دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Teach به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Teach به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Teach به فارسی با مثالهای کاربردی

    آموزش یعنی نشان دادن روش انجام یک کار به دیگران یا انتقال دانش از یک شخص به شخص دیگر. این واژه از نظر معنی نزدیک به کلمات “تمرین دادن” و “راهنمایی کردن” است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    teach

    درس دادن

    taught

    تدریس کرد

    taught

    تدریس کرده

    استیو شغلش تدریس زبان انگلیسی است.
    امروز هم مشغول تدریس است.
    پیش از آنکه به بوگوتا برود، در بوستون تدریس می‌کرد.
    او در مدرسه‌های زیادی انگلیسی درس داده است.
    و از سال ۱۹۹۵ تا به حال، بدون وقفه به تدریس زبان انگلیسی مشغول است.

    این جملات بعدی به حالت مفعولی هستند:
    به سگ‌ها یاد می‌دهند که چگونه رفتار کنند.
    به سگ من یاد داده بودند که چطور بنشیند و در جای خود بماند.
    به او یاد داده شده که چطور کارهای مختلفی انجام دهد. من خودم آموزشش داده‌ام.

    به کسی که درس می‌دهد “معلم” می‌گویند.
    معلم این کلاس آقای جنسن است.
    او فقط پنج سال است که معلم شده.
    در این مدرسه بیش از صد معلم کار می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Team به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Team به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Team به فارسی با مثالهای کاربردی

    تیم به گروهی از افراد گفته می‌شود که برای رسیدن به هدفی مشترک، مثل برنده شدن در یک مسابقه، با هم همکاری می‌کنند. برای تشکیل یک تیم، دست‌کم باید دو نفر یا بیشتر حضور داشته باشند.

    لیتوانی تیم بسکتبال خوبی دارد.
    آنها مثل یک تیم واقعی بازی می‌کنند.
    هر عضو تیم، سهم خودش را در موفقیت گروه ایفا می‌کند.

    کلمه «تیم» فقط در ورزش استفاده نمی‌شود، بلکه در دنیای کار و تجارت هم کاربرد دارد:

    اعضای تیم ما امروز جلسه‌ای دارند تا درباره یک پروژه جدید گفت‌وگو کنند.
    ساندرا روحیه تیمی قوی ندارد و به ندرت با همکارانش در محل کار مشورت می‌کند.
    یک رهبر تیم خوب کسی است که می‌داند چطور همه را برای رسیدن به یک هدف مشترک همراه کند.

    علاوه بر این، از کلمه «تیم» به عنوان فعل نیز استفاده می‌شود:

    آنها با یک گروه دیگر همکاری کردند.
    به نظرت بهتر است با چه کسی هم‌تیم شویم؟ (team up with = با هم همکاری کردن)
    شرکت LAEO در تولید یک سری ویدیوی جدید با شرکتی دیگر همکاری می‌کند.

    There is no “I” in the word “team.”
    «I» در کلمه «team» وجود ندارد.
    این جمله کنایه‌ای است که نشان می‌دهد در یک تیم خوب، اهداف گروهی بر اهداف فردی اولویت دارند و همه با هم برای موفقیت جمعی تلاش می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tear به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Tear به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از کلمه “tear” هم به عنوان یک فعل و هم به عنوان یک اسم استفاده کنید. وقتی می‌گویید چیزی را “tear” می‌کنید، یعنی آن را با دست پاره می‌کنید و به آن آسیب می‌رسانید. این کار همچنین برای زمانی به کار می‌رود که می‌خواهید یک برگه را از دفتر یا یک دسته چک جدا کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    tear

    پاره کردن

    tore

    پاره کرد

    torn

    پاره شده

    باید برگه تکلیف خود را از دفترتان جدا کنید و به معلم تحویل دهید.
    یولاندا یک چک را از دسته چک خود جدا کرد و به فروشنده داد.
    من ژاکتم را روی یک جسم تیز کشیدم و پاره شد. حالا یک سوراخ بزرگ روی آستین آن دیده می‌شود.
    هنگامی که در جنگل راه می‌رفتم، ژاکتم پاره شد.
    او از دست تعمیرکاران ماشینش آنقدر عصبانی بود که قبض را از وسط پاره کرد.

    همچنین می‌توانید از کلمه “پارگی” به عنوان یک اسم استفاده کنید:
    روی ژاکتم یک پارگی وجود دارد.
    روی این اسکناس دلار یک پارگی دیده می‌شود.
    این عکس یک پارگی بزرگ در وسط خود دارد.

    جالب است که بدانید املای کلمه “اشک” در انگلیسی دقیقاً مانند “پاره کردن” است، اما تلفظ و معنی آن متفاوت است.
    در مهمانی خداحافظی، اشک‌های زیادی ریخته شد.
    وقتی به مادرش فکر کرد، قطره اشکی روی گونه‌اش غلتید.
    مردم هنگام گریه کردن، اشک تولید می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tell به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tell به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Tell به فارسی با مثالهای کاربردی

    فعل tell به معنای “گفتن” است و کاربردهایی شبیه به say دارد، اما بیشتر برای دادن دستور یا درخواست به کار می‌رود. همچنین از این فعل برای نقل قول غیرمستقیم و دادن اطلاعات درباره یک اتفاق استفاده می‌شود.

    مارتی می‌خواهد به گابریلا بگوید که عاشقش است، اما نمی‌داند پاسخ او چه خواهد بود. (اغلب بعد از want و need از شکل مصدری tell استفاده می‌شود.)
    او به همه می‌گوید با شرکت محل کارش معامله نکنند، چون برای بهبود شرایط کاری اعتصاب کرده است.
    از طرف رئیسش به او گفته شده بود که برای جلب مشتریان جدید تلاش بیشتری کند. (جمله مجهول، زمان گذشته)
    همسایه‌هایش چندین بار به او گفتند صدای موسیقی را کم کند، اما او توجهی نکرد. حالا پلیس به او تذکر می‌دهد که صدا را پایین بیاورد.
    به او گفتم کاری نکند که باعث شرمندگی‌اش شود، اما حرف مرا نشنید.
    احساس گرسنگی به او می‌گوید که وقت غذا خوردن است.
    به من بگو چه چیزی ناراحتت کرده، من سعی می‌کنم کمکت کنم.

    زمان حال: tell / tells
    زمان گذشته: told
    آینده: will tell
    حال استمراری: am / is / are / telling
    گذشته استمراری: was / were telling
    آینده استمراری: will be telling
    حال کامل: has/have been telling
    گذشته کامل: had told
    آینده کامل: -will have told
    حال کامل استمراری: has/have been telling
    گذشته کامل استمراری: had been telling
    آینده کامل پیوسته: (استفاده از آن مشکل است)
    افعال معین: ______ tell
    زمان گذشته معین: ______ have told
    مصدر: to tell
    جروند: telling
    منفعل: بله

     

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، می‌توانید از صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا دیدن کنید.

  • معنی کلمه Temper به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Temper به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Temper به فارسی با مثالهای کاربردی

    خلق و خوی یک فرد، نشان می‌دهد که چقدر می‌تواند در شرایط سخت آرامش خود را حفظ کند. اگر کسی زود از کوره در برود، می‌گویند بدخلق است. بدخلقی یک ویژگی ناپسند شخصیتی محسوب می‌شود. این کلمه یک اسم است. (هیچ‌وقت گفته نمی‌شود که یک فرد خلق و خوی خوبی دارد.)

    سرپرست ما بدخلق است. از کوچکترین مشکلات عصبانی می‌شود.
    چه خلق و خوی بدی!
    او باید یاد بگیرد که خلق و خویش را کنترل کند.
    رجی خیلی زود عصبانی می‌شود. مواظب باشید کنارش چه می‌گویید.
    ایزابل یک جوشِ عصبی زد. روی زمین فروشگاه دراز کشید و آنقدر گریه کرد تا مادرش او را بلند کرد. (این گونه جوش‌های عصبی در بین کودکان معمول است، اما بزرگسالان هم گاهی این رفتار را نشان می‌دهند. جوش عصبی، نشان‌دهنده خشم شدید و از دست‌دادن کنترل است.)
    یک خانم که در بخش رانندگی-خدمات مک‌دونالدز بود، یک جوش عصبی زد چون نتوانسته بود مک‌ناگت مرغ سفارش دهد.
    کارمندان مراکز تماس گاهی اوقات با مشتریانی روبرو می‌شوند که پشت تلفن جوش عصبی می‌زنند.

     
    کلمه temperament (مزاج) هم یک اسم است. از این کلمه وقتی استفاده می‌کنیم که در مورد رفتار کلی و معمول یک فرد صحبت می‌کنیم. در این حالت می‌شود گفت یک فرد مزاج خوبی دارد.

    همه احساس می‌کنند باب، مزاج و روحیه مناسبی برای یک دکتر خوب را دارد.
    جنيس فاقد روحیه‌ای است که شغلش از او می‌خواهد.
    سگ ما مزاج خوبی دارد. خوش‌رفتار است. ساکت است و گاز نمی‌گیرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Temporary به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Temporary به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Temporary به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی موقتی باشد، یعنی برای مدت کوتاهی باقی می‌ماند و همیشگی نیست. بعضی از این شرایط موقت را می‌شود از قبل پیش‌بینی کرد، اما بعضی دیگر ناگهانی و غیرمنتظره رخ می‌دهند.

    گیلدا پایش شکسته و فعلاً نمی‌تواند سر کار برود. این وضعیت، موقتی است.
    وسیله نقلیه‌ام مشکل صدا دارد و یک تعمیر موقت روی آن انجام داده‌ام تا وقتی که بتوانم آن را به طور کامل درست کنم.
    این فقط یک راه حل موقت است.
    شرکت ما برای تابستان امسال به چند نیروی کاری موقت نیاز دارد.
    رنگ مویی که می‌زنیم موقتی است و بعد از مدتی، رنگ اصلی مو دوباره مشخص می‌شود.
    این شرایط، فقط موقتی است.

     
    کلمه «موقتاً» نیز به همین معناست، اما معمولاً برای توصیف چگونگی انجام کارها استفاده می‌شود:

    هودان موقتاً شغل خود را از دست داده، اما به زودی احتمالاً کار جدیدی پیدا می‌کند.
    این فروشگاه به طور موقت بسته است و بعد از انجام تعمیرات ضروری، دوباره باز خواهد شد.
    به خاطر آب و هوای نامساعد، تمام پروازهای فرودگاه موقتاً به تأخیر افتاده‌اند.
    این دستگاه موقتاً خراب است و قابل استفاده نیست.

     
    گاهی به جای «موقت» از شکل کوتاه‌شده آن هم استفاده می‌کنیم:

    او برای یک شرکت کاریابی موقت کار می‌کند. (این شرکت‌ها، نیروی کار موقت به سایر شرکت‌ها معرفی می‌کنند.)
    او یک کارمند موقت است.
    ما چند نیروی موقت از یک شرکت کاریابی استخدام کردیم.
    او دیگر کارمند موقت نیست و الآن به صورت دائمی برای این شرکت کار می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tempt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tempt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Tempt به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی میل شدیدی برای انجام کاری پیدا می‌کند، می‌گوییم وسوسه شده است. این تمایل گاهی آن‌قدر قوی است که ممکن است فرد را به سمت تصمیمی بکشاند که برخلاف تشخیص خودش از درست و نادرست، سالم یا ناسالم، یا بی‌خطر و پرخطر باشد. آدم‌ها هر روز در موقعیت‌های وسوسه‌انگیز قرار می‌گیرند:

    من دلم می‌خواست یک تکه چیزکیک دیگر بخورم، با اینکه می‌دانستم به رژیمم لطمه می‌زند.
    شان به این فکر می‌افتد که شرکتش را ترک کند و شغل جدیدی پیدا کند.
    سودهای کلان و سریع، سرمایه‌گذاران را تشویق می‌کند تا در بازار سهام دست به ریسک بزنند.
    خیلی راحت می‌توان تصور کرد که یادگیری انگلیسی راهی سریع و آسان دارد، اما این فکر درست نیست.
    لورا و اسکوت دوست دارند ماشین لوکسی مثل مرسدس بخرند، اما می‌دانند که بهتر است خودرویی کاربردی‌تر مثل تویوتا کمری انتخاب کنند.
    خریداران خانه پیشنهاد بسیار خوب و جذابی ارائه داده‌اند.

     

    کلمه «وسوسه» به صورت اسم نیز به کار می‌رود.

    بهتر است در برابر وسوسه انتخاب راه ساده برای فرار از شرایط سخت، مقاومت کنید. حل درست و اصولی مشکلات همیشه نتیجه بهتری دارد.
    وسوسه برداشتن پول و فرار کردن، قوی بود؛ اما کوین می‌دانست کار نادرستی است و درنهایت تسلیم نشد.
    ما هر روز با وسوسه‌های مختلفی روبرو می‌شویم.
    کسی که اراده محکمی دارد، می‌تواند در برابر وسوسه‌ها ایستادگی کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tender به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tender به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Tender به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی “تندر” (tender) باشد، یعنی نرم، لطیف یا تازه است.

    اسفناج تازه، نرم و لطیف است.
    مرغی که دیشب خوردیم، بسیار نرم و لطیف بود.
    این استیک هم آبدار است و هم نرم.
    جای کبودی روی بازوی جنی هنوز حساس و دردناک است.
    کودکانی که در سنین حساس و آسیب‌پذیری قرار دارند، نباید با واقعیت‌های خشن و سخت زندگی روبرو شوند.
    خاطرات آن‌ها از زندگی در اردوگاه پناهندگان، هنوز تازه و دردناک است.

     

    کلمه “tender” معمولاً در موقعیت‌های عاطفی و احساسی هم به کار می‌رود:

    ماریا قلبی حساس و نازک‌دل دارد که به راحتی می‌شکند.
    جیم هنوز بعد از طلاقش، احساساتی و آسیب‌دیده است.
    همسران، عشق و محبت خود را به یکدیگر نشان می‌دهند. (کلمه “tenderness” به معنای “محبت” یک اسم است.)
    او با نهایت محبت، پیشانی‌اش را بوسید. (کلمه “tenderly” به معنای “با محبت” یک قید است.)

     

    این کلمه می‌تواند به عنوان فعل هم استفاده شود. در این حالت معنای آن “ارائه دادن” یا “تقدیم کردن” است، اما این کاربرد بسیار رسمی است و معمولاً برای استعفا یا در موقعیت‌های تجاری به کار می‌رود.

    پیتر استعفای خود را تقدیم کرد. (tender = ارائه دادن)
    گلوریا مشتاق است که نامه استعفای خود را ارائه دهد.
    شرکا یک پیشنهاد رسمی ارائه کرده‌اند.
    اسکناس دلار، یک پول رایج قانونی است. (legal tender = پول قانونی. کلمه “tender” در این جمله یک اسم است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Tense به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tense به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tense به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “tense” وقتی به عنوان صفت به کار می‌رود، حالتی را نشان می‌دهد که فرد در موقعیتی عصبی یا پر از نگرانی قرار دارد:

    دیل کمی عصبی است چون باید به یک مصاحبه کاری برود.
    چرا این قدر نگران و عصبی هستی؟
    دلیل این احساس ناراحتی و تنش چیست؟
    در طول گفت‌وگو، وقتی موضوع نژاد مطرح شد، چند لحظه بسیار پرتنش پیش آمد.
    یک رویارویی شدید بین پلیس و معترضان به درگیری و هرج و مرج منجر شد.
    ماساژ می‌تواند به شل شدن عضلات سفت و گرفته کمک کند.

     

    اما وقتی “tense” به عنوان اسم به کار می‌رود، به زمان فعل اشاره دارد و نشان می‌دهد یک عمل در چه زمانی رخ داده است.

    زمان حال ساده در انگلیسی با زمان حال استمراری تفاوت دارد.
    کلاس ما مشغول یادگیری زمان‌های فعل است.
    کلمه “was” شکل گذشته فعل “be” است و با اسامی مفرد به کار می‌رود.
    بعضی زبان‌ها، مثل چینی، زمان‌های فعل جداگانه ندارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tent به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Tent به فارسی با مثالهای کاربردی

    چادر یک پناهگاه موقتی است که افراد در طبیعت‌گردی از آن استفاده می‌کنند.

    زنی در حال برپا کردن چادر است.
    وقتی مردم به اردو و چادرزنی می‌روند، از چادر استفاده می‌کنند.
    خوابیدن در فضای باز و داخل چادر، تجربه‌ای لذت‌بخش است.
    آیا شما هم تا به حال در چادر خوابیده‌اید؟
    بعضی از چادرها اندازه‌ی بزرگی دارند و برای جشن‌ها یا مراسم ویژه‌ای که در فضای باز برگزار می‌شوند، مورد استفاده قرار می‌گیرند.
    برنامه‌های سیرک نیز معمولاً در داخل چادرهای بزرگ اجرا می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.