دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Swell به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Swell به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Swell به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی swell می‌کند، یعنی حجمش بیشتر می‌شود یا بزرگ می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    swell

    متورم شدن

    swelled

    متورم شد

    swollen/swelled

    متورم شده است

    اگر وندی به دارویی حساسیت داشته باشد، صورتش ورم می‌کند.
    رودخانه‌ای که از شهرمان می‌گذرد، بعد از باران‌های سنگین، دو برابر اندازهٔ عادی خود بزرگ می‌شود.
    دست رالف بعد از اینکه با توپ بیسبال برخورد کرد، شروع به ورم کردن کرد.
    دستش کبود و متورم شد. (در این جمله کلمهٔ “swollen” به صورت صفت به کار رفته است.)
    وقتی دندانپزشک برای درمان دندان به شما نووکائین می‌دهد، آن ناحیه از دهانتان بی‌حس و پف‌کرده احساس می‌شود.
    بعد از پیدا شدن طلا در نزدیکی شهر، تعداد جمعیت آن خیلی سریع زیاد شد.
    پزشکان برای نجات جان آن مرد، ورم مغز او را کاهش دادند. (کلمهٔ “swelling” در این جمله نقش اسم دارد.)
    گذاشتن یخ روی محل آسیب‌دیده می‌تواند به کم کردن ورم کمک کند.

    از کلمهٔ “Swell” همچنین می‌توان به عنوان صفت استفاده کرد که به معنای “خوب” یا “عالی” است. (البته این کاربرد امروزه کمتر رایج است.)
    That was a swell party. (این یک مهمانی خوب بود.)
    I feel swell today.
    That sounds swell.
    That’s just swell. (گاهی این جمله به طور طعنه‌آمیز گفته می‌شود و معنای برعکس دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Swerve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Swerve به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Swerve به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر سریع حرکت می‌کنید و می‌خواهید از برخورد با چیزی جلوگیری کنید، می‌توانید از کلمه «swerve» استفاده کنید. این واژه برای موقعیت‌هایی مثل رانندگی، دویدن یا دوچرخه‌سواری مناسب است. وقتی کسی یا چیزی منحرف می‌شود، یعنی به جلو حرکت می‌کند، اما ممکن است به سمت چپ یا راست هم کج شود.

    مثلاً:
    یک ماشین که به طرف من می‌آمد، وارد لاین من شد و من مجبور شدم به شانه جاده منحرف شوم.
    اگر مدام در جاده از این سو به آن سو حرکت کنید، پلیس شما را متوقف می‌کند. باید در لاین خودتان بمانید.
    در فصل زمستان، معمولاً لازم است از کنار چاله‌های بزرگ جاده انحراف پیدا کنید، وگرنه ممکن است بخشی از سیستم تعلیق خودرو آسیب ببیند.
    وقتی بیل با دوچرخه در مسیر حرکت می‌کرد، سعی کرد از کنار قورباغه‌هایی که روی راه بودند بگذرد، اما چندتایی از آن‌ها را زیر گرفت.
    تانیا موقع اسکی از روی تپه خواست از کنار اسکی‌باز دیگری که زمین خورده بود بگذرد، اما در نهایت به او برخورد کرد.
    دو هواپیما نزدیک بود در آسمان به هم برخورد کنند، اما هواپیمای کوچک‌تر در آخرین لحظه توانست فرمان را بچرخاند و از collision جلوگیری کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Switchبه فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Switchبه فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Switch به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “سوئیچ” به معنی عوض کردن یک چیز یا یک شرایط است. این تغییر معمولاً بین دو چیز یا دو نفر رخ می‌دهد:

    جرمی ساعت کاری‌اش را با همکارش عوض کرد. او ساعت همکارش را کار کرد و همکارش هم ساعت او را کار کرد.
    ماریا ماشینش را با شوهرش جابه‌جا کرد. او از ماشین شوهرش استفاده کرد و شوهرش هم از ماشین او استفاده کرد.
    می‌توانیم جایمان را عوض کنیم؟ (یعنی من جای تو بشینم و تو جای من.)
    جایت را با من عوض کن.
    بیا عوض کنیم. (یعنی چیزی را با هم جابه‌جا کنیم.)
    مجبور شدیم کلاس درسمان را تغییر دهیم چون به کلاس همیشگی‌مان آب نشت کرده بود.
    چراغ را روشن کن. (یعنی کلید را بزن تا چراغ از حالت خاموش به روشن برود.)

     
    کلمه “سوئیچ” یک اسم هم هست. از سوئیچ‌ها برای روشن و خاموش کردن دستگاه‌ها استفاده می‌شود. شکل یک سوئیچ معمولاً این‌طور است:

    کلید رو بزن.
    میشه لطفاً کلید رو بزنی؟
    کلید چراغ کجاست؟
    بلدی چطور کلید برق رو درست کنی؟
    روی کامپیوترت کلید روشن/خاموش یا دکمه پاور داره؟
    کلید روی حالت “روشن” قرار دارد.

     
    یک “سوئیچ” می‌تواند به معنی یک تغییر هم باشد:

    مجبور شدیم یک تغییر بدهیم.
    این تغییر جالبی بود.
    آنها در محل کارشان یک جابه‌جایی قدیمی انجام دادند و اتاقک‌هایشان را عوض کردند. (عبارت “انجام جابه‌جایی قدیمی” یک اصطلاح غیررسمی و شوخی‌آمیز است که گاهی در انگلیسی محاوره‌ای شنیده می‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه System به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه System به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه System به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «سیستم» در واقع یک روش منظم، یک ساختار یا یک چارچوب سازمان‌یافته برای انجام کارهاست:

    * من برای مرتب کردن نامه‌ها و مدارکم یک روش منظم دارم.
    * شرکت ما از یک روش حسابداری خاص و بی‌نظیری استفاده می‌کند.
    * آیا تا به حال از شبکه جاده‌ها و آزادراه‌های آمریکا برای سفر استفاده کرده‌اید؟
    * یک مجموعه آب‌پاش، چمن‌ها را به طور مرتب آبیاری می‌کند.
    * دستگاه تنفسی بدن شما، اکسیژن را دریافت کرده و دی‌اکسید کربن را بیرون می‌دهد.
    * ساختار حکومتی در ایالات متحده، در دست دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه است.
    * بعضی غذاهای ترش با بدن من سازگار نیست. (این جمله‌ای است که ممکن است وقتی کسی از غذایی که باعث ناراحتی معده می‌شود صحبت می‌کند، از او بشنوید.)
    * منظومه شمسی، مجموعه‌ای از سیاره‌ها است که به دور خورشید می‌گردند.

     
    گاهی اوقات از واژه «سیستم» برای نشان دادن نارضایتی یا انتقاد از قوانین و ساختارهای ثابت و گاهی سخت جامعه استفاده می‌شود:

    * نمی‌توانی در برابر این ساختار ثابت پیروز شوی.
    * نگذارید این سیستم شما را ناامید کند.
    * همه ما در اختیار و تحت تأثیر این نظام هستیم.
    * معترضان جمع شدند تا مخالفت خود را با ساختار حاکم اعلام کنند.

     
    واژه «سیستماتیک» که یک صفت است، به معنای «بر پایه یک روش منظم و اصولی» می‌باشد:

    * رادنی برای هر کاری که انجام می‌دهد، یک روش منظم و قدم به قدم دارد.
    * بازبینی منظم و اصولی کارهای انجام‌شده، به بهتر شدن کیفیت کار در شرکت ما کمک می‌کند.
    * بهبود پیوسته و همیشگی، به شکلی منظم و برنامه‌ریزی‌شده در سازمان ما جاسازی شده است. (کلمه «systematically» یک قید است.)
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Tab به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tab به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tab به فارسی با مثالهای کاربردی

    خیلی از آمریکایی‌ها وقتی می‌خواهند به مقدار پولی که در یک رستوران یا بار خرج کرده‌اند اشاره کنند، از کلمه «صورتحساب» استفاده می‌کنند.

    هزینه غذا و نوشیدنی‌ها چقدر شد؟
    صورتحساب به چه مبلغی رسید؟
    پیشخدمت صورتحساب ما را آورد.
    چه کسی صورتحساب را پرداخت کرد؟ (هزینه را چه کسی داد؟)
    جری صورت حساب همه میز را پرداخت کرد. این کار خیلی سخاوتمندانه بود.

     
    صورتحساب می‌تواند به مقدار پولی که به کارت اعتباری شخص اضافه می‌شود هم گفته باشد، وقتی که در یک بار مشغول خوردن و نوشیدن است. این یک روش بسیار راحت برای پرداخت است، مخصوصاً وقتی کسی برای مدت طولانی (مثلاً دو سه ساعت) در بار می‌ماند، مانند زمانی که بازی فوتبال یا بیسبال تماشا می‌کند یا با گروه بزرگی از دوستان دور هم جمع شده است.

    ما در بار یک صورتحساب برای خودمان دست و پا کردیم!
    لطفاً این را روی صورتحساب من بگذار.
    متصدی بار نوشیدنی‌ها را روی صورتحساب ما نگذاشت چون گفت این‌ها مهمانِ خودشان هستند.* (نوشیدنی‌ها رایگان بودند!)
    متصدی بار قبل از ترک کردن ما، صورتحساب را تسویه کرد. ما هم ۲۰ درصدش را به عنوان انعام اضافه کردیم.
    خانم‌هایی که پشت میز نشسته بودند، پرداخت صورتحساب را فراموش کردند، اما فردای آن روز یکی از آن‌ها برگشت تا مبلغ را پرداخت کند.

     
    «برگه» همچنین به یک تکه کاغذ کوچک گفته می‌شود که معمولاً با بازی‌های شانسی در ارتباط است.

    یک مشتری در مک‌دونالد برگه را کند تا ببیند آیا برنده غذای رایگان شده یا نه.
    بازی‌های کشیدنیِ برگه، یک شکل رایج از قمار هستند.
    برگه نشان می‌داد که او برنده شده است.

    * on the house: به این معنی که غذا یا کالا رایگان است و هزینه آن را رستوران، بار یا هتل می‌پردازد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Tablet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tablet به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tablet به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «تبلت» یک اسم است. این واژه معمولاً به دو چیز اشاره دارد: یک وسیله الکترونیکی برای ذخیره اطلاعات، یا یک قطعه جامد که دارو یا مواد شیمیایی را در خود جای داده است.

    امروزه بسیاری از رایانه‌ها به شکل تبلت عرضه می‌شوند. تبلت از لپ‌تاپ کوچک‌تر و باریک‌تر است و معمولاً قیمت کمتری دارد.
    گاهی به یک دسته کاغذ یا دفترچه یادداشت نیز تبلت گفته می‌شود.
    ده فرمان روی دو لوح سنگی نوشته شده بود.
    برخی داروها به شکل قرص تولید می‌شوند. بسیاری از این قرص‌ها خط‌دار هستند تا به راحتی بتوان آنها را نصف کرد.
    Alka-seltzer نیز به صورت قرص موجود است. اگر دچار مشکل معده شده‌اید، قرص را در یک لیوان آب بیندازید و صبر کنید تا حل شود، سپس آن را بنوشید.
    برای ضدعفونی و پاک‌سازی آب استخر، معمولاً از قرص‌های کلر استفاده می‌شود که در آب انداخته می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tackle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tackle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tackle به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “tackle” در زبان انگلیسی معانی مختلفی دارد.

    در ورزشی مثل فوتبال آمریکایی، بازیکنان برای گرفتن توپ یا متوقف کردن حریف، به او حمله می‌کنند و او را به زمین می‌زنند. به این عمل “تکل” می‌گویند. این برخوردهای فیزیکی است که این ورزش را پرخطر و هیجان‌انگیز می‌کند.

    * او سعی دارد به کوارتربک تکل بزند.
    * کوارتربک نمی‌خواهد تکل بخورد.
    * وقتی بازیکنان فوتبال به هم تکل می‌زنند، به نظر می‌رسد در حال دعوا هستند.

    علاوه بر این، “tackle” به معنای دست و پنجه نرم کردن با یک کار یا مشکل سخت نیز به کار می‌رود:

    * شرکت ما در سال گذشته با بسیاری از مشکلات بزرگ مقابله کرده است.
    * شهر در حال انجام یک پروژه بزرگ بازسازی است.
    * اگر با هم روی این وضعیت کار کنیم، می‌توانیم به نتایج بهتری برسیم.

    همچنین، این کلمه به تجهیزات و لوازم ماهیگیری اشاره دارد:

    * من طعمه‌های مختلف زیادی در جعبه لوازم ماهیگیری‌ام دارم.
    * وسایل ماهیگیری می‌تواند بسیار گران باشد. سعی کنید در صورت امکان، آن را به صورت دست‌دوم بخرید.
    * اگر داخل جعبه لوازم شما خیس شود، قلاب‌ها و طعمه‌های فلزی آن ممکن است زنگ بزنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tag به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Tag به فارسی با مثالهای کاربردی

    این کلمه در زبان انگلیسی معانی مختلفی دارد:

    **برچسب قیمت**
    برچسب، یک تکه کاغذ کوچک است که قیمت یک کالا را نشان می‌دهد. به آن “برچسب قیمت” هم می‌گویند.
    مثلاً:
    – آیا روی این چراغ برچسب قیمت خورده؟
    – روی برچسب چه قیمتی نوشته شده؟
    – قیمت روی برچسب چقدر است؟

     

    **بازی دَگ (Tag)**
    یک بازی معروف بین کودکان در آمریکا به نام “دَگ” وجود دارد. در این بازی، یک کودک نقش “اَش” (It) را دارد و باید بقیه را لمس کند. کسی که لمس شود، نقش “اَش” را به عهده می‌گیرد.
    مثلاً:
    – من تو را زدم. حالا تو “اَش” هستی.

     

    **در ورزش بیسبال**
    در بازی بیسبال، وقتی بازیکنی با توپ یا با دستکشی که توپ داخلش است، به حریف برخورد کند، مانع از رسیدن او به زمین امتیاز می‌شود.
    مثلاً:
    – catcher با دستکشش به runner برخورد کرد و او را از بازی بیرون کرد.

     

    **همراهی کردن (Tag Along)**
    وقتی این کلمه با حرف اضافه “along” استفاده شود، به معنای “همراهی کردن” و دنبال کسی رفتن است.
    مثلاً:
    – اگر به آن مراسم می‌روی، می‌شود من هم با تو بیایم؟
    – جرمی از این که برادر کوچکش همه جا دنبالش می‌آید خسته شده است.
    – روزنامه‌نگاران در سفرهای خارجی پرزیدنت اوباما، همراه او می‌شوند.

     

    **تگ کردن در شبکه‌های اجتماعی**
    امروزه از این کلمه برای مشخص کردن افراد در عکس‌های شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک استفاده می‌شود.
    مثلاً:
    – من همه دوستانم را در آن عکس تگ کردم تا بتوانند آن را به راحتی در اینترنت ببینند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Take به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Take به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Take به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “take” کاربردهای زیادی دارد. این فعل، شکل ساده‌ای ندارد و به صورت بی‌قاعده صرف می‌شود، اما گاهی هم به عنوان اسم به کار می‌رود. ما از این کلمه وقتی استفاده می‌کنیم که بخواهیم در مورد برداشتن چیزی، استفاده از یک وسیله، داشتن چیزی، درس خواندن، سفر کردن یا صحبت درباره مدت زمان صحبت کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    take

    گرفتن

    took

    گرفت

    taken

    گرفته شده است

    با گوشی خودم یک عکس انداختم.
    یادت نره که امروز یک پالتو با خودت ببری.
    آیا تا حالا با قایق به سفر رفته‌ای؟
    برای موفقیت در زندگی چه چیزهایی لازم است؟
    این ترم چند تا درس داری؟
    آیا قبلاً کلاس آلمانی رفته‌ای؟
    این کار وقت زیادی نمی‌گیرد.
    انجام این شغل خیلی صبر و تحمل می‌خواهد.
    امروز صبح با دوچرخه ۲۰ دقیقه طول کشید تا به محل کار برسم.
    این دارو را باید بعد از غذا بخوری.
    چای را چطور دوست داری؟ (مثلاً با شکر یا بدون)
    یک پسر کوچک از مغازه چیزی برداشت. (یعنی دزدی کرد.)
    یک نفر باید اینجا مسئولیت را به عهده بگیرد. (یعنی رهبری کند و کنترل اوضاع را داشته باشد.)
    دکتر می‌خواهد عکس‌های رادیولوژی را ببیند.
    مهم است که برای بچه‌هایتان وقت بگذارید.
    این صندلی خالیه؟ (یعنی کسی روی آن نشسته؟ در این جمله “گرفته شده” به معنی اشغال شده است.)

    کلمه “take” بسیار پرکاربرد است و در ترکیب‌های مختلف معانی گوناگونی دارد:
    شرکت ما ماه آینده نیروی جدید می‌گیرد. (take on = استخدام می‌کند)
    عمل پزشکی نتیجه نداد. (یعنی مؤثر نبود)
    جرمی گفته می‌خواهد یوگا را شروع کند. (یعنی تصمیم دارد آن را یاد بگیرد)
    شیلا در کالج بازیگری را آغاز کرد و بعدها بازیگر شد.
    بسیاری از کشورهای اروپایی می‌گویند دیگر نمی‌توانند پناهنده بپذیرند. (take in = قبول کنند)
    جو می‌گوید می‌تواند با هرکسی بجنگد و برنده شود. (take on = مقابله کند)
    فکر می‌کنی من احمقم؟ به تو اعتماد ندارم. (take someone for = کسی را چیزی پنداشتن)
    قایق دارد آب می‌گیرد. (یعنی سوراخ دارد و آب وارد آن می‌شود)
    آن سگ واقعاً عاشق آب است. (یعنی آب را دوست دارد)
    باید این موضوع را با مدیرم در میان بگذارم. (take something up with = با فرد مسئول صحبت کنم)
    اکثر مردم از نتیجه انتخابات شوکه شدند. (یعنی غافلگیر شدند)

    گاهی هم “take” به عنوان اسم به کار می‌رود:
    نظرت در این باره چیست؟ (take = نظر یا تحلیل)
    کارگردان می‌خواهد یک بار دیگر فیلم بگیرد. (take = فیلمبرداری یک صحنه)
    ثابت شد که سناتور رشوه می‌گرفته. (یعنی فاسد بود و پول غیرقانونی دریافت می‌کرد)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tale به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tale به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Tale به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “تِیل” به یک داستان اشاره دارد. معمولاً از این واژه وقتی استفاده می‌شود که داستان، تخیلی و غیرواقعی باشد. همچنین گاهی این کلمه برای زمانی به کار می‌رود که فردی در حال دروغ گفتن است:

    جیمی هنگام گفتن داستان‌های غیرواقعی دستگیر شد.
    کودکان به داستانی درباره یک غول که در آسمان زندگی می‌کرد گوش دادند.
    داستان‌های پل بونیان در ایالت مینه‌سوتا بسیار معروف است. او مردی بزرگ‌جثه بود که تمام جنگل‌ها را با تبرش قطع می‌کرد و با قدم‌هایش دریاچه‌های مینه‌سوتا را به وجود آورد.
    در هر فرهنگی در سراسر جهان، افسانه‌های محلی یافت می‌شود.
    آیا وقتی کودک بودید افسانه می‌خواندید یا به آن‌ها گوش می‌دادید؟
    داستانی که در آن یک شخص کوچکِ بالدار بتواند پرواز کند، نمونه‌ی خوبی از یک افسانه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.