بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
ترجمه کلمه Swell به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی چیزی swell میکند، یعنی حجمش بیشتر میشود یا بزرگ میشود.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| swell
متورم شدن |
swelled
متورم شد |
swollen/swelled
متورم شده است |
اگر وندی به دارویی حساسیت داشته باشد، صورتش ورم میکند.
رودخانهای که از شهرمان میگذرد، بعد از بارانهای سنگین، دو برابر اندازهٔ عادی خود بزرگ میشود.
دست رالف بعد از اینکه با توپ بیسبال برخورد کرد، شروع به ورم کردن کرد.
دستش کبود و متورم شد. (در این جمله کلمهٔ “swollen” به صورت صفت به کار رفته است.)
وقتی دندانپزشک برای درمان دندان به شما نووکائین میدهد، آن ناحیه از دهانتان بیحس و پفکرده احساس میشود.
بعد از پیدا شدن طلا در نزدیکی شهر، تعداد جمعیت آن خیلی سریع زیاد شد.
پزشکان برای نجات جان آن مرد، ورم مغز او را کاهش دادند. (کلمهٔ “swelling” در این جمله نقش اسم دارد.)
گذاشتن یخ روی محل آسیبدیده میتواند به کم کردن ورم کمک کند.
از کلمهٔ “Swell” همچنین میتوان به عنوان صفت استفاده کرد که به معنای “خوب” یا “عالی” است. (البته این کاربرد امروزه کمتر رایج است.)
That was a swell party. (این یک مهمانی خوب بود.)
I feel swell today.
That sounds swell.
That’s just swell. (گاهی این جمله به طور طعنهآمیز گفته میشود و معنای برعکس دارد.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.









