دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Crap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crap به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Crap به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر در خانه، ماشین، گاراژ، جیب‌ها یا کیف خود — در هر جایی — چیزهای بی‌ارزش یا به‌دردنخور زیادی دارید، می‌توانید از کلمه «crap» استفاده کنید.

    من کلی چیز بی‌مصرف توی گاراژم دارم.
    با این همه وسیله بی‌فایده چکار کنم؟
    توی حیاط پشتی هم چندتا چیز بی‌ارزش افتاده.
    اگر یک حراجی در گاراژ برگزار کنم، احتمالاً می‌توانم از شر این چیزهای اضافی خلاص شوم.
    والمارت کلی کالای بی‌کیفیت ساخت چین می‌فروشد.
    تونی یک صندلی تاشو از والمارت خرید، اما خیلی زود شکست چون واقعاً بی‌کیفیت بود.
    مینی‌وانی که خریدیم، یک وسیله بی‌ارزش بود. (اگر چیزی بد ساخته شده یا زود خراب می‌شود، معمولاً از اصطلاح «piece of crap» برای توصیف آن استفاده می‌شود.)

     

    برای اشاره به حرف یا موقعیتی که با آن مخالف هستید نیز می‌توانید از کلمه «crap» استفاده کنید:

    این حرف‌ها چرند است.
    به این مزخرفات گوش ندهید.
    او حرف بی‌اساس از کسی قبول نمی‌کند.
    من این وضعیت احمقانه را تحمل نمی‌کنم. (یعنی قصد ندارم این شرایط یا ایده را بپذیرم.)

     

    کلمه «crap» همچنین برای اشاره به مدفوع انسان یا حیوان هم کاربرد دارد:

    یک نفر توالت را استفاده کرده و سیفون نکشیده.
    روی پیاده‌رو مدفوع سگ وجود دارد.
    مواظب باش، لگنش نکنی.
    یک بوی بد شبیه مدفوع می‌آید.

     

    کلمه «Crappy» نیز به صورت صفتی استفاده می‌شود:

    این صندلی واقعاً بی‌کیفیت است.
    خرید وسایل بی‌دوام فایده‌ای ندارد. سعی کنید چیزی بخرید که عمر بیشتری داشته باشد.
    امروز حالم خوب نیست. (یعنی حالتان بد است.)
    زیاد به او گیر نده، حال و حوصله ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crash به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crash به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Crash به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی دو چیز جامد به هم برخورد می‌کنند – معمولاً به صورت اتفاقی – می‌توانید از کلمه «crash» استفاده کنید. این کلمه می‌تواند به عنوان فعل، اسم یا صفت به کار رود:

    Two cars crashed at the intersection. (فعل)
    There was a car crash at the intersection. (اسم)
    The police appeared at the crash site. (صفت)

    دو خودرو در تقاطع با هم برخورد کردند. (فعل)
    یک تصادف خودرو در تقاطع رخ داد. (اسم)
    پلیس در محل حادثه حاضر شد. (صفت)

    این کلمه در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود. در مثال‌های زیر «crash» نقش فعل دارد:

    Do you mind if I crash on your couch tonight? I’m too tired to drive. (crash = خوابیدن)
    The stock market crashed last week. (crash = کاهش ناگهانی ارزش سهام یا اوراق)
    My computer is going to crash if I try to use this program. (crash = از کار افتادن سیستم به دلیل پردازش بیش از حد)
    A drunken couple crashed the wedding reception and were kicked out of the banquet hall. (crash = حضور بدون دعوت در مهمانی)

    مشکلی نیست امشب روی کاناپه تو استراحت کنم؟ خیلی خسته‌ام و نمی‌توانم رانندگی کنم.
    بازار بورس هفته گذشته سقوط کرد.
    اگر از این برنامه استفاده کنم، کامپیوترم هنگ خواهد کرد.
    یک زوج مست، بدون دعوت به عروسی آمدند و از سالن جشن بیرون انداخته شدند.

    در این جمله‌ها «crash» به صورت اسم استفاده شده است:

    A violent crash outside of the building resulted in two fatalities.
    A stock market crash was predicted by only a few experts before it happened.
    Charles got into a crash, but he’s okay.

    برخورد شدید بیرون ساختمان منجر به دو فوتی شد.
    سقوط بازار سهام تنها توسط چند متخصص پیش‌بینی شده بود.
    چارلز تصادف کرد، اما حالش خوب است.

    در این مثال‌ها نیز «crash» به عنوان صفت دیده می‌شود:

    Investigators surveyed the damage at the crash site.
    Some rich guy is using the apartment downstairs as a crash pad on days when he doesn’t want to drive back to the suburbs.
    (crash pad = آپارتمان یا اقامتگاهی موقت برای خواب یا اقامت کوتاه‌مدت، معمولاً توسط افراد مرفه)

    بازرسان خساراتِ محل حادثه را بررسی کردند.
    یک فرد پولدار، وقتی نمی‌خواهد به خانه‌اش در حومه شهر برگردد، از آپارتمان طبقه پایین به عنوان اقامتگاه موقت استفاده می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crawl به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crawl به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Crawl به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که روی دست‌ها و زانوهایش حرکت می‌کند، در حال “خزیدن” است. این حرکت، اولین نوع جابجایی در نوزادان به شمار می‌رود، ولی گاهی حتی یک فرد بزرگسال نیز ممکن است به دلایلی بخزد.

    والتر در میان علف‌ها می‌خزید و به دنبال تکه فلز کوچکی بود که انداخته بود.
    کارگران، هنگام نصب عایق، مجبور بودند در فضای زیر شیروانی بخزند.
    نوزاد رنه تازه دارد یاد می‌گیرد چطور بخزد.
    آخرین دوندهٔ مسابقه آنقدر ضعیف بود که نمی‌توانست بدود یا راه برود؛ برای همین، خودش را تا خط پایان کشاند.
    یک هزارپا روی زمین می‌خزید.
    یک نفر از پنجره‌ای باز به داخل خزیده و مقداری وسایل الکترونیکی را دزدیده بود.

     
    گاهی اوقات، خزیدن به صورت واقعی رخ نمی‌دهد، بلکه نشان از رفتارِ وابسته و التماس‌آمیز دارد.

    ند با حالت التماس نزد رئیسش رفت و از او خواهش کرد که دوباره او را بپذیرد.
    اگر ما را ترک کنی، بعداً با ذلت برنگرد.
    ساندرا بعد از اینکه در کالیفرنیا کار پیدا نکرد، با شکست‌خوردگی نزد پدر و مادرش بازگشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Crazy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crazy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Crazy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دیوانه” یک واژه پرکاربرد است که برای توصیف افراد یا موقعیت‌های غیرعادی و بسیار عجیب به کار می‌رود. همچنین می‌توان از این کلمه زمانی استفاده کرد که فردی چیزی را بسیار دوست دارد یا برعکس، اصلاً به آن علاقه‌ای ندارد.

    این همه ترافیک واقعاً دیوانه‌کننده است. (ترافیک بسیار سنگین است.)
    این ترافیک دارد مرا دیوانه می‌کند.
    فکر می‌کنم دارم دیوانه می‌شوم. (با مشکلات بزرگی روبرو هستم.)
    آیا تو دیوانه‌ای؟ (سؤال یا حرف تو اصلاً منطقی نیست.)
    این وضعیت عجیب نیست؟ (آیا این شرایط غیرعادی است؟)
    معلم ما دیوانه است. (او آدم جالبی است، بامزه است یا روش‌های تدریسش متفاوت است. همچنین ممکن است مشکل روانی داشته باشد.)
    این موسیقی دارد مرا دیوانه می‌کند. (بیش از حد آن را شنیده‌ام.)
    آنها عاشق بیتلز هستند. (موسیقی آن‌ها را خیلی دوست دارند.)
    سگ من وقتی بوی گوشت گاو را حس می‌کند، دیوانه می‌شود. (واقعاً گوشت گاو را دوست دارد.)
    آنها علاقه‌ای به موسیقی کلاسیک ندارند. (چندان از این نوع موسیقی خوششان نمی‌آید.)

     
    این روزها بعضی از انگلیسی‌زبانان از کلمه “دیوانه” به جای “خیلی” برای تأکید بیشتر استفاده می‌کنند. (البته بهتر است در استفاده از آن احتیاط کنید.)

    این خیلی خوب است.
    این کاپ‌کیک واقعاً خوشمزه است!
    ما در مهمانی زمان فوق‌العاده‌ای داشتیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Cream به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cream به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cream به فارسی با مثالهای کاربردی

    خامه چربی طبیعی شیر است که هنگام فرآوری به سطح آن می‌آید. این چربی را از شیر جدا می‌کنند و از آن برای تولید فرآورده‌های لبنی مختلف استفاده می‌شود:

    آیا نوشیدن قهوه با خامه را دوست دارید؟
    توت‌فرنگی وقتی روی آن خامه ریخته شود، طعم فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کند.
    داخل کیک توینکی مقدار زیادی خامه وجود دارد.
    بسیاری از افراد به جای خامه، از ترکیب شیر و خامه (نیم-ونیم) استفاده می‌کنند چون کلسترول کمتری دارد.

    انواع مختلفی از خوراکی‌ها وجود دارند که در آن‌ها از خامه استفاده می‌شود:
    مثل بستنی، خامه زده شده، پنیر خامه‌ای، خامه ترش، پای موز با خامه، کرم کره، خامه غلیظ، فرنی گندم و نان خامه‌ای.

    البته همه انواع کرم‌ها خوراکی نیستند. آقایان از کرم موبر برای اصلاح صورت استفاده می‌کنند و خانم‌ها از کرم دست که نوعی نرم‌کننده پوست است.

    برای ساختن صفت از کلمه خامه، به آخر آن حرف “ی” اضافه می‌کنیم.

    این پوره سیب‌زمینی هم داغ است و هم حالت خامه‌ای دارد.
    بیل با وجود کالری بالا، سس سالاد خامه‌ای را دوست دارد.
    این دسر هم سبک است و هم بافت خامه‌ای دارد.
    داخل کیک توینکی یک لایه مایع سفیدرنگ وجود دارد که هم شیرین است و هم خامه‌ای.

    گاهی اوقات از کلمه “خامه” به عنوان فعل استفاده می‌کنیم، وقتی می‌خواهیم باخت سنگین یک تیم یا گروه را در رقابت توصیف کنیم:

    تیم وایکینگز آخر هفته گذشته کاملاً شکست خورد. نتیجه بازی ۴۲ به ۳ بود.
    رقیب‌های تجاری ما در بازار فروش آمریکا کاملاً بر ما چیره شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Create به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Create به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Create به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “create” معنایی بسیار نزدیک به “make” دارد. وقتی فردی چیزی را خلق می‌کند، در واقع در حال ساختن یک چیز جدید یا تغییر شکل دادن به چیزی است. در اینجا چند نمونه از نحوه استفاده از این کلمه به عنوان فعل را می‌بینید:

    بچه‌ها در حال ساختن چند کاردستی هنری جالب هستند.
    چه کسی این نقاشی زیبا را درست کرده است؟
    مهمانی که کنترلش از دست رفت، یک بهم‌ریختگی بزرگ به وجود آورد. (از کنترل خارج شدن = دیگر قابل مدیریت نبودن)
    این پروژه ساختمانی قرار است برای ساکنین محله ما شغل‌های تازه ایجاد کند.

     
    صفت این کلمه “creative” به معنای “خلاق” است:

    پابلو یک هنرمند خلاق است.
    هنرمندان انسان‌های خلاقی هستند.
    آنها افکار خلاقانه زیادی دارند.
    گروه ما برای این مشکلات، راه‌حل‌های بسیار مبتکرانه‌ای پیدا کرده است.

     
    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار می‌رود، به “creation” یا “creativity” (یعنی خلاقیت) تبدیل می‌شود.

    این یک اثر هنری زیباست.
    ایجاد شغل‌های جدید به میزان خرج کردن مردم بستگی دارد.
    معمارانی که این ساختمان را طراحی کردند، خلاقیت بسیار بالایی از خود نشان دادند.
    خلاقیت او همه را شگفت‌زده کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Credit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Credit به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Credit به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در مورد پول صحبت می‌کنیم، کلمه «اعتبار» به شکل‌های مختلفی به کار می‌رود. در کل، اعتبار یعنی پول یا معادل یک مقدار پول. برای نمونه:

    – صورتحساب من ۸۹ دلار اعتبار گرفت، چون هتل اشتباهی کرده بود. (یعنی از کل مبلغی که باید پرداخت می‌کردم، کم شد. در این جمله «اعتبار» نقش فعل را دارد.)
    – نلی وقتی چند دستکش را پس داد، ۱۰ دلار اعتبار فروشگاهی دریافت کرد. (نلی یک کوپن یا برگه دریافت کرد که به اندازه ۱۰ دلار برای خرید از فروشگاه ارزش داشت. در اینجا «اعتبار» به عنوان اسم استفاده شده.)
    – آیا کارت اعتباری دارید؟ (کارت اعتباری به فرد اجازه می‌دهد خرید کند و پول آن را بعداً بپردازد. در این پرسش، «اعتبار» به صورت صفت به کار رفته.)
    – گلن از اعتبار خیلی خوبی برخوردار است. هر زمان که بخواهد می‌تواند برای خرید ماشین وام بگیرد. (هر کس می‌تواند اعتبار خوب یا بد داشته باشد. این موضوع به سابقه او در استفاده از تسهیلات مالی و توانایی بازپرداخت بدهی‌هایش مربوط است.)

     

    کلمه «اعتبار» در مورد کارهای خوب افراد هم کاربرد دارد:

    – کریستین سزاوار قدردانی و اعتبار زیادی برای موفقیت شرکت است. (در این جمله و جمله بعد، «اعتبار» نقش اسم دارد.)
    – مارتین لوتر کینگ جونیور اعتباری برای بشریت بود.
    – آتشنشان بابت نجات جان پسر، مورد تقدیر قرار گرفت. (در این جمله «اعتبار» به شکل فعل در زمان استمراری و حالت مجهول به کار رفته.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به ترتیب الفبا، همراه با معنی و مثال مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crew به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crew به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Crew به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «خدمه» یا Crew معمولاً برای اشاره به گروهی از افراد به کار می‌رود که با هم کار می‌کنند. این گروه اغلب در محیط‌های کاری مختلف دیده می‌شود. برای نمونه:

    یک گروه کاری در بیرون مدرسه ما حاضر شد.
    تیم امداد به محل حادثه اعزام شد.
    ند قصد دارد یک رستوران جدید باز کند، اما قبل از آن باید افرادی را برای کار در آنجا استخدام کند.
    باب در محل کارش با یک تیم خوب و هماهنگ همکاری می‌کند.
    تیم‌های خبری در رویدادهای مهم حاضر می‌شوند و گزارش‌های خود را از همانجا پخش می‌کنند.
    ملوانی که روی یک کشتی بزرگ کار می‌کند، عضوی از خدمه آن کشتی محسوب می‌شود.
    خدمه پرواز قبل از مسافران وارد هواپیما می‌شوند.
    خلبانان و مهمانداران، مجموعاً خدمه پرواز را تشکیل می‌دهند.
    گروه‌های فیلم‌سازی برای فیلمبرداری در لوکیشن‌های مختلف به سراسر دنیا سفر می‌کنند.

     

    علاوه بر این‌ها، کلمه «Crew» در ترکیب‌های دیگری هم استفاده می‌شود:

    مدل موی «Crew cut» نوعی آرایش موی بسیار کوتاه است که میان بعضی آقایان رواج دارد.
    او یک پلیور با یقه‌ی گرد (Crew neck) پوشیده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crispy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crispy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Crispy به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر غذایی سفت باشد و موقع خوردنش صدا بدهد، می‌توانید از واژه “ترد” استفاده کنید. این کلمه تقریباً شبیه به “crunchy” است و گاهی برعکس “نرم و وارفته” (mushy) به کار می‌رود.

    این کراکرها سبک و ترد هستند.
    غلات صبحانه‌ام دیگر ترد نیست. حالا دیگر نرم و خیس شده.
    همه چیپس سیب‌زمینی ترد را دوست دارند. بعد از خوردن، حتماً بسته‌بندی آن را محکم ببندید وگرنه بیات می‌شود.
    خیلی از آمریکایی‌ها غذاهای کم‌ارزش ولی ترد را دوست دارند.
    کیک‌های برنجی حالت ترد دارند.

     
    کلمه “crisp” هم تقریباً همانند “crispy” است، اما برای چیزهایی غیر از خوراکی هم کاربرد دارد.

    این کراکرها بسیار ترد هستند.
    کاهوی داخل این سالاد ترد است.
    دسر سیب ترد، یک شیرینی محبوب است. (در این جمله “ترد” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    هوا در اواخر اکتبر، خنک و تازه است.
    مرد پول غذایش را با یک اسکناس نو ۱۰۰ دلاری پرداخت کرد. (پول تازه چاپ شده به دلیل صدایی که در دست می‌دهد و حالتی که دارد، “ترد” نامیده می‌شود.)

     
    کلمه crispiness به معنای “تردی” یک اسم است.

    این کراکرها تردی خودشان را از دست داده‌اند.
    برای اینکه تردی کراکرها حفظ شود، باید آن‌ها را در ظرف دربسته نگهداری کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Crook به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crook به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Crook به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک کلاهبردار کسی است که دزدی می‌کند.

    تعدادی کلاهبردار به ساختمانی وارد شدند و چندین کامپیوتر و وسایل دیگر را از اتاق‌ها دزدیدند.
    یک سارق، جواهرات گران‌قیمتی را از یک مغازه جواهرفروشی برداشت و فرار کرد. (برداشتن و فرار کردن به معنای دزدی است)
    مردی که در قسمت مالی کار می‌کرد، به این اتهام که کلاهبردار است روبرو شد.
    ناتان می‌گوید دوست ندارد مالیات بدهد، چون معتقد است کارکنان دولت کلاهبردار هستند.
    همه فکر می‌کردند مدیرعامل شرکت، کارش را به خوبی انجام می‌دهد، اما در نهایت مشخص شد که او آدم متقلبی است.

     
    واژه “crooked” یک صفت است. از این کلمه معمولاً برای افرادی استفاده می‌شود که در موقعیت قدرت قرار دارند و از مقام خود برای انجام کارهای خلاف قانون سوءاستفاده می‌کنند.

    یک پلیس فاسد هنگام دریافت رشوه دستگیر شد.
    یک قاضی نادرست به دوستش کمک کرد تا از زندان آزاد شود.
    یک وکیل حیله‌گر توانست خودش را از زندان خلاص کند.
    مدیر یک بانک محلی به خاطر انجام معامله‌های غیرقانونی به زندان افتاد.

     
    کلمه “crooked” همچنین به معنای “کج” است و زمانی به کار می‌رود که چیزی صاف یا مستقیم نباشد.

    نقاشی که روی دیوار آویزان است، کج است.
    خط‌کشی‌های خیابان کج شده بود و مجبور شدند دوباره آن را رنگ‌آمیزی کنند.
    مولی نزد پزشک متخصص جراحی پلاستیک رفت تا بینی کج خود را صاف کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.