم کردن شدت)
    دست بردار! (بحث را تمام کن)
    به رئیسم گفتم چند روزی مرخصی نیاز دارم و او با آن مشکلی نداشت. (cool with = موافق بودن)
    آیا با این شرایط موافقی؟ (آیا مشکلی نداری؟)

     
    توجه: کلمه “cool” برای توصیف چیزها، افراد یا ایده‌های جدید و جذاب، بسیار پرطرفدار است. این کلمه در ابتدا یک اصطلاح عامیانه بود، اما امروزه تقریباً همه از آن استفاده می‌کنند. یادگیری این کلمه می‌تواند مفید باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cooperate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cooperate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cooperate به فارسی با مثالهای کاربردی

    همکاری کردن یعنی با دیگران کار کنی یا به آنها کمک کنی.

    دانش‌آموزان باید با معلمشان همکاری کنند. (یعنی باید کارهایی که معلم از آنها می‌خواهد را انجام دهند.)
    ماریا با همکارانش همکاری می‌کند. (او برای رسیدن به یک هدف مشترک، با آنها کار می‌کند.)
    چارلز با پلیس همکاری نمی‌کند. (او به سوالات آنها جواب نمی‌دهد.)
    کامپیوتر من امروز با من همکاری نمی‌کند. (یعنی با کامپیوترم مشکل دارم.)
    اگر فقط کمی همکاری کنی، همه چیز راحت‌تر پیش می‌رود.
    لطفاً با من همکاری کن.

     
    کلمه **«همکاری»** یک اسم است.

    همکاری بین اعضای یک سازمان، برای رسیدن به اهدافش بسیار مهم است.
    ما از همکاری شما سپاسگزاریم.
    مدیر ما می‌گوید که به همکاری بیشتری از سوی کارکنانش نیاز دارد.
    همکاری، کلید موفقیت است.
    از همکاری شما متشکریم.

     
    کلمه **«همکارانه»** می‌تواند یک صفت باشد (مانند cooperative):

    پسر کوچک با مادرش رفتار همکارانه‌ای نداشت.
    معلم از دانش‌آموزان خواست که همکارانه‌تر رفتار کنند.
    اگر همکاری نکنی، ممکن است نتیجه‌های بدی داشته باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cope به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cope به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Cope به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «cope» به معنای «کنار آمدن» است و تقریباً همان مفهومی را می‌رساند که کلمات «مدیریت کردن» یا «کنار آمدن با» دارند. ما از این کلمه استفاده می‌کنیم تا بگوییم یک نفر چطور از عهده یک موقعیت، به‌ویژه موقعیت سخت، برمی‌آید. برای نمونه:

    She’s not coping very well with the death of her mother.
    How do you cope with three jobs?
    How long has he had to cope with his disease?
    He has some serious issues that he has to cope with.
    I can’t cope with this!
    People who cope with their problems through alcohol or drugs are just creating more problems for themselves.

    او با مرگ مادرش خیلی خوب کنار نمی‌آید.
    چطور با سه تا شغل کنار می‌آیی؟
    چه مدتی است که باید با بیماریاش بسازد؟
    او مشکلات جدی دارد که باید با آنها دست و پنجه نرم کند.
    من دیگر از پس این برنمی‌آیم!
    کسانی که با مصرف الکل یا مواد مخدر سعی میکنند مشکلاتشان را حل کنند، در واقع مشکلات بزرگتری برای خود می‌سازند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Cost به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cost به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Cost به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای پرسیدن درباره قیمت یک کالا یا خدمات، می‌توانید از فعل “هزینه کردن” استفاده کنید. در مثال‌های زیر، “cost” به عنوان یک فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    cost

    هزینه کردن

    cost

    هزینه کرد

    cost

    هزینه کرده

    قیمت این کتاب چقدر است؟
    ده دلار قیمت دارد.

    کتت چقدر برایت تمام شد؟
    چهل دلار پرداختم.

    این کار دارد پول زیادی از ما می‌گیرد!
    قسط‌های ماشین خرج سنگینی برایمان داشت!

    تا حالا چقدر بابت این خرج کرده‌ایم؟
    این کار در آینده چقدر هزینه خواهد داشت؟
    استفاده از این وب‌سایت برای شما هیچ هزینه‌ای ندارد، چون کاملاً رایگان است.

    *توجه: برای پرسیدن درباره قیمت یا هزینه چیزی، روش‌های مختلفی وجود دارد. فعل “cost” از افعال پرکاربرد و بی‌قاعده است. در مثال‌های بعدی، “cost” به صورت اسم به کار رفته است:*

    هزینه این کتاب چقدر است؟
    هزینه کتاب ده دلار است.

    هزینه کتت چقدر بود؟
    هزینه آن چهل دلار بود.

    *علاوه بر کاربرد مالی، از این کلمه برای بیان پیامدهای منفی یا از دست‌دادن‌ها نیز استفاده می‌شود:*

    رانندگی خطرناک جان راننده را گرفت.
    رفتار نادرست آن مرد زندگی مشترکش را از بین برد.
    تأخیر همیشگی جنیفر در محل کار، باعث اخراج او شد.

    هزینه‌های این کار از سود آن بیشتر است، بنابراین آن را انجام نمی‌دهیم.
    بی‌عملی چه پیامدی دارد؟
    هزینه زندگی در آمریکا در هر شهر متفاوت است. باید سود و زیان آن را سنجید.
    آنها در ازای کاری که کرده‌اند، پیامدهایش را خواهند دید. (این جمله معمولاً درباره گروه‌ها، شرکت‌ها یا کشورهایی گفته می‌شود که وارد درگیری می‌شوند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.