دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Surface به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Surface به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Surface به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “سطح” به بیرونی‌ترین لایه یا رویه یک چیز اشاره دارد.

    یک قایق روی سطح آب شناور می‌ماند.
    انسان‌ها روی سطح کره زمین زندگی می‌کنند.
    سطح کره ماه برای زندگی کردن مناسب نیست.
    دلفین‌ها و نهنگ‌ها برای نفس کشیدن به سطح آب می‌آیند.
    روی سطح میز کار می‌کنیم.
    سطح میز، محلی است که افراد دور آن غذا می‌خورند.
    سطح یک پیست یخ‌ skating، کاملاً از یخ پوشیده شده است.
    هنگام رنگ‌آمیزی، داشتن یک سطح تمیز بسیار مهم است.
    اگر سطح یک خیابان ناهموار باشد، برای رانندگی ماشین‌ها مشکل ایجاد می‌کند.
    بعضی از مردم وقتی احساسات و مشکلات درونی‌شان آشکار می‌شود، گریه می‌کنند.

     
    اغلب از عبارت “در ظاهر” (on the surface) زمانی استفاده می‌شود که وضعیتی، چیزی را در نگاه اول نشان می‌دهد، اما واقعیت پنهانی در پشت آن وجود دارد:

    در ظاهر به نظر عصبانی می‌رسد، ولی در واقعیت اینطور نیست.
    در ظاهر خوشحال است؛ اما در باطن بسیار ناراحت است.
    در نگاه اول، این موضوع ساده به نظر می‌رسد، ولی در حقیقت بسیار پیچیده است.

     
    کلمه “surface” می‌تواند به عنوان یک فعل نیز به کار رود. در این حالت، به معنای آشکار شدن چیزی است که قبلاً پنهان بوده است.

    در آخر هفته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یک سیاستمدار محلی به دلیل یک جنایت تحت بازجویی قرار گرفته است.
    ناگهان شواهدی پدیدار شد که نشان می‌داد عمق مشکل چقدر جدی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Surge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Surge به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Surge به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “سَرج” (Surge) به معنای افزایش ناگهانی و سریع است. از این واژه برای توصیف طوفان، مشکلات، تقاضای مردم، نوسانات برق و موارد مشابه استفاده می‌شود.

    یک نوسان شدید برق باعث خرابی چند کامپیوتر از کامپیوترهای ما شد.
    برای جلوگیری از آسیب نوسانات برق، بهتر است از یک محافظ برق مناسب استفاده کنید.
    در طول توفان‌های شدید، سطح آب دریا به طور ناگهانی بالا می‌آید که به آن “افزایش سطح آب در توفان” می‌گویند و این پدیده می‌تواند منجر به سیل شود.
    در سال‌های اخیر، توجه و علاقه مردم به ورزش یوگا به طور چشمگیری افزایش یافته است.
    معمولاً دونده‌ها احساس می‌کنند با نزدیک شدن به خط پایان مسابقه، یک انرژی ناگهانی و قوی در وجودشان جریان پیدا می‌کند.
    با گسترش نگرانی‌ها در مورد ویروس کرونا در سراسر جهان، خرید لوازم و تجهیزات پزشکی به شدت افزایش یافته است.
    در برخی کشورها، شمار افراد مبتلا به این ویروس به سرعت در حال بیشتر شدن است.
    هرگاه درگیری نظامی رخ دهد، تعداد سربازان آمریکایی که در عملیات‌های رزمی شرکت می‌کنند، به طور ناگهانی افزایش پیدا می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Surround به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Surround به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Surround به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “surround” وقتی به کار می‌رود که چیزی یا کسی به طور کامل در اطراف چیز یا شخص دیگری باشد.

    آب، جزیره‌ای که او روی آن است را در بر گرفته. او تا زمانی که کسی نجاتش دهد، همانجا خواهد ماند.
    پلیس، ماشین را به طور کامل محاصره کرد و سپس راننده را دستگیر کرد.
    برخی از شهرک‌های اطراف شیکاگو، خانه‌های بسیار گران‌قیمتی دارند.
    خانه‌های اطراف راجر و کیم، خراب شده و دوباره به صورت خانه‌های بسیار بزرگتری ساخته شده‌اند.

     
    گاهی از این کلمه برای زمانی استفاده می‌شود که افراد به طور نزدیک در کنار یکدیگر هستند:

    مدیرعامل شرکت، خودش را با باهوش‌ترین و بااستعدادترین افراد در صنعتش همراه کرده است.
    ماریا در جشن فارغ‌التحصیلی‌اش، در میان دوستان و خانواده قرار داشت. (جمله‌های ناگذر اغلب با این کلمه به کار می‌روند.)
    کوین در مراسم خاکسپاری مادرش، در آغوش دوستان و خانواده بود.

     
    همچنین می‌توانید از کلمه “surrounding” به صورت یک وصف استفاده کنید:

    شهرهای دوقلو و مناطق اطراف آن، در حالت آماده‌باش برای احتمال سیل قرار دارند. (آماده‌باش سیل یعنی بعد از باران شدید، سطح آب در دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و جوی‌ها در حال بالا آمدن است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Swallow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Swallow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Swallow به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی از گلو پایین می‌رود، می‌گوییم آن را “قورت داده‌اید” یا “بلعیده‌اید”.

    مایک قهوه‌اش را با جرعه‌های بزرگ سر کشید.
    وقتی گلو درد دارید، خوردن چیزهای نرم و خنک حال‌تان را بهتر می‌کند.
    پسر بچه‌ای یک اسباب‌بازی پلاستیکی را قورت داد و مجبور شدند او را به بیمارستان ببرند.
    سارا در قورت دادن مشکل داشت، برای همین پیش پزشک رفت.
    بلعیدن قرص‌های بزرگ دارو کار سختی است.
    سگ من می‌تواند یک همبرگر را فقط در یک لقمه بخورد.
    اگر بخواهید مقدار زیادی غذا را یک‌باره قورت دهید، ممکن است باعث خفگی شود.

     
    کلمه “swallow” در بعضی از اصطلاحات هم به کار می‌رود. در این حالت، اگر چیزی را “بپذیرید” یا “باور کنید”، از این کلمه استفاده می‌شود. همچنین وقتی می‌خواهید بگویید اطلاعات زیادی دریافت کرده‌اید، باز هم از این واژه کمک می‌گیرید.

    I find that very hard to swallow. (من باور کردن این موضوع برایم خیلی سخت است.)
    This is too much information to swallow at one time. (این حجم از اطلاعات برای درک یک‌باره زیاد است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Swamp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Swamp به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Swamp به فارسی با مثالهای کاربردی

    باتلاق جایی است که آب و زمین به هم می‌آمیزند. زمین در آن‌ها آنقدر خیس و نرم است که نمی‌توان روی آن ساختمان ساخت، اما بعضی از گیاهان، درختان و جانوران در این محیط به خوبی زندگی می‌کنند.

    واژه “مرداب” هم معمولاً برای مکان‌های پوشیده از آب به کار می‌رود، حتی اگر دقیقاً باتلاق نباشند. انواع مختلفی از این مناطق مانند “باتلاق‌ها”، “مرداب‌ها” و “تالاب‌ها” وجود دارد که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارند، ولی گاهی همه آن‌ها را به سادگی مرداب می‌نامند.

    در یک باتلاق، قورباغه‌ها و پرندگان صداهای زیادی تولید می‌کنند. رفتن به قسمت‌های عمقی باتلاق می‌تواند خطرناک باشد، چون این مناطق محل زندگی تمساح‌ها و مارها هستند. حتی حیاط خانه من در فصل بهار گاهی شبیه یک باتلاق می‌شود. در ایالت‌های آمریکا مانند فلوریدا، جورجیا و می‌سی‌سیپی، زمین‌های باتلاقی زیادی به چشم می‌خورد.

    به تازگی، رئیس‌جمهور ترامپ در سخنرانی‌هایش هنگام اشاره به فرهنگ حاکم بر واشنگتن دی‌سی، از کلمه “باتلاق” استفاده کرده است. شعار او برای “خشک کردن باتلاق” معمولاً در جمع هوادارانش تکرار می‌شود. این عبارت به معنای پاک‌سازی فساد و توقف فعالیت‌های غیرقانونی در میان کارکنان دولت است. با این حال، استفاده از این شعار توسط رئیس‌جمهور وقت، کنایه‌آمیز به نظر می‌رسد؛ زیرا حدود دوازده نفر از مقامات دولت او و اعضای تیم انتخاباتی‌اش به اتهامات مختلف متهم شده‌اند یا مجرم شناخته شده‌اند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Swap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Swap به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Swap به فارسی با مثالهای کاربردی

    مبادله کردن یعنی چیزی را با چیز دیگری عوض کنیم. وقتی دو نفر با هم مبادله می‌کنند، یعنی هر دو قبول دارند چیزهایی را که ارزش مشابهی دارند، به یکدیگر بدهند یا کاری کنند که هر دو طرف سود ببرند. گاهی ممکن است چیزهایی که عوض می‌شوند کاملاً برابر نباشند، اما چون دو طرف با این کار موافقند، یعنی هر کسی چیزی را می‌دهد تا در عوض چیز دیگری به دست بیاورد.

    تونی و لیکیشا آپارتمان‌هایشان را با هم عوض کردند. تونی از آپارتمان خودش بیرون آمد و به آپارتمان لیکیشا رفت. لیکیشا هم از آپارتمان خودش خارج شد و به آپارتمان تونی نقل مکان کرد. آن‌ها این کار را کردند چون هر دو به یک محل زندگی جدید که به محل کارشان نزدیک‌تر باشد، نیاز داشتند.

    بعضی از کسانی که در یک جلسه شرکت کرده بودند، آدرس ایمیل‌هایشان را با هم عوض کردند. آن‌ها این کار را انجام دادند چون فکر می‌کردند در آینده می‌توانند به هم کمک کنند یا با هم در تماس باشند.

    گری و سامانتا با هم ازدواج کرده‌اند. آن‌ها مرتب ماشین‌هایشان را با هم عوض می‌کنند تا در مصرف بنزین صرفه‌جویی کنند. وقتی گری مجبور است مسافت طولانی رانندگی کند، ماشین شاسی‌بلند پرمصرف خود را با ماشین کم‌مصرف هیبریدی همسرش عوض می‌کند.

    بچه‌هایی که ناهار از خانه به مدرسه می‌برند، ممکن است غذایی را که دوست ندارند با غذایی که دوست دارند عوض کنند. مثلاً جفری ساندویچ کره بادام‌زمینی و مربایش را با ساندویچ بَن‌میِ نگوین عوض می‌کند.

    مدیران شرکت‌ها هم معمولاً ایده‌هایشان را با هم به اشتراک می‌گذارند تا شرکت‌هایی که اداره می‌کنند، پیشرفت کنند.

    شما می‌توانید به یک «بازار مبادله» بروید و چیزهایی را که دیگر نیاز ندارید با چیزهایی که به آن‌ها احتیاج دارید، عوض کنید.

    صفحه‌کلید کامپیوترم از کار افتاده بود، برای همین آن را با صفحه‌کلید یک کامپیوتر دیگر که سالم بود، عوض کردم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Sway به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sway به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Sway به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «Sway» به حرکت آرام و رفت و برگشتی چیزی اشاره دارد. بعضی چیزها به طور مشخص این حرکت را دارند، مخصوصاً وقتی که باد می‌وزد.

    درختان با وزش باد حرکت می‌کنند. همین حرکت، آن‌ها را مقاوم‌تر می‌سازد.
    پل‌های بلند و طویل، انعطاف‌پذیر هستند و در باد تاب می‌خورند.
    یک ساختمان بلند نیز ممکن است در اثر باد، کمی به جلو و عقب حرکت کند. اگر چنین حرکتی نداشته باشد و کاملاً ثابت بماند، ممکن است به سازه آن آسیب وارد شود.
    پشت کامیونی که در جاده به چپ و راست حرکت می‌کند رانندگی نکنید. این کار خطرناک است.
    قایق‌ها روی آب تاب می‌خورند.
    کسانی که می‌رقصند، می‌توانند هماهنگ با موسیقی، بدن خود را به نرمی تکان دهند.
    من در برنامه‌ام کمی انعطاف دارم. (در این جمله، «Sway» به معنی انعطاف‌پذیری است و به عنوان اسم به کار رفته.)

     
    علاوه بر این، «Sway» به معنای تأثیرگذاری یا داشتن نفوذ روی دیگران نیز هست.

    ما نمی‌توانیم روی او تأثیر بگذاریم. او نظر خود را عوض نمی‌کند.
    نمی‌توان او را از تصمیمش منصرف کرد. (هیچ‌کس نمی‌تواند نظر او را تغییر دهد.)
    تونی تحت تأثیر صحبت‌های فروشنده قرار گرفت و یک ماشین جدید خرید.
    راجر در شرکت نفوذ چندانی ندارد. (در این جمله، «Sway» به عنوان یک اسم غیرقابل شمارش استفاده شده است.)
    چقدر روی سرپرست خود نفوذ داری؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sweat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sweat به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Sweat به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی بدن برای خنک کردن خودش آب آزاد می‌کند، این فرآیند را عرق کردن می‌نامیم. علاوه بر این، بدن در مواقعی که فرد احساس اضطراب یا ترس دارد نیز عرق می‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sweat

    عرق کردن

    sweat/seated

    عرق کرد

    sweat/seated

    عرق کرده

    وقتی هوا گرم است، همه عرق می‌کنند. او هم در حال عرق کردن است. بدنش خیس عرق شده. قطره‌های عرق از پیشانی‌اش پایین می‌چکد.
    او به دلیل اضطراب عرق می‌کند.
    او به دلیل ترس عرق می‌کند.

    این واژه معمولاً در عبارت‌هایی به کار می‌رود که موقعیت‌هایی را توصیف می‌کنند که در آن فرد واقعاً عرق نمی‌ریزد.

    Don’t sweat the small stuff. (نگران مسائل کوچک نباشید.)
    آیا به پول نیاز داری؟ بدون نگران. اینجا، ده دلار. (no sweat = بدون مشکل)
    او همهٔ کارهایش را بدون هیچ زحمتی به پایان رساند.
    جیل قبل از اینکه وکیل شود، هفت سال در دانشگاه سخت تلاش کرد.

    واژهٔ “sweat” برای لباس هم استفاده می‌شود:
    ند هنگام ورزش، لباس راحتی ورزشی می‌پوشد.
    دانشجوها دوست دارند سوئیشرت‌هایی بپوشند که نام دانشگاهشان روی آن نوشته شده است.
    شلوارهای ورزشی پاهایتان را گرم نگه می‌دارند و پوشیدن آن‌ها در خانه بسیار راحت است.
    پولور وقتی هوا سرد است پرطرفدار است. می‌توان هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی از آن استفاده کرد.
    پیشانی‌بند ورزشی مانع از چکیدن عرق به داخل چشمان شما می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sweep به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sweep به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Sweep به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی می‌خواهد زمین یا کف اتاق را تمیز کند، از یک وسیله به نام جارو استفاده می‌کند. او با حرکت دادن جارو روی سطح، گرد و غبار و آشغال‌ها را جمع می‌کند تا محل تمیز و پاکیزه شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sweep

    جارو کردن

    swept

    جاروب کرد

    swept

    جاروب کرده

    او در حال جارو زدن زمین است. (کاری که همین الان در جریان است)
    او هر روز زمین را جارو می‌کند. (عادت و کار همیشگی)
    او زمین را جارو زد. (کاری که در گذشته انجام شد)
    آیا زمین را جارو زده‌اید؟ (کاری که در گذشته انجام شده و اثرش到现在 باقی است)
    همین چند ساعت پیش زمین جارو شد. (کاری که در گذشته انجام شد و تمرکز روی خود کار است، نه انجام‌دهنده آن)

    برای جارو کردن زمین از چه وسیله‌ای استفاده می‌کنید؟
    می‌توانید از یک جاروی دسته‌دار یا یک تی برای تمیز کردن زمین استفاده کنید.

    کاربردهای دیگر کلمه “Sweep”:

    اگر یک تیم در تمام بازی‌های یک مسابقه برنده شود، می‌گوییم: “آنها همه بازی‌ها را بردند” یا “برنده بی‌چون و چرا شدند.”

    وقتی کسی ناگهان و شدیدا عاشق کسی می‌شود، می‌گوییم: “جانوریا ماریا را سحر کرد و آنها خیلی زود با هم ازدواج کردند.” (یعنی او خیلی سریع عاشق جانوریا شد.)

    یک موج بزرگ دریا می‌تواند کسی را از ساحل با خود ببرد: “مرد جوان با یک موج عظیم به دریا کشیده شد و غرق گردید.”

    “جاروبک دودکش” به کسی گفته می‌شود که داخل دودکش‌ها را تمیز می‌کند. او دوده و خاکسترها را از داخل دودکش پاک می‌نماید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sweet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sweet به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Sweet به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر چیزی که مزه شیرین دارد، حاوی نوعی قند است که این طعم را ایجاد می‌کند. آب‌نبات شیرین است، اما یک سیب هم می‌تواند شیرین باشد. شما می‌توانید واژه “sweet” را برای توصیف یک فرد خوب یا کسی که دوستش دارید نیز به کار ببرید. حتی یک موقعیت می‌تواند شیرین باشد اگر برای افراد درگیر، خوب و مفید باشد:

    اسکار یک معامله عالی برای یک ماشین گرفت.
    این ماشین واقعا فوقالعاده است.
    این خیلی دلنشین است! (یعنی واقعا خوب است.)
    همهٔ خانم‌های دفتر فکر می‌کنند پیتر مرد بسیار خوش‌اخلاق و خوبی است.
    این کیک شکلاتی زیادی شیرین است.
    آیا تا به حال پای سیب‌زمینی شیرین خورده‌اید؟ خیلی شیرین است، اما به طور غافلگیرکننده‌ای خوشمزه است.
    راشل شخصیت بسیار دلپذیری دارد.
    فراق آنقدر غم شیرین است که تا فردا شب بخیر می گویم. (ویلیام شکسپیر، رومئو و ژولیت)

    کلمه “sweeten” یک فعل است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sweeten

    شیرین کردن

    sweetened

    شیرین شد

    sweetened

    شیرین شده

    قهوه با ریختن شکر یا یک ماده شیرین‌کننده دیگر، طعم شیرین پیدا می‌کند. (واژه “شیرین‌کننده” یک اسم است.)
    شهرداری با اضافه کردن یک میلیون دلار دیگر به پروژه، طرح ساخت‌وساز املاک را جذاب‌تر کرد.
    شما می‌توانید با لبخند زدن، هر حرفی را که می‌زنید دلنشین‌تر و ملایم‌تر کنید.

    واژه‌های “Sweetie”، “Sweatheart”، “Sweetness” و “Sweets” به عنوان اسم به کار می‌روند.
    جنیفر بسیار دلسوز و دوست‌داشتنی است.
    او واقعاً مهربان و شیرین است.
    شیرینی موجود در دستور پخت این نان موزی، به خاطر اضافه کردن عسل به آن است.
    ممکن است در اثر خوردن بیش از اندازه شیرینی‌جات، دندان‌هایتان دچار پوسیدگی شوند. (sweets = آبنبات و خوراکی‌های شیرین دیگر)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.