دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Think به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Think به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Think به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “think” که به معنای “فکر کردن” است، یک فعل پرکاربرد در زبان انگلیسی محسوب می‌شود. این کلمه کاری را توصیف می‌کند که هنگام استفاده از قدرت ذهن انجام می‌دهید. شما می‌توانید از این فعل برای بیان نظرات، تصورات، اعتقادات و هر آنچه در ذهن دارید، استفاده کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    think

    فکر کردن

    thought

    فکر کرد

    thought

    فکر کرده

    او معتقد است این یک ایده عالی است.
    تو چه نظری داری؟
    به گمان من این کار منطقی نیست.
    در مورد چه چیزی فکر می‌کنی؟
    آیا برنامه امروزت را در نظر گرفته‌ای؟

    فرانک تصور نمی‌کرد امروز به چتر احتیاج پیدا کند، اما در اشتباه بود. او گمان می‌کرد بارندگی رخ نخواهد داد.
    بسیار مهم است که این انتخاب سرنوشت‌ساز را با دقت بررسی کنی.
    آیا همه جوانب را سنجیده‌ای؟

    دونا باید به شیوه تأمین هزینه‌های دانشگاه بیندیشد.
    هنوز برای خرید تصمیم نگرفته‌ام. لازم است پیش از آن تأمل کنم.

    کلمه “thought” شکل گذشته و سوم فعل “think” محسوب می‌شود، اما به عنوان اسم نیز به کار می‌رود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه نمایید.

  • معنی کلمه Thirst به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Thirst به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Thirst به فارسی با مثالهای کاربردی

    “تشنگی” یعنی وقتی کسی نیاز به نوشیدن چیزی دارد.

    آلبرتا با خوردن یک لیوان چای یخ، تشنگی‌اش را از بین برد.
    متیو هم با نوشیدن نوشیدنی گیتورید، عطش خود را برطرف می‌کند.
    اگر کسی به اندازه کافی آب و مایعات نخورد، ممکن است بر اثر تشنگی (یا کم‌آبی بدن) جان خود را از دست بدهد.
    لیموناد هم نوشیدنی خوبی برای رفع تشنگی است. (رفع تشنگی یعنی برطرف کردن آن.)

    گاهی کلمه “تشنگی” برای بیان یک نیاز یا میل شدید درونی هم به کار می‌رود:

    اسکار علاقه و میل زیادی برای یادگیری و دانش دارد.
    او واقعاً تشنهٔ دانش است. (در این جمله از “تشنگی” به شکل یک فعل استفاده شده که کاری کمی سخت اما ممکن است.)
    اولیویا به ماجراجویی علاقه زیادی دارد.
    ممکن است نامزدهای انتخابات، میل شدیدی به قدرت داشته باشند.
    و کسانی که در دنیای کسب‌وکار هستند، ممکن است آرزوی ثروت بسیار زیادی را داشته باشند.

    کلمه “تشنته” یک صفت است.

    پسر تشنه بود، برای همین مادرش به او یک لیوان آب داد.
    آیا تو هم تشنه‌ای؟ دوست داری چیزی برای نوشیدن بگیری؟
    وقتی هوای بیرون گرم است، مردم خیلی زود احساس تشنگی می‌کنند.
    من دلم یک قوطی کوکاکولای خنک و تگری می‌خواهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Though به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Though به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Though به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «اگرچه» برای بیان یک تضاد یا محدود کردن اطلاعات به کار می‌رود. وقتی به عنوان حرف ربط استفاده می‌شود، معنایی شبیه «اما» یا «با این حال» دارد.

    مثال:
    اگرچه قیمت بالایی دارد، ما تصمیم گرفتیم یک ماشین برقی بخریم.
    یا
    ما تصمیم گرفتیم یک ماشین برقی بخریم، اگرچه قیمت بالایی دارد.

    در هر دو جمله، کلمه «اگرچه» تضاد موجود در موقعیت را نشان می‌دهد. در ادامه چند نمونه دیگر آورده شده است:

    – مدرسه قصد دارد سال آینده کلاس‌های بیشتری برگزار کند، اگرچه بعضی از آن‌ها فقط به صورت آنلاین ارائه می‌شوند.
    – ما در پاریس اوقات خوشی داشتیم، اگرچه فقط توانستیم چند روز در آنجا بمانیم.
    – اگرچه بسیاری از مردم به خدا ایمان دارند، اما حضور در مراسم مذهبی کمتر شده است.
    – فیلم بسیار جذاب بود، اگرچه صحنه‌های خشونت‌آمیز زیادی داشت.
    – خانواده نلسون از خانه جدیدشان راضی هستند، اگرچه آقای نلسون حالا بیش از یک ساعت تا محل کارش رانندگی می‌کند.
    – اگرچه هوای بیرون بسیار سرد است، اما گرمای آتش در داخل خانه دل‌پذیر است.

    همچنین می‌توانیم از «اگرچه» به صورت یک قید در انتهای جمله استفاده کنیم. در این حالت نیز مفهوم تضاد را می‌رساند:

    – اسکی در سراشیبی می‌تواند ورزش خطرناکی باشد. با این حال، لذت‌بخش است.
    – من باور دارم که درخواست تو برای کمک مالی искренیه. اما نمی‌توانم کمکت کنم.
    – آقای داوسون معلم خوبی‌است. البته کمی سخت‌گیر است.
    – الف: این کیک شکلاتی کالری خیلی بالایی داره.
    ب: آره، اما خوشمزه است!

    وقتی کلمه «as» قبل از «though» بیاید، معنای آن شبیه «انگار» یا «گویا» می‌شود. در این حالت، بیان‌کننده نظر یا تصور فرد است، حتی اگر درست نباشد:

    – او طوری رفتار می‌کند که انگار هیچ پولی ندارد، در حالی که اینطور نیست.
    – به نظر می‌رسد که باران خواهد آمد.
    – بویی می‌آید که انگار چیزی در حال سوختن است.
    – این ماشین طوری حرکت می‌کند که انگار یک ماشین اسپرت است.
    – انگار فقط به خودش فکر می‌کند و به دیگران اهمیت نمی‌دهد.
    – انگار که من قبلاً کار کافی برای انجام دادن نداشتم!

    نکته: از آنجا که «اگرچه» یک حرف ربط وابسته‌ساز است، وقتی در ابتدای جمله می‌آید، بعد از آن یک ویرگول قرار می‌دهیم. اگر در وسط جمله بیاید، استفاده از ویرگول لازم نیست. اما بعضی افراد قبل از «اگرچه» در وسط جمله هم ویرگول می‌گذارند، که اگرچه مرسوم است، از نظر دستوری ضروری نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Thought به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Thought به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Thought به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فکر” اسمی است که فرآیند اندیشیدن را نشان می‌دهد. وقتی ایده‌ای به ذهنتان می‌رسد، در واقع یک فکر دارید.

    این یک ایده جالب است.
    باب برای تصمیمش زیاد فکر کرد.
    این ایده را برای بعد نگه دار. (یعنی بعداً آن را بررسی کنیم.)
    نظرت در مورد این موضوع چیست؟ (دیدگاه تو چیست؟)
    آنها برای طراحی مدرسه زیاد فکر نکرده بودند. *
    با تجدید نظر، فکر کنم یک قاشق پیتزای دیگر بخورم. (تجدید نظر یعنی نظر عوض کردم.)
    خانواده شما در اندیشه و دعای ما هستند. (این جمله برای ابراز همدردی معمول است)

     

    واژه “thoughtful” یک صفت است و به کسی گفته می‌شود که به دیگران توجه دارد و با ملاحظه است:

    این هدیه خیلی با ملاحظه بود.
    رئیس‌جمهور اوباما در مراسم فارغ‌التحصیلی، سخنرانی پرمعنی و عمیقی ارائه کرد.
    ممنون! چقدر توجه کردی.

     

    البته کلمه “thought” شکل گذشته فعل “think” نیز هست.

    او فکر می‌کرد امروز نوزدهم است، ولی实际上是 بیستم است.
    من خیلی به آن موضوع فکر نکرده‌ام.

    * نکته: کلمه “فکر” هم به صورت قابل شمارش و هم غیرقابل شمارش به کار می‌رود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Threat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Threat به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Threat به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر وقت کسی یا چیزی در آستانه ایجاد آسیب یا خطر باشد، از کلمه “تهدید” استفاده می‌کنیم. این جمله‌ها نشان می‌دهند که چطور می‌توان “تهدید” را به عنوان یک اسم به کار برد:

    تهدید به خشونت نتوانست مانع تظاهرکنندگان شود که در خیابان راه بروند.
    نشت گاز در یک محله، خطری برای ایمنی عمومی به وجود آورد و به همین دلیل آن منطقه تخلیه شد.
    سیگار کشیدن یک خطر جدی برای سلامتی شما محسوب می‌شود.
    تغییرات آب‌وهوایی در جهان یک تهدید است که همه باید نسبت به آن احساس مسئولیت کنند.

    هنگامی که بخواهیم از این مفهوم به صورت فعل استفاده کنیم، کلمه به “تهدید کردن” تغییر می‌یابد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    threaten

    تهدید کردن

    threatened

    تهدید کرد

    threatened

    تهدید کرده

    هوای سرد دارد به محصولات مرکبات در کالیفرنیا آسیب می‌زند.
    مردی در بزرگراه، هنگام رانندگی، مرد دیگری را با اسلحه مورد تهدید قرار داد.
    بیل همیشه وقتی بچه‌های محله مقابل مهمانی‌های شلوغ و پرسر و صدا می‌گیرند، می‌گوید که به پلیس خبر می‌دهد.
    آتش‌سوزی چند نفر از افراد داخل ساختمان را در خطر قرار داد، اما همه آن‌ها سالم فرار کردند.
    داری من را تهدید می‌کنی؟

    به عنوان صفت، از کلمه «تهدیدکننده» استفاده می‌شود.
    یک نفر برای روزنامه نامه‌ای تهدیدکننده فرستاد.
    یک کولاک برف تهدیدکننده باعث شد فرودگاه پروازها را به تأخیر بیندازد.
    وضعیت در سوریه آنقدر تهدیدکننده است که نیروهای امدادی از رفتن به بعضی مناطق می‌ترسند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Thrill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Thrill به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Thrill به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “هیجان” نشان‌دهنده یک احساس قوی و شاد است. این کلمه را می‌توان به چند شکل مختلف استفاده کرد:

    وقتی می‌خواهیم چیزی را توصیف کنیم که هیجان ایجاد می‌کند، از کلماتی مانند “هیجان‌زده” یا “هیجان‌انگیز” استفاده می‌کنیم.

    سوار شدن ترن هوایی واقعاً هیجان‌انگیز بود.
    ما یک فیلم بسیار پرهیجان تماشا کردیم.
    چه حس فوق‌العاده‌ای!
    من بسیار هیجان‌زده هستم.
    آن‌ها فهمیدند که صاحب فرزند می‌شوند. همه از این خبر خوشحال و هیجان‌زده هستند.

     
    در دو مثال زیر، “هیجان” به صورت فعل به کار رفته است:

    فیلم‌های جنگ ستارگان از دهه ۱۹۷۰ تا به امروز، بینندگان را هیجان‌زده کرده‌اند.
    شیلا از شنیدن خبر ازدواج دخترش بسیار هیجان‌زده شد.

     
    وقتی “هیجان” به عنوان اسم به کار می‌رود، به معنای یک اتفاق یا تجربه جالب و پرهیجان است. اما گاهی از این کلمه به صورت طعنه‌آمیز هم استفاده می‌شود:

    ملاقات با رئیس‌جمهور آمریکا یک تجربه بسیار هیجان‌انگیز برایم بود.
    ماجراهای هری پاتر برای خوانندگان، سرشار از هیجان است.
    تام باید هفته آینده به نبراسکا سفر کند. واقعاً که یک سفر پرهیجانی در پیش دارد! (این جمله به صورت طعنه گفته شده است)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Through به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Through به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Through به فارسی با مثالهای کاربردی

    او از لای درهای چرخشی رد می‌شود.
    برای گرفتن غذا از قسمت رانندگی-عبور (درایو ثرو) سفارش می‌دهد.
    اتوبوس‌ها و خودروها از وسط شهر می‌گذرند.
    او سوار بر اسبش از میان جنگل گذشت.
    خورشید از لای ابرها پیداست.
    من تقریباً هر روز با دوچرخه از این تونل می‌گذرم.
    نهنگ‌ها در دل اقیانوس شنا می‌کنند.
    او در حال شنا کردن در آب است.
    آنها در یک مغازهٔ صفحه‌فروشی دست‌دوم، در حال ورق زدن آلبوم‌ها هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Throw به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Throw به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Throw به فارسی با مثالهای کاربردی

     

    ساده گذشته فعل ماضی
    throw

    پرتاب کردن

    threw

    انداخت

    thrown

    پرتاب شده است

    وقتی از دست‌هایت استفاده می‌کنی تا چیزی را به سمت جایی خاص بفرستی، در واقع آن را پرتاب می‌کنی.
    او در حال پرتاب یک توپ است.
    او توپ را به سمت پایین زمین پرتاب کرد. (کاری که در گذشته انجام شد)
    چه قدر می‌توانی یک توپ را پرتاب کنی؟
    آیا عبدی تا به حال یک توپ فوتبال آمریکایی پرتاب کرده است؟ (کاری که در زمان حال کامل رخ داده)
    بعد از اجرا، گل‌هایی به سمت صحنه پرتاب شدند.

    کلمه “throw” گاهی برای انداختن چیزی داخل سطل زباله هم به کار می‌رود.
    دوریس لباس قدیمی‌اش را توی سطل زباله انداخت.
    آن سیب‌های قدیمی را دور بریز. آن‌ها خراب شده‌اند.
    دن هیچ‌کدام از نقاشی‌های قدیمی‌اش را دور نریخته است. او آن‌ها را توی یک جعبه بزرگ نگه می‌دارد.
    لطفاً آن جعبه‌ها را بیرون بنداز. ما به آن‌ها نیاز نداریم.

    وقتی یک مهمانی ترتیب می‌دهی، می‌توانی از کلمه “throw” استفاده کنی:
    همسایه‌های ما هفته گذشته یک مهمانی بزرگ گرفتند.
    مدرسه برای یکی از معلم‌ها که می‌خواست به روسیه برود، یک جشن خداحافظی گرفت.
    تد برای پدر و مادرش که پنجاه سال است ازدواج کرده‌اند، یک جشن سالگرد گرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tickle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tickle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tickle به فارسی با مثالهای کاربردی

    قلقلک دادن یعنی دست زدن به قسمتی از بدن کسی که باعث خنده یا یک حس گزگز در او می‌شود.

    در اینجا چند جمله با کلمه قلقلک می‌آوریم:

    این قلقلک‌آور است.
    این من را قلقلک می‌دهد.
    بچه‌ها همدیگر را قلقلک می‌دهند.
    آن‌ها در حال قلقلک دادن پای یکدیگر هستند.
    بعضی از افراد دوست دارند قلقلک داده شوند، اما بعضی دیگر نه.
    قلقلک دادن را متوقف کن.
    لطفاً دیگر مرا قلقلک نده.
    والتر دوست ندارد او را قلقلک بدهند.
    یک چیزی روی پاهایم حس قلقلک ایجاد می‌کند.
    مادربزرگ، زیر چانه نوه‌اش را به آرامی قلقلک داد. (در این جمله، کلمه «قلقلک» به عنوان اسم به کار رفته است.)

     

    کلمه «ticklish» یک صفت است:

    او خیلی زود قلقلکش می‌شود. (با لمس نقاط خاصی از بدنش به راحتی می‌خندد.)
    اطراف شکمش حساس است و قلقلکش می‌شود.
    دست‌های دکتر باعث شد بیمار جوان احساس قلقلک کند.
    بعضی افراد خیلی زود قلقلکشان می‌شود، در حالی که بعضی دیگر اینطور نیستند.

     

    عباراتی هم هستند که از کلمه «tickle» در آن‌ها استفاده شده است:

    این توجه تو را جلب می‌کند. (یعنی تو را سرگرم می‌کند.)
    راجر در مهمانی چند لطیفه تعریف کرد. (چند جوک گفت.)
    اورسولا پشت پیانو نشست تا پیانو بنوازد. (عبارت «tickle the ivories» به معنای نواختن پیانو است.)
    این مرا سرگرم می‌کند. (من را می‌خنداند، اما ممکن است به صورت بیرونی نخندم.)
    من شدیداً خوشحالم. (یعنی بسیار سرگرم شده‌ام یا حسابی خوشحالم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Tidy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tidy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Tidy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «tidy» به معنی تمیز و مرتب کردن چیزی است. معمولاً این کلمه با «up» همراه می‌شود.

    ما باید قبل از رسیدن مهمان‌ها، خانه را مرتب کنیم.
    آشا دوست داشت قبل از مصاحبه کاری، ظاهرش را مرتب کند، برای همین به دستشویی بانوان رفت تا کمی آرایش کند.
    قبل از عکس گرفتن بهتر است خودت را مرتب کنی. مطمئناً دوست داری بهترین ظاهر ممکن را داشته باشی، نه؟
    آن‌ها خانه‌شان را خیلی تمیز و مرتب نگه می‌دارند. (در این جمله «tidy» به صورت صفت به کار رفته است.)
    این یک محلهٔ بسیار تمیز و آراسته است.

     
    گاهی از این کلمه برای اشاره به مقدار پول، معمولاً مبلغ قابل‌توجهی، استفاده می‌شود:

    باب از فروش خانه‌اش سود خوبی به دست آورد.
    یک مدرک دانشگاهی در برنامه‌نویسی کامپیوتر، اغلب بعد از فارغ‌التحصیلی باعث کسب درآمد خوبی می‌شود.
    ما سال گذشته مبلغ قابل‌ملاحظه‌ای پول درآوردیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.