دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Pet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pet به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Pet به فارسی با مثالهای کاربردی

    حیوان خانگی، حیوانی است که انسان‌ها آن را در خانه نگهداری می‌کنند تا همدم آن‌ها باشد یا به این دلیل که بودن در کنارش لذت‌بخش است. معمولاً از این حیوانات به عنوان منبع غذایی استفاده نمی‌شود.

    سگ و گربه از حیوانات خانگی پرطرفدار هستند.
    برای خرید یک حیوان خانگی، می‌توانید به فروشگاه مخصوص حیوانات مراجعه کنید.
    من در دوران کودکی یک همستر به عنوان حیوان خانگی داشتم.
    بهتر است از نگهداری حیوانات وحشی در خانه خودداری کنید.

     
    اما اگر از این کلمه به عنوان فعل استفاده شود، به معنای نوازش کردن و محبت کردن با حرکت دست است.

    کودکان علاقه زیادی به نوازش حیوانات دارند.
    آیا می‌توان یک مار یا مارمولک را نوازش کرد؟
    سگ‌ها دوست دارند که نوازش شوند. (این جمله به شکل مجهول ساخته شده است.)
    در بسیاری از باغ‌وحش‌ها، بخشی به نام “باغ‌وحش تماسی” وجود دارد که در آن بازدیدکنندگان می‌توانند حیوانات کوچک و آرام را نوازش کنند یا به آن‌ها غذا بدهند.

     
    علاوه بر این، کلمه “pet” در برخی اصطلاحات رایج انگلیسی نیز به کار می‌رود.

    همه دانش‌آموزان کلاس می‌گویند که آنجلیکا، دانش‌آموز مورد علاقه معلم است. (یعنی دانش‌آموزی که نسبت به بقیه توجه و محبت بیشتری از معلم دریافت می‌کند.)
    کوتاه کردن ناخن در جمع، یکی از رفتارهای آزاردهنده رایج است. (منظور از “pet peeve” رفتارهایی است که به شدت دیگران را می‌رنجاند.)
    پروژه ساخت قطار سریع‌السرعت در این ایالت، به اولویت شخصی فرماندار تبدیل شده است. (“pet project” به پروژه‌ای گفته می‌شود که نسبت به سایر کارها اهمیت بیشتری دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Phone به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Phone به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Phone به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “phone” در واقع شکل کوتاه‌شده “telephone” است. تلفن‌ها از ابتدای دهه ۱۹۰۰ در آمریکا رواج پیدا کردند، اما از آن زمان تاکنون شکل و کاربردشان بسیار تغییر کرده است. به طور کلی، دو نوع اصلی تلفن وجود دارد: تلفن ثابت که با سیم به پریز داخل خانه یا محل کار وصل می‌شود، و تلفن همراه که برای برقراری تماس صوتی، ارسال تصویر و ویدئو از فناوری ماهواره‌ای استفاده می‌کند.

    در موقعیت‌های مختلف، ممکن است این جمله‌ها را درباره تلفن ثابت بشنوید:

    The phone is ringing.
    Can someone get the phone?
    Don’t answer the phone. Let the answering machine take a message.
    The phone has been ringing all day.
    The phone has been ringing off the hook. (There have been a lot of calls.)

    تلفن زنگ می‌زند.
    کسی می‌تواند گوشی را بردارد؟
    تلفن را جواب نده. بگذار منشی تلفنی پیام را ثبت کند.
    تمام روز تلفن در حال زنگ خوردن بوده.
    تلفن بی‌وقفه زنگ می‌خورد. (یعنی تماس‌های زیادی دریافت شده.)

    در مورد تلفن همراه نیز معمولاً چنین جملاتی به کار می‌رود:

    Someone’s phone is ringing. Is that me or you?
    Whose phone is that?
    I’m not answering my phone. I’ll listen to it later on voicemail.
    Do you have your phone on you?
    My phone is vibrating. I might have to take this call.
    Excuse me. I need to take this call.
    Please turn off your cell phone.

    تلفن کسی زنگ می‌خورد. مال منه یا تو؟
    این گوشی مال کیه؟
    من تماسم را جواب نمی‌دهم. بعداً از طریق پست صوتی گوش می‌دهم.
    گوشیت همراهته؟
    گوشی‌ام روی ویبره است. شاید مجبور باشم این تماس را بگیرم.
    ببخشید، باید این تماس را پاسخ بدهم.
    لطفاً تلفن همراه خود را خاموش کنید.

    نکته جالب این است که امروزه دیگر لازم نیست حتماً از کلمه “cell” برای اشاره به تلفن همراه استفاده کنیم. چون بیشتر افراد از گوشی‌های هوشمند برای تماس، استفاده از اینترنت یا اپلیکیشن‌ها استفاده می‌کنند، معمولاً فقط از کلمه “phone” استفاده می‌شود. مثلاً:

    I checked the weather on my phone. It’s going to rain.
    Do you have a flashlight on your phone?
    I set my phone to go off at 6 a.m. because I need to wake up early.
    She’s watching a movie on her phone.
    They’re playing games on their phones.
    I’ll get the directions to that address on my phone.
    My phone just vibrated. I think I got a text.
    Sandra paid for her groceries by using her phone.

    هوا را روی گوشیم چک کردم. قرار است باران ببارد.
    آیا گوشیت چراغ قوه دارد؟
    گوشی‌ام را روی ساعت ۶ صبح تنظیم کردم چون باید زود بیدار شوم.
    او دارد با گوشیش فیلم تماشا می‌کند.
    آنها با گوشی‌هایشان بازی می‌کنند.
    مسیرها را با گوشی‌ام پیدا می‌کنم.
    گوشی‌ام همین حالا ویبره خورد. فکر کنم پیامکی دریافت کردم.
    ساندرا با گوشی‌اش پول خریدهایش را پرداخت کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Phony به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Phony به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Phony به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “phony” به معنای چیزی تقلبی و ساختگی است که واقعی نیست و فقط یک کپی بیکیفیت از نسخه اصلی محسوب میشود. همچنین به شخصی که خود را صادق نشان میدهد، اما در باطن اینگونه نیست، نیز “phony” گفته میشود. این کلمه میتواند هم به صورت صفت و هم به صورت اسم به کار رود.

    اون پسر خیلی دروغگوست (صفت)
    او یک قلاب بزرگ است. (اسم)
    تانیا در واقع شوهرش را دوست ندارد. زندگی مشترک آنها واقعی و از روی искренی نیست.
    ریچارد سال گذشته واقعاً بیش از یک میلیون دلار درآمد نداشته است. حرف‌های او درباره موفقیت‌هایش، همگی ساختگی بودند.
    ملیسا یک مدرک دانشگاهی جعلی برای خودش درست کرد تا بقیه را فریب دهد و فکر کنند که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده است.
    آدم‌هایی که فقط به ظاهر و مادیات اهمیت می‌دهند، معمولاً صادق نیستند.
    پیشنهادی که برای ما پست شده بود، قول سود زیاد از یک سرمایه‌گذاری را می‌داد. اما معلوم شد که آن پیشنهاد، فریبنده و غیرواقعی است.
    آن یک پیشنهاد دروغین بود.
    کسی که قول‌های دروغ می‌دهد، در واقع یک دروغگوست.
    فردی که کالاهای تقلبی می‌فروشد، کلاهبردار و متقلب است.
    به کسی که پول جعلی تولید می‌کند، جاعل می‌گویند.
    اگر اطلاعات خصوصی خود را در یک وب‌سایت تقلبی وارد کنید، ممکن است هویت شما دزدیده شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Physical به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Physical به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Physical به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فیزیکال” یا “فیزیکی” در دو حالت کلی به کار می‌رود:

    **۱. مربوط به بدن و سلامتی:**
    این کلمه گاهی به معاینه پزشکی بدن اشاره دارد و گاهی به وضعیت بدنی و سلامت مربوط می‌شود.

    – والتر برای انجام یک معاینه کامل بدنی نزد دکتر رفت.
    – تانیا کسی است که سخت به اهمیت آمادگی و سلامت بدن معتقد است.
    – پس از سانحه، خوان برای قوی کردن دوباره پاهایش به تمرین‌های درمانی (فیزیوتراپی) نیاز پیدا کرد.
    – کسی که محدودیت جسمی دارد، شاید برای حرکت کردن به صندلی چرخدار نیازمند باشد.

    **۲. مربوط به چیزهای ملموس و واقعی:**
    این کلمه همچنین برای چیزهایی به کار می‌رود که وجود عینی و قابل لمس دارند.

    – زنگ زدن آهن، یک دگرگونی فیزیکی در فلز است.
    – اسکلت و بنیان ساختمان بر اثر زمین‌لرزه آسیب دید.
    – شناخت ما از دنیای مادی و قوانین طبیعت، در چند قرن اخیر تاثیر بزرگی بر بهبود زندگی ما گذاشته است.
    – کسی که به دانش فیزیک علاقه‌مند است، معمولاً ریاضی و فیزیک را به خوبی می‌داند.
    – ما به جای نقشه موبایل، از یک نقشه کاغذی و واقعی استفاده کردیم.

    **کلمه “فیزیکالی” (قید):**
    این شکل از کلمه، حالت و چگونگی یک عمل را توصیف می‌کند.

    – تانیا از لحاظ بدنی در شرایط بسیار مطلوبی است.
    – فردی که ناتوانی جسمی دارد ممکن است از جای پارک مخصوص استفاده کند.
    – کودکی که از سوی پدر یا مادرش مورد بدرفتاری جسمی قرار می‌گیرد، احتمالاً از نظر روانی هم آسیب می‌بیند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pick به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Pick به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزی را انتخاب کنید یا از بین چند گزینه، یکی را بردارید، می‌توانید از کلمه “pick” استفاده کنید:

    – تری چند تا پیراهن انتخاب کرد تا با خودش به مسافرت ببرد.
    – مایا رفت به نمایشگاه ماشین تا یک ماشین جدید انتخاب کند.
    – سارا باید به فروشگاه برود تا شیر بخرد.
    – رنگی که برای اتاق نشیمنشان انتخاب کردند، با مبلمانشان خیلی جور درمی‌آید.
    – جو باید برادرش را از فرودگاه بیاورد.
    – کدام کلمه را به عنوان «کلمهٔ روز» انتخاب کردم؟

     

    اگر بخواهید چیزی را از روی زمین یا یک سطح صاف بلند کنید، از “pick up” استفاده می‌کنید:

    – کفش‌هات را از زمین بردار.
    – لطفاً پالتویت را از روی زمین بلند کن.
    – وقتی یک ساختمان بزرگ ساخته می‌شود، از جرثقیل برای بلند کردن مصالح سنگین استفاده می‌کنند.
    – او به او کمک می‌کند کاغذهایی که روی زمین ریخته را جمع کند.

     

    کلمه “pick” به معنای «چیدن» هم برای برداشتن محصولات کشاورزی از باغ یا مزرعه به کار می‌رود:

    – کارگرها امروز صبح دارند توت‌فرنگی می‌چینند.
    – بهتر است برویم از باغ گوجه‌فرنگی بچینیم. کاملاً رسیده‌اند.
    – اگر تمام روز مشغول چیدن میوه باشید، ممکن است خیلی خسته‌کننده و سخت باشد.

     

    وقتی “pick” به صورت اسم به کار می‌رود، معنای آن «انتخاب» یا «گزینهٔ برگزیده» است:

    – انتخاب او برای دانشگاه، انتخاب خیلی خوبی بود.
    – تام یک گزینهٔ بد انتخاب کرد.
    – اینجا انتخاب جالبی برای غذا خوردن است.
    – وقتی سگمان را خریدیم، بهترین توله را برداشتیم.
    (منظور از “pick of the litter” این است که اولین و بهترین انتخاب را داشته باشی. این عبارت معمولاً برای توله‌سگ‌ها استفاده می‌شود، اما می‌توان برای چیزهای دیگر هم به کار برد.)

     

    در ادامه چند کاربرد جالب دیگر از کلمه “pick” را می‌بینید:

    – این ماشین تند شتاب می‌گیرد. (pick up = سرعت و شتاب)
    – باب یک وانت خرید. (pick up = وانت)
    – معلم، انشای سَلی را موشکافی کرد، اما او از این نقدها استقبال کرد.
    (pick apart = موشکافی کردن یا نقد دقیق)
    – جنیفر حس می‌کند رئیسش مدام سراغش می‌آید و اذیتش می‌کند.
    (pick on = دست انداختن یا ایجاد مشکل برای کسی)
    – چرا به جای او، با کسی هم‌قد و قوارهٔ خودت درگیر نمی‌شوی؟
    (این یک اصطلاح است و وقتی به کار می‌رود که کسی، فرد کوچک‌تر یا ضعیف‌تری را اذیت می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Picture به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Picture به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Picture به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «پیکچر» (picture) به انواع تصاویر مثل نقاشی، عکس، فیلم یا ویدیو اشاره دارد.

    بچه‌ها امروز در کلاس نقاشی، شکل حیوانات مورد علاقه‌شان را کشیدند.
    عکس مردی که اف‌بی‌آی به دنبالش بود، توی روزنامه چاپ شد.
    میشه لطفاً از ما یک عکس بگیرید؟
    چه عکس قشنگی!
    عکس خودت را برایم به صورت فایل پیوست بفرست.
    برد پیت در فیلم جدیدی به نام «خشم» بازی می‌کند.
    عکس‌های گربه‌ها در اینترنت طرفداران زیادی دارد.

     
    وقتی «پیکچر» به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً به این معناست که کسی چیزی را در ذهنش مجسم می‌کند.

    می‌توانی خودت را در کنار یک ساحل در کارائیب تصور کنی؟
    این صحنه را در ذهن بیاور: ده سال بعد، ممکن است ازدواج کرده باشی، صاحب فرزند باشی و در یک خانه در حومه شهر زندگی کنی.
    سخت است که دیوید را به عنوان یک دکتر تصور کرد.
    تصور این دو نفر در کنار هم، به عنوان یک زوج، دشوار است.

    توجه: آمریکایی‌ها معمولاً به فیلم‌ها «مووی» (movies) می‌گویند. این کلمه در واقع کوتاه‌شدهٔ عبارت «تصاویر متحرک» است. به مرور زمان، مردم به جای گفتن «برویم یک نمایش تصاویر متحرک ببینیم»، گفتند: «برویم یک فیلم ببینیم.» با این حال، کلمه «پیکچر» هنوز هم در صنعت سینما و در مورد فیلم‌ها به کار می‌رود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pie به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pie به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Pie به فارسی با مثالهای کاربردی

    پای یک نوع شیرینی است که در بیشتر مواقع با میوه‌ها درست می‌شود، اما گاهی هم درون آن گوشت قرار می‌گیرد.

    پای گیلاس با گیلاس پر می‌شود.
    پای سیب با سیب پر می‌شود.
    پای قابلمه‌ای معمولاً با گوشت مرغ پر می‌شود.
    گاهی به پیتزا، «پای پیتزا» هم گفته می‌شود.

     

    وقتی یک پای را می‌بریم، هر قسمت از آن را یک «قاچ» یا «تکه» می‌نامند.

    مایلید یک قاچ پای میل کنید؟
    دوست دارید یک تکه پای بخورید؟
    پای‌های کوچک را معمولاً به هشت قسمت تقسیم می‌کنند، بنابراین هشت تکه پای به دست می‌آید.

     

    عبارت‌هایی هم هستند که از کلمه «پای» استفاده می‌کنند.

    اگر چیزی «به آمریکایی بودنِ پای سیب» باشد، یعنی بسیار آمریکایی است.
    اگر کاری «آسان مثل پای» باشد، یعنی انجام آن بسیار راحت است.
    اگر چیزی «پای در آسمان» باشد، یعنی یک آرزو یا خیال است، نه یک چیز واقعی.

     

    «نمودار دایره‌ای» برای نمایش اطلاعات به شکل بصری کاربرد دارد. همه بخش‌های یک نمودار دایره‌ای روی هم، ۱۰۰ درصد می‌شوند.

    او با استفاده از یک نمودار دایره‌ای، عملکرد اخیر شرکت را توضیح می‌دهد.
    نمودار دایره‌ای اطلاعات مفیدی در اختیار ما قرار می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Piece به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Piece به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Piece به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “قطعه” معمولاً به یک چیز یا بخشی از یک چیز اشاره دارد.

    هارولد یک تکه پای خورد.
    آیا مایلید یک تکه کیک میل کنید؟
    برای ناهار یک تکه پیتزا خوردم.
    این پازل از ۵۰۰ قطعه تشکیل شده است.
    مینه یک قطعه زمین بزرگ در ویسکانسین برای ساخت مزرعه خرید. (منظور از “قطعه زمین” معمولاً یک محدوده وسیع بدون ساختمان است)
    این یک قطعه زمین بسیار زیبایی است.
    سونات مهتاب یک قطعه موسیقی زیبا است.
    بسیاری از آثار هنری مشهور در مؤسسه هنری شیکاگو نگهداری می‌شوند.
    بعد از یک تصادف، معمولاً تکه‌هایی از خودروها در خیابان دیده می‌شود.
    یک چراغ از روی میز افتاد و به هزاران تکه خرد شد.
    در بازی شطرنج، مهره ملکه از همه قدرتمندتر است.
    در بازی مونوپولی، بازیکنان با تاس‌انداختن، مهره‌های خود را روی صفحه حرکت می‌دهند.

     
    این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد.

    ما امیدواریم سهمی از این فعالیت داشته باشیم. (یعنی در سود آن شریک شویم)
    زلدا بدون تعارف نظر تند خود را به همکارش گفت. (یعنی صراحتاً مخالفت خود را بیان کرد)
    پتی وقتی فهمید همسرش به او خیانت کرده، از هم پاشید. (یعنی بسیار ناراحت شد)
    پلیس با کنار هم گذاشتن شواهد، اتفاقات شب ناپدید شدن آن مرد جوان را فهمید. (در این جمله “قطعه” به صورت فعل به کار رفته است)
    چند روز پیش یک مطلب جالب در روزنامه خواندم. (منظور مقاله یا یادداشت است)
    جان گفت که امتحان بسیار راحت بود. (یعنی مثل آب خوردن بود)

    توجه: کلمه “piece” را با کلمه “peace” به معنای “صلح” اشتباه نگیرید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pig به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pig به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Pig به فارسی با مثالهای کاربردی

    خوک حیوانی است که معمولاً در مزرعه نگهداری می‌شود و از گوشت آن استفاده می‌کنند. به گوشت خوک، «پورک» گفته می‌شود. محصولات مختلفی مانند بیکن، گوشت‌های نمک‌سود، دنده، سوسیس و ژامبون از این حیوان به دست می‌آید. این فرآورده‌ها در خیلی از کشورهای دنیا طرفدار دارند، اما در فرهنگ اسلامی، خوردن گوشت خوک حرام است.

    گاهی از کلمه «خوک» برای توصیف افراد هم استفاده می‌شود؛ مثلاً وقتی کسی کثیف است یا رفتار نامناسبی دارد.

    مثال‌ها:
    – او مثل خوک غذا می‌خورد.
    – از خودت خوک نساز! (یعنی زیاده‌روی نکن.)
    – او در خوردن زیاده‌روی کرد.
    – اتاقش بهقدری شلوغ و کثیف است که انگار طویلهٔ خوک‌هاست.
    – ما در مهمانی با ولع پیتزا خوردیم (که کار بدی هم نیست!).

    🔹 برخی اصطلاحات دیگر با کلمه خوک:

    – عرقم مثل خوک دراومده! (یعنی خیلی عرق کردم.)
    – می‌شود به خوک هم رژلب زد، اما در نهایت باز همان خوک است. (یعنی ظاهر چیزی را عوض کردن، ماهیتش را تغییر نمی‌دهد.)
    – تظاهرات آرام بود تا اینکه پلیس‌ها رسیدند. (در اینجا pigs به پلیس گفته شده.)
    – رئیس ونسا یک مرد متعصب و تحقیرکننده زنان است.

    🔹 کاربردهای دیگر:

    – قلک، وسیله‌ای برای پس‌انداز پول است.
    – گاهی به توپ فوتبال «پوست خوک» می‌گویند، چون در گذشته رویه آن از پوست خوک ساخته می‌شد.
    – او خواهرش را کول کرده است. (یعنی خواهر روی پشت او سوار است.)
    – خوکچه هندی در واقع خوک نیست، بلکه یک نوع جونده است که بعضی‌ها آن را حیوان خانگی نگه می‌دارند یا در آزمایش‌های علمی از آن استفاده می‌کنند.
    – به انگشتان پای بچه‌ها گاهی «پنجه‌های کوچولو» می‌گویند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pile به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pile به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Pile به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک پَیل (pile) به معنی یک توده یا انباشت عمودی از چیزهای مختلف است. در زندگی روزمره با انواع پیل‌ها روبرو می‌شویم:

    مثلاً کسی روی یک کوه کتاب نشسته است.
    کتاب‌ها به صورت یک توده روی هم چیده شده‌اند.
    فردی با بیل مشغول جابجا کردن یک توده خاک است.
    او یک کوه لباس برای شستشو دارد.
    لباس‌ها در سبد لباس‌شویی به صورت نامنظم روی هم انباشته شده‌اند. (در اینجا از کلمه “انباشته شده” به عنوان فعل استفاده شده است.)
    روی میز او یک کوه کار قرار دارد.
    او زیر انبوهی از paperwork و نامه‌ها مدفون شده است.

    این کلمه به عنوان فعل هم به کار می‌رود و معنای “روی هم انباشتن” یا “توده کردن” می‌دهد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    pile

    انباشته شدن

    piled

    انباشته شد

    piled

    انباشته شده

    در ساعت‌های پرترافیک، خودروها در بزرگراه‌ها پشت سر هم جمع می‌شوند.
    وقتی کسی پول کافی برای پرداخت قبض‌هایش نداشته باشد، بدهی‌هایش یکی پس از دیگری اضافه می‌شود.
    در زمان برف‌شدگی، برف روی جاده‌ها و بزرگراه‌ها جمع می‌شود.
    ممکن است رئیستان در محل کار، وظایف زیادی را به شما محول کند.
    کسی که بسیار گرسنه است، معمولاً مقدار زیادی غذا در ظرف خود می‌گذارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.